۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

تبلیغ زیر پوشش انتقاد احمدی نژاد می خواهد روحانیون را مرخص کند




حجت الاسلام هوچی "احمدخاتمی"، که با بستن دخیل به بیت رهبری و بیت احمد جنتی، امام جمعه موقت تهران شد، روز گذشته نماز جمعه تهران را خواند. سخنان او تهدید آشکار احمدی نژاد بود که با توجه به وابستگی وی به دو بیت خامنه ای و احمد جنتی، این سخنان جدی تلقی شده است. او درعین حال، با تکرار حرف های خامنه ای، مدعی حکومت یکپارچه و انکار هر اختلافی در حاکمیت شد! (خبر نماز جمعه او را در همین شماره پیک نت می خوانید)
همزمان با نمازجمعه احمد خاتمی، یکی از سایت های سخنگوی احمدی نژاد، برای نخستین بار حاکمیت را تهدید کرد که دکتر (احمدی نژاد) غیر قابل پیش بینی است و ممکن است مردم را به حمایت از خویش فراخوانده و تیغ عدالت به روی اصولگرایان برکشد!(این مطلب را نیز در همین شماره پیک نت بصورت مستقل می خوانید)
در تداوم این بلبشوی سیاسی، حجت الاسلام رهبر کفن پوشان قم "ذوالنور" و از نزدیک ترین شاگردان مصباح یزدی که پس از روی کار آمدن احمدی نژاد، جانشین نماینده خامنه ای در سپاه شد، روزگذشته سخنانی تهدید آمیز علیه احمدی نژاد گفت، که وقتی باطن آن شکافته شود، این سخنان نه انتقاد و تهدید، بلکه حمایت از خطی است که احمدی نژاد دنبال می کند. سخنان ذوالنور، که احمدی نژاد را طرفدار کنار زدن روحانیت از حاکمیت و مرخص کردن و فرستادن آنها به خانه هایشان معرفی کرد، بی شک در میان اکثریت مردم با استقبال روبروست. ( این سخنان را نیز درهمین شماره پیک نت بصورت مستقل می خوانید)
درهمین کشاکش، در مجلس اعلام شد که صندوق ذخیره ارزی کشور خالی است و هرچکی که از محل آن کشیده شود بی اعتبار است. در مقابل، رئیس کل بانک مرکزی که زیر فشار اخبار مربوط به به تورم 32 درصدی در جمهوری اسلامی و شکست اقتصادی قطعی دولت است، روز گذشته مدعی شد که این آمارهائی که اعلام می شود صحت ندارد.
"محمود بهمنی"گفت، تورم در پایان سال گذشته معادل 12.4 درصد بود و نرخ تورم فروردین ماه از 13.5 درصد تجاوز نخواهد کرد.
از تهران می گویند: تاریخ ایران چنین فقری را که اکنون درایران وجود دارد به خود ندیده، مگر درجریان جنگ دوم جهانی که می گویند مردم نان جیره بندی شده را خیس می کردند و می خوردند و کشمش و توت غذای توده مردم شده بود. ظاهرا جمهوری اسلامی می رود تا ایران را به دوران جنگ دوم جهانی و اشغال ایران بازگرداند: قلیلی مرفه و دست به جیب و اکثریتی گرسنه و جیب خالی.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

تجمع صدها کارگر لاستیک البرز در مقابل دفتر ریاست جمهوری در آستانه روز کارگر

گزارش‌ها از ایران حاکی از ادامه اعتراض‌های صنفی کارگران در ایران در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه‌شان است. بر اساس این گزارش‌ها، شماری از کارگران کارخانه لاستیک البرز در مقابل دفتر ریاست جمهوری، شماری از کارگران در مقابل اداره صنایع و معادن در شیراز و تعدادی از کارگران شرکت ذوب آهن اصفهان در مقابل مجلس دست به تجمع زده‌اند. یکی از کارگران کارخانه لاستیک البرز شرکت کننده در تجمع کارگران این واحد صنعتی در مقابل دفتر ریاست جمهوری، در گفت و گو با رادیو فردا، شمار تجمع کنندگان را حدود ۸۰۰ نفر ذکر کرد و گفت: کارگران خواستار دریافت ۹ ماه حقوق معوقه خود و خواستار تعیین تکلیف وضعیت کارخانه لاستیک البرز بودند. کارخانه لاستیک البرز پس از واگذاری به بخش خصوصی با مشکلات اقتصادی مواجه شد و از واحدی سود ده به واحدی زیان‌ده تبدیل شد و از آن پس حقوق حدود ۱۳۰۰ کارگر این واحد صنعتی با تاخیرهای فراوان پرداخت شده است. این کارگر اشاره کرد که پس از پایان تعطیلات نوروزی به کارگران لاستیک البرز گفته شده بود این کارخانه در این مدت تعطیل است تا بودجه لازم برای راه‌اندازی مجدد آن و خرید مواد اولیه فراهم شود و یا واگذاری‌اش به بانک سپه به سرانجام برسد. بر اساس این گزارش، اما در این مدت هیچ‌یک از وعده‌های مسئولان تحقق نیافت و کارگران تصمیم به تجمع در مقابل دفتر ریاست جمهوری گرفتند. این کارگر گفت که مسئولان دفتر ریاست جمهوری به ۸۰۰ کارگر تجمع کننده قول دادند که تا روز دوشنبه، مبلغ ۲۸ میلیارد تومان برای راه اندازی مجدد کارخانه لاستیک البرز در هفته آینده اختصاص یابد و یک ماه و نیم از حقوق معوقه‌شان نیز پرداخت شود. به گفته این کارگر، مسئولان همچنین وعده داده‌اند که مالکیت کارخانه لاستیک البرز به بانک سپه واگذار خواهد شد. وی افزود که اگر وعده‌های مسئولان تحقق نیابد، کارگران دوباره دست به برگزاری تجمع اعتراضی خواهند زد. تجمع اعتراضی صدها کارگر کارخانه لاستیک البرز در مقابل دفتر ریاست جمهوری در شرایطی صورت گرفت که مجتبی زارعی، معاون وزیر کار و امور اجتماعی، به وب‌سایت خبرآنلاین گفته است که در یک سال گذشته حتی کارگران یک واحد تولیدی کاری نکرده‌اند که ترک کار جلوه کند. جوانمیر مرادی، رئیس انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه، با رد این سخنان، به اعتراض‌های متعدد کارگران در خارج از کارخانه‌هایشان در یک سال گذشته اشاره می‌کند و در مورد انکار این حرکت‌های اعتراضی از سوی معاون وزیر کار و امور اجتماعی به رادیو فردا می‌گوید: وقتی خبرهای مربوط به کارگرانی که چند حقوق خود را دریافت نکرده‌اند، دست به اعتصاب می‌زنند و در عین حال، با مشکلاتی مانند اخراج و بازداشت مواجه می‌شوند، کتمان بشود، همین سخنان را می‌توان از معاون وزیر کار هم شنید، زیرا اگر قرار باشد که مسئولان به این پرسش‌ها که چرا کارگران به خاطر اعتراض، اخراج یا بازداشت می‌شوند، پاسخ دهند، به نوبه خود، وقوع اعتصاب در کارخانه‌ها را تایید کرده‌اند. پس انکار این اعتصاب‌ها، در واقع راهی برای پاسخ ندادن به دلایل این برخوردها است. در این میان، یکی از شهروندان شیرازی به رادیو فردا گفت که حدود ۱۰۰ نفر از کارگران همراه با خانواده‌هایشان روز یکشنبه در مقابل اداره صنایع و معادن شیراز تجمع کردند و خواستار دریافت شش ماه حقوق معوقه خود شدند. خبرگزاری‌های ایسنا و مهر نیز گزارش دادند که جمعی از کارگران شرکت ذوب‌آهن اصفهان صبح روز یکشنبه برای اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و دستمزدشان، در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی در تهران تجمع کردند. اعتراض های صنفی کارگری در شهرهای گوناگون ایران در چند ماه گذشته افزایش یافته است. در اکثر این اعتراض‌ها، کارگران خواستار دریافت حقوق معوقه خود می‌شوند که در برخی موارد تا دو سال به تعویق افتاده است.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

تاج زاده: آقای شریعتمداری! اگر جنبش سبز مرده است، چرا کابوس آن لحظه‌ای شما را رها نمی‌کند؟

اشتراک
67
یکشنبه, ۴ اردیبهشت, ۱۳۹۰
چکیده :به بازجوی پنجم خود پیشنهاد کردم برای روشن شدن بسیاری از مسائل حاد و جاری ، چه خوب است آقای شریعتمداری را دعوت کنید تا من با وی در حضور شما در همین زندان به گفت و شنودی چند ساعته بنشینم. قضاوت نهایی نیز درباره مواضع و موضوعات به عهده بازجویان) باشد. من آمادگی ام را برای مناظره اعلام کرده ام. در زندان باشد یا در هر جای دیگر؛ آزاد یا تحت الحفظ، برایم فرقی نمی کند. پیشنهاد دارم که مناظره مکتوب آغاز شود و تنها خواست من انتشار کامل نامه‌هایم، بی کم و کاست است....

سید مصطفی تاج زاده، معاون وزیر کشور دولت اصلاحات و شاکی پرونده کودتای انتخاباتی که به جای رسیدگی به شکایتش در زندان به سر می‌برد، در نامه سرگشاده ای خطاب به حسین شریعتمداری، نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان، برای مناظره با وی اعلام آمادگی کرد.
تاج زاده در این نامه، که می‌توان آن را آغازی برای یک مناظره مکتوب دانست، با اشاره به اینکه حسین شریعتمداری تاکنون حاضر نشده است به پیشنهادهایش برای مناظره پاسخ دهد، تاکید کرده که در طول بازجویی های خود نیز بارها از بازجوها خواسته است تا امکان مناظره بین او و حسین شریعتمداری را به عنوان نماینده جریانی که در صدد است تا تمام دستاوردهای ضد استبدادی و آزادی خواهانه ملت ایران از نهضت مشروطه تاکنون را از بین ببرد، فراهم کنند.
به گزارش تحول سبز، تاج زاده با ارسال این نامه و تقاضا برای انتشار بدون سانسور آن در کیهان ، عملا مناظره را یک جانبه آغاز نموده است و اعلام کرده نامه های بعدی وی در خصوص مباحث مطرح شده در این نامه به عنوان محورهای پیشنهادی مناظره به تدریج منتشر خواهد شد.
او نوشته است: پیشنهاد دارم که مناظره مکتوب آغاز شود و یک مقاله من بنویسم ، و کیهان شش روز فرصت برای نقدآن داشته باشد. بعد مقاله دوم و دوباره شش روز فرصت برای نویسندگان آن روزنامه محترم. به این ترتیب علاقمندان با مطالعه مقالات و نقدها به قضاوت بهتری درباره ادعاهای ما و شما دست خواهند یافت.
تاج زاده در نامه سرگشاده خود به شریعتمدایر، به طرح سوالاتی از این دست پرداخته است که:
- با وجود اعلام مکرر اتکای جناح حاکم به حمایت آگاهانه اکثریت قاطع ملت ایران، چرا رفتارتان درست در نقطه مقابل ادعای مذکور است؟ همچون اقلیتی نگران از آینده که از سایه خود نیز می‌ترسید. اگر ایرانیان را بصیرترین مردم دنیا می خوانید، چرا همزمان می کوشید تمام مجاری اطلاع رسانی آزاد و قانونی را به روی آنان ببندید؟ اگر این ملت “بصیرترین” است، چرا تا روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، به زعم شما به کسانی رأی داده است که یا منحرف بوده‌اند یا جاسوس یا خائن؟
- چنانچه دائم تکرار می‌کنید که حقایق مربوط به انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن کاملا روشن شده است، چرا وقتی را هرچند اندک به منتقدان خود که در حقیقت مخالف تک حزبی و تک صدایی شدن جمهوری اسلامی ایران هستند، اختصاص نمی دهید تا در صدا و سیما که طبق قانون و عرف عقل باید ملی باشد، با مردم سخن بگویند؟
- اگر مدعی پشتیبانی اکثریت مردم از دولت کنونی هستید، چرا به منتقدان سیاست‌های جاری کشور اجازه نمی‌دهید که حتی در اتوبان تهران-کرج یک اجتماع مسالمت‌آمیز و آرام برگزار کنند؟ در کجای دنیا مخالفان را خس و خاشاک خوانده، اما نسبت آنان با انتخابات آزاد، مانند نسبت جن و بسم‌الله است؟
-اگر منتقدان یکه سالاری در ایران فتنه گرند و مستقیم یا غیرمستقیم آلت دست بیگانه، چرا می‌گویند محاکمه آنان موجب قهرمان شدنشان می‌شود؟ بصیرترین مردم جهان، فتنه‌گران درحال محاکمه را قهرمان ملی می خوانند؟
- چرا دم از نهضت تولید علم می زنید و همزمان در صدد مهار کردن و در نهایت تعطیلی علوم اجتماعی و انسانی برآمده‌اید و برای حدود دو میلیون دانشجو دغدغه و نگرانی ایجاد می‌کنید؟
- اگر نسل جوان کنونی را آگاه تر و مصمم تر و امیدوارتر از نسل انقلاب می‌دانید، چرا ایران در صدر کشورهای معتاد جهان است و با کمال تأسف جوانان، آسیب پذیرترین قشرها در این زمینه به شمار می‌روند؟
-اگر کشور در حال پیشرفت سریع اقتصادی است، چرا دولت مانع انتشار آمارهای مربوطه می‌شود؟ چرا در زمینه فرار مغزها و سرمایه ها جزو ده کشور اول دنیا هستیم؟
- به سرکوب تظاهرات در فرانسه اعتراض می کنید، در حالی که حتی یک نفر هم کشته نشده، اما خود با ماشین از روی پیکر یک عزادار رد می شوید و دیگری را از پل به زمین پرتاب و فردی را که از نزدیکان نامزد رقیبتان است ترور می‌کنید؟
- اگر جنبش سبز مرده است ، چرا کابوس آن، لحظه ای شما را رها نمی‌کند به گونه ای که کیهان ندیده عرض می‌کنم شماره‌ای در ماه‌های اسارت اینجانب منتشر نشده است که در آن اتهاماتی متوجه سبزها نشده باشد؟
متن کامل اولین نامه سید مصطفی تاج زاده به شریعتمداری در ادامه می آید:
جناب آقای حسین شریعتمداری
نماینده محترم ولی فقیه و سرپرست روزنامه کیهان
با سلام
از آن جا که فکر می کردم ممکن است فرصت کافی در ملاقات های هفتگی نداشته باشم تا نامه های سرگشاده ام را برای همسرم بخوانم که او بنویسد، از مشارالیها خواهش کردم تعدادی از مقالاتم را که در ایام مرخصی از زندان نوشته ام و قصد انتشار مستقل آن ها را داشتم به نامه سرگشاده به جنابعالی تبدیل کند تا شاید راه گفت و گوی دوطرفه باز شود.
روشن است که اگر زمان ملاقات های ما اندکی بیشتر بود، می توانستم درباره همه موضوعات مورد نظرم برای مناظره مکتوب که در پایان همین نامه عناوین آن ها را متذکر شده ام، برای شما بنویسم علت انتخاب مناظره مکتوب آن است که من از سه سال پیش تا کنون بارها جنابعالی را به گفتگو و مناظره دعوت کرده‌ام، اما هرگز با پاسخ مثبت آن جناب مواجه نشده‌ام.
مقاله اینجانب با نام “منطق آقای شریعتمداری”، در روزنامه اعتماد ملی یک ماه قبل از انتخابات خرداد ۸۸ نیز نتوانست قلم فعال شما را به یک مناظره مکتوب ترغیب نماید. با وجود این، هنگامی که به شکل غیر قانونی در سلول انفرادی در بازداشتگاه “۲الف” اوین (قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران) به سر می بردم ، به بازجوی پنجم خود پیشنهاد کردم برای روشن شدن بسیاری از مسائل حاد و جاری ، چه خوب است آقای شریعتمداری را دعوت کنید تا من با وی در حضور شما در همین زندان به گفت و شنودی چند ساعته بنشینم. قضاوت نهایی نیز درباره مواضع و موضوعات به عهده حاضران (بازجویان) باشد که آن پیشنهاد نیز تحقق نیافت.
پس از آزادی موقت از زندان در نشستی با کارشناس ارشد اطلاعات سپاه و مسئول بازجوها، به مناسبت بحثی که بین ما درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم و تخلف‌ها و تقلب‌ها در گرفت، اعلام کردم من آماده‌ام با هر کسی که آنان معرفی کنند، درباره انتخابات ۸۸ در صدا وسیما به مناظره بنشینم. پیشنهاد من در آن جلسه نیز جنابعالی بودید، زیرا شما را سخنگوی یک جریان فکری و سیاسی می‌دانم که با وجود اقلیت بودن ، مقدرات کشور را به طور کامل در دست گرفته و در صدد است تمام دستاوردهای ضد استبدادی و آزادی خواهانه ملت ایران از نهضت مشروطه تاکنون را از بین ببرد. به علاوه جنابعالی به علت سوابق و روابط‌تان، مدعی هستید که از نیمه پنهان منتقدان و حوادث و صد البته توطئه‌ها آگاهید و بسیاری از وقایع را پیش بینی می‌کنید. بنابراین مناظره با چنین شخصی می‌تواند رافع بسیاری از شائبه‌ها و روشنگر حقایق بسیاری باشد.
به هرحال وی در جواب من گفت: آقای شریعتمداری در نوشتن تبحر بیشتری دارد تا در گفت و شنود رو در رو. گفتم: اشکال ندارد، من حاضرم با ایشان به صورت مکتوب مناظره کنم. یک مقاله من می‌نویسم، ایشان آن را نقد کند یا بر عکس. ماحصل هر چه باشد، در روزنامه کیهان، به شرط عدم اعمال سانسور منتشر شود. البته این نکته را نیز اضافه کردم که آقای شریعتمداری مدت‌هاست اعتماد به نفس خود را از دست داده و من مطمئنم وی پیشنهاد اخیر را نیز رد خواهد کرد. کارشناس ارشد اطلاعات سپاه پرسید: آیا از قول شما این مطلب را به آقای شریعتمداری بگویم؟ پاسخ من روشن بود: بگویید، ولی قطعا جواب منفی خواهید شنید و افزودم: آقای شریعتمداری هم دانش و قلم خوبی دارد و هم در گفتگو حاضر جواب و مسلط است ، ولی در دو سه سال اخیر حاضر نشده است به مناظره با من تن در دهد.
نه این که مناظره کننده خوبی نیست و نه من فرد عجیب و غریبی هستم و در مناظره هماوردی ندارم. من همان تاج زاده قدیمم ، با همان ضعف‌ها و قوت‌هایم، اما آنچه تغییر کرده و موجب شده است آقای شریعتمداری اعتماد به نفس خود را از دست بدهد، این است که احساس می‌کند که جز ادعاها و اتهام‌های تکراری تهی از حقیقت و غیر قابل اثبات ، حرفی برای گفتن ندارد، علاوه بر این با تناقض‌های زیادی مواجه است که اثبات هر ادعا مستلزم نفی اتهام دیگر اوست. به هر حال آن پیشنهاد نیز مورد استقبال قرار نگرفت.
باری من آمادگی ام را برای مناظره اعلام کرده ام. در زندان باشد یا در هر جای دیگر؛ آزاد یا تحت الحفظ، برایم فرقی نمی کند. به سند و مدرک نیز نیاز ندارم. زیرا تقریبا یقین دارم استدلال‌های شما همان‌هاست که همیشه بوده. اگر غیر از این بود در صدا و سیمایی که به ارگان جناح متبوع شما بدل شده و منعکس کننده دیدگاه‌های ملت ایران با همه تنوع و تکثرش نیست، حتما تغییری مشاهده می‌شد و حرف جدیدی به میان می‌آمد.اتهامات بی پایه که از روز اول بازداشت‌ها در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ متوجه فعالان ستادهای انتخاباتی منتقد نامزد جناح حاکم شد، چنان سست و ناموجه بود که دوستان شما حتی در احکام دادگاه‌های نمایشی خویش نیز حاضر به تکرار آنها نشدند. اصرار معدودی از اصولگراها که هنوز همچون شما فکر می‌کنند – مانند آقایان حسینیان، عباسی، کوچک زاده، رسایی، الله کرم و شجونی- بر تکرار چنین اتهاماتی در صدا و سیما بیانگر آن است که سخن تازه‌ای در کار نیست.
من پیشنهاد دارم که مناظره مکتوب آغاز شود و یک مقاله من بنویسم ، و کیهان شش روز فرصت برای نقدآن داشته باشد. بعد مقاله دوم و دوباره شش روز فرصت برای نویسندگان آن روزنامه محترم. به این ترتیب علاقمندان با مطالعه مقالات و نقدها به قضاوت بهتری درباره ادعاهای ما و شما دست خواهند یافت. با آنکه پاسخ شما به این پیشنهاد نیز برای من از پیش روشن بود که استقبال نخواهید کرد، اما به همان علت پیش گفته (نمایندگی از یک جریان فکری و سیاسی مؤثر در سرنوشت کشور) تصمیم گرفتم با ارسال این نامه و تقاضا برای انتشار بدون سانسور آن در کیهان ، مناظره را یک جانبه آغاز کنم. امیدوارم واکنش شما به این اقدام مثبت باشد.
تنها خواست من انتشار کامل نامه‌هایم، بی کم و کاست است و هرگز گله نخواهم کرد که پس از انتشار یک نامه، هر تعداد مقاله که لازم می‌دانید در نقد آن منتشر کنید و هر وقت احساس کردید که موضوع مورد بحث برای خوانندگان محترم خود کاملا روشن شده است، نامه بعدی را منتشر و سپس آن را نقد کنید و مطمئن باشید من حتی اگر در زندان باشم و روزنامه کیهان دراختیار نداشته باشم تا نقدهای نامه هایم را ببینم، باز حاضر به ادامه مناظره خواهم بود، چون متأسفانه یا خوشبختانه، از دیدگاه‌ها و مواضع کلیشه‌ای جنابعالی و دوستانتان که از فرط تکرار کهنه می‌نماید، کم و بیش آگاهم. امیدوارم از انتشار نامه‌های من یا نقد آنها با این بهانه که فلانی مجرم و زندانی است خودداری نکنید، چرا که چنین اقدامی به جای آنکه شما را در موضع برتر بنشاند، مبین منطق و ادعاهای سست جنابعالی خواهد بود. به خصوص که من حاضرم بی هیچ پیش شرطی به هر سؤال و ادعای شما- اگر احیانا جنابعالی مایل باشید که مناظره را آغاز کنید- پاسخ دهم. متقابلا انتظار دارم درباره نامه‌ها و موضوعات مورد نظر من نیز نظرات صریح خود را بیان نمایید.
جناب آقای شریعتمداری
با کمال تأسف باید بگویم جنابعالی در دوران سرپرستی خود، در روزنامه کیهان سرنوشت غم بار بزرگترین مؤسسه مطبوعاتی کشور را به جایی کشانده‌اید که نه تنها پرتیراژترین روزنامه میهن را منتشر نمی‌کنید، بلکه در یک قلم تیراژ روزنامه همشهری که در دوره آقای کرباسچی تأسیس شد، به تنهایی ده برابر کیهان است! چنانچه مشتاق برون‌رفت از این بن بست و وضعیت رو به اضمحلال هستید، چاره کار رها کردن بولتن نویسی و قرار دادن روزنامه کیهان در جایگاه اولیه خود است. یکی از روش‌های جذاب نمودن کیهان درج همین مناظره‌ها در آن جریده محترم است. افزون بر آن فردی که مواضع و دیدگاه‌های خود را کاملا منطبق بر حق و حقیقت می‌بیند و همه منتقدان را منحرف می‌خواند و شعارش “بصیرت” است، نباید از گفتگو هراسی داشته باشد. اینگونه نیست؟
جناب آقای شریعتمداری
برای اینکه در آغاز مناظره و در همین نامه، ادعایی غیرمسئولانه درباره تناقض‌های فراوان بین گفتار و رفتار جنابعالی مطرح نکرده باشم و مناظره را عملا آغاز نمایم، به چند تناقض اشاره و سپس موضوعات پیشنهادی خود را برای تداوم مناظره اعلام می‌کنم. هر عنوانی را بپسندید یا در اولویت قرار دهید، در همان زمینه با شما مکاتبه خواهم کرد. چنانچه موضوعی را خود جنابعالی پیشنهاد کنید، به آن خواهم پرداخت. من با هر اما و اگر شما همراهی می‌کنم مگر با سانسور نامه‌هایم. فکر نمی‌کنم این درخواست نامعقولی باشد، هست؟
برای آغاز مناظره از جنابعالی می‌پرسم که با وجود اعلام مکرر اتکای جناح حاکم به حمایت آگاهانه اکثریت قاطع ملت ایران، چرا رفتارتان درست در نقطه مقابل ادعای مذکور است؟ همچون اقلیتی نگران از آینده که از سایه خود نیز می‌ترسید. اگر ایرانیان را بصیرترین مردم دنیا می خوانید، چرا همزمان می کوشید تمام مجاری اطلاع رسانی آزاد و قانونی را به روی آنان ببندید؟ اگر این ملت “بصیرترین” است، چرا تا روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، به زعم شما به کسانی رأی داده است که یا منحرف بوده‌اند یا جاسوس یا خائن؟
چنانچه دائم تکرار می‌کنید که حقایق مربوط به انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن کاملا روشن شده است، چرا وقتی را هرچند اندک به منتقدان خود که در حقیقت مخالف تک حزبی و تک صدایی شدن جمهوری اسلامی ایران هستند، اختصاص نمی دهید تا در صدا و سیما که طبق قانون و عرف عقل باید ملی باشد، با مردم سخن بگویند؟ اگر مدعی پشتیبانی اکثریت مردم از دولت کنونی هستید، چرا به منتقدان سیاست‌های جاری کشور اجازه نمی‌دهید که حتی در اتوبان تهران-کرج یک اجتماع مسالمت‌آمیز و آرام برگزار کنند؟ در کجای دنیا مخالفان را خس و خاشاک خوانده، اما نسبت آنان با انتخابات آزاد، مانند نسبت جن و بسم‌الله است؟ چرا این فرصت را برای همگان فراهم نمی‌کنید تا در یک انتخابات صد در صد آزاد، بی پایگاهی منتقدان روشن شود؟
اگر منتقدان یکه سالاری در ایران فتنه گرند و مستقیم یا غیرمستقیم آلت دست بیگانه، چرا می‌گویند محاکمه آنان موجب قهرمان شدنشان می‌شود؟ بصیرترین مردم جهان، فتنه‌گران درحال محاکمه را قهرمان ملی می خوانند؟ چرا دم از نهضت تولید علم می زنید و همزمان در صدد مهار کردن و در نهایت تعطیلی علوم اجتماعی و انسانی برآمده‌اید و برای حدود دو میلیون دانشجو دغدغه و نگرانی ایجاد می‌کنید؟ اگر نسل جوان کنونی را آگاه تر و مصمم تر و امیدوارتر از نسل انقلاب می‌دانید، چرا ایران در صدر کشورهای معتاد جهان است و با کمال تأسف جوانان، آسیب پذیرترین قشرها در این زمینه به شمار می‌روند؟ اگر کشور در حال پیشرفت سریع اقتصادی است، چرا دولت مانع انتشار آمارهای مربوطه می‌شود؟ چرا در زمینه فرار مغزها و سرمایه ها جزو ده کشور اول دنیا هستیم؟
اگر ایرانیان بهترین مردم طول تاریخ اند، چرا روزانه آنان را تحقیر می کنید و چرا آقای مصباح یزدی وضعیت فرهنگی را در جمهوری اسلامی ایران (که آقای احمدی نژاد تشکیل آن را آرزوی همه انبیاء و اولیاء در طول تاریخ و نتیجه زحمات و مجاهدت‌های آنان می‌خواند که صالحان عالم در آرزوی نفس کشیدن در آن هستند(۲۲/۸/۸۸))، بدتر از زمان شاه می‌خواند؟ چرا در دوره‌ای که از درآمدهای افسانه‌ای فروش نفت بهره‌مند شده‌ایم، بیکاری ، گرانی، رشوه، فسادهای حکومتی و ناامیدی نسبت به آینده حرف اول را می زند؟
چرا وقتی به نقض حقوق بشر در امریکا و کانادا و فرانسه اعتراض می‌کنید، آن را دخالت در امور داخلی آن کشورها نخوانده، اما متقابلا اعتراض آنان را به نقض حقوق بشر در ایران دخالت در امور داخلی کشورمان می‌دانید و قربانیان را وابسته به بیگانگان می‌خوانید؟ به سرکوب تظاهرات در فرانسه اعتراض می کنید، در حالی که حتی یک نفر هم کشته نشده، اما خود با ماشین از روی پیکر یک عزادار رد می شوید و دیگری را از پل به زمین پرتاب و فردی را که از نزدیکان نامزد رقیبتان است ترور می‌کنید؟ اگر جنبش سبز مرده است ، چرا کابوس آن، لحظه ای شما را رها نمی‌کند به گونه ای که کیهان ندیده عرض می‌کنم شماره‌ای در ماه‌های اسارت اینجانب منتشر نشده است که در آن اتهاماتی متوجه سبزها نشده باشد؟ راستی چرا رئیس دولت اصولگرا و منصف و متعادل که چندی پیش جایزه برترین منتقد را به شما داد، امسال اعلام کرد: “من کیهان نمی خوانم”؟
جناب آقای شریعتمداری
من به تناسب درباره تک تک موارد فوق نکاتی را متذکر خواهم شد تا معلوم شود که چرا حتی بازجوهایم ، البته پس از طی مراحل اولیه، حاضر نبودند از موضع کیهان دفاع کنند. اکنون صرفا فهرست موضوعاتی را که تصور می‌کنم جنابعالی نیز آنها را ارزیابی می‌کنید و در هر صورت بحث درباره آنها را برای جامعه مفید می‌دانم، اعلام می کنم و منتظر نظرات کارشناسانه جنابعالی خواهم ماند:
۱- درباره “دشمن” و “دشمن شناسی” که شاکله همیشگی کیهانیان است.
۲- قانون اساسی و تفاسیر “طالبانی” یا «دموکراتیک» از اسلام، حکومت اسلامی و حقوق مردم.
۳- ما و شما و نظام ستم شاهی
۴- انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث قبل از انتخابات، روز انتخابات و پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸
۵- ابعاد و نتایج دخالت نظامیان در عرصه های سیاسی ، انتخاباتی ، اقتصادی ، فرهنگی ، آموزشی و بین المللی
۶- علل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
۷- ما و شما و استانداردهای دوگانه
۸- پیامدهای ملی و بین‌المللی اجرای احکامی همچون سنگسار، قطع ید و پرت کردن از روی کوه برای اسلام و مسلمانان
۹- حجاب اجباری؛ هزینه‌ها و فایده‌ها
۱۰- وعده های امام خمینی قبل از پیروزی انقلاب و وضعیت کنونی ما و آسیب های تهدید کننده نظام سیاسی
۱۱- وحدت ملی و راه‌های کسب و تداوم آن
با احترام
سید مصطفی تاجزاده

۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

شهادت ۱۱ نفر از تشییع کنندگان شهدای جمعه خونین سوریه و استعفای دو تن از نمایندگان مجلس این کشور در اعتراض به کشتار مردم

الجزیره عربی گزارش میدهد در خلال مراسم تشییع جنازه روز شنبه حداقل ۱۱ نفر از تشییع کنندگان به ضرب گلوله نیروهای امنیتی سوریه از ‍ پای در آمدند. این افراد در مراسم تشییع جنازه ۵۰ نفر از کشته شدگان تظاهرات روز جمعه شرکت کرده بودند. این مراسم تشییع جنازه با حضور گسترده مردم و معترضین برگزار شده است. از سوی دیگر دو تن از نمایندگان مجلس ملی سوریه از استان درعا در اعتراض به کشتار تظاهرکنندگان از مقام نمایندگی مجلس این کشور استعفا دادند. این در حالی است که کشورهای مختلف جهان سرکوب خشونت آمیز و بی رویه تظاهرکنندگان توسط دولت سوریه را به شدت محکوم کرده اند. شاهدان عینی گزارش میدهند حداقل ۴ نفر از تشییع کنندگان به ضرب گلوله نیروهای امنیتی سوریه در خلال مراسم تشییع جنازه در منطقه دوما در نزدیکی دمشق کشته شده اند و همچنین دیگر شاهدان عینی گزارش میدهند حداقل ۵ تن دیگر در جریان تشییع جنازه ده ها نفر از کشته شدگان تظاهرات روز جمعه در قریه ازرع واقع در جنوب درعا به قتل رسیده اند. در همین حال فعالین حقوق بشر میگویند نیروهای نظامی سوریه دستکم دو نفر از تتشییع کنندگان را در منطقه برزه شهر دمشق به قتل رسانده اند. شاهدان میگویند در جریان تشییع جنازه روز شنبه مردم شعارهایی چون: "ملت خواهان سقوط نظام است " سر داده اند و همچنین از بشار الاسد خواسته اند به جای کشتار مردم سوریه، نیروهای خود را برای بازپسگیری ارتفاعات جولان (که از سال ۱۹۶۷ در اشغال اسراییل است) به این منطقه گسیل دارد.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

فائزه جون بابای تو هم همچین آدم پدر و مادر داری نبود

فائزه هاشمی گفته که مملکت در دست ارازل اوباش است. فائزه جون دوران بابای تو هم همچین دوران خوبی نیود. قتل های زنجیره ای تو دوره بابای تو اتفاق می افتاد بعد هم بابات می گفت فتیله ها را پایین بیارید. در زمانیکه بابای تو رئیس مجلس بود به دختران باکره تو زندان تجاوز می کردند بعد اعدامشون می کردند. دوران بابای تو دوران فضای بسته سیاسی کشور بود. دوران بابات دوران بسیار سختی برای دختران و پسران بود. گشت های ارشاد چگونه با جوانان برخورد می کردند. یادته بابات بعد از دوم خرداد چطور شمیشیر از رو بسته و در مقابل مردم ایسالده بود؟ راستی از بابایی سئوال کن چگونه 15 دقیقه قبل از انفجار هفت تیر با احمد خمینی از مجلس خارج شدید؟ شاید بابایی با جبرئیل در ارتباط بوده. فائزه جون فکر کنم حافظه ات ضعیف شده

۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

اعتراف ذوالنور: در صورتی که اجازه تجمعی داده شود،جنبش سبز هنوز هم قدرت سازماندهی جمعیت را دارد

ندای سبز آزادی: یک چهره تندرو نظامی- روحانی با اعتراف به اینکه جنبش سبز با همه سرکوب‌های انجام شده، در صورتی که اجازه تجمعی داده شود، هنوز هم قدرت سازماندهی جمعیت را دارد، از ناتوانی جریان اقتدارگرا در گردآوری جمعیت برای مراسم‌ها و تجمعات تشریفاتی ابراز نگرانی کرد. به گزارش کلمه، مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه، هفته گذشته در یک محفل خصوصی که تعدادی از طلاب حوزه علمیه قم و روحانیون مورد وثوق وی در آن حضور داشتند، به تشریح دیدگاه های خود درباره مسایل روز پرداخت و در پاسخ به سوالی درباره علت دستگیری و ضرب و شتم حجت‌الاسلام نوراللهیان، از اعضای سابق بیت رهبری و مسئول سابق حوزه های علمیه خارج از کشور، در مراسم تشییع جنازه پدر مهندس موسوی گفت: آقای نوراللهیان که شما می شناسید، خیلی تغییر کرده است. او یکی از مصادیق خواص بی بصیرت است که در سالهای اخیر رفته رفته از آقا فاصله گرفته است و متاسفانه هنگام دستگیری هم شدیدا علیه آقا در حال شعار دادن بوده و به ایشان هتاکی کرده است. لذا دوستان مجبور به دستگیری او شده اند. حجت‌الاسلام نوراللهیان که ذوالنور به بازداشت او اشاره کرده و به دروغ اتهام هتاکی را به او نسبت داده، از اعضای خانواده شهدا و نیز از روحانیون فعال در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری است که روز یازدهم فروردین‌ماه امسال در حاشیه مراسم تشییع پیکر مرحوم حاج میر اسماعیل موسوی، پس از ضرب و شتم شدید، دستگیر شد و برای چند روز در زندان اوین بازداشت بود. او که برادر دو شهید است، سابقه حضور در جبهه‌های دفاع مقدس، معاونت وزارت اطلاعات و نیز فعالیت در بیت رهبری تا پیش از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را در کارنامه خود دارد و جالب است که این شخصیت مورد احترام اصولگرایان و اصلاح طلبان، اکنون از سوی یک چهره تندرو، به عنوان خواص بی بصیرت متهم می‌شود. ذوالنور درباره علت ممانعت از برگزاری آرام و مسالمت آمیز مراسم تشییع جنازه مرحوم میر اسماعیل موسوی نیز گفت: راستش را بخواهید ما نمی توانیم اجازه هیچ گونه تجمع و راهپیمایی را به اینها بدهیم. چون به محض اینکه فرصتی پیدا می کنند، جمعیت انبوهی را جمع می کنند. نمونه آن همین ۲۵ بهمن بود که پرسنل نیروی انتظامی در همان اوایل کار مرعوب بزرگی جمعیت شدند و اگر بچه های سپاه و بسیج به موقع عمل نمی کردند، معلوم نبود چه اتفاقی بیفتد. این روحانی شاغل در نیروهای نظامی افزود: ما با همه امکاناتی که در اختیار دوستان می گذاریم، اما هنوز نمی توانند جمعیت مناسبی را برای سفرهای رهبری به صحنه بیاورند؛ نمونه آن در همین سفر اخیر به قم بود، به گونه ای که جمعیت برخی جلسات تکراری شد. ذالنور در بخش دیگری از سخنان خود ضمن گلایه به حضار گفت: در جلسات و تجمعات حتی همان افراد ثابت و همیشگی هم دیگر به طور مرتب شرکت نمی کنند. وی با اشاره به تعداد کم شرکت کنندگان در نماز جمعه قم گفت: اگر نماز جمعه قم در حرم حضرت معصومه برگزار نشود که همواره زوار شهرستانی در حرم حضور دارند، شاید جمعیت آن کمتر از نصف میزان جمعیت فعلی باشد. این روحانی تندرو به جای اینکه به آسیب شناسی علت حضور نیافتن مردم در نمازجمعه بپردازد، در ادامه اظهار داشت: در گذشته بسیاری از فضلا و مدرسین حوزه در نماز شرکت می کردند و تلویزیون تصویر آن ها را نشان می داد، اما الان با وجود توصیه هایی که به آن ها شده است، باز حضور معنی داری ندارند. البته ممکن است این عدم حضور ناشی از نوعی تنبلی و کاهلی باشد! وی در ادامه با انتقاد شدید از عدم تحرک و انفعال نیرو های به زعم وی هوادار نظام گفت: با وجود حمایت ها و پشتیبانی های گسترده و مختلفی که صورت گرفته، هنوز دوستان ما نتوانسته اند فضای اینترنت را تحت تاثیر حضور خود قرار دهند و متاسفانه به گفته ایشان جریان فتنه حضور پر رنگ و قوی دارد. البته بسیج و سپاه کارهایی را در خصوص تسخیر فضای مجازی در دستور کار خود دارد. این روحانی حامی دولت به تجربه نیروهای سرکوبگر در دو سال گذشته اشاره کرد و گفت: در اوایل کار، بخشی از نیروها دچار رعب و وحشت شده بودند و برخی ناهماهنگی هایی هم وجود داشت؛ اما به تدریج با تدبیر مقام رهبری و هماهنگی های صورت گرفته، بحران مهار شد و اخیرا نیز با تدبیر ایشان موسوی و کروبی به حصر کشیده شدند و مدیریت فتنه به خارج از کشور منتقل شد، که در خارج هم به دلیل اختلافات گسترده بین خودشان و عدم ارتباط با داخل کشور، دیگر توان چندانی در هدایت جریان فتنه ندارند. پیش از این هم علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه، در همایش بصیرت افزایی، بهداشت و سلامت خانواده های سپاهیان و بسیجیان در مشهد، گفته بود: امروز فضا برای برخورد با سران فتنه فراهم نیست؛ مشکل عمده در این راه برخورد و حمایت افرادی است که پس از برخورد مانند مجمع مدرسین قم و دیگران بیانیه می‌دهند؛ برخورد با سران فتنه باید هوشمندانه باشد؛ چراکه نباید مشکل را چند برابر کنیم و باید به فضای جامعه هم توجه کنیم.

۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

آقازاده های خامنه ای شجاع تر از پسران حسنی مبارک نیستند!

خبرگزاری ها، گزارش هائی در باره بازجوئی و مقدمه محاکمه پسران حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر مخابره کرده اند. این که بازجوئی ها و دادگاهی که برای این محاکمه تشکیل خواه شد، از کدام مرزها حق عبور ندارد و حکمی که صادر خواهد شد چه خواهد بود و یا چه نخواهد بود، باندازه آنچه که اکنون در این بازجوئی های شبه محاکمه می گذرد اهمیت ندارد. احکام رهبران رژیم حسنی مبارک و پسران او را مردم مصر صادر کرده اند!
اهمیت این بازجوئی ها و دادگاه مقدماتی که برای پسران حسنی مبارک جریان دارد از آن نظر برای مردم مصر و بویژه مردم ایران جالب و با اهمیت است، که شاهد زبونی و ضعف کسانی اند که تا پیش از سقوط مبارک، از موضع قدرت سنگدلانه و با شجاعت فرمان تیراندازی به مردم معترض، بگیر و زندانی کن و شکنجه و اعدام کن صادر می کردند. آقا زاده های رهبر مصر که خواب جانشینی پدر را در سر داشتند، حالا در دادگاه مقدماتی که تازه ماموریت یک نمایش را دارد تا رسیدگی به جنایات دوران مبارک و نقش پسران او در این جنایات، به التماس افتاده اند. آنها که از قصر مبارک دستور نابودی صادر می کردند، ببینیم در دادگاه چه می گویند:
جمال مبارك – که مانند آقا مجتبی خیال جانشینی پدر را داشت- در بازجویی و دادگاه مقدماتی به التماس افتاده و دستور تیراندازی به تظاهر كنندگان را رد كرد.
او گفت که به هیچ وزیری برای تجاوز و حمله به تظاهركنندگان دستور نداده است.
علاء پسر دیگر مبارك نیز، منکر دستور تیراندازی و کشتار تظاهر کنندگان و راهپیمایان شد و زمانی که اسناد نشست جمال با مبارک برای رهبری سرکوب مردم را در برابرش گذاشتند گفت: من از نشست‌های پدر و برادرم حضور نداشتم و نمی دانم در نشست های آنها چه مسائلی مطرح می شده است. من، حتی از نحوه مقابله با تظاهرکنندگان عصبانی بودم.
از آنجا که هیچ فرضی ناممکن نیست، تصور کنید آقا زاده های آقای خامنه ای نیز یک روز در دادگاه حاضر شوند و در برای سئوالاتی مشابه قرار بگیرند. برادرها، منکر اطلاع از نشست مجتبی و پدرشان نخواهد شد و مدعی نخواهد شد که با سیاست سرکوب مردم موافق نبوده اند؟

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

شهرام امیری قهرمان ملی – اتمی جاسوس بین المللی از آب در آمد

شهرام امیری، که در جریان سفر حج عمره در عربستان ناپدید شده و سپس از امریکا سر در آورده بود، داوطلبانه به ایران بازگشت و در ابتدا جلوی پایش گوسفند کشتند و قهرمان ملی – اتمی اش اعلام کردند. گفته می شود او با لب تاپ اتمی سایت اتمی قم به حج رفته بود و مقامات جمهوری اسلامی مدعی بودند که امریکائی ها و اسرائیلی ها او را ربوده اند. چه پناهنده شده بود و چه ربوده شده بود، ماجرای ناپدید شدن او منجر به پیدا شدن و افشاء شدن سایت اتمی قم شد!
حالا "ایران بریفینگ" فاش کرده که شهرام امیری که جمهوری اسلامی می گفت ربوده شده و به امریکا برده شده، به جرم افشای اسرار اتمی ایران درحال محاکمه محرمانه در دادگاه نظامی تهران است.
اتهام او تماس و برقراری ارتباط محرمانه با کشورهای متخاصم و اقدام علیه امنیت ملی و دراختیار گذاردن اطلاعات طبقه بندی شده به دشمناست.
امیری در خرداد ۱۳۸۸ درجریان حج عمره ناپدید شد و حدود ۱۳ ماه بعد، در ۲۲ تیر ۱۳۸۹ به دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا مراجعت کرده و دو روز بعد به ایران بازگشت .
پس از بازگشت بعنوان قهرمان ملی در چند برنامه تلویزیونی شرکت کرد و در باره چگونگی ربوده شدنش توسط سرویس های اطلاعاتی آمریکاتوضیح داد و اضافه کرد که سرانجام و به یاری چند دوست معتمد از ناحیه نیروهای امنیتی کشور توانست از دست سازمان سیا و اف بی‌آی بگریزد و به دفتر حفاظت منافع ایران در واشنگتن پناه ببرد.
اکنون فاش شده که علاوه بر محاکمه نظامی، بیش از پنج ماه است که در زندان نظامی حشمتیه تهران در بازداشت بسر می برد .
امیری در خلال این پنج ماه بازداشت آنطور که ایران بریفینگ خبر یافته است مورد شکنجه‌های روحی و جسمی قرار داشته و در طی این مدت یکبار نیز به دلیل فشارهای وارده مدت یک هفته در بیمارستان ۵۰۴ ارتش در تهران بستری بوده است .

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

شیخ جعفر شجونی: یک گاو در جامعه وعاظ نفوذ کرده بود که بیرونش کردیم!



از قدیم می گفتند "تره به تخمش میره، حسنی به باباش". حالا حکایت دارو دسته ایست که بعنوان حامیان احمدی نژاد و کودتائی که در 22 خرداد شده، در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم (شیخ محمد یزدی)، در روحانیت مبارز تهران، در شورای نگهبان، در مجلس، در جامعه وعاظ، در بسیج، در جامعه وعاظ و ... جمع شده اند.
این آخرین مصاحبه شیخ جعفر شجونی را مقایسه کنید با آن تحلیل چارواداری که سرلشگر فیروز آبادی در رابطه با امریکا و عربستان ارائه داد( اینجا) و یا سخنان حاج سعید فرمانده بسیج و سپاه شاه عبدالعظیم درجریان حمله به فائزه هاشمی. گوئی همگی از یک کاسه آش خورده اند.
روزنامه مردمسالاری نوشت: شیخ جعفر شجونی در آخرین جلسه جمعیت وعاظ تهران در سال 1389 خواستار قیام علما و روحانیت در برابر سازمان اوقاف شده است. او گفت که چرا سازمان اوقاف به روحانیت و طلاب پول نمی‌دهد؟ این پول‌ها کجا خرج می‌شود؟
شجونی در پاسخ به این سئوال که ماجرای گاوداری‌های شما در کرج چیست؟ گفت:
من گاوداری ندارم اما یک گاو داشتم که از جامعه وعاظ تهران آن را بیرون کردم.

۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه

نامه مادر حبیب لطیفی برای فرزندش که تا چند ساعت دیگر اعدام می شود ؛ این مادر الان چه حالی داره؟

پیام پر توان مادر حبیب : گناه تو این بود که فهم و آگاهیت توانا بود با گوشت و خون درد مردمت را حس می کردی. گناه تو این بود که در تلاش مرهم برای زخمهای جامعه بودی و این بود که دستهای ثمر بخشت را " برهم زن امنیت" می شناساند مهر ناپاک مفسد فی الارض و محارب را به کسی زدند که آزادی و برابری غذای روح جوانش بود ، در به در به دنبال تو همه بیمارستانها و مراکز اطلاعات را گشتیم ولی هیچ خبری از تو نبود پدرت یقین داشت که اطلاعات تو را ربوده گرچه آنها خودشان را بی اطلاع نشان می دادند 9 روز تمام کارم شده بود ناله و اشک و زاری. تا وقتی که خبردار شدیم که یکی از فامیلها ، تو را روی تخت بیمارستان دیده بود ما بی درنگ به بیمارستان رفتیم ولی تو آنجا نبودی با پرس و جو بالاخره فهمیدیم که این آدم ربایی کار اطلاعات است و در نتیجه ضربه ای که با باتوم به کلیه هایت زده بودند کلیه هایت دچار خونریزی شده و مجبور شده بودند که تو را به بیمارستان منتقل کنند. دنیا دور سرم می چرخید چشمانم سیاهی رفت و دیگر هیچ نفهمیدم... روشنایی کم کم تاریکی چشمانم را کنار زد و چشمم به پدرت افتاد که بالای سرم گریه میکرد و یکی یکی اشکهایش روی دستانم می ریخت و بعد صحنه های دیگری دیدم برادرت، خواهرانت،دایی، عمه و خاله و...ـ چه شده است؟ چرا همه جمع شده بودند؟ وقتی کمی پلکهایم را برهم زدم از نگرانی و طپش قلبی که درچهره اطرافیان پیدا بود بیاد آوردم که چه روی داده است ؟ خدای من؟ چه کاری از ما ساخته است؟ صدای در آمد و برادرت وارد شد از اطلاعات برگشته بود جلو آمد و صورتم را بوسید و گفت نگران نباش گفتند که فقط می خواهیم او را ارشاد کنیم تا هفته آینده آزادمی شود . روزها و هفته ها می گذشت و ما هر روز به اطلاعات می رفتیم از پشت شیشه های سیاه با افرادی صحبت کردیم که خودشان را " حاج آقا " معرفی می کردند . " حاج آقاها " به ما می گفتند که تا هفته آینده آزادت می کنند و می گفتند که سور وسات عروسی ات را آماده کنیم!! یکبار به برادرت گفته بودند بس است دیگر کم بیایید اینجا . او اینجا حالش آنقدر خوب است که ما به او موز می دهیم!! بعدها هم که متوجه شدیم 5 روز حتی یک ذره غذا به تو نداده بودند. من خودم میدانستم که دارد چه اتفاقی می افتد روبرویمان چه کسی است و چطور بازی می کند! چون مادرت از زمانی که چشم باز کرده آشنا به این آزارهای دردناک است . همه عمرم پر است از خاطرات تلخ و چشم انتظاری جگر سوزان جلوی درهای ساواک ، رضاشاه دایی هایم را و محمد رضاشاه برادرانم را یکی پس از دیگری سر به نیست کرد و امروز هم بعد از نیم سده ؛ بار ما همان چهل من است ؛ و این بار حکومت فرزندم را هدف قرار داده است اوج آزار روحی ام زمانی شروع شد که اخبار شکنجه وحشیانه تو بیرون از زندان رسید چه کسی می داند که چه حالی داشتم وقتی شنیدیم که 4 نفر بر سرت ریخته اند و تا جان داشتی تو را زده اند طوریکه دوباره کلیه هایت خونریزی کرده بود و تا 4 هفته نتوانسته بودی راه بروی و فقط خودت را روی زمین می کشیدی. مگر تو چکار کرده بودی که جلادان خونریز این بلا را سرت آورده بودند؟ روی سخنم با مسولین است ؟ چه کسی دستور شکنجه پسرم را داده است؟ اگر پسرم زیر شکنجه مقاومت نمی کرد لابد می گفتید که او هم مانند ابراهیم لطف الهی با بند لباس و دوش آلومینومی حمام خودکشی کرده است؟! وای بر شما در روز محشر با چه جانوارانی محشور می شوید؟!ـ ماه من بگذریم از داستان آزار، از شکنجه و پرونده سازی هیچ و پوچ، از تهمتهای ناروا برای گرفتن مقام و درجه خودشان، از دادگاه فرمالیته که در آن تو را نا جوانمردانه به اعدام حکم دادند گویا می خواهند با اعدام و تهدید آسایش مردم، خودشان به آسایش برسند. بگذریم از دروغهای حاجی آقاهای اطلاعات و دادگاهی که می گفتند نگران نباشید ما رأفت اسلامی داریم .گویا تلاش می کردند که با دروغهایشان خانواده ای پریشان را که داشتند همه اعضایش را می کشتند و زجر کش می کردند، آرام کنند. هنوز بیاد دارم روزی را که بعد از 4 ماه زندگی مرده بدون تو، در زندان سنندج قد و بالای نازنینت را در میان بازوان خسته ام در آغوش کشیدم . تو تازه از سلول انفرادی بیرون آمده بودی و روشنایی سالن ملاقات تو را آزار میداد و عصبی می کرد. وقتی چشمانم را به آینه چشمانت دوختم ترسی را میدیدم که تو چیزی را از من پنهان می کردی؟! خدای من چه بلایی به سرت آورده بودند؟ در اثر شکنجه لبهایت ترک خورده بود کمی بیشتر که نگاهت کردم رشد تازه موهایت پنهان می کرد اما نگاه مادرانه من شکستن سرت را لابه لای موهایت دیدند! بله من مادرت همه لحظه های زندگیم را با خاطرات نازنینت سپری می کنم به یاد دارم آن شبهایی را که موقع صرف غذا روی میز تو چشمت را به بشقاب می دوختی و چیزی نمی خوردی وقتی می پرسیدم نگاه پرسشگرت را به من می دوختی و با صدای غمگین می گفتی چطور از گلویم پایین می رود وقتی بچه های شهرم گرسنه سر بر بالین می گذارند؟ اگر چه دیوار سیمانی و بلند زندان توانسته ما را از هم جدا کند ولی نازنینم من هرلحظه با یاد تو زنده ام با یاد خنده های زندگی بخشت ، با یاد دستهای مهربانت و با یاد صدای لبریز از عشق و روح بلند و آزادت زنده ام. راستی چطور توانسته اند این همه دروغ را در پرونده ات جا بدهند هنگامیکه خودت میدانی که تنها دفتر و قلم و کاغذ افتخار دوستی دستهایت را داشتند.گناه تو این بود که فهم و آگاهیت توانا بود با گوشت و خون درد مردمت را حس می کردی. گناه تو این بود که در تلاش مرهم برای زخمهای جامعه بودی و این بود که دستهای ثمر بخشت را " برهم زن امنیت" می شناساند مهر ناپاک مفسد فی الارض و محارب را به کسی زدند که آزادی و برابری غذای روح جوانش بود فرزند خوبم غم مخور مردم هیچگاه به این باور ندارند که بهترین فرزندانشان در تلاش برای برهم زدن امنیت انسانها باشند! پر واضح است که چه کسانی برهم زدن امنیت تو و جامعه را نشانه رفته اند. هنوز فراموش نکرده ایم که چطور نصفه های شب به خانه مان می ریختند و با تهدید و به خیال خودشان با ایجاد فضای رعب و وحشت تلاش می کردند که جلوی پخش خبرهای شکنجه شدنت را بگیرند! یا وقتی که تو را تهدید می کردند که اگر زیر آن دروغهایی که در پرونده ات نوشته اند را امضا نکنی من و خواهرانت را دستگیر و جلوی چشمانت شکنجه می دهند و .... گلم امروز 2 سال از دستگیری تو می گذرد اما دیوارهای سیمانی و بلند زندان و درهای آهنین نتوانسته اند تو را از مردم جدا کنند من و پدرت با خوشحالی به تو و مقاومت قهرمانانه ات افتخار می کنیم و بیش از ما مردم سربلند به این هستند که فرزندی مانند تو را دارند رفیقم اگر چه شب طولانی است دلت را قوی نگه دار که روشنایی صبح نزدیک است ...ـ و در پایان شعری را اکنون به یاد دارم به وجود با شکوهت تقدیم می کنم نان را از من بگیر ، اگر میخواهی هوا را از من بگیر ، اما خنده ات را نه گل سرخ را از من بگیر سوسنی را كه میكاری آبی را كه به ناگاه در شادی تو سرریز میكند موجی ناگهانی از نقره را كه در تو میزاید از پس نبردی سخت باز میگردم با چشمانی خسته كه دنیا را دیده است بی هیچ دگرگونی ، اما خنده ات را كه رها میشود و پرواز كنان در آسمان مرا میجوید تمامی درهای زندگی را به رویم میگشاید عشق من ، خنده تو در تاریك ترین لحظه ها میشكفد و اگر دیدی ، به ناگاه خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست بخند ، زیرا خنده تو برای دستان من شمشیری است آخته خنده تو ، در پاییز در كنار دریا موج كف آلوده اش را باید برفرازد و در بهاران ، عشق من خنده ات را میخواهم چون گلی كه در انتظارش بودم گل آبی ، گل سرخ كشورم كه مرا میخواند بخند بر شب بر روز بر ماه بخند بر پیچاپیچ خیابان های جزیره ، بر این پسر بچه كمرو كه دوستت دارد اما آنگاه كه چشم میگشایم و میبندم آنگاه كه پاهایم میروند و باز میگردند نان را هوا را روشنی را بهار را از من بگیر اما خنده ات را هرگز تا چشم از دنیا نبندم پابلو نرودا سنندج ـ مادرت صغری لطیفی

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

تلاش برای نجات ایران از سقوط در ورطه جنگ منطقه ای

درباره دیدار 16 فروردین رهبر جمهوری اسلامی با فرماندهان نظامی – ارتش و سپاه و بسیج- که گرداننده آن سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود، زمزمه هائی در برخی محافل حکومتی و سیاسی شنیده می شود. از جمله در این باره که متن کامل سخنرانی علی خامنه ای در این دیدار پخش نشده و یا این که درحاشیه همین دیدار، علی خامنه ای هشدارهائی را در قالب تحلیل اوضاع منطقه ارائه داده است. در همین محافل گفته می شود که رهبر جمهوری اسلامی در بخشی از سخنان خود نسبت به توطئه کشاندن جمهوری اسلامی به یک جنگ منطقه در خلیج فارس و فرو رفتن در یک جنگ مذهبی سنی- شیعه هشدار داده است. در بخش حاشیه ای این دیدار نیز خامنه ای از فرماندهان سپاه خواسته است درباره مسائل بحرین اظهار نظر نکنند و از هر حرفی که از آن بوی دخالت نظامی جمهوری اسلامی در بحرین بیاید پرهیز کنند. او گفته است که این هشدار متکی به اطلاعات دقیقی است که از توطئه بزرگ کشاندن ایران به جنگ منطقه ای به او رسیده است.
در همین محافل، باز هم گفته می شود که پوشش کامل خبری ندادن به سخنرانی 16 فروردین علی خامنه ای موجب واکنش تند دفتر او به سردار ضرغامی شده است. در گرماگرم این کشاکش ها، احمدی نژاد در اولین مصاحبه سال 1390 خود، در واکنش به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و هشداری که به جمهوری اسلامی نسبت به دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه داده، سخنانی می گوید که درست خلاف هشدار خامنه ای در دیدار 16 فروردین بوده است. بویژه در بخشی که اشاره به نقشه منطقه و بزرگی و قدرت نظامی ایران می کند.
با پخش کامل و مکرر این مصاحبه از صدا و سیما، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده کل سپاه توصیه های علی خامنه ای را به وی یاد آور می شوند و سخنان او را مغایر نظرات رهبر ارزیابی می کنند. در ادامه این بحث ها، از طرف خامنه ای به احمدی نژاد پیام داده می شود که خود را با سخنرانی 16 فروردین تطبیق بدهد و گفته های خود را در مصاحبه مطبوعاتی فورا اصلاح کرده و اعلام کند.
متعاقب این دستور، احمدی نژاد به بهانه سفر استانی راهی کرمانشاه می شود و در آنجا سخنانی درباره امور منطقه و بویژه بحرین ایراد می کند که در آن چندین بار تاکید بر عدم دخالت جمهوری اسلامی در امور بحرین و منطقه می شود.
در ادامه این بحث ها، که تا حدود زیادی تامین نظرات هاشمی رفسنجانی را درباره خطر کشیدن شدن ایران به یک جنگ منطقه شامل می شود، به ائمه جمعه نیز ابلاغ می شود که در خطبه های خود یا درباره بحرین سکوت کنند و یا بدون اشاره به شیعیان و حقوق آنها، نظرات ملایم سیاسی و نه مذهبی را طرح کنند.
بصورت همزمان علی لاریجانی رئیس مجلس را روز پنجشنبه برای ابلاغ همین نظر، یعنی تطبیق موضع گیری ها در باره بحرین با نظرات علی خامنه ای به مراجع، به قم اعزام کردند.

۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه

زهرا اشراقي: اگر موسوي، كروبي و حاميان آنان ضد انقلاب هستند پس امام هم …

سحام نيوز: “اگر موسوي، كروبي و حاميان آنان ضد انقلاب هستند پس امام هم …” . اين جمله اي بود كه زهرا اشراقي در صفحه شخصي خود در فيس بوك منتشر كرد. اين دومين اظهار نظر بيت امام در مورد موسوي و كروبي طي ماه هاي اخير است. پيش از اين سيد ياسر خميني، نوه ديگر آيت الله خميني (ره) در ديدار با علي كروبي، فرزند مهدي كروبي ، حبس خانگي مهدي كروبي و مهندس موسوي را به شدت محكوم كرده بود.

۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

اولین مصاحبه سال 90 احمدی نژاد میگوئید از یک لاریجانی به لاریجانی دیگر شکایت کنم؟

احمدی نژاد در اولین مصاحبه خبری سال 90 خود شرکت کرد. مصاحبه ای که شاید دو سوم آن به سخنرانی او درباره مدیریت جهانی و فروپاشی همه دولت ها و رژیم ها و رهبری جهانی جمهوری اسلامی تحت مدیریت امام زمان اختصاص داشت.
او در همین مصاحبه به چند سئوال هم پاسخ داد. از جمله درباره دعوت پادشاه اردن هاشمی به ایران. احمدی نژاد گفت:
"من از پادشاه حكومت اردن برای سفر به ایران دعوت كردم و ایشان اظهار تمایل كرد. اما سفر را به دلایلی عقب انداخت و عقب‌نشینی در كار نبوده است. ما اگر می‌خواستیم عقب‌نشینی كنیم این‌همه فحش نمی‌خوردیم. این كه برخی مقاله بنویسند و احساس كنند عقب‌نشینی شده است، عقب نشینی نبوده است. چرا كه برنامه بین‌المللی دولت تنظیم شده است. "
احمدی نژاد در پاسخ به سئوال دیگری که در پایان این مصاحبه طرح شد و مربوط به آینده فلسطین بود، به نکته ای اشاره کرد که ظاهرا دعوت از پادشاه اردن به ایران برای مذاکره پیرامون همین مسئله بوده و خود داری پادشاه اردن از آمدن به ایران نیز باید پرهیز از تن دادن به این بحث و مذاکره باشد!
احمدی نژاد گفت که امریکا و اسرائیل به جای ترک سرزمین های اشغالی می خواهند اردن را به دو قسمت تقسیم کند و یک قسمت آن را تحویل فلسطینی ها داده و یک دولت فلسطینی تشکیل بدهند. این یک توطئه است.

از احمدی نژاد در باره مناسبات با امریکا سئوال شد که وی در پاسخ گفت:
"بیش از 3.5 میلیون نفر انسان (لابد ایشان خواسته واحد شتر را از واحد انسان جدا کند!) در زندان‌های آمریكا و در شرایط بسیار سخت و بدی در حال زندگی هستند كه در سفر به آمریكا برخی از این افراد در تشریح زندان‌های آمریكایی، ما را به یاد زندان‌های قرون وسطی می‌انداختند... ما فكر می‌كنیم بهترین گزینه برای دولت‌های آمریكایی همكاری و رابطه عادلانه با ایران است. رئیس‌جمهور آمریكا با شعار "تغییر " روی كار آمد و اگر صداقت وجود داشت بهترین فرصت برای تغییر چهره و سیاست‌های ضدانسانی برای آمریكا بود. تنها شانس دولت كنونی آمریكا این بود كه مناسبات خود را با ایران اصلاح كند تا فرصتی برای ادامه حیات داشته باشد. ما هم این فرصت را در اختیار آنها قرار دادیم اما آنها از این فرصت استفاده نكردند ."

از احمدی نژاد در باره اتهامات مالی که مجلس به دولت می زند سئوال شد که وی با تمسخر گفت:

"چه جوابی بدهم؟ آنها ما را در آستانه انتخابات متهم كردند كه دولت یك میلیارد دلار تخلف كرده است و تمامی دستاویز رقبای ما در انتخابات "گشت ارشاد " و دیگری یك میلیارد دلار آقای لاریجانی بود. اكنون این موضوع را به گونه‌ای دیگر تكرار كرده‌اند می خواهیم پیگیری حقوقی كنیم. اما بالاخره از كدام رئیس قوه به كدام رئیس قوه شكایت كنیم؟ آقا ما را به دردسر نیندازید! "