۱۳۹۰ مهر ۶, چهارشنبه

دستور به خبرگزاری سپاه "فارس" به تلویزیون بی بی سی از کمر به پائین شلیک کنید!

هر کس می خواهد بداند فیلم "زندگی سیاسی خامنه ای" که تلویزیون بی بی سی آن را پخش کرد، چه ولوله ای در ارگان های انتصابی و انتخابی جمهوری اسلامی بوجود آورد، گزارش روز گذشته خبرگزاری فارس را در باره بی بی سی باید بخواند.
خبرگزاری که خود را معتبر تر از خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی معرفی می کند، زیرا یک سر آن به بیت رهبری بند است و سر دیگری به سازمان امنیت سپاه.
این خبرگزاری، روز گذشته، در توجیه دستگیری تعدادی مستند ساز ایرانی، و در حقیقت از سر خشم از نمایش فیلم "خامنه ای" گزارشی منتشر کرد، که در آن رئیس تلویزیون بی بی سی فارسی و یکی از موفق ترین مجریان این تلویزیون را در ذهن آلوده خود اینگونه به هم پیوند زد:
«صادق صبا» متولد رشت، پس از فارغ‌التحصیلی در رشته حقوق از دانشگاه تهران، به انگلستان مهاجرت کرد و در آنجا مدرک کارشناسی ارشد و همچنین دکترای خود را از دانشکده اقتصاد لندن گرفت و از 20 و اندی سال پیش تاکنون در شبکه بی‌بی‌سی مشغول به کار شده است. در سال ، 2008 به بهانه سفر تفریحی به ایران، با سه روحانی ضد حکومت اسلامی ایران؛ «حسینعلی منتظری»، «صادق روحانی» و «یوسف صانعی» دیدار و کمی بعد یکی از جنجالی‌ترین مصاحبه‌های زمان خود را منتشر کرد.
او اخیرا به خاطر تجاوز به «پونه قدوسی»، یکی از مجریان اصلی شبکه بی‌بی‌سی فارسی، مورد توجه رسانه‌ها بوده است.»
خبرگزاری فارس که کارکنانش مانند کارکنان کیهان و رجانیوز و بقیه چشم دیدن نیمه بالای انسان ها را ندارند و اگر پرونده کهریزک در یک دادگاه صالحه باز شود، مچ دست گردانندگان اصلی آن نیز باز خواهد شد، این قلم دریدگی را از لندن به واشنگتن برد و نوشت:
«این خبر علی‌رغم جنجالی که به پا کرد ولی با توجه به خبر تجاوز چند مجری مرد شبکه صدای آمریکا به مجریان زن این شبکه، چندان دور از انتظار نیست.»
تمام این خشم و کینه به این دلیل است که در آن فیلم بی بی سی، بسیار کمرنگ گفته شده:
1- بیت رهبری 4 هزار کارمند دارد
2- آقای خامنه ای سپاه را تبدیل به حزب نظامی خود کرده
3- آقای خامنه ای تمام رقبا و مخالفان خود را یکی بعد از دیگری یا از کار برکنار کرده، یا به حاشیه رانده و یا منزوی کرده
4- آقای خامنه ای روی شانه های هاشمی رفسنجانی عضو شورای انقلاب و سپس رهبر شد
5- در بیت او که از دربار سلطنتی رضاشاه گسترده تر است، یک دفتر نظامی وجود دارد که رئیس آن یک ارتشی قدیمی است.
6- میرحجازی که همه کاره بیت تا رئیس جمهور شدن احمدی نژاد بوده، بدلیل پاره ای اختلاف نظرات امنیتی اش با خامنه ای کنار گذاشته شده و "آقا وحید" (همان که در فیلم به رهبر کمک می کند تا از روی مبل بلند شود) همه کاره شده
7- طرفداران انبوه موسوی موسوی در خیابان ها را یکبار دیگر نشان داده
8- بخشی از نماز جمعه رهبر، پس از کودتا را پخش کرده که در آن وی خود را به مظلومیت زده و با اعلام این که جسمی علیل دارد و کمی هم آبرو و ... فرمان کشتار مردم را داد.
9- آقای خمینی یکبار چنان گریبان وی را گرفت که اگر موسوی اردبیلی و هاشمی رفسنجانی نبودند، آقای خامنه ای برای همیشه از صحنه حذف شده بود.
10- عکس آقا زاده ایشان "مجتبی" را پخش کرده که تاکنون با شدید ترین تدابیر امینتی مانع پخش آن و آشنائی مردم با چهره او بوده اند.
و...
اینها بخش بسیار بسیار اندکی از واقعیات مربوط به نقش و موقعیت علی خامنه ای در جمهوری اسلامی است که آیندگان درباره آن بسیار خواهند نوشت و خواهند گفت. اما همین اشاره های کوتاه را نیز تاب نیآورده و گریبان صادق صبا و پونه قدوسی را گرفتند! که سرگذشت تلخ دومی بعنوان روزنامه نگار دوران اولیه ریاست جمهوری محمد خاتمی، که سرانجام موفق شد از ایران خارج شود، خود سرگذشت، نه، بلکه پرونده ایست علیه همان ها که حالا در دولت اند، در خبرگزاری فارس اند، در کیهان اند، در رجانیوزاند و در....مطلب خبرگزاری فارس را اینجا بخوانید
پیک نت ـ 5 مهر 1390

۱۳۹۰ مهر ۲, شنبه

:: مشاور کروبی: حکومت به رفتار دوگانه خود پایان دهد و همه زندانیان سیاسی و رهبران جنبش را آزاد کند

اسماعیل گرامی مقدم، مشاور کروبی و سخنگوی حزب اعتماد ملی، در خصوص آخرین وضعیت مهدی کروبی و میرحسین موسوی گفت: “حضور آقای کروبی و موسوی در یک آپارتمان کوچک با حضور ماموران امنیتی که به هیچ کسی حتی اعضای خانواده اجازه ورود نمی دهند، حکایت از این دارد که نه تنها آنها درخانه امن خودشان نیستند، بلکه از یک چنین حصری می توان به عنوان سلول انفرادی یاد کرد.” به گزارش سحام نیوز، این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص برخورد دوگانه مسئولان حکومتی در رابطه با موضوعات سیاسی گفت: اگر ما می گوییم حکومت برخورد متناقض دارد از آن جهت است که مسئولین دستگاه خارجه و مسئولین حکومتی از رهبران سوریه می خواهند با مخالفین خود گفت و گو کرده و اختلافات خود را پشت میز مذاکره حل و فصل کنند و از طرف دیگر رفتار های غیر قانونی با معترضین در داخل کشور و نیز با کسانی که از بنیان گزاران این نظام بوده اند و سالها در رده های بالای حکومتی خدمت کرده اند و دلسوزانه معترض رفتار های غیر قانونی هستند انجام می دهند و کوچک ترین توجه ای به خواست مردم ندارند. گرامی مقدم همچنین در خصوص نامه فاطمه کروبی به صادق لاریجانی نیز گفت: نامه سرکار خانم کروبی ضمن اینکه بیان گر رفتار غیر قانونی دستگاه قضائی و مسئولین امنیتی است نشان دهنده تناقض آشکار میان قول و عمل مسئولین دستگاه خارجه و دولتی در مواجهه با مسائل داخلی و خارجی به شمار می رود. وی در ادامه افزود: نامه سرکار خانم کروبی به خوبی نشان می دهد در ۲۱۰ روز گذشته ای که آقایان کروبی و موسوی در زندان خانگی بسر برده اند، به دلیل عدم برخورداری از حقوق اولیه یک زندانی تحت فشارهای روحی و روانی قرار گرفته و در حقیقت آنها در سلول انفرادی به سر می برند و امیدوارم هرچه سریع تر حکومت به این رفتار دوگانه خود پایان دهد و تمامی زندانیان سیاسی در بند و رهبران جنبش را از زندان و حبس خانگی آزاد نماید. همسر مهدی کروبی دیروز در نامه ای به رئیس قوه قضاییه با اشاره به رفتار غیر قانونی نیروهای امنیتی در ۲۱۰ روز گذشته، از وی خواست تا هر چه سریعتر به این موارد به عنوان نهاد قضایی رسیدگی کند.

۱۳۹۰ شهریور ۲۸, دوشنبه

:: يک 'دانشجوی نخبه دانشگاه شريف' به ۶ سال حبس محکوم شد

علی اکبر محمد زاده، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که از بهمن ماه ۱۳۸۹ در زندان به سر می برد، به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم را قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر کرده است. موضوعات مرتبطمسائل امنیتی ایران آقای محمدزاده بیش از ۲۰۰ روز بدون مرخصی در زندان به سر برده که ۵۴ روز از این دوره را در سلول انفرادی بوده است. مادر علی اکبر محمد زاده در گفتگو با بی بی سی فارسی ضمن تایید این خبر گفت که پسر او دانشجوی نخبه دانشگاه شریف بوده است و در طول دوران تحصیل در این دانشگاه هیچ مورد تخلفی در پرونده اش ثبت نشده است. مادر آقای محمد زاده می گوید که حکم ۶ سال حبس تعزیری، هفته گذشته به پسر او در زندان ابلاغ شده است. علی اکبر محمد زاده دانشجوی ورودی ۱۳۸۶ رشته مکانیک است که در تاریخ ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۹ پس از خروج از دانشگاه بازداشت و پس از مدتی به زندان اوین منتقل شد. در جریان جلسه تفهیم اتهام به آقای محمد زاده، به مواردی نظیر تبلیغ علیه نظام، تجمع و تبانی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی اشاره شد. صدور این حکم، پنجاه روز پس از برگزاری جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای محمد زاده صورت گرفت و به گفته مادرش در جریان رسیدگی به اتهامات، قاضی پرونده به مورد مشخصی که مصداق ارتکاب جرم باشد اشاره نکرده بود. مادر آقای محمد زاده می گوید که پسرش در طول دوران بازداشت شکنجه شده است. به گفته او یکی از دلایلی که بعد از دو ماه بازجویی، با درخواست خانواده برای آزادی فرزندشان در ازای سپردن وثیقه مخالفت شده، نگرانی مسئولان امنیتی زندان از فاش شدن ماجرای شکنجه آقای محمد زاده بوده است. پیش از این ۱۵۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با نوشتن نامه ای خواستار آزادی علی اکبر محمد زاده شده بودند و از مسئولان دستگاه قضایی خواسته بودند که رسیدگی به اتهامات این دانشجو روند قانونی را طی کند. در مورد دیگری بیش از ۲۰۰ نفر از فارق التحصیلان دانشگاه شریف در نامه ای به صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه ایران در مورد "بی قانونی های شکل گرفته" در این پرونده ابراز نگرانی کرده بودند و خواسته بودند که آقای محمد زاده هرچه سریعتر آزاد شود. در پی اعتراض علی اکبر محمد زاده و وکیل مدافع او به حکم صادر شده، پرونده این فعال دانشجویی اکنون برای بررسی بیشتر به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شده است

۱۳۹۰ شهریور ۲۴, پنجشنبه

اگر بت پرستان مکه توانستند شما نیز می توانید




پنجشنبه, ۲۴ شهریور, ۱۳۹۰
چکیده :وقاحت اینقدر بزرگ بود که حتی قاضی شعبه، که عاقبت خود دست به شلاق شد و حکم ننگین قاضی مقیسه را اجرا کرد، جرات نکرد پای کار خود بایستد و بدین ترتیب منشی زن دادسرا مجبور شد در پرونده بنویسد که خودش این حکم را اجرا کرده...

کلمه – حسین ناصری نیا:
دیروز که سمیه توحیدلو را به زندان اوین احضار کردند تا پرونده‌اش را «مختومه» کنند، بسیاری دیگر، از رئیس دانشگاه تهران تا مسئولان ارشد قوه قضاییه و مدیران بلندپایه وزارت اطلاعات، هیچ‌یک نمی‌توانند انکار کنند، که همه در جریان بودند که قرار این «حسن ختام» اینگونه بی‌شرمانه به سرانجام برسد.
بی‌شرمانه تا آن حد که وقتی قاضی اجرای احکام به دست و پا زدن افتاد و حتی با لحنی التماس‌گونه از کارکنان زن دادسرا و زندان خواست این حکم را اجرا کنند، هیچ‌کدام حاضر نشدند ننگ این وقاحت را در کارنامه‌ی خود باقی بگذارند. آنها کم از این صحنه‌ها ندیده بودند، اما این بار اجرای این حکم ظالمانه، وقاحتی افزون می‌خواست که جز از دستان گنهکار یک مرد – بلکه نامرد – بر نمی‌آمد.
وقاحت اینقدر بزرگ بود که حتی قاضی شعبه، که عاقبت خود دست به شلاق شد و حکم ننگین قاضی مقیسه را اجرا کرد، جرات نکرد پای کار خود بایستد و بدین ترتیب منشی زن دادسرا مجبور شد در پرونده بنویسد که خودش این حکم را اجرا کرده است!
همین سه‌گانه‌ی کوتاه، تمام روایت اتفاقی است که می‌توان آن را نمایی همه‌جانبه از حاکمیت انحرافی و غصبی امروز دانست: اطلاع همگان از ظلم و سکوت، حکومت مطلقه‌ی بدکاران بر همه‌ی امور، و نهایتا بی‌مسئولیتی و دروغ.
دیگر همین مقدار بس است و نیازی به افزودن نیست که او در شب بیست و سوم خرداد بازداشت شد اما بعدا قاضی او را به اتهام «تحریک دانشجویان در روز ۲۵ خرداد»! محاکمه کرد؛ یا نیازی به گفتن این نیست در طول دوره‌ی بازداشت یا در زمان دادگاه، او شاهد چه رفتارهای شنیع و دردناکی بوده است؛ و یا …
ضربه‌های شلاقی که روز چهارشنبه بر پیکر سمیه توحیدلو فرود آمد، بیش از اینکه او را تحقیر کند و دیگران را به خشم بیاورد، تیشه‌هایی بر ریشه‌ی یک حاکمیت انحرافی است که انقلاب ملت را به توبره کشیده و اعتبار میهن را به یغما برده است.
از تقدیر یا طنز روزگار؛ این حکم بی‌شرمانه درست در زمانی اجرا شد که رسوایی اختلاس میلیاردی بالا گرفته و مانند آن قاضی بی‌بهره از حیای اجرای احکام دادسرای زندان اوین، همه‌ی مقامات به دست و پا زدن افتاده‌اند تا به نحوی این افتضاح را رفع و رجوع کنند.
پیام این همزمانی شاید جز این نباشد که در روزگاری که سلطه‌ی خودکامگی و دولت دست‌نشانده‌ی انحرافی و برادران قاچاقچی دست به دست هم داده‌اند تا سرمایه‌های کشور را به تاراج ببرند و ایران و ایرانی را اینچنین به فلاکت بکشانند، باید هم امثال سمیه توحیدلو شلاق بخورند و تحقیر شوند.
اما اگر بت‌پرستان توانستند با شلاق زدن و شکنجه‌ی سمیه و یاسر، رسالت محمدی را منکوب کنند؛ اینان هم خواهند توانست حاکمیت خود را با شکنجه و زندان و قاچاق و اختلاس امتداد دهند.
این بساط ظلم و جور رفتنی است، رسوایی‌اش شهره‌ی آفاق شده و استخوان‌هایش خردشدنی است؛ صدای خرد شدن استخوان‌های این بساط ستمکاری به نام دین و خدا را از پژواک ضربه‌هایی که بر تن سمیه توحیدلو خورد، می‌توان شنید. اما افسوس که نه شنیدنی در کار است و نه بصیرتی و نه حتی فقاهتی: «لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها»

۱۳۹۰ شهریور ۲۱, دوشنبه

سخنان تحریک آمیز احمدی نژاد دردیدار با امیر قطر به سوریه حمله شود به قطر حمله می کنیم!

شبكه تلویزیونی المنار لبنان به نقل از منابع آگاه فرانسوی نوشت:
امیر قطر در سفر سه ساعته خود به تهران و دیدار با احمدی نژاد سئوال کرد که در صورت حمله نظامی غرب به سوریه برای سرنگونی دولت بشار اسد، موضع جمهوری اسلامی چیست؟
احمدی نژاد در پاسخ گفته است: در صورت بروز چنین اتفاقی مطمئنا اولین موشك به خانه خود شما (امیر قطر) اصابت خواهد كرد.
امیرقطر به نمایندگی از امریکا به تهران سفر کرده بود و پس از دیدار سه ساعته در تهران، مستقیما به امریکا رفته و در کاخ سفید با رئیس جمهور امریکا ملاقات کرد و آنچه در تهران شنیده بود را به وی منتقل کرد.
این که چنین اظهار نظر تحریک آمیزی، چقدر روی محاصره بیشتر و آمادگی بیشتر برای وارد آوردن ضربه نظامی به ایران تاثیر خواهد داشت، امری است که روشن شدن آن چندان طول نخواهد کشید. این دیپلماسی، همان دیپلماسی آقای خامنه ایست که در ابتدای رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در دیدار با سفرای جمهوری اسلامی که به تهران فراخوانده شده و با رهبر دیدار کرده بودند، در این جمله او خلاصه شده بود: شماها باید همیشه اخم کنید، تا از شما بترسند!
همین نوع اظهار نظرهای عوامفریبانه که جانشین یک سیاست منطقی برای مقاومت در برابر امریکا و هر قدرت جهانی دیگری شده را بارها ازدهان احمد جنتی در نماز جمعه های تهران نیز شنیده ایم. برای نمونه در باره ساده زیستی (کلام مشترک با علی خامنه ای) بعنوان عدالت اجتماعی!
شبکه تلویزیونی المنار، این سخنان احمدی نژاد را با آب و تاب و با هدف تبلیغ میان حزب الله لبنان منتشر کرد. اما روی دیگر دیپلماسی و نقش آفرینی و شعبده بازی احمدی نژاد را در خبر دیگری دنبال کنید که پس از ماجرای "هاله نور" در سازمان ملل، حالا نماینده جمهوری اسلامی در امریکا که از یاران مصباح یزدی و برگمار شده از طرف بیت رهبری و مورد تائید احمدی نژاد است، از خبرنگاران خواسته تا با کروات در مصاحبه خبری احمدی نژاد در سفری که بزودی به امریکا خواهد کرد حاضر شوند. این سفر برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل انجام می شود.
پیک نت - 21 شهریور 1390

۱۳۹۰ شهریور ۱۹, شنبه

تاج زاده: " خدا، ولی فقیه، ایران" جانشین "خدا، شاه، میهن" شده

مصطفی تاج زاده طی نامه ای، از اوین، سئوالاتی از آیت الله سیستانی مرجع تقلید شیعیان که مقیم نجف است پرسیده است. این سئوالات در ارتباط با فتوائی مطرح شده که آیت الله سیستانی در تائید تظاهرات مسالمت آمیز در عراق صادر کرده است.
تاج زاده نوشت:
حوادث خونین سوریه و سکوت تأییدآمیز برخی روحانیون عالی‌مقام در سرکوب مردم آن کشور، مرا به نوشتن این نامه سرگشاده تشویق کرده است. آیا مسلمانان سوریه نیز در جریان تظاهرات اعتراضی از همان حقی برخوردارند که مسلمانان بحرین و مصر و تونس و لیبی و عراق برخوردار هستند؟ آیا عمل کسانی که در امتداد نمازهای مستحب ماه رمضان، تظاهرات اعتراضی علیه دیکتاتوری سر داده و آماج گلوله‌های تک تیراندازان بعثی سوریه قرار می‌گیرند، مشمول همان حق و حکم شرعی نمی‌شود که آن بزرگوار درباره مسلمانان عراق و بحرین فرمودند؟ این سؤال هنگامی اهمیت مبرمی می‌یابد که به خاطر بیاوریم دیکتاتور سوریه در همان حال که مرتباً و کراراً علیه «فتنه» سخن می‌گوید و علمای درباری و بوق‌های تبلیغاتی او صبح تا شام برچسب «فتنه» بر پیشانی معترضین و مجاهدین سوری می‌زنند، در کار تدارک یک فتنه عظیم است و عملاً نقش‌ جاده‌صاف‌کنی و مشروعیت‌بخشی به مداخله نظامی بیگانگان را در یکی دیگر از کشورهای اسلامی بر عهده گرفته است.
این درد را به کجا ببریم که آزادیخواهان و مجاهدین سوریه در همان حال که با فریاد “الله اکبر- حریه” آماج تک تیراندازان امنیتی دیکتاتوری بعثی قرار می‌گیرند، نام “اردوغان” را بر پلاکاردها و فراز سر خود حمل می‌کنند و در عین حال پرچم ایران را زیر پا گذاشته و آتش می‌زنند؟
بار دیگر باید اعلام کرد چنانچه فتنه کودتای انتخاباتی نظامی- امنیتی‌های مداخله‌گر در سیاست و انتخابات ایران رخ نمی‌داد و تظاهرات اعتراضی و ضد کودتایی ایرانیان از سوی حاکمیت تحمل می‌شد، امروز منظره دیگری را در خاورمیانه شاهد بودیم و به جای سبقت گرفتن بلامنازع و بی‌رقیب ترکیه، جهان اسلام، ما را یاری رسان به مظلومان سوری و بحرینی و یا لیبیایی و یمنی می دید و می شناخت.
اکنون شرایط بر عکس شده و بیم آن می‌رود کسانی که می‌کوشند ایران و ایرانی و نیز شیعیان را تا سطح “متحد طبیعی حزب بعث سوریه” تنزل دهند، نمی‌فهمند که باد کینه در قلوب آزادیخواهان منطقه می‌کارند و فرداطوفان فتنه درو خواهند کرد. پیامد ناسنجیده اقتدارگراهای ایرانی در حمایت از نظامی- امنیتی‌های داخلی و بعثی- سوری زمینه‌ساز مداخله بیگانگان و بسترساز بهره‌جویی صهیونیست‌ها خواهد گردید و نفرت‌‌های ضد ایرانی و ضد شیعی که هم اکنون در پیامد حمایت فاجعه‌بار حزب پادگانی از ماشین سرکوب و جنایت حزب بعث سوریه، در نهانخانه ذهن و خاطره زخمی ملت سوریه انباشت می‌شود، در فردای سرنگونی محتوم دیکتاتوری تبدیل به ماده خام و انفجاری گروه‌ها و سازمان‌های افراطی خواهد شد و توسط صهیونیست‌های توسعه‌طلب و جنگ‌طلبان بیگانه و فرامنطقه‌ای علیه ایران و جهان تشیع کانالیزه شده و در نهایت تنور فتنه‌های طائفی و مذهبی را شعله‌ورتر از هر زمان دیگری خواهد کرد.
بزرگترین فتنه در عصر ارتباطات و بیداری مردم جهان، “استبداد” است که حتی وقتی به نام مبارزه با صهیونیسم بین‌الملل نیز به مردم تحمیل می‌شود، نتیجه‌ای جز کشاندن پای نظامیان آمریکا و دیگر قدرت‌های بزرگ به کشورهای جهان اسلام ندارد. مگر فراموش کرده‌ایم که در یک دهه گذشته این طالبان طرفدار نابودی صلیبی‌ها (قدرت‌های غربی) بود که به علت عملکرد اشتباه و غیر انسانی خود،‌ ناخودآگاه به تجاوز و اشغال افغانستان توسط ارتش‌های بیگانه مشروعیت بخشید؟ مگر حزب بعث عراق به رهبری صدام حسین نبود که بار دیگر زمینه‌ساز دخالت نظامی غربی‌ها و اشغال کشور خود و فجایع بعدی ناشی از این وضع در عراق شد؟ او همان کسی بود که به اسرائیل موشک پرتاب کرد! مگر قذافی در لیبی چنین نقشی ایفا نکرد؟ اکنون نیز مشاهده می‌شود که مقدمات چنین دخالتی در سوریه در حال فراهم شدن است. توجه دارید تمام رژیم‌هایی که بسترساز حضور و دخالت نظامیان بیگانه در کشورشان شدند، دیکتاتورهایی بودند که به نام مبارزه با توسعه‌طلبی غرب و آمریکا و نیز رژیم اشغالگر اسرائیل حقوق اساسی و‌آزادی‌های مدنی و سیاسی مردم خویش را نقض کردند و هنگام مواجهه با اعتراضات آنان، به سرکوب خونین‌‌بارشان پرداختند.
مردم سوریه باید بدانند که ملت ایران حرکت اعتراضی آنان را همچون قیام خود در سال ۱۳۵۷ و نیز در دوم خرداد ۱۳۷۶ و بیست و دوم و بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۸ می‌دانند که همگی به رغم ظهور و تجلی در اشکال گوناگون انقلابی و اصلاحی و خیابانی و انتخاباتی، در جهت نفی استبداد و دفاع از حقوق انسانی و شهروندی و موازین دموکراتیک (مطبوعات، احزاب، تجمعات، اتحادیه‌ها، انتخابات آزاد منصفانه و شفاف) بوده است. مردم ستمدیده سوریه، بویژه خانواده شهدا و مادرانی که کودکان، همسران، پدران، پیران و جوانان آن‌ها توسط نیروهای امنیتی- نظامی رژیم فاسد بعثی کشته شده‌اند باید بدانند که ملت ایران به مبارزات آن‌ها علیه انسداد، اختناق، تبعیض و بی‌عدالتی و فساد به همان چشمی نگاه می‌کند که به مبارزات مردم مصر، لیبی، بحرین، یمن، تونس، اردن و به طور کلی جهان عرب می‌نگرد و صمیمانه از جنبش‌های آزادیخواهانه آنان خشنود است.
اما در ایران. ما شاهدیم که اقتدارگرایان ایرانی تلاش می‌کنند با تجرید، تجزیه و تفکیک اصل ولایت فقیه از پیکره قانون اساسی، آن را به شکل “خدا- ولی فقیه- ایران” در آورند و به این ترتیب روایتی ولایی از اصل شاهنشاهی “خدا- شاه- میهن” به دست دهند.
پیک نت - 17 شهریور 1390

۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه

:: خیزش مردم آذربایجان ازمشروطه خواهی تا دریاچه ارومیه: آذربایجان دروازه آزادی ایران!




پس از حمله کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد قزاق به مجلس و پخش خبرآن، در شهرهای دیگر ایران شورشهائی برخاست. مردم تبریز و بختیاری‌ها با شنیدن خبرهای تهران به هواداری از مشروطه و مخالفت با محمدعلی شاه برخاستند. شاه نیروهای دولتی را برای سرکوب فرستاد. علی موسیو، ستارخان، باقرخان و حیدر خان عمواوغلی درتبریز به بسیج مردم و سازماندهی نیروی مسلح (مجاهدین مشروطه) برای مقابله نیروهای دولتی دست زدند. گروهی از ایرانیان قفقاز نیز به مردم تبریز پیوستند و به مجاهدان قفقاز معروف شدند. علی موسیو از یاران حیدر خان عمواوغلی و یارانش هم دستهٔ مجاهدان تبریز را تشکیل دادند - برگرفته از ویکی‌پدیای فارسی // انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) با انتشار بیانیه ای برخورد نیروهای امنیتی با معترضان به خشک شدن دریاچه ارومیه را به شدت محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط بازداشت شدگان این حادثه شده است. در این بیانیه همچنین خبر از "کشته شدن سه تن از تظاهرکنندگان و مجروح شدن تعداد کثیری از مردم در طی درگیریها با پلیس ضد شورش" داده است. انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران، گزارش هایی از بیمارستان ها داشته که تعداد زیادی بر اثر ضرب و جرح مجروح شده و در حالیکه در بیمارستان در حال مداوا بوده اند دستگیر شده اند. همین طور گزارش هایی رسیده که تعدادی از کسانی که به شدت زخمی شده بودند از طریق لباس شخصی ها برده شدند. بعد از دستگیری برخی از جوانان شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که آنها را هم از بین زندانیان برده اند - به نقل از بی بی سی چهارشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۰ *** تاریخ را که ورق می‌زنیم، بسیاری از صفحات زرین آن به نام مردم غیور آذربایجان رقم خورده است. چه آنجا که علی موسیو، ستارخان، باقرخان و حیدر خان عمواوغلی درتبریز به بسیج مردم پرداختند و چه اینجا که مردم به‌گونه‌ای خودجوش برای حفظ دریاچه ارومیه بپاخاسته‌اند و شهید نیز داده‌اند. این‌بار اما تمامی مردم ایران باید به حمایت برخیزند. امروز مردم حق‌طلب آذربایجان بار دیگر بپاخاسته‌اند، فرصت را غنیمت شماریم و ایران را آزاد کنیم. خیزش مردم آذربایجان از مشروطه خواهی تا دریاچه ارومیه: آذربایجان دروازه آزادی ایران!

۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه

نگاهی به مصاحبه وزیر خارجه ج. اسلامی سپاه قدس در کنار ناتو در جریان سرنگونی قذافی




علی اکبر صالحی، وزیرخارجه جمهوری اسلامی در مصاحبه با روزنامه جام جم، اعتراف به همکاری جمهوری اسلامی با ناتو برای بمباران لیبی و سرنگونی رژیم قذافی کرد.
صالحی گفت:
«ما پیش از سرنگونی قذافی با بسیاری از گروه‌های معارض در لیبی ارتباط داشتیم و بیش از سه تا چهار محموله كمک‌های غذایی و دارویی را بدون سر و صدا به بنغازی فرستادیم. به همین دلیل مصطفی عبدالجلیل، رییس شورای عالی انتقالی لیبی به دلیل همراهی و كمک‌های ‌ایران، نامه‌ای تقدیرآمیز برای رییس‌جمهور، قبل از سقوط قذافی ارسال كرد. رجاء واثق دارد مردم استعمار ستیز لیبی با قاطعیت و حفظ همبستگی ملی، مانع از هر نوع دخالت بیگانگان بویژه استعمارگران دیروز و مدعیان امروز در رقم زدن سرنوشت خود خواهند شد.»
این درحالی است که در آغاز حملات ناتو به لیبی، علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی که در سفر مشهد بسر می برد، طی سخنانی گفت که اگرقذافی تاسیسات اتمی اش را تحویل امریکا نداده بود آنها جرات نمی‌کردند به این کشور حمله کنند. او ریشه نارضائی مردم لیبی را ناشی از تحویل تاسیسات اتمی این کشور به امریکا اعلام کرد!
اکنون وزیر خارجه جمهوری اسلامی که بدون تائید علی خامنه ای چنین مسئولیتی را پیدا نمی کرد، طی مصاحبه ای اعتراف می کند که جمهوری اسلامی در سرنگونی قذافی سهم داشته است.
آنچه صالحی به آن اشاره کرده، بخش غیر نظامی این دخالت است. آنچه گفته نشده اینست که واحدهای سپاه قدس که در یکسال اخیر شمارشان در سوریه و لبنان بسیار افزایش یافته است، به بهانه خروج از سوریه وارد لیبی شدند و در کنار القاعده و سلفی ها دست به عملیات نظامی زدند.
علی اکبر صالحی در مصاحبه با روزنامه جام جم، برای توجیه همسوئی جمهوری اسلامی و ناتو برای سرنگونی رژیم قذافی که عملا افتادن این کشور به چنگ شرکت های نفتی است، مدعی شده که "رجاء واثق" دارد که مانع دخالت بیگانگاه در امور داخلی لیبی می شوند. این یعنی "زمستان و زردآلو". آنها خودشان لیبی را اشغال کرده و رژیم قذافی را سرنگون کرده اند و از جمهوری اسلامی و سپاه قدس هم بعنوان چرخ پنجم درشکه استفاده کرده اند. بنابراین "رجاء واثق" وزیر خارجه ج. اسلامی را باید گذاشت در کوزه و آبش را خورد. لابد یکی از گزارش های سرلشگر سلیمانی فرمانده سپاه قدس در جلسه آینده مجلس خبرگان، همین "شاه" کار خواهد بود.
قذافی، خوب یا بد، مستبد و یا مصلح، دیکتاتور و یا وطن دوست و یا هر چیز دیگری، اولا جمهوری اسلامی همیشه برایش آغوش گشوده بود( به شهادت عکسی که احمدی نژاد با او دارد) و دوم این که شرکت های نفتی که ناتو را تبدیل به ارتش استعماری خودشان کرده اند، لیبی را گرفته اند. حالا اگر استخوان های امام موسی صدر را هم تحویل آقایان در تهران دادند، مرحمت فرموده اند!