۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه

پیام تسلیت آیت الله العظمی صانعی به مناسبت درگذشت پدر بزرگوار میرحسین موسوی

آیت الله العظمی صانعی در پیامی درگذشت حاج میر اسماعیل موسوی خامنه، پدر بزرگوار میر حسین موسوی را تسلیت گفت. در بخشی از این پیام آمده است « امیدوارم تمام کسانی که برای احقاق حقوق ملت متحمل صدماتی گشته اند بالاخص فرزند بزرگوار ایشان از حصر غیر قانونی آزاد گشته و از حقوق انسانی خود بهره مند گردند» به گزارش وبسایت شخصی ایشان، متن کامل این پیام به شرح ذیل است: بسمه تعالی «إِنَّمَا يُوَفَّي الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَاب» درگذشت مرحوم حاج میر اسماعیل موسوی خامنه، بزرگ خاندان موسوی خامنه را به تمامی فرزندان و وابستگان نسبی و سببی به خصوص فرزند گرانقدر ایشان جناب آقای مهندس میر حسین موسوی (دام عزّه) تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال در جوار ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) برای آن مرحوم حشر با اولیاء الله و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواستارم. امیدوارم تمام کسانی که برای احقاق حقوق ملت متحمل صدماتی گشته اند بالاخص فرزند بزرگوار ایشان از حصر غیر قانونی آزاد گشته و از حقوق انسانی خود بهره مند گردند . 10 فروردین 1390 مشهد مقدس ـ یوسف صانعی

۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه

زهرا جباری دستگیر شدگان روز قدس با وجود مریضی های شدید قلبی و رماتیسم پیشرفته بدلیل محرومیت از دارو و درمان به کما رفت

زهرا جباری ۳۷ ساله و شهروند ایرانی است. وی داری یک فرزند است. خواهر و دو برادر وی در پایگاه اشرف در عراق به سر می‌برند و این مسأله باعث ایجاد فشارها و حکم زندان برای وی شده است. بازداشت زهرا جباری در تاریخ ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۸ در تظاهرات اعتراضی روز قدس که در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران برگزار شده بود بازداشت شد. وی به مدت هفت ماه در بلاتکلیفی و بیماری از دیدار با فرزند خود در زندان اوین بدون هیچ ملاقاتی محروم بود. وی دچار رماتیسم پیشرفته و پوکی استخوان و مشکلات شدید قلبی است و پس از گذشت پنج ماه از بازداشت هماهنگی‌ها لازم جهت ارسال داروهای وی به زندان صورت نگرفت تا این‌که با به خطر افتادن سلامتش در زندان شرایط جسمی او رو به وخامت گذاشت. وخامت حال جسمی وی به حدی رسید که کارهای شخصی وی را دیگر زندانیان انجام می دادند. اتهامات و حکم تاریخ دادگاه زهرا جباری در ۲۲ اسفند ماه ۱۳۸۸ اعلام شده بود اما به علت عدم حضور «بازجو» تاریخ دادگاه به زمان نامعلومی موکول شد. دادگاه وی در ۱۶ اردیبهشت ماه برگزار شد و سرانجام وی در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. پیگیری زهرا جباری بدلیل تشدید بیماری روماتیسمش در زندان، در تاریخ ۱۷ خرداد ماه ۱۳۸۹ در دیدار با دادستان تهران تقاضای مرخصی کرد که این مسأله بی‌نتیجه ماند. وی در تاریخ ۱۶ آبان ماه ۱۳۸۹ همراه با دیگر زندانیان سیاسی زن به بند متادون زندان اوین منتقل شد. این بند که محل نگهداری مجرمان خطرناک از جمله معتادین به مواد مخدر است سالنی در بسته در حدود ۳۰ الی ۳۵ متر است که زندانیان در آن از هوای آزاد در طول روز کم‌تر از یک ساعت می‌توانند استفاده کنند. همچنین استفاده از کتاب و کتاب‌خانه و حق استفاده از تلفن مانند دیگر زندانیان برای زندانیان محبوس در این بند میسر نیست، همچنین زندانیان محبوس در این بند تنها به صورت کابینی می‌توانند خانواده خود را ملاقات کرده و از ملاقات حضوری ممنوع‌ هستند.

۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

خدعه های جنتی در نماز جمعه تهران استبداد و کشتار درایران مجاز است، اما برای بحرین و لیبی و یمن نه!

آخرین شماره پیک نت در سال 89 را با تازه ترین دروغ و دغل، سفسطه و ریاکاری احمد جنتی در نماز جمعه تهران منتشر می کنیم. شیخ ریزه اندامی که تاریخی ترین نقش را در قتل و کشتار و به انحراف بردن جمهوری اسلامی و انقلاب 57 بازی کرد و در سن 85سالگی، اگر جنبش مردم و یا اجل امانش بدهد، در سال آینده هم به همین نقش ادامه خواهد داد. از خطبه های روز گذشته نماز جمعه او در تهران، نکاتی را بیرون کشیده و منتشر می کنیم، که می توان آن را بعنوان لوح نیرنگ و فریب و دغلکاری در تاریخ جمهوری اسلامی، بالای سنگ قبرش نصب کرد. بخوانید، از دهان مرد 85 ساله ای که درعین چسبیدن به دبیری شورای نگهبان و تهدید به رد صلاحیت ها برای انتخابات بعدی، همچنان چشم به صندلی ریاست مجلس خبرگان رهبری هم دارد و می گوید، دیگران هم از هاشمی باید درس بگیرند و از ریاست دست بکشند! در باره بحرین و یمن و لیبی چنان سخن می گوید که گوئی در برابر مردم یک دنیای دیگر به سخن و خطبه ایستاده است و نه مردمی که زخم سرکوب خونین بزرگترین تظاهرات، راهپیمائی و اعتراض ها، علیه کودتائی انتخاباتی که جنتی نقش تعیین کننده در آن داشت را بر پیکر خود دارند.
بخوانید:
«با وجود برخی تلاش‌ها برای تبدیل کردن اعتراضات حق‌طلبانه‌ مردم بحرین علیه ظلم حاکمان به نوعی دعوای مذهبی بین شیعه و سنی، مردم این کشور از هر دو مذهب، آگاهانه در کنار یکدیگر علیه دیکتاتوری مبارزه می‌کنند. كشورهای منطقه به بیداری اسلامی(تفسیر بیداری علیه حکومت های خودکامه) رسیده اند! آنها از استبداد بیزارند. در بحرین كسانی كه داد دمكراسی سر می‌دهند مگر نمی‌بینند كه اینها مردم این كشور هستند كه در صحنه اند و حركت مسالمت‌آمیز و بدون سلاحی داشته‌اند. این كشور در حال تبدیل شدن به عرصه كربلاست.
من همیشه فكر می كردم كه چطور مردم لیبی این دیوانه را تحمل می كنند؟ تصویب منطقه پرواز ممنوع هم گرچه قدری به مردم این كشور كمك می كند، اما به هر حال آنها وضعیت خوبی ندارند.(تائید توطئه امریکا و اروپا برای اشغال لیبی نفت خیر و زمینه ای که قدرت مطلقه قذافی برای این اشغال فراهم آورد!) همه باید به هر نحوی كه هست كمك كنند تا حق مردم را بگیرند و این شر را از سر مردم كوتاه كنند.
تجدید هیات رئیسه و عوض شدن رئیس مجلس خبرگان با كمال صفا صورت گرفت و این درسی برای همه كسانی بود كه سمت‌هایی دارند. آنها باید بدانند همیشه نمی‌توانند در این سمت‌ها بمانند. از خدا می‌خواهیم كسالت و بیماری آقای مهدوی کنی را زودتر شفا دهند.»
چه تفسیری بر این خطبه جنتی می توان نوشت، جز آنچه در بالا نوشته شد. به آخرین جمله خدعه آمیز او توجه کنید که می داند مهدوی کنی بیمار و رفتنی است و بعد از رفتن "محلل" در پی توطئه ای برای اشغال صندلی خبرگان است. آزادی مطبوعات را سرکوب کردند تا خود یکسویه و از بالای سر مردم هرچه می خواهند بگویند و بکنند. رابطه چوپان و گوسفند را، می خواهند در جامعه حاکم کنند و آقای خامنه ای امثال جنتی را بر سرنوشت مردم و کشور حاکم کرد. جرم از این بالاتر؟

۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

مصاحبه بادامچیان وحشت رهبران موتلفه از سرانجام انتخابات مجلس آینده

در میان سیاسیون و احزاب و گروه های سیاسی، بیش از همه، رهبران موتلفه اسلامی نگران انتخابات آینده مجلس اند. نه صرفا به آن دلیل که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کرده و موتلفه ای ها یکبار دیگر از مجلس بیرون ریخته خواهند شد، بلکه، همچنین به این دلیل که می ترسند شمشیر کودتا تا انتخابات آینده مجلس و یا در جریان آن انتخابات بر سر آنها فرود آید. به همین دلیل؛ حتی عسگراولادی پدرخوانده موتلفه، از هم اکنون با احتیاط در باره انتخابات آینده اظهار نظر می کنند و کمتر با اظهار نظرهای سیاسی خود علیه جنبش سبز هیزم زیر دیگ خشم مردم می گذارند.
پس از اظهار نظرهای نسبتا معقولی که عسگراولادی و محمد نبی دبیرکل موتلفه در روزهای اخیر داشتند، اسدالله بادامچیان عضو ارشد رهبری موتلفه که او را شورای نگبهان، بی سرو صدا در یک گوشه مجلس برایش صندلی خالی کرد نیز روز گذشته به خبرگزاری ایسنا گفت:
«گروهك‌هایی كه در داخل كشور آسیب دیدند در سال پیش‌رو سعی می‌كنند از فرصتی كه در انتخابات هست نهایت استفاده را داشته باشند و این موضوع در مسئله رقابت‌ها و جناح‌بندی‌های داخلی هم صادق است.
همه مسوولان و سیاستمداران ما سال آینده سالی بسیار پیچیده و پرماجرا دارند و باید با آمادگی كامل و كافی در این راستا گام برداشت. همه گروه‌ها ممكن است در این انتخابات شركت كنند اما باید مراقب بود از سویی محدودیت‌های غیرقانونی پدید نیاید و از سوی دیگر جلوی تندروی‌ها و محافظه‌كاری‌های بلاجهت گرفته شود تا كار با تدبیر، خرد و عقل سیاسی پیش برود. »
بادامچیان یک اظهار نظر کوچک دیگر هم کرد که ناشی از ترس فشار جهانی و نیاز حاکمیت به شرکت مردم در انتخابات است. او گفت:
«نباید بگذاریم فشارهای بین‌المللی موجب شود تا سازشی پدید بیاید.»

۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

سرگرمی :: سلام آقاي صداوسيما! ترقه براي سلامتي مردم خطرناکه!؟ ببخشيد! گلوله چي!؟ اون خطر نداره!؟

اين روزها آقاي صداوسيما حسابي سنگ حموم گذاشته و از خطرات چهارشنبه سوري براي سلامتي مردم ميگه..مثلا اينکه "هاي مردم! ترقه نزنيد..ممکنه آتيش بگيريد و انگشتتون اوف بشه" و ازين حرفا!..حالا آقاي صداوسيما..شما که اينقدر براي سلامتي مردم ارزش قائليد و نميخوايد چهارشنبه سوري براي سلامتي مردم خطري داشته باشه!..بهم بگيد اين گلوله ها که بعضي وقتا همينجوري از پايگاههاي مقاومت بسيج به سمت بچه هاي مردم شليک ميشه..خطر نداره براي کسي!؟ آخه ما خيلي باور ميکنيم که شما براي جون مردم ارزش قائليد و حاضريد هر کاري بکنيد که نظام سقوط نکنه.. ببخشيد منظورم همون جون مردم بود..همون که اندازه بادمجون هم ارزش نداره ها!!

۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

یک پرسش و پاسخ تاج زاده در فیس بوک کودتاچی ها، در رویای 10 سال حکومت نظامی اند!

پرسش: شما در دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی و مطبوعاتی محکوم شده‌اید. دلیل چنین احکامی چیست؟
پاسخ مصطفی تاج‌زاده: این احکام سیاسی و غیرحقوقی است و در دادگاه چه دفاع بکنید و چه نکنید حکم شما از پیش مشخص است. من در دادگاه دفاع نکردم و حکمم با بقیه دوستانی که دفاع کردند یکسان صادر شد. ظاهراً قرار بوده است که به طور فله‌ای در دادگاه بدوی به ما ۶ سال حبس تعزیری بدهند و در تجدید نظر هم فوقش ۶ سال را بکنند ۵ سال. بنابراین همان‌طور که در دادگاه از خودم دفاع نکردم، درخواست تجدید نظر هم نکردم و به محض ابلاغ حکم به زندان خواهم رفت. برائت ما از اتهاماتی که وارد کردند برای هر قاضی منصفی روشن است و برخورد ظاهراً قضایی‌ای که با ما می‌شود در واقع کاملاً سیاسی است و بنابراین ارائة دفاعیه و درخواست تجدید نظر را ضروری نمی‌دانم.
هدف حزب پادگانی از صدور چنین احکامی این است که یک شمشیر داموگلس بالای سرمان نگاه دارند تا بیرون زندان دست از پا خطا نکنیم و منفعل بمانیم. من با همین تن رنجور آمادگی زندان را دارم. ولی هرگز از حق خداداد خودم برای اندیشیدن، سخن گفتن و کار جمعی و حزبی کردن صرف نظر نمی‌کنم. من آزاد زندگی کرده‌ام و به لطف پروردگار آزاد زندگی خواهم کرد؛ در اوین یا بیرون از آن.
نمی‌دانم بر چه اساسی تصور می‌کنند که می‌توانند ۱۰ سال خفقان ایجاد کنند که به امثال من حکم ۱۰ سال سکوت و انفعال داده‌اند. یعنی واقعاً فکر می‌کنند تا ۱۰ سال دیگر می‌توانند به چنین وضعی ادامه بدهند و چنین احکامی را اجرا کنند؟ از سوی دیگر صدور همین احکام نشانگر این است که در کشور یک کودتای واقعی اتفاق افتاده است که به علت حضور آگاهانة‌ مردم افشا شد. این احکام نشانة رفتار یک دولت کودتایی نامقتدر و نامشروع است، نه یک دولت ۲۴ میلیونی مقتدر و مشروع.
انشاالله زندان‌ها را هم مثل بقیه جاهای ایران سراسر سبز خواهیم کرد. البته آنان به تجربه دریافته‌اند که دایره نفوذ سخنان ما در زندان بسیار بیشتر از خارج زندان خواهد بود.

۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

برای آزادی موسوی و کروبی و همسران آنها اقدام کنید نامه شورای هماهنگی راه سبز امید به دبیرکل سازمان ملل


دوشنبه, ۱۶ اسفند, ۱۳۸۹
چکیده :شورای هماهنگی راه سبز امید از سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری آن درخواست می کند که در چهار چوب منشور این سازمان و اسناد بین المللی حقوق بشر، کلیه اقدامات مقتضی را انجام دهند تا نقض آشکار حقوق شهروندی این چهره های ملی (موسوی و کروبی و همسران آنها) متوقف و فورا آزاد شوند...


شورای هماهنگی راه سبز امید در نامه‌ای خطاب به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، خواستار اقدام این سازمان و نهادهای حقوق بشری آن برای توقف نقض حقوق شهروندی در ایران و آزادی موسوی و کروبی و همسران آنها شد.
به گزارش کلمه، متن کامل این نامه و ترجمه‌ی آن به نقل از وب‌سایت شورای هماهنگی راه سبز امید در ادامه می‌آید:
جناب آقای بان کی مون
دبیر کل سازمان ملل متحد
پس از انجام انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ در ایران، موج اعتراضات مسالمت آمیز و وسیعی نسبت به نتیجه اعلامی انتخابات کشور را فرا گرفت. معترضین خواهان به رسمیت شناختن و تضمین حق تعیین سرنوشت خویش از طریق انتخابات آزاد، غیر گزینشی و منصفانه بودند.
در مقابل حکومت با انسداد یا کنترل مجاری اطلاع رسانی آزاد، توقیف و سانسور مطبوعات مستقل و انحلال احزاب منتقد مبادرت به سرکوب شدید شهروندان معترض نمود. حدود ۵۰ هزار نفر از زنان، جوانان، فعالان سیاسی، سران احزاب، و اعضای انجمنهای غیردولتی صنفی قانونی بویژه انجمنهای روزنامه نگاران، دانشجویان، معلمان و کارگران را با نقض آشکار قانون اساسی، قوانین کشور و موازین بین المللی حقوق بشر مندرج در میثاق حقوق مدنی و سیاسی که دولت ایران رسما و قانونا مکلف به رعایت آنها شده است، بازداشت و زندانی کرده اند.
۴ نفر پس از شکنجه در زندان و حداقل ۸۰ نفر در جریان تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی کشته شده اند. آمران این جنایتها تا کنون رسما شناسایی و محاکمه نشده اند. دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و رسانه های دولتی با نشر اکاذیب، تهمت و افترا نسبت به رهبران و فعالان جنبش، آنها را از حق پاسخ گویی محروم کرده اند. هر کسی که به رویه خلاف قانون حکومت در انتخابات انتقاد می کند از مشاغل دولتی محروم می شود. شرط تحصیل در دانشگاهها عدم انتقاد به رویه حاکمان است.
پس از فراخوان راهپیمائی ۲۵ بهمن در حمایت از قیام مردم تونس و مصر از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی کلیه طرق ارتباطی این دو رهبر جنبش سبز مسدود شد. دولت با نقض کلیه حقوق شهروندی ارتباط این دو کاندیدای ریاست جمهوری ۲۰۰۹، و همسران آنها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی را با جهان خارج قطع کرده، از ملاقات فرزندانشان با ایشان ممانعت به عمل آورده و عملا آنها را زندانی کرده است. اعضای خانواده این شخصیتهای برجسته ملی و افکار عمومی هیچ اطلاعی از محل نگهداری، سلامتی و حتی شرایط تغذیه آنها ندارند. در حالیکه این افراد در هیچ دادگاه قانونی تا کنون محاکمه و محکوم نشده اند.
شورای هماهنگی راه سبز امید از سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری آن درخواست می کند که در چهار چوب منشور این سازمان و اسناد بین المللی حقوق بشر، کلیه اقدامات مقتضی را انجام دهند تا نقض آشکار حقوق شهروندی این چهره های ملی متوقف و فورا آزاد شوند.
پیشاپیش از شما تشکر می کنیم.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۱۶ اسفند ۱۳۸۹

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

درکدام کشور جهان سابقه دارد؟ کارگران فولاد میبد 7 ماه حقوق نگرفته اند!

م- خدمت مسولین سایت پیک نت به اطلاع میرساند: شرکت فولاد میبد مدت15 ماه است که با واگذای46 درصد سهام آن به بخش خصوصی عملا بدون تولید متوقف شده و کارگران و پرسنل آن نیز مدت 7ماه هیچگونه حقوقی دریافت نکرده اند و پیگیری مشکلات شرکت نیز از طریق مسولین شهرستان میبد به هیچ نتیجه ای نرسیده است. این در حالی است که جلوی تجمع پرسنل شرکت در مقابل استانداری یزد به علت تهدید نیروی انتظامی گرفته شده است. مراتب جهت اطلاع به عموم ملت عزیز ایران ارسال می گردد.

۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

گزارش بدون عکس حضور خامنه ای در وزارت اطلاعات

«بیداری اسلامی كنونی در منطقه الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران است. جبهه استكبار و در رأس آن آمریكا به خوبی می دانند كه الگوی این حركت های مردمی، انقلاب اسلامی ایران است. بنابراین تلاش دارند تا این الگو را تجربه ای ناموفق و شكست خورده جلوه دهند، در حالیكه در مقابل عظمت جمعیت میلیونی مردم در 22 بهمن درمانده ‌اند .»
این الگو را در پائین صفحه اول پیک نت و به نقل از یک نامه خطاب به علی خامنه ای بخوانید و در ادامه آن مقاله تاج زاده را در همین شماره پیک نت. تکلیف جمعیت میلیونی 22 بهمن هم از پیش معلوم است. ایشان اگر به این جمعیت و به خود و ادعایش اطمینان دارد، حکم حکومتی بدهد که به جنبش اعتراضی مردم ایران اجازه راهپیمائی داده شود و امنیت آن نیز تامین شود تا معلوم شود جمعیت میلیونی پشت سر کیست و در کجاست!




درپی پخش شایعه سکته علی خامنه ای که طی 48 ساعت، بسرعت روی شبکه اینترنت بازتاب یافت، خبرگزاری ایسنا، از بازدید علی خامنه ای از وزارت اطلاعات خبر داد. این خبرگزاری اضافه کرد که رهبر جمهوری اسلامی در نمایشگاه فعالیت ها و پیشرفت های وزارت اطلاعات حضور یافته و با مدیران و کارشناسان و کارکنان این وزارتخانه دیدار کرد.
برخلاف شیوه مرسوم، به بهانه اطلاعاتی و امنیتی بودن این بازدید، عکسی منتشر نشد. شاید با این توجیه که چهره شاگردان و سربازان امام زمان شناخته نشود! اما سئوال برانگیز تر از نبودن گزارش تصویری این دیدار، بیرون آمدن مقام معظم فرزانه از بیت رهبری و رفتن به یک وزارتخانه بود. زیرا طی 22 سال گذشته، رسم براین بوده که مدیران و کارکنان، کارگزاران نظام، فرماندهان و یا هیات دولت را به دیدار ایشان می بردند تا برایشان سخنرانی کند و نه برعکس!
به همین دلیل، این خبر و این بازدید را باید درچارچوب تکذیب خبر سکته خامنه ای ارزیابی کرد، اما چرا این تکذیب با بازدید از وزارت اطلاعات؟ ایشان می توانست مانند همیشه برای بازدید به یکی از پایگاه های نظامی سپاه برود و یا از آن ساده تر، عده ای را برای دیدار به خدمت ایشان بیآورند!
همین مسائل، به خبر بازدید خامنه ای از وزارت اطلاعات که معمولا از آن فاصله می گیرند تا بدنامی اش گریبانگیر نشود، ابعاد سئوال برانگیز داده است.
اگر خبر و انگیزه بازدید همان باشد که خبرگزاری ایسنا نوشته، می توان حدس زد:
1- گرفته شدن بخشی از اختیارات وزارت اطلاعات و دادن آن به محسنی اژه ای و سردار شکنجه "نقدی" با هدف بازداشت موسوی و کروبی، و همچنین پروبال دادن بیشتر به سازمان اطلاعات سپاه که حجت الاسلام سردار "طائب" ریاست آن را برعهده دارد، شاید موجب دلسردی هائی در وزارت اطلاعات شده که رهبر برای گرم کردن دل آنها به دیدارشان رفته!
2- خودسری های بچه حزب الهی های وزارت اطلاعات در آشفته بازار دفاع از ولایت و سرکوب مردم، که انتشار فیلم بازداشت فائزه هاشمی توسط سربازان امام زمان و رسوائی که این فیلم به بار آورد، آقا را به وزارت اطلاعات کشاند تا در آنجا بگوید: حریم شریعت را مراعات کنید و قانون را محترم بشمارید! بویژه که گفته می شود انتشار این فیلم و اعتراض هائی که از طرف مراجع قم به بیت رهبری رسیده، آن هم در آستانه تشکیل مجلس خبرگان انگیزه حضور خامنه ای در وزارت اطلاعات شد.
سخنان علی خامنه ای در جمع اطلاعاتی ها را به نقل از ایسنا بخوانید:

«حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در بازدید از وزارت اطلاعات، با مدیران، كارشناسان و كاركنان وزارت اطلاعات نیز دیدار كردند.
ایشان در جمع مدیران، كارشناسان و كاركنان وزارت اطلاعات، تأكید كردند: از امتیازات برجسته دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ، بومی بودن آن، و الگو نگرفتن از هیچ مجموعه اطلاعاتی در دنیا است. لازمهپیشرفت دستگاه اطلاعاتی تعهد، تدین و تقوا، عمل به قانون و امید به آینده است.
بیداری اسلامی كنونی در منطقه الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایراناست. جبهه استكبار و در رأس آن آمریكا به خوبی می دانند كه الگوی این حركت های مردمی، انقلاب اسلامی ایران است. بنابراین تلاش دارند تا این الگو را تجربه ای ناموفق و شكست خورده جلوه دهند، در حالیكه در مقابل عظمت جمعیت میلیونی مردم در 22 بهمن درمانده ‌اند .»
این الگو را در پائین صفحه اول پیک نت و به نقل از یک نامه خطاب به علی خامنه ای بخوانید و در ادامه آن مقاله تاج زاده را. تکلیف جمعیت میلیونی 22 بهمن هم که از پیش معلوم است. ایشان اگر به این جمعیت و به خود و ادعایش اطمینان داشته باشد، حکم حکومتی می دهد که به جنبش اعتراضی مردم ایران اجازه راهپیمائی داده شود و امنیت آن نیز تامین شود تا معلوم شود جمعیت میلیونی پشت کیست و کجاست!

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

کشتی های جنگی ج. اسلامی با اشاره اسرائیل به حرکت در آمدند!

دکتر کاوه احمدی علی آبادی عضو هئیت علمی دانشگاه "آبردین" با رتبه پروفسوری است. از ایشان مقاله ای تحلیلی در ارتباط با عبور کشتی های جنگی ایران از کانال سوئز، در تاریخ 9 اسفند جاری در سایت "اخبار روز" منتشر شده است. ما این مقاله را با حذف چند جمله ابتدای آن که ارتباط مستقیم به اصل مسئله نداشت و همچنین برخی غلط گیری ها، به این دلیل منتشر می کنیم که با نظر و دیدگاه مطرح شده در آن موافقیم. مستند این موافقت نیز مقاله کوتاهی است که در تاریخ 28 بهمن در پیک نت و در همین ارتباط منتشر کردیم، با تاکید بر این جمله آن مقاله کوتاه «این اقدام(اعزام کشتی های جنگی ایران به کانال سوئز) همان خواستی است که اسرائیل دارد و جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران و یا دست های پنهان اسرائیل در حاکمیت و در سپاه پاسداران به یاری اسرائیل شتافت!» این مقاله کوتاه تحلیلی را که در ارتباط با قیام مردم مصر نوشته شده بود را می توانید از اینجا بخوانید!

دکتر کاوه احمدی می نویسد:

«در حالی که مصر درخواست ایران برای عبور از کانال سوئز را رد کرده بود، مدتی نگذشت که با بهت زدگی، دستوری از قدرت های بزرگ دریافت کرد مبنی بر این که به کشتی های جنگی ایران اجازه گذر داده شود!
دستور از کجا رسیده بود؟ از
فیدل کاسترو سیاستمداری است که بازنشسته شده است و جالب آن که طی دو سال گذشته هر بار سخن گفته، نه درباره کوبا و امریکای لاتین، بلکه درباره ایران و آغاز جنک جهانی سوم از خاورمیانه بوده است. این اظهارنظرات را نباید ناشی از یک تفکر چریکی و بدبینی های یک رهبر چپ بازمانده از جنگ سرد شمرد.
هشدارهای مداوم کاسترو که از کشیده شدن به سوی یک جنگ - آن هم از نوع هسته ای- در خاورمیانه به افکار عمومی اطلاع داده و سیاستمداران را از آن برحذر می داشت، بر اساس اطلاعاتی بود که از توان نظامی هر دو طرف درگیری – ایران و غرب- دارد و حتی سلاح هایی که چه بساایرانی ها و مردم غرب از وجودشان خبر ندارند. او گفته بود که جرقه جنگ می تواند در حین بازرسی کشتی ها در خلیج فارس زده شود و سپس دیگر هیچ کس نتواند آن را خاموش کند. پیش بینی کاسترو از نحوه شروع جنگ نیز مبتنی بر نحوه آغاز برخی از جنگ های گذشته درست بود. اما اگر جنگی در خلیج فارس شروع بشود، هم می تواند تنگه هرمز و انتقال نفت و انرژی از این کانال به غرب و جهان را به خطر بیاندازد، به طوری که تنها شوک آن در ساعت های اولیه، قیمت نفت را به شکلی انفجاری بالا می برد و هم نمی تواند افکار عمومی جهانیان را برای بسیج در جنگ علیه ایران متقاعد سازد؛ چون درگیری در سواحل ایران و آب های بین المللی آن منطقه روی داده و بیشتر کشورهای غربی و زیردریایی های اسرائیل به عنوان متجاوز شناخته می شوند تا ایران. پس راهکار کاری تر از طریق نقشه ای است که یک درگیری کوچک در آن منطقه را بتوان به عنوان دفاع اسرائیل از کیان خود در مقابل ایرانی نشان داد که متجاوز به نظر رسد؛ پاسخ روشن است: درگیری در مدیترانه که مایل ها از سواحل ایران دور است و همین حضور ایران در آن منطقه، خود وزنه ای برای متمایل ساختن بیشتر سیاستمداران غربی نسبت به هشدارهای اسرائیل مبنی بر جدی بودن تهدیدات ایران است، چه رسد به شروع جنگ. درست است، حرکت ناوچه های ایرانی در مدیترانه با چراغ سبز اسرائیل به آمریکا – و آمریکا به مصر- برای عبور کشتی های جنگی ایرانی در همین راستا و کاملاً در برنامه یکی از سناریوی های طراحی شده موساد است. به همین سبب بود که اسرائیل با وجود هشدارهای رسانه ای، هیچ اقدامی برای حمله به آن ناوچه ها نکرد. کشوری که نسبت به عبور کشتی های صلح که غیرجنگی اند و تنها مواد غذایی و مصالح و غیره برای غیرنظامیان حمل می کردند، مورد حمله اسرائیل قرار می گیرند، اما به ناوچه های جنگی ایران اجازه داده می شود تا بدون مشکل عبور کنند و در جوار اسرائیل مستقر شوند! اگر کسی تصور می کند، اسرائیل توان حمله به ناوچه های ایرانی را نداشته است، بی شک آن شخص نظامی نیست. چون این مدل از ناوچه ایرانی حتی در جنگ با ناوچه های عراقی اوزا – که از روسیه خریداری شده بود- ناتوان بودند و برد راکت های شان بسیار کم است و اساساً امروزه پیشرفته ترین ناوشکن های آمریکایی نیز به تنهایی کاری از دست شان ساخته نیست و آن ها هرگز منفرد به جنگ فرستاده نمی شوند، بلکه گروهی از آن ها که با ناوهای هواپیمابر و زیردریایی های پیشرفته و انواعی از سلاح های جنگ های الکترونیک، ضد الکترونیک و بمب های هوشمند و لیزری هوایی، دریایی و زیرسطحی هدایت می شوند، همدیگر را تکمیل می کنند، از این روی ناوچه های ایرانی برای اسرائیل همچون یک سیبل بودند که به راحتی از راه دور هدف قرار می گرفتند و تنها با یک موشک غرق می شدند؛ به طوری که حتی نفهمند از کجا مورد اصابت قرار گرفته اند. پس موساد کاملاً حساب شده آن ها را به جایی منتقل ساخت که در یک سناریوی جنگی که آغازگر جنگ طرف ایرانی شناخته شود، نیاز است. اگر این پرسش در ذهن تان شکل گرفته که ناوچه های ایرانی می توانند آغازگر جنگ نباشند و اختیار پرسنل دست خودشان است، باید توصیه کنم که به نحوه شروع برخی از جنگ ها در قرن بیستم نظری بیاندازید. امروزه در آمریکا بر سر نحوه ورود آمریکا به جنگ ویتنام هنوز اختلاف نظر وجود دارد؛ در حالی که بسیاری معتقدند که آن جنگ با حمله ویتنام شمالی به یک ناو امریکایی آغاز شد، برخی بر این باورند که آمریکا، خود به کشتی اش حمله کرده و آن را به گردن ویتتام انداخته است! حضور ناو آمریکایی در آنجا برای آغاز جنگ تنها با یک خبر کافی بود، همان گونه که حضور ناوچه های ایرانی در دریای مدیترانه کافی است. اما موساد چگونه این خواسته اش را عملی ساخت؟ موساد با برنامه ریزی های بلندمدت در سازمان های امنیتی کشورهایی که برایش خطر شناخته می شوند، نفوذ می کند و برنامه های پیچیده خود را در قالب چند طرح که پوششی اند، برای آن استراتژی ای که اسرائیل در پی آن است، در اتاق های فکر سازمان های امنیتی کشورهای هدف تزریق می کند. البته این طرح ها از قدرت انعطاف بسیاری برخوردارند و اگر بنا به هر دلیلی توسط سیاستمداران بازی خورده، رد شوند، به شکلی دیگر و با عنوانی دیگر دوباره طرح می شوند و معمولاً تأییدهایی که از سیاستمداران می گیرند، آنقدر کلی است که می توانند بدون مشکل طرح های عملی و اجرایی موردنظرشان را روی آن سوار کنند. این کار در کشورهایی که مقامات و سایستمداران شان با چند شعار ایدئولوژیک و ژست های انقلابی فریب می خورند، مثل آب خوردن است؛ واژگانی چون "استراتژی تهاجمی" و "نفوذ در موساد" و امثال آن ها کافی است تا ناوچه های ایرانی به همان جایی بروند که در یک سناریوی اسرائیلی می باید بروند.» منبع ازپیک نت

۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

وفای عهد سبزها به رهبران جنبش؛ معترضان خاموش هم به میدان آمدند نادر مرزبان

جرس: پارچه نوشته ای بزرگ با عبارت گویای " دیکتاتور به پایان سلام کن " که یکی از شهروندان شجاع هوادار جنبش سبز آن را در اتوبان نیایش تهران نصب کرده بود همه پیام راهپیمایی دیروز معترضان را با خود داشت. ده ها هزار نفری که از خانه های خود به خیابان آمده بودند نه فقط خواهان آزادی رهبران جنبش سبز که خواهان کنار رفتن دیکتاتور بودند.آنها هر جا که امکانش را یافتند با فریادهای مرگ بر دیکتاتور پیام خود را به رهبران جمهوری اسلامی رساندند.


صف نیروهای سرکوبگر همچون همیشه طولانی و باتوم ها و اشک آورها به راه بود اما کسانی که به خیابان آمده بودند شکی در درستی تصمیم شان نداشتند. بسیاری از شهروندان با باتوم و شوکرهای برقی اسیب دیدند و از اثر گازهای اشک آور چشمانشان سرخ شد، بسیاری هم بازداشت شدند و حالا در بازداشتگاه های سرد اسیر بازجوهای بی رحم هستند. همه این جماعت معترض اما ثابت کردند که بر سر عهد خود مانده اند. آنها در واپسین ماه از سالی که میرحسین موسوی سال " صبر و استقامت " نامیده بود باری دیگر پا به میدان گذاشتند تا ثابت کنند که پیروزی را جز صبر و جز استقامت گریزی نیست.
دستاورد بزرگ 10 اسفند
گوشه گوشه مناطق مرکزی تهران دیروز شاهد حضور مردمی بود که پایان دیکتاتور را انتظار می کشند. آنها به دلیل انبوه نیروهای آماده سرکوب امکان راهپیمایی متمرکز را نیافتند و بنا نیز البته بر این بود که این بار راهپیمایی به شیوه غیر متمرکز انجام شود. شیوه ای که نیروهای سرکوب را مستاصل و خسته می کند و ابعاد سرکوب را کاهش می دهد. گزارشها می گویند که سبزها در همه خیابان های مرکزی شهر بودند، در همه میدان های اصلی دیده شدند و از کوچکترین غفلت ماموران برای ابراز اعتراضشان استفاده کردند. پراکندگی معترضان در نقاط مختلف تهران البته تخمین جمعیت را به شدت دشوار کرده است اما همه شاهدان عینی حضور ده ها هزار نفری سبزها را تایید می کنند. همچون همیشه دیروز هم صدای شلیک تیر هوایی و گلوله های رنگی به گوش رسیده ولی بر خلاف دو تجمع قبلی خبر یا گزارشی درباره کشته شدن معترضان منتشر نشده است. یکی از کاربران سبز این را مزیت بزرگ تجمع دیروز دانسته و در همین رابطه نوشته " بزرگترین دستاورد تجمع دهم اسفند این بود که این بار خوشبختانه خبر شهادت یک همراه سبز را نشنیدیم".
نقطه عطف جنبش
برای بسیاری باور کردنی نبود که مردم شهرهای بزرگ پابه پای پایتخت نشینان خشم شان از بازداشت رهبران جنبش سبز را در خیابان ابزار کنند. تصاویری که از مشهد و شیراز و اصفهان و سمنان مخابره شد و گزارشهایی که از تبریز و اهواز آمد همگی گواه آن بود که شعله اعتراض روز به روز در حال گسترده تر شدن است. ناظران می گویند که کشور در حال یک خیزش بزرگ است و زبانه های اعتراض در شهرستان ها را باید نقطه عطف روند حرکت جنبش سبز دانست. یکی از تحلیلگران جنبش در همین رابطه به جرس می گوید که " اگر بخواهیم اعتراضهای سال گذشته را با اعتراضهای امسال مقایسه کنیم در یک کلام تفاوت آن را می توان کشیده شدن دامنه جنبش به شهرستان ها دانست." اعتراض خیابانی در شهرستان ها به ویژه از این جهت اهمیت دارد که دست حکومت برای سرکوب بازتر است و معترضان با حضور در خیابان ها ریسک بالاتری را پذیرا می شوند با این حال ظاهرا روند اوضاع به گونه ای است که سبزها در شهرستانها نیز جایی برای ملاحظه کاری نمی بینند.
ترس از اعتراف به واقعیت
هنوز حکومت این جسارت و جرات را نیافته که بازداشت رهبران جنبش سبز را به صراحت اعلام کند. مانند همه روزهای بحرانی آنها خود را ناگزیر از تکذیب می بینند و مایلند با پاک کردن صورت مساله از جواب دادن طفره روند. علیرغم گزارشهایی که درباره انتقال میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان به بازداشتگاه حشمتیه تهران منتشر شده است مقام های حکومت مدعی هستند که این افراد در بازداشت به سر نبرده و تنها محدودیت هایی درباره آنها اعمال شده است. "غلامحسین محسنی اژه ای" به عنوان بالاترین مقامی که تاکنون درباره وضعیت رهبران جنبش موضع گیری کرده با تکذیب خبرهای مربوط به بازداشت این افراد مدعی شده که خبر بازداشت را رسانه های معاند منتشر کرده اند. او هیچ توضیح دیگری درباره این که اکنون رهبران جنبش در چه محلی نگهداری می شوند و تحت چه شرایطی هستند ارایه نداده است. رسانه های حکومتی نیز در رویه ای همسو سعی کردند چشم خود را بر اعتراضهای سراسری دیروز ببندند و در معدود خبرهایی که پیرامون تجمع هواداران جنبش سبز منتشر کردند نیز دست به کار جعل و تحریف شدند. خبرگزاری "فارس" وابسته به سپاه پاسداران در خبری مدعی ناکامی هواداران جنبش سبز شد و گفت که این تجمع را صهیونیست ها و شبکه های رسانه ای معاند برنامه ریزی کرده بودند. پایگاه رجانیوز هم در خبری شلوغی خیابان های تهران را ناشی از خرید شب عید مردم دانست و به این ترتیب دست به تکرار همان ادعایی زد که چند روز پیش از سوی وزیر اطلاعات پیرامون تجمع 25 بهمن عنوان شد و از سوی سبزها مورد استهضا قرار گرفت.
شعله ای که زبانه می کشد
اعضای شبکه های اجتماعی جنبش سبز برای ادامه دادن اعتراض ها اشتراک نظر دارند و رصد فعالیت های آنان از برنامه ریزی برای سازماندهی تجمع های بعدی حکایت دارد. بسیاری از کاربران پس از پایان یافتن تجمع دیروز یادآور شدند که این تجمع نخستین اعتراض عمومی به بازداشت رهبران جنبش بوده و در واقع یک نوع بیدار باش عمومی برای اعتراضهای بعدی به حساب می آید. گروهی از کاربران نیز که از هفته پیش طرح سه شنبه های سبز را با هدف برپایی اعتراضهای خیابانی هفتگی طرح کرده اند اکنون برای دنبال کردن این طرح مصرتر و مطمئن تر به نظر می رسند. شورای هماهنگی راه سبز امید هم که متولی تجمع اعتراضی اول اسفند و تجمع دیروز بوده است ضمن حمایت از طرح سه شنبه های سبز خواهان گردهمایی معترضان در سه شنبه آخر سال شده است. برخی ناظران می گویند فاصله نسبتا زیاد میان تجمع کنونی با برنامه پیشنهادی برای تجمع سه شنبه آخر سال ممکن است قدری از پتانسیل اعتراض بکاهد اما گروهی دیگر عقیده دارند که فاصله زمانی موجود تا اعتراض خیابانی بعدی این امکان را می دهد که تبلیغات لازم پیرامون آن صورت بگیرد و حکومت را نیز برای روزهای بیشتری در التهاب و تشویش نگه دارد. از دید ناظران اگر در فرصت موجود تا تجمع بعدی بتوان معترضان بالقوه در برخی شهرهای دیگر را نیز به جمع شهرهای در حال اعتراض اضافه کرد امید و انگیزه جنبش باز هم بالاتر خواهد رفت. کشیده شدن دامنه اعتراض به شهرهای مختلف در سراسر ایران همان استراتژی یگانه ای است که رهبران جنبش طی یک سال و نیم گذشته بر آن تاکید داشته اند. آنها حالا در نقطه ای نامعلوم تحت بازداشت به سر می برند ولی پیامشان شهر به شهر می رود و امید پیروزی را با خود می آورد.

۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

مردگان به فریاد آمده اند صد رحمت به کفن دزد اولی!

الان که این سطور را می نگارم, 20 دقیقه است که صدای تکبیر قطع نمی شود. شاید بیش از یک سال است که علی رغم فراخوان به تکبیر شامگاهی- در نزدیکی منزل ما - کسی تکبیر نمی گفت, اما امشب شور و هیجان تکبیر مثل تیرماه پارسال بود. نمی دانم.اینها که می گویند جنبش مرده است, از مرده هم که صدایی در نمی آید. پس این الله اکبرها چیست! این فریادها ز کیست؟ شاید مردگان سر از قبر درآورده و تکبیر می گویند! اما، مردگان را بر بام چکار!
شاید هم راست می گویند, این مردم مرده اند. اگر مرده نبودند که اوضاعشان این نبود! کفنشان را - ببخشید شهیدشان را - می دزدند و باتومی هم حوالت می دهند تا مردم بگویند "صد رحمت به کفن دزد اولی! "
9 اسفند 1389 / مهدی خزعل

از یک گزارش دریافتی جلسه 4 نفره با خامنه ای برای بازداشت موسوی و کروبی

سلام- پنجشنبه، سر شب، آقایان جنتی، نقدی، تائب و اژه ای آمدند بیت رهبری و از خامنه ای اجازه خواستند که موسوی و کروبی را از خانه هایشان به یک زندان مخفی منتقل کنند. آنها اطمینان دادند که تدابیری برای پخش نشدن خبر این بازداشت اندیشیده و آمادگی هائی برای واکنش های احتمالی در شهر هم گرفته اند. آقای خامنه ای بازداشت خانم ها دکتر زهرا رهنورد همسر مهندس موسوی و همچنین فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی را هم به این لیست اضافه کرد و با پیشنهاد آنها برای تمام کردن شبانه کار، موافقت کرد و بعنوان فصل الخطاب گفت: الخیر فی ما وقع!