| گفته می شود بسیج زیر نظر سردار نقدی که خود در دوران نوجوانی تجربه حضور در جیش الشعبی صدام حسین را تا پیش از اخراج از عراق داشته است، به سبک "گشتاپو" متشکل می شود. سردار نقدی که قبلا دو سابقه جرائم داشته و به همین دلیل مدتی زندانی بود، بعد از کودتای 22 خرداد 88 در کنار طائب و مجتبی خامنه ای به سازماندهی گروه های میلیشیای لباس شخصی برای سرکوب موج عظیم جنبش سبز پرداخت و اخیرا نیز علیرغم سوابق پر از آشفتگی اش، حضور گسترده ای در رسانه ها و در بیت رهبری داشته است. اگرچه بارها و بارها، حکومت تلاش کرده تا دندانهای خندان رهبری را با اعتماد به نفس به مردم نشان دهد و جملات فراوانی از سوی وزیر اطلاعات، رئیس جمهور، فرماندهان سپاه و بسیج و بسیاری از مسوولان کشوری و لشگری در مورد " مرگ جنبش سبز" گفته شده و برخی از عناصر بیمار بیرون از کشور نیز که با واقعیات اجتماعی ایران فاصله ای چندین و چند ساله دارند، همین ادعا را تکرار کرده اند، اما تحلیل محتوای سخنان رهبری و مسوولان نظامی کشور، وحشت آنان را از دو خطر بطور دائمی نشان می دهد؛ آنان از یک سو در هراسند تا نارضایی عمومی که از سطح سیاسی و در میان طبقه متوسط گسترش یافته، تبدیل به نارضایتی از اداره کشور، گسترش فقر و بیکاری و عواقب سنگین اجرای طرح یارانه هوشمند در میان کلیه طبقات بخصوص اقشار تهیدست بشود، و از سوی دیگر می ترسند که تردیدهای موجود در سیاست خارجی آمریکا، منجر به افزایش نارضایتی آمریکایی ها از اوباما بشود و نئوکان ها را به قدرت بازگرداند و در هر دو حال، چه در صورتی که نئوکان ها در قدرت باشند و چه اوباما، او مجبور شود بسوی رویارویی با ایران برود و حکومت نیاز به ارتشی دارد تا از سقوط حکومت جلوگیری کند. به نظر می رسد که پروژه آشتی با ایران، به دلیل چرخش حکومت کودتا و سرکوب مردم در سال گذشته از یکسو و نداشتن مشروعیت دولت، توسط آمریکا مورد استقبال قرار نگرفت و در ایران نیز پروژه آشتی به دلیل دوگانگی برخورد ایران با آمریکا، هرگز به نتیجه نخواهد رسید. شاید به همین دلیل است که ممکن است حکومت ترجیح بدهد نابود شود، تا اینکه با آمریکا آشتی کند و دچار فروپاشی ناشی از برقراری رابطه با آمریکا شود. از سوی دیگر، برخوردهای حساب نشده حکومت با سیاست های جهانی، عملا قطار حکومت را با بیشترین سرعت به سوی آمریکا می برد. و اصلا بعید نیست تصور کنیم که ما تا مدتی نه چندان طولانی شاهد جنگ ایران و آمریکا باشیم. حالا دیگر موضوع این نیست که اوباما تعیین می کند که جنگ باشد یا نه، بلکه جنگ ایران و آمریکاست که ممکن است تعیین کند اوباما باشد یا نه. به همین دلیل است که ما همزمان با دو پدیده خاص مواجه می شویم؛ نخست تبدیل بسیج به جیش الشعبی، دوم روئیدن شاخه انحرافی اپوزیسیون حامی جنگ و تقویت مالی آن توسط نئوکان ها. واقعیت این است که نئوکان ها سبزها را جانشینان مناسبی برای حکومت کنونی جمهوری اسلامی نمی دانند و همه تلاش شان این است تا با تزریق پول به نیروهای بیمار و درمانده اپوزیسیون و تولید اپوزیسیون ظاهرا مستقل و غیر دینی و ضد سبز به یک نیروی منسجم امکان فراهم آمدن " لوئی جرگه" ایرانی را فراهم کنند. اما آنچه مهم است، این است که در حال حاضر تبدیل بسیج به " جیش الشعبی" از اهمیت بیشتری نسبت به سایر موارد دارد. این طرح به عنوان برنامه ای دراز مدت، برای مغزشویی نیروهای کم سن و سال از دوره دبستان، تبدیل کودکان و نوجوانان به نیروهای حامی رهبری، و نه هیچ چیز دیگر، و خلاصه کردن کلیه ارزش هایی که تا امروز به عنوان ارزش های نظام حکومتی جمهوری اسلامی وجود داشت، به شخص " پیشوا" است. آنها بخشی از آیت الله خمینی را که با امروز رهبری قابل تطبیق است، انتخاب می کنند، بخشی از مراجع که رهبری آیت الله خامنه ای را می پذیرند به عنوان مراجع برمی گزینند، بخشی از قانون اساسی را که موید رهبری بلامنازع آیت پیشوا باشد تائید می کنند، بخشی از مجلس را که کورکورانه تبعیت رهبری را حتی اگر بدانند که معنای چنین تبعیتی از میان رفتن مفهوم پارلمان است، قبول می کنند، و تنها بخشی از بسیج را که فدائی رهبری باشند، در تشکیلات جدید جای می دهند. حتی بزرگانی که در جنگ عراق پیشمرگان حفظ تمامیت ارضی ایران شدند، نیز براحتی مورد هجوم قرار می گیرند، زندانی می شوند و بدنام می شوند. حکومت ساعت هایش را برای ساعت صفر مجادله آماده می کند. معامله ای پنهان میان ارتش سایبری و اپوزیسیون دست ساز نئوکان ها، برای قیچی کردن جنبش سبز، صورت گرفته و در حال یافتن موقعیتی جدی است. آنها ترجیح می دهند به جای بازی دیگری در سال آینده در میدان آزمایش دموکراتیک، حتی با وجود نامزدهای مورد تائید حکومت، بازی جنگ را در پیش بگیرند. از این پس کار جنبش سبز روز به روز دشوارتر خواهد شد. میلیشیای داخل و اپوزیسیون بدلی آتش قطار درگیری را تندتر می کنند تا از امتحان دشوار مردم که هر دو طرف می دانند، اقبالی در آن نخواهند یافت عبور کنند. تجربه عراق، نشان داده است که حتی نئوکان ها هم پس از سیطره نظامی در کشوری عظیم مانند ایران، چاره ای جز مراجعه به آرای عمومی ندارند. و آرای عمومی همان است که در دوازده سال گذشته شکل گرفته و سوی آن به سمت اصلاح طلبان و جنبش سبز است. جنبش سبز تنها کاری که می تواند بکند، کاستن از آسیب به مردم در روزهای شورش، توحش میلیشیای دست ساز رهبری و عبور از فریبکاری های اپوزیسیون تقلبی است که ویرانی ایران را انگار به عنوان پیش فرض پذیرفته اند. سبزها باید خود را برای فردای دشوار ایران آماده کنند. |
۱۳۸۹ آذر ۹, سهشنبه
عبور دشوار جنبش سبز از میان دو تیغه یک قیچی "لوُلوُ جرگه" در خارج آیت الله "پیشوا" در داخل ابراهیم نبوی
۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه
کمدی در دل تراژدی

ایشان سردار شکنجه "نقدی" است، در کنار امام جمعه درغگوی تهران "احمد خاتمی". هر دو از رویش یافتگان دوران رهبری علی خامنه ای اند و منتظر فرصت برای خوردن سر او! این عکس از کارناوال ولایت، در دهکده ولایت هنگام ورود علی خامنه ای به این دهکده و سخنرانی برای فدائیان رهبر گرفته شده است. کمدی در دل تراژدی، یعنی همین صحنه ای که می بینید. نسل انقلاب زیر پوتین و نعلین آنهائی له شد که نقدی و احمدخاتمی نماد آنند!
۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه
از پرسش و پاسخ رئیس قوه قضائیه بخش های امنیتی نظام مخالف بررسی پرونده حمله به کوی هستند!
همزمان با اختلافات و تقابل های قوه مقننه (مجلس) با قوه مجریه (دولت) که در شماره روز گذشته پیک نت اخبار مربوط به آن منتشر شد، گوشه ای از تقابل قوه قضائیه با دولت نیز روز گذشته از زبان رئیس قوه قضائیه بیرون آمد. آن اوج اقتدار سیاسی و ادعای پایان حاکمیت دوگانه را که علی خامنه ای در سفر به قم و در دیدار با دانشجویان و طلاب بسیجی مطرح کرده را در اخبار دیروز پیک نت و اخبار امروز دنبال کنید. بویژه در سخنرانی روز گذشته رئیس قوه قضائیه که با صراحت می گوید نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات و سپاه برای شناسائی آنها که به کوی دانشگاه حمله کردند به قوه قضائیه کمک نکردند. در واقع، چاقو، دسته اش را نبرید. کسانی که حمله کردند چگونه خودشان برای کشف خودشان همکاری کنند؟
رئیس قوه قضائیه آیت الله جوان "صادق لاریجانی" در همایش پیام ماندگار که به مناسبت سالروز تاسیس بسیج دانشجویی در دانشگاه تهران برگزار شد، در پاسخ به سئوال نمایندگان بسیج دانشجویی در سه محور مفاسد اقتصادی، اطاله دادرسی و پرونده کوی دانشگاه گفت:
در رابطه با پرونده کوی دانشگاه نزدیک به ۳۰ نفر احضار شده اند، کیفر خواست آنها نیز صادر شده است. در پرونده حمله به کوی دانشگاه، نیروهای امنیتی هیچ کمکی به دستگاه قضائی نکردند. ما تنها بر اساس اطلاعاتی که از سایر دستگاههای دیگر رسید بر روی این پرونده کار می کنیم.
۱۳۸۹ آذر ۲, سهشنبه
آمادهباش شبانهی پمپبنزینها
۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه
محمد نوری زاد خطاب به رئیس قوه قضائیه نیم نگاهی به اوین بیاندازید تا ابوغریب و گوانتانامو را فراموش کنید!
«از سخنرانی علی خامنه ای برای عده ای که بنام اصفهانی در آستانه عید قربان به دیدارش برده شده بودند: کشور پس از "عبور از فتنه سال گذشته " وارد مرحله جدیدی شد و برای رسیدن به سمت مقصد نهایی توان تازه یافت. ملت با تكیه بر ایمان، بصیرت، موقع شناسی، درك ضروریات زمان و انجام دادن اقدامات لازم، به مرحله جدیدی از حیات خود رسید و برای رسیدن به مقصود نهایی، توان تازه ای یافت. افرادی که در گوشه و کنار، با منفیبافی و ایجاد بدبینی و یأس و تفرقه، نظام اسلامی را به مسائل دلخواه بیگانگان متهم میکنند، در واقع به نیابت از دشمنان ملت عمل میکنند...»
شکایت نامه محمد نوری زاد، خطاب به رئیس قوه قضائیه:
با سلام. چندی پیش طی یک سخنرانی، به نحوهی برخورد خشن پلیس انگلستان با دانشجویان معترض به افزایش شهریهی دانشگاهها، کنایه زدید که: "در کشوری که مدعی حقوق بشر است، با درخواست معقول عدهای جوان دانشجو به صورتی خشن برخورد و حقوق اولیهی این افراد نقض میشود." این سخن شما گرچه مبتدای درستی اختیار کرده، اما به منتهای نامربوطی منجر شده است. حاکمان انگلیس اگر مدعی حقوق بشرند، هرگز ادعای خدا و قرآن و پیامبر و ائمهی معصومین(ع) ندارند. در کشور اسلامی ما، اتفاقاتی رخ داده و میدهد که حظ بهرهمندی از آن را نمیچشید، مگر اینکه در متن آن قرار گیرید. نمیدانم آیا کسی سر عزیزانتان را در چاه مستراح فرو کرده است یا خیر؟ که اگر فرو کرده بود و شما و عزیزتان طعم ناگزیر تنفس و فرو بردن ماکولات موجود در کاسهی مستراح را چشیده بودید، ذرهای از مراتب آیتاللهی خود را متوجه اینسوی سرزمین قضایی کشورتان میفرمودید. اما چرا سر ما را در مستراح سلول انفرادی فرو کرده اند؟ تا از ما اقراری بگیرند که بر حقانیت اعتراض ما خط بکشد و پایه های لرزان قدرت حاکمیت را مستحکم کند. پیشنهاد میکنم هروقت جلوی آینه، به زلف مبارکتان شانه زدید و بر خود عطر افشاندید، به سرهای فروشدهی عدهای از زندانیان سیاسی کشورتان در مستراح سلولشان بیندیشید. نمیدانم آیا کسی به زیر گوش حضرت شما سیلی پی در پی نواخته است؟ و با لگد به سینه و پشت نازنین شما کوفته است؟ و با پا به صورت شما لگد زده است؟ و به میان ابروان و چشمان شما تف کرده است؟ با اطمینان میگویم اگر ذرهای از اینهمه درندهخویی [برخی از] ماموران وزارت اطلاعات خودمان را باور می کردید، عطای اعتراض به پلیس انگلستان را به لقایش میبخشیدید. نمیدانم آیا در ورطهی بیکسی و زیر بارش ضربات مشت و لگد، عدهای به همسر گرامی شما فحش رکیک و ناسزا گفته اند؟ و دختران عفیف شما را به آغوش هرزگی پرتاب کردهاند؟ و مادر و خواهر و خویشاوندان پاکدامن شما را به لجن جنسی آلودهاند؟ بعید میدانم! اما عدهای از ماموران وزارت اطلاعات، که نقابی از سربازی امام زمان به صورت بستهاند، با ما این کردهاند. پیشنهاد میکنم نه نامهی افشاگرانهی حمزه کرمی، و نه نامهی دردمندانهی عبدالله مومنی، که نامه ی حجتالاسلام دکتر منتظرقائم را به رهبرمان، مطالعه بفرمائید تا بدانید در فراسوی دستگاه پوک قضایی ما و شما، ماموران وزارت اطلاعات، با چه شیوهها و با چه الفاظی، لباس پیامبر را معنا میکنند، و حق مسلمانی و خانواده شهدا را بهجا میآورند، و کرامت انسانی را فهم میکنند. پیشنهاد میکنم از این پس، هرگاه اراده فرمودید به زندان ابوغریب و گوانتانامو و رفتار خشن پلیس انگلستان بپردازید تا در سایهی این توسل طنز، بر جنایات جاری خود سرپوش گذارید، نگاهی به صورت خود در آینه، و نگاهی به صورت همسر و دختران و مادر و خواهران خود بیندازید تا بدانید پرتاب یک سخن سست به آنسوی مرزها، هرگز بساط لرزان حاکمیت ما را ترمیم نخواهد کرد.
بدینوسیله، من، محمد نوریزاد، زندانی شما در زندان اوین، نه به حوزهی رفتار هیولاگون عدهای از ماموران وزارت اطلاعات، که به ربودن نام سربازی امام زمان توسط اینان، اعتراض و شکایت دارم. اینان مرا زدهاند. و به ناموسم ناسزا گفتهاند. و اینهمه را من در متن پاسخ به پرسشهای یاوهی بازجویان خود، آورده و ثبت و ضبط کردهام. اگر ذرهای انصاف در قلهی بلند آیتاللهی خود سراغ دارید، به شکایت من، و به شکایت قربانیان خاموش وزارت اطلاعات رسیدگی فرمایید.
در پایان یادآور میشوم که؛ راز این که امام علی(ع) از ربوده شدن خلخال از پای آن زن یهودی آنچنان میگدازد، هیچ نیست الا تجسم این که حرامیان، خلخال از پای ناموس خودش ربودهاند.هرگاه جنایتی را که بر این مردم رفته است باور کردید، قطعا همانند علی(ع)برخواهد خروشید.
بااحترام و ادب- زندان اوین
۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه
متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که ۱۶ آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال ۵۹ نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
۱- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل ۴۳ قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
۲- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
۳- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
۴- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
۵- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی ۱۶ آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.
بی خبری مطلق از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی علی منصوری در سلولهای انفرادی
بی خبری مطلق از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی محمدعلی منصوری در سلولهای انفرادی بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بیش از سه هفته از انتقال زندانی سیاسی محمد علی منصوری به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگ دونی زندان گوهردشت کرج می گذرد ولی از شرایط و وضعیت این زندانی سیاسی هیچ خبری در دست نیست. زندانی سیاسی محمدعلی منصوری 4 آبان ماه هنگام آزادی یک زندانی همراه با سایر زندانیان این بند برای بدرقۀ وی اقدام به خواندن دست جمعی سرود :« ای ایران ای مرز پرگهر» نمودند.متعاقب این مسئله اطلاعات زندان وحشت زده اقدام به احضار تعدادی از زندانیان سیاسی نمود که از جملۀ آنها آقای منصوری بود پس از بازجوییهای طولانی مدت توسط فرجی رئیس فعلی اطلاعات زندان او را به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگدونی منتقل کردند. خانواده زندانی سیاسی منصوری در طی این مدت به دادگاه انقلاب، سازمان زندانها و زندان گوهردشت کرج بارها مراجعه کردند ولی تا به حال هیچ پاسخی به آنها داده نشده است. این مسئله باعث شده است که این خانواده در نگرانی فزاینده ای بسر برد. زندانیان که به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به (سگدونی) منتقل می شوند مورد شکنجه های وحشیانه جسمی قرار می گیرندکه از جملۀ آنها ؛ دست بند و پابند و چشم بند زدن به زندانی و بردن او به اتاق شکنجه و شکنجۀ وی با باتونهای برقی،شوک الکتریکی و سایر ابزارهای شکنجه برای مدتی طولانی که در اکثر موارد منجر به شکستن دست و پای زندانی می شود،سلولها فاقد امکانات اولیه است و زندانی باید بر کف بتونی سلول استراحت نماید پاسداربندها در طی شبانه روز چند بار کف سلول را با آب سرد خیس می کنند تا زندانی نتواند استراحت کند و در معرض سرمای شدید قرار گیرد،زندانی هر چند هفته یکبار امکان استفاده از حمام را دارد، زندانی 3 بار در روز حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را دارد،غذای زندانی در حد زنده ماندن است و شرایط بهداشتی فاجعه بار است. زندانیان بیماری حق استفاده از داروهای خود را ندارند و از امکانات اولیه پزشکی محروم هستند و همچنین محدودیتهای متعدد ضد بشری دیگری را متحمل می شوند. تصمیم گیری در مورد زندانیان سیاسی توسط ولی فقیه علی خامنه ای صورت می گیرد و تصمیمات غیر انسانی وی بوسیلۀ قوۀ قضاییه ، بازجویان وزارت اطلاعات و مسئولین زندان به اجرا گذاشته می شود. کسانی که در زندان گوهردشت کرج تصمیمات ولی فقیه را به اجرا در می آورند عبارتند از؛ علی حاج کاظم رئیس زندان،علی محمدی معاون زندان و فرجی رئیس اطلاعات زندان می باشند و در اکثر مواقع خود زندانیان را شکنجه می کنند.در اثر شکنجه های ضدبشری تا به حال تعداد بیشماری از زندانیان بی دفاع به قتل رسیده اند. زندانی سیاسی محمد علی منصوری پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 در شهریور ماه 1386 دستگیر شد و توسط قاضی فرمایشی صلواتی به 17 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شد. او همچنین از زندانیان سیاسی دهۀ 60 می باشد. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به خطری که جان این زندانی سیاسی را تهدید می کند هشدار می دهد و برای پیشگیری از فاجعه ای دیگر در این زندان خواستار اقدامات عملی کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در ایران است . فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 27 آبان 1389 برابر با 18 اکتبر 2010 گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین الملل
۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه
گفتگو با رئیس کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی موسوی سیاست خارجی ذلت بار دولتی، که مشروعیت ندارد
جامعه ی جهانی نباید کارگران، کشاورزان، معلمان و طبقات محروم ملت ایران را که تحت ستم دولت مستبد کنونی زندگی می کنند به دلیل ماجراجویی های غیر مسوولانه رئیس جمهوری که مشروعیت مردمی ندارد مجازات کند. فعالان جنبش سبز باید شجاعانه صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جامعه جهانی و کلیه ارگانهای بین المللی برسانند. آقای احمدی نژاد نماینده مردم ایران نیست و حق سخن گفتن از جانب مردم ایران در مجامع بین المللی را ندارد. سفر او به لبنان نیز صرفا برای بهره برداری داخلی و تشویق جامعه ی بین المللی برای مذاکره است .
اردشیر امیرارجمند رئیس کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی موسوی و رئیس سابق کرسی حقوق بشر در دفتر نمایندگی یونسکو در ایران، با گروهی از فعالان جنبش سبز دیدار کرد و درحاشیه این دیدار، طی گفتگوئی با "کلمه"، با اشاره به فشاری که تحریم های بین المللی به مردم ایران تحمیل می کند، گفت:
جامعه ی جهانی نباید کارگران، کشاورزان، معلمان و طبقات محروم ملت ایران که تحت ستم دولت مستبد کنونی زندگی می کنند را به دلیل ماجرا جویی های غیر مسوولانه رئیس جمهوری که مشروعیت مردمی ندارد مجازات کند. فعالان جنبش سبز باید شجاعانه صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جامعه جهانی و کلیه ارگانهای بین المللی برسانند.
تحریم ها بر خلاف ادعاهای بی اساس آقایان تاثیر روشنی بر زندگی روزمره مردم خواهد گذاشت، بنابراین جنبش سبز ایران خواستار لغو تحریم های اقتصادی است. لطمات این تحریم ها مستقیما بر وضعیت معیشتی مردم تاثیر گذاشته و استفاده از منابع ملی را با مشکلات اساسی مواجه خواهد کرد.
آقای احمدی نژاد نماینده مردم ایران نیست و حق سخن گفتن از جانب مردم ایران در مجامع بین المللی را ندارد. سفر او به لبنان نیز صرفا برای بهره برداری داخلی و تشویق جامعه ی بین المللی برای مذاکره است . متاسفانه احمدی نژاد عادت دارد که با شعار ها و اعمال عوام فریبانه از درد و رنج دیگران بهره برداری سیاسی و شخصی کند. سیاست خارجی ایران به شدت آلوده به ذلت و بی تدبیری است و به روشنی و بی پرده پوشی منافع عالی کشور و سرنوشت مردم ایران وجه المصالحه بلند پروازی های کودکانه دولت مستقر قرار گرفته است. متاسفانه پس از هر گنده گویی و ماجراجویی بین المللی باید منتظر باج دادن های آقای احمدی نژاد به یک قدرت بین المللی و حتی کشور های دست چندم باشیم و مردم نیز باید آماده پذیرش رنج و زحمت جدید شوند.
احمدی نژاد هزینه ای پرداخت نمی کند چرا که پاسخگو نیست. اما مردم ایران باید این هزینه را با رنج و سختی هایی که بر آنها تحمیل خواهد شد پرداخت کنند.
جنبش سبز از حقوق قانونی و مشروع مردم مسلمان فلسطین دفاع می کند، اما باید به خواهران و برادرانمان در سرزمین های اشغالی و همچنین روشنفکران مسلمان در سراسر جهان یاد آور شد که ایرانی ضعیف و بی اعتبار در صحنه بین المللی با دولتی مستبد که دمکراسی و حقوق بشر را در سرزمین خود و نسبت به مردم خود رعایت نمی کند نمی تواند حامی خوبی برای فلسطین و دفاع از آرمانهای حق جویانه آنها باشد.
وظیفه ما حمایت از تصمیم و اراده مردم فلسطین است نه مداخله در امور داخلی آنها .
ما با فتنه حاکم کردن استبداد و جهل در کشور روبرو هستیم .مبارزه با فتنه را از خود شروع کنید
اردشیر امیرارجمند رئیس کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی موسوی و رئیس سابق کرسی حقوق بشر در دفتر نمایندگی یونسکو در ایران، با گروهی از فعالان جنبش سبز دیدار کرد و درحاشیه این دیدار، طی گفتگوئی با "کلمه"، با اشاره به فشاری که تحریم های بین المللی به مردم ایران تحمیل می کند، گفت:
جامعه ی جهانی نباید کارگران، کشاورزان، معلمان و طبقات محروم ملت ایران که تحت ستم دولت مستبد کنونی زندگی می کنند را به دلیل ماجرا جویی های غیر مسوولانه رئیس جمهوری که مشروعیت مردمی ندارد مجازات کند. فعالان جنبش سبز باید شجاعانه صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جامعه جهانی و کلیه ارگانهای بین المللی برسانند.
تحریم ها بر خلاف ادعاهای بی اساس آقایان تاثیر روشنی بر زندگی روزمره مردم خواهد گذاشت، بنابراین جنبش سبز ایران خواستار لغو تحریم های اقتصادی است. لطمات این تحریم ها مستقیما بر وضعیت معیشتی مردم تاثیر گذاشته و استفاده از منابع ملی را با مشکلات اساسی مواجه خواهد کرد.
آقای احمدی نژاد نماینده مردم ایران نیست و حق سخن گفتن از جانب مردم ایران در مجامع بین المللی را ندارد. سفر او به لبنان نیز صرفا برای بهره برداری داخلی و تشویق جامعه ی بین المللی برای مذاکره است . متاسفانه احمدی نژاد عادت دارد که با شعار ها و اعمال عوام فریبانه از درد و رنج دیگران بهره برداری سیاسی و شخصی کند. سیاست خارجی ایران به شدت آلوده به ذلت و بی تدبیری است و به روشنی و بی پرده پوشی منافع عالی کشور و سرنوشت مردم ایران وجه المصالحه بلند پروازی های کودکانه دولت مستقر قرار گرفته است. متاسفانه پس از هر گنده گویی و ماجراجویی بین المللی باید منتظر باج دادن های آقای احمدی نژاد به یک قدرت بین المللی و حتی کشور های دست چندم باشیم و مردم نیز باید آماده پذیرش رنج و زحمت جدید شوند.
احمدی نژاد هزینه ای پرداخت نمی کند چرا که پاسخگو نیست. اما مردم ایران باید این هزینه را با رنج و سختی هایی که بر آنها تحمیل خواهد شد پرداخت کنند.
جنبش سبز از حقوق قانونی و مشروع مردم مسلمان فلسطین دفاع می کند، اما باید به خواهران و برادرانمان در سرزمین های اشغالی و همچنین روشنفکران مسلمان در سراسر جهان یاد آور شد که ایرانی ضعیف و بی اعتبار در صحنه بین المللی با دولتی مستبد که دمکراسی و حقوق بشر را در سرزمین خود و نسبت به مردم خود رعایت نمی کند نمی تواند حامی خوبی برای فلسطین و دفاع از آرمانهای حق جویانه آنها باشد.
وظیفه ما حمایت از تصمیم و اراده مردم فلسطین است نه مداخله در امور داخلی آنها .
ما با فتنه حاکم کردن استبداد و جهل در کشور روبرو هستیم .مبارزه با فتنه را از خود شروع کنید
۱۳۸۹ آبان ۲۵, سهشنبه
با پیش بینی شکست مذاکرات اتمی هنوز آغاز نشد آغاز مانور بزرگ دفاع از قرارگاه های اتمی
مانور دفع حمله به قرارگاه های اتمی ایران با موشک کروز، از امروز بمدت 5 روز در اطراف تاسیسات اتمی تهران، قم، اصفهان، بوشهر و نقطه ای در غرب کشور که نام آن اعلام نشده آغاز شد. با توجه به این که احمدی نژاد و مشاور مطبوعاتی او "جوانفکر" اعلام کرده اند در مذاکرات جدید با گروه 1+5 حاضر به مذاکره بر سر مسائل اتمی ایران نیستند و تنها حاضرند در باره رهبری جهان گفتگو کنند، این مانور جدید با پیش بینی شکست چند باره مذاکرات اتمی و آماده شدن برای حمله به تاسیسات اتمی ایران صورت می گیرد.
مانور دفاع هوائی از قرارگاه های اتمی ایران بزودی در تهران، اصفهان، بوشهر و غرب کشور آغاز می شود.
فرمانده قراردگاه دفاع هوائی "خاتم الانبیا" بنام سرتیپ احمد میقاتی در همین ارتباط گفت که این مانورها با هدف دفاع در برابر موشک های کروز و در اطراف مراکز اتمی ایران انجام می شود.
دفاع از قرارگاههای اتمی "فردو" در جاده قم- تهران، نطنز در اصفهان، بوشهر و غرب کشور که نام آن بر خلاف قراردگاه های دیگر اعلام نشده قرار است بصورت یک دفاع حقیقی انجام شود. قرار است با توپ های 23 میلیمتری 8 لول که به صورت شبکه ای کنار هم چیده می شوند دفاع در برابر موشک های کروز تمرین شود.
این مانور از امروز بمدت 5 روز در مناطق یاد شده در بالا آغاز شد.
با توجه به این که احمدی نژاد و مشاور مطبوعاتی او "جوانفکر" اعلام کرده اند در مذاکرات جدید با گروه 1+5 حاضر به مذاکره بر سر مسائل اتمی ایران نیستند و تنها حاضرند در باره رهبری جهان گفتگو کنند، این مانور جدید با پیش بینی شکست چند باره مذاکرات اتمی و آماده شدن برای حمله به تاسیسات اتمی ایران صورت می گیرد.
سرتیپ میقانی مانوری را که از امروز شروع شد دارای سه مرحله اعلام کرد که مرحله سوم آن دفاع زمین به هوا، علیه هواپیماهای بدون سرنشین یا با سرنشین اما حامل موشک های کروز است.
قرار بود سیستم دفاع موشکی "اس-۳۰۰" پس از تحویل از روسیه در همین مناطقی که اکنون مانور برای دفاع از آنها شروع شده مستقر شود که روسیه پس از مدت ها کشاکش سیاسی، سرانجام حاضر به تحویل آن به جمهوری اسلامی نشد و قرارداد خود را دراین باره لغو کرد.
مانور دفاع هوائی از قرارگاه های اتمی ایران بزودی در تهران، اصفهان، بوشهر و غرب کشور آغاز می شود.
فرمانده قراردگاه دفاع هوائی "خاتم الانبیا" بنام سرتیپ احمد میقاتی در همین ارتباط گفت که این مانورها با هدف دفاع در برابر موشک های کروز و در اطراف مراکز اتمی ایران انجام می شود.
دفاع از قرارگاههای اتمی "فردو" در جاده قم- تهران، نطنز در اصفهان، بوشهر و غرب کشور که نام آن بر خلاف قراردگاه های دیگر اعلام نشده قرار است بصورت یک دفاع حقیقی انجام شود. قرار است با توپ های 23 میلیمتری 8 لول که به صورت شبکه ای کنار هم چیده می شوند دفاع در برابر موشک های کروز تمرین شود.
این مانور از امروز بمدت 5 روز در مناطق یاد شده در بالا آغاز شد.
با توجه به این که احمدی نژاد و مشاور مطبوعاتی او "جوانفکر" اعلام کرده اند در مذاکرات جدید با گروه 1+5 حاضر به مذاکره بر سر مسائل اتمی ایران نیستند و تنها حاضرند در باره رهبری جهان گفتگو کنند، این مانور جدید با پیش بینی شکست چند باره مذاکرات اتمی و آماده شدن برای حمله به تاسیسات اتمی ایران صورت می گیرد.
سرتیپ میقانی مانوری را که از امروز شروع شد دارای سه مرحله اعلام کرد که مرحله سوم آن دفاع زمین به هوا، علیه هواپیماهای بدون سرنشین یا با سرنشین اما حامل موشک های کروز است.
قرار بود سیستم دفاع موشکی "اس-۳۰۰" پس از تحویل از روسیه در همین مناطقی که اکنون مانور برای دفاع از آنها شروع شده مستقر شود که روسیه پس از مدت ها کشاکش سیاسی، سرانجام حاضر به تحویل آن به جمهوری اسلامی نشد و قرارداد خود را دراین باره لغو کرد.
۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه
حقوق شهروندی و برخورد با زنان و دختران آیا گشتهای ارشاد دوباره به خیابانها بازمی گردند
چکیده : زنان و دخترانی که توسط گشت های ارشاد بازداشت می شدند، بعد از بازجویی و تشکیل پرونده معمولا با اخذ تعهد و یا جریمه نقدی آزاد می شدند .پلیس که بعد از یک مدت با تهدید و بازداشت تا حدی توانسته بود پوشش دختران شهر را تغییر دهد، با تبلیغات وسیع می گفت که توانسته حفظ حجاب را در جامعه نهادینه کند .اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری و رفتن گشت های ارشاد از خیابان های شهر دوباره زنان و دختران به پوشش سابق شان روی آوردند و از همان زمان هم زمزمه های بازگشت دوباره گشت ارشاد بر سر زبان مسوولان و به ویژه خطیبان نماز جمعه افتاد.
خبر تغییر نام گشت ارشاد به گشت حقوق شهروندی چند روز پیش توسط یکی از نمایندگان مجلس اعلام شد .او گفته بود که از این پس گشتهای سابق ارشاد با نام گشت حقوق شهروندی با زنان بدحجاب برخورد می کنند .
رهبر، نماینده مردم اصفهان در این باره توضیح داد که مسوولان نیروی انتظامی در مورد چرایی حذف گشت های ارشاد، مدعی شده اند که بر اساس دستورات مقامات مجبور شده اند تا گشت ارشاد را جمع کنند و نام آن را به گشت حقوق شهروندی تغییر دهند.
وی همچنین تاکید کرد که حقوق شهروندی این است که اجازه ندهیم در حکومت اسلامی فساد و بدپوششی وجود داشته است.هر چند اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی دیروز(یکشنبه) در جمع خبرنگاران تاکید کرده، چیزی به عنوان گشت «حقوق شهروندی» از سوی نیروی انتظامی مطرح نشده است و نمی داند چرا نمایندگان این بحث را مطرح کرده اند .
حقوق شهروندی و برخود با زنان و دختران ؟
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، تعداد گشت های ارشاد که برای مردم تهران و برخی دیگر از شهرهای بزرگ کشور در چهار ساله نخست دولت احمدی نژاد به یکی از چهره های همیشگی شهر تبدیل شده بود، کاهش یافت .
یکی از اصلی ترین علل کاهش حضور این گشت ها در سطح شهرها اعتراض بیش از حد مردم و حتی کاندیداهای ریاست جمهوری و برخی از فعالان مدنی به حضور این گشت ها بود .
یکی از اصلی ترین علل کاهش حضور این گشت ها در سطح شهرها اعتراض بیش از حد مردم و حتی کاندیداهای ریاست جمهوری و برخی از فعالان مدنی به حضور این گشت ها بود .
خودروهای ونی که در گوشه و کنار شهر با تعیین مصداق هایی خود ساخته از زنان و دختران می خواستند مطابق سلیقه پلیس لباس بپوشند . پلیسی که می بایست حافظ جان و ناموس مردم باشد ،در این سالها به یکی از ابزارهای آزار و اذیت زنان و جوانان تبدیل شده بود .
در روزهای قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یکی از شعارهای جوانان شهرهای بزرگ این بود : «دولت گشت ارشاد نمی خواهیم! نمی خواهیم!»
و این بار این گشت ها پس از یک سال و نیم می خواهند با نام گشت حقوق شهروندی دوباره پا به عرصه بگذارند. تغییری که به نظر می رسد تنها در اسم این گشت ها رخ داده و در اصل هدفش برخورد با زنان و دختران است .در این میان خیلی ها می پرسند چه ارتباطی میان این گشت ها و حقوق شهروندی وجود دارد ؟
آیا حفظ حجاب نهادینه شد ؟
گشت های ارشاد در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد فعالیت خود را آغاز کردند . این طرح در قالب طرح کلی تر ارتقای امنیت اجتماعی یکی از برنامه های اجرایی نیروی انتظامی است. این طرح پس از تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی و تائید رهبر انقلاب، به عهده محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت گذاشته شد و از سوی او نیز به نیروی انتظامی ابلاغ شد .
بخشی از این طرح در قالب گشت های ارشاد اجرا شد . گشت هایی که به گفته ماموران نیروی انتظامی با دختران و زنان بدحجاب برخورد می کردند .
این گشت ها در تعیین مصادیق برخورد با بدحجابی به جایی رسیدند که دخترانی را که در فصل زمستان چکمه های بلند می پوشیدند دستگیر می کردند . رادان، رییس پلیس وقت پایتخت از پوشیدن چکمه تعبیر به تبرج یا خودنمایی زنان کرد .او آن روزها به خاطر گفتن این جملات مورد انتقاد تند روزنامه های منتقد دولت قرار گرفت و کار تا آنجا رسید که حتی علما هم به عرصه آمدند و گفتند که تبرج نمی تواند چنین مصداقی داشته باشد .
زنان و دخترانی که توسط گشت های ارشاد بازداشت می شدند، بعد از بازجویی و تشکیل پرونده معمولا با اخذ تعهد و یا جریمه نقدی آزاد می شدند .پلیس که بعد از یک مدت با تهدید و بازداشت تا حدی توانسته بود پوشش دختران شهر را تغییر دهد، با تبلیغات وسیع می گفت که توانسته حفظ حجاب را در جامعه نهادینه کند .اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری و رفتن گشت های ارشاد از خیابان های شهر دوباره زنان و دختران به پوشش سابق شان روی آوردند و از همان زمان هم زمزمه های بازگشت دوباره گشت ارشاد بر سر زبان مسوولان و به ویژه خطیبان نماز جمعه افتاد. آنها هر هفته از تریبون نماز جمعه از وضعیت نابه سامان حجاب و عفاف در جامعه ابراز نگرانی کردند .
انتقادهای بی پایان به گشت ارشاد
بحث گشت های ارشاد در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته آن قدر بالا گرفت که به یکی از موضوع های اصلی مناظره ها و میتینگ های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری تبدیل شد . میر حسین موسوی و مهدی کروبی هر کدام با انتقاد از گشت های ارشاد اعلام کردند که در صورت پیروزی در انتخابات این گشتها را جمع می کنند.انتقادهای بیش از حد به گشت های ارشاد حتی موجب شد که احمدی نژاد هم در مناظره ها و بحث های انتخاباتی در این باره واکنش نشان دهد و بگوید که استقرار این گشتها بدون هماهنگی با دولت او صورت گرفته و او خود نیز با برخوردهای انتظامی در حوزه حجاب مخالف است . هر چند این حرفها خیلی زود موضع گیری اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی را به دنبال داشت که اعلام می کرد این گشت ها با موافقت شخص رییس جمهور در خیابانها مستقر و به تایید او رسیده اند .
میر حسین موسوی، از کاندیداهای ریاست جمهوری در اولین نشست خود با خبرنگاران پس از اعلام رسمی کاندیداتوری اش با بیان اینکه “مسائل اجتماعی باید با تکیه بر مزیت های اجتماعی بر اعتقادات و اعتماد به مردم حل و فصل شود و برخوردهای خشن اثر مثبتی ندارد” اعلام کرد که در صورت تصدی پست ریاست جمهوری “مساله امنیت اجتماعی و گشت های ارشاد” را جمع می کند.
میر حسین موسوی در یکی از برنامه های انتخاباتی خود نیز تاکید کرد که متاسفانه مشکلات در ریشه اش حل نشده و تا حدی که در حیطه اختیارات اش است با مساله گشتهای ارشاد مخالف است.او تاکید کرد که وجود گشتهای ارشاد حتی اگر همه خیابانهای شهر را پر کنند مشکلی را حل نخواهند کرد .
حقوق شهروندی یعنی منع بدپوششی!
منتظر بودیم فتنه گران خفه شوند!
بعد از گذشت یک سال و نیم از حوادث بعد از انتخابات و کمرنگ شدن حضور گشت های ارشاد در خیابانها، نماینده مردم اصفهان مدعی می شود که حقوق شهروندی یعنی منع بد پوششی! اما واقعا حقوق شهروندی یعنی منع بدپوششی ؟
طبق تعاریف جهانی حقوق شهروندی معنایی جز آنچه محمد رهبر به آن اشاره کرده ، دارد .اعلامیه های جهانی حقوق بشر، حقوق شهروندی را این گونه تعریف کرده اند: «از وظایف و مسئولیتهای شهروندان در قبال یکدیگر، شهر و دولت یا قوای حاکم و مملکت و همچنین حقوق و امتیازاتی که وظیفه تامین آن حقوق بر عهدهٔ مدیران شهری، دولت یا به طور کلی قوای حاکم است . »
جامعه شناسان هم در این باره و مفهوم شهروند و حقوقش تعاریف متفاوتی را ارایه می دهند که هیچ یک با تعریف محمد تقی رهبر تطابق ندارد .آنها می گویند :« شهروندی دارای مقتضیات حقوقی و اجتماعی است. به این ترتیب وظایفی که دولتها در قبال شهروندان خود دارند، حیطه گسترده ای را در بر می گیرد. از حق آزادی فردی و اجتماعی گرفته تا حق برخورداری از تأمین معاش و محیط زیست سالم همه از جمله حقوقی است که دولت ها موظفند آن را برای شهروندان خویش تأمین کنند. شهروندی با این تعریف یعنی طرح سؤالاتی که با ماهیت جامعه، عدالت، مراقبت، مسئولیت، دولت، آزادی، تعاملات اجتماعی، احترام و بویژه ارزش ها، در ارتباط هستند. شهروندی دقیقاً با حقوق انسانی در زندگی اجتماعی پیوند خورده است و کمال مطلوب آن هنگامی است که همه شهروندان با جامعه ملی تلفیق شده و ملت آن جامعه را تشکیل می دهند. »
این نماینده مجلس حتی چندی قبل گفته بود : «اگر ما این چند وقت قدری خودداری می کردیم، به خاطر این بود که می گفتیم فتنه گران خفه شوند و از این فضا خارج شویم. الان روند بدحجابی به گونه ای شده که تبدیل به بی حجابی کامل شده است. او همچنین تاکید کرده که مبارزه با آنچه با بدحجابی می خواند به عهده دولت است .»
شهروندان این روزها می پرسند که آیا واقعا گشت حقوق شهروندی این بار به جای گشت ارشاد دوباره پا به عرصه می گذارد ؟ یا به گفته فرمانده نیروی انتظامی چنین گشتی وجود ندارد و آیا به راستی تغییر نام می تواند عملکرد نهادی را نیز تغییر دهد ؟
۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه
اعتراف آیت الله جنتی و یادی از آیت الله خمینی جنبش سبز، زیر خاکستر خشم و سرکوب در کمین است
احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و از آمران کودتای 22 خرداد، در نماز جمعه این هفته تهران علاوه بر سخنان تهدید آمیز، ادعاهای وقیحانه ای نیز کرد که کوچکترین حساب و کتابی در کشور وجود داشت باید بموجب همین گفته ها گریبانش را می گرفتند. اما تا کودتا هست، گریبان او نیز آزاد است. همچنان که با وقاحت در نماز جمعه تهران گفت یک میلیارد پول به رهبران جنبش سبز و به قول او رهبران فتنه دادند و کسی گریبانش را نگرفت و به دادگاه نبرد تا این ادعا را ثابت کند.
وقتی احمد جنتی می گوید روز به روز بر اعتقادش به درایت و رهبری علی خامنه ای بیشتر می شود، در واقع روز به روز موقعیتش را تثبیت شده تر می بیند.
او در نماز جمعه این هفته، پس از دستور جلوگیری از مرخصی زندانیان کودتای 22 خرداد گفت:
«ما اسرائیل را برای بیعدالتی محكوم میكنیم و دنیا را به مبارزه با فساد دعوت میكنیم و من این توصیه را دارم كه در كشور خودمان نیز این موضوع عملی شود.»
گریبان چه کسی را پیش از اسرائیل باید در خود ایران گرفت جز خود احمد جنتی به همان دلائلی که درباره اسرائیل گفته؟ برای فسادی که او به آن اعتراف می کند، گریبان چه کسانی را باید گرفت جز علی خامنه ای که 20 سال است رهبر بلامنازع هر فاجعه ایست که در کشور روی داده و جز امام جمعه موقت و همیشه دائمی که نامش جنتی است؟
جنتی در بخش دیگری از نماز جمعه این هفته همچنین مدعی شد:
«حضور جوانان فتنه سال 88 را از بین برد و جوانانی با بصیرت فریب نخورده و رهنمودهای ولی امر را فراموش نكردند و با حضور در راهپیماییهای 9 دی و 22 بهمن فتنهها را خنثی كردند؛ البته دشمن بیكار نشسته است و فتنهگران نیز آتش زیر خاكستر هستند، هر چند كه نمیتوانند كاری انجام دهند اما ما باید بیدار باشیم و قضیه را جدی بگیریم.»
علاوه بر اعتراف صریح به وحشت از جنبش سبز و زنده بودن آن در زیر خاکستر سرکوب و کشتار و زندان، او دو راهپیمائی حکومتی را که با هزینه چند میلیارد تومانی و با انتقال هزاران روستائی بی خبر از همه جا، از روستاهای کشور به تهران برگزار شد، دلیل خنثی شدن باصطلاح خود "فتنه" می داند.
اول- اگر فتنه خنثی شده چرا از مرخصی چند زندانی سیاسی و رسیدن نفس آنها به مردم وحشت دارید؟
دوم- اگر به هدف رسیده و از جانب جنبش مردم خیالتان راحت شده، دیگر ادامه این بگیر و ببند و حتی از ملاقات دو روحانی که یکی نایب رئیس مجلس سوم و مرجع تقلید است (آیت الله بیات) و دیگری دو دوره رئیس مجلس بوده و پایه گذار بنیاد شهید و ...(مهدی کروبی) چرا وحشت دارید؟
آیت الله خمینی، در گفتن سخن سیاسی بسیار زیرک و نکته سنج بود. به همان اندازه که به ادبیات فارسی و زبان سلیس فارسی – نه فارسی صیغه عربی شده- یکبار، در اوج تهدیدهائی که از جانب امریکا، پس از اشغال سفارت امریکا صورت می گرفت گفت: من یاد داستان آن شیر پیر در مثنوی مولوی می افتم که برای ترساندن هنوز نعره ای می کشید و در عین حال بادی هم از او خارج می شد و عقب عقب می رفت!
اشتراک در:
پستها (Atom)