۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

«راهپیمایی ۱۰ اسفند، در هرشرایطی برگزار خواهد شد


مجتبی واحدی مشاور کروبی می‌گوید، آقای کروبی در حصر نیست، زندانی است. به گفته‌ی او ماموران امنیتی داخل خانه کروبی جمع شده‌اند. واحدی هم‌چنین می‌گوید، راهپیمایی ۱۰ اسفند، حتی درصورت آزادی کروبی و موسوی نیز برگزار خواهد شد. «کمپین بین‌المللی حقوق بشر درایران» به نقل از «یک منبع آگاه» از انتقال آقایان کروبی و موسوی به یک «خانه امن» در اطراف شهر تهران خبر داده است. این منبع آگاه در تشریح منزل مسکونی مهدی کروبی گفته است: «‌مطمئنم که آن‌ها دیگر درخانه‌شان نیستند. شیشه‌ها همه شکسته و کسی در خانه نیست.» مجتبی واحدی مشاور عالی مهدی کروبی در گفت‌و‌گو با دویچه وله از تجمع نیروهای امنیتی در خانه و نه در خیابان جلوی منزل آقای کروبی خبر می‌دهد. دویچه‏وله: آقای واحدی، سایت‏های خبری از انتقال آقایان کروبی و موسوی، به همراه همسران‏شان، به مکانی نامعلوم خبر داده‏اند. تا چه حد این خبر صحت دارد؟ مجتبی واحدی: من نمی‏دانم چه فرقی می‏کند بین این که یک زن و شوهر محترم را، حداقل دو شهروند کشور را، در خانه‏ی خودشان به صورت غیرقانونی زندانی کنند یا ببرند در یکی از شکنجه‏‏گاه‏های رژیم زندانی کنند. آن‏چه مسلم است، آقای کروبی و همسرشان، حدود دو هفته است که در خانه‏شان به صورت رسمی زندانی‏اند. آن‏ها زندانی‏ هستند؛ تعجب می‏کنم که از کلمه‏ی "حصر" استفاده می‏شود. رییس دروغ‏گوی کمیسیون مجلس، از ریش خودش خجالت نمی‏کشد و می‏گوید: «این‏ها زندانی نیستند. خودشان در خانه‏شان را بسته‏اند». به‏هرحال آن‏ها زندانی هستند؛ چه در خانه‏ی خودشان، چه در یک محل امن. چه در زندانی که گفته‏اند، یک پارکینگ است. هرجا باشد، اگر آن‌ها در داخل خانه هم باشند، ماموران همان‏قدر دژخیم هستند که در زندان. با فرزندان آقای کروبی صحبت کردم، از پدر و مادرشان کوچک‌ترین اطلاعی ندارند. فرزندان آقای کروبی هم نمی‏دانند که پدر و مادرشان در خانه هستند یا نه. ولی حرف آن‏ها هم همین است. می‏گویند، چه فرقی می‏کند که در زندان باشند یا در خانه. آن‏ها زندانی‏اند و از حقوق اولیه‏ای که معمولی‏ترین زندانی هم از آن برخوردار است، برخوردار نیستند. حتی اجازه نمی‏دهند، خانواده‏شان از آن‏ها خبر بگیرند. یکی از فرزندان آقای کروبی هم که بازداشت است، حداقل حقوق، در مورد او هم رعایت نشده و یک هفته است که هیچ خبری از او نیست. اما در خبرها عنوان شده که، شیشه‏های خانه‏ی آقای کروبی شکسته شده است و نیروهای انتظامی در خانه‏ی ایشان حضور ندارند. نیروهای انتظامی بیرون منزل نیستند، در داخل خانه متمرکز شده‏اند. رفته‏اند داخل خانه‏ی آقای کروبی. خانه‏ی فرزند ارشد ایشان، حسین کروبی را هم اشغال کرده‏اند. به آن‏جا می‏روند، حرکات زشت انجام می‏دهند. فقط منزل آقای کروبی هم نیست. مامورانی که داخل منزل آقای کروبی هستند، طوری رفتار کرده‌اند که واحد‌های دیگری که در این مجتمع هستند، جرات ندارند به خانه‏‌هایشان بیایند. فقط شیشه‏های منزل آقای کروبی را نشکسته‏اند، شیشه‏های کل مجمتع را شکسته‏اند. مربوط به امروز و دیروز هم نیست، قبلاً این‏کار را کرده بودند. از دو هفته پیش هم اول وارد خانه شدند، داخل خانه نارنجک انداختند، بعد هم که خانه را کامل تصرف کردند. فقط دو واحد‏، مربوط به آقای کروبی که یکی از آن‏ها دفتر و دیگری منزل ایشان بوده را تصرف نکرده‏اند، کل مجتمع را تصرف کرده‏اند. نیروهای‏شان هم به‏وفور داخل منزل هستند، ولی بیرون و در خیابان نیستند. شورای هماهنگی "راه سبز امید"، اعلام کرده‌ که علاوه بر ۱۰ اسفند، در صورتی حصر و زندان خانگی رهبران جنبش سبز، به تجمعات خود ادامه خواهد داد. در مورد فراخوان راهپیمایی ۱۰ اسفند، این فراخوان مشروط به این نیست که آقایان کروبی و موسوی آزاد بشوند یا نشوند. راهپیمایی روز ۱۰ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۵ بعدازظهر، کل مسیر خیابان انقلاب تا آزادی اعلام شده است. در بیانیه "شورای هماهنگی راه سبز امید" گفته شده، اگر تا آن روز مسئله حل نشد، در روز ۲۴ اسفند که شب چهارشنبه‏سوری است، باز تجمع برگزار خواهد شد. علاوه بر شورای راه سبز امید، تشکل‏های دیگری نیز آمده‏اند. جوانان اصلاح‏طلب، فعالان بخش شبکه‏های اجتماعی، سه‏شنبه‏ی آینده را روزهای برگزاری تجمع اعلام کرده‏اند. بازهم تاکید می‏کنم که مشروط به آزادی آقایان کروبی و موسوی نیست. اگر همین روز هم آن‌ها آزاد شوند، این راهپیمایی‏ها برگزار خواهد شد. چون موضوع مخالفت با حصر آقای کروبی و آقای موسوی، موضوعی است که به خواسته‏های قبلی اضافه شده است. اصلاً آقایان کروبی و موسوی به این دلیل زندانی شده‌اند که درخواست تجمع داده بودند و مردم را برای پی‏گیری مطالباتی که از ۲۱ ماه پیش و برای بعضی از مردم، از سال‏ها پیش مطرح شده بود. تشویق به تجمع کرده بودند، برای پی‏گیری مطالباتی که از ۲۱ ماه پیش و برای بعضی از مردم، از سال‏ها پیش مطرح شده بود. من بازهم از آن‏چه توسط شورای هماهنگی راه سبز امید اعلام شده، اعلام پشتیبانی می‏کنم. برنامه‏ای که دوستان اعلام کرده‏اند، برنامه‏ی بسیار خوبی است. چون برای پی‏گیری مطالباتی است که از ماه‏ها قبل و بعضی از آن‏ها، از سال‏ها قبل، مورد درخواست مردم بوده است. دویچه وله

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

این گزارش از محفل رحیم مشائی را بنام "طلبه ای از قم" منتشر فرمائید 25 اسفند نشان داد مردم "رهبر" را کانون همه مشکلات میدانند

نامه فرهاد جعفری طرفدار دو آتشه محمود احمدی نزاد و نویسنده کتاب "کافه پیانو" به علی خامنه ای و صراحت لهجه او در این مورد که "اسلام سیاسی در سه‌دهه‌ گذشته؛ اکنون اثبات کرده است که نمی‌تواند پیش‌برنده‌جامعه‌ ایرانی، به ‌سوی آزادی و عدالت و توسعه و رفاه برای همگان و به ‌ویژه برای جمهور مردمان باشد و تاکید او بر ضرورت بازگشت روحانیون به حوزه های دینی و تعطیل ولایت فقیه و سپردن امور مذهبی بدست یک مرجع تقلید و...." که شما در پیک نت منتشر کردید، پرده از بسیاری واقعیت ها برداشت. بطوری که داود احمدی نزاد بنا به خبرخبرگزاری فارس در جمع حامیان خط ولایت در ادامه اعتراضات قبلی خود، شدیدا به مشایی و مشی ضد ولایت فقیه او حمله کرده و گفته است "انجمن راه حقیقت " وابسته به اسفندیار رحیم مشایی بوده و اعضای آن از حجتیه‌های سابق هستند که قصد دارند با استفاده از انتخابات آینده مجلس، «فتنه‌ای» جدید خلق کنند .
داود احمدی نژاد اظهارات خود را در جمعی خصوصی تر بیشتر باز کرده و از سخنان مشایی در محفلی خاص پرده برداشت. او گفت که خبر موثق دارد که مشایی در محفلی خاص گفته است: مردم متوجه شده اند کههمه مشکلات شخص رهبر است و نه احمدی نژاد. مشایی گفته است شعار های طرفداران جنبش سبز در 25 بهمن و 1 اسفند شاهد معتبری است بر این که جنبش سبز هم به واقعیت امر آگاه شده است و ما، لااقل از این جهت ما با آن ها اختلاف نظر نداریم. تنها تفاوتی که بین ما وجود دارد این است که احمدی نژاد وجاهت و قدرت و اعتماد به نفس لازم در جهت حذف روحانیت را دارد اما موسوی و خاتمی و کروبی به این دلیلکه در مقاطعی با این نظام همکاری داشته و بخشی از تاریخ 30 سال گذشته هستند از آن محرومند و به همین سبب به روحانیت چسبیده اند.
مشایی گفته است در شرایطی که کروبی و موسوی هر روز دست به دامن مراجع و روحانیت هستند و از آن ها می خواهند تا بیشتر وارد صحنه شوند ما تلاش می کنیم جلو همین مقدار حضور آقایان در صحنه را بگیریم و عامل عقب ماندگی را کنار بزنیم و تردید نداریم که در این اعتقاد مترقی خود اکثریت قاطع ملت ایران را با خود خواهیم داشت .
داود احمدی نزاد از قول مشایی نقل کرده است :
جایی که آب است تیمم باطل است . وقتی شخص شخیص امام زمان هر چند ظاهر نیستند اما حاضرند و بر امور اشراف دارند دیگر نیازی به دکان نیابت و نائب آقا بودن نیست! ما خوب می دانیم چگونه با آخوندها بحث کنیم. ما با سلاح خودشان با آن ها احتجاج می کنیم. امام زمان را در مقابل نائبش می گذاریم .موکل را احیا می کنیم تا دیگرنیازی به وکالت و نیابت نباشد . ما مذهبی ها را با امام زمان و ملی ها را با کورش کبیر در کنار هم قرار خواهیم داد. دو نمادی که هریک نماینده مشی و باور بخش اعظمی از مردم است .یکی از حق الله خواهد گفت و دیگری از حق الناس و جمع این دو ملت ایران را به وحدت و تعامل زیر یک سقف سوق خواهد داد . این ها همه مکنوناتی است که در دل مردم وجود دارد و منتظر یک جرقه است که البته زمان آن نیز نزدیک شده است .
داود احمدی نژاد نقل کرده است، وقتی چندی پیش یکی از فرماندهان سپاه به مشایی گفت اگر احمدی نژاد رئیس جمهور است و مشایی چندین شغل رنگ و وارنگ دارد، به برکت حمایت رهبری و نهاد بسیج و سپاه است، مشایی در پاسخ گفته است :
برعکس! اگر شما می خواهی بگویی در سال 88 آرای احمدی نزاد ریزش داشته است باید بگویم اگر ریزش هم داشته به دلیل تبلیغات شما بوده که احمدی نژاد را وابسته به خودتان و خودتان را وابسته به او جلوه داده اید ! و ضمنا اگر می خواهی بگویی ما در انتخابات 88 رای نداشتیم و شما آن را درست کردید، باید بگویم همان آرایی که به سبب نزدیکی به شما از دست داده بودیم را به ما برگردانیدید، پس نمی توانید منت سر احمدی نزاد داشته باشید !

۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

فراخوان به راهپیمایی در روز سه شنبه ۱۰ اسفند

در پی حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی، "شورای راه سبز امید" با انتشار بیانیه ای از مردم دعوت کرد تا در روز ۱۰ اسفند از ساعت ۵ بعداز ظهر به بعد دست به تجمع و راهپیمایی از میدان امام حسین بسوی میدان آزادی در تهران بزنند. همچنین در این بیانیه آماده است که در شهرستانها تظاهرات در میادین و خیابانهای اصلی برگزار خواهد شد. پیش از این و در فضای مجازی، جوانان و برخی از تشکل های سیاسی و اجتماعی برای روزهای ۱۰، ۱۷ و ۲۴ اسفند فراخوان هایی برای تجمع داده بودند. متن کامل بیانیه "شورای راه سبز امید" به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم در پی هشدار شبکه های اجتماعی، تشکلهای سیاسی جنبش سبز و بویژه جوانان پرشور اصلاح طلب به اقتدار گرایان حاکم بر کشور برای رفع حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان ، شورای هماهنگی راه سبز امید در همراهی با این خواست مشروع و قانونی همگان را دعوت می نماید که دراعتراض به ادامه حصر و زندان خانگی رهبران جنبش روز سه شنبه ۱۰ اسفند، که مصادف با شب تولد میر بزرگوار جنبش است، از ساعت ۵ بعداز ظهر دست به تجمع و راهپیمایی از میدان امام حسین بسوی میدان آزادی با شعارهای «یا حسین ، میرحسین» و « یا مهدی ، شیخ مهدی» زنند و بدین وسیله صدای خود را برای آزادی رهبران سبزمان به گوش حاکمیت برسانند.در شهرستانها تظاهرات در میادین و خیابانهای اصلی برگزار خواهد شد. در صورتی که صدای اعتراض ما شنیده نشود و حصر و زندان خانگی غیرقانونی رهبران ادامه یابد, علاوه بر راه کارهای مناسب دیگر که شورا در اطلاعیه های بعدی خود پیشنهاد خواهد کرد, از هم اکنون همراهان سبز ر ا دعوت به تجمعات اعتراضی غیر متمرکز در سراسر کشور در روز ۲۴ اسفند می کنیم و در همه این ایام از باورمندان به جنبش سبز خواهانیم که به آگاهی بخشی هرچه بیشتر در درون جامعه پرداخته و با صبر و استقامت و در صفوف هماهنگ در مقابل سختی ها و ناملایمانی که از سوی اصحاب قدرت و کودتا برای تداوم وضعیت نامطلوب کنونی وتحمیل استبداد اعمال می شود راه عبور بسوی آینده و فردای بهتر را برای همه ایرانیان باز نمایند و مطمئن باشند که سنت الهی و تقدیر تاریخ بر پیروزی حق طلبان و عدالت خواهان قرار دارد. شورای هماهنگی راه سبز امید

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

جمهوری اسلامی باید برود. با منشور یا بدون منشور جنبش سبز اصلاح طلبی ، جنبش آزادی خواهی این مردم خاموش شدنی نیست.

منشور جنبش سبز اصلاح طلبی هم آمد. با امضای آقای کروبی و آقای موسوی. من هر چی می اندیشم میبینم که جمهوری اسلامی هم همینو میگه، قانون اساسی هم همینو میگه، چه منشوری پس؟ این منشور رو جنتی نوشته به درد لاریجانی میخوره تو مجلس هم تصویب میشه ، کشته دادن نمیخواست. نمیفهمم سرانجام این جنبش سبز مال همه هست، یا ما بیرونیم از حقوقش ولی درونیم به مسولیت ها و کشته شدن؟ آخه قانون اساسی که به این راحتی همه حقوق اولیه انسانی رو زیره پا میگذاره چه پشتیبانی داره؟ اسلامی که همه اصولش با کشتن و زور گوئی هست، چه سودی داره؟ پیدا بود دارن پشت پرده سازش میکنن از نخست هر گاه کم میارن کمی مردم میفرستن جلو گلوله، یا سر دار ، کمی امتیاز بگیرن. هر دو طرف همین کارو میکنن، جمهوری اسلامی بسیجی میفرسته و عواملشو ، اصلاح طلب ها تلاش میکنن پشت حرکت آزادی خواهی مردم جبهه بگیرن. مترسک بودن کافیه. عروسک این حزب و اون حزب شدن بسه. پیدا بود اگه دنبال اینا باشیم باید در هفته های آینده بریم دنبال جنازه های اعدامی هامون ، همچون که تا این دم همین طور بوده. این ها مردم رو به بازی گرفتن، واسه همین ککشون در کشتن مردم نمیگزه، از هیچی ترسی ندارن، چون میدونن سرانجام رویدادی پیش نمیاد، همه این خبر ها جهت گیری داره، همه کارهاشون، اینها با تئوریسن های زبردستی این برنامه ها رو میچینن، ولی تا کی گول نظام دیکتاتوری و نماینده هاشو بخوریم؟ اون مردم تو خیابون این حرفا سرشون نمیشه. من نه به چارچوب قانون اساسی باور دارم, نه در چارچوبه اسلام بودن. ما از جنبش سبز این ها بیرونیم ؟ در فردای دموکراسی همین اصلاح طلب ها با همین آقای امام خامنه ای یا هر ولی فقیهی یا شیخ دینی بیان اگه رای آوردن هی اصلاح کنن. رنگ جنبش یا منشور اینها اهمیتی نداره ، جنبش آزادی خواهی این مردم خاموش شدنی نیست. جمهوری اسلامی باید برود.

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

از دو نامه دریافتی موقعیت حکومت بد تر از موقعیت مردم است

1- سلام- امیدوارم خوب و سالم باشید. هنوز روزگار به کام ملت نیست، اما می رود به سمتی که چنین شود. شرایط هم برای حکومت و هم برای مردم سخت تر شده است. آنها نمی توانند حکومت کنند و اینها نمی خواهند حکومت شوند. اما در مجموع وضع به نفع جنبش است و نگران کننده نیست. مردم خیلی هوشیار شده اند و تا حدی درک روشنی از مسایل دارند و هر چه جلو تر می رویم، عمق آن بیشتر می شود. این را حتی در لایه هایی از نیرو های حاکمیت نیز به وضوح می توان دید. بطور مثال در باره وقایع 25 بهمن، گزارشات متعددی از آن را در سایت شما خواندم. اما، موردی که من خود در تهران شاهد آن بودم نیز خواندنی است.
اول این که خیلی از افراد که توسط لباس شخصی ها دستگیر و تحویل نیروهای انتظامی می شدند،به اشکال مختلف راه فرار را برایشان باز می گذاشتند. از جمله خود من. آن مطلبی که من به گوش خودم از زبان یکی از افسران در پاسخ به در خواست فرمانده اش مبنی بر دستگیری و جمع آوری معترضین شنیدم چنیین بود: این کار ما مثل تخلیه آب دریا با سطل سوراخ است.........
2- با سلام- اینجا- مشهد- ارتباطات اینترنتی خیلی محدود شده است. روز 25 بهمن دستگیری ها زیاد بود. در مجموع درک مردم از تحولات بهتر است، بر خلاف نیروهای شبه روشنفکر و شبه اپوزیسیون که آتش ارتجاع را باد می زنند و انرژی زیادی را از جنبش می گیرند، آنها درک روشن تری از مسایل پیش رو دارند. در مورد محدودیت های ایجاد شده برای رهبران جنبش بیشتر این ظن وجود دارد که حکومت با ایجاد چنیین محدودیت هایی سعی در محروم کردن جنبش از یک رهبری معقول و سپردن آن بدست جریاناتی تند رو که در شرایطی خاص زمینه برخورد خشونت باری را فراهم نمایند را دارد. به هر حال این دیگ هنوز درحال جوش است.

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

اعلام یک هفته عزای عمومی در دانشگاه شیراز تجمع دانشجویان شیراز در اعتراض به شهادت حامد نورمحمدی


جرس: در حالیکه رسانه ها و نهادهای حکومتی سعی دارند جانباختن حامد نورمحمدی، دانشجوی دانشگاه شیراز در تجمعات اول اسفند را – همانند شهادت دو دانشجوی سبز در وقایع ٢۵ بهمن- وارونه نمایی کرده و آن را ناشی از تصادف خیابانی وانمود کند، تشکل «دانشجویان آزادیخواه شیراز»، با صدور بیانیه ای، از برگزاری مراسم اعتراضی به همین مناسبت خبر داد.

به گزارش منابع خبری جرس، تشکل دانشجویی «دانشجویان آزادیخواه شیراز»، در بیانیه ای که به مناسبت شهادت حامد نورمحمدی منتشر کرده، خاطرنشان ساخته است:

"امروز باز هم چشمانمان با خون کبوتری دیگر سرخ گشت اما این بار عضوی از خانواده مان را به خون غلتیده می بینیم.
گروه "دانشجویان آزادی خواه شیراز" ضمن محکومیت چند باره ی کشتارها و به بند کشیدن زنان و مردان این مرز و بوم، بار دیگر بر عهد سبز خود با حامد ها تأکید نموده و در عزای از دست دادن این جوان خوش خو، در دانشگاه شیراز یک هفته عزای عمومی اعلام می نماید.
در روز چهارشنبه چهارم اسفند ماه از ساعت دوازده ظهر در پردیس دانشگاه شیراز گرد هم می آییم و ضمن محکومیت بازداشت خانگی میر و شیخ سبز، سومین روز شهادت حامد نور محمدی را با کوله باری از اندوه و خشم گرامی خواهیم داشت.
گیریم که حامد را کشتید و علی را گرفتید و دیگرانی را ممنوع الورود کردید و دانشکده ی مهندسی را از ظهر تعطیل اعلام کردید... با دل های خون شده و چشمان اشک بار و صدای ننگ بر دیکتاتور که شبانه روز در ذهن همه ی ماست چه خواهید کرد؟!"

همزمان گروهی دیگر از دانشجویان دانشگاه شیراز، در واکنش به شهادت حامد نورمحمدی، طی بیانیه ای خاطرنشان کرده اند "...چندی است که سایه چتر امنیتی شدیدی بر سر دانشگاه شیراز افتاده است و دانشگاهی که بایستی پناهگاهی امن برای دانشجویان کشور باشد ، مکانی برای تهدید ، ضرب و جلب جوانان این مرز و بوم شده است. نهادهای امنیتی و حراستی دانشگاه که بایستی پاسدار امنیت دانشجویان باشند ، پیکان تهدید و ستم را به سمت دانشجویان نشانه رفته اند . گویی این سخن را فراموش کرده اند که دانشگاه مبدأ همه ی تحولات است.
متأسفانه دیروز خبردار شدیم که یکی از برادران عزیزمان ، حامد نورمحمدی ، دانشجوی سال 2 رشته ی زیست شناسی به دست نیروهای امنیتی! در فاصله ای نه چندان دور از دانشگاه به طرز هولناکی به شهادت رسیده است که این واقعه قلب هر انسانی را متأثر می کند.
جای بسی تأسف است که مسئولین دانشگاه که بایستی محافظ جان و مال دانشجویان و مدافع حقوق آنان باشند در برابر این چنین اقدامی سکوت پیشه کرده اند. خود را همگام با گمراهان کرده اند. برای شهید صانع ژاله تبلیغاتی دروغ به راه انداخته ، در مسجد دانشگاه جمعیتی غیر دانشجو را گرد هم آورده و مجالس دروغین برگزار می کنند ، اما در مقابل قتل دانشجویان خود سکوت پیشه می کنند و این سکوت گویا حاکی از رضایت آنها از شرایط کنونی است.
ما آزادی خواهان فریاد حق طلبی سر می دهیم و اعلام می کنیم که نه تنها رفتارهای چنینی باعث دلسردی و ترس ما نخواهد شد ، بلکه آتش خشم را شعله ور تر می سازد و هشدار می دهیم تا قبل از وارد شدن صدمات روحی ، مادی و معنوی بزرگ تر به فضای دانشگاه ، اساتید و دانشجویان ، مسئولین محیط دانشگاه را به حالت عادی برگردانده و از رادیکال تر کردن فضا بپرهیزند.
ما دانشجویان حق طلب و مسلمان دانشگاه شیراز اعلام می کنیم که نه تنها از پای نمی نشینیم بلکه با محکوم کردن شدید رفتار های این چنینی خواستار پیگیری و آشکارسازی عوامل و علل شهادت برادر حامد نورمحمدی هستیم و اعلام می کنیم که تا رسیدن به خواسته های خویش ، بر سر کلاس های درس حاضر نمی شویم و دست به تحصن در خانه ها و خوابگاه های خویش می زنیم.
در انتها به خانواده ی داغدار آن مرحوم تسلیت عرض نموده و خود را در غم آنها شریک می دانیم و از خداوند متعال طلب صبر جمیل برای این بزرگواران را داریم.
به امید آنکه این حرکت مسئولانی که خود را به خواب زده اند بیدار کند.
دانشجویان فهیم و حق طلب دانشگاه شیراز"

گفتنی است بنا به گزارش منابع موثق خبری و شاهدان عینی، در جریان مراسم اول اسفند (بزرگداشت شهدای ٢۵ بهمن)، یکی از دانشجویان دانشگاه شیراز به نام حامد نور محمدی جان باخته است.


بنا به گزارش منابع فوق، حامد نور محمدی دانشجوی لرستانی ترم چهارم رشته زیست شناسی دانشگاه شیراز، روز یکشنبه در محدوده میدان دانشجوی شهر شیراز به شهادت رسید.


شاهدان عینی گفته اند که وی را از بالای پل نمازی به پایین پرت کرده اند، اما خبرگزاری های امنیتی همچون فارس، همانند موضع گیری های اخیر در مورد شهادت صانع ژاله و دیگر شهدا و جانباختگان، دست به قلب واقعیت زده و به قول منابع امنیتی و طی یک فرآیند تبلیغاتی، آنرا ناشی از تصادف با یک خودرو ذکر کرده اند.


شاهدان عینی گفته اند چنین چیزی صحت نداشته و چند دانشجوی دیگر به جرس گفته اند "ما طرف دیگر پل بودیم که ناگهان دیدیم یک خودرو از دور در حال علامت دادن (فلاشر زدن) است و همه دیدیم که دارد از دور به چیزی که وسط راه افتاده اشاره می کند و همه وقتی رسیدیم، با پیکر حامد روبرو شدیم... وی گلوله خورده بود..."


همچنین ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران می گوید پس از علنی شدن جان باختن حامد نور محمدی، دانشجوی دانشگاه شیراز، اوضاع خوابگاه دستغيب بسیار متشنج گزارش می شود و حراست دانشگاه به احضار دوستان حامد نور محمدی روی آورده اند.
دانشجويان دانشگاه شیراز امروز عصر با برگزاري مراسم یادبود براي حامد نورمحمدی دانشجوی دانشگاه شیراز، حمایت خود را از اعتراضات مردم ایران اعلام کردند.
نیروهای حراست دانشگاه با حضور در خوابگاه دستغیب به تهدید دانشجويان پرداخته اند و قصد ممانعت از برگزاری مراسم یادبود آقای نورمحمدی را داشته اند که با مقاومت دانشجویان ناکام مانده اند. هم چنین حراست دانشگاه شيراز با احضار دوستان و هم اتاقی هاي نامبرده، آنها را به شدت تهدید کرده است که هیچگونه خبری از کشته شدن این دانشجوی دانشگاه شیراز به بيرون ارسال نشود.
آنچنان که از اوضاع دانشگاه بر می آيد، حراست و مسئولين دانشگاه شیراز، تصمیم دارند که کشته شدن حامد نورمحمدی دانشجوي دانشگاه شیراز را یک اتفاق ساده و در حقیقت سانحه رانندگی القا کنند. اما دوستان وی و نیز شاهدان عينی این رویداد حزن انگیز علی رغم فشارهای زیاد وارد آمده از سوی نهادهای امنیتی و حراست دانشگاه شيراز به اطلاع رسانی در مورد نحوه شهادت این دانشجوی دانشگاه شیراز پرداخته اند.

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

برای نجات از بن بست کودتاچی ها به ریسمان پوسیده مجاهدین خلق چنگ زده اند

ستاد از نفس افتاده جنگ روانی، در قلب ستاد کودتای 22 خرداد، خبر زیر را صبح روز یکشنبه منتشر ساخت و بدنبال آن، جام جم و بقیه خبرگزاری های دولتی، آن را به اشکال گوناگون و البته بصورت تفسیر، پخش کردند. این خبر را پیش و یا پس از خبر "طشت توطئه بیت رهبری از بام ایران فرو افتاد" بخوانید.

«به گزارش فارس، پس از شكست سناریوی آشوب آمریكایی و اسرائیلی در هفته گذشته و با توجه به برخی فراخوان‌های جدید فتنه‌گران خارج‌نشین، گروهك تروریستی منافقین قصد دارد كه امروز از اقدام مسلحانه علیه نظام بهره بگیرد.
بر این اساس برخی تیم‌های جدید منافقین در روزهای گذشته وارد كشور شده و تصمیم‌ دارند در صورت هرگونه تجمع احتمالی به منظور كشته‌‌سازی و با هدف ایجاد جو آشوب و خشونت، تعدادی از هموطنانمان را به شهادت برسانند.
این گروهك كه در اغتشاشات روز 25 بهمن با تیراندازی مستقیم 2 نفر از هموطنانمان را به شهادت رسانده و 5 تن دیگر را به شدت مجروح كردند، این بار در نظر دارند با انبوه‌سازی كشته‌شدگان، هدف خود برای ایجاد آشوب در كشور را پیش ببرند.
بر این اساس، طی روزهای گذشته تماس‌هایی از سوی منافقین از داخل و خارج از كشور با برخی شهروندان صورت گرفته و آنها را تشویق به حضور در خیابان‌ها كرده‌اند.
همچنین پیامك‌هایی نیز از سوی منافقین در جهت دعوت به تجمع و آشوب به برخی از شهروندان تهرانی ارسال شده است.
از این روی، امروز منافقین با همكاری فتنه‌گران قصد دارند سناریوی تجمعات جزیره‌ای و كوچك اما با سطح خشونت بالا و انبوه‌سازی در كشته‌ها را در دستور كار خود قرار دهند.»

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

همه رویدادها، خلاف رویاهای مستبدان حاکم بر ایران است حاکمیت کودتائی ج. اسلامی زیر رگبار واقعیات قیام منطقه!

قیام مردم لیبی در دو شهر تریپولی و بنغازی، روز گذشته با دهها کشته در راس اخبار رویدادهای منطقه خاورمیانه قرار داشت و همه خبرگزاری ها آن را خونین ترین قیام طی هفته های اخیر در کشورهای مصر، تونس، بحرین، ایران، یمن ... ارزیابی کردند. نکته ای که این خبرگزاری ها سعی کردند درباره آن سخن نگویند و گزارشی درباره آن منتشر نکنند، اشاره به در هم فروریزی نظامی در لیبی است که نزدیک به 4 دهه ادعای اسلام و انقلاب اسلامی را داشته است! مردمی که از استبداد مذهبی و گرانی و گرسنگی در لیبی ثروتمند و نفت خیز به جان آمده اند؛ روز گذشته مرکز سبز رنگ اسلامی در بنغازی را به آتش کشیدند. ساختمانی که مزین به آیه های قرآن با تفسیر معمر قذافی است. مردم صدها هزار جلد کتاب سبز قذافی را که مانیفست انقلاب اسلامی او بود در خیابان ها به آتش کشیدند تا گازهای اشک آور را خنثی کنند.
این سکوت خبرگزاری ها بی جهت و هدف نیست. آنها می کوشند شمشیر داموکلس "ترس از اسلام" را همچنان بالای سر اروپا و امریکا نگهدارند تا بلکه بتوان قیام گرسنگان و استبداد زدگان در کشورهای اسلامی منطقه را کنترل و در صورت امکان سرکوب و یا منحرف کنند. آنها اگر بگویند که قیام مردم در کشوری مانند لیبی، هیچ رنگی از اسلام ندارد و بجای آن، رنگی غلیظ از استبداد ستیزی و فقر ستیزی دارد، آنوقت عرصه را باخته اند. همانگونه که رهبران جمهوری اسلامی رفتار می کنند و در صدا و سیمای خود بی وقفه از انقلاب اسلامی در منطقه سخن می گویند تا بلکه مردم ایران ندانند که در منطقه علیه استبداد و گرانی و فقر و بیکاری قیام شده است. علیه استبداد مذهبی انقلاب شده است. چنان که در لیبی شده است.
همین سکوت و تحریف را به نوعی دیگر در خلیج فارس شاهدیم. خبرگزاری ها نمی گویند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز به روی خود نمی آورد که شیعیان بحرین نه برای بالا بردن پرچم اسلام و رفتن زیر بیرق بی رنگ و روی اسلامی حاکم در جمهوری اسلامی، بلکه علیه حذف یارانه ها قیام کرده اند. شیعیان بحرین علیه استبداد و فقر قیام کرده اند.
همین خبرگزاری ها نمی گویند و جمهوری اسلامی نیز نمی گوید که در لیبی مردم شماری از مامورانی که نقاب بر چهره داشتند و در کنار نیروی انتظامی و نظامی لیبی به مردم شلیک می کردند، مزدورانی بودند حرفه ای که از کشورهای افریقائی قذافی وارد کرده است. گروه های جنایتکاری که در آنگولا از امریکا مزد می گرفتند و می جنگیدند.
جمهوری اسلامی دراین بار مهرسکوت بر لب زده، زیرا از تمرکز افکار عمومی داخل کشور روی سپاه قدس که مرکب از ملیت های لبنانی و افغانی و سودانی و... است و در کودتا و سرکوب مردم نقش داشته اند وحشت دارد.
جمهوری اسلامی و خبرگزاری های غربی در این باره نیز سکوت کرده اند، که در تمام کشورهائی که در آنها مردم دست به قیام زده اند شعاری در حمایت از حزب الله لبنان و یا حماس نیست، چه رسد به حاکمیت کودتائی جمهوری اسلامی.
خبرگزاری ها نگفتند و جمهوری اسلامی نیز به تقلید آنها تاکنون نگفته است که بر خلاف تمام قیام هائی که در کشورهای منطقه جریان دارد و مردم میدانند چه چیز را نمی خواهند، اما نمی دانند چه چیز را بعنوان جایگزین می خواهند، در یمن مردم هم میدانند چه چیز را نمی خواهند و هم میدانند چه چیز را می خواهند. مردم فریاد می زنند "زنده باد جمهوری دمکراتیک". یعنی آن جمهوری که در نیمی از یمن حاکمیت دمکراتیک داشت و پس از فروپاشی اتحاد شوروی، با دخالت امریکا و عربستان سعودی سقوط کرد و شمار زیادی از رهبران و اعضای حزب انقلابی آن قتل عام شدند. مردم آن نظام دمکراتیک را می خواهند برگردانند. آن جمهوری در بخش جنوبی یمن حاکمیت داشت و در همین بخش 4 دانشگاه آن جمهوری برپا کرد و به همین دلیل جمعیت 5 میلیونی یمن جنوبی بالاترین آمار دانشگاهیان و با سوادان را در منطقه دارد.
اینها را خبرگزاری ها نمی گویند و جمهوری اسلامی که سینه ضد استکباری جلو می دهد نیز به تقلید و پیروی از همین خبرگزاری ها، این واقعیات را به مردم ایران نمی گوید.
همچنان که هر دو، درباره نقش سندیکاهای کارگری در مصر و تونس دهان خود را دوخته اند.

۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

دعوت شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد برای تجمع اول اسفند



25 بهمن نشان داد جنبش آزادی‌خواهی و ضد استبدادی همچنان به پیش می‌تازد


جمعه, ۲۹ بهمن, ۱۳۸۹
چکیده :شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد در کمال افتخار از هشیاری مردم سرزمین بزرگ ایران و هم میهنان آگاه و فداکار کرد برخود بالیده و اذعان می دارد حرکت عظیم مردم در بیست وپنجم بهمن نشان داد جنبش آزادی خواهی و ضد استبدادی ملت همچنان پر نفس و پویا به پیش می تازد و برعکس ادعا و آرزوی حاکمان عقل گریز نه تنها از میان نرفته است بلکه با تدبیر و تعمیق بیشتر، مسیر درست تغییرات تدریجی و مسالمت آمیز را طی می کند...

شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد درباره تحولات اخیر منطقه و حرکت عظیم ملت ایران در ۲۵ بهمن بیانیه ای صادر کرد.
به گزارش کلمه، شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد، در این بیانیه، ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار صانع ژاله و محمد مختاری و همه آزادیخواهان، از مردم شریف و عدالتجوی کردستان ، به ویژه جوانان سلحشور و آزادیخواه آن دعوت کرده است که همدل و همدوش با سایرمردم ایران تجمعات اعتراضی که در روز ۱ اسفند در میادین اصلی تمامی شهرهای ایران برگزار خواهد شد را همراهی نمایند.
این شورا همچنین آورده است: حرکت عظیم مردم در بیست وپنجم بهمن نشان داد جنبش آزادی خواهی و ضد استبدادی ملت همچنان پر نفس و پویا به پیش می تازد و برعکس ادعا و آرزوی حاکمان عقل گریز نه تنها از میان نرفته است بلکه با تدبیر و تعمیق بیشتر، مسیر درست تغییرات تدریجی ومسالمت آمیز را طی می کند.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
ملت شریف ایران، مردم سرافراز کردستان
تحولات اخیر کشورهای عربی و خیزش ملت های تحت ستم در کشورهای تونس ، مصر ، یمن ، بحرین ، سوریه ، اردن ، مراکش و لیبی نشان دهنده ظهور روشن بینی ، آزادی خواهی و عدالت طلبی در میان ملت های سرزمین هایی است که چند دهه است تحت سلطه حاکمان مادام العمر اداره می شوند. نگاهی اجمالی به تاریخچه وسرنوشت این مردمان به خوبی نشان می دهد که : حاکمان مادام العمر، استبداد طولانی، بی کاری و سطح رفاه پائین علیرغم برخورداری از ذخایر و منابع قابل توجه، سلطه ایدئولوژیک ، سخت گیری در برابر تنوع فرهنگی و یا بازیچه قرار دادن آن توسط حکام و تحقیر ملت و تنزل دادن حرمت آن ملت ها در انظار جهانیان از جمله ویژگی های مشترک مناطقی است که خیزش نوین در آن ها آغاز شده است. البته بی گمان شاه بیت و علت العلل این اعتراضات را می توان اعتراض ملت ها به فقدان انتخابات آزاد در این کشورها دانست. رفتار حاکمانی چون قذافی، حسنی مبارک، علی عبدالله صالح و بن علی در انتخابات های اخیر را باید عامل اصلی آغاز اعتراضات ملت های لیبی، مصر، یمن و تونس دانست.
در حالی که انتظار می رفت در چنین شرایطی که موج روشنگری منطقه را در برگرفته است حاکمان ایران به خود آمده و پس از نارضایتی ها و اعتراضات سال گذشته در پی انتخابات دهم ریاست جمهوری به جبران فرصت های از دست رفته بپردازند ، مشاهده گردید در کمال ناباوری و در یک شبیه سازی ناشیانه ، دولت تا دندان مسلح خود را به مردمان تحت ستم مصر وتونس و یمن تشبیه و میلیون ها ناراضی ایرانی را در کنار دولت های مستبد آن کشورها قرار دادند. همان شبیه سازی ناشیانه ای که در عاشورای امسال انجام داده و خود را با امام حسین مظلوم فاقد قدرت حکمرانی شبیه دانسته و مردمان بی پناه و تحت ستم ایران را به حکومت اقتدارگرای یزید مشابه دانستند! ودر ادامه رفتارهای متکبرانه خود ، درخواست رهبران جنبش سبز برای راهپیمایی در حمایت از قیام مردم مصر وتونس را رد کرده و تظاهرات میلیونی مردم در شهرهای تهران ، اصفهان، مشهد، شیراز و کرمانشاه را به شدت سرکوب و اعتراض مدنی و مسالمت آمیز مردم به شیوه های غلط حکومت داری و مطالبه آزادی و دمکراسی در روز بیست و پنجم بهمن ماه را به خاک و خون کشیدند. در این رابطه متاسفانه تعداد زیادی از هموطنان بازداشت، زخمی و بر اساس اخبار موثق دستکم دو تن از جوانان طرفدار جنبش سبز به شهادت رسیدند.
این رفتارهای سرکوب گرانه و اقدامات خشن ، نشانه اوج استیصال کسانی است که برخلاف ادعاهای خود درمورد مردمان آزادی خواه کشورهای منطقه وعلیرغم تصریح قانون اساسی، هیچ گونه حق اعتراض، تجمع و راهپیمایی را برای شهروندان خود به رسمیت نمی شناسند. مشخص نیست چرا حق اعتراض را برای همه ملت های دنیا به رسمیت می شناسند اما این حق را از ملت خود دریغ می ورزند؟! بی شرمانه تر اینکه هراس و وحشت آنان از سرریز خشم ملت و شروع مجدد تظاهرات خیابانی باعث شده که به دروغگویی در مورد شهدای جنبش آزادیخواهی و دمکراسی مردم ایران که امروز در رنگ سبز تجلی یافته است، دست یازیده و در اوج وقاحت و بی شرمی با مصادره گرامیداشت و یاد شهدا، در پندار خود علاوه بر ایجاد جو ارعاب و وحشت، از انرژی زایی و موج آفرینی خون های به ناحق ریخته شده جوانان ، در رگ های تشنه اصلاحات و تغییر مسالمت آمیز ممانعت بعمل آورند غافل از اینکه سنت زمانه، تقدیر همه حاکمان مردم ناباور را با سرنوشت امثال حسنی مبارک و بن علی گره زده است.
اگرچه در طول سالیان گذشته ، همواره کردستان عزیز و مردمان شریف و وطن دوست آن به واسطه وجود نگاه امنیتی حکومت و تسلط نظامیان برهمه شئونات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این منطقه، هزینه های سنگینی پرداخته اند اما به نظر می رسد کینه ونفرت طراحان و سناریونویسان اقتدارگرا هنوز از آن همه اعدام و شکنجه و زندان و ترورهایی که توسط فرماندهان سابق و برکنار شده سپاه کردستان طراحی و اجرا شده بود، سیراب نشده است و همچنان به تحمیل هزینه های بیشتر بر مردم ستم دیده کرد می اندیشند. در تازه ترین مورد آن با طراحی ترور شهید صانع ژاله دانشجوی کرد پاوه ای دانشگاه هنرتهران و سپس تلاش مذبوحانه برای انتساب او به نهادهای غیر مردمی که امروز در یک دگردیسی آشکار، به ابزاری برای سرکوب هم میهنان مبدل گشته است، زمینه های گسترش نفاق و نفرت درجامعه را فراهم نمایند.
شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد در کمال افتخارازهشیاری مردم سرزمین بزرگ ایران و هم میهنان آگاه و فداکار کرد برخود بالیده و اذعان می دارد حرکت عظیم مردم در بیست وپنجم بهمن نشان داد جنبش آزادی خواهی و ضد استبدادی ملت همچنان پر نفس و پویا به پیش می تازد و برعکس ادعا و آرزوی حاکمان عقل گریز نه تنها از میان نرفته است بلکه با تدبیر و تعمیق بیشتر، مسیر درست تغییرات تدریجی ومسالمت آمیز را طی می کند.
شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد، ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار صانع ژاله و محمد مختاری و همه آزادیخواهان، از مردم شریف و عدالتجوی کردستان ، به ویژه جوانان سلحشور و آزادیخواه آن دعوت می نماید که همدل و همدوش با سایرمردم ایران تجمعات اعتراضی که در روز ۱ اسفند در میادین اصلی تمامی شهرهای ایران برگزار خواهد شد را همراهی نمایند.
شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد
۲۹ بهمن

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

روزنامه الاخبار لبنان فاش کرداسناد استفاده از اوباش مصری فاش شد، نوبت ایران هم می رسد

با سقوط حسنی مبارک، اسناد روزهای مقابله نیروهای نظامی و لباس شخصی های مبارک با مردم و تظاهر کنندگان در میدان التحریر قاهره بتدریج منتشر می شود.
از جمله، روزنامه الاخبار لبنان سند محرمانه را منتشر کرد که پلیس و وزارت کشور مصر، مشترکا "اراذل و اوباش" را سازماندهی کرده و با گماردن نیروهای امنیتی و پلیس مصر با لباس شخصی در میان آنها، به مردم حمله ور می شدند. نام این سند "طرح مبارزه با تظاهرات و راهبردهای پیشنهادی” بوده است.
در همان سند قید شده «باید تعدادی از اراذل و اوباش را با پرداخت هزینه های لازم و مکفی استخدام کرده و آنها را در مراکز تجمعات و اعتراضات مستقر کرد. باید به این افراد توضیح داده شود که چگونه در این مناطق ناآرام فعالیت کنند. به این افراد باید چماق و یا باتوم های آهنی کوچک داد تا بتوانند معترضین و تظاهرکنندگان را سرکوب یا دستگیر کنند. نیروهای امنیتی و پلیس نیز با لباس شخصی باید در میان مردم و این نیروها باشند و هدایت عملیات را برعهده بگیرند. آنها باید در کنار خیابانها، معابر، درختان، پارکینگ و در نزدیکی معترضین حضور داشته باشند و هرگز هویت واقعی خود را فاش نکنند. باید اخبار غیر واقعی درباره غارتگری نقاط و مراکز حساس کشور توسط معترضین در اختیار شبکه های داخلی و خارجی تلویزیونی قرار گیرد. باید مردم را از غارت و نا امنی ترساند و از آنها خواست که برای حفظ اموال و دفاع از خانه هایشان به منزل هایشان باز گردند.
(خنده دار آنست که خبرگزاری "مهر" بخش عمده ای از این گزارش که با اوضاع ایران مو نمی زند، را در روزهای اوج تظاهرات مردم در میدان التحریر قاهره و در ادامه فرمایشان مقام معظم فرزانه در نماز جمعه تهران منتشر کرده بود!)

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

بازماندگان رژیم پهلوی

بخش هائی از مقاله ای به قلم مصطفی تاج زاده که در سایت "نوروز" منتشر شده است:

من جنبش سبز را معادل یک حزب و جناح نمی‌دانم، چرا که ویژگی های یک گفتمان را دارد. جنبش سبز گفتمان به رسمیت شناختن حقوق دیگران بر مبنای به رسمیت شناختن حق بشر است که ادامه تکاملی گفتمان" نوفل لوشاتو" و گفتمان "دوم خرداد" است. این جنبش بر اساس فرهنگی دموکراتیک استوار است که رقیب را «خس و خاشاک» نمی‌داند و هیچ فرد و گروهی را «هیچ» نمی‌‌خواند و "ناموجود" نمی‌انگارد و به آزادی و برابری حقوقی همه انسان‌ها اعتقاد دارد. به دلیل همین ویژگی، هر ایرانی با هر موضع فکری و سیاسی و از جمله هر اصولگرایی که آنچه برای خود نمی‌پسندد، برای دیگری نیز نپسندد، یعنی طرفدار مطبوعات آزاد باشد، از آزادی احزاب مستقل از ایدئولوژی آنها و مشروط به التزامشان به قانون اساسی دفاع کند و حقوق شهروندان مندرج در فصل‌های سوم و پنجم قانون اساسی را برای همه ایرانیان به رسمیت بشناسد، عضو جنبش سبز به شمار می‌آید. بنابراین هر شهروندطرفدار انتخابات آزاد، ولو به مهندس موسوی رأی نداده باشد، عضو جنبش سبز است.
تحقق دموکراسی و تأمین حقوق شهروندی در ایران کنونی از خلال تلاش برای اجرای اصول نقض شده قانون اساسی (از قبیل اصول مربوط به آزادی اندیشه و قلم و بیان، تجمع و تحزب و انتخابات و سبک زندگی و نیز منع شکنجه و تفتیش عقاید و اصل ۲۷) و همچنین اصول مربوط به مشارکت اقوام ایرانی در فرایند ایران‌‌سازی دموکراتیک آن (اصول ۱۵ تا ۱۹) می گذرد. به همین دلیل"اجرای بدون تنازل قانون اساسی" کم هزینه‌تر، سریعتر و باحمایت مردمی بیشتری جنبش سبز را به مقصد خود که استقرار دموکراسی از طریق انتخابات آزاد با همه لوازم آن است می رساند تا این که اصل قانون اساسی را نفی کنیم و به خشونت ورزان برای نقض بیشتر و خشن تر حقوق شهروندان بهانه و میدان دهیم و هزینه فعالیت های سیاسی را بالا ببریم. متأسفانه تکرار برخی رفتارهای غیر انسانی و سرکوبگر رژیم پهلوی در عبور از حقوق اساسی ملت، ارائه روایت دموکراتیک از قانون اساسی را به نسل جدید دشوار، و زبان اقتدارگرایان را در نقد رژیم ستمشاهی الکن و زمینه را برای دموکراتیک نمایی بازماندگان رژیم گذشته مهیا کرده است.
تجربه ملل دیگر نیز بیانگر آن است که قانون اساسی زیر نور سبز حضور مردم می تواند به گونه ای کاملاً متفاوت با شرایطی که زیر برق سر نیزه های نظامیان مداخله گر در سیاست قرار گیرد، «دیده» و «خوانده» شود. بر این اساس به نسل جوان عرض می‌کنم تأمین حقوق فردی و جمعی شهروندان در درجه اول به خواست و اراده مردم وابسته است که با قانون اساسی و در واقع با عرصه تعیین سرنوشت چگونه مواجه می‌شوند و آن میثاق ملی را چگونه تفسیر و اجرا می کنند.
تک ‌تک اصول قانون اساسی در یک فضای گفت و شنودی و توسط نمایندگانی بحث شد و به تصویب رسید که مساله اصلی آنان نه "تامین امنیت" که جلوگیری از بروز دیکتاتوری بود و از خفقان و شکنجه و سلب آزادی‌ها و نقض حقوق ملت در دوران ستمشاهی رنج زیادی کشیده بودند. به همین دلیل می‌کوشیدند تضمین قانونی و حقوقی برای عبور از دوران تاریک دیکتاتوری به ملت دهند تا جمهوری اسلامی ایران با استبداد و اختناق و نیز با انتخابات نمایشی و مجالس فرمایشی مواجه نشود. اگر هنگام تدوین قانون اساسی می‌بینیم که برای تصویب اصل «منع شکنجه» یا «منع تفتیش عقاید» موشکافی‌های عالمانه و حقوقی به عمل آمد، باید توجه کنیم که تدوینگران قانون اساسی همه آن شکنجه‌ها و اعتراف‌سازی‌ها و «شاها سپاس» سازی‌های ساواک را در حافظه خود داشتند. به همین دلیل احترام به حافظه تدوین کنندگان قانون اساسی و تبدیل آن را به حافظه اجتماعی راهگشای استقرار کم هزینه و مطمئن تر دموکراسی در ایران می‌دانم(۵).
ما به تجربه دریافته‌ایم شکل حکومت نیز تعیین کننده دمکراتیک یا دیکتاتور بودن رژیم نیست. چه بسیار نظام های سلطنتی (انگلستان، بلژیک، سوئد و ...) و حتی امپراطوری (ژاپن) که دموکراتیک اداره می شوند و چه بسیار حکومت های جمهوری (مصر،سوریه و ...) که در آنها استبداد حرف اول را می زند. بنابراین آنچه یک رژیم را دموکراتیک می کند. اراده ملی، سنن و نهادهای دموکراتیک، دستگاه قضایی بی طرف، انتخابات آزاد و شهروندان مسئول است. نمونه بومی آن را ما خود سه دهه پیش تجربه کردیم.وقتی ایرانیان در سال ۱۳۵۷ قیام کردند، رژیم شاه مجبور شد یکی پس از دیگری اصول قانون اساسی مشروطیت را اجرا کند. زندانیان سیاسی را آزاد، مطبوعات را به طور نسبی از زیر تیغ سانسور خارج و بعضی مقامات را به دلیل فساد مالی دستگیر کند و حتی از انحلال ساواک و برپایی انتخابات آزاد و تشکیل کابینه توسط اعضای جبهه ملی یا نهضت آزادی سخن به میان آورد. بین سال ۱۳۵۵ که در آن قانون اساسی محلی از اعراب نداشت و سال ۱۳۵۷ که محمدرضا شاه مکرر اعلام می‌کرد حاضراست تمام اصول قانون اساسی مشروطه را اجرا کند، چه فرقی است جز بیداری مردم وخیزش عمومی آنان؟ پس نمی توان گفت در همه کشورهایی که قانون اساسی قابل قبول و دموکراتیک دارند لزوما دموکراسی هم حاکم است. زیرا این نوع رژیم های دیکتاتور دارای قانون اساسی دموکراتیک هستند اما به علت ضعف فرهنگ عمومی و سیاسی و فقدان یا ضعف نهادهای مدنی قدرتمند و سراسری و نیز رخوت و بی تفاوتی شهروندانشان به صورت استبدادی و بعضاً با اعمال قهر و زور عریان اداره می شوند. از سوی دیگر کشوری مانند انگلستان بدون داشتن قانون اساسی مدون، شبیه آنچه اکثر قریب به اتفاق کشورها دارند، قدیمی ترین دموکراسی جهان به شمار می رود. در این کشور نهاد سلطنت از قرون وسطا به یادگار مانده و هنوز نزد شهروندانش و نیز نزد اغلب کشورهای مشترک المنافع بریتانیا از احترام برخوردار است. اما به علت حضور نهادهای مدنی قدرتمند مانند احزاب و مطبوعات آزاد، فرهنگ عمومی و سیاسی دموکراتیک، روش ها و سنت های دموکراتیک مانند انتخابات آزاد و پذیرش حکومت اکثریت و رعایت حقوق اقلیت، دستگاه قضایی مستقل، توازن قوا و ... نهاد سلطنت نیز مجبور است دموکراتیک رفتار کند و سخن بگوید. با توجه به دلایل و موارد فوق پافشاری بر "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" را منطبق با شرایط ایران و متناسب با روح جنبش سبز می دانم که جنبش زندگی است؛ چراکه این راهبرد؛
اولا از حمایت اکثریت شهروندانی برخوردار است، که در صورت تضمین آزادی انتخابات در آن شرکت می‌کنند.
ثانیا استفاده از امکانات عمومی و ملی و قانونی را برای رهبران و علاقه مندان و وابستگان جنبش سبز به مراتب بیشتر ممکن می کند.
ثالثاً افشاگر حزب پادگانی است و نشان می‌دهد که به حاکمیت قانون و اجرای کامل قانون اساسی باور ندارد و "قانون اساسی را برای همه ایرانیان" نمی خواهد.
رابعاً مانع اعمال خشونت گسترده و مستمر حزب پادگانی می‌شود و از تحمیل هزینه های سنگین به مردم جلوگیری می‌کند.
به عبارت دیگر اگر قبول داریم که تمام تلاش حزب پادگانی تلاش برای جنگی، نظامی و امنیتی کردن شرایط و فضای کشور است تا نقص حقوق مردم را توجیه کند، باید گفت راهبرد و شعار "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" می تواند تلاش فوق را افشا و تا حدود زیادی حزب پادگانی را خلع سلاح کند. یعنی اعمال خشونت وسیع و عریان را ناممکن کند یا آن را به حداقل ممکن برساند. به باور من با این روش گذار مسالمت آمیز به دموکراسی و بر پایی انتخابات آزاد ممکن می شود بدون آنکه بالضروره در آن متوقف شود.(۶)گذشته از نکات فوق راهبرد و شعار مزبور اصولگراها را به دو اردوگاه تقسیم خواهد کرد و صف اقتدارگراهایی را که همچون طالبان به "اسلام بدون حقوق بشر" معتقدند و جامعه اسلامی را «تک صدا» می‌دانند، از صف اکثریت محافظه کارانی که مخاطرات مطلقه و متمرکز شدن قدرت و حاکمیت "خوارج های جدید" را روز به روز بهتر درک می کنند و بنابراین حاضرند حقوق دیگران را به رسمیت بشناسند و با آنان به رقابت سیاسی بپردازند جدا و ریزش حزب پادگانی را بیشتر می کند. این روند فرصت مناسبی برای پیشبرد اهداف جنبش سبز زندگی فراهم می کند.
می دانم که ترس‌ سازی حزب پادگانی علیه امید سازی مشارکتی ملت، فرآیندی است که از مدت‌ها قبل از برپایی انتخابات ۸۸آغاز شده و همه تلاش‌ حزب پادگانی امنیتی- نظامی کردن فضا و شرایط است تا تمرکز بیشتر قدرت و تنگ تر کردن دایره «خودی‌ها» موجه جلوه کند و به این ترتیب راه نفس کشیدن را بر هر منتقدی ببندد. ولی دقیقا به همین دلیل معتقدم یکی از شعارهای اصلی جنبش سبز باید «قانون اساسی برای همه ایرانیان» باشد تا ضمن گرفتن بهانه از نظامیان مداخله‌گر در عرصه سیاست و انتخابات و نیز کوشش برای عادی‌سازی شرایط، سیاست‌ورزی قانونی را تسهیل و هزینه آن را کاهش دهد تا استقرار دمکراسی و بر پایی انتخابات آزاد در محیطی غیر نظامی و غیرامنیتی ممکن شود.(۷)
امیدوارم جنبش سبز اجازه ندهد قانون‌شکنان قدرت‌پرست همان بلایی را بر سر قانون اساسی برخاسته از انقلاب اسلامی بیاورند که رژیم پهلوی بر سر قانون اساسی مشروطیت آورد زیرا که این جنبش را قادر به اصلاح نواقص قانون اساسی موجود و رفع معضلات اجرایی آن می دانم.
مشارکت عظیم مردم در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، زیبا، بزرگ و باشکوه بود. متأسفانه حزب پادگانی تصویر امنیتی نادرستی از آن عزم ملی داشت. به همین دلیل پیروزی آقای موسوی را مساوی شکست نظام ارزیابی می‌کرد وبا اقدام های غیر قانونی و غیر اخلاقی خود هزینه زیادی به ملت وارد و موقعیت، اقتدار و حیثیت کشور را مخدوش کرد.
همه کوشش حزب پادگانی را آن می دانم که آزادی اندیشه، بیان، قلم، مطبوعات، احزاب، تجمعات، تشکل های مردم نهاد (NGO)، اتحادیه ها و سندیکاها و سرانجام آزادی انتخابات را منتفی کند. پس اگرافکار عمومی از «قوه» به «فعل» در آید و به "نیرو" تبدیل شود، شبیه آنچه در یکسال گذشته مشاهده کرده‌ایم، حزب پادگانی مجبور خواهد شد دیر یا زود تسلیم مطالبات قانونی مردم شود و حقوق و آزادی های آنان را محترم شمارد.

۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

فرازهائی از مصاحبه رفسنجانی با جمهوری اسلامی باید بپذیریم که بالاخره بخشی از مردم ناراضی اند!

وضع منطقه دچار یک تحول جدی شده است . تعریف منطقه متفاوت شده است. حتی در کشورهای پیشرفته اروپایی هم دارد اتفاق می‌افتد. آنجا هم مردمش بعد از این مشکلی که برای اقتصاد دنیا پیش آمد، دارند شرایط جدیدی پیدا می‌کنند. علائمی به چشم می‌خورد که مردمشان ناراضی هستند. در آینده کشورهای اروپایی هم با مسائلی مواجه خواهند شد. اینها بی‌ارتباط با هم نیستند.
مردم اروپا هم ناراضی اند و تظاهرات می کنند. الان تقریبا همه دنیا دارد اینطور می‌شود. ظروف مرتبطه شده است. اخبار حوادث و انقلابات به سرعت به همه جا می‌رسد. سمعی و بصری. رسانه‌ها فعال هستند. در مجموع به نظر می‌رسد یک تحرک مردمی در دنیا دارد اتفاق می‌افتد. حالا این اتفاق در کشورهای پیشرفته مردم خودشان حکومت‌های‌شان را انتخاب می‌کنند، که نمی‌شود به آنجاها گفت دیکتاتوری به صورت دیکتاتوری‌های جهان سوم یک طور و در آنجاها هم که یک نوع دیکتاتوری مخفی هست طور دیگر. کشورهای منطقه ما حقیقتا دیکتاتوری بوده، حقیقتا انحصاری بوده. طبقه حاکم شبه موروثی بوده و هست. این‌ها مسائل جدید ماست. در اروپامسائل دیگری دارند.
همین‌جوری نگوئیم این انقلاب اسلامی است که آنها دارند تکرار می‌کنند. یا اینکه بگوییم هیچ تاثیری ما نداشتیم. نمی‌شود سیاه و سفید دید. مسأله را باید با ابعاد مختلف دید.
مردم ایران آمدند در صحنه و بدون سلاح، بدون کودتا، بدون هیچ عامل دیگری و شاه فرار کرد. این الان به نظر می‌رسد که دارد تکرار می‌شود. مثل اتفاقی که در تونس افتاد. نه کودتا بود و نه چیز دیگری. مردم آمدند در خیابان‌ها و بن علی فرار کرد. چیزی که الان هم در مصر دارد اتفاق می‌افتد مشابه همان است.
در تونس، در مصر، در یمن و در اردن تا حدودی انگیزه‌های شبیه به دوران ما هست. نوعا کشورهایی که این حوادث را دارند، مثل ایران دوره شاه هستند. یعنی یک حکومت موروثی شکل سلطنت یا جمهوری دارند. حکومت شبه موروثی دارند. یک دیکتاتوری شبیه زمان شاه وجود دارد. مردمشان هم مسلمان هستند. البته شیعه کمتر دارند. انگیزه‌های دینی هم قطعا در آنجا وجود دارد. به اندازه‌ ایران اگر انگیزه اصلی شان اسلامی نباشد، نقش اسلامیشان حتما هست. شبیه ماهست. اما آنها مایل نیستند خودشان از ترسی که دارند بگویند ما شبیه ایران هستیم. غربی‌ها خیلی نگران هستند. آنها نمی‌خواهند نگرانی غربی‌ها را تحریک کنند. در این مرحله هستند.
فکر می‌کنم حضور مردم در آینده در همه جا جدی‌تر می‌شود. بخصوص جوان‌ها که خیلی هم محتاط نیستند. این اتفاق همه جا خواهد افتاد. مصر الان موقعیت ممتازی دارد. مصر معلم خیلی از کشورهای افریقایی و عرب است.
جان‌مایه اصلی انقلاب اسلامی احترام به حقوق انسان‌ها، آزاداندیشی، حفظ حرمت و کرامت انسانی بود. در سال‌های اخیر این فرهنگ تا حدود زیادی از بین رفته، آن ارزیابی که ما داریم از جامعه این است که بی‌حرمتی خیلی زیاد شده، با قلم‌های مسموم، با زبان‌های مسموم بی‌اخلاقی‌های خیلی زیادی می‌شود. تهمت، دروغ، افترا رشد کرده. یک گروه افراطی سعی می‌کنند برای ماندن خودشان، برای بقای خودشان، هر چیزی به هرکسی بگویند.
من البته در شرایط فعلی تمایلی ندارم که خیلی صریح و وسیع وارد بشوم. اما کلیت قضیه این است که ما آن موقعی که توانستیم انقلاب را به پیروزی برسانیم با اکثریت قاطع مردم بود. مردم راه‌حل را اسلام می‌دانستند. اگر بنا باشد دروغ گفتن، آمار دروغ دادن، وعده دروغ دادن، خلف وعده کردن، تهمت زدن، ضایع کردن حقوق مردم، عدم احترام به آزادی مردم و امثال اینها باشد اینها همه ضداسلامی است .
خیلی بهتر از این می‌شود از ظرفیتی که الان جمهوری اسلامی ایران دارد بهره‌برداری بکنیم. به نظر من ظرفیت ایران در سیاست خارجی بالا است منتها نیاز به یک مدیریت قوی و به روز دارد.

در شرایط حاضر قانون اساسی را کافی می‌دانم برای اداره همین وضع یعنی هم حفظ اسلام و هم حفظ مردم و هم حفظ مصالح جامعه. ممکن است بعد از 10، 15 سال قانون اساسی یک چیزهایی از آن جابجا شود. من فکر می‌کنم اگر اینها را مراعات کنیم خیال‌مان می‌تواند راحت بشود. متاسفانه مشکلات داریم. از نظر اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی اسلامی. و خیلی چیزها را نمی‌توانیم بگوییم اسلامی است. از لحاظ مردم هم بالاخره بخشی از مردم ناراضی هستند. به هر دلیلی. حالا یا حق‌شان باشد یا نباشد. باید بهتر از این مردم را در صحنه نگه داریم. قانون اساسی هم باید بهتر از این مراعات بشود.
من به این قشر ناراضی توصیه‌ام این است که بیائید در صحنه. انقلاب مال آنها هم هست. همه بیایند. حتی آنهایی هم که در انقلاب نبودند، سهمی هم نداشتند بیایند. این کشور مال آنها هم هست. ما می‌خواهیم همه بیایند. ما الان آلترناتیوی برای وضع موجود نداریم. همین را باید حفظ بکنیم. با اصلاحات. با ترمیم‌هایی که لازم است انجام بدهیم. نظرم این است اکثریت قاطع مردم طرفدار براندازی در ایران نیستند. نظام جمهوری اسلامی را می‌خواهند بماند. آنهایی که مخالفت می‌کنند اختلاف دارند با ما بر سر بعضی کارهای‌مان. یا آزادی‌ها، یا رسانه‌ها، یا احزاب، یا انتخابات. اصل انقلاب را اکثریت قاطع مردم می‌خواهند

۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

دیکتاتور را می توان به زیر کشید! عزای پنهان ج. اسلامی شادمانی مردم ایران و مصر

سقوط مبارک، پایان انقلاب مردم مصر نخواهد بود. این مسئله چنان آشکار است که مجله آلمانی اشپیگل نیز آن را درگزارشی که از میدان التحریر مخابره کرده اعلام کرده است. شاید شورای نظامی که قدرت را از مبارک تحویل گرفته، در یک ابتکار ملی، شورائی مرکب از چهره ها و رهبران احزاب ملی و مذهبی تشکیل داده و خود به پادگان ها بازگردد و ناظر رویدادهای سیاسی بعدی شود. گام های بعدی چندان به درازا نخواهد کشید، بویژه پس از خروج مبارک از مصر و انتقال احتمالی اش به یکی از بیمارستان های آلمان که مدتی پیش در آن بستری بوده است.
جشن و شادمانی شب گذشته مردم مصر برای از جا کندن دیکتاتور و رئیس جمهوری که تصور می کرد تا پایان عمر بر این مسند باقی خواهد ماند و بعد از خود نیز، پسرش جای او خواهد نشست، بزودی جای خود را به رایزنی ها و طرح خواست های اقتصادی و سیاسی خواهد داد. مردم آزادی را برای طرح همین خواست ها و رسیدن به آنها می خواستند. شادمانی شب گذشته مردم مصر، در تمام منطقه نه تنها بازتاب داشت، بلکه حتی درکشورهای دیگر نیز مردم و نه دولت ها و حکومت ها آن را جشن گرفتند. زیرا، آن را گامی بزرگ در راه سرنگونی همه حکومت های خودکامه می دانند.
در جمهوری اسلامی نیز وضع کم و بیش بر همین منوال بود، با این تفاوت که مردم امکان ریختن به خیابان و ابراز شادمانی از سقوط دیکتاتوری در مصر را نداشتند و حاکمیتی که خود در وحشت راهپیمائی 25 بهمن است، با تزویر و ریا خود را شادمان از سرنگونی مبارک تبلیغ می کند. این در حالی است که خوب میداند، این سقوط، بویژه در پایان روز 22 بهمن و تشدید تدارک 25 بهمن، عملا به تقویت روحیه مردم ایران انجامید، زیرا دیدند که با پایداری و استقامت می توان مستند قدرتمندی چون مبارک را به زیر کشید. در غیر اینصورت، حکومت مستقیم و غیر مستقیم تبلیغ می کرد که مبارک هم چون خامنه ای ایستاد و تسلیم خواست مردم نشد و ادامه تظاهرات و راهپیمائی ها در ایران نیز بی نتیجه است! کافی است، کمی با دقت اخبار مربوط به ابراز شادمانی های دروغین حکومت ایران را بخوانیم تا با عمق ماجرا آشنا شویم.
- بلافاصله پس از سقوط مبارک، مخابرات جمهوری اسلامی دو نام "مصر" و "تونس" را در اس ام اس ها فیلتر کرد تا مردم این سقوط را به هم تبریک نگفته و راهپیمائی 25 بهمن را به آن پیوند نزنند!
- از همان دیشب، نیروی انتظامی برای توجیه لشگر کشی خیابانی خود و نمایش قدرت به مردم، اعلام کرد کنترل اتومبیل ها از صبح شنبه (امروز) آغاز می شود! اتومبیل، اسم رمز "مردم" شد!
- سیمای جمهوری اسلامی بلافاصله پخش بی وقفه اسلام گرائی در مصر را در راس برنامه های خود قرار داد و حیرت آور است که عین همین سیاست را دولت اسرائیل با شدتی مشابه شدت آن در جمهوری اسلامی آغاز کرد. هدف اسرائیل نگهداشتن قدرت در دست ژنرال های مصر و حفظ رژیم مبارک، بدون مبارک است. آیا جمهوری اسلامی هدفی جز این را دنبال می کند؟ از قول سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که رهبری کودتای 22 خرداد را برعهده داشت بخوانید:
- ارتش مصر باید آماده دفاع از صحرای سینا و کانال سوئز در برابر تجاوز اسرائیل باشد!
معنای واقعی این توصیه جز این نیست که ژنرال های مبارک قدرت را حفظ کنند و تسلیم مردم مصر که خواهان تغییر رژیم و ساختار اقتصادی مصراند نشوند. اتفاقی نیست که مبارک هم در آخرین سخنرانی تلویزیونی اش که پنجشنبه شب ایراد شد و خشم مردم را افزود، برای کنار نرفتن از قدرت استدلالی شبیه استدلال ژنرال فیروز آبادی داشت. اسرائیل حتی اگر جنون هم گرفته باشد، کوچکترین امکانی برای تجاوز به صحرای سینا و کانال سوئز ندارد. هر اندازه هم که حاکمیت کودتائی جمهوری اسلامی چنین آرزوئی را داشته باشد! نه تنها چنین امکانی را ندارد، بلکه باید خود در پی چاره ای برای آغاز اعتراضات در داخل اسرائیل علیه حکومت اسرائیل باشد. اعتراض هائی که در آینده ای بسیار نزدیک سقوط دولت نتانیاهو را در پی خواهد داشت. این خبر را به نقل رادیو اسرائیل، که شب گذشته پخش شد بخوانید:
- "هیستدروت" (اتحادیه کل پرقدرت کارکنان اسرائیل) روز پنجشنبه دولت آقای نتانیاهو را تهدید کرد که اگر در زمینه های اقتصادی تسهیلاتی برای ملت قائل نشود، از دو هفته دیگر اعتصاب را عمومی در کشور اعلام خواهد کرد!

۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه

گزارش نیویورک تایمز از گفتگو با مهدی کروبی-8 فوریه 2011 دوشنبه، شاهد راهپیمائی مردم سبز ایران خواهید بود ترجمه پیک نت

تایمز: مهدی کروبی سه شنبه این هفته در مصاحبه با خبرنگار نیویورک تایمز تایید کرد که هفته آینده تهران شاهد تظاهراتی در حمایت از اعتراضات مردم مصر و تونس خواهد بود. این تظاهرات سنجشی است برای حکومت و اپوزیسیون آن دانست.
مهدی کروبی:
"چون حکومت ایران حوادث را در قاهره و جاهای دیگر به عنوان میوه ی انقلاب اسلامی می داند، عدم اجازه ی راهپیمایی در داخل ایران برای حمایت از قیام در این کشورها این موضع دروغین را ثابت می کند."
برای اپوزیسیون ایران حوادث قاهره آینه ای تمام نما از اعتراضات بعد از انتخابات سال 88 در ایران است، نه انقلاب 57. و این حرکات در کشورهای عربی می تواند به جنبش سبز برای پیگیری رفرم های سیاسی حیات تازه ای بدهد. جنبشی که به گفته ی مهدی کروبی دولت دائما در از مرگ آن خبر پخش می کند.
کروبی گفت: "هر نوع حرکتی که باعث قیام مردم و مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری در جهان اسلام و جهان اعراب شود به نفع ماست. دو شنبه ی هفته بعد برای جنبش سبز روز امتحان است – اگر دولت مجوز راهپیمایی را صادر کند، شاهد تظاهراتی وسیع خواهیم بود و زنده بودن جنبش سبز را همه خواهند دید. "
هر دو طرف منازعه در ایران روی اعتراضات مردم مصر سرمایه گذاری کرده اند.
کروبی اضافه کرد:
"تمام رسانه های رسمی ایران روی موضع گیری های سازمان های اسلامی در مصر بسیار تاکید می کنند و بعلاوه بر نگرانی دولت های غربی مبنی افتادن قدرت در مصر به دست اخوان المسلمین اما همه واقعیت این نیست."
فشار بر دولت ایران برای صدور مجوز راهپیمایی در ایران، صرف نظر از خطراتی که ممکن است داشته باشد به یک خیزش ضد حکومتی دیگر تبدیل خواهد شد. خیزشی که از سال گذشته تا به کنون حکومت جلوی آن را گرفته است.
کروبی گفت که اگر حکومت ایران به مردم خودش اجازه ی راهپیمایی و تظاهرات ندهد، خلاف تمام چیزهایی که تا به حال ادعایش را کرده رفتار کرده و تمام حمایت هایی که از تظاهرات در مصر انجام می دهند، دروغ است. خواست مردم ایران انتخابات آزاد، راهپیمایی آزاد، و آزادی بیان است.
جنبش سبز سعی کرده عدم تناسب فشار حکومت در داخل و استقبال از تظاهرات سیاسی در کشورهای دیگر را نشان دهد. وبسایت های نزدیک به میرحسین موسوی اخیرا دو تصویر را منتشر کرده اند. یکی پلیس مصر است که یک تظاهرکننده را می زند و دیگری همین تصویر است که در تهران بوسیله ی نیروهای امنیتی بوقوع پیوسته است. در این تصاویر تظاهرکننده ی مصری را با برچسب "قهرمان" مشخص کرده ند و تظاهرکننده ی ایرانی را "عامل امپریالیسم" نامیده ند.
کروبی عملا در بازداشت خانگی به سر می برد. در طول روز دو یا سه اتومبیل امنیتی در بیرون خانه اش مراقبت هستند و مراجعه کنندگان به او را دور می کنند. به گفته ی خودش نزدیک شش ماه است که به صورت مستقیم با هیچ روزنامه نگاری مصاحبه نکرده است، اگرچه گاهی اوقات سوالاتی را با ایمیل پاسخ داده است. او گفت اخیرا توانسته با موسوی دیدار داشته باشد و برنامه و درخواست راهپیمایی را با موافقت یکدیگر تنظیم کنند، وگرنه تا قبل از آن به خاطر محدودیت ها ارتباطشان نیز محدود بوده است. او گفت هنوز در مورد سکوت در راهپیمایی تهران تصمیم قطعی گرفته نشده است.
کروبی اضافه کرد که پیروز شدن تظاهرات مصر و تغییرات در مصر، فشار مضاعفی را بر حکومت ایران وارد خواهد کرد. به این معنی که هم ترکیه و هم مصر، که پر جمعیت ترین کشورهای منطقه هستند از ایران دموکراتیک تر هستند.
او گفت: "به این ترتیب ایران در منطقه عقب افتاده است، و با معیارها و مقیاس های انقلاب که همه چیز باید مبتنی بر رای مردم باشد جلو نرفته است".
او اضافه کرد: "البته شکست قیام مردم در کشورهای عربی شاید تاثیرات بدی بر ایران داشته باشد اما نه آنچنان زیاد. ما مطالبات خودمان و اهداف خودمان را برای آزادی در جامعه داریم – ما آزادی را با انقلاب وعده دادیم اما هیچ گاه به آن دست نیافتیم".

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

مطابق دستوری که خبرگزاری فارس منتشر کرد مصاحبه فرماندهان سپاه از این پس، نباید منتشر شود!

روابط عمومی سپاه پاسداران با دستوری که خبرگزاری وابسته به سپاه "فارس" آن را منتشر کرد، از مطبوعات و صدا و سیما خواست تا مطالبی را به نقل از فرماندهان سپاه منتشر نکنند، زیرا نظرات آنها، نظرات رسمی سپاه پاسداران نیست.
ظاهرا مصاحبه خبری روز گذشته فرمانده کل سپاه پاسداران با هدف اعلام نظر رسمی سپاه در باره مسائل سیاسی، اقتصادی و سیاست خارجی بود. (خلاصه این مصاحبه در شماره دیروز پیک نت منتشر شد)
روابط عمومی سپاه خطاب به رسانه ها اعلام داشت که انتشار برخی مطالب و اظهار نظرها، از زبان فرماندهان سپاه( برای نمونه سردار مشفق از طراحان امنیتی کودتای 22 خرداد) می تواند به "سوء استفاده دشمن و تشویش افکار عمومی" منجر شود. نظرات رسمی سپاه از زبان فرمانده کل سپاه و نماینده رهبری در سپاه اعلام می شود!
(ظاهرا تصمیم به انتشار یک ماهنامه جدید خبری در سپاه با نام "سپاه خبر" نیز تصمیمی است در ادامه این اطلاعیه)
نکته جالب در ارتباط با اطلاعیه آنست که چرا سپاه به فرماندهان دستور نداده سخنرانی و مصاحبه نکنند و از رسانه ها خواسته حرف های آنها را منتشر نکنند! مگر آن که بدانند انسجامی برای کنترل بیان نظرات فرماندهان سپاه وجود ندارد و بیم آن می رود که بتدریج برخی فرماندهان سپاه، نظراتی در تائید خواست های مردم و مخالفت با سرکوب مردم و یا دولت احمدی نژاد و ... بگویند و از حالا برای آن پیش بینی سانسور را کرده اند!
البته دور کردن سپاه از تیررس نگاه کنجکاو مردم و روحانیت معترض، و انکار حکومت سپاهی نیز بخشی از انگیزه این دستور است. چنان که درنماز جمعه اخیر رهبر نیز فرماندهان سپاه و ارتش از صف اول و دوم غایب بودند و اگر هم بودند در لباس شخصی بودند!

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

مصاحبه خبری سرلشگر عزیز جعفری ادامه خطبه های فرمانده کل قوا توسط فرمانده کل سپاه پاسداران

سه شنبه 19بهمن89
سرلشكر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران روزگذشته در یک كنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران ایرانی و خارجی در تهران شرکت کرد تا خطبه های علی خامنه ای در نماز جمعه تهران را تکمیل کند!
او دراین مصاحبه، روی بخش ادعای عدالت پروری تحت رهبری آقای خامنه ای متمرکز شد، تا اولا زهر نتایج اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها را بگیرد(همان تلاشی که خامنه ای در نماز جمعه تهران کرد) و دوم بگوید که سپاه فقیر نواز است؛ سرکوبگر نیست!
هیچ خبرنگاری در مصاحبه خبری فرمانده کل سپاه، از او نپرسید، این ادعاهائی که درباره طرح محرومیت زدائی می کنید، به سپاه و به شما بعنوان فرمانده کل نیروی نظامی کشور چه ارتباطی دارد؟ مگر این که بخواهید ذهن مردم را از واقعیاتی که درباره نقش اقتصادی فرماندهان سپاه در جمهوری اسلامی پیدا کرده اند منحرف کنید!
فرمانده کل سپاه، در ادامه آن ادعاهای خامنه ای در باره آباد شدن روستاها در دوران رهبری ایشان گفت:
«اجرای حدود 10 هزار پروژه محرومیت‌زدایی در مناطق مختلف در عرصه‌های سازندگی از جمله احداث پل، جاده، مدرسه و مجموعه‌های ورزشی مواردی است كه سپاه بدون دریافت هزینه‌ای از دولت، به عهده گرفته است. پیش از این، بالگردهای سپاه به منبع‌های حمل آب با ظرفیت 3 تن مجهز بودند كه اخیرا هواپیماهای ایلوشین نیز به منبع‌های 30 تنی آب مجهز شده‌اند. همچنین منبع‌های 40 تنی آب در آینده در این هواپیماها نصب می‌شود كه قادرند در ظرف 20 ثانیه این آب را تخلیه كنند. این اقدام برای حل مشكلاتی كه در مواقع آتش‌سوزی جنگل‌ها به وجود می‌آید و پس از این مشكلاتی را كه در خصوص آتش‌سوزی جنگل گلستان شاهد بودیم نخواهیم داشت. »
در همین مصاحبه خبرنگار ایلنا خیلی با احتیاط از فعالیت های اقتصادی سپاه سئوال کرد که جعفری گفت:
«قسمتی از فعالیت‌ها كه در قالب بنیاد تعاون صورت می‌گیرد مختص به سپاه نبوده و در سایر سازمان‌های امنیتی و نظامی نیز وجود دارد. این طبیعی است كه برای خدمات رسانی به كاركنان و پرسنل تحت امر، چنین فعالیتی صورت گیرد. فعالیت اقتصادی عمده و گسترده سپاه در بخش سازندگی است كه توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء صورت می‌گیرد، ما اذعان داریم كه فعالیت‌های این قرارگاه بسیار گسترده بوده و با هدف كمك به دولت در امر سازندگی و مقابله با تحریم‌هایی كه از سوی شركت‌های خارجی می‌تواند محدودیت‌هایی را برای كشور به وجود آورد،صورت می‌گیرد. امروز ما توانمندی‌هایی در حوزه‌های مختلف از جمله نیروگاه هسته‌ای، حفر چاه، لوله انتقال آب، گاز و نفت دست یافته‌ایم و این آمادگی را داریم كه به دولت كمك كنیم. »
خبرنگاران در باره قیام مصر و تونس پرسیدند و فرمانده کل سپاه خودش را به کوچه علی چپ زد و به این خیال که مردم ایران جنایاتی را که بسیج و سپاه و نیروی انتظامی در سرکوب مخالفان کودتای 22 خرداد انجام داده فراموش کرده اند گفت:
«وقتی كشورهای منطقه شعار آزادخواهی و رویكردهای انقلاب اسلامی را می بیند و از سوی دیگر رفتار حاكمان خود را مشاهد می‌كنند، طبیعی است این گونه حركت‌ها شروع شود . البته با تاخیر این اتفاقات رخ داد. بهتر است حاكمان مستبد این كشورها به خواسته‌های ملت‌ها توجه كند چرا كه آنها چیزی جز آزادی، استقلال و خارج شدن از سلطه كشورها نمی‌خواهند! »
از سرلشگر جعفری درباره ارتش سایبری پرسیدند و نقش آن، که شباهت کامل دارد با قطع اینترنت و اس ام اس و دیگر خدمات کامپیوتر و ایجاد پارازیت روی شبکه های تلویزیونی که اکنون در مصر جریان دارد. جعفری باز هم خود را به همان کوچه قبلی زد و گفت:
«این ارتش صحنه‌ای است كه نیاز امروز دفاعی، امنیتی، ‌سیاسی، ‌فرهنگی در فضای مجازی است كه بسیاری از كشورها (از جمله رژیم مبارک در مصر) از آن استفاده می‌كند.»
یک خبرنگار خارجی هم در باره ارتباط سپاه با حزب الله لبنان سئوال کرد که فرمانده سپاه با خیال راحت و خونسرد به دروغ گفت:
«از آنجا كه رویكرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حزب‌الله لبنان در زمینه عقاید و باورها نزدیك بوده حزب‌الله نیز همچون سپاه پاسداران از منابع و ذخایر عظیم علمی و دینی فقه شیعه استفاده می‌كند، چنین تصوری راجع به سپاه شكل می‌گیرد، در حالی كه حزب‌الله از همه جهت مستقل است و به لحاظ فكری، اعتقادی و نیروی انسانی روی پای خود ایستاده و هیچ احتیاجی به كمك سپاه ندارد. »

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

بی عملی خود را به گردن موسوی انداختن فراافکنی محض است

مسئول آنچه بر سر ما می آید خود ما هستیم. خود من و خود تو که این متن را می خوانی و نه هیچکس دیگر. چرا که من و تو اراده شخصی داریم و می توانیم با هم سرنوشت خودمان را عوض کنیم. اینکه می نشینیم و شعار می دهیم و دائم تقصیر را برگردن دیکتاتور و یا اصلاح طلبان و موسوی می اندازیم همه به علت حس ناتوانی درونی ماست. ما فرا افکنی می کنیم. و یک ملت فرا افکن همیشه به دنبال رهبر می گردد تا پشت سر او حرکت کند چرا که در صورت شکست می تواند همه چیز را برگردن او بیاندازد و خود را تبرئه کند. اینچنین است که ملتی دائم مثل پاندول بین دیکتاتور و رهبر بعدی حرکت می کند. دیو می رود و فرشته در می آید و بلافاصله فرشته تبدیل به دیو جدید می شود و ... این چرخه فقط وقتی می تواند پایان یابد که ما نگاهی به درون خودمان بیاندازیم و آن دیو درونی خودمان را بیرون بیاندازیم. همان دیوی که به ما می گوید تقصیر همه مشکلات ما بر گردن دیکتاتور هاست و باید منتظر رهبری بمانیم تا شرایط را برای ما تغییر دهد. ما همه به همان دردی دچاریم که سید علی خامنه ای دچار است: دشمن را در بیرون از خود می جوئیم در حالی که دشمن اصلی خود مائیم. و گرنه موسوی به هزار زبان گفته است که همراه مردم است و نه رهبر. بی عملی و فرا افکنی از خود ماست. اما آیا جرات قبول کردن آن را داریم؟

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

آیت الله مکارم شیرازی! آیا آن زمان که جوانان ایرانی به گلوله بسته شده بودند شما خفه شده بودید ! که حالا از جوانان مصری د

امروز سخنی از آیت الشیطان مکارم شیرازی شنیدم که داشت با جوانان مصری همدردی میکرد و از نیروهای حسنی مبارک که با لباس شخصی به میدان آمده بودند و با جوانان مصری درگیر شده بودند انتقاد می فرمودند . ولی سوالی که اینجا مطرح می شود این افراد که دیگر ثابت شده است که با دریافت امتیاز کارخانه های قند دیگر خدا را نمایندگی نمیکنند و نماینده شیطان در زمین هستند چرا آن زمان که ندا در خون غلطید و ترانه موسوی در آتش ماموران رژیم می سوخت و سهراب و محسن روح الامینی در زیر حیوانی ترین شکنجه ها استخوانهایشان خرد میشد خفه شده بودند و دم بر نمی آوردند . درود بر شرف آن افرادی که چشم را بر مال دنیا بستند و از جوانان وطنشان دفاع کردند . در اینجا لازم است از آیت الله بیات به دلیل حمایتشان از جوانان وطنی تشکر نمایم و آرزو کنم که در فردای آزادی ایران ایت الشیطانی چون مکارم بتواند جوابگوی عملکرد خود باشند .اگر کینه های انباشته در سینه های ما در همان دم اولیه استخوانی نها را سالم گذاشته باشد