۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

طرح جایگزینی حبس ابد به جای اعدام برای قاچاقچیان مواد مخدر


هفتاد نماینده مجلس طرحی برای اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به کمیسیون حقوقی مجلس ارائه کرده‌اند که مجازات حبس ابد را به جای اعدام پیشنهاد می‌دهد. در صورت تصویب طرح، مجازات اعدام تنها برای قاچاقچیان مسلح اعمال می‌‌شود. طرحی به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارائه شده که خواستار جایگزینی مجازات حبس ابد برای قاچاقچیان مواد مخدر به جای اعدام است. خبرگزاری "ایسنا" به نقل از میرهادی قره‌سید رومیانی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نوشت: «در این طرح، نمایندگان وضعیت موجود در مجازات‌های مربوط به مواد مخدر و هزینه‌های سنگین و طاقت‌فرسایی را مورد بررسی قرار داده‌اند که ایران به دلیل حائل بودن میان غرب و شرق می‌پردازد.» این طرح روز سه‌شنبه ۱۷ آذر به کمیسیون حقوقی مجلس ارائه شده است. قره‌سید گفته که در صورت تصویب این طرح، مجازات اعدام در خصوص مواد مخدر، صرفا در قاچاق مسلحانه اعمال خواهد شد. نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو با اشاره به بیشترین آمار اعدام در جمهوری اسلامی در حوزه مواد مخدر، اضافه کرده که ایران در مبارزه با مواد مخدر و جلوگیری از ترانزیت آن به اروپا، هزینه‌های سنگینی داده است. به گفته قره‌سید، قرار است بعد از تصویب این طرح، زندانیانی که اکنون محبوس هستند، آزاد شوند و بار سنگینی نیز از دوش قوه قضاییه برداشته شود. بیشتر بخوانید: ایران پس از چین بالاترین نرخ اعدام در جهان را دارد. بیشترین شمار اعدام‌ها در جمهوری اسلامی مربوط به جرایم مواد مخدر است و پس از آن حکم قصاص است که متهمان را به دست خانواده مقتول به چوبه دار می‌سپارند. حسین میرمحمد صادقی، معاون حقوقی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در مهر سال ۹۳ گفته بود مجازات اعدام در زمینه مواد مخدر باعث جلوگیری از قاچاق و مصرف مواد نشده و می‌توان از "باب مصلحت" اعدام در مورد مواد مخدر را کنار گذاشت. جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه هم در نیمه آذر ۱۳۹۳ اعلام کرده بود که با یک تغییر قانون، امکان حذف بیش از ۸۰ درصد اعدام‌ها وجود دارد. "مجازات اعدام بازدارنده نیست" میرمحمد صادقی در مصاحبه ‌مفصلی با سایت "خبر آنلاین" اذعان کرده بود که مجازات اعدام در قضیه مواد مخدر نه بازدارنده است و نه مبنای شرعی چندانی دارد: «گاه افراد بسیاری زیادی یا اعدام شدند یا در لیست اعدامی‌ها بوده‌اند اما عملا از تعداد مواد مخدر، قاچاق و مصرف مواد مخدر کم نشده؛ پس خیلی از این جهت موفق نبوده است.» بیشتر بخوانید: بر اساس قوانین جزایی ایران، کسانی که دست به تولید، قاچاق و یا حمل پنج کیلوگرم یا بیشتر تریاک و ۳۰ گرم یا بیشتر هروئین، مرفین و یا مواد روانگردان ترکیبی خاص و غیرطبی نظیر شیشه می‌زنند، با مجازات اعدام روبرو می‌شوند. میر محمد صادقی گفته بود در شرع اعدام وجود دارد، اما اعدام برای مواد مخدر لازم نیست و بستگی به تفسیری دارد که از آن بکنند، برای نمونه بگویند قضیه مواد مخدر "از مصادیق افساد فی الارض یا محاربه" است. یک سال قبل و در دسامبر ۲۰۱۴، شش سازمان شش سازمان غیردولتی فعال در زمینه حقوق بشر از اداره مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل خواسته ‌بودند تا کمک‌های مالی خود به ایران را تا زمان لغو مجازات اعدام برای مجرمان مواد مخدر به حالت تعلیق درآورد. بیشتر بخوانید: دیده‌بان حقوق بشر، سازمان حقوق بشر ایران، ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام، سازمان بین‌المللی کاهش آسیب، بنیاد عبدالرحمن برومند و سازمان رپریو (Reprieve) در نامه‌ای از سازمان ملل خواسته‌اند حمایت خود را از عملیات پلیس مبارزه با قاچاق مواد مخدر در ایران، تا زمانی که دولت ایران مجازات اعدام مجرمان مواد مخدر را لغو نکرده، متوقف سازد. این درخواست چند روز پس از اعدام ۱۸ متهم به قاچاق مواد مخدر در ایران نوشته شده بود. متخصصان جرم‌شناسی معتقدند که ریشه‌های انواع بزه‌کاری از جمله قاچاق مواد مخدر با اعدام خشکیده نمی‌شود بلکه مجازات اعدام بیشتر موجب تشدید خشونت در جامعه می‌شود.

۱۳۹۴ آذر ۶, جمعه

مشاور قاسم سلیمانی: ساخت سلاح اتمی از ساخت عینک ساده‌تر است


مشاور عالی فرمانده نیروهای قدس ایران گفته ۱۴ دپوی نظامی در عمق ۳۰ تا ۵۰۰ متری زمین به نام ۱۴ معصوم در اختیار داریم. او همچنین گفته ساخت سلاح هسته‌ای برای ایران از ساخت عینک هم آسانتر است. سردار حسن کریم‌پور مشاور عالی قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس ایران، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران، در مراسم یادبود شهدای دانشجو در رفسنجان گفته است که ایران ۱۴ دپوی نظامی در عمق ۳۰ تا ۵۰۰ متری زمین به نام ۱۴ معصوم در اختیار دارد. خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا از قول این فرمانده نظامی نوشته است: «در این دپوها به هر میزان که تجهیزات لازم باشد نه یکی و نه دو تا بلکه به هر میزان نیاز باشد، اگر از هر کشوری به سمت ایران یک موشک شلیک شود این مراکز به‌صورت اتوماتیک تمام مراکز مهم کشور حمله‌کننده را موشک‌باران می‌کنند.» مشاور عالی قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس همچنین گفته در تمام دنیا تنها کشوری که تمام مساحتش را به صورت پازل ۲۰ کیلومتر در ۲۰ کیلومتر تقسیم‌بندی کرده و وسطش پدافند گذاشته شده ایران است. بیشتر بخوانید: کریم‌پور ادامه داده: «تعداد این پدافندها در حال حاضر ۳ هزار و ۵۰۰ عدد است و اگر به ۵ هزار و ۵۰۰ عدد برسد، سامانه پدافندی کشور تکمیل می‌شود و هیچ هواپیمایی نمی‌تواند وارد جمهوری اسلامی ایران شود.» مشاور عالی سپاه قدس ایران در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای که استفاده از سلاح هسته‌ای را حرام دانسته، گفته است: «این حرامی سر جای خودش، ولی اگر رهبری این حرام را بردارند من به عنوان یک محقق می‌گویم ساخت یک سلاح هسته‌ای از ساخت یک عینک آسانتر است.» او گفته است که "علم بسیجی و علم ایرانی" در حال حاضر "در دنیا حرف اول را می‌زند". به گفته او این مسئله را در علوم هوا و فضا، ژنتیک، دیجیتال، هسته‌ای و بسیاری از موارد دیگر می‌توان مشاهده کرد. شهدایی که از قبر بلند شدند و در جنگ شرکت کردند مشاور عالی نیروهای قدس ایران در بخش دیگری از سخنانش به جنگ ۳۱ روزه حماس با اسرائيل اشاره کرد و گفت: «درجنگ ۳۱ روزه که دشمنان با حماس داشتند سید حسن نصرالله برای اعزام به منطقه نیرو نداشت و تعداد اندک سربازان مشاهده کردند که شهدای آن منطقه بلند شدند، اسلحه به دست گرفتند و از سرزمین اسلامی خود دفاع کردند و به آرامگاه خود برگشتند.» این فرمانده سپاه گفت تا کنون ۱۸۸ شیعه ایرانی در سوریه کشته شده‌اند. کریم‌پور همچنین گفت: «به دنیا اعلام می‌کنیم که دشمنان اسلام در هر سطحی به ما حمله‌ور شوند در همان سطح به آن‌ها حمله خواهیم کرد، البته آمریکا سطحی را اعلام نکرده است.» DW.com

۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه

کارشناس آشپزی به اتهام توهین به حسین همدانی از صدا و سیما اخراج شد


مائده حجاری کارشناس آشپزی تلویزیون ۱۳۹۴/۰۷/۲۱ | ۲۰:۵۳ خبرگزاری قوه قضائیه از اخراج یک کارشناس آشپزی تلویزیون ایران به اتهام توهین به حسین همدانی، فرمانده ارشد سپاه که در سوریه کشته شد، خبر داده است. سعید لطفی، تهیه کننده برنامه "به خانه برمی‌گردیم" در شبکه پنج تلویزیون ایران به خبرگزاری میزان گفت که به دلیل انتشار "مطلب توهین‌آمیز" از سوی مائده حجاری کارشناس آشپزی این برنامه، او "برای همیشه اخراج شده است". تعدادی از رسانه‌ها در روزهای گذشته کامنتی از یک حساب ایسنتاگرام که منتسب به خانم حجاری بود منتشر کردند که پای عکسی از مراسم تشییع حسین همدانی نوشته شده بود: "به درک واصل شد". این حساب ایسنتاگرام در حال حاضر غیرفعال است و فرد دیگری با انتشار چند عکس از آقای همدانی مدیریت آن را در دست گرفته است. خبرگزاری قوه قضائیه و خبرگزاری بسیج اقدام این کارشناس تلویزیونی را "هتک حرمت مقام والای شهید سردار حسین همدانی" نامیده‌اند. به تازگی روزنامه رویش ملت نیز که برای حسین همدانی از لفظ شهید استفاده نکرده بود از هیات نظارت بر مطبوعات تذکر گرفت و پرونده‌اش به دادگاه ارسال شد. VOV صدای آمریکا

۱۳۹۴ مهر ۱۰, جمعه

جانباز ۵۰ درصد در چادر کنار خیابان؛ اختلاس‌گران بنیاد شهید در حاشیه امن


» خسارت‌های جنگ هشت ساله پس از 27 سال هنوز ادامه دارد پنج شنبه, ۹ مهر, ۱۳۹۴ چکیده : عسکری جانبازی که این روزها کنار خیابان چادر زده است تنها یک نمونه از همان جانبازانی است که در آن هشت سال در راهروهای بنیاد شهید به دنبال قول بی عمل مسوولان بود. داستان کارشکنی ها همچنان ادامه دارد. هنوز کسانی هستند که نمی گذارند که گزارش تحقیق و تفحص از بنیادشهید زمان احمدی نژاد به ریاست یار نزدیکش زریبافان در صحن علنی مجلس خوانده شود... کلمه – گروه اجتماعی: وقتی مسوولان بنیاد شهید در زمان دولت محمود احمدی نژاد مشغول حیف و میل امانت های خانواده شهدا و جانبازان بودند و اختلاسی با رقم ۱۷۰۰ میلیارد ریال را به جا می گذاشتند بسیاری از افراد تحت پوشش همان نهادی که اموالش به یغما رفت برای احتیاجات اولیه زندگی‌شان در راهروهای بنیاد شهید به دنبال یک امضا بودند. زمانی که جنگ ایران و عراق به پایان رسید آمارها از به جا ماندن خساراتی خبر می‌داد که جبران ناپذیر بودند. ۲۲۰ هزار شهید و ۶۷۲ هزار جانباز خسارت انسانی ماحصل جنگ هشت ساله ایران و عراق بود. اما در کنار حیف و میل بیت المال در بنیاد شهید و ایثارگران اتفاق عجیب دیگری هم افتاد. تعداد شهدای جنگ ناگهانی با کاهش مواجه شد و رئیس بنیاد شهید وقت آمار ۱۹۰ هزار نفری شهدا را اعلام کرد. شهدایی که بر اساس منطق باید افزایش پیدا می‌کرد به ناگاه کاهش یافت. جانبازان شیمیایی که هر روز توان مقاومت شان تمام می‌شود و جان به جان آفرین تسلیم می‌کنند و همچنین قربانیانی که هر روز روی مین میروند، شهدای تفحص و مدافعان حرم باید این آمار را افزایش می‌دادند و نه کاهش اما این از معجزات دولت پاکدست احمدی نژاد بود که هم تعداد شهدا کاهش یافتند و هم درصدهای جانبازی جانبازان . همزمان با وقتی که مسوولان بنیاد شهید در دولت نهم و دهم ۴٠٠ هکتار زمین و کارخانه شرکت شاهد را تنها در یک فقره بدون تشریفات اداری و قانونی فروختن و پول هایش را به گفته نمایندگان مجلس در تحقیق و تفحص بنیاد شهید به خارج از کشور منتقل کردند، بسیاری از جانبازان برای احتیاجات اولیه زندگی و درمان درگیر مسوولان این نهاد بودند. مختار حاجی عسکری، جانباز ۵۰ درصد جنگ که این روزها در برابر ساختمان بنیاد شهید چادر زده و به همراه خانواده خود در این چادر زندگی می‌کند یکی از همان جانبازان است. در میانه خیابان طالقانی، در جوار ساختمان مرکزی بنیاد شهید و امور ایثارگران، گوشه پیاده رو یک چادر مسافرتی برپاست که روی آن پلاکاردهایی است با خط درشت اعتراضاتی را برای رهگذران شرح می‌دهد. اعتراضاتی که همه مفهوم‌اش عدم رسیدگی مسئولان بنیاد شهید به مشکلات جانبازان است. داخل این چادر جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس به همراه همسر و دو فرزند جوانش حضور دارند. آن‌ها ۶ روز است که به نشانه اعتراض مقابل ساختمان بنیاد شهید چادر زده‌اند تا بلکه پاسخی را از جانب مسئولان دریافت کنند. مختار حاجی عسکری جانباز ۵۰ درصددر گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، با اشاره به نحوه جانباز شدنش در هشت سال دفاع مقدس می‌گوید: در جبهه سه بار مجروح شدم. دو بار در سال ۶۱ و یک بار هم سال ۶۲ . فرمانده تخریب بودم و دو بار روی مین رفتم. تاریخ اولین مجروحیتم در عملیات مسلم ابن عقیل با دومین مجروحیتم در عملیات والفجر مقدماتی دو ماه و ۱۶ روز فاصله دارد. سومین مجروحیتم در عملیات خیبر بوده است. در عملیات مسلم ابن عقیل هم بغل دستم خمپاره خورد. تا سال ۸۰ هم اصلا به بنیاد جانبازان مراجعه نکردم. در سال ۸۰ در اثر مشکلاتی که در زندگی پیدا کردم مجبور شدم به بنیاد بیایم. به نوعی فقط برای خدا به جبهه رفته بودم و دنبال درصد نبودم اما مشکلات مالی و مسکن به من فشار آورد و مجبور شدم و برای تعیین درصد جانبازی اقدام کردم. سال ۸۰ به کمیسیون پزشکی بنیاد رفتم و ۵۰ درصد جانبازی به من دادند. ۲۵ درصد از این ۵۰ درصد، اعصاب و روان است. عسکری از علت حضور خود در مقابل ساختمان مرکزی بنیاد شهید و امو ر ایثارگران در خیابان طالقانی تهران چنین می‌گوید: سه سال در بنیاد به دنبال تسهیلات دویدم تا سال ۸۳ که به من دستور خرید خانه دادند. گفتند سه خانه پیدا کن، بازرسان مسکن ما می‌آیند یکی از آن‌ها را تایید می‌کنند و می‌خرند. ما رفتیم و در بنگاه‌ها می‌گشتیم. سه خانه پیدا کرده و به بنیاد معرفی کردیم. یکی از آن‌ها را تایید کرد و برای تخصیص بودجه رفت. یک خانه‌ای بود که در آن سال، ۳۲ میلیون تومان قیمتش بود. متاسفانه تا الآن نخریدند. روسا یک به یک عوض شدند. و هر شخص جدیدی که می‌آمد می‌گفت ما نسبت به این دستور هیچ تعهدی نداریم. دو سال پیش یعنی در سال ۹۲ وقتی اینجا چادر زده بودم آقای دکتر صمیمی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ دستور واگذاری یک قطعه زمین در پروژه همت را به من داد. دو سال هم از این ماجرا می‌گذرد و متاسفانه هیچ اقدامی در مورد واگذاری نکرده‌اند. یعنی به طور کلی این‌ها روی کاغذ خانه می‌دهند و روی کاغذ جانباز را صاحب خانه و صاحب ماشین می‌کنند. تمام مشکلات جانبازان روی کاغذ حل می‌شود. او در ادامه توضیح می‌دهد: به من گفتند چون تا سال ۸۰ اقدامی برای جانبازی نکرده بودی از بغل اسم تو یک نفر خانه یا زمینی را به اسم خودش برداشته است. توانستم ثابت کنم که من چیزی نگرفته ام ولی مشخص نشد که زمین من را به چه کسی داده‌اند. این موضوع را معاونت مسکن جانبازان در سال ۸۳ گفت. او گفت در سیستم زده شما منزل مسکونی دارید. وقتی ثابت شد که چنین چیزی صحت ندارد. یک دستور کتبی دادند معاونت مسکن بنیاد شهید برای مدیر کل بنیاد شمال شرق تهران یعنی محمد جواد قاضی، ولی رسیدگی نشد چون می‌گویند بودجه نداریم. می‌دانم که همه جانبازان و خانواده شهدا دارند با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند. من در حال حاضر حکم حالت اشتغال هم دارم که نشان می‌دهد من دارای از کارافتادگی کل بدن هستم. این جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس به نحوه اعتراضش به عدم پاسخگویی مسئولان بنیاد شهید اشاره می‌کند و می‌گوید: اینجا هستیم چون بنیاد شهید حتی طبق دستوراتی که خودش داده هم عمل نکرده است و ما الان جهت اعتراض اینجا هستیم. سال ۸۷ افسر و مامور کلانتری آمد و اسباب و وسایل من را بیرون انداختند چون صاحب خانه حکم تخلیه را گرفته بود. و من خواهش کردم وسایلم را ببرند در بنیاد جانبازان که آن موقع در کوثر بود، تخلیه کنند. آنجا رفتم و به همراه وسایلم ماندم. آن موقع رئیس بنیاد شهید آقای دهقان بود. ایشان کلی وعده وعید داد و گفت تو از اینجا برو، من مشکلت را حل می‌کنم. اما خبری نشد. من دو فرزند دارم. پسرم ۲۶ ساله و دخترم ۲۷ ساله است. تا به حال در زمان‌های مختلف، ۷ حکم تخلیه گرفته‌ام. الان در ملک پدری همراه خانواده پدر هستم و مشکلات زیادی در آنجا دارم. عریضه‌ای نوشتم و داستان ۱۱ سال عذابی که از بنیاد شهید شامل حال خانواده ام شد را در آن نوشته ام حتی چهار یا پنج ماه قبل از اینکه اینجا بیایم، این عریضه را آوردم اینجا و گفتم اگر احقاق حق نکنید و به دستورات صادره عمل نکنید، در هفته دفاع مقدس به عنوان اعتراض در مقابل بنیاد شهید چادر می‌زنم که متاسفانه به این عریضه هم هیچ ترتیب اثری داده نشد و علنا با پیگیری نکردن مشکل ما این کار را تایید کردند. او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چندمین بار است که با این روش برای اعتراض اقدام می‌کنید، می‌گوید: من چهارمین بار است که در مقابل ساختمان بنیاد چادر می‌زنم منتها چون دائم روسا عوض می‌شوند، هر فرد جدیدی که می‌آید می‌گوید من چکاره ام؟ این دستور رئیس قبل بوده. مثلا آقای شهیدی می‌گوید این دستور زریبافان بوده و به ما چه ربطی دارد. من می‌گویم قبل از شما روی صندلی این پست زریبافان نشسته بود، چه فرقی می‌کند چه کسی این قول را داده است؟ الان از جمعه شب اینجا هستم. البته برخی از مسئولین بنیاد برای اینکه صدای اعتراض او را بشنوند برای دیدارش به کنار چادر خانواده این جانباز رفته‌اند و حرف‌هایش را شنیده‌اند. عسکری در این باره می‌گوید: “از مسئولین بنیاد هم گهگاهی می‌آیند و فقط بیرون ایستاده و می‌گویند تو اول چادرت را جمع کن بعدا ما به مشکل تو رسیدگی می‌کنیم. رئیس حراست بنیاد شهید استان تهران، معاون کل بنیاد شهید استان تهران و آقای دکتر صمیمی رئیس بنیاد شهید و امورایثارگران تهران بزرگ هم آمده است. من جمعه شب اینجا آمدم و آقای صمیمی صبح شنبه اینجا بود. صمیمی کسی بود که یکبار ما را از اعتراض در اینجا بلند کرد و این برگه پروژه همت را به ما داد و گفت اگر من این مشکل را حل نکردم تو بیا دوباره اینجا چادر بزن.” این جانباز به وام قرض الحسنه بنیاد شهید اشاره می‌کند و می‌گوید: “قبلا که اینجا آمدم آقای سردار انصاری به معاونت‌ها دستور دادند و گفتند چون قول پروژه همت را به ایشان داده‌اید، امکان دارد اتمام این پروژه طول بکشد تا زمانی که پروژه به ثمر برسد. ۵۰ میلیون به او قرض الحسنه بدهید. الان این نگهبانان و حراست بنیاد به مردم و کسانیکه از علت حضور ما اینجا سوال‌ می‌کنند، می‌گویند این یک آدم کلاهبردار است که هر سال می‌آید ۱۰۰ میلیون پول از بنیاد می‌گیرد و می‌رود. هر سال هفته دفاع مقدس می‌آید و باج می‌گیرد و می‌رود. اما واقعیت اینست که ۵۰ میلیون خود سردار به عنوان قرض الحسنه داد تا بتوانم خانه رهن کنم. در قرارداد ملکی که اجاره کردم نوشته شده است که ۵۰ میلیون پول قرض الحسنه ملک، مال بنیاد جانبازان می‌باشد و زمانیکه صاحب خانه بخواهد این قرارداد را فسخ کند باید پولش را به نماینده بنیاد شهید تحویل دهم.” این تنها یک نمونه از همان جانبازانی است که در آن هشت سال در راهروهای بنیاد شهید به دنبال قول بی عمل مسوولان بود. داستان کارشکنی ها همچنان ادامه دارد. هنوز کسانی هستند که نمی گذارند که گزارش تحقیق و تفحص از بنیادشهید زمان احمدی نژاد به ریاست یار نزدیکش زریبافان در صحن علنی مجلس خوانده شود. این داستان گزارش های ناخوانده تحقیق وتفحص و فشارهای پنهان برای کش ندادن های فساد ادامه دارد و این تنها مردم هستند که دستان شان خالی می ماند و گاه این مردم جانبازی است که سلامتی و بدن اش را در جبهه از دست داد تا ایران زنده بماند. کلمه

۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

دستگیری زنان و دختران ایرانی یعنی تحقیر مردان ایرانی


وضع اقتصادی مملکت هر روز بدتر میشود نظام اسلامی از هر روشی استفاده میکند تا سرپا بماند در همین حال هم به صرف هزینه های خود برای گسترش تروریسم تلاش میکند انگاه به بهانه های مختلف جیب مردم را میزنند با یارانه ها به صورت جدی شروع کردند و اکنون به جریمه کردن زنان و دختران و حتی پسران جوان روی اورده اند .کجای دنیا چنین وقاحتی را از سوی سردمداران یک نظام در مواجهه با مردمش دیده اید؟ ازار زنان و کودکان کثیف ترین نوع جنایات است که در ایران ما در مقابل چشمان من و تو هر روز اتفاق می افتد هموطنم مرا ببخش که اینقدر حقیر و بدبختم که ناموسم را به زور بدون هیچ جرمی از جلو دیدگانم میبرند و من جرات دم براوردن ندارم اوج حقارت را نه ان زن ایرانی که در ماشین گشت ارشاد سوارش میکنند میکشد بلکه این مرد ایرانی است که از درون خرد میشود اکنون در کلاهبرداری به شیوه ای نو رانندگان به اصطلاح بد حجاب را جریمه میکننداین یعنی دزدی از مردم با کمال وقاحت امیدی به اصلاح و یا تغیر نظام نیست سبز و بنفش فایدهای ندارد این ها شخصیت مارا در دنیا به لجن کشیده اند تا کی باید دنبال رنگ هی کذایی بود که همچنان تحقیر و توهین را با خود به همراه دارد ؟ به زودی به خانه هایمان خواهند امد و رکعت نمازها را میشمرند و بر اساس نماز نخواندن ما برگه جریمه صادر میکنند ای کسی که از دولت بنفش و جمهوری اسلامی حمایت میکنی تو اول از همه به خانواده خودت خیانت میکنی البته کسانی که بیرون از ایران برای نظام ماله میکشند هم روزی دچار مصیبت های نظام داعشیعه خواهند شد. به امید نابودی نظام اسلامی.‬‬

۱۳۹۴ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

مرادخانی: جنتی و نوری‌همدانی آمران فاجعه سینما رکس بودند


۰۵/شهريور/۱۳۹۴ رو به رو دکتر محمود مرادخانی، خواهرزاده آیت‌الله خامنه‌ای که از فعالان سیاسی معتقد به براندازی نظام محسوب می‌شود، در گفتگو با رو‌به‌رو می‌گوید که آیت‌الله جنتی و آیت‌الله نوری‌همدانی در کشتار سینما رکس آبادان نقش داشته‌اند. ۳۷ سال از فاجعه ۲۸ مرداد، یعنی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان و کشته شدن ۶۰۰ نفر در این فاجعه می‌گذرد. تبلیغات آن زمان بر این استوار بود که این کشتار، کار حکومت شاه است. کمتر کسی آن زمان می‌توانست این ادعا را به چالش بکشد و بعد از انقلاب نیز بسیاری از واقعیت‌ها در این باره به خاک سپرده شد. کسی که در اوایل انقلاب مامور بررسی این فاجعه شد، شیخ علی تهرانی بود که نهایتا به خاطر مشاهده دخالت‌هایی از طرف کسانی در راس قدرت، از ماجرا کنار کشید. فرزند شیخ علی تهرانیا اما، کسی است که این روزها تلاش زیادی برای زنده کردن ماجرا می‌کند. دکتر محمود مرادخانی، خواهرزاده سید علی خامنه‌ای نیز هست. نیک آهنگ کوثر، روزنامه‌نگار با این فعال سیاسی ساکن فرانسه در باره ماجرای سینما رکس آبادان گفتگو کرده است. رو‌به‌رو: آقای دکتر مرادخانی، به نظر شما چرا واقعیت‌ها در باره‌ی سینما رکس پنهان مانده و همه چیز در حد یک گزارش کوتاه در باره‌ی واقعه‌ای در تابستان ۵۷ است؟ دکتر مرادخانی: این فاجعه در ۲۸ مرداد ۵۷ اتفاق افتاد و بعدها بسیاری در باره‌اش نوشتند و ۶ ماه پیش، یکی از محققان، آقای مجید احمدیان، کتابی۲۰۰ صفحه‌ای در این باره نوشت که ما آن را در سایتی اینترنتی پخش کرده‌ایم. این فاجعه به دستور مستقیم جمع کوچکی از آخوندهای قم به نام «شورای اسلامی» انجام شد، برای اینکه مردم آبادان که هنوز وارد جریان اعتراض‌های انقلاب نشده بودند، تشویق تهییج شوند به شرکتن کردن و تظاهرات، مخصوصا کارگران شرکت نفت. در همان آغاز [انقلاب] وقتی از جانب خمینی، پدرم مامور شد که به خوزستان برود و ریاست دادگاه انقلاب را در دست بگیرد، نگذاشتند که به درستی تحقیقاتی که مقدار زیادی در زمان قدیم انجام شده بود را افشا کند. آنها می‌خواستند افرادی را اعدام کنند که به هیچ وجه مجرم نبودند، من‌جمله، مدیر و صاحب سینما، و همان موقع سردمداران انقلاب در روزهای آغازی که حزب جمهوری اسلامی بود و شورای انقلاب، یعنی مثلث رفسنجانی، خامنه‌ای و بهشتی نگذاشتند دادگاه عادلانه برگزار شود، و شخص خمینی هم خبر داشت. پدر من شرکت نداشت و استعفا کرد و کس دیگری را به جای او به عنوان قاضی گذاشتند و افراد دیگری را به جای مجرمین اعدام کردند و خانواده قربانیان را هم بی جواب گذاشتند. بسیاری تحصن کرده بودند و بسیاری اعتراض کرده بودند. همه این جریان‌ها در کتاب هست و من دعوت می کنم که کتاب را بخوانند. اگر می‌گذاشتند در عرض این ۳۷ سال در باره اینکه این فاجعه به دست چه کسی انجام شده بوده و هدف چه بوده، و فریبی که زده بودند که بگویند رژیم وقت(پهلوی) این را انجام داده، به ضرر این گروه تمام می‌شد و به همین خاطر همواره نگذاشته‌اند کسی تحقیق کند و همان‌طوری که گفتید، یادبود کوچک بوده و بسیاری از این واقعه بی‌اطلاع بوده‌اند و مناسب است که این آگاهی به آنها برسد. رو‌به‌رو: برخی، گناه این فاجعه را به گردن سید احمد خمینی انداخته‌اند. این مساله واقعیت دارد یا نه؟ دکتر مرادخانی: این‌جوری که از پدر من در کتاب نقل شده، آن موقع، احمد خمینی نقشی نداشته و افرادی که در قم بودند، به نام نوری همدانی و یادم می‌آید که از جنتی هم یاد می‌شد که در شورا بوده است که به طور خودسرانه این کار را انجام داده بودند. نوری همدانی با پدر من در تبعید بود به پدر من گفته بود که این کار را آنها انجام داده بودند که پدر من باورش نشده بود. من فکر می‌کنم به مقدار زیادی این کار خودسرانه بود و از سوی آخونده‌هایی که در حکومت هم وارد شدند، از جمله نوری همدانی و احمد جنتی و نفر سوم هم به روایتی، منتظری بوده است. روبه‌رو: آن زمان مسوولان رژیم شاه تلاش زیادی کرده بودند که واقعیت را بیان کنند و مسوولیت را ازگردن خودشان بردارند. در کتاب چیزی در این مورد گفته شده است؟ دکتر مرادخانی: آقای احمدیان در کتاب توضیحاتی داده‌اند. در آن موقع خود رژیم در وضعیتی نبود که از خودش دفاع کند. تباستان ۵۷ بود، فراموش نکنید که در آن موقع حرکت‌های اعتراضی شروع شده بود و سینما و کاباره آتش زده بودند که البته چون حمله در شب بود، کشته و قربانی نداشت. رژیم و فرمانداران و استانداران در وضعیتی نبودند که از خودشان دفاع کنند و بسیاری‌سان هم تحت تاثیر قرار گرفته بودند. وقتی همان عاملان به قدرت رسیدند‌(آخوندها) به فریب‌دادنها ادامه دادند به دروغ گفتن. اینها فلسفه ماکیاول را قبول دارند که هدف، وسیله را توجیه می‌کند و هر کاری را که برای رسیدن به هدف مفید است را انجام می‌دهند، از جمله کشتار انسان‌ها...و اینها ترسی از فریب دادن نداشتند و شناساندن این فریب بسیار بسیار مفید است چون هنوز هم به همان روش، در حال فریب دادن هستند. رو‌به‌رو: آیا پدر شما می‌توانست با توجه به جو آن زمان می‌توانست روی فزای جو گرفته اثری بگذارد؟ دکتر مرادخانی: این کار پدر من انجام داد. بعد از سال ۵۷ بعد از پیروزی انقلاب، برای مدتی در یک سری از کارهای دادگاه انقلاب خراسان و خوزستان شرکت داشت و عضو مجلس خبرگان شد، البته تمایلی نداشت و نهایتا کنار کشید. همان موقع هم همین قضیه را پدر من افشا کرد و البته همان‌طور که گفتید، متاسفانه تاثیر نداشت و آن‌گونه که باید، بازتاب نداشت، و به نظر من روشنفکران آن موقع که حمایت نکردند و تشکل لازم را ایجاد نکردند، مقصر هستند. رو‌به‌و: اگر روزی روزگاری، موقعیتی برای محاکمه مسوولان وجود داشته باشد، با توجه به مستندها، فکر می کنید دادگاه بتواند واقعیت‌ها را به مردم نشان بدهد؟ دکتر مرادخانی: به اندازه کافی سند و مدرک وجود دارد، و امیدوارم وضعیتی به‌وجود بیاید که دادگاهی تشکیل بدهیم، البته در مورد سردمداران جمهوری اسلامی، جنایت‌های زیادی مرتکب شده‌اند اما در مورد سینما رکس، دلیل و مدرک و سند فراوان است.

۱۳۹۴ مرداد ۲۶, دوشنبه

روش حکومتی پادشاهان مذهبی صفویه


Posted اوت 10, 2015 by tohfeyegarmsar in Uncategorized. 5 دیدگاه مفسرین قوانین شریعت، همواره حکومت زمینی را، تکلیفی از جانب خدا می دانند، لذا هرگونه اعتراض بدان را، کفرآمیز و ایستاده گی در مقابل فرامین الهی متصورند. این نظریۀ فقهی برای اولین بار توسط اسماعیل صفوی، بنیانگذار سلسلۀ صفویه، با رسمی شدن مذهب شیعۀ اثنی عشری در ایران، ترویج و گسترش یافت. حکومت صفویه اگر چه درآغاز براساس مذهب استوار شده بود، ولی رفته رفته بصورت یک سلطنت استبدادی درآمد. اختیارات در دست شاه بود، ولی اگر او طبعی ضعیف داشت، یا به امور کشور علاقه ای نشان نمی داد، اوضاع کاملا به دلخواه اطرافیان او در می آمد. لرد کرزن دو قرن بعد از سرنگونی این حکومت نوشت: حکومت صفویۀ در ایران عبارت است اعمال اختیاری قدرت توسط چند واحد که بترتیب از پادشاه شروع می شد و به کدخدا ختم می گشت. یا تئودور پارکر در نطق خود در انجمن ضد برده گی در 29 مه سال 1850 در بوستون، ماساچوست گفت: از حکومت ملی و آزادی بعنوان حکومت تمام مردم، توسط تمام مردم و برای تمام مردم، اگر در دربار صفوی شنیده می شد، مفهومی نداشت. واتسن در کتابش می نویسد: قدرت پادشاهان صفویه نامحدود، و اختیار زندگی و مرگ اتباعشان در دست آنهاست. فرمان هیچ پادشاهی مانند فرمان پادشاهان این سلسله بشکلی مطلق و فورا اجرا نمی شود. حتا مینورسکی در کتاب تذکرة الملوک می نویسد: در طی دوران سلطنت شاه سلیمان از 1666 میلادی تا 1694 نظارت بر امور تقریبا برعهدۀ خواجه سرایان دربار محول شده بود. یکی از خیانت های بزرگ پادشاهان صفویه که همواره از دید اسلام نویسان دور مانده، و عمدتا از آن حرف زده نشده، تقسیم تمام سرزمینهای ایران به دو بخش ممالک و خاصه بود. ممالک به مناطقی گفته می شد که مالیات خود را باید به دولت پرداخت می کردند، اما خاصه یعنی املاک سلطنتی. ایجاد و بسط املاک سلطنتی از نگاه بسیاری از مورخین در وهلۀ اول منوط و مربوط به علل مادی بود. لارنس لاکهارت در کتاب انقراض سلسلۀ صفویه می نویسد: شاه عباس اول که لشکریان جدیدی از قوللر و تفنگچی فراهم کرد، و توپخانه را راه اندازی نمود، مخارج نگهداری از آنانرا می بایستی از عوایدی که نصیب خانوادۀ سلطنتی می شد بپردازد، و این مخارج بسیار سنگین بود. شاه صفی جانشین بی کفایت شاه عباس طاقت تحمل این خرج های گزاف را نداشت. در اواخر سلطنت او که کشور دورۀ صلح را طی می کرد، وزیرش سارو تقی، روش زیرکانه ای برای ازدیاد عواید سلطنتی به شاه پیشنهاد کرد، که آن تبدیل مناطق و سرزمینهای ممالک به املاک سلطنتی بود. این سوء استفاده از قدرت حکومت آنچنان گسترده شد که بعد از مرگ شاه صفی در سال 1642، زمانیکه شاه عباس ثانی به سلطنت رسید، کلیۀ نواحی قزوین، مازندران، یزد، کرمان، همچنین بخش هائی از مناطق آذربایجان و خراسان را جز املاک سلطنتی اعلام نمودند. تبدیل ممالک به خاصه در کشور بزرگی چون ایران، موجبات نارضایتی و شکایت مردم گردید، هر چند که حکام ایالاتی که برای حکومت مرکزی مالیات جمع می کردند، خود برای به دست آورد ثروت می کوشیدند، اما مانند پیشکاران املاک سلطنتی به مردم فشار نمی آوردند. شاردن جواهر فروش و سیاح فرانسوی در سفرنامۀ خود می نویسد: به عقیدۀ ایرانیان تبدیل ممالک به خاصه، سیاست غلطی است، زیرا مباشران املاک سلطنتی، زالوهای اشباع ناپذیری هستند که مال رعیت را برای پر کردن خزانۀ شاهی می گیرند، و برای این منظور به شکایات مردم ستمدیده وقعی نمی گذارند، و می گویند مخالف منفعت پادشاه است که به شکایات مردم بپردازند، ولی در حقیقت به نفع خود اموال عمومی را غارت می کنند. این اشخاص ایالتی را که زیر نظر دارند، مثل مملکت خود می دانند، و هر چه در آنجا بدست می آورند خرج می کنند، و کارمندانی فراوان و درباری انبوهی دارند. بسیاری از مناطقی که از سوی پادشاهان صفویه بعنوان املاک سلطنتی اعلام می شد، مناطقی بود که به عقیدۀ آنان از حملۀ دشمنان مصون بودند. شاردن در سفرنامه اش می نویسد: اما زمانیکه استنکارازین روسی و قزاق هایش، نواحی ساحلی بحر خزر، واقع در خاک ایران را غارت کردند، و تا چند ماه در شبه جزیرۀ آشوراده باقی ماندند، دیگر شاهان صفویه آن مناطق را از املاک سلطنتی خود خارج نمودند. در حقیقت خیانت های شاهان این سلسلۀ مذهبی سبب شده بود که مردم هیچگونه رغبت و شجاعتی برای دفاع از سرزمین و زادگاه شان، در خود احساس نمی کردند، ضمن اینکه این سیاست غلط مملکت را هر روز فقیر می کرد، زیرا پولی را که باید در تمام کشور در جریان و گردش باشد، به صندوق پادشاه ریخته می شد. شاردن می افزاید: تبدیل مناطق ممالک به خاصه موجبات گریز جمعیت از آن مناطق را فراهم می کرد، و بدین ترتیب لطمات جبران ناپذیری به اقتصاد مناطق فوق وارد می نمود. اینگونه سیاست های مستبدانه، تنها با وجود و کمک یک جریان پشتیبان مذهبی قابل اجرا بود. جریانی که تلاش می کرد، دست در دست پادشاهان سفاک و بی لیاقت و کفایت صفویه، مردم ایران را غرق در خرافات و خزعبلات مذهبی شیعۀ اثنی عشری نماید. مغلطه های اعتقادی شیعۀ اثنی عشری، حداقل از زمان تاسیس نظام صفویه در ایران، بلوغ خرد در این سرزمین را تباه کرد، تا دکان تزویر مبلغان این مذهب را مصونیت بخشد. متوسل شدن ایرانیان ناآگاه به اینگونه مغلطه های کلامی، دمار از روزگار خرد تحلیلی ایرانیان در آورده، و عقل و شعور سیاسی و اجتماعی آنان را در طی این قرون فلج کرده است، و اسلامی نویسان نان به نرخ روز خور همواره بر این معضل تاریخی دامن زده اند. بعد از دولتی شدن مذهب شیعۀ اثنی عشری در ایران، از سوی حاکمان صفوی، هر روز مردم این سرزمین بیشتر اسیر چنگال خرافات گردیده، به انجماد اندیشه دچار شدند. کتاب سلسلة النسب صفویه، تالیف شیخ حسین بن شیخ ابدال زاهدی، چاپ سال 1924 میلادی در برلین آلمان، نسب اجداد صفویه را از طریق موسی کاظم به محمد پیامبر اسلام متصل می نماید. همین ادعای تبار تازی داشتن، نه تنها گردن نهادن به هر گونه حقارت و اسارت مذهبی مردم ایران را بدنبال داشت، بلکه موجبات نابودی قدرت تعقل و خردگرائی آنان را نیز فراهم آورد. ضمن اینکه واژه معصومیت برای کسی که دستش تا آرنج به خون مردم ایران آلوده است، واقعا واژۀ مسخرۀ است. سرجان ملکم در تاریخ ایران، جلد اول قصۀ عجیبی از خرافه گرائی مردم در زمان شاهان صفویه نقل می کند: اگر قول مورخین ایرانی را قبول داشته باشیم، در زمان صفویه، احترام به پادشاه محدود به موجودات جاندار نبود، بلکه به موادی که به هیچ وجه تحت تاثیر چنین احساساتی قرار نمی گیرند نیز سرایت می کرد. می گویند: روزی شاه عباس در اردبیل وارد مطبخی شد، در این زمان سردیگی به شاه به آن نزدیک می شد، دوبار و هر بار چهار اینچ بر خواست. مثل اینکه می خواست به پادشاه احترام بگذارد. باور کنید اسارت فکری بسیار دردناک تر از اسارت جسمی است، زیرا اسارت فکری نسلها بعد از نسل ریشۀ اندیشه و تفکر انسانی را می سوزاند، و جوامع گرفتار آن را به برهوتی خشک مبدل می کند.

روش حکومتی پادشاهان مذهبی صفویه


Posted اوت 10, 2015 by tohfeyegarmsar in Uncategorized. 5 دیدگاه مفسرین قوانین شریعت، همواره حکومت زمینی را، تکلیفی از جانب خدا می دانند، لذا هرگونه اعتراض بدان را، کفرآمیز و ایستاده گی در مقابل فرامین الهی متصورند. این نظریۀ فقهی برای اولین بار توسط اسماعیل صفوی، بنیانگذار سلسلۀ صفویه، با رسمی شدن مذهب شیعۀ اثنی عشری در ایران، ترویج و گسترش یافت. حکومت صفویه اگر چه درآغاز براساس مذهب استوار شده بود، ولی رفته رفته بصورت یک سلطنت استبدادی درآمد. اختیارات در دست شاه بود، ولی اگر او طبعی ضعیف داشت، یا به امور کشور علاقه ای نشان نمی داد، اوضاع کاملا به دلخواه اطرافیان او در می آمد. لرد کرزن دو قرن بعد از سرنگونی این حکومت نوشت: حکومت صفویۀ در ایران عبارت است اعمال اختیاری قدرت توسط چند واحد که بترتیب از پادشاه شروع می شد و به کدخدا ختم می گشت. یا تئودور پارکر در نطق خود در انجمن ضد برده گی در 29 مه سال 1850 در بوستون، ماساچوست گفت: از حکومت ملی و آزادی بعنوان حکومت تمام مردم، توسط تمام مردم و برای تمام مردم، اگر در دربار صفوی شنیده می شد، مفهومی نداشت. واتسن در کتابش می نویسد: قدرت پادشاهان صفویه نامحدود، و اختیار زندگی و مرگ اتباعشان در دست آنهاست. فرمان هیچ پادشاهی مانند فرمان پادشاهان این سلسله بشکلی مطلق و فورا اجرا نمی شود. حتا مینورسکی در کتاب تذکرة الملوک می نویسد: در طی دوران سلطنت شاه سلیمان از 1666 میلادی تا 1694 نظارت بر امور تقریبا برعهدۀ خواجه سرایان دربار محول شده بود. یکی از خیانت های بزرگ پادشاهان صفویه که همواره از دید اسلام نویسان دور مانده، و عمدتا از آن حرف زده نشده، تقسیم تمام سرزمینهای ایران به دو بخش ممالک و خاصه بود. ممالک به مناطقی گفته می شد که مالیات خود را باید به دولت پرداخت می کردند، اما خاصه یعنی املاک سلطنتی. ایجاد و بسط املاک سلطنتی از نگاه بسیاری از مورخین در وهلۀ اول منوط و مربوط به علل مادی بود. لارنس لاکهارت در کتاب انقراض سلسلۀ صفویه می نویسد: شاه عباس اول که لشکریان جدیدی از قوللر و تفنگچی فراهم کرد، و توپخانه را راه اندازی نمود، مخارج نگهداری از آنانرا می بایستی از عوایدی که نصیب خانوادۀ سلطنتی می شد بپردازد، و این مخارج بسیار سنگین بود. شاه صفی جانشین بی کفایت شاه عباس طاقت تحمل این خرج های گزاف را نداشت. در اواخر سلطنت او که کشور دورۀ صلح را طی می کرد، وزیرش سارو تقی، روش زیرکانه ای برای ازدیاد عواید سلطنتی به شاه پیشنهاد کرد، که آن تبدیل مناطق و سرزمینهای ممالک به املاک سلطنتی بود. این سوء استفاده از قدرت حکومت آنچنان گسترده شد که بعد از مرگ شاه صفی در سال 1642، زمانیکه شاه عباس ثانی به سلطنت رسید، کلیۀ نواحی قزوین، مازندران، یزد، کرمان، همچنین بخش هائی از مناطق آذربایجان و خراسان را جز املاک سلطنتی اعلام نمودند. تبدیل ممالک به خاصه در کشور بزرگی چون ایران، موجبات نارضایتی و شکایت مردم گردید، هر چند که حکام ایالاتی که برای حکومت مرکزی مالیات جمع می کردند، خود برای به دست آورد ثروت می کوشیدند، اما مانند پیشکاران املاک سلطنتی به مردم فشار نمی آوردند. شاردن جواهر فروش و سیاح فرانسوی در سفرنامۀ خود می نویسد: به عقیدۀ ایرانیان تبدیل ممالک به خاصه، سیاست غلطی است، زیرا مباشران املاک سلطنتی، زالوهای اشباع ناپذیری هستند که مال رعیت را برای پر کردن خزانۀ شاهی می گیرند، و برای این منظور به شکایات مردم ستمدیده وقعی نمی گذارند، و می گویند مخالف منفعت پادشاه است که به شکایات مردم بپردازند، ولی در حقیقت به نفع خود اموال عمومی را غارت می کنند. این اشخاص ایالتی را که زیر نظر دارند، مثل مملکت خود می دانند، و هر چه در آنجا بدست می آورند خرج می کنند، و کارمندانی فراوان و درباری انبوهی دارند. بسیاری از مناطقی که از سوی پادشاهان صفویه بعنوان املاک سلطنتی اعلام می شد، مناطقی بود که به عقیدۀ آنان از حملۀ دشمنان مصون بودند. شاردن در سفرنامه اش می نویسد: اما زمانیکه استنکارازین روسی و قزاق هایش، نواحی ساحلی بحر خزر، واقع در خاک ایران را غارت کردند، و تا چند ماه در شبه جزیرۀ آشوراده باقی ماندند، دیگر شاهان صفویه آن مناطق را از املاک سلطنتی خود خارج نمودند. در حقیقت خیانت های شاهان این سلسلۀ مذهبی سبب شده بود که مردم هیچگونه رغبت و شجاعتی برای دفاع از سرزمین و زادگاه شان، در خود احساس نمی کردند، ضمن اینکه این سیاست غلط مملکت را هر روز فقیر می کرد، زیرا پولی را که باید در تمام کشور در جریان و گردش باشد، به صندوق پادشاه ریخته می شد. شاردن می افزاید: تبدیل مناطق ممالک به خاصه موجبات گریز جمعیت از آن مناطق را فراهم می کرد، و بدین ترتیب لطمات جبران ناپذیری به اقتصاد مناطق فوق وارد می نمود. اینگونه سیاست های مستبدانه، تنها با وجود و کمک یک جریان پشتیبان مذهبی قابل اجرا بود. جریانی که تلاش می کرد، دست در دست پادشاهان سفاک و بی لیاقت و کفایت صفویه، مردم ایران را غرق در خرافات و خزعبلات مذهبی شیعۀ اثنی عشری نماید. مغلطه های اعتقادی شیعۀ اثنی عشری، حداقل از زمان تاسیس نظام صفویه در ایران، بلوغ خرد در این سرزمین را تباه کرد، تا دکان تزویر مبلغان این مذهب را مصونیت بخشد. متوسل شدن ایرانیان ناآگاه به اینگونه مغلطه های کلامی، دمار از روزگار خرد تحلیلی ایرانیان در آورده، و عقل و شعور سیاسی و اجتماعی آنان را در طی این قرون فلج کرده است، و اسلامی نویسان نان به نرخ روز خور همواره بر این معضل تاریخی دامن زده اند. بعد از دولتی شدن مذهب شیعۀ اثنی عشری در ایران، از سوی حاکمان صفوی، هر روز مردم این سرزمین بیشتر اسیر چنگال خرافات گردیده، به انجماد اندیشه دچار شدند. کتاب سلسلة النسب صفویه، تالیف شیخ حسین بن شیخ ابدال زاهدی، چاپ سال 1924 میلادی در برلین آلمان، نسب اجداد صفویه را از طریق موسی کاظم به محمد پیامبر اسلام متصل می نماید. همین ادعای تبار تازی داشتن، نه تنها گردن نهادن به هر گونه حقارت و اسارت مذهبی مردم ایران را بدنبال داشت، بلکه موجبات نابودی قدرت تعقل و خردگرائی آنان را نیز فراهم آورد. ضمن اینکه واژه معصومیت برای کسی که دستش تا آرنج به خون مردم ایران آلوده است، واقعا واژۀ مسخرۀ است. سرجان ملکم در تاریخ ایران، جلد اول قصۀ عجیبی از خرافه گرائی مردم در زمان شاهان صفویه نقل می کند: اگر قول مورخین ایرانی را قبول داشته باشیم، در زمان صفویه، احترام به پادشاه محدود به موجودات جاندار نبود، بلکه به موادی که به هیچ وجه تحت تاثیر چنین احساساتی قرار نمی گیرند نیز سرایت می کرد. می گویند: روزی شاه عباس در اردبیل وارد مطبخی شد، در این زمان سردیگی به شاه به آن نزدیک می شد، دوبار و هر بار چهار اینچ بر خواست. مثل اینکه می خواست به پادشاه احترام بگذارد. باور کنید اسارت فکری بسیار دردناک تر از اسارت جسمی است، زیرا اسارت فکری نسلها بعد از نسل ریشۀ اندیشه و تفکر انسانی را می سوزاند، و جوامع گرفتار آن را به برهوتی خشک مبدل می کند.

۱۳۹۴ مرداد ۱۸, یکشنبه

آخرین جلسه رسیدگی به اتهام‌های جیسون رضائیان برگزار می‌شود


آخرین جلسه رسیدگی به اتهام‌های جیسون رضائیان برگزار می‌شود وکیل جیسون رضائیان، خبرنگار "واشنگتن‌پست" در تهران اعلام کرد که جلسه‌ی دیگری از دادگاه رسیدگی به اتهام‌های او برگزار خواهد شد. مقامات دادگاه گفتند که این "آخرین جلسه" دادگاه خواهد بود. شنبه(۱۷ مردادماه) لیلا احسن، وکیل جیسون رضائیان، اعلام کرد که روز دوشنبه (۱۹ مردادماه) جلسه دیگری از دادگاه رسیدگی به اتهام‌های موکل‌اش برگزار خواهد شد. احسن به خبرگزاری فرانسه گفت:« مقامات دادگاه به من گفتند که این آخرین جلسه‌ی رسیدگی به اتهامات جیسون رضائیان خواهد بود. با این،حال من محتاطانه عمل می‌کنم و فعلا نمی‌توانم با اطمینان صددرصدی بگویم که این آخرین جلسه‌ی دادگاه خواهد بود.» جیسون رضائیان، خبرنگار ۳۹ ساله روزنامه‌ی آمریکایی "واشنگتن‌پست" در ایران است که از بیش از یک سال پیش در حبس به سر می‌برد. او از سوی مقامات قضائی ایران به "جاسوسی"، "همکاری با کشور متخاصم"، "جمع‌آوری اطلاعات محرمانه" و "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" متهم شده است. بیشتر بخوانید: جلسه‌ی بعدی رسیدگی به اتهامات رضائیان نیز پشت درهای بسته برگزار خواهد شد. وکیل او به خبرگزاری فرانسه گفت که درخواست آزادی موکل‌اش با تودیع وثیقه را بار دیگر مطرح کرده است. با این‌حال مقامات دادگاه انقلاب اسلامی با آزادی به قید وثیقه‌ی رضائیان موافقت نکردند. جیسون رضائیان در اول تیرماه ۱۳۹۳ به همراه همسرش یگانه صالحی، در منزل مسکونی خود در تهران بازداشت شد. همسر او چندهفته بعد به قید وثیقه آزاد شد. جیسون رضائیان مدت‌ها در حبس انفرادی نگاه داشته شد و تا ماه‌ها از حق ملاقات با خانواده‌یا وکیل خود محروم بود. بیشتر بخوانید: اولین جلسه‌ی رسیدگی به اتهام‌های این روزنامه‌نگار در ۵ خردادماه سال جاری برگزار شد. این خبرنگار در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی در دادگاهی غیرعلنی محاکمه می‌شود. علی رضائیان، برادر جیسون رضائیان، پیش از این به خبرگزاری فرانسه گفت که مقامات امنیتی به مدت دست‌کم ۵ ماه "بی‌وقفه و شبانه‌روز" از برادرش بازجویی کردند. او تاکید کرد که دادگاه ادله و شواهد علیه برادر او ندارد و اتهام‌های برادرش را "مضحک" خوانده بود. بیشتر بخوانید: مسئولان روزنامه‌"واشنگتن‌پست" برای آزادی خبرنگار خود در تهران از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد کمک خواسته است. مسئولان این روزنامه در نامه‌ی درخواست رسمی کمک خود از این شورا، بازداشت رضائیان را "خودسرانه و غیرقانونی" دانسته‌اند. خبرنامه UTC

۱۳۹۴ مرداد ۱, پنجشنبه

بازداشت و برخورد شدید امنیتی با تجمع معلمان مقابل مجلس


به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز،اجتماع بزرگ معلمان سراسر کشور در حال شکل گیری است. فضای امنیتی و حضور نیروهای انتظامی و لباس شخصی مقابل مجلس افزایش چشمگیری داشته است. طبق اخبار رسیده به خبرگزاری بهایی نیوز تعدادی از معلمان در نزدیکی مجلس منتظر آغاز اجتماع بزرگ معلمان مقابل مجلس شورای اسلامی هستند. به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز به نقل از یک منبع آگاه "ساعت ۱۰صبح روز چهارشنبه در مقابل مجلس شورای اسلامی واقع در بهارستان قدم به قدم و ورود ی های مترو و خیابان های اطراف نیروهای گارد با باتوم و سپر و لباس شخصی ها ایستاده اند " این منبع آگاه تاکید می کند که " از تجمع بیش از دونفر به شدت جلوگیری می شود." به گفته شاهدین عینی مقابل مجلس ایران فضای امنیتی به میزان شدت یافته است که " هر کسی هم که موبایل از جیب خارج میکند و یا عکسی میگیرد سریعا بازداشت می شود." . به گفته این منبع آگاه" امروز برای پوشش حفاظتی امنیتی مجلس از هلیکوپتر نیز که دایماً بر فراز بهارستان در حال پرواز است هم استفاده شده است." تا کنون تعدادی از معترضین و معلمین دستگیرشده اند و سریعا با ماشین های ون که با شیشه دودی حضور دارند ، بازداشت شدگان منتقل شده اند.

۱۳۹۴ تیر ۲۲, دوشنبه

عقب‌نشینی احتمالی دولت در برابر تهدید نمایندگان فارس


شماری از نمایندگان مجلس در اعتراض به گزینه مورد نظر وزارت کشور برای استانداری استان فارس تهدید به استعفا و استیضاح وزیر کشور کرده‌اند. ظاهرا این تهدید موثر بوده و انتخاب استاندار به تعویق افتاده است. حسینعلی امیری، سخنگوی وزارت کشور روز گذشته (شنبه ۲۰ تیر) در جمع خبرنگاران اعلام کرد گزینه پیشنهادی برای استانداری استان فارس به هیئت دولت معرفی شده و اعضای کابینه در نشست روز یک‌شنبه درباره او تصمیم می‌گیرند. امیری از فرد خاصی نام نبرد اما مشخصاتی که ذکر کرده گمانه‌زنی‌ها درباره معرفی محمدرضا افشانی، معاون وزیر آموزش و پرورش در دولت محمد خاتمی را تائید می‌کند. در پی درز کردن نام افشانی به عنوان گزینه مورد نظر وزارت کشور، اعضای مجمع نمایندگان استان فارس با ترک صحن علنی مجلس تهدید به استعفا و استیضاح وزیر کشور کردند. قول جهانگیری به معترضان نمایندگان معترض ابتدا با حضور در دفتر محمدحسن ابوترابی‌فرد، نایب رئیس اول مجلس با او به رایزنی پرداختند و عصر یک‌شنبه به دیدار رئیس مجلس علی لاریجانی رفتند. جعفر قادری، نماینده شیراز به خبرگزاری مهر گفت، در پی این دیدارها ابوترابی‌فرد با وزیر کشور و اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور تماس گرفته و جهانگیری قول داده "تلاش کند امروز موضوع انتصاب استاندار فارس در هیئت دولت مطرح نشود". قادری استاندار پیشنهادی فارس را یک "نیروی سیاسی تند" و فاقد تجربه مدیریتی در این استان خواند. نادر فریدونی، از دیگر نمایندگان استان فارس "برخی سوابق حزبی" افشانی را علت مخالفت با او عنوان کرده است. فریدونی به خبرگزاری فارس گفت: «استاندار فارس باید شخصیتی پخته و متعهد به نظام، ولایت فقیه و ارزش‌های جمهوری اسلامی، کارآمد و با تجربه باشد.» بیشتر بخوانید: استعلام از مراجع نظارتی و امنیتی سخنگوی وزارت کشور در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، استاندار پیشنهادی این وزارت‌خانه را فردی با کارنامه درخشان معرفی کرد که به گفته‌ی او به عنون معاون وزیر موفق بوده، نشان سازندگی دریافت کرده و "هیچ‌گونه سابقه افراطی‌گری ندارد". امیری می‌گوید وزیر کشور برای تمامی انتصاب‌ها از مراجع نظارتی و امنیتی استعلام می‌کند و این مراجع انتصاب فرد پیشنهادی برای استانداری را بلامانع اعلام کرده‌اند. افشانی در واپسین روزهای دولت هشتم نشان دولتی درجه دوم سازندگی را از محمد خاتمی دریافت کرد. او مدتی نیز معاون عمرانی استاندار خوزستان بود. محمد احمدی، استاندار پیشین فارس یازدهم تیرماه به دلیل آنچه شرکت در انتخابات مجلس عنوان شده از سمت خود کناره‌گیری کرد. گفته می‌شود تغییر استاندار فارس با برخی رویدادها در این استان به ویژه حمله به علی مطهری، نماینده اصولگرای حامی دولت بی‌ارتباط نیست. روزنامه "اعتماد" پس از کناره‌گیری محمد احمدی از قول یک مقام آگاه در استانداری فارس نوشت، دلیل این استعفا "نه تمایل برای حضور در انتخابات مجلس دهم بلكه جدی شدن زمزمه‌های تغییر او توسط دولت بوده است". بیشتر بخوانید: استانداران مورد نظر نمایندگان به گزاش "تابناک" نوذر شفیعی نماینده ممسنی، درباره کناره‌گیری یا کنارگذاشتن احمدی گفت: «استعفای ایشان می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ یعنی هم می‌تواند به دلیل وقایع اخیر از جمله ماجرای مطهری، مجبور به استعفا شده باشد و یا خود‌استعفا داده باشد!» ۱۸ عضو مجمع نمایندگان فارس هفته گذشته پس از رایزنی با نماینده رهبر جمهوری اسلامی در این استان و امام جمعه شیراز ۵ نفر را برای جانشینی محمد احمدی انتخاب و به دولت معرفی کردند. محمد سقائی، یکی از این نمایندگان با اشاره به این پنج نفر به ایسنا گفت: «ما انتظار داشتیم که وزیر محترم کشور و هیات دولت به نظر مجمع نمایندگان و علما و بزرگان استان فارس توجه کرده و به آن احترام می‌گذاشت و به خواسته مطرح شده، عمل می‌کرد.» وزیر کشور، عبدالرضا رحمانی فضلی در جلسه رأی اعتماد وعده داده بود استانداران را با مشورت با نمایندگان استان و امامان جمعه انتخاب کند. بیشتر بخوانید: «وزیر کشور کوتاه نیاید» علی مطهری این وعده وزیر کشور را اشتباهی خوانده که باعث بالا رفتن توقع نمایندگان شده است. او می‌افزاید با این حال نمایندگان حق دخالت در امور اجرایی را ندارند. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا مطهری در حاشیه نشست یک‌شنبه، ۲۱ تیرماه مجلس به خبرنگاران گفت: «نمایندگان نمی‌توانند برای دولت الزامی ایجاد کنند و بگویند که این فرد باشد یا نباشد زیرا این کار دخالت در امور اجرایی و قانون اساسی است.» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس به وزیر کشور توصیه کرد، در برابر این فشارها عقب‌نشینی نکند و تحت تاثیر فشارها و تهدیدها در مورد گزینه مورد نظر خود برای استان فارس کوتاه نیاید. نمایندگان معترض تا کنون موفق شده‌اند رئیس و نایب رئیس اول مجلس را به پادرمیانی بکشانند و اگر روایت نماینده شیراز درست باشد دولت تصمیم در مورد استاندار جدید فارس را دست‌کم امروز از دستور کار خود حذف می‌کند. از سوی دیگر نادر فریدونی از تلاش نمایندگان فارس برای تماس با معاون اول رئیس‌جمهور و قائم مقام وزیر کشور خبر داده و گفته، "در برخی از این تماس‌ها موفق نبوده‌ایم". جواد نگارنده، استاندار پیشین اردبیل (سال‌های ۸۱ تا ۸۴) دومین گزینه مورد نظر وزارت کشور برای استان فارس است که او نیز به دلیل اصلاح‌طلب بودن با مخالفت نمایندگان این استان روبروست.

۱۳۹۴ تیر ۱۲, جمعه

روحانی دستور مقابله با «اسکله‌های غیرمجاز» را صادر کرد


۱۳۹۳/۱۲/۲۰ حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، به ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز کشور «ابلاغ کرد» تا برای مقابله با «معابر ورودی و اسکله‌های غیرمجاز» دست به اقدام لازم و هماهنگ زده و از دخالت «دستگاه‌های غیر مسئول» در واردات به ایران جلوگیری کند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، آقای روحانی این دستور را در یکصد و دومین جلسه «ستاد هماهنگی اقتصاد مقاومتی» در روز یک‌شنبه، ۱۷ اسفندماه، ابلاغ کرده است. خبرگزاری ایسنا با اشاره به گزارش ارائه شده در این جلسه اعلام کرد که «رویکرد تبعیض‌آمیز و برخی معافیت‌ها و استثنائات گوناگون» که در قانون گمرکی و مقررات تجاری ایجاد شده، موجب افزایش تجارت غیررسمی و رشد قاچاق در سال‌های گذشته شده است. طی سال‌های اخیر شماری از مقام‌های اجرایی ایران از قاچاق سازمان‌یافته در کشور انتقاد کرده و از اسکله‌ها و مبادی ورودی کالا صحبت کرده‌اند که خارج از کنترل دولت است. از جمله نمایندگان مجلس ششم بار‌ها درباره اسکله‌های «غیرمجاز» هشدار داده بودند. محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران، نیز در اظهار نظری جنجالی در تیرماه سال ۹۰ گفت که شماری از نهاد‌ها و سازمان‌ها از طریق اسکله‌ها و مرزهای غیرقانونی کالا وارد می‌کنند و باید جلو آنها گرفته شود. تنها یک روز پس از این انتقاد آقای احمدی‌نژاد، محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، تأکید کرد که نهاد تحت فرماندهی‌اش «همچون سایر نهادهای نظامی، اسکله‌هایی نظامی در اختیار دارد، اما هیچ گونه مبادله تجاری در آنها انجام نمی‌شود». «پول فروش مواد مخدر می‌تواند در سیاست و اقتصاد هزینه شود» در کنار قاچاق کالا، قاچاق مواد مخدر نیز از معضلات بزرگ در ایران است، به طوری ‌که عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران، روز دوم اسفند در این باره گفت که بخشی از پول‌های مربوط به قاچاق مواد مخدر «در حوزه سیاست وارد می‌شود و در قالب کمک در انتخابات و تصمیم‌سازی‌ها مصرف می‌شود». این سخنان آقای رحمانی فضلی اعتراض رئیس و تعدادی از نمایندگان مجلس را به دنبال داشت و ۳۰ نماینده با امضای نامه‌ای خواستار احضار او به مجلس برای توضیح درباره این گفته‌ها شدند. پس از این اعتراض‌ها، آقای رحمانی فضلی روز پنج‌شنبه، ۱۴ اسفند، اعلام کرد که در سخنان پیشینش نگفته ‌است که «انتخابات کنونی دچار مشکل است»، بلکه تذکر داده که «دارندگان پول‌های کثیف می‌خواهند برای خود حاشیه امن ایجاد کنند». پس از حدود یک هفته از این سخنان وزیر کشور، معاون سیاسی این وزارتخانه نیز با بیان این که فروش مواد مخدر درآمد بسیار کلانی را برای برخی افراد در بردارد افزود: «این پول‌ها می‌تواند در همه جا از جمله سیاست و اقتصاد هزینه شود.» محمدحسین مقیمی روز چهارشنبه، ۲۰ اسفند، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس تاکید کرد: «توصیه وزیر کشور این بود که باید جلو این گونه اقدامات را بگیریم که این پول‌ها در جاهای حساس و سرنوشت‌ساز هزینه نشود.» وی درباره احتمال هزینه شدن این پول‌ها در سیاست نیز گفت: «این پول‌ها می‌تواند در همه جا هزینه شود.» همزمان با این سخنان معاون سیاسی وزیر کشور، قاسم جعفری نماینده بجنورد در مجلس، با اشاره به سخنان مقامات دولتی درباره احتمال ورود پول‌های کثیف به انتخابات از حسن روحانی خواست تا اطرافیان خود را «مدیریت و کنترل» کند. وی اضافه کرد: «ترکان و کسانی که بحث پول‌های کثیف را مطرح می‌کنند اگر اسناد و مدارکی دارند و ارائه نکنند شریک جرم هستند.» اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس جمهوری ایران، روز شنبه، ۱۶ اسفند، گفته بود که محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری سابق، یک «جریان برنامه‌ریزی شده» با خود داشت و افراد این جریان می‌خواهند با پول‌های کثیف «در آوردگاه‌های سیاسی سال ۹۴ شرکت کنند».

۱۳۹۴ تیر ۳, چهارشنبه

این «آینده» چرا آنقدر گران است؟


کارتون نعیم تدین، شهروند نازنین متین‌نیا در مقاله ای در اعتماد نوشته: این روزها در اطراف من، آدم‌های زیادی یا به دنبال جمع کردن پول خرید سربازی هستند یا در حال پس دادن قرض‌ها و وام‌هایی که برای جمع‌کردن این پول گرفته‌اند. آنقدر این آدم‌ها زیاد شده‌اند که حساب و کتابش از دستم دررفته است، اما یکی از آنها که معلم ریاضی هم هست و حسابی در کار خودش وارد، حساب کرده و رقمی که مقابلم گذاشته شده، رقم بزرگی است؛ ١٤ هزار میلیارد تومان، وقتی که می‌بینی چطور با قرض و وام و فروش ماشین و حتی زمین تهیه شده، حسابی زیاد است و شبیه همان رقم ٦٧ هزار میلیاردی که بیکار‌های ایرانی بلوکه کرده‌اند، شوکه‌کننده است. به نوشته این روزنامه نگار: آمار میانگین خرج هر لیسانسه در ایران ١٠ میلیون تومان است و جمعیت شش میلیون و هفتصد هزار نفره بیکاران تحصیلکرده، آن رقم ٦٧ هزار میلیاردی بلوکه شده را می‌سازند. رقمی که می‌گوید؛ تمام آن زحمت‌ها، قسط‌ها، خرج‌ها و امیدواری‌های پدران و مادران برای آینده امن تحصیلی و شغلی فرزندان، یک هیچ بزرگ بوده. حالا بعد از تحصیل هم ماجراهای سربازی پیش می‌آید و غیبت‌های بیست و چند ساله‌ای که بازهم به خرج و مخارج «آینده» آدم‌ها اضافه می‌کند و همین الان و با فرض اینکه اکثریت سربازان غایب توان خرید سربازی را داشته باشند (که ندارند) رقمی ١٤ هزار میلیاردی، برای «آینده» آدم‌ها خرج می‌شود؛ آدم‌هایی که احتمالا در میان آنها لیسانسه‌های بیکار هم زیاد است. مقاله اعتماد به این جا رسیده که: اگر همین اعداد و ارقام را جدی بگیریم، آن وقت سوال اصلی خودش را نشان می‌دهد؛ چرا این «آینده» آنقدر گران است و چه کسی جوابگوی این سرمایه از دست رفته است که تنها مادی نیست و از نظر معنوی، نیروی انسانی و پتانسیل واقعی یک جامعه نامیده می‌شود؟

۱۳۹۴ خرداد ۲۷, چهارشنبه

:: دعواهای سیاسی جناج ها پشت پرونده دزدیها:از تبرئه احمدی مقدم، مرتضوی تا دستگیری بقایی و محکومیت مهدی هاشمی !


پشت پرده پرونده های دزدان جمهوری اسلامی از باندها و جناح هایش یک جنگ و دعوای سیاسی در جریان است.جنگ و دعوای جناح ها برای حفط قدرت و در قدرت ماندن برای ادامه دزدیهایشان. صف بندیهای سیاسی باندهای حکومتی،یارگیریهای در حال تغییر است.اخبار این هفته رسانه های جمهوری اسلامی در ادامه افشاگریهای باندها و دار و دسته های حکومتی بر علیه همدیگر به موضوع پرونده های دزدان نظام، تلاش ها و تقلاهای باندهای حکومتی برای تبرئه دزدان و بخشا محکومیت رقبای دزدشان از باند مقابل اختصاص دارد. برخی اخبار در این زمینه: احمدی مقدم فرمانده پیش ناجای رژیم دستگیر و آزاد شد! سعید مرتضوی از اتهام دزدیهایش در تامین اجتماعی تبرئه شد! ضارب رضا ضراب همکار بابک زنجانی به جای وی دستگیر شد! بقایی معاون احمدی نژاد به جرم انتقال بیش از ٢۵ هزار میلیاردتومان دستگیر شد! مهدی هاشمی فرزند رفسنجانی به ١٠ حبس و ۵ میلیون دلار جریمه محکوم شد! در ادامه این ماجراها هر باند و دار و دسته رژیم اقدام به افشاگری و خط و نشان کشیدن برعلیه باند دیگردزدان حکومت کرده است. در این میان خامنه ای رئیس شبکه عظیم مافیای دزدان کل نظام «مدیریت دزدیها» را دردست داشته و بنابر توصیه اش سران برخی باندهای دزدانش تبرئه و باند دیگرش دستگیر شده اند. یک کار اصلی خامنه ای «ایجاد تعادل” در راس حکومت دزدان و قاتلان می باشد. این «تعادل » در این دو هفته کمی به هر ریخته وبخشا به ضرر باند رفسنجانی و احمدی نژاد تمام شده است. پسر رفسنجانی را محکوم کردند. بقایی معاون احمدی نژاد را دستگیر کردند. احمدی مقدم و مرتضوی را تبرئه کردند. به نظر میرسد فشار بیت رهبری روی دزدان باند احمدی نژاد و رفسنجانی زیاد شده است. ماجرای بررسی دزدیهای نفتی سران و مقامات حکومت نزدیک به رفسنجانی دردوره های قبل و رو کردن پرونده های اینها به جریان افتاده است. در این میان دزدان احمدی نژادی که زمانی عزیر و دور دونه خامنه ای بوده اند نیز بخ جریان افتاده است. دستگیری بقایی به اتهام انتقال ٢٠ هزار میلیارد تومان به خارج، در کنار دزدی دهها هزار میلیاردی در سازمان میراث فرهنگی که باند احمدی نژاد در راس آن به ریاست بقایی بوده از طرف بیت رهبری از جمله فشارهایی هستند که به باند احمدی نژاد وارد آمده است. البته خامنه ای از اول حساب جانی سعید مرتضوی را از سایر دزدان احمدی نژادی جدا کرده بود. به همین خاطر رسما وی را تبرئه نموده وبه حاشیه امن بیت رهبری برده و همین هفته هم تبرئه اش کردند. همزمان با این فشارهای بیت رهبری به دزدان احمدی نژادی، دولت روحانی وبرخی مقامات وی هم از دعوای دزدان باند بیت رهبری و احمدی نژادی استفاده کرده وبرای کوبیدن باند احمدی نژادیها، مدام دست به افشاگری برعلیه اینها زده اند. از اتهام گم و گور کردن صدها میلیارد دلار پول فروش نفت، تا دزدیهای هزاران میلیاردی... بالاترين لینک مستقیم

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۸, جمعه

“اجرای اسلام” یا “اجرای قانون”؟ در حاشیه عربده های خامنه ای و روحانی


عبدل گلپریان پنجشنبه, ۱۷ام اردیبهشت, ۱۳۹۴ حسن روحانی در سخنرانی شنبه گذشته گفته بود: “وظیفه پلیس “اجرای اسلام” نیست بلکه “اجرای قانون” است”. خامنه ای در واکنش به این سخنان گفت: “وظیفه پلیس اجرای اسلام است” اما قضیه به همینجا خاتمه نیافت و حسن روحانی، روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت، طی یک سخنرانی در نهاد ریاست‌جمهوری گفت: ” نمی‌شود به هرکسی گفت که تو مجتهدی و می‌توانی اجتهاد کنی، آن وقت سنگ روی سنگ بند نخواهد شد” و “نمی‌توانیم به قوه قهریه نظام که دستبند و کلت همراهش است بگوییم بیا و اجتهاد کن.” “اجرای اسلام” ولی فقیه و “اجرای قانون” حسن روحانی دو پدیده مجزا و متفاوت از هم نیستند. اجرای اسلام همان است که از ابتدای ظهور حکومت اسلامی در قوانین این رژیم آمده است. جالب این است که ادعاهای “قانون مدارانه” حسن روحانی طیفی از جریانات درون و بیرون از حکومت را به این صرافت انداخته است که آنرا “مقبول” ارزیابی کنند و این در حالی است که در مدت زمان یکسال و هشت ماه گذشته که ایشان رئیس جمهور بوده است بالاترین شمار اعدامها و اسید پاشیها در دوران صدارت حسن روحانی بعنوان مدافع “اجرای قانون” صورت گرفته است. اعدامها، افزایش بازداشت و دستگیری فعالین و رهبران کارگری و هر گونه توحشی که در زمان صدارت حسن روحانی علیه مردم صورت گرفته است، همان اجرای قوانینی بوده است که همگی بر اساس احکام اسلامی انجام گرفته است. پز و ادعای حسن روحانی مبنی بر “اجرای قانون” تاکنون چیزی جز اجرای همین احکام اسلامی نبوده است. در سیستم و نظام جمهوری اسلامی، اجرای قانون و قانون مداری را بدون اتکا به احکام و فرامین ضد انسانی اسلام نمیتوان توضیح داد. آنچه که ۳۶ سال گذشته در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی انجام گرفته است، اجتهادی بوده که به قانون تبدیل شده است و قوه سرکوب رژیم با همین دسبتد و کلت قانونی اش وظیفه ای بجز اجتهاد نداشته است. دعوا و شاخ و شانه کشیدنهای جناحهای رژیم اسلامی علیه یکدیگر صرفا اختلافات جناحی آنان نیست بلکه سالها است این عربده کشیها و گاز گرفتنهای مقامات حکومت از همدیگر را مردم معترض و متنفر از کل نظام در دامنشان گذاشته اند. بدون حضور ونقش مردم در اعتراضات هر روزه شان در مقابل کل حاکمیت، چنین مجادلاتی بین دارودسته های حکومتی موضوعیت نداشت. اکنون نیز در گرماگرم عقب نشینی هسته ای، سرکشیدن جام زهر و وحشت از خیزش توده ای مردم، هر کدام از جناحها روایت خود را برای بقای نظام بسوی هم پرتاپ میکنند. این بهم ریختگی گویای هراس و وحشتی است که سراپای وجود مقامات بالای حکومت را در بر گرفته است. هر یک از این تقلاها که برای حفظ نظام و تداوم عمر نکتب بار اسلامی دارد صورت میگیرد در ماهیت یکی هستند. مردم بیش از سه دهه است فرامین اسلامی و موازین قانونی برگرفته از آن را بر زندگی خود تجربه کرده اند. وظیه هر یک از روسای دولتهای تاکنونی رژیم اسلامی نیز اجرای قوانین همین احکام اسلامی بوده است. پاسخ مردم اما برچیدن کل بساط اسلام و قوانین آن است. اجرای قانون واقعی و برگرفته از اراده و خواست آزادانه امروز کل جامعه یعنی برچیدن کل بساط اسلامی و محاکمه سران حکومت. *

۱۳۹۴ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

وزیر دادگستری: رسانه‌ها بحث "پول کثیف" را ادامه ندهند


وزیر کشور ایران در اظهاراتش در مجلس درباره نقش "پول کثیف" در روندهای انتخاباتی رسانه‌ها را متهم کرد که حرف‌های او را بد فهمیده‌اند. حالا وزیر کشور نیز به خبرنگاران توصیه کرده در باره این موضوع حرف نزنند. مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، در خصوص موضوع "پول‌ کثیف" به خبرنگاران گفته است: «قرار است که رسانه‌ها دیگر به این بحث ادامه ندهند.» پورمحمدی که روز دوشنبه (۷ اردیبهشت/ ۲۷ آوریل) در حاشیه مراسم تودیع و معارفه رؤسای سابق و جدید سازمان تعزیرات حکومتی با خبرنگاران سخن می‌گفت، افزود: «اینکه پول ناروا، ناصواب و غیرقانونی است وجود داشته باشد هر کجا هزینه شود قابل قبول نیست. اگر در انتخابات هزینه شود عیبش بیشتر است. ما به دنبال کنترل این هزینه‌ها هستیم اما نمی‌بایست به بحث پول کثیف به این صورت در رسانه‌ها، افکار عمومی، گفت‌وگو‌ها و اظهارنظرها پرداخته می‌شد.» اما بحث اخیر "پول‌های کثیف" اولین بار روز دوم اسفند ۱۳۹۳ در اظهارات عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران مطرح شد. او روز شنبه دوم اسفند ۹۳، در جریان سخنرانی در جمع فرماندهان ستاد مبارزه با مواد مخدر، گفت که گردش مالی قاچاق مواد مخدر در کشور سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومان است و بخشی از این پول وارد عرصه سیاست، انتخابات و انتقال قدرت می‌شود. این اظهارات با واکنش علی لاریجانی، رئیس مجلس و شماری از نمایندگان روبرو شد. اما وزیر کشور بر حرف خود ایستاد و گفت که حاضر است در هر موقعیتی از مدعای خود دفاع کند. "رسانه‌ها مقصرند" با تشدید فشار بر وزیر کشور، او روز شنبه (۲۶ آوریل/ ۶ اردیبهشت) در مجلس حاضر شد تا در باره مدعیات خود در باره ورود "پول‌های کثیف" به حوزه سیاست و روند انتخابات توضیح دهد، و اسنادی در این رابطه ارائه کند. او گرچه موارد و اسنادی را در این رابطه ذکر کرد، اما ربط آن با سیاست و انتخابات مجلس را ناگفته گذاشت و گفت: « حرف‌هایش توسط رسانه‌ها بد فهمیده شده و منظورش بیشتر یک هشدار بوده است». این اظهارات رحمانی فضلی با استقبال و حمایت رسانه‌های اصولگرا از جمله کیهان و "وطن امروز" روبرو شد. ولی روزنامه‌های اصلاح‌طلب آن را صریحا یا تلویحا عقب‌نشنیی توصیف کردند و به باد انتقاد گرفتند. بروزنامه شرق در واکنش به این عقب‌نشینی وزیر کشور، نوشت: "وزیر کشور توپ پول‌های کثیف را به زمین رسانه‌ها انداخت" و روزنامه آفتاب یزد در تیتری طعنه‌آمیز اظهارات فضلی را این گونه بازتاب داد: "پول‌های کثیف در جیب رسانه‌ها پیدا شد". این در حالی است که چند روز پیش‌تر، یک نماینده مجلس توضیحات مفصلی در باره "پول‌های کثیف" ارائه کرده بود. موید حسینی صدر، نماینده خوی در مجلس، روز ۳۱ فروردین در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد با برشمردن مصادق‌هایی از "پول کثیف" در عرصه اقتصادی و سیاسی ایران،گفت: «اینها مواردی هستند که به طور اتفاقی ما با آنها برخورد کرده‌ایم و تعداد آنها هم خیلی زیاد است. یعنی ببینید فساد اینقدر زیاد شده که دیگر نیاز به تجسس ندارد. موضوع نگران‌کننده هم این است که این موارد و کسانی که پشت فسادها هستند خودشان سراغ ما می‌آیند و نشان می‌دهد که می‌خواهند وارد سیاست شوند تا راه‌شان برای کسب درآمد باز بماند.» به گفته این نماینده مجلس این عده الان می‌خواهند افرادی را در قامت نماینده به مجلس بفرستند تا پروژه خودشان جلو برود. از همین حالا تحت پوشش کمک به افراد بی‌بضاعت و کمک جهیزیه و کمک به مساجد و ده‌ها عنوان دیگر هزینه می‌کنند. وزیر دادگستری، که اینک رسانه‌ها را به سکوت پیرامون "پول‌های کثیف" فرا می‌خواند، دو سال پیش خود نیز بدون آن که از اصطلاح پول‌های کثیف استفاده کند، به نوعی به آلوده ‌بودن و درگیربودن برخی از نهادهای حکومتی در قاچاق مواد مخدر اشاره کرده بود. وزیر دادگستری در دی ماه سال ۱۳۹۲، زمانی که رئیس بازرسی کل کشور بود در مصاحبه‌ای اختصاصی با نشریه "تجارت فردا" در این باره گفت: «معتقدم ما از هیچ راه خلافی به هدف‌هایمان نمی‌توانیم برسیم. الان هم کاملاً بر این باور هستم هیچ سودی در فعالیت خلاف نمی‌بینیم. حتی سودهای مقطعی هم نمی‌بریم... مطمئناً ترانزیت مواد مخدر با هر شکلی خیانت به بشریت است. هیچ منفعتی و خیری در آن نیست که یک دستگاه آن را انجام دهد و هر کسی کرده باشد و یا چه کسی در فکر این کارها باشد، حتماً برای کشور مضر است.» خبرنامه UTC

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

یک نماینده مجلس سفره دل باز کرد به من تریبون بدهند تا بگویم پولهای کثیف کجاست


بخش هائی از مصاحبه موید حسینی صدر، نماینده خوی در مجلس با روزنامه اعتماد درباره پولشوئی در جمهوری اسلامی: در کشور منافذی وجود دارد که افرادی که نفوذ دارند می‌توانند از آنها استفاده کنند و صاحب ثروت‌های باد آورده شوند. شما الان در هر شهر و منطقه‌ای انواع بابک زنجانی‌ها را در رده های مختلف می‌بینید. یک روز پدیده شاندیز است، یک روز بابک زنجانی، یک روز بحث سوآپ نفت و یک روز بحث فلان وزیر. افرادی که از قانون اطلاع دارند و دوستان و‌ آشنایانی در دستگاه‌های مختلف دارند از نفوذ خود استفاده می‌کنند و شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند و در مدت‌های کوتاه به ثروت‌های بزرگ بادآورده دست پیدا می‌کنند. به نظر من دولت یازدهم اهتمام خوبی برای مبارزه با فساد دارد. اگر نداشت که همین بحث پول‌های کثیف مطرح نمی‌شد. اما متأسفانه دامنه روابط نامشروعی که قبلاً ایجاد شده به زمان کنونی هم کشیده شده است. پدیده هائی مانند سوآپ نفت، صرافی‌ها، انحصار واردات خوراک دام و طیور، انحصار واردات شکر و کاغذ و خصوصا واردات خودرو .... و یک سری دیگر که خیلی به چشم نمی‌آیند، برخی زد و بندها در بیمه‌ها همگی افشاء شده اند. کسی که زد و بند می‌کند و بیمه‌های انحصاری می‌گیرد خیلی سریع و کوتاه به چند ده میلیارد تومان سود باد آورده می‌رسد. یک سری از جاهای دیگر بحث زمین‌خواری است. اشخاص می‌آیند و زمینی را تحت عنوان احداث هتل یا پرورش گیاهان دارویی یا کارخانه می‌گیرند و آن را تغییر کاربری می‌دهند. یا بحث سند سازی برای زمین‌های متروکه، که سندهای اینها همگی جعلی است. اما یک سری مصادیق هستند که باز هم خیلی آشکار نیستند که قاچاق یکی از نمونه‌های آن است. قاچاق سوخت و مواد مخدر و کالا هم در این بین موضوع مهمی است. به نظر من در این بین سهم اصلی در پول‌های کثیف را فسادهای آشکار دارند که همه آن هم بحث رانت ‌خواری و ویژه‌خواری است. مثلاً شده که کسی برای واردات فولاد مراجعه کرده و به او می‌گویند فولاد در کشور اشباع شده و شما نمی‌توانید. ولی همزمان مجوز آن برای فرد دیگری صادر می‌شود. الان من شخصی را می‌شناسم که صاحب قدرت هم هست و از خرید و فروش دارو مولتی میلیاردر شده است. همین فرد زمانی کارمند ساده دولت بود و تنها رانتی که در اختیار او قرار گرفت باعث کسب این درآمد شد. تا اینجا اگر من نتیجه‌گیری کنم مسأله این گونه می‌شود که راه‌هایی برای کسب درآمدهای نامشروع وجود دارد. جلوه‌های اینها هم کم نیستند و خیلی راحت می‌توان امروز انگشت گذاشت و گفت فلان آدم یا فلان شرکت ثروت‌های خود را از این راه آورده‌اند. در کشورهای پیشرفته افرادی که ثروتمند می‌شوند از یک فرآیند شفاف می‌گذرند. مثلاً بیل گیتس و استیو جابز و هزاران نمونه دیگر. مثلاً یک نفر می‌آید می‌گوید من پروفسور سمیعی هستم و درآمد من از هر عمل جراحی‌ام اینقدر است و این‌گونه ثروتمند شدم. در کشور ما الان اما افرادی هستند که اصلاً منشأ ثروت آنها مشخص نیست. بدتر از آن این است که افرادی می‌خواهند ثروت نامشروع خود را سوق بدهند برای هدایت سیاسی جامعه و برنامه‌ریزی طولانی ‌مدت. مثلا برادر همان کسی که پول‌هایی را به آقای رحیمی (معاون اول احمدی نژاد) داده بود و الان هم زندان است، ستاد انتخاباتی زده است. یا نمونه دیگر آقایی که در قاچاق دست داشت الان شعبه‌ای از نهادهای خیریه را تشکیل داده و در پوشش آن به شکل گسترده کار انتخاباتی می‌کند. به دروغ هم می‌گویند داریم کار خیرخواهانه و خداپسندانه انجام می‌دهیم. من کسی را می‌شناسم که قبلا مسئول بوده و الان صاحب ثروت انبوهی شده و شبکه انتخاباتی گسترده‌ای تشکیل داده است. - اینها را در مجلس با همکارانتان در میان گذاشته‌اید؟ - من نمی‌خواهم با همکارانم وارد بحث مصداقی بشوم. البته وقتی در رسانه می‌گویم یعنی اینکه ابایی از مطرح شدن آن ندارم. قبلا هم اینها را با مصداق در مجلس گفته‌ام. این خطر می‌رود کار را به جایی برساند که سرمایه‌داران برای مجلس و دولت مسئول و وکیل و وزیر بگذارند. اتفاقاً یکی از این مواردی که من گفتم در دولت قبل به فاصله نصف روز مجوز صرافی گرفته و ظرف مدت کوتاهی در حدود چهار، پنج ماه در همان دوره نوسانات ارزی 300 - 400 میلیارد تومان سود یرده است. اینها صبح‌ها ارز را می‌گرفتند و تا عصر آن را تمام می‌کردند. الان ما بابک زنجانی را گرفتیم و می‌گوییم مبارزه با فساد است، اما کسی نپرسیده که چرا تا آن موقع دستگاه‌های نظارتی ما او را ردیابی نکرده بودند و گذاشتند خوب که کارش را انجام داد و پول مملکت را خورد، او را گرفتند. بدتر اینکه امثال بابک زنجانی و نوچه‌های او الان دارند آزاد می‌گردند و هنوز هم کاسبی‌های فاسد خود را دارند. خیلی‌ها می‌آیند سراغ ما و می‌گویند ما تشکیلاتی داریم در دوبی و ترکیه و فلان جا و شما بیایید آنجا. بلیت و دلار و همه‌چیزش را هم تامین می‌کنند. بارها از این پیشنهادها به خود من شده است. اما بحث به همین جا ختم نمی‌شود. یکی مثل من پیشنهاد آنها را رد می‌کند. اما شاید همه این کار را نکنند. اینها می‌خواهند کم کم مجلس را بگیرند. اینکه یک نفر می‌آید و خرج سفر یک ماهه فلان مسئول را به یک کشور خارجی می‌دهد یا برای آن یکی مسئول در بهترین جاها دفتر می‌گیرد و تجهیز می‌کند برای چیست؟ مثلاً یک مورد داروهای بدن‌سازی و اشتهاآور و از این جور چیزها بود که می‌گفتند مضر است و تأییدیه ندارد. از آن طرف به شخصی مجوز واردات همین داروها را ‌دادند و او بدون رقیب اینها را وارد ‌کرد و میلیاردها تومان سود برد. یا مثلاً ارز اختصاص داده شده به واردات دارو یکباره در گمرک تبدیل به پورشه و بنز شد. در روغن نباتی و شکر و خوراک دام و طیور هم مواردی از این دست بوده است. ما پلیس نیستیم که دنبال این جور موارد باشیم. اینها مواردی هستند که به طور اتفاقی ما با آنها برخورد کرده‌ایم و تعداد آنها هم خیلی زیاد است. فساد اینقدر زیاد شده که دیگر نیاز به تجسس ندارد. موضوع نگران‌کننده هم این است که این موارد و کسانی که پشت فسادها هستند خودشان سراغ ما می‌آیند و نشان می‌دهد که می‌خواهند وارد سیاست شوند تا راه‌شان برای کسب درآمد باز بماند. من نمی‌خواهم اینجا اسم کسی را بیاورم و بیشتر از این موضوع را باز کنم. اما چشم امید اینها فعلاً به همین انتخابات است. احساس خطر کرده‌اند که دولت بعد از حل مسأله هسته‌ای و ایجاد یک وفاق ملی، اولویت سوم خود را مبارزه جدی با فساد قرار دهد. از همین الان هم گارد دولت نشان داده که برای این کار مصمم است. اینها وقتی حمیت دولت برای پروژه هسته‌ای را هم دیده‌اند نگران شده‌اند که دولت با همین حمیت و اصرار وارد فاز مبارزه با فساد و مفسدین شود. مشخصاً کار که شروع شود خیلی زود سریع این افراد گیر می‌افتند، چون خیلی رو بازی کرده‌اند و خط و ربط‌شان مشخص است. برای اینکه کارشان به اینجا نکشد امیدشان به مجلس آینده است. الان می‌خواهند افرادی را در قامت نماینده به مجلس بفرستند تا پروژه خودشان جلو برود. از همین حالا تحت پوشش کمک به بی‌بضاعتان و کمک جهیزیه و کمک به مساجد و ده‌ها عنوان دیگر هزینه می‌کنند. می خواهند یک تعداد نماینده خاص را به مجلس بفرستند تا سر دولت در مجلس دهم با همین عده گرم شود و فرصت رسیدگی دقیق به موضوع فساد دست ندهد. اگر تعدادی از این افراد وارد مجلس بعدی شوند، من از الان به شما می‌گویم وضع مملکت از دوره احمدی‌نژاد هم بدتر می‌شود. الان در یکی از استان‌ها به عینه این گروه‌ها فعال هستند که ثروتشان را از قاچاق نفت و تجارت دارو و صرافی و امثال اینها بوده است. همین موضوع صرافی که به شما گفتم در تهران بوده است. کسی آنجا کار می‌کرد که به من گفت اینها دست‌کم در چهار ماه بیش از 300 میلیارد تومان درآمد داشته‌اند و بعد همین بنده خدا را هم اخراج کردند. همین‌ها الان دارند کسی را برای انتخابات می‌آورند که این آدم متاسفانه در یک جای مذهبی و مقدسی مشغول کار است و تاکتیک اینها این است که دنبال افراد ظاهرالصلاح می‌روند. قبلاً در فرهنگ ما این‌طور بود که معمولاً ثروتمندان و پولدارها دارایی خود را به رخ نمی‌کشیدند. الان نه‌تنها با آن مانور می‌دهند بلکه اینقدر گستاخ شده‌اند که تلاش می‌کنند ارنج انتخاباتی بچینند. - حضور وزیر کشور در مجلس چقدر می‌تواند کمک کند تا موضوع پول‌های کثیف باز شود و اصلا تا الان چرا مقدمات حضور ایشان فراهم نشده است؟ - من نمی‌دانم تا حالا چرا زمینه برای حضور وزیر کشور در جلسه مجلس فراهم نشده است. اما اگر حتی وزیر کشور اطلاعی از اینها ندارد من حاضرم جای ایشان بیایم و با مصداق و اسم افراد و سند درباره این پول‌های کثیفی که تلاش می‌شود تا انتخابات مجلس دهم را تحت تاثیر قرار دهند، توضیح دهم. من اطلاعاتی که دارم در مورد یکی از استان‌ها و البته تهران است. می‌دانم که در بقیه جاها هم همین وضع است اما مصداق آن را فعلا ندارم. ولی حرف من این است وقتی موارد مربوط به دو، سه استان اینقدر گسترده هستند، شما ببینید وقتی درباره کل کشور صحبت کنیم چه حجمی از فساد خواهد بود. الان بحث پیمانکاری‌های بدون ضابطه یکی از مبادی اصلی فساد شده است. من ده‌ها مورد می‌دانم که بدون طی مراحل قانونی پروژه‌های بزرگی به شرکت‌هایی رسیده و الان اینها در اندک زمانی گردن کلفت شده‌اند و می‌خواهند برای مملکت تعیین تکلیف

۱۳۹۴ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

پنج مرزبان ایرانی در قصر شیرین بر اثر انفجار مین کشته شدند


چهار نیروی کادر مرزبانی و یک سرباز روز دوشنبه ۱۰ فروردین بر اثر برخورد خودروی گشتی‌شان با مین کشته شدند. این مین‌ها دراثر بارندگی حرکت کرده و به سطح جاده رسیده بودند. پنج نفر از مرزبانان کرمانشاه بر اثر انفجار مین‌های به‌جا مانده از جنگ ایران و عراق کشته شدند. به گزارش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به نقل از فرمانداری قصر شیرین، این حادثه روز دوشنبه ۱۰ فروردین (۳۰ مارس) در حوزه نفت‌شهر بخش سومار در شهرستان قصر شیرین روی داده است. چهار نفر از کشته‌شدگان نیروی کادر انتظامی و یک تن نیز سرباز بوده است. این پنج نفر در حال گشت‌زنی با خودرو بوده‌اند که به دلیل برخورد خودرو با مین همگی جانشان را از دست می‌دهند. مین‌ها از جنگ هشت ساله ایران و عراق به جا مانده بودند و احتمالا در اثر بارندگی و جاری شدن سیل جابه‌جا شده و به سطح جاده رسیده بودند. مرکز حامیان حقوق بشر به ریاست شیرین عبادی در دسامبر ۲۰۱۳ (دی ماه ۱۳۹۲) گزارش داد که با گذشت ۲۵ سال از پایان جنگ ایران و عراق، همچنان سه میلیون هکتار از زمین‌های مناطق مرزی ایران آلوده به مین هستند. استان‌های ایلام، خوزستان و کرمانشاه به ترتیب سه استانی هستند که طی سال‌های ۱۳۷۵ تا ۸۶ بالاترین آمار کشته‌شدگان ناشی از ﻣﻮاد اﻧﻔﺠﺎری به جا ﻣﺎﻧﺪه از جنگ ایران و عراق را داشته‌اند. آذربایجان غربی و کردستان در رتبه‌های چهارم و پنجم قرار دارند. مین‌گذاری‌های بعد از جنگ مین‌گذاری اما پس از پایان جنگ نیز از سوی نیروهای نظامی ایران همچنان انجام می‌شود به خصوص در مناطق مرزی شرق ایران و به منظور مقابله با قاچاقچیان مواد مخدر. فروردین ماه سال گذشته برخورد خودروی حامل سه گردشگر در کویر شهداد استان کرمان با مین باعث مرگ حمید هاشمی، مربی کوهنوردی شد. سه ماه پیش از آن نیز امیر طالبی از راهنمایان کویرگردی در اثر برخورد خودرویش با مین جان خود را از دست داده بود. نیروی انتظامی تایید کرده که به منظور "مقابله" با افرادی که خود آن‌ها را "اشرار" می‌نامد، در کویرهای استان‌های شرقی ایران مین‌گذاری کرده است.

۱۳۹۳ اسفند ۲۹, جمعه

سال ۹۳ بر اقلیت​های دینی و مذهبی ایران چگونه گذشت؟


اعدام ۶ جوان سنی جامعه اهل سنت ایران را تکان داد. حبس نوکیشان مسیحی در سال ۹۳ ادامه داشت. دیدار روحانی با یک خانواده مسیحی در سال نو میلادی و ملاقات خامنهای با عبدالحمید هم جزو مهمترین حوادث سال بودند. طبق اصل دوازدهم قانون اساسی دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی به رسمیت شناخته میشوند. بر اساس اصل سیزدهم قانون اساسی ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته میشوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند. نمایندگان اقلیتهای دینی در مجلس به کتاب آسمانی خود سوگند میخورند. مقامات ایرانی از جمله علی یونسی مشاور ویژه رئیس‌جمهور در امور اقلیت‌های قومی و دینی از برآورده شدن برخی انتظارات در سال ۹۳ هم صحبت کردند. یونسی اعلام کرد: «کلیمی‌ها توقع داشتند که در روز معینی کار نکنند یا درس نخوانند انتظار بسیار کوچکی بود و دولت برآورده‌اش کرد. به مندایی‌ها برای تعمید و مراسم زمین دادیم و عبادتگاه آن‌ها تعمیر می‌شود. دیگر مساجد دراویش تخریب نمی‌شود. هیچ توجیه‌بردار نیست که بعضی از ادارات ما آن‌ها را تحت فشار قرار دهند که حتما باید سیبیل‌شان را کوتاه کنند.» تصاویر: تجمع دراویش مقابل دادگستری و گفت‌وگو با نماینده وزیر به رغم این سخنان تجمع اعتراضی پیروان دروایش گنابادی بارها از سوی نیروهای امنیتی سرکوب شد و به بازداشت دستهجمعی آنان انجامید. در قوانین ایران بهائیت نیز به عنوان اقلیت دینی رسمیت شناخته نمیشود و سرکوب آنان در سال ۹۳ شدت گرفت. مهمترین وقایع سال برای اقلیتهای دینی در سالی که گذشت حساسیت به مسائل مذهبی و دینی اقلیتها در کشور بیشتر از سالهای پیش بود. ملاقات رئیس جمهور ایران با یک خانواده مسیحی در سال نو میلادی، دیدارعلی یونسی مشاور روحانی در امور اقلیتهای دینی و مذهبی از کلیسای ارمنیها گواه بر توجه بیشتر دولت به مسائل اقلیتهای دینی بودند. در عین حال فشار بر نوکیشان مسیحی در سال ۹۳ شدت گرفت. به گفته مسیحیان ایران این نوکیشان در سال ۹۳ اولین بار به تبعید هم محکوم شدند. بر اساس حکم بدوی دادگاه انقلاب استان البرز عبدالرضا علی (ماتیاس) حق‌نژاد و رضا ربانی هریک به شش سال حبس و تبعید در میناب و بهنام ایرانی به ۱۲ سال زندان و تبعید در زابل محکوم شدند. پلمپ شدن مساجد اهل سنت حبیب‌الله سربازی از "کمپین بلوچ" که در ارتباط با اهل سنت فعالیت میکند، معتقد است وضعیت پیروان اهل سنت در سال ۹۳ بدتر از سال پیش بوده است. وی در این رابطه به دویچه وله می‌گوید: «سال ۹۳ برای اهل سنت ایران مملو از وقایع بد نقض حقوق آنها بوده است. در همان فروردین و اردیبهشت ماه ۹۳ که بحث زیاد شدن جمعیت اهل سنت توسط مراجع تقلید بلند پایهای چون مکارم شیرازی به عنوان یک خطر و تهدید و با بزرگنمایی مطرح شد.» بخوانید: هشدار مکارم شیرازی نسبت به "پرتوقع" کردن اقلیت‌ها سربازی ادامه میدهد: «در خردادماه ۹۳ مسجد اهل سنت تالش پلمپ شد و این فشار برای اهل سنت خراسان با پلمپ شدن "دارالحفظ تربت جام" با مدیریت مولوی پهلوان ادامه پیدا کرد. مدرسه دینی "سنت نبوی اهل سنت مشهد" در بهمن ۹۳ بسته شد. از جمله پلمپ "نمازخانه پونک" و دخالت در امور مدارس دینی و مساجد با عزل و نصب امامان جمعه و جماعت خاطرات تلخی در ذهن اهل سنت به جا گذاشتند.» آقای سربازی تاکید میکند: «راهپیماییهای علنی "عمرکشان" امسال در قم، ممانعت از سفر رهبران اهل سنت برای شرکت در کنفرانسهای بینالمللی و بازداشت شهروندان سنی همه نشان میدهند که وضعیت اهل سنت در سال ۹۳ پر از چالشهای تلخ و موارد آشکاری از نقض حقوق شهروندی و قانونی آنها بوده است و اگر این روند در سال ۹۴ ادامه پیدا کند به شدت به ناامیدی اهل سنت از دولت روحانی افزوده میشود.» انتقادهای تند روحانیان سنی و شیعه در ایران "جدال لفظی" روحانیان بلندپایه شیعه و سنی در کشور از همان آغاز سال ۹۳ رسانهای شد. آیت الله ناصر مکارم شیرازی از روحانیان صاحب نفوذ حوزه علمیه قم در اردیبهشت ۹۳ در جمع اعضای هیات رئیسه دانشگاه پیام نور تهران صریحا از "اصرار در استخدام اهل سنت" انتقاد کرد و گفت که "اساتید شیعه" باید در دانشگاه‌های ایران عضو هیأت علمی باشند در غیر این صورت توقعات بیشتر خواهد شد. مکارم از افزایش جمعیت سنیها در ایران نیز انتقاد کرده بود. بیشتر بخوانید: افزایش انتقاد متقابل روحانیان سنی و شیعه در ایران سخنان مکارم شیرازی و دیگر روحانیان بلندپایه نزدیک به حکومت واکنش تند روحانیان و علمای اهل سنت ایران را برانگیخت. مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان در گفت‌وگو با "سنی آنلاین" (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳) ادعای مکارم شیرازی را رد کرد و گفت: «برخی اظهارات ایشان در شرایط کنونی برای ما نگران کننده است زیرا سن ایشان بالا رفته و گزارش‌هایی را که به ایشان می‌دهند، زودتر باور می‌کنند و بدون تحقیق آنها را مطرح می‌کنند.» در سالی که گذشت فشار بر فعالان مذهبی سنی در ایران بیشتر شد. سال ۹۳ با اعدام ۶ تن از پیروان اهل سنت به پایان رسید. اعدام این شش نفر اعتراض روحانیان و علمای بلندپایه سنی کشور را برانگیخت. در کنار این موضوع، مهمترین رویداد سال ۹۳ دیدار مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان با آیتالله علی خامنهای بود. وبسایت رسمی خامنهای تصاویر این دیدار را بدون تفسیر منتشر کرد و انتظار میرفت بعد از این ملاقات فشار به عبدالحمید و دیگر روحانیان سنی کاهش پیدا کند. بلافاصله بعد از این دیدار محمد تقی رهبر امام جمعه اصفهان از "عادی شدن برخورد با عبدالحمید" صحبت کرده بود. وی در گفت‌وگو با رونامه "قانون" تاکید کرد: «بعد از این دیدار تندرو‌هایی كه خود را پیرو آیت الله خامنهای می‌دانند و ادعای ولایتمداری دارند و با توهین به مولوی عبدالحمید، این عالم اهل سنی را نقد می‌كردند،‌ از خط و مشی رهبر معظم انقلاب تبعیت كنند.» اما رفتار با امام‌جمعه زاهدان پس از این دیدار عادی نشد و نیروهای امنیتی ایران مانع سفر مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان به یک کنفرانس جهانی (۲۲ فوریه/۳ اسفند) در عربستان سعودی شدند. عبدالحمید از "برخوردهای سلیقهای" انتقاد کرد. به گواه رویدادهای سال گذشته وضعیت اقلیتهای دینی و مذهبی ایران در سال ۹۳ بدتر شده و نارضایتی آنان را بیشتر کرده است. نهادهای بینالمللی حقوق بشر از جمله احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران نیز این موضوع را تائید کردند. از سوی دیگر مقامات ایرانی (۲۷ اسفند / ۱۸ مارس) هم برای نخستین بارخبر دادند که "دیدارهایی در سطح نمایندگی‌های و هیأت‌هایی که به ژنو و نیویورک سفر داشتند با احمد شهید برگزار کردهاند." DW خبرنامه

۱۳۹۳ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

حمله موتورسواران به علی مطهری در شیراز


خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا از حمله "عده‌ای موتورسوار" به خودروی علی مطهری، نماینده مجلس ایران در شهر شیراز خبر داده است. بنا بر این گزارش مهاجمان بعد از ظهر دیروز دوشنبه، ۱۸ اسفند بعد از خروج آقای مطهری از فرودگاه و حرکت به سوی دانشگاه شیراز برای سخنرانی به او حمله کرده‌اند. به گزارش ایرنا "عده‌ای از افراد مشخص" با تجمع در برابر سالن ورودی فرودگاه علیه آقای مطهری شعار داده‌اند و بعد از سوار شدن او در خود رو شیشه‌های ماشین را با سنگ و چوب شکسته‌اند. ایرنا گزارش داده است که راننده خودروی آقای مطهری برای فرار از تعقیب موتورسواران وارد یک کلانتری شده و "بیش از سه ساعت را در محاصره این عده در داخل کلانتری گذرانده است". خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا هم گزارش داده که مهاجمان از اسپری گاز فلفل استفاده کرده‌اند که باعث اختلال تنفسی علی مطهری شده است. آقای مطهری که گفته می‌شود چشمش هم در این حمله آسیب دیده، دیروز بدون حضور در مراسم سخنرانی به تهران بازگشته است. علی مطهری با ا نتقادهای صریح و بی‌پرده‌اش از رفتار نظام در قبال معترضان به انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ و به ویژه حصر چهره‌های اصلی این اعتراض‌ها بارها خبرساز بوده است. او بارها به مقام‌های ارشد نظام نامه نوشته و ادامه حصر میرحیسن موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی را مغایر با قانون اساسی خوانده است. چندی پیش سخنرانی او در صحن علنی مجلس ایران درباره همین موضوع جنجال‌ساز شد.

۱۳۹۳ اسفند ۱۱, دوشنبه

اعتراف حکومت آخوندی به گستردگی اعتراضات معلمان .


تظاهرات معلمان کردستان خبرگزاری حکومتی کار ایران ـ ایلنا ـ اعتراف کرد: صبح امروز گروه‌هایی از معلمان در نقاط مختلف کشور در اعتراض تجمعهایی برگزار کردند و به پایین بودن دستمزدها اعتراض کردند. این تجمعات اعتراضی در استانهای خراسان رضوی، لرستان، هرمزگان، کردستان، خوزستان، فارس و قزوین برگزار شده است. همچنین تجمع اعتراضی معلمان در تهران که پیش از این قرار بود بعدازظهر امروز در مقابل ساختمان مجلس برگزار شود، از ساعتهایی پیش از موعد مقرر در حال شکل‌گیری است و درساعت 11 و 30دقیقه 600نفر از معلمان تهران در مقابل مجلس تجمع کردند. معلمان معترض در تهران می‌گویند دلیل اعتراض آنان تبعیض‌های صورت گرفته در سیستم آموزش کشور است. معلمان در تجمع امروز پلاکاردهایی را به همراه دارند که روی آنها نوشته شده «ما از فرق می‌نالیم، نه از فقر»، «معلم فرهنگ ساز جامعه را دریابید».

۱۳۹۳ بهمن ۱۸, شنبه

:: از وعده آب و برق مجانی تا پیش‌بینی یک وعده غذا در روز


:: از وعده آب و برق مجانی تا پیش‌بینی یک وعده غذا در روز نظام جمهوری اسلامی از وعده آب و برق مجانی در ابتدای انقلاب ۵۷ به نقطه ای رسیده است که یکی از بلندپایه ترین مقامات آن از مردم می خواهد به دلیل شرایط بد اقتصادی خود را برای یک وعده غذا در روز آماده کنند. لینک مستقیم ================================================================================== :: سو ظن بسیج و نیروی انتظامی به سه جوان بلوچ، ظرف سه روز گذشته، دستکم سه کشته و زخمی برجای گذاشت! فعالان در تبعید: ماموران بسیج شهر سراوان واقع در استان سیستان و بلوچستان، به «ظن» حمل گازوئیل قاچاق، با شلیک مستقیم به ناحیه سر و پا به دو برادر ۱۴ و ۲۰ ساله بلوچ، یک کشته و یک مصدوم بر جای گذاشتند. با بر اطلاع «کمپین صلح فعالان در تبعید»، شب پنجشنبه ۱۶ بهمن ۹۳، ماموران پایگاه بسیج جالق با ظن حمل گازوئیل قاچاق، با تیراندازی مستقیم به سمت یک خودروی حامل دو سرنشین بلوچ، اقدام به قتل ضیاء الرحمن ریگی ۱۴ ساله از طریق شلیک دو گلوله به سر، و جراحت برادر وی زبیر ریگی ۲۰ ساله از طریق شلیک گلوله به پا، می شوند. لینک مستقیم =================================================================================== :: دور دیگر مذاکرات هسته ای با ایران بدون توافق بنیادین پایان یافت دور دیگری از مذاکرات هسته ای ایران و شش کشور قدرتمند جهان در سطح معاونان وزیران خارجه در ژنو، بدون دستیابی به توافقی بنیادین پایان یافت. همزمان، برخی از سناتورهای آمریکایی برغم هشدار و تهدید به وتوی باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، برای ارائه طرح ملایم ترِ تحریمِ ایران به سنا آماده می شوند. این گروه از سناتورها در موضوع مناقشه هسته ای موافق اعمال تحریم و سختگیری علیه تهران هستند. آقای اوباما اما در این برهه مخالف اعمال تحریم و موافق به ثمر رسیدن راه حل دیپلماتیک و ادامۀ مذاکرات با ایران است. لینک مستقیم

۱۳۹۳ بهمن ۵, یکشنبه

سرگرمی :: پیام رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی : کار را تمام کنید !


بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی این روزها که غرش تیرهای ٣ جوان غیور در شهر پاریس، قدرت واقعی اسلام عزیز را به جهان نشان داد، ناگزیر به یادآوری نکته ای به شما جوانان غیور اروپائی و آمریکای شمالی هستم. عزیزان، امام بزرگوارمان در تاریخ ٢٩ بهمن ١٣۶٧ وظیفه ای را بر دوش ما گذاشت و سپس بعرش اعلا پیوست. ٢۶ سال است که این کار بر زمین مانده است، کار را تمام کنید. متن فتوای حضرت امام خمینی: بسمه تعالی انا لله و انا اليه راجعون به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي‌رسانم مؤلف کتاب «آيات شیطانی» که عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غيور مي‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را يافتند، سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر کس که در اين راه کشته شود، شهيد است ان شاء الله. ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نمايد تا به جزای اعمالش برسد. والسلام عليکم و رحمة الله وبرکاته روح الله الموسوی الخمينی ٢٩ بهمن ١٣۶٧/ ١١ رجب ١۴٠٩ لینک مستقیم منبع بالاترين

:: دور تازه بازداشت فعالان مدنی و دانشجویی در ایران


در ماههای اخیر روند احضار، بازجویی و بازداشت فعالان مدنی و دانشجویی و شبکه‌های مجازی وارد فاز جدیدی شده است .ریبوار کامرانی پور ،فعال دانشجویی و مدنی از جمله بازداشت شدگان اخیر است.گزارش‌ها همچنین حاکی است فرشته طوسی، روزنامه نگار و فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی و همسرش سجاد درویش، فعال سابق دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در اواخر آذرماه در منزل شخصی خود توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر شدند.امیر امیرقلی فعال دانشجویی از دیگر بازداشت شدگان ماههای اخیر است.زهرا خندان از دیگر بازداشت شدگان این دوره است.در ادامه این روند، پرستو بیرانوند روزنامه نگار و از فعالین حقوق زنان در منزل شخصی خود بازداشت شد. همچنین سها مرتضایی از فعالان دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۲۹ آذرماه از بازداشت آزاد اما روز بعد مجددا با مراجعه به دادگاه انقلاب بازداشت شد. آتنا فرقدانی،فعال حقوق کودک از دیگر بازداشت شدگان است. او در شهریورماه بازداشت شد و حدود دو ماه در بازداشت بود. .مهدیه گلرو نیز از جمله فعالان دانشجویی و فعالان زنی است که در آبان ماه پس از شرکت در تجمع اعتراضی به اسیدپاشی در اصفهان بازداشت و روانه زندان شد. لینک مستقیم