۱۳۹۵ آذر ۱۱, پنجشنبه

افزایش بیکاری و راه حل مزدوران رژیم اسلامی در کردستان!


اخیرا مزدور رژیم اسلامی کریم ذوالفقاری در هفته بسیج که در سازمان جهاد کشاورزی استان کردستان برگزار شد گفته است؛ « طبق آمارهایی که منتشر شده ٢٩.۶ درصد از جوانان و افراد دارای توان کار در کردستان بیکار هستند، گفت: بیکاری ذهن را به حاشیه می‌برد و به سمت فساد سوق می‌دهد». « بیکاری جوانان کردستان باعث می‌شود تا آنان به سمت گروهک‌های منحله تمایل پیدا کنند و در کل باید گفت که معضل بیکاری بسیار خانمان‌سوز است». بیکاری میلیونی جوانان در ایران چالش بزرگ دولت یازدهم است. روحانی با وعده های توخالی رفع و کاهش بیکاری بر صندلی دولت یازدهم نشست، اما در دوره نزدیک به ۴ سال در قدرت بودن دولت یازدهم نه تنها معضل بیکاری التیامی پیدا نکرده، بلکه بر تعداد میلیونی کارگران بیکار و جوانان تحصیلکرده افزوده شده است. صحبتهای مزدور سینه چاک رژیم اسلامی در هفته بسیج خود گواه بحران و چالش بزرگی است که رژیم اسلامی و دولت یازدهم در ارتباط با بحران سونامی بیکاری گرفتار آن شده اند. دولت یازدهم راه حلی برای پایین آوردن و رفع بیکاری ندارد. معضل بیکاری در شهر و روستاهای کردستان ابعاد همگانی و عمومی بخود گرفته است. بیکاری جوانان تحصیلکرده برجسته است. از آمار دولتی منتشر شده نزدیک ٣٠درصد بیکاری جوانان ما میتوانیم نصویری زنده از میزان بیکاری و وضعیت اسفبار بیکاری جوانان را ببینیم. مزدوران رژیم اسلامی بجای ارائه راه حل برای هزاران جوان دختر و پسر بیکار و تحصیلکرده هایی که از داشتن فرصت های شغلی محروم شده اند، بجای بیمه بیکاری و تامین زندگی توده هزازان نفری بیکاران در شهر و روستاهای کردستان، سیاست تهدید و راه حل نظامی در شهر و روستاهای کردستان را طرح ریزی...

۱۳۹۵ مهر ۲۹, پنجشنبه

مقام صندوق بین المللی پول: ایران برای تداوم رشد اقتصادی باید صنایع و بانک ها را به روز کند


مسعود احمد، مدیر خاورمیانه صندوق بین المللی پول - آرشیو یک مقام بانک جهانی روز چهارشنبه با اعلام این که ایران در حال دستیابی به رشد اقتصادی چهار و نیم درصدی در سال جاری است، شروط لازم برای تداوم این رشد را برشمرد. مسعود احمد مدیر بخش خاورمیانه صندوق بین المللی پول به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت، ایران برای حفظ شتاب رشد اقتصادی خود در سال جاری نیاز به نوسازی و به روز کردن صنایع داخلی خود و جذب سرمایه گذاری خارجی بیشتر دارد. وی با تشریح تاثیرات منفی افت قیمت نفت بر اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت، این کشورها در سال جاری رشدی کمتر از دو درصد خواهند داشت. آسوشیتدپرس نوشته است که افت قیمت نفت در دو سال گذشته موجب شده است که کشورهای حاشیه خلیج فارس برای جبران کسری بودجه خود دست به اصلاحاتی بزنند، از جمله حذف بخشی از یارانه بنزین و گازوئیل. در این بین به گفته مسعود احمد، اقتصاد ایران با شتاب ناگهانی صادرات نفت، که پس از حذف تحریم‌های بین المللی علیه برنامه هسته‌ای صورت گرفت، حرکتی رو به جلو داشته است. او توضیح داد که ایران باید برای تداوم شتاب رشد اقتصادی خود، همزمان با به روز کردن سیستم بانکی و صنایع داخلی خود، سرمایه گذاری خارجی مستقیم جذب کند. به گفته مدیر بخش خاورمیانه صندوق بین‌المللی پول، چالش بزرگ ایران فهمیدن این نکته است که آیا می‌تواند در میان مدت رشد ۴ تا ۵ درصدی را حفظ کند یا آن که این رشدی بوده که یک بار به دست آمده است. آقای احمد در ادامه گفت «ایران می‌تواند این رشد را حفظ کند به شرطی که به گرفتاری‌های دیگر اقتصادی خود نیز توجه کند.» کاهش تحریم های ایران می تواند به رشد اقتصادی ایران کمک کند، اما احمد مسعود تایید می‌کند که این در گرو یک روند سیاسی است که هنوز چشم اندازی برای آن وجود ندارد. در این بین باید به این موضوع نیز اشاره کرد که سپاه پاسداران در ایران همچنان کسانی که با کشورهای غربی در ارتباط هستند را بازداشت می‌کند و قدرت و نفوذ اقتصادی خود را نیز حفظ کرده است. گفت و گوی این مقام صندوق بین المللی پول در حالی صورت گرفته است که ایران از زمستان گذشته که تحریم های هسته ای رسما برداشته شد، با سرعت بر تولید و صادرات نفت خود افزود تا رشد اقتصادی کشور را با تکیه بر صادرات نفت شتاب بخشد. وزارت نفت ایران اعلام کرده است که تولید نفت کشور از سه میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز فراتر رفته است و به زودی نیز پروژه‌های نفت و گاز خود را به مناقصه بین‌المللی می‌گذارد. با این حال، صنایع داخلی غیرنفتی ایران هنوز نتوانسته اند خود را از رکود سنگین سه سال پیش رها کنند.

۱۳۹۵ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

مرتضوي دژخيم حكم اعدام مجيد قهرمان را داد


مرگ را به سخره گرفتند... مرتضوي دژخيم حكم اعدام مجيد قهرمان را داد و حالا بنوعي معذرت مي خواهد از كي!، از كدام شهيد! و... آري اين سرنوشت دژخيمان است تضرع و زاري از خشم مردم. درود بر قهرمانان مجيد و مجيد هاي مقاوم «اصلاً بحث اين نيست كه خميني چند نفر را اعدام كرده، بحث اين است كه بايد ديد چه كسي را باقي گذاشته است، مگر جنايتكاري خميني حد و مرزي ميشناسد، نه، اصلاً اين طور نيست. با ددمنشي كامل, با رذالت و هرزگي غيرقابل تصور, بيمحابا خون ميريزد. هيچ قاعده و قانون، هيچ نظم و نظام و هيچ حساب و كتابي را هم نميفهمد, اگر كسي اين را باور نكند، اصلاً خميني و رژيم خميني و مزدوران و دژخيمان خميني را نشناخته است» مسعود رجوي هر شلاقي كه بر پيكرانساني مي خورد, انسانيت يك جامعه زير علامت سؤال قرار ميگيرد، آنكه شلاق ميزند و شكنجه ميكند, مدتهاست كه از انسان بودن تهي شده است, ديگر نميتواند اداي انسانها را در بياورد. رژيم خونخوار آحوندي،دژخيمانش را در پوشهاي مختلف بهميدان ميفرستد تا بساط دار و درفش و اعدام را راه بيندازند و بهزعم خود رعب و وحشت را حاكم كنند و همه را بترسانند. لباس شخصيها, نيروهاي سركوبگر انتظامي، چماقداران، پاسداران و بسيجيان، همه و همه خوب ميدانند كه جايي در ميان مردمان ندارند, حال نقاب بزنند و چهره كريه خود را بپوشانند. اگر گسترده كردن جو اختناق و سركوب از اوج قدرت است پس اين دژخيمان از چه ميهراسند؟ سركوب، شلاق و حلقآويز و سنگسار و… فقط به خاطر قدرتنمايي حاكمان جبار نيست بلكه فرهنگي را اشاعه ميكند كه همه چيز را از كانال كينهكشي و كينهورزي ميگذرد, گذشت و عفو يا تخفيف در جرم در حاكميت پليدان بهكرات تقبيح شده است. اصلاً در اين رابطه دگم است،كه نكند مجرم يك شلاق كمتر بخورد يا اولياي دم نبايد در پاي دار خواهش و تمناي پدر و مادر پير فقير مجرم را بيپاسخ بگذارند و به آن آنقدر بيتفاوتي نشان بدهند كه گويي ديگر انسانيتي وجود ندارد رژيم در ذهن و انديشه آنها فرو ميبرد كه فقط قصاص حل مشكل است و لاغير انتقام است و كشتن انساني ديگر و… «طرح دشمن در يك كلام كشتن انسانيت بود، دقيقاً انسانيت است و نه كشتن انسان, چون ايكاش خميني فقط انسانها را ميكشت و بههمين بسنده ميكرد، ولي او و بازماندگانش هرگز به كشتن انسانها اكتفا نكرد»(1). حسين و مجيد كاوسيفر24 و 27ساله چنان با صلابت, راست قامت, لبحند بر لب بهسوي طنابدار در حركت بودند كه گويي به استقبال يار عزيزي كه سالها در انتظارند بودند، بيتابي ميكنند، جو رعب و وحشتي كه رژيم از اين جنايت در بازار شامش ميخواهد حاكم كند، فرو ميريزد و رنگ ميبازد. دژخيمان سياهپوش و نقابدار صحنهگرداني ميكنند، اما اين دو جوان دلير گويي مرگ را بهسخره گرفتهاند ، هنگامي كه مجيد با آن لبخند فراموشنشدنيش را حاضرين ديدند از ميان جمعيت فرياد زدند: «دمت گرم» مجيد با لبخد جواب داد: نوكرتانم ميخواهم مثل مرد بميرم.عكس هوشنك انوشه را هم در زمان شاه، مي بينيد كه چگونه سر فرازانه پرواز كرد. راستي آنها به چه ميخنديدند؟ آنها به اهريمنان و مرگ آفرينان ميخنديدند كه چقدر در عجز و ناتواني اين نمايشات مرگ را راه مياندازند. آنها به فرداي روشن آزادي و اينكه ديگر دار و درفش و شلاق وجود ندارد خنديدند و به فردايي كه ديگر آن پدر و مادر داغديده شاهد بهگردن انداختن طناب دار برگردن فرزندش نيست. فقط مجيد و حسين و ايستادگي آنها نبود, مگر فراموش كرديم, جواني هنگام حلقآويز شدنش در كرج فرياد زد: تو جمهوري اسلامي ناحق آدم ميكشن. مگر طنين فريادهاي جواني كه قبل از اعدام فقط درخواست كرده بود: چشمانم را باز كنيد ميخواهم مردم را ببيبنم و… هنوز بهگوش نميرسد يا آن جوان كه فرياد ميزد: گريه نكنيد خوشحال باشيد انتقام مرا بگيريد و… رئيس جمهور مقاومت در رابطه با اعدامهاي و حشيانه گفت: «موج اعدامهاي وحشيانه در ايران همزمان با سالگرد قتلعام زندانيان سياسي بالا گرفته, نشانه واضحي از بنبست مرگبار ديكتاتوري آخوندي در برابر بحرانهاي دروني و بيروني و در برابر نارضايتيهاي فزاينده اجتماعي است». پر واضح است رژيم سفاك و جنايتكار آحوندي است در منتهاي عجز و ناتواني در فاز انحلال و سرنگوني فرو غلتيده است بدون شك مقاومت سرفراز و سازمانيافته ضربات پيدرپي بر اين جانيان فرود ميآورد و اين رژيم فرتوت را بهزبالهداني تاريخ خواهد افكند و دولتي مردمي با رئيسجمهوري مريم رجوي در ايرانزمين مستقر خواهد شد, كه ديگر اعدام, شكنجه و رعب و وحشت در آنجايي ندارد, اما بهجايش آزادي و عدالت اجتماعي جايگزين خواهد شد. گر كار من از عشقش با شحنه و دار افتد از شحنه نترسم من, از دار نينديشم

۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

چرا بمب‌افکن‌های روسیه از پایگاه همدان به سوریه حمله کردند؟


رسانه‌های روسی به نقل از وزارت دفاع این کشور گفته‌اند که بمب‌افکن‌های این کشور در خاک ایران مستقر شده‌اند و با پرواز از این کشور مواضع داعش و جبهه نصرت (فاتح شام) را در مناطقی از سوریه بمباران کرده‌اند. این برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم است که نیروهای نظامی یک کشور خارجی چنین همکاری نزدیک نظامی با ایران دارند و حتی از خاک این کشور برای حملات هوایی خود استفاده می‌کنند. این نوشته به چند پرسش درباره این اقدام پاسخ می‌دهد. چرا بمب‌افکن‌های روسیه در پایگاه این کشور در سوریه نیست؟ بمب‌افکن‌های دوربردی که روسیه در خاک ایران مستقر کرده بر اساس گزارش‌ها از نوع توپولوف ام-۲۲ و بمب‌افکن‌های سوخو از نوع ۳۴ است که هواپیماهای سنگین نظامی محسوب می‌شوند. به دلیل محدودیت پایگاه هوایی روسیه در لاذقیه که امکانات آن توانایی پذیرش این هواپیماها را ندارد، روسیه مجبور است بمب‌افکن‌های خود را در یک پایگاه هوایی مجهز مستقر کند اما ظاهرا در حال حاضر چنین امکانی در داخل خاک سوریه وجود ندارد. در این شرایط انتخاب‌های دیگر برای روسیه خاک خود این کشور یا استفاده از کشور سومی است که با آن همکاری نظامی دارد. چرا روسیه، غرب ایران را برای استقرار بمب افکن‌هایش انتخاب کرده است؟ از نظر افزایش سرعت عملیات، کاهش هزینه‌های سوخت و سوخت‌گیری پرواز بمب افکن‌های روسی از شهرهای غربی ایران به نفع روسیه است. برای به پرواز درآمدن بمب افکن‌های روسی از خاک این کشور به مقصد سوریه نیاز به دریافت مجوز استفاده نظامی از حریم هوایی چند کشور یا دست کم ترکیه وجود دارد در صورتی که با استفاده از پایگاه هوایی ایران در همدان، بمب افکن‌های روسی صرفا نیازمند مجوز عبور از آسمان عراق هستند که روابط سیاسی و نظامی بسیار نزدیکی با ایران دارد و در حال گرفتن "کمک مستشاری" از ایران برای مبارزه با داعش است. چرا بمب افکن‌های روسیه از پایگاه هوایی همدان به سوی سوریه پرواز می‌کنند؟ همدان محل پایگاه سوم شکاری ایران است و بر اساس گزارش‌ها هواپیماهای نظامی ایران از نوع اف-۴ و میگ ۲۹ (که این دومی ساخت روسیه) است، در این پایگاه نگه‌داری می‌شوند و بنابراین ظرفیت فرود هواپیماهای سنگین نظامی را داراست. محل استقرار بمب افکن‌های روسیه در خاک ایران در همدان است که فاصله آن با اهداف نظامی روسیه در خاک سوریه به طور تقریبی ۹۰۰ کیلومتر است در حالی که از محل استقرار این بمب افکن‌ها در خاک روسیه تا مواضعی که قرار است در سوریه بمباران شود بیش از ۲هزار کیلومتر فاصله است. بنابراین بمب افکن‌های روسی از غرب ایران دسترسی نزدیک‌تری به اهداف نظامی خود دارند. نام پایگاه سوم شکاری ایران در همدان پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ شاهرخی بود اما بعد از انقلاب به "حر" و سپس به پایگاه هوایی "محمد نوژه" تغییر نام داد که خلبان نیروی هوایی ایران بود که در جریان حمله نیروهای مخالف حکومت به هواپیمایش در کردستان، کشته شد. آیا در اختیار قراردادن پایگاه نظامی ایران به کشوری خارجی قانونی است؟ اصل ۱۴۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید "استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هر چند به عنوان استفاده‌ های صلح‏ آمیز باشد ممنوع است" اما قانون درباره در اختیار دادن پایگاه نظامی به صورت موقت یا اجاره‌ای یا اجازه استقرار هواپیماهای نظامی خارجی سکوت کرده است. بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی، "بهره گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی" از وظایف شورای عالی امنیت ملی است که مصوبات آن برای قانونی شدن باید به تصویب رهبر جمهوری اسلامی ایران برسد. بر این اساس محتمل است که در اختیار قرار دادن پایگاه نظامی به روسیه بخشی از "توافقات نظامی ایران و روسیه" باشد و مقام‌های ایرانی بر اساس بند سوم اصل ۱۷۶ این اقدام را "بهره گیری از امکانات کشور برای مقابله با تهدید خارجی" تفسیر و بر اساس آن مجوز استفاده نظامی روسیه از پایگاه هوایی نوژه همدان را صادر کرده باشند. دریادار علی شمخانی نظامی ارشد ایرانی همزمان با استفاده روسیه از پایگاه همدان گفته همکاری‌های دو کشور "برای مبارزه با تروریسم در سوریه راهبردی است و ما در این باره تبادل ظرفیت و امکانات داریم". آقای شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است. آیا مجلس روسیه قرارداد همکاری نظامی با ایران را به تصویب رسانده؟ دومای روسیه بر اساس گزارش رسانه های این کشور چنین مصوبه ای نداشته اما رسانه های این کشور به نقل از نمایندگان دوما می گویند آماده تصویب قرارداد همکاری نظامی با ایران هستند. مجلس ایران هم چنین مصوبه ای تا به حال نداشته است اما در صورتی که ایران و روسیه قراردادی برای همکاری نظامی امضا کرده باشند که حضور بمب افکن های روسی در همدان بخشی از آن باشد، این مصوبه مطابق قانون اساسی ایران باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. آیا ایران تاکنون پایگاه نظامی به کشور خارجی داده است؟ از زمان اشغال نظامی ایران توسط اتحادجماهیر شوروی سابق و بریتانیا در جریان جنگ جهانی دوم، هیچ کشور خارجی در ایران پایگاه نظامی نداشته یا به طور علنی از پایگاه‌های نظامی ایران استفاده نکرده است (ایالات متحده پایگاه راداری در ایران برای کنترل فعالیت های اتحاد جماهیر شوروی بود اما هیچ گونه هواپیما یا سایر ادوات نظامی موتور در این پایگاه راداری وجود نداشت). این برای اولین بار است که ایران از زمان جنگ جهانی دوم پایگاه نظامی -هرچند موقت- در اختیار یک کشور خارجی قرار می‌دهد و نخستین بار است که اصل ۱۴۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی موضوعیت پیدا می‌کند. میدیا پلیر را نادیده بگیر.راهنمای میدیا پلیرخروج از میدیا پلیر. لطفا دگمه ENTER را برای بازگشت و دگمه TAB را برای ادامه بزنید. آیا حمله روسیه به سوریه از خاک ایران قانونی است؟ استفاده روسیه از حریم هوایی ایران بر اساس قانون اساسی ایران منع نشده و در صورت موافقت کشور پذیرنده (در اینجا ایران) قانونی است اما این که استفاده یک کشور خارجی از حریم هوایی یا خاک ایران برای حمله به کشور ثالث مطابق قواعد حقوق بین الملل قانونی یا نقض تعهدات بین المللی محسوب می‌شود یا نه به نظر حکومت قانونی کشوری بستگی دارد که هدف حمله قرار می گیرد (در اینجا حکومت بشار اسد رئیس جمهور سوریه). ایران، سوریه و روسیه توافق‌هایی برای همکاری نظامی علیه داعش و نیروهای ضددولتی دارند و حضور نظامی ایران و روسیه در خاک سوریه بر اساس درخواست کمک حکومت مستقر در سوریه انجام می گیرد و بنابراین قانونی است و تا زمان پایبندی به مقررات جنگی، نقض تعهدات بین المللی ایران یا روسیه محسوب نمی‌شود. آیا این اولین بار است که روسیه از ایران برای حمله به سوریه استفاده می‌کند؟ روسیه در مهرماه سال گذشته از آب‌های دریای خزر که یک پهنه مشترک آبی میان ۵ کشور ساحلی از جمله ایران است، با استقرار ۴ ناو جنگی ۲۶ موشک کروز به سوریه شلیک کرد. مختصات دقیق جاگیری ناوهای روسی در زمان شلیک این موشک مشخص نیست و بنابراین قابل تشخیص نیست که آیا این ناوها وارد حریم دریایی ایران شده یا نه اما در صورتی که چنین اتفاقی هم افتاده باشد، ۵ کشور ساحلی دریای خزر موافقتنامه همکاری امنیتی در دریای خزر امضا کردند که بر اساس آن صرفا ۵ کشور ساحلی خزر می‌توانند در "مبارزه علیه تروریسم" از این پهنه آبی استفاده کنند و بنابراین این عملیات روسیه در چارچوب قانونی انجام شده بود.

۱۳۹۵ تیر ۹, چهارشنبه

یحیی(عباس) پیرعباسی قاضی شعبه های ۲۶ و ۲۸ دادگاه انقلاب بود. او از مسئولان رسیدگی به پرونده‌های بعد از انتخابات بود و احکام بلند مدت حبس و همین طور اعدام برای شماری از معترضان صادر کرده است.


یحیی(عباس) پیرعباسی قاضی شعبه های ۲۶ و ۲۸ دادگاه انقلاب بود. او از مسئولان رسیدگی به پرونده‌های بعد از انتخابات بود و احکام بلند مدت حبس و همین طور اعدام برای شماری از معترضان صادر کرده است. اتحادیه اروپا طی تصمیم مورخ ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ (۱۳ آوریل ۲۰۱۱)، ۳۲ مقام ایرانی از جمله یحیی(عباس) پیرعباسی را به دلیل نقشی که در نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان ایرانی داشته‌اند، از ورود به کشورهای این اتحادیه محروم کرد. کلیه دارایی‌های این مقامات نیز در اروپا توقیف خواهد شد. با انحلال شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران در بهمن ۱۳۹۲ یحیی پیرعباسی، قاضی این دادگاه که در سال‌های اخیر احکام سنگینی را برای فعالان سیاسی و مدنی صادر کرده بود، به یکی از دادگاه‌های عمومی کیفری تهران منتقل شد. به گزارش شماری از وکلای دادگستری، کم شدن پرونده‌های امنیتی یکی از دلایل انحلال شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب عنوان شده است. با این حال انتصاب پیرعباسی به ریاست دادگاه عمومی که پرونده‌های کیفری در آن بررسی می‌شود، تنزل رتبه برای او محسوب می‌شود. همچنین برخی از صاحب‌نظران اعتقاد دارند در گذشته نیز برخی از مقاماتی که به دلیل نقش‌شان درنقض حقوق بشر در فهرست تحریم‌های حقوق بشری قرار گرفته‌اند، از سمت‌های خود عزل و به پست‌هایی که خارج از توجه رسانه‌ها و فعالان حقوق بشر است گمارده شده‌اند. یحیی پیرعباسی در سال‌های اخیر و به ویژه پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ و رخدادهای پس از آن، احکام سنگینی را برای فعالان مدنی و سیاسی صادر کرد و به گفته برخی وکلای دادگستری “آرای چندین صفحه‌ای او همچون بیانیه‌های سیاسی و سرمقاله‌های روزنامه کیهان بود.” ۱۸ سال زندان، تبعید به شهر برازجان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت برای عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری؛ ۱۵سال زندان (۱۰ سال حبس در تبعید در شهرستان ایذه) و ۷۴ ضربه شلاق برای ضیا نبوی، فعال دانشجویی؛ ۱۵ سال حبس تعزیری برای حسین رونقی، فعال مدنی؛۱۴ سال حبس، ۱۲ سال حبس تعزیری برای نوید خانجانی، شهروند بهایی و دانشجوی محروم از تحصیل؛ ۱۱ سال حبس ، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوع الخروجی از ایران برای نسرین ستوده٬ وکیل دادگستری؛ ۱۱ سال حبس تعزیری٬ برای نرگس محمدی٬ فعال حقوق بشر ؛ ۸ سال حبس تعزیری برای سعید عابدینی، کشیش مسیحی؛ ۷ سال و ۴ ماه حبس تعزیری و ۳۴ ضربه شلاق برای بهمن احمدی‌امویی٬‌روزنامه‌نگار؛ ۶ سال حبس و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی و خروج از کشور برای جعفر پناهی٬ فیلمساز؛ ۶ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق برای شادی صدر، وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان؛۶ سال زندان، تبعید به ایذه در جنوب غربی ایران و ۷۶ضربه شلاق برای شیوا نظرآهاری٬ فعال حقوق بشر؛۶ سال حبس تعزیری برای نازنین خسروانی، روزنامه‌نگار و یک سال حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از شغل روزنامه نگاری برای ژیلا بنی‌یعقوب٬‌روزنامه‌نگار تنها بخشی از احکام صادر شده از سوی قاضی پیرعباسی است. غلامرضا خسروی، هانی یازرلو، محمد علی طاهری، پیمان عارفی٬ و مهسا امرآبادی از دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند که از سوی قاضی پیرعباسی به احکام سنگین محکوم شده‌اند. عدم استقلال از دستگاه‌های امنیتی و رعایت نکردن موازین دادرسی منصفانه انتقادی است که از سوی وکلای دادگستری به قاضی پیرعباسی وارد شده است. به گفته وکلایی که ‍پرونده موکلان‌شان در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار شده٬ این شعبه نیز شعبه‌های ۱۵ و ۲۸ دادگاه انقلاب در اختیار ماموران وزارت اطلاعات است و اغلب همان حکمی برای فعالان مدنی٬ سیاسی و مطبوعاتی صادر می‌شود که بازجوها در اتاق بازجویی به زندانیان سیاسی گفته‌اند. پیرعباسی پیش از این در دادگاه‌های خانواده قضاوت می‌کرد و پس از رخدادهای سال ۱۳۸۸ جانشین قاضی حداد در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب شد. عدالت برای ایران: پرونده ناقض حقوق بشر:یحیی(عباس) پیرعباسی

۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه

جشن نوروز‌ در‌ دوره‌ی عباسیان


جشن نوروز‌ در‌ دوره‌ی عباسیان بنا به تصریح محققان، نخستین باری که نوروز در دوره‌‌ی اسلامی شکوه و بزرگی خود را در دستگاه‌های رسمی همانند دوران باستان بـه دسـت آورد، دوره‌ی اول عباسی بود. در حقیقت نه تنها ایرانیان‌ آن‌ را بـه‌ رسم آیین باستانی جشن می‌گرفتند، بلکه یکی از جشن‌های عمومی بود و خلفا نیز در آن شرکت می‌کردند. البته پیش‌تر‌ از جمله در دوره‌ی خلافت امام علی(ع) اخباری از هدیه بردن دهقانان‌ برای‌ خلیفه هست‌ کـه امام علی(ع) این هدیه‌ی نوروز یا مهرگان را بـه بیت المال سپرد. برگزاری و رواج برخی ‌‌از‌ آداب و رسوم این جشن را در این دوره به تقلید از دورۀ ساسانی، می‌توان‌ از‌ لابه‌لای‌ منابع و اشعار شاعران یافت. از آن جا که خلفای عباسی در بسیاری از امور، آداب و رسوم‌ دوره‌ی ساسانی‌ را تقلید می‌کردند و بخش زیادی از رسوم نوروز از جمله‌ دریافت هدایای گران‌بها از بزرگان و امرای اسلامی را ادامه می‌دادند، این رسم آنچنان جا افتاده بود که حتی خلفا‌ گاهی از‌ مهمانان‌ خویش درباره‌‌ی هدایای آن‌ها پرس‌وجو می‌کردند و دفتری تدارک دیده بودند‌ تا‌ نام بازدیدکنندگان کاخ و هدایای‌شان در آن ثبت شود. آنان همچون پادشاهان ساسانی در تالار بار عام، با‌ شکوه‌ فراوان‌ جلوس و برپیشکشی هدایای نوروز نظارت می‌کردند، متوکل خود در نخستین روز،در تالار بزرگ‌ حاضرمی شد‌ و هدایای بزرگان را از نظر می گذراند.علاوه براین در این دوره نیز خلیفه هدایایی‌ از‌ جمله‌ اشیای ساخته شده از عنبر بین مردم توزیع می کرد. از دیگر رسوم رایـج در این‌ روز‌ مقلدان و بازیگرانی به نام اصـحاب السـماجه بودند که صورتک زده نزد خلیفه می رفتند‌ و او‌ برسرشان، سکه و گل و عطر می پاشید و آن‌ها برمی‌داشتند. همچنین به مناسبت نوروز به فرمان متوکل‌ پنج‌ میلیون سکه به رنگهای گوناگون ضرب و به صـورت هدایای نوروزی به درباریان اهـدا‌ کردند. علاوه‌ براین، رسم‌ بود بزرگان به همراه هدایای تقدیمی‌ شان به خلفا، نوشته‌هایی در مدح آن‌ها و تهنیت عید می‌ فرستادند. در منابع‌ به‌ بسیاری از این رسوم و تشریفات اشاره شده است. حتی رسم‌ تبریک‌ نوروز در بین مردم آن دوره نیز رواج داشت.به طوری که سعید بن حمید بختگان به یکی از دوستان خود نامه‌ ای در تبریک نوروز نوشت و گفت چون‌ من چیز قابلی نداشتم تا به رسم هدیه بفرستم، ناچار نامه‌ای در تهنیت این روز جانشین آن می‌سازم. همچنین، شاعرانی بودند کـه بـا سـرودن‌ شعر‌ در وصف نوروز به‌ مدح‌ خلفا و بزرگانی می‌ پرداختند که در رواج و اصـلاح تقویم کوشیده بودند. «شکرالله خاکرند و زهرا زردشت، مقاله "جشن‌های ایرانی در دورة اول عباسی (132- 232 ق)"، مجله جستارهای تاریخی، پاییز و زمستان 1390، شماره 4»

۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

واکنش متفاوت اصول‌گرایان به نتایج انتخابات هفتم اسفند


هنوز تکلیف انتخابات در همه حوزه‌های مشخص نشده و رقابت در ده‌ها حوزه به دور دوم کشیده است. با این همه برخی اصول‌گرایان از پیروزی این جناح سخن می‌گویند و عده‌ای به بررسی علت شکست می‌پردازند. حسین شریعتمداری، در سرمقاله روز دوشنبه، دهم اسفند روزنامه کیهان ادعا کرد که با توجه به نتایج اعلام شده، در مجلس دهم مجموعه نمایندگان "حامی دولت و اصلاح‌طلب و کارگزارانی"، نه فقط اکثریت ندارند بلکه در اقلیت نیز هستند و اکثریت با نمایندگان اصول‌گراست. نماینده رهبر جمهوری اسلامی در موسسه کیهان آمار دقیقی از ترکیب حوزه‌هایی که تکلیف‌شان تا کنون معلوم شده به دست نداده اما تاکید می‌کند که گزارش‌های رسانه‌های نزدیک به دولت و اصلاح‌طلبان درباره پیروزی "لاف گزاف" است. بیشتر بخوانید: اکثریت با حامیان دولت و مستقل‌ها خبرگزاری "تسنیم"، از رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران نیز دهم اسفند ماه، اصول‌گرایان را "پیشتاز ورود به بهارستان" خوانده است. با این همه در آماری که این خبرگزاری از ۲۰۷ حوزه‌ای که وضعیت‌شان تا کنون مشخصی شده ارائه کرده، اصول‌گرایان اکثریت کرسی‌ها را در اختیار ندارند. مطابق این گزارش تا ظهر دوشنبه ۹۵ نامزد مورد حمایت اصول‌گرایان، ۸۷ داوطلب فهرست اصلاح‌طلبان و ۸ نامزد اعتدال‌گرایان حامی دولت به مجلس راه یافته‌اند. اگر این آمار دقیق باشد، تا اینجا تعداد نمایندگان اصول‌گرا با اصلاح‌طلبان و حامیان دولت در مجلس دهم برابر خواهند بود. افزون بر این ۳۳ کرسی مجلس دهم نصیب افرادی شده که به عنوان "مستقل" وارد رقابت‌ها شده‌اند و هنوز گرایش سیاسی آنها به طور قطع مشخص نیست. • به کانال تلگرام دویچه وله فارسی بپیوندید! شوک تهران، حذف حدادعادل تقریبا در تمام حوزه‌هایی که انتخابات آنها به مرحله دوم کشیده شده نیز یکی از طرف‌های رقابت به اردوگاه اصلاح‌طلبان، حامیان دولت و یا افراد مستقل تعلق دارند. شوک بزرگ اصول‌گرایان نتایج انتخابات تهران است که در آن هیچ یک از سی نامزد مورد حمایت ائتلاف اصول‌گرایان، که همه از شاخص‌ترین افراد این جناح محسوب می‌شوند به مجلس راه نیافتند. بیشتر بخوانید: غلامعلی حدادعادل، به عنوان سرلیست فهرست ائتلاف اصول‌گرایان در جایگاه سی و یکم قرار گرفته و محمدرضا عارف با حدود نیم میلیون رأی بیش از او نماینده اول تهران شده است. شریعتمداری با انتقاد از رسانه‌هایی که با توجه به نتیجه انتخابات مجلس در تهران پیروزی اصلاح‌طلبان را جشن گرفته‌اند خاطر نشان کرده که آنها "از کنار این واقعیت غیرقابل انکار عبور کرده بودند، که ایران فقط تهران نیست". وحید یامین‌پور، از فعالان حزب‌اللهی در یادداشتی در سایت "رجانیوز" می‌نویسد، علت شکست سنگین اصول‌گرایان در تهران این است که طبقه متوسط شهری در پی "ارزش‌های غرب‌گرایانه" است. بیشتر بخوانید: "شکست فرهنگی و تمدنی" یامین‌پور نوشته است: «اصول‌گرایان در تهران شکست خوردند؛ به طور مطلق. ولی این شکست بیش از آنکه سیاسی باشد فرهنگی و تمدنی است. تهران شهری است با انبوهی از جمعیت متعلق به طبقه متوسط جدید شهری، پیچیده در سبک زندگی شبه مدرن با مطالبات شبه روشنفکرانه.» او در ادامه با رد ادعای کسانی که رأی ندادن به اصول‌گرایان را حاصل تبلیغات رسانه‌های غربی عنوان می‌کنند نوشت: «بر فرض اینکه پیام‌های ساخته و پرداخته شده‌ای از خارج از کشور به داخل ارسال شده باشد، چرا گوش این جماعت شنوای این حرف هست ولی شنوای انبوهی از پیام‌های رسمی درون نظام که از رسانه‌ها منتشر می‌شود، نیست؟!» صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه در بیانیه‌ای که نهم اسفند منتشر شد به ناکامی کسانی چون محمد یزدی و محمد تقی مصباح‌یزدی در راه‌یابی به مجلس خبرگان پرداخته و اکبر هاشمی رفسنجانی، نفر اول خبرگان از تهران و اصلاح‌طلبان را به "همنوایی با اجانب برای حذف چهره‌های خدوم از حضور در مجلس خبرگان" متهم کرد. "رأی زنان چادری با لیست انگلیسی" حسن بیادی، دبیرکل جمعیت ایثارگران درباره رأی نیاوردن حدادعادل به سایت "رویداد ۲۴" گفت: «در این خصوص بار‌ها بنده و دوستان تذکر دادیم و گفتیم کسانی که بیش از سه دوره در مجلس بودند، نیایند و به جای چنین افرادی از چهره‌های جدید انقلابی استفاده کنیم ولی گوش کسی بدهکار نبود.» در جریان رقابت‌های انتخاباتی مجلس دهم و دوره پنجم مجلس خبرگان بسیاری از اصول‌گرایان فهرست مورد حمایت اصلاح‌طلبان، جامیان دولت و رفسنجانی را "لیست انگلیسی" می‌خواندند و ادعا می‌کردند افراد این لیست از سوی رسانه‌های خارجی حمایت می‌شوند. بیادی درباره اصرار اصول‌گرایان بر انگلیسی خواندن فهرست رقیب بدون مدرک و سند گفته است: «این چنین مسائلی در انتخابات دو طرفه است.‌‌همان طور که یک عده به ردصلاحیت‌ها اعتراض داشتند، طرف مقابل نیز به تایید صلاحیت‌ها نیز معترض بودند. به نظرم هر دو طرف مقصر بودند. طبق فرمایش رهبری هر دو جریان مقصر هستند.» به گزارش "سحام‌نیوز"، کانال اصول‌گرایان تندرو در تلگرام، موسوم به "دیده‌بان انقلاب" روز جمعه در حالی که رأی‌گیری ادامه داشت نوشته بود: «متاسفانه وضعیت خوبی بر صندوق‌های رأی شهر تهران حاکم نیست. حتی در محله‌های مذهبی‌نشین هم شاهد هستیم افراد حزب‌اللهی و جوانان هئیتی و زنان چادری هم به لیست مورد حمایت انگلیس رأی می‌دهند. حامیان لیست انگلیسی به صندوق‌ها هجوم آورده‌اند.»

خواست مردم را وارونه جلوه ندهید!


یک اصلاح طلب: این عریضه واکنشی است به وادادگی و بیان وارونه خواست واقعی اکثریت مردم شرکت کننده در انتخابات هفتم اسفند نود و چهار توسط برخی نشریات و سایتهای شبه اصلاح طلب، معتدل یا اصلاح طلب و حتی شخص رئیس جمهور که می گویند در این انتخابات به جریانی “نه” گفته نشده و متاسفانه خواهان مماشات و بدتر از آن رفاقت با کسانی هستند که سی میلیون مردم نجیب، صبور اما خشمگین به نیت خلع ید آنها از تمام شئون مملکت به میدان انتخابات آمدند. اینجانب یک نفر از آحاد ملت بزرگ ایران هستم که روز هفتم اسفند نود و چهار پس از نزدیک به بیست سال قهر و ناامیدی مطلق از امکان اصلاحات واقعی و پایدار (و نه مقطعی) و بازگرداندن کشور به ریل آزادی، استقلال و جمهوریت با قلبی مالامال از درد پس از چهل و هشت ساعت کشمکش درونی (از شرمندگی جوان داده های هشتاد و هشت) بالاخره پای صندوق رای رفتم و به لیست امید (که نه نمایندگان دلخواه بلکه معجونی از شبه اصلاح طلب، افراد ناشناس و بعضا اصولگرای شناسنامه دار) رای دادم. اکنون که به خواست خداوند و اراده جوانان رشید این مملکت نتیجه انتخابات مجلس ملت چون زهر هلاهل برای فرقه اقتدارگرا و استبدادیون و عسل شیرین برای دلسوزان این ملک از صندوقها در آمده، متاسفانه در بعضی نشریات و سایتهای مدعی اصلاح طلبی می بینم که غش و ریسه می روند و از روی توهم و خیال گمان میکنند مردم با این رای به آنها “آری” گفتند و یا از عشق چشم و ابروی نداشته آنها به پای صندوق رای رفتند. بدتر اینکه همنوا با استبدادیون و به کام آنها سعی در کمرنگ کردن “نه” بزرگ اکثریت مطلق مردم به “خائنین اصولگرا” دارند که سه دوره خانه ملت را با حجله زفاف خود اشتباه گرفته و آنرا به زباله دان تندروی های ویرانگر و کج فهمی های خود و در یک کلام خیانت به آرمانهای ملت تبدیل کرده اند. به عنوان برادر کوچک و دلسوز شما لازم است نکات مهمی را به استحضار برسانم: الف- ... بالاترین لینک مستقیم

گردش نیروها در کشور امر مبارکی است؛ و این که چه نوع نیرویی برای این مرحله نیازمند است باید احترام گذاشت و سپاسگزار بود


نظر علی لاریجانی در باره نتایج انتخابات : " گردش نیروها در کشور امر مبارکی است؛ این که مردم بر اساس سلایق مختلف و شرایط کشور و این که چه نوع نیرویی برای این مرحله نیازمند است باید احترام گذاشت و سپاسگزار بود" پاینوشت : همانطور که روحانی انتخاب خامنه ای بود و نرمش قهرمانانه برنامه ریزی شده بود بنابراین انتخابات مجلس و خبرگان هم برنامه ریزی شده بود و در ادامه پسا فرجام است و صحبت علی لاریجانی از این حقیقت پرده بر می دارد بالاترین لینک مستقیم

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

گزارش از ایران: هاشمی رفسنجانی در معرض رد یا قبول صلاحیت؟


☚ نخست تازه‌ترین خبر را که از درون رژیم دریافت کرده‌ایم بخوانید: در «بیت رهبری» و در بیرون آن (گروه مصباح یزدی و کسانی در شورای نگهبان) طرفداران دو نظر بایکدیگر زورآزمائی می‌کنند: عده‌ای براین نظر هستند که هاشمی سردسته «فتنه و نفاق» است. تا از نظام رانده نشود، دیگر مخالفان درون نظام سرجای خود نمی‌نشینند. پس باید صلاحیت او را رد کرد. و جمعی دیگر بر این باور هستند که باید گذاشت هاشمی رفسنجانی وارد مجلس خبرگان بشود اما در این مجلس، در انزوای کامل قرارداده شود. خامنه‌ای خود با این نظر موافق است. روز 17 دی «خبری» منتشر شد گویای رد شدن صلاحیت هاشمی رفسنجانی بعنوان نامزد مجلس خبرگان. تحقیق ما در باره صحت این خبر هنوز به نتیجه نرسیده‌است. اين روزها حملات فراواني از جانب افراد و گروههاي مختلفي عليه هاشمي رفسنجاني صورت مي گيرد. لذا، بر آن شديم تا آينده او و مواضع افراد ، گروهها و نهادهاي مختلف نسبت به او و سناريوهاي گوناگون را مورد بررسي قرار دهيم. سئوال محوری که این بررسی می‌کوشد برایش پاسخ بیابد، این‌است: آيا هاشمي رفسنجاني گرفتار حصر خانگي خواهد شد؟ از ابتداي انقلاب، نظام حاكم همواره تلاش دارد به اشكال مختلف مخالفان خود را از سر راه بردارد. از این‌رو، هميشه از «نيروهاي ارزشي و انقلابي» خود (چماقداران، نهادهاي نظامي ، امنيتي و روحانيون افراطي و...) استفاده مي كند. از جمله، به این شيوه‌ها: ● حملات چماقداران به افراد و گروهها: حمله به مراكز مختلف هنري، سياسي، فرهنگي ، تجمعات و افراد و گروهها جهت جلوگيري از رشد انديشه‌هاي آزادي خواهانه و استقلال طلبانه و... سرآمد اين گروهها، انصار حزب الله(بسيجيان و نظاميان شخصي پوش) به فرماندهي كنوني محتشم مي‌باشد. پیش از او، سرداران الله كرم، ذوالقدر، فدايي، عبداللهي، قاسمي و.. از جلوداران چماقداري بوده اند. ●كودتا: گردانندگان نظام ولايت فقيه هرزمان كه دیده‌اند فردي مورد اعتماد مردم برای تصدی مقامي انتخاب شده است و يا در شرف انتخاب شدن مي باشد، برضد او کودتا کرده‌اند. مانند كودتا بر ضد اولين رييس جمهور منتخب مردم ایران، ابوالحسن بني صدر و يا كودتاي انتخاباتي برضد مير حسين موسوي. و به دنبال کودتا، سرکوب شدید مردم. ● ترور فيزيكي: يكي از شيوه‌هاي «نيروهاي ولائي»، در برخورد با مخالفان، ترور فيزيكي آنها است. سران رژیم اين روش را از همان ابتدا در دستور كار خود قرار دادند و در طول سالهاي قبل افرادي چون كاظم سامي ، كاظم رجوي، بختيار، فرخزاد، قاسملو، شرفكندي، سيد احمد خميني، داريوش و پروانه فروهر، پوينده و مختاري و.. را ترور كردند. ● اعدام مخالفان: يكي از راههاي مقابله دستگاه ولایت فقیه، بازداشت شكنجه و اعدام مخالفان است. در دهه شصت در دو مورد يكي بعد از كودتاي برضد اولين رييس جمهوری و يكي در سال پذيرش قطعنامه وپايان جنگ كه چندين هزار نفر را به دست جوخه‌های اعدام سپردند. سومین اعدام و قتل گسترده بعد از كودتاي انتخاباتي و جنبش مردم ایران در سال 1388 بود. دژخیمان رژیم دهها نفر را به ضرب گلوله و یا با شكنجه به قتل رساندند. ● بازداشت مخالفان : از روش هاي مورد استفاده ملاتاريا بازداشت سران گروهها و افراد برجسته‌اي است كه احتمال مي‌دهد با دستگيري آنها بتواند با ايجاد رعب و وحشت مانع از رشد نيروهاي منتقد و مخالف شود. از ابتداي انقلاب، دستگیری‌های فردی و جمعی، عمومی‌ترین روش رژیم است. افرادی چون مرحوم عزت الله سحابي،رضا عليجاني، تقي رحماني،مرحوم هدي صابر، اكبر گنجي، عبدالله نوري، محمد نوريزاد، محمدملكي، مصطفي تاجزاده، و... دستگیر و زندانی شده‌اند. ● حصر خانگي یکی دیگر از شيوه‌هاي سرکوب است که رژیم بطور مداوم بکار برده‌است. کسانی مانند آيةالله شريعتمداري، آیةالله آذري قمي، آيةالله محمدصادق روحاني، آیةالله صانعي، آیةالله سید حسن قمي، آیةالله منتظري، مير حسين موسوي و مهدي كروبي و... اما آيا مي‌توان گفت هاشمي رفسنجاني نیز گرفتار حصر خانگی می‌شود؟ توجه خوانندگان را جلب مي‌نماييم كه حملات چماقداران به خانواده هاشمي از سالها قبل آغاز شده‌است. رسانه‌هاي مختلف علني و غير علني او را مورد حمله قرار داده و تابه حال حداقل سه تن از نزديكان او (مهدي هاشمي، فائزه هاشمي و حسين مرعشي) مزه زندان را چشيده‌اند. ما به اين نتیجه رسیده‌ایم كه عده اي از سران مافيايي نظام و رهبري بر اين باورند كه هاشمي سد راه آنان براي رسيدن به مقاصدشان مي باشد، اين افراد كه در گروهها و دسته جات مختلف عضو مي‌باشند از ادامه حضور فعال هاشمي در نظام، بسيار نگران و ناراحتند و در تلاشند تا وي را از صحنه خارج سازند: ● سيد علي خامنه‌اي و در کنار او مصباح يزدي را می‌توان بزرگترين دشمنان فعلي هاشمي دانست. زيرا هنوز هاشمي را به لحاظ سابقه حضور در انقلاب از خود برتر دانسته و با مواضع او موافق نيستند هر چند به خوبي مي‌دانند با دروغ هاشمي رفسنجاني بود كه خامنه‌ای «رهبر» شد. خامنه‌ای همواره مترصد فرصت است. اما نمي‌خواهد بي‌گدار به آب بزند زيرا حصر يا بازداشت هاشمي هزينه‌هاي سنگيني ببار می‌آورد. از این‌رو، او هاشمی را نمد مال میکند تا بتدریج حذف شود. از دید خامنه‌ای، شرايط مهيا نيست. در واقع نیز، شرائط مهیا نیستند. زیرا 1. هاشمي رفسنجاني هنوز بر مسند ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نشسته است. براي حصر يا بازداشت او بايد ابتدا از مقام خود بركنار شود و سپس مراحل ديگر در مورد او به اجرا در آيد. مانند منتظري، مير حسين موسوي ، كروبي و ... اینک او از امامت جمعه تهران و رياست خبرگان رهبري برکنار شده‌است. اما هنوز هم رئیس مجمع و هم عضو مجلس خبرگان است. نا گفته نماند که رياست او براين مجمع، در تعیین جانشین برای خامنه‌ای به او نقش می‌دهد. با وجود رياست جمهوري حسن روحاني، ریاست او بر مجمع، کار را براي گروه مقابل سخت خواهد کرد. زيرا بنا به اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی كه به شرح زير است وجود هاشمي مشكل ساز خواهد شد: «...هرگاه رهبر از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود، يا فاقد يكي از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي از شرايط بوده است، از مقام خود بر كنار خواهد شد. تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل يكصد وهشتم مي باشد. در صورت فوق يا كناره گيري يا عزل رهبر، خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعيين و معرفي رهبر جديد اقدام نمايند. تا هنگام معرفي رهبر، شورائي مركب از رئيس جمهور، رئيس قوه قضائيه و يكي از فقهاي شوراي نگهبان به انتخاب مجمع تشخيص مصلحت نظام، همه وظايف رهبري را به طور موقت به عهده مي گيرد و چنانچه در اين مدت يكي از آنان به هر دليل نتواند انجام وظيفه نمايد، فرد ديگري به انتخاب مجمع، با حفظ اكثريت فقها در شورا، به جاي وي منصوب مي‌گردد. اين شورا در خصوص وظايف بندهاي ۱ و ۲ و ۳ و ۵ و ۱۰ و قسمت هاي (د) و (هـ) و (و) بند۶ اصل يكصد و دهم، پس از تصويب سه چهارم اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام اقدام مي كند. هرگاه رهبر بر اثر بيماري يا حادثه ديگري موقتا از انجام وظايف رهبري ناتوان شود، در اين مدت شوراي مذكور در اين اصل وظايف او را عهده دار خواهد بود. بنابراين، رياست هاشمي رفسنجاني بر مجمع تشخيص مصلحت نظام، برای دستگاه خامنه‌ای، در گزینش جانشین او، مشكل ساز می‌شود. از این‌رو، مخالفانش خواهان برکناری او از ریاست مجمع تشخیص مصلحت هستند. 2. با توجه به مناصب و مقاماتي كه هاشمي رفسنجاني از ابتداي انقلاب داشته است، زمان خواهد برد، تا زمينه برخورد با فردي كه زماني فرماندهي جنگ از سوي خميني را بر عهده داشت و علاوه بر آن در جايگاه رياست مجلس ، رياست جمهوري، رياست مجلس خبرگان رهبري و ریاست بر مجمع تشخيص مصلحت نظام، بوده و است فراهم گردد. 3. شناخته بودن هاشمي رفسنجاني نزد سیاستمداران منطقه و بقیه دنیا و رسانه‌هاي گروهی جهان و مقامات روحانی، به گونه‌اي است كه برخورد با او به سادگي برخورد با مير حسين موسوي و كروبي نیست. 4. هاشمي رفسنجاني هرگز صداقت افرادي مانند بني صدر، بازرگان، آیةالله منتظري ، حتی سيد محمد خاتمي و مير حسين موسوي و كروبي را نداشته است. اگر داشت حذف شده بود. 5. هاشمي رفسنجاني وابسته به قدرت است و هرگز نمي‌خواهد شرايط به گونه‌اي گردد كه او را از قدرت دور کند. لذا، تن به هر خفت و خواري، براي ماندن در سرای قدرت می‌دهد. 6. هاشمي رفسنجاني تا كنون هرگز در مورد جنايات نظام حاكم بر ايران به خصوص در دهه شصت سخن نرانده‌است. در حاليكه ديگران وجود شكنجه و تجاوز در زندانها و اعدام زندانيان را افشا و بدان اعتراض کرده‌اند. اين اعتراض‌ها و افشاگري‌ها موجب برخورد سخت با آنها شده است. 7. هاشمي رفسنجاني هرگز در مورد ترورهاي دهه‌هاي گذشته افشاگري نكرده و به وجود آنها نيز اشاره‌اي ننموده‌است . بنابر عبور از بحران، خود با اعدامهای دستجمعی موافق نیز بوده‌است. و 8. هاشمي رفسنجانی سياستمداری با سابقه و مزور و دغلكار مي‌باشد. همه او را جعبه سيا رژیم مي دانند. برخورد با او ساده نخواهد بود، بنابراين بايدابتدا زمينه بركناري او فراهم شود. بدین‌قرار، هزينه‌هاي بازداشت و حصر خانگي هاشمي رفسنجاني سنگین است. از این‌رو، در حال حاضر ، خامنه‌ای قصد ندارد اقدامي عجولانه بر ضد او بعمل آورد. اما ديگرانی هم هستند که جز این فکر می‌کنند. افراد و گروههائي هستند كه به دنبال فرصت برخورد با هاشمي رفسنجاني و حصر خانگي يا بازداشت او مي باشند: ● دسته مجتبي خامنه‌اي كه هاشمي رفسنجاني را دشمن خود و پدر خود مي‌داند و همواره خواهان برخورد با او بوده‌است. او به خوبي مي داند، هاشمي رفسنجاني حتي در بيت رهبري هم هواداراني دارد كه از او در شرايط سخت حمايت خواهند كرد. ولي اين قدرت طلب جوان كه هواي رهبري در سر دارد، به خطرها که حذف هاشمی براي ولایت مطلقه فقیه و موقعيت پدر دربردارد، نمي‌انديشد. همانگونه كه قبل از جنبش همگانی سال 88 فكر مي‌كرد با تقلب احمدي نژاد را بر سر كار خواهد آورد و اگر كسي اعتراض کرد، با زدن توی دهن او، مسئله حل ‌می‌شود. وقتی مردم به جنبش روی‌آوردند، خامنه‌اي متوجه خطاي خود در حرف شنوي ازفرزندش شد. لذا وقتی مجتبی با «انتخاب» شدن روحانی مخالفت کرد، خامنه‌اي به راه خود رفت. ● باند مصباح يزدي. در حال حاضر، مصباح، هاشمی رفسنجانی را دشمن خود مي‌داند. زيرا هاشمي به خوبي پرونده بسياري از افرادی چون مصباح يزدي و ديگران را در اختيار دارد. مصباح يزدي براي اينكه بتواند بدون خطر، رهبري آينده را دست نشانده خود كند، بايد ابتدا هاشمي رفسنجاني را كه خطري بالفعل مي‌داند از سر راه بردارد. ● سپاه پاسداران: اين نهاد نظامي، به همراه نيروهاي امنيتي خود در سازمان اطلاعات سپاه، هاشمي را مانعی بر سر راه سلطه کامل بر دولت می‌داند. سپاه در طول سالهاي جنگ و بعد از آن فربه شده‌است. تعیین «رهبر» را «حق» خود می‌داند. چه برسد به مقاماتي چون نمايندگي مجلس و خبرگان رهبري، سپاه هر زمان كه «انتخابات» را موافق دلخواه خود نیافته، اقدام به تقلب كرده و هر فرد يا گروهي را مقابل خود دیده‌، در پي حذف او بر آمده‌است. بنی‌صدر می‌نویسد: «به بازرگان و دولت موقت گفتم تمام این نهاد‌هایی که شما می‌سازید مثل سپاه پاسداران و کمیته انقلاب، تمام ستون‌های استبداد جدید را دارید می‌سازید. ممکن نیست ما سپاه پاسداران بسازیم که از انقلاب پاسداری کند. انقلاب معنایش این است که زور را بردارد و این را نمی‌شود شما نقض کنید. شما با ایجاد یک نیروی مسلح می‌خواهید انقلاب را حفظ کنید!؟" واو می‌نویسد: نظر آقای خمینی اما نسبت به ارتش چندان مساعد نبود. او گفت شما سپاه پاسداران را تقویت کنید.ارتشی‌ها شاه در رگ وپوستشان است یک عمر جاوید شاه گفته‌اند. گفتم ارتشی‌ها عاشق شاه نیستند. قدرت را در نظر آنها اصل و ارزش کرده‌اند‌. جاوید شاه را به این دلیل می‌گفتند که شاه را تجسم آن قدرت می‌دانستند. امروز که فرصت احساس استقلال و مسئولیت داشتن کرده‌اند مثل بقیه و بلکه بیشتر از آنها احساس نفرت می‌کنند، باید کاری کنیم که سپاه به بیماری قدرت پرستی دچار نشود که اگر شد، شخص پرست هم می‌شود. امروز شما تجسم قدرت شده اید. مسئله اصلی قدرت پرستی است». بنی‌صدر همچنین در نامه‌ای به آقای خمینی، می‌نویسد: «آنچه من کرده‌ام و می‌کنم این است که در نیروهای مسلح و بخصوص در سپاه پاسداران، خلق و خوی سلطه گری و استبداد رای و حاکمیت جویی به وجود نیاید. اگراین خلق وخو بوجود آمد دیگر فاتحه انقلاب خوانده است». برخي از افراد اين نهاد(كوثري، قاسمي، جعفري، جواني، رمضان شريف، الله كرم، عبداللهي، ذوالقدر، عراقي و...) مي‌دانند اگر هاشمي بتواند در كار خود موفق شود و مجلس خبرگان رهبري و مجلس شوراي اسلامي را به سمت و سويي كه خود مي‌‌خواهد، بكشد، در آينده قدرت آنها كاهش خواهد يافت، بنابراين بايد قبل از فرا رسيدن شرايط ،حساب خود با هاشمي رفسنجاني را تسویه کنند. برخي از اين اشخاص افراطي همانگونه مي‌انديشند كه مصباح يزدي مي‌انديشد. بيهوده نيست كه هر زمان كه عده‌اي از روحانيون حامي مصباح يزدي (جلالي، روانبخش، حسينيان، رسايي، پناهيان، و..) به هاشمي حمله ور مي‌شوند، برخي ازسرداران سپاه (محمد رضا نقدي، حسن عباسي، حسين سلامي، عليرضا زاكاني، سعيد جليلي، مسعود جزايري و...) نيز به هاشمي رفسنجانی می‌تازند. ● دسته ديگر نيروهاي وابسته به اطلاعات سپاه (باند حسين طائب، عبدالله ضيغمي، حسين فدايي،رضا سراج و..)هستند كه از آينده خود نگرانند. بزعم آنها، اگر هاشمي به قدرت سابق خود بازگردد، حساب آنها را می‌رسد. در طول اين سالها اینان او را بي‌اعتبار كرده و خانواده او را آماج توهين و فحاشي کرده‌اند. به نظر خيلي واضح است كه سپاه پاسداران نمي خواهد اجازه دهد كه کار گزینش «رهبر» جز خودش، به کسان ديگري واگذار شود. فرماندهان سپاه مي‌خواهند همانگونه که تاييديه مرجعيت خامنه‌اي را از شوراي مرجعيت حوزه علميه قم گرفتند و در سال 88، با كودتا و به زور اسلحه احمدی نژاد را رئیس جمهوری کردند، اين بار نيز «رهبر» جانشین را آنها برگزینند. از یاد نباید برد که در زمان گزینش خامنه‌ای، بعنوان جانشین خمینی، همين هاشمي رفسنجاني بود كه با كمك سپاه و با جعل نامه و قول خمینی، نظر نمايندگان خبرگان رهبري را به هيچ گرفت و سيد علي خامنه‌اي را كه صلاحيت رهبری را نداشت، «رهبر» کرد. ● شماری از سنتي‌ها چون محمد يزدي، احمدجنتي، احمد خاتمي، صديقي، مقتدايي و... نیز با هاشمی رفسنجانی مخالفند. اینان به‌خوبي مي دانند اگر جعبه سياه رژیم و روحانيت دست به افشاگري بزند، بمراتب بیش از آنچه بی‌اعتبار شده‌اند، بی‌اعتبار می‌شوند. بنابراين، در این فکر هستند كه هر چه زودتر زمينه حصر خانگي هاشمي را فراهم آورند. این دشمنان هاشمی رفسنجانی در حذف او بایکدیگر موافقند. برسر چگونگی آن اختلاف نظر دارند. در برابر، هاشمی در کار ایجاد ترس از بدترین‌ها است تا مگر مردم برای گرفتار آنها نشدن، به پای صندوقهای رأی بروند و به کسانی که او می‌خواهد رأی بدهند. دستیار اول خمینی در سرکوب‌گر مردم دیر به یاد مردم افتاده‌است. بالاترین