جرس - نیلوفر زارع: آیت الله حائری شیرازی اولین فرد از میان روحانیون حکومتی نیست که رهبران جنبش سبز را به توبه دعوت کرده اما او از معدود کسانی است که سعی کرده در مخاطب قرار دادن میرحسین موسوی و مهدی کروبی از لحنی مداراجویانهتر استفاده کند. او در نامهاش از رهبران جنبش سبز به عنوان «براداران ارجمند» یاد کرده و گرچه ۲ بار در متن آن کلمه «فتنه» در توصیف حوادث پس از انتخاب به کار رفته است اما این عبارت ارجاع مستقیم به موسوی و کروبی داده نشده است. نامه او بازتابهای متفاوتی در فضای سیاسی ایران به همراه داشته است. محافظه کاران از آن استقبال کرده و در رسانههایشان به آن پرداختند و منتقدان حکومت نیز این نامه را یکی از سلسله تلاشهای ناکام برای متقاعد کردن رهبران جنبش سبز به عقب نشینی دانستهاند. || اگر نامه به دستام برسد: میرحسین موسوی هفته گذشته پس از انتقال از مرکز قلب تهران به حصر خانگی در پیامی کوتاه برای پاسخ به نامه حائری شیرازی اعلام آمادگی کرد. در پیام او آمده بود «با توجه به آنکه در طول مدت حصر تلاش شده است هیچگونه نوشته یا پیام مکتوب و یا نامه و روزنامهای به دست ما نرسد، در صورتیکه نامه شما به دست بنده برسد، پاسخ به آن را مغتنم خواهم شمرد.» موسوی با این پیام بیش از هر چیز سطح محدودیتهای اعمال شده بر خود را فاش ساخته و عملا تاکید کرده که حقوق یک زندانی نیز دربارهاش اعمال نمیشود. او به دلیل فشارهای ناشی از حصر خانگی با مشکلات جدی قلبی روبروست ولی مقامهای امنیتی از ارایه امکانات مناسب پزشکی امتناع میکنند و هفته پیش نیز بدون اینکه پروسه درمان کامل شده باشد وی را از بیمارستان به حصر خانگی بازگرداندند. وضعیتی که نشان می دهد حکومت برای به عقب نشینی وادار کردن رهبران جنبش سبز چه تنگناهایی را برایشان تدارک دیده است. || تفاوت فقط در لحن: نامه حائری شیرازی فقط در لحن با سایر درخواستهای عفو و توبه متفاوت است ولی محتوای آن کاملا تکراری است و نظیر آن در این سالها بارها توسط مقامهای حکومت بیان شده است. او برای مثال در نامهاش از جنبش سبز به عنوان دسیسهای آمریکایی یاد کرده و بدون اشاره به خاستگاه اعتراضهای پس از انتخابات ۸۸ گفته که «آمریکا و اسرائیل در موضع ابطال انتخابات بودند همانگونه که در بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت در موضع حفظ رژیم ستمشاهی بودند.» یکی از بندهای این نامه که به نظر انگیزه اصلی از نوشتن آن نیز بوده است به احساس خطر و نگرانی حکومت نسبت به زنده بودن جنبش سبز بازمی گردد. جایی که حائری شیرازی مینویسد: «با اصرار شما، فتنه انتخابات ۸۸ آتش زیر خاکستر خواهد ماند و نظام نسبت به آن نمیتواند بیتفاوت بماند. جمع شدن فتنه خاموش شدن مشعل است و خاموش شدن مشعل غیر از خاموشی شمعک است. پذیرش خطا از طرف شما، شمعک را خاموش خواهد کرد.» نگرانی از زنده بودن جنبش سبز و بیان آن از سوی مقامهای حکومت هم تازگی ندارد و نفس ادامه حصر رهبران جنبش سبز بیانگر عمق این نگرانی است. نکته جالب توجه درباره حائری شیرازی اما این است که وی پس از انتخابات سال ۸۸ لحن بسیار پرخاشجویانه تری را به کار میگرفت و هرگونه مذاکره با مخالفان را نیز نفی میکرد. برای مثال او روز ۱۸ بهمن سال ۱۳۸۸ در سخنانی با رد هر گونه گفتگوی سیاسی اظهار داشت: «مذاکره در این خصوص معنا ندارد، مانند اینکه ما در قضیه جزایر خلیج فارس مذاکره را بیمعنا میدانیم.» او همچنین در اردیبهشت سال ۱۳۸۹ گفته بود: «مردم ما از سخنان و تاکیدات مقام معظم رهبری احساس صدق میکردند، اما از حرف سران فتنه احساس صدق نکرده و رهایشان کردند.» این سخنان جایگاه حائری شیرازی در تقسیم بندی سیاسی ایران را به خوبی بازگو میکند. او حتی جزء کسانی نیست که پس از انتخابات ۸۸ سکوت کردند تا سخنان کنونیاش معنایی متفاوت پیدا کند بلکه از جمله چهرههای فعال در حمله به جنبش سبز بوده و حالا با نامه اخیرش تنها لحن خود را کمی معتدل تر کرده است.