۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

گفت‌وگویی درباره مرگ مشکوک جمال حسینی


فرزام کرباسی در رابطه با مرگ جمال حسینی، سردبیر خبرگزاری هرانا با کیوان رفیعی، یکی از اعضای این خبرگزاری گفت‌وگویی داشته است. جمال حسینی فرزام کرباسی : درود به شما آقای رفیعی عزیز در چند روز گذشته و بعد از منتشر شدن خبر مرگ ناگهانی زنده یاد جمال حسینی سردبیر خبر گزاری هرانا، این خبرگزاری دو اطلاعیه در مورد مرگ مشکوک ایشان منتشر نمود. از شما خواهش می‌کنم که در این رابطه برای ما توضیحی بفرمایید. کیوان رفیعی : پیشاپیش خدمت شما عرض می‌کنم که خبر گزاری هرانا ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران می‌باشد و این دو اطلاعیه را مجموعه فعالان حقوق بشر صادر نموده اند. بیانیه اول و بیانیه دوم که تکمیل کننده بیانیه اول می‌باشد از این خبر میدهد که در صبح روز ۵ آگوست ۲۰۱۴ همکاران نگران به همراه پلیس ترکیه به منزل آقای جمال حسینی مراجعه میکنند وبا پیکر بی‌ جان آقای حسینی رو‌به رو میشوند که در پشت میز کارش مشغول کار بوده است. و از آنجائی علت مرگ مشکوک خواند شده که لکه ‌های خون بر روی صورت و گوش آقا‌ی حسینی مشهود بوده است. همچنین در نقاطی از منزل ایشان باز هم لکه ‌های خون یافت شده است.و به همین دلیل هم دادستانی شهر نوشهیر ترکیه علت مرگ را مشکوک اعلام کرده و پیکر ایشان برای تحقیقات بیشتر و کالبد شکافی به آنکارا منتقل شد. که به هر حال آزمایشات پزشکی‌ بیشتر و پیشرفته تری بر روی ایشان صورت بگیرد.علت عنوان شدن مرگ مشکوک در اطلاعیه دوم مجموعه فعالان حقوق بشر نیز بر مبنای همین بیانات دادستانی و پلیس ترکیه بود و همچنین مشاهدات دوستان ما بعد از دیدن پیکر ایشان و شرایط منزل آقای حسینی بود.و با توجه به اینکه آقای حسینی هیچ عارضه و بیماری پزشکی‌ حادی از قبل نداشتند همچنین از لحاظ سنی‌ هم جوان بودند ایشان ۳۲ سال بیشتر نداشتند و باز هم تکرار می‌کنم بر روی درب ورودی منزل ایشان و همچنین قسمت وسط منزل و همچنین بر روی بینی‌ و گوش ایشان لکه ‌های خون مشاهده شده است.به همین دلیل مجموعه فعالان حقوق بشر این مرگ را مشکوک می‌داند و بر روی این موضع گیری هم هستیم تا زمانیکه نتیجه تحقیقات پلیس ترکیه به پایان برسد و نتیجه نهایی مشخص شود. فرزام کرباسی : پس همانطور که شما هم اشاره کردید زنده یاد جمال حسینی هیچ گونه عارضه و بیماری حادی نداشتند که منجر به مرگ ایشان بشود و دلیل مرگ ایشان باشد. کیوان رفیعی : نه هیچ مشکل و بیماری خاصی‌ نداشتند که ما از آن بی‌ اطلاع بوده باشیم چون من خودم حد اقل ۲ سال با ایشان هم خانه بودم و همچنین دوستان دیگر از این مساله مطلع میباشند تنها بیماری که ایشان داشتند مربوط به درد در ناحیه کمر بود . اما بیماری که مربوط به قلب یا ریه باشد نداشتند. فرزام کرباسی : جناب رفیعی در اطلاعیه‌هایی که از طرف مجموعه فعالان حقوق بشر صادر شده است به مجموعه تهدیداتی اشاره شده است که در رابطه با آقای حسینی بوده است اگر میشود در این رابطه هم توضیح بفرمایید. کیوان رفیعی : تهدیداتی که متوجه آقای حسینی بود این بود که ایشان در سال ۲۰۰۵ در ترکیه اعلام پناهندگی نمودند در بین سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸ خود ایشان اعلام نمودند که با ایشان تماس گرفته شده و تهدید شده اند و به ایشان گفته شده بود که «می اندازیمت توی گونی و برت میگردونیم ایران»، دقیقا با اینچنین لفظی. من در سال ۲۰۰۸ به ایشان ملحق شدم و تا سال ۲۰۱۰ با هم از نزدیک در ارتباط بودیم.در سال ۲۰۱۰ دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی یک مجموعه حملات به تشکیلات ما در داخل و خارج نمود. در داخل کشور با دستگیری گسترده اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر و اعترافات تلویزیونیدر روزنامه‌های رسمی‌ مانند کیهان حملات شدیدی به مجموعه ما نمودند. که محور این حملات آقای حسینی بود در برنامه‌های تلوزیونی و خبری جمهوری اسلامی با پخش مستند‌های در مورد ما و مجموعه فعالان حقوق بشر قصد تخریب ما را داشتند. در همان زمان حدود ۵۰ نفر از اعضای ما در داخل کشور بازداشت شدند و در برخی‌ از بازداشت‌ها بازجویان عنوان کرده بودند که ما این امکان را داریم که برویم فلانی‌ یعنی‌ آقای حسینی را بزنیم و حذف فیزیکی‌ کنیم.و ما از این تهدیدات مطلع بودیم در همین دوران بود که با هماهنگی‌ پلیس شهر وان ترکیه که در آن زمان آقای حسینی در آنجا ساکن بود ایشان را به شهر نوشهیر ترکیه منتقل کنند که به نسبت امن تر بود و این انتقال در سال ۲۰۱۱ صورت گرفت . تمام مکاتبات آن موجود می‌باشد و نمایندگی‌ سازمان ملل و پلیس ترکیه در جریان آن مباشد. موضوع تهدید دیگر مربوط میشود به اوایل سال ۲۰۱۳ که دستگاه امنیتی ترکیه با ما و آقا‌ی حسینی تماس گرفتند و اظهار نمودند فردی از UN تقاضای پناهندگی نموده و علت پناهندگی خود را این گونه عنوان کرده که حکومت جمهوری اسلامی ایشان را مجبور کرده که دست به قتل مخالفان سیاسی در ترکیه بزند.که این فرد از روستاهای اطراف ارومیه بود. خوب اداره اطلاعات ترکیه بر همین اساس یک سری جلسات را با آقای حسینی برگزار نمودند و در نهایت به آقای حسینی توصیه شده بود که تنها نباشد. بعدها ما مطلع شدیم که آن فرد به ایران بازگشته بود و اعلام نمودند که همان فرد در درگیری خانواد‌گی به وسیله سلاح گرم کشته شده است.این بارزترین و مشخصترین تهدیداتی بود که آقای حسینی و کلیت مجموعه فعالان حقوق بشر با آن مواجه بوده است. فرزام کرباسی : با توجه به تهدیداتی که در مورد ان توضیح دادید و کاملا برای دولت ترکیه و همچنین دفتر نمایندگی‌ سازمان ملل در امور پناهندگان در ترکیه مشخص بود کلیه این تهدیدات از طرف جمهوری اسلامی بوده است. چرا روند انتقال آقای حسینی به کشور سوم با کندی صورت میگرفت و در نهایت این اتفاق هم نیفتاد. کیوان رفیعی : آقای حسینی از سال ۲۰۰۵ در ترکیه تقاضای پناهندگی کردند در سال ۲۰۰۷ تقاضای پناهندگی ایشان از طرف کمیساریای عالی‌ پناهندگان سازمان ملل پذیرفته شد و ایشان از حالت پناهجو در آماده و به عنوان یک پناهنده سیاسی پذیرفته شده بود. در مورد روند انتقال ایشان در سال ۲۰۰۷ و پس از آن در سال ۲۰۰۸ پرونده انتقال ایشان به کشور سوئد داده شد اما به دلایلی که هنوز هم مشخص نیست ایشان را نپذیرفت لازم است که اینجا به این نکته اشاره کنم که روند کار کمیساریای عالی‌ پناهندگان به این صورت نیست که بین یک آوره جنگی و یک فعال سیاسی از نظر اولویت بندی وجه تمایزی بگذارد و روند کارها بسیار کند پیش میروند. در سال ۲۰۰۹-۲۰۱۰رونده ایشان به کشور کانادا سپرده میشود باز هم کانادا پرونده ایشان را قبول نمیکند و دلیل ردی را هم تا کنون به طور رسمی‌ اعلام نکرده است.حتا ما نامه‌های مختلفی از عفو بین‌ الملل و سازمان‌های حقوق بشری جهانی‌ داشتیم که باز هم بدون اعلام دلیل ردی سفارت کانادا اعلام نکردند ما حتا میخواستیم از سازمان مهاجرت کانادا شکایت کنیم. به نظر من این‌ها همه کوتاهی‌ کمیساریای عالی‌ پناهندگان است که از نظر اداری بسیار ضعیف عمل می‌کند.آقای حسینی از سال ۲۰۰۷ که به عنوان پناهنده سیاسی قبول میشود نتوانسته بود به کشور سوم منتقل شود.هر کار اداری کوچکی در کمیساریای عالی‌ پناهندگان حد اقل ۱ سال به درازا کشیده میشود.شما در نظر داشته باشید که ما با سازمان‌های حقوق بشری جهانی‌ در ارتباط بودیم نماینده‌های این سازمان‌ها به خانه آقای حسینی رفت و آمد داشتند.در جایی که شرایط شخصیتی‌ مانند آقای حسینی به این صورت در می‌‌آید کسانی‌ که هیچ پشتوانه ندارند و کسی‌ آن‌ها را نمی‌شناسد به چه صورتی‌ هستند. فرزام کرباسی : برگردیم به فعالیت‌های خبر گزاری هرانا و مجموعه فعالان حقوق بشر و با توجه به اینکه زنده یاد جمال حسینی سردبیر این خبرگزاری بودند آیا این تشکیلات توانسته که این ضربه را جبران کند و با همان قدرت سابق به فعالیت‌های خود ادامه دهد. کیوان رفیعی : ببینید وجود یک نیروی با تجربه که سالها در این زمینه کار کرده بود نبودش تأثیر به سزایی دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد. ما در قامت رهبری این تشکیلات به ایشان نگاه میکردیم. از این نظر قابل جبران نیست. اما از لحاظ دیگر چون تشکیلات ما به گونه‌ای است که به صورت جمعی‌ مدیریت میشود و با توجه به اینکه ما یک دهه است که به کار خود ادامه دادیم نیروی خودمان را داریم و کار آقای حسینی هم نظارتی بود و نیروهای مربوط کار‌ها را انجام میدهند در نتیجه امکانات و نیروی ما آسیب ندیده و پا بر جاست و مانند سابق به فعالیت‌های خبر رسانی مشغول هستیم باز هم میگویم که نمی‌توان نبود ایشان و ضربه‌ای که به ما وارد شده را انکار کرد اما در نظر داشته باشید ایشان در حالی‌ جان خود را از دست داد که در پشت میز کارش و مشغول نوشتن گزارش بود و تا آخرین لحظه مشغول مبارزه و فعالیت بوده و این امر برای ما و تشکیلات مجموعه فعالان حقوق بشر یک نیروی مضاف پدید آورد است.و نمیگذاریم کاری را که آقای حسینی با تمام توان شروع کرده بود زمین بماند و هرانا و تشکیلات مجموعه فعالان حقوق بشر با توان بیشتری به کار خود ادامه میدهد. فرزام کرباسی : با سپاس از شما جناب رفیعی عزیز برای وقتی که در اختیار من گذاشتید.

۱۳۹۳ مرداد ۳۱, جمعه

:: روحانی عزمی برای بهبود وضعیت زنان ندارد


نیوشا صارمی - روزآنلاین :بیش از یک سال از زمانی که دولت حسن روحانی رسما شروع به کار کرد می‌گذرد؛ رئیس‌جمهوری که وعده‌ ایجاد فرصت‌های برابر به مردان و زنان داده بود.وعده ای که تحقق نیافته تاجایی که فعالین حقوق زنان به این نتیجه رسیده اند که "دولت روحانی عزمی برای بهبود وضعیت زنان ندارد". بسیاری از زنان ایرانی پس از تحمل ۸ سال تبعیض و فشار مضاعف در دولت‌های نهم و دهم با اجماع نیروهای منتقد وضع موجود، رای خود را به نفع حسن روحانی به صندوق‌ها ریختند. شهین‌دخت مولارودی معاون رئیس جمهور در امور زنان گرچه با چند ماه تاخیر منصوب شد اما روزنه‌ای از امید به سوی فعالان زن گشود که او را هم‌دل و همراه خود می‌دانستند. حالا و پس از گذشت یک سال، انتقادها به دولت روحانی در حوزه زنان شدت گرفته است. برخی فعالان زن معاونت زنان را منفعل و محافظه‌کار می‌دانند و معتقدند در بزنگاه‌ها از سوی این معاونت حمایتی ندیده‌اند. مریم رحمانی، فعال حقوق زنان به "روز" می‌گوید اقدامات دولت یازدهم در این زمینه راضی کننده نبوده. او معتقد است مولاوردی اگرچه سالهاست دغدغه حقوق زنان دارد "اما به تنهایی کاری نمی‌تواند بکند چرا که عزم جدی در دولت برای بهبود و ارتقای وضعیت زنان وجود ندارد". تفاوت مشی و حرف روحانی مریم رحمانی، فعال حقوق زنان معتقد است که "دولت یازدهم تاکنون عملکرد مناسبی در حوزه زنان نداشته است و تنها شاهد انتصاب ۷ زن به سمت فرماندار و معاون و سخنگو بوده‌ایم." او توضیح می‌دهد: " روحانی در ماده ۳ بند ۱۰۱ منشور حقوق شهروندی به حق تحصیل در آموزش عالی تا بالاترین سطح علمی بدون اعمال سهمیه های جنسیتی اشاره کرده اما متاسفانه امسال هم شاهد سهمیه بندی جنسیتی در رشته های دانشگاهی هستیم و زنان مانند سال ۹۱ و ۹۲ از یکسری رشته ها، بخصوص رشته های فنی و مهندسی حذف شده‌اند. دانشگاه شیراز در ۳۶ رشته سهمیه بیشتر برای پسران در نظر گفته، در ۳ رشته سهمیه دو برابر به پسران داده است و در ۲۱ رشته سهمیه برابر برای دو جنس در نظر گرفته است. دانشگاه قم، گیلان و تربیت دبیر شهید رجایی نیز بیشتر رشته های خود را به نفع پسران سهمیه‌بندی کرده‌اند." منبع خبربالاترين

۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه

بیش از پنجاه زندانی بند 350 به قرنطینه بند 7، تبعید شدند


فعالان در تبعید: اعتراض و درگیری زندانیان سابق بند 7 زندان اوین نسبت به انتقال زندانیان سیاسی بند 350 که اخیرا به این بند تبعید شده بودند، منجر به تبعید مجدد زندانیان سیاسی، اینبار به “قرنطینه بند 7″ شد. بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید” روز سه شنبه 21 مرداد، پس از درگیری ناشی از کمبود فضا و محل خواب در بند 7 زندان اوین، بیش از پنجاه زندانی سیاسی بند 350 برای دومین بار در هفته اخیر تبعید و اینبار به قرنطینه بند 7 این زندان منتقل شدند. علاوه بر آن برخی زندانیان بند 350 ، همچون حمید بابایی، امید کوکبی، سمکو خلقتی و … که در لیست تبعید قرار داشته ولی نسبت به این انتقال اعتراض و مقاومت کرده بودند ، نیز مستقیما به قرنطینه بند 7 منتقل شدند. این در حالیست که فضای قرنطینه بند 7 بسیار نامناسب گزارش شده به طوری که جمعیت زیاد زندانیان تبعید شده، تنها امکان استفاده از یک هواخوری 3 متری دارند. همچنین مقررات خشن قرنطینه بر مشکلات این زندانیان سیاسی افزوده است. یک منبع آگاه در این خصوص توضیح داده که هر اتاق قرنطینه بند 7، یک رئیس تعیین شده، و حتی اجازه تماس تلفنی به خارج از زندان با اجازه رئیس می باشد. یا اینکه رئیس اتاق تعیین می کند که آیا حق تماشای تلویزیون را دارند یا نه. از سوی دیگر به علت حضور زندانیان با جرایم مختلف در یک بند، منجر به در گیری های زیادی در روز اول، بین زندانیان شده است. اسامی برخی از زندانیان که به قرنطینه بند 7 منتقل شده اند به شرح زیر است: ۱- کیاوش صبوری سیاهکل ۲- مصطفی شمالی ۳- چاری محمد مرادف، تبعه ترکمنستان ۴- صادق زاهدی ۵- امیر میرزا حکمتی، شهروند ایرانی آمریکایی ۶- سید رضا موسوی ۷- علیرضا می‌رمحمدی ۸- امیرحسین صیرفی ۹- مختار صالحی ۱۰- محمد شجاعی ۱۱- علیرضا احمدی ۱۲- علی امینی ۱۳- احمد قره چه ۱۴- محمدرضا علیخانی ۱۵- پیمان کاس‌نژاد ۱۶- مجید ریک افراز ۱۷- مرتضی رحیم طایفه ۱۸- امید زارعی‌نژاد ۱۹- امیر رضازاده بندرعباس ۲۰- احسان امیری ۲۱- حمیدرضا درخشنده ۲۲- رحمان حبوبی ۲۳- مرتضی خزانه داری ۲۴- منوچهر محمد علی ۲۵- کمال فروغی ابری ۲۶- بهنام معنوی ۲۷- حسن فرجی موسوی ۲۸- مهرداد سرجویی ۲۹- علی رضایی قصاب‌زاده ۳۰- اسدالله اسدی ورزقانی ۳۱- سینا عظیمی ۳۲- اسماعیل غریبی ۳۳- امید شاهمرادی سنندجی ۳۴- رسول حیدرزاده ۳۵- مرتضی خسروی راد ۳۶- اصغر پاداشی ۳۷- همایون روستایی ۳۸- ایرج درفشی ۳۹- امیر درستی ۴۰- محمد رضا یزدان پرست ۴۱- بهزاد عباسی ۴۲- داوود اسدی ۴۳- احمد نظر ۴۴- ناصر حسینی اصفهانی ۴۵- شاهین دزفولی ۴۶- مسعود عرب چوبدار ۴۷- امیر ساسانی ۴۸- میلاد شهابی ۴۹- امید کوکبی ۵۰- حمید بابایی ۵۱- سمکو خلقتی

۱۳۹۳ مرداد ۱۱, شنبه

:: مادر صبا آذرپیک: دخترم جز کار خبری و اطلاع رسانی خلاف دیگری مرتکب نشده است!


مادر صبا آذرپیک، روزنامه نگاری که از هفتم خرداد ماه به اتهامات نامشخص در بازداشت موقت به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که علیرغم قول های مسولان برای آزادی فرزندش، برای سومین بار بازداشت موقت او در روز ششم مرداد ماه تمدید شده است. این در حالیست که هنوز مشخص نیست اتهام او چیست و حتی محل بازداشت وی کجاست. طبق گفته اکرم محمدی، مادر صبا آذر پیک پس از ۶۵ روز بازداشت هنوز تحقیقات در مورد او ادامه دارد و این روزنامه نگار در وضعیت جسمی بسیاری نگران کننده ای به سر می برد. اکرم محمدی، مادر صبا آذر پیک به کمپین گفت: «از روز ۲۰ تیرماه یکی از مسولان دادسرای اوین به ما قول داد که صبا با قرار وثیقه آزاد خواهد شد و از ما خواسته شد که وثیقه را آماده کنیم و ما هم این کار را انجام دادیم اما متاسفانه روز ششم مرداد ماه برای سومین بار بازداشت دخترم تمدید شد. مسولان به ما گفتند دادستان تهران خواستار تمدید بازداشت موقت صبا شده است.» خانم محمدی با اظهار اینکه تاکنون وکیل این روزنامه نگار نتوانسته با وی ملاقات یا مکالمۀ تلفنی داشته باشد به کمپین گفت: «در پاسخ سوال های ما فقط گفته می شود که تحقیقات از صبا هنوز تمام نشده است. اما قوه قضاییه ای که به خودش می نازد که در کمترین زمان می تواند همه چیز را کشف کند چطور بعد از ۶۵ روز نتوانسته تحقیقاتش را از یک دختر جوان تمام کند؟» خانم محمدی با اظهار نگرانی از وضعیت جسمی فرزندش به کمپین گفت: «برای اولین بار روز ۱۵ تیرماه، یعنی ۳۹ روز پس از بازداشت دخترم متوجه بیماری او شدم. روز ۱۵ تیرماه بامن تماس تلفنی کوتاهی گرفت و گفت که به دلیل کمرش به بهداری زندان اوین منتقل شده است. گفتم شما که سالم بودی. گفت از بس رکوع طولانی داشتم مهره هایم بیرون زده است. به حرفش اعتراض کردم که چه می گوید، مگر می شود کسی به دلیل رکوع مهره هایش بیرون بزند؟ اما پاسخ او فقط سکوت بود. از آن روز ذهنم درگیر این فکر است که نکند حادثه ای در زمان بازجویی برایش پیش آمده که مهرهای کمرش بیرون زده است؟» خانم محمدی ادامه داد: «صبا را فقط یکبار در روز سی تیرماه قبل از شروع دادگاهش در راهروی دادسرا حضوری دیدم . صبا تب شدیدی داشت. وقتی بغلش کردم صورتش مثل گلوله آتش بود. به مامورانی که او را آورده بودند اعتراض کردم که چرا او را درمان نمی کنید؟ از آن تاریخ هر چه پیگیری کردم کسی به من پاسخی نداده و نمی دانم دخترم الان در چه وضعیتی است. تبش تمام شده؟ کمرش بهتر شده یا نه؟نگرانم.» خانم محمدی در خصوص اینکه مقامات در جواب پیگیری های او چه می گویند، گفت: «از روز اول بازداشت صبا تا الان هر چه سوال می کنم که آخر دخترم چه کرده است فقط می گویند چرا صبا مشکلات زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین را برای نمایندگان مجلس مطرح کرده و از آنها خواستار پیگیری بوده است؟ می گویند کار او باعث شده که نمایندگان در مجلس برای حل مسائل بند ۳۵۰ زندان اوین کمیته تشکیل بدهند و اینها همه برای آنها هزینه زیادی داشته است.» خانم محمدی ادامه داد: «گفتم آخر به بچه من چه ربطی دارد؟ صبا جز اطلاع رسانی و کار خبری خلاف دیگری مرتکب نشده است. صبا خبرنگار مجلس بوده و به همین واسطه مشکلات خانواده های زندانیان بند ۳۵۰ را به نمایندگان انتقال می داده است. هر کس دیگری هم بود جای او این کار را می کرد. خانواده های زندانیان مشکلاتشان را به او مطرح می کردند و او آنها را با نمایندگان در میان می گذاشته است. همین.» مادر صبا آذرپیک همچنین با اظهار اینکه هنوز هیچ مقام مسولی به آنها محل بازداشت فرزندش را رسما عنوان نکرده است به کمپین گفت: «صبا در روزی که که در دادسرای فرهنگ و رسانه تفهیم اتهام شد به من گفت که مامان من در بند ۵۹ هستم. ۳۹ روز پس از آن وقتی برای کمردردش از بهداری زندان اوین با من تماس گرفت، پرسیدم شما کجا نگهداری می شوی؟ گفت من در بازداشتگاه دیگر سپاه هستم. گفتم مگر بند ۵۹ نبودی؟ گفت به دلیل تعمیراتی که آن بند داشت من را به بازداشتگاه دیگر سپاه آوردند. فقط می دانم او در دست سپاه است.» مادر صبا آذر پیک در خصوص پروندۀ قبلی این روزنامه نگار و حضور او در دو جلسه دادگاه در تاریخ ۲۹ و ۳۰ تیرماه گفت: « صبا در این دو روز به دلیل شکایت سال ۹۱ وزارت اطلاعات در دادگاه انقلاب حاضر شد. آقای مقیسه، قاضی دادگاه پس از پایان دادگاه به من گفت که در پرونده صبا اصلا مورد خاصی نیست و گفت باید امیدوار باشم. شنیدم که ایشان حکم را صادر کرده اما هنوز به ما ابلاغ نشده است. در مورد پروندۀ جدیدش هم البته آقای مقیسه می گوید که مورد خاصی نیست. من فقط امیدوارم که طبق حرفشان مورد خاصی نباشد.» خانم اکرم محمدی گفت: «من امیدوارم که دخترم زودتر آزاد شود و از هر کسی که می تواند برای آزادی دخترم تلاش کند کمک می طلبم.» صبا آذرپیک، خبرنگار مجلس صبح چهارشنبه هفتم خرداد ماه توسط ماموران امنیتی در دفتر هفته نامه “تجارت فردا” بازداشت شد. او روزنامه نگار جوانی است که در سال های اخیر در بخش سیاسی روزنامه های اصلاح طلب کار می کرد و تا پیش از بازداشت خبرنگار مجلس روزنامه “اعتماد” و هفته نامۀ “تجارت فردا” بود. او همچنین در شبکه های مجازی مانند فیسبوک فعالیت داشت. صبا آذر پیک پس از مرگ ستار بهشتی، وبلاگ نویس زندانی در آبان ماه ۱۳۹۱، با پیگیری هایش توانست این موضوع را به مجلس بکشاند. او گزارشی نیز از مراسم چهلم ستار بهشتی و برهم زدن مراسم توسط نیروهای امنیتی و انتظامی نوشت که بازتاب های گسترده ای را ایجاد کرد. این روزنامه نگار پیش از این یکبار در تاریخ ۹ بهمن ماه ۱۳۹۱ به همراه گروهی از روزنامه نگاران دیگر به اتهام ارتباط با برخی رسانه های خارجی از جمله بی بی سی در تهران بازداشت شد. او پس از تحمل بیش از یکماه حبس در اواسط اسفند ماه ۱۳۹۱ آزاد شد. خانم آذرپیک در خصوص بازداشت سال ۱۳۹۱ دو روز پیاپی در تاریخ ۲۹ و ۳۰ تیرماه در دادگاه حاضر شد. لینک مستقیم بالاترين منبع خبر