۱۳۹۵ اسفند ۸, یکشنبه

روز وکیل؛ مدافعانی که حق دفاع ندارند


هفتم اسفند، روز «وکیل مدافع» در حالی در ایران جشن گرفته می‌شود که بسیاری از وکلای فعال حقوق بشر یا در زندان هستند، یا حق وکالت ندارند. این روز به مناسبت تصویب «لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری» به ابتکار دکتر محمد مصدق، حقوقدان و نخست‌وزیر وقت در ۷ اسفند ۱۳۳۱«روز وکیل مدافع» نام گرفته است. عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر همچنان در حال سپری کردن حکم ۱۰ سال حبس خود است. و نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر ساکن تهران که مدت سه سال را هم به خاطر دفاع از موکلانش در زندان سپری کرده،‌ می‌گوید بسیاری از وکلایی که در حال حاضر در زندان نیستند و حکم ممنوعیت از وکالت هم ندارند، در عمل همچنان اجازه وکالت ندارند. «در بسیاری از موارد موکل تهدید می‌شود که اگر وکیلی که سابقه دفاع از متهمان سیاسی و عقیدتی را داشته انتخاب کند، وضعیتش بدتر خواهد شد و سفارش می‌شود که یا اصولا وکیلی را انتخاب نکند و یا وکیلی را که قوه قضاییه معرفی می‌کند، انتخاب کند. این مساله برای بسیاری از موکلین من و سایر همکارانم پیش آمده. علاوه بر آن به من اجازه ورود به دادگاه انقلاب را هم نمی‌دهند. بنابراین هر چند در حال حاضر حکم تعلیق پروانه‌ام رفع شده اما همچنان در بسیاری از پرونده‌ها عملا اجازه وکالت ندارم.» پروانه وکالت نسرین ستوده در مهر ماه سال ۹۳ توسط شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا ابتدا به مدت ۳ سال و در نهایت و در پی اعتراضات فراوان (از جمله تحصن‌های مداوم ستوده در مقابل کانون وکلا) به مدت ۹ ماه معلق شد. خانم ستوده می‌گوید این حکم تحت فشار دادستانی صادر شده و مستند حکم دادگاه انتظامی وکلا، حکم صادره از دادگاه انقلاب بوده است. این در حالی است که به گفته ستوده دادگاه انقلاب از ابتدا به اشتباه حکم به محرومیت وی از وکالت داده بود چرا که به موجب قانون هیچ مرجعی غیر از دادگاه انتظامی وکلا نمی‌تواند حکم به محرومیت یک وکیل بدهد «اما نه تنها کانون وکلا چشمش را بر این بی‌قانونی بست بلکه با صدور حکم تعلیق پروانه‌ام، یک مجازات مضاعف هم بر من تحمیل کرد.» این البته اولین بازی نیست که پروانه وکالت وکیلی صرفا به خاطر ایفای وظایف حرفه‌ای توسط کانون وکلا معلق می‌شود. در این مورد خانم ستوده می‌گوید «قبل از من هم پروانه چند تن از همکارانم توسط کانون وکلا معلق شده بود، از جمله محمد نجفی در اراک که پروانه‌اش به مدت سه سال تعلیق شد. همکار دیگری هم در ارومیه پروانه‌اش به همین ترتیب معلق شد. مورد دیگر نجما رحمانی بود که کانون وکلا پارسال بدون وجود حکم قانونی به مدت چند ماه از تمدید پروانه‌اش خودداری کرد. همچنین در برخی از موارد هم مانند خانم عبادی کانون به بهانه‌های واهی از تمدید پروانه‌ خودداری کرده است.» پروانه شیرین عبادی، وکیل و برنده جایزه صلح نویل ۲۰۰۳ از سال ۸۸ به بعد دیگر تمدید نشد. شیرین عبادی در مورد علت تمدید نشدن پروانه‌اش می ‌گوید «کانون وکلا با این بهانه که من در خارج از کشور هستم، از تمدید پروانه وکالتم خودداری کرد. این در حالی است که طبق قانون، تمدید پروانه ارتباطی به حضور فیزیکی در ایران ندارد.» عثمان مزین، حقوقدان ساکن تهران نیز تجربه مشابهی در این خصوص دارد: «پروانه وکالت یکی از موکلانم (آقای مسعود شمس‌نژاد که خود وکیل دادگستری است) به صرف این که برایش کیفرخواست صادر شده بود، توسط کانون وکلا به مدت حدود ۲ سال لغو شد و در این مدت ایشان از وکالت محروم شدند. هر چند طبق ماده ۸۷ «آئین‌نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلا دادگستری» اگر اتهام سنگینی (هم چون کلاه‌برداری و اختلاس) در کیفرخواست متوجه وکیل شود که مخالف‌ شأن وکیل باشد، کانون وکلا می‌تواند تا مشخص شدن حکم دادگاه، پروانه‌ وکیل را معلق کند اما اتهامی که در کیفرخواست به ایشان نسبت داده شده بود (فعالیت تبلیغی علیه نظام)، اتهام سنگینی نبود با این حال پروانه ایشان به مدت حدود دو سال توسط کانون وکلا معلق شد.» محمد سیف زاده، حقوقدان و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر که حدود یک سال پیش با سپری کردن دوران محکومیت ۵ ساله خود از زندان آزاد شد، می‌گوید «وقتی کانون مدافعان حقوق بشر تاسیس شد، من و دیگر همکاران شروع به دفاع از حقوق متهمین سیاسی و مطبوعاتی به طور مجانی کردیم. اول من را گرفتند، بعد آقای سلطانی را و بعد هم برای دیگر همکاران مشکلاتی را ایجاد کردند. وقتی دیدم هیچ صدایی از کانون وکلای دادگستری در حمایت از ما بلند نمی‌شود،‌ نامه‌ای به هیات مدیره کانون وکلا نوشتم و گفتم اکنون که شما قادر به دفاع از حقوق هم صنفی‌های خودتان نیستنید،‌ وکالت دیگر برای من افتخاری ندارد و و تقاضای بازنشستگی کردم.» اما کانون وکلا همیشه مورد انتقاد وکلا نبوده است. عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و رییس فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر که پیش از انقلاب در ایران به وکالت مشغول بوده، اصولا کانون وکلای پیش از انقلاب را با کانون وکلای بعد از انقلاب، قابل مقایسه نمی‌داند: «در رژیم گذشته کانون وکلا واقعا مستقل بود و توسط هیات مدیره‌ای که هر دو سال یک بار از طرف وکلا انتخاب می‌شد، اداره می‌شد. انتخابات صد در صد آزاد بود و دولت و ساواک هیچ گونه دخالتی در آن نداشتند. خیلی از مواقع وکلایی که از نظر سیاسی موافق حکومت نبودند، نه تنها کاندیدا که انتخاب هم می‌شدند.» آقای لاهیجی هم چنان در مورد مصونیت وکلای دادگستری در دوران قبل از انقلاب می‌گوید: «وکلا هرگز به مناسبت پرونده‌هایشان تحت تعقیب قرار نگرفتند و مصونیت حرفه‌ای داشتند. دولت هیچ گونه فشاری به کانون وارد نمی‌کرد که پروانه وکیلی را لغو کند، در حالی که پروانه وکالت ده‌ها وکیل دادگستری از جمله خودم بعد از انقلاب باطل شد.» کانون وکلای دادگستری با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷ بسته شد؛ بسیاری از اعضای هیات مدیره زندانی شدند و پروانه وکالت بسیاری نیز تحت عنوان «تصفیه» باطل شد. کانون وکلا پس از بازگشایی نیز تا مدت‌ها توسط سرپرست تعیین شده توسط قوه قضاییه اداره می‌شد. با روی کار آمدن دولت خاتمی برای اولین بار در سال ۷۶ اجازه برگزاری انتخابات کانون وکلا صادر شد اما چند ماه قبل از برگزاری انتخابات «قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری» به تصویب مجلس رسید که به موجب آن تأیید صلاحیت داوطلبان عضویت هیأت مدیره‌ کانون‌ها به دادگاه انتظامی قضات - که از نهادهای زیرمجموعه قوه قضائیه است- واگذار شد. شیرین عبادی که صلاحیتش چند بار از سوی دادگاه انتظامی قضات رد شده بود، معتقد است دادگاه انتظامی قضات هیچ گاه در تایید صلاحیت کاندیداهای هیات مدیره به طور منصفانه و بی‌طرف عمل نکرده و صلاحیت وکلایی را که سابقه دفاع از پرونده‌های حقوق بشری داشته‌اند، رد کرده است. هر چند در سال‌های اخیر وکلای زیادی به خاطر ایفای وظایف حرفه‌ای خود مجبور به تحمل زندان یا سایر محدودیت‌های وارده از سوی قوه قضائیه و نهادهای امنیتی (همچون احضارهای مکرر، بازجویی، ممنوع الخروجی، کارشکنی در قبول پرونده و ...) شده‌اند، اما به اعتقاد بسیاری از وکلا، وجود کانون وکلایی مستقل می‌توانست مرهمی برای روزهای سخت این وکلا باشد. نرگس توسلیان دکترای حقوق 1395اسفند07

۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه

پدرم پرونده‌اش نخوانده بایگانی می‌شود نامه مائده سلطانی به وزیر اطلاعات ❱ جمعه, ۶ام اسفند, ۱۳۹۵


نگام، حقوق بشر – مائده سلطانی، دختر عبد الفتاح سلطانی (وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر)، در نامه‌ای به وزیر اطلاعات از بیماری گوارشی پدرش در زندان اوین خبر داده و اعلام داشته که علیرغم واجد شرایط بودن این وکیل دادگستری، همچنان با مرخصی و آزادی مشروط وی مخالفت می‌شود. متن این نامه که از سوی وبسایت کلمه منتشر شده است، در پی می‌آید: آقای علوی! وزیر اطلاعات! شاید شما صدایمان را بشنوید ۶ سال از حبس پدرم عبدالفتاح سلطانی می‌گذرد. بدیهی ست کمترین حق زندانی درخواست اعاده دادرسی عادلانه است اما متأسفانه پرونده پدرم نخوانده بایگانی می‌شود!!! بیش از سه سال از اعمال ماده ۱۸ گذشته و ۴ قاضی نظر داده‌اند حکم اساساً به اعتبار امر مختومه باطل است ولی پرونده در حوزه ریاست قوه قضاییه قفل شده است. ۶ سال است مادرم بارها و بارها به مقامات نامه داده و درخواست رسیدگی به پرونده نموده ولی معلوم نیست این همه نامه کجا رفته است. پرونده پدرم با اعمال‌نفوذ کارمندان شما مغفول مانده و از اجرای قانون آزادی مشروط و مرخصی جلوگیری می‌شود! پس از ۶ سال فقط یک‌بار از حق مرخصی استفاده کرده و اینک به بیماری نوسان فشارخون، کم‌خونی و بیماری حاد گوارشی مبتلا شده‌اند! اینک از شما به‌عنوان وزیر اطلاعات که یقیناً نمی‌خواهید مسبب اتفاقات ناگوار زندانی باشید درخواست رسیدگی عاجل دارم! مائده دختر عبدالفتاح سلطانی. ۴ اسفند ۱۳۹۵ با دیگران به اشتراک بگذارید:

۱۳۹۵ بهمن ۲۸, پنجشنبه

مراسم اربعین آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) تا ساعاتی دیگر آغاز می شود


به گزارش جماران، مراسم چهلمین روز درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) امروز از ساعت 15 الی 17 در حرم مطهر امام خمینی برگزار می شود. حجت‌الاسلام والمسلمین مجید انصاری معاون حقوقی رییس‌جمهوری سخنران این مراسم خواهد بود.

۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه

با سلام بر امام حسین و یاد عطش او نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ❱ چهارشنبه, ۲۷ام بهمن, ۱۳۹۵


نگام ، حقوق بشر _ توقف روند درمانی دکتر مهدی خزعلی ، دومین پیام آیت الله صانعی ، حضور مجدد پزشکی قانونی به دستور دادستان و نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان از خبرهای روز جاری در رابطه با بازداشت و اعتصاب غذای دکتر مهدی خزعلی بوده است. ادامه روند فشار بر دکتر مهدی خزعلی طبق اخبار واصله نگهبانان و سرباز های زندان اوین مستقر در بیمارستان طالقانی از ورود پزشکان نزد دکتر مهدی خزعلی ممانعت به عمل می آورند. طبق گفته ی مسئولان بیمارستان ، نگهبانان زندان، دکتر اسد زاده ( فوق تخصص گوارش ) و دکتر نصر اللهی ( فوق تخصص و رئیس بخش کلیه) را که برای انجام امور پزشکیآمده بودند را راه ندادند. در ادامه روند دخالت نگهبانان در امور پزشکی و بیمارستان ، پزشکان در پرونده دکتر مهدی خزعلی قید کردند که از حضور ما بر بالین دکتر خزعلی ممانعت شد. این در حالی است که پزشکان متخصص دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی نامه ای خطاب به دکتر خزعلی اعلام کردند که وضعیت حیاتی شما به شدت در خطر است و هر لحظه احتمال سکته قلبی و مغزی و یا نارسایی کلیه ها وجود دارد. حضور پزشکی قانونی مرکز بر بالین دکتر مهدی خزعلی! در پی دو بار اعلام پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و بیمارستان طالقانی مبنی بر وخامت حال مهدی خزعلی دکتر جعفری از طرف پزشکی قانونی مرکز برای بررسی وضعیت وی در بیمارستان طالقانی حاضر شد و شرح حال او را بررسی و گزارش خود را ارسال کرد. این در حالی است که طی نامه محرمانه بیمارستان طالقانی ، گزارش پزشکان متخصص درباره وضعیت بحرانی دکتر مهدی خزعلی را تحویل دفتر دادستان تهران داده اند. توقف روند درمانی مهدی خزعلی! ظهر امروز با انجام آزمایش اکو گرافی مشخص شد عارضه قلبی وجود دارد و خزعلی نیاز به آنژیو گرافی دارد ، اما آنژیو گرافی در وضعیت اعتصاب غذا و دهیدراته ( کمبود آب ) بدن و عدم عملکرد خوب کلیه ها مقدور نیست. وی هم چنان از خوردن و آشامیدن امتناع کرده و اجازه تزریق سرم به پزشکان نمی دهد و تنها در صورت آزادی کامل به اعتصاب غذای خشک خود پایان و اجازه ادامه درمان را خواهد داد. دومین پیام آیت الله صانعی به دکتر مهدی خزعلی آیت الله صانعی ضمن آرزوی سلامتی و شفای عاجل برای دکتر مهدی خزعلی خطاب به وی گفت : خدا شما را برای اسلام و مسلمین نگه دارد که شما بنیان گذار یک اساس نوین در اسلام هستید ، موفق باشید. حضور مجدد پزشکی قانونی به دستور دادستان! ظهر امروز نماینده پزشکی قانونی به همراه مسئول پزشکی قانونی بیمارستان طالقانی دکتر مهدی خزعلی را مورد معاینه و ویزیت قرار دادند. در این ملاقات ضمن تاکید بر خطرات ناشی از اعتصاب غذا که تمام ارگان های حیاتی در خطر است از وی خواستند اجازه تزریق سرم بدهند. اما دکتر مهدی خزعلی ضمن مخالفت گفت: من اعتصاب غذا نکرده ام که سرم بگیرم ، من اعتصاب غذا کرده ام تا آزادی ام را بدست آورم. لازم به توضیح است که گزارش پزشکی قانونی از وضعیت وخیم و بحرانی وی برای دادستان ارسال گردیده است. نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان: در حالی که پزشکان اعلام کرده اند که هر لحظه احتمال دارد تمام ارگان های حساس بدن از کار بایستد متاسفانه امکان خطر و تهدید جدی سلامت دکتر خزعلی وجود دارد . بسم الله الرحمن الرحیم امروز لحظاتی عطش بر من غلبه کرد ، ناخواسته به ذهن خطور کرد که بگویم : (حسین جان (علیه السلام) من هم با لب تشنه به دیدارت خواهم آمد ! ) که گریه امانم نداد ، تشنگی من بر تخت بیمارستان و در میان عزیزانی که هر یک می آیند و اصرار دارند سرم بگیر کجا و تشنگی حسین علیه السلام کجا ، آن امام شهدا را نه تنها آب ندادند از هر سو تیر و نیزه و شمشیری جسمش را پاره پاره کرد و به تشنگی اش افزود . خانواده ی من در امن و امان و سیراب آب اند و آن بزرگوار عزیزان تشنه اش را در آن صحرای تفتیده در محاصره آتش دید و به دیدار جدش شتافت! حسین جان (علیه السلام)؛ مصائب ما در برابر تو هیچ است ، هیچ! السلام علیک یا اباعبدالله مهدی خزعلی با دیگران به اشتراک بگذارید:

۱۳۹۵ بهمن ۲۲, جمعه

هشدار عضو کمیسیون امنیت ملی ایران: ٣۶ پایگاه نظامی آمریکا در تیررس موشک‌های ماست - گفت‌وگو باحسن هاشمیان


حجت‌الاسلام "مجتبی ذوالنور"، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: ما ٣۶ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه را در تیررس موشک‌های خود ثبت کرده‌ایم. این سخنان در حالی ایراد می‌شود که روز پنجشنبه ٢ فوریه، وزارت دفاع آمریکا پس از سال‌ها ناوشکن عظیم "یو اس اس کُول" را راهی آب‌های ساحلی یمن کرد که به زودی به منطقه استحفاظی مورد نظر ارتش آمریکا خواهد رسید. ناوشکن "یو اس اس کُول" حامل پیشرفته‌ترین موشک‌های هدایت شونده است؛ این ناوشکن عظیم هنگامی راهی آب‌های منطقه حوزه دریای "عُمان" و دریای یمن شده است که چند روز پیش از آن در ٣٠ ژانویه، یک ناو جنگی عربستان سعودی مورد حمله سه قایق انتحاری شبه نظامیان حوثی مورد حمایت ایران قرار گرفت؛ دراین حمله انتحاری دو تن ازسرنشینان کشتی عربستان سعودی کشته شدند. ناو "یو اس اس کُول" که اکنون به قصد آب‌های ساحلی یمن در حرکت است، در سال 2000 میلادی در این منطقه در حالی که در "خلیج عدن" در حال سوختگیری بود، هدف حمله انتحاری قایق‌های تندرو قرار گرفت که ده‌ها نفر از خدمه این ناو جنگی کشته و زخمی شدند. درآن هنگام، سازمان "القاعده" مسئولیت حمله به "یو اس اس کُول" را برعهده گرفت. هفته گذشته در اولین روزهای ورود رئیس جمهوری جدید آمریکا به کاخ سفید، مواضع القاعده در یمن، هدف حملات هوایی نیروهای آمریکا قرار گرفت. آمریکا اعلام داشته است که اعزام ناوشکن "یو اس اس کُول" با حمله به کشتی جنگی عربستان بی‌ارتباط نیست. و در تهران حجت‌الاسلام "مجتبی ذوالنور" عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، امروز یکشنبه ۱۷ بهمن/ ۵ فوریه، طی سخنانی از فعالیت 36 پایگاه نظامی آمریکا در منطقه خبر داد و گفت: ناوگان پنجم ارتش آمریکا بخشی از بحرین را اشغال کرده و دورترین پایگاه نظامی "دشمن" در اقیانوس هند مستقر بوده، اما این نقاط - به گفته حجت‌الاسلام ذوالنور، توسط سامانه های موشکی ایران ثبت شده است و درصورتی که خطایی ار دشمن سربزند با خاک یکسان خواهد شد. این عضوکمیسیون امنیت ملی جمهوری اسلامی همچنین هشدارداد که «برای برخورد اولین موشک به تل اویو پایتخت اسرائیل، 7 دقیقه وقت لازم است». درباره احتمالات بروز برخورد نظامی در منطقه میان ایران و یکی ازکشورهای حوزه خلیج فارس، یا دخالت نظامی آمریکا در امور منطقه مثلاً در حمایت از دولت قانونی "عبدُو ربُو منصور" در یمن، به گفتگو با حسن هاشمیان، تحلیل‌گر امور خاورمیانه مقیم آمریکا، گوش کنید.

۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه

سنگ‌هایی که از چاه بیرون نمی‌آید!


سایت خبری-تحلیلی کلمهFebruary 8, 2017 کلمه-مرتضی طالقانی: «در مسیری که سنگلاخ است نباید دوید.» این را حسن روحانی می‌گوید درست در آذر ۱۳۸۵ که او دیگر مسئولیت پرونده هسته‌ای ایران را بر عهده ندارد و هوای رابطه ایران با آمریکا مانند هوای آن روزهای تهران به‌شدت سرد است. او ادامه می‌دهد: «اگر با دیپلماسی کارمان جلو نرود احتمال وقوع همه‌چیز وجود دارد.» درست در همان روزها محمود احمدی‌نژاد بازی دیگری را شروع کرده است. یک روز تصمیم می‌گیرد بودجه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تأمین کند و روز بعد برای رهبران جهان نامه می‌نویسد، نامه‌هایی البته یک طرفه و بدون پاسخ. احمدی‌نژاد مدتی بعد سیاست نامه‌نگاری را هم تعطیل می‌کند و در چهارم آذر ۱۳۸۷ می‌گوید: «آن‌قدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه دانشان پاره شود!» جمله‌ای که در محافل مختلف اجتماعی تنها نقل طنز می‌شود و ایران بازیگری منزوی درصحنه سیاست بین‌الملل لقب می‌گیرد. حتی رفقای روس هم‌رأی‌هایشان را به ضرر ایران در صندوق شورای امنیت سازمان ملل می‌ریزند و متحد استراتژیک برای چندین و چندمین بار پشت ایران را در محافل بین‌المللی خالی می‌کند. از کیک و انجیل تا نیشگون های سیاسی حالا همه می‌دانستند که بازهم سنگ بزرگی در چاه افتاده است و قطعنامه‌ها تنها یک کاغذ پاره بی‌ارزش نیست، چاه رابطه ایران با غرب و به‌ویژه آمریکا پر از سنگ‌های تنش‌زا شده است، روحانی اتاق شورای عالی امنیت ملی را تحویل داده و حالا در گوشه مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت کنار یار قدیمی هاشمی می‌نشیند و سرنوشت انقلابیون را تماشا می‌کند، او می‌بیند که از آغازین روز تسخیر سفارت آمریکا تا ماجرای کیک و انجیل مک فارلین تا رویای ایرانی‌ها برای ورود به بازی ریگان و کارتر بازی سخت و پرهزینه‌ای بوده و مسیر پر از سنگ و راه طولانی است، بسیاری سنگ‌ها در چاهی افتاده که دیگر امکان خروج آن از کشور گرفته‌شده است، قطعنامه‌ها دیگر به تعبیر علی لاریجانی «نیشگون کوچک نیست.» بلکه ایران مسیر عراق را در پیش‌گرفته و حالا در حال اجرای برنامه نفت در برابر غذا است. نیشگون‌ها، کاغذ پاره‌ها و بیانیه‌های بی‌اهمیت یک مهلت یک ماهه برای ایران بود تا کلیه برنامه‌های هسته‌ای‌اش را به تعلیق درآورد. وقتی روحانی به حرف آمد روابط آمریکا با انقلابیون ایران همواره پر تنش بوده است، حتی روزهایی که در ایران خاتمی با گفتگوی تمدن‌ها روی کار است بوش پسر ایرانیان را محور شرارت می‌خواند، هرچند قبل‌تر از آن در یک کمدی تراژیک خاتمی را از دست دادن عرفی دیپلماتیک با کلینتون منع کرده باشند! اما در زمستان ۹۱ آن‌قدر وضعیت وخیم است و سایه جنگ روی کشور افتاده که اتاق فکر مجمع تشخیص مصلحت دست‌به‌کار می‌شود و باز هم روحانی به حرف می‌آید. او که تا پیش‌ازاین متهم به اهمال‌کاری و برخوردهای غیرانقلابی در نشست سعدآباد بوده، می‌گوید «۱۲ سال است که کشور را در سخت‌ترین شرایط قرار داده‌اند حتی دوستان ما هم به این تحریم‌ها پیوسته‌اند و حالا وقت آن رسیده که از فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شویم!» به نظر می‌رسد نسیم عقل‌گرایی در حال وزیدن باشد، هرچند سنگ بنای عقلانیت در سیاست را میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ گذاشت و سیاست‌مداران را از ماجراجویی در سیاست بر حذر داشت. اما آن روزها بین به‌اصطلاح انقلابیون حرف‌های او خریدار زیادی نداشت، هرچند او پرتگاه‌ها را در خشت خام دیده بود. مذاکره بر خلاف شیوه چریک ها انقلابی‌ها در تهران تصمیم گرفتند به‌طور مستقیم با آمریکایی‌ها مذاکره کنند، دیپلماسی و عقلانیت قرار است جای روش‌های چریکی را بگیرد، اما همواره شرط‌های عجیب و متفاوت برای این دیالوگ وجود دارد، درست شبیه روزهای بحران تسخیر سفارت که یکی از نمایندگان وقت در مجلس پیشنهاد داده بود که تلویزیون و رادیوی آمریکا روزانه سه ساعت در اختیار انقلابی‌ها و جمهوری اسلامی باشد تا ایران بتواند بدون سانسور با مردم آمریکا حرف بزند. در روزهای اصلاحات کانال اروپا (انگلستان فرانسه و آلمان) پیک گفتگو بین ایران و آمریکا بود، البته قبل‌تر نیز سنت مذاکره ایران و آمریکا از سوی یک طرف سوم صورت می‌گرفت. در قضیه گروگان‌گیری صادق طباطبایی می‌نویسد «من با سفیر آلمان در تهران تماس گرفتم و از او خواستم با گشنر وزیر خارجه آلمان تماس بگیرد و پیغام ما را به آمریکایی‌ها برساند!» سنت مذاکره از طریق کشور ثانی حالا داشت رخت می‌بست و انقلابی‌ها می‌خواستند مستقیم با خود آمریکا مذاکره کنند تا اینکه روز ۲۹ تیر ۱۳۹۲ با تلاش‌ها و مذاکراتی نسبتاً طولانی از هتل کوبورگ وین دود سفید بلند شد و به تعبیر روحانی سایه جنگ از سر کشور رخت بربست. ازغرب زدگی آل احمد تا ورود ترامپ اما حتی با برجام هم قرار نبود دیوار بی‌اعتمادی بین ایران و آمریکا برداشته شود و هرروز سنگ‌های بیشتری به چاه رابطه انداخته می‌شد انگار این سنت ایران و آمریکایی‌هاست که به هم اعتمادی نداشته باشند، حتی محمدرضا پهلوی هم هیچ‌گاه به آمریکایی‌ها اعتماد نداشت و در کتاب معروفش می‌نویسد که کارتر باعث پایان سلطنت او بود و از آن‌سو آمریکایی‌ها ایران را متهم می‌کردند که هیچ‌گاه احترام متقابل برای طرفش قائل نیست. حالا حمید رسایی نماینده وقت تهران برجام را سند فروش عزت ایران می‌دانست و آن‌سو ترامپ نامزد جنجالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اوباما را متهم به مماشات می‌کرد. توپ‌خانه تندروهای هر دو طرف به‌شدت فعال بود جایی که سرمقاله یکی از روزنامه‌های کشور با استعاره از کتاب غرب‌زدگی آل احمد نوشت: «ظریف سرتاپا غربی است.» این ماجرای به‌شدت پیچیده و پرتنش با آمدن ترامپ به کاخ سفید روزهایی سخت‌تری نیز خواهد داشت، حالا کار به‌جایی رسیده که علی‌رضا زاکانی می‌نویسد: «در این روزهای پرتنش عقلانیت لازم است.» سنگ هایی که از چاه بیرون نمی آید به نظر می‌رسد هیچ‌گاه قرار نیست رفتار استانداردی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد و هرازگاهی کسی پیدا می‌شود که می‌آید و میز بازی را به هم می‌زند. دانشجویان خط امام، بوش پسر، احمدی‌نژاد یا ترامپ و بسیاری دیگر که نمی‌خواهند زیر بار رفتارهای عاقلانه بروند. از آن‌سو کسان دیگری هم در کنار این میز نشسته‌اند که بارها و بارها با شجاعت و سلام‌وصلوات خواسته‌اند سنگ‌های بحران‌زا را از این چاه خارج کنند. ولی با مانع بزرگ کسانی روبرو می‌شوند که بحران می‌آفرینند و مدتی نان آن را می‌خورند، حالا ۳۸ سال است عده‌ای پشت میز مذاکره می‌نشینند و بازی به هم می‌خورد و درنهایت مردم دو کشور در کوچه بن‌بست ایران و آمریکا گرفتارشده‌اند. تا باز سیاستمداران بعد از مدتی هر دو درمانده مجبور شوند پای میز مذاکره بنشینند و کاغذها را امضا کنند، الجزایر، مسقط یا وین هنوز مکان میز بعدی مذاکره معلوم نیست. حتی مشخص نیست غوغا سالاران حاکم بر کاخ سفید به مذاکره و معامله تن بدهند یا باید بازهم سال‌ها صبر کرد. این سرنوشت محتوم و تکراری و مصائب مذاکره است. البته جای شکرش باقی است که هنوز این مذاکرات یک سری عناصر تکراری هم دارد، بهزاد نبوی (بیانیه الجزایر) یا ظریف، روحانی، اوباماها و جان کری‌ها هنوز جای خالی برای خاطرات شیرین مذاکره باقی گذاشته‌اند.