۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه

ایشان به روی خود نمی‌آورد مردم ایران، جواب رهبر را روز قدس امسال دادند!



روز بی رونق "قدس" با سخنرانی احمدی نژاد برگزار شد. او که تلاش می‌کند خر مراد را دنده عقب براند و باز گردد به سال اول و دوم ریاست جمهوری اش، در روز قدس، از همان سخنرانی های جنجال برانگیز و عوامفریب دو سال اول ریاست جمهوری اش ایراد کرد، که درعمل یاری رسانی به دولت اسرائیل بود. دولتی که خود در محاصره یک جنبش اصلاحات در درون اسرائیل قرار گرفته و تنها راه نجاتش را در نشان دادن لولوی جمهوری اسلامی ‌میداند. احمدی نژاد این خدمت را در روز قدس به اسرائیل کرد.
مقام معظم فرزانه در یکی از دیدارهای ماه رمضان خود به امریکا و غرب وعده داده بود که صبر کنند تا حمایت مردم از رژیم را در روز قدس ببینید. در حقیقت در آن سخنرانی از مردم خواسته بود در روز قدس راهپیمائی کنند، اما چون حدس زده بود مردم نخواهند آمد، این دعوت را غیر مستقیم مطرح کرد!
آخرین جمعه ماه رمضان که همان روز قدس باشد نیز گذشت و از مشروعیت مردمی‌خبری نشد. روز عید فطر مطابق سنت همیشه، خود مقام معظم به نماز جمعه خواهد آمد تا از بهشت برینی که در ایران برپا کرده تعریف کند و از اقبال مردم منطقه برای برپائی یک جمهوری اسلامی ‌از روی مدلی که ایشان در ایران درست کرده سخن بگوید.
اما، آن وعده ای را که مقام معظم فرزانه درباره روز قدس امسال داده بود و در دیدار روز گذشته با دو جریان، در یک دولت آن را ستود و برای خود تبلیغ کرد از قلم دکتر خزعلی بخوانید که برعکس مقام فرزانه که از بیتش بیرون نمی‌آید، ایشان می‌آید در خیابان و در میان مردم.
خزعلی نوشت:
امسال روز قدس از همه سالها خلوت تر بود. یکی از مسئولین می‌گفت در خیابان انقلاب به دنبال جمعیتی می‌گشت تا به همراه آنان راهپیمایی کند!
حتی جمع کردن نیروهای بسیج و سپاه به تنهایی می‌توانست چند برابر این جمعیت را به خیابان آورد، اما این کار هم نشده بود!
لااقل برای حفظ جمعیت سنتی حامیان ولایت باید سخنرانی غیر از احمدی نژاد را برمی‌گزیدند. با اعلام نام سخنران موجب شدند که ریزش بیشتر و بیشتر شود! شاید حامیان ولایت تصور می‌کنند که احمدی نژاد رای دارد و هواداران او می‌آیند!
آقایان گمان می‌کنند او رای و هوادارانی دارد. خیر. من به شما اطمینان می‌دهم و اگر او را چاره ای نکنید، در آستانه انتخابات آنچنان بلایی سرتان می‌آورد که نه راه پس داشته باشید نه راه پیش!

۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه

پیام صادق خرازی برای آیت الله خامنه ای چاره ای بیاندیشید بزودی سراغ ایران می آیند



صادق خرازی سفیر سابق جمهوری اسلامی در فرانسه، که مبتلا به سرطان پیشرفته است، برای معالجه به خارج از کشور منتقل شده است. او بنیانگذار سایت "سیاست خارجی" است و برادر زاده کمال خرازی وزیر خارجه دوران خاتمی. آیت الله خرازی پدر صادق خرازی است و عضو شورای نگهبان.
در روزهای گذشته، چه از داخل و چه از خارج (دیپلمات های خارجی و یا اعضای وزارت خارجه جمهوری اسلامی) به ملاقات او در بیمارستان رفته و می روند. او حاصل این ملاقات ها و گفتگوها را در پیامی برای علی خامنه ای خلاصه کرده و توسط پدر خویش، برای وی فرستاده است.
در نامه ای که دراین بار برای پیک نت ارسال شده، خلاصه این پیام چنین نوشته شده است:
«آنچه این روزها در منطقه خاور میانه می گذرد و دراطراف بستر من نیز شنیده می شود آنست که مردم منطقه دیگراجازه به حکمرانان خود کامه را نمی دهند. آنگونه که من از گفته های دیپلمات هائی که به دیدار من می آیند می فهمم آنست که پس از سقوط معمر قذافی، نوبت به حکومت سوریه و حزب الله لبنان میرسدوسپس به سراغ جمهوری اسلامی خواهند آمد. تا پیش از آن که دیر شود باید دست به اصلاحات اساسی و ساختاری در ارکان های نظام بویژه درشورای نگهبان، سپاه انقلاب و قوه قضائیه زد و برای یک انتخابات آزاد ریاست جمهوری و مجلس آماده شد. باید اجازه داد همه ایرانیان در سرنوشت کشور سهیم شوند.»

۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه

پیش بینی عقب نشینی واحدهای قدس سپاه پاسداران از سوریه، فلسطین و لبنان



خبرگزاری های بین المللی – از جمله رویتر- همزمان با رسیدن نیروهای مسلح به اطراف خانه قذافی در طرابلس و شایعاتی درارتباط با دستگیری فرزندان قذافی، گزارش از تحولاتی در سوریه دادند که پیش بینی می شد. از جمله عقب نشینی سراسیمه واحدهائی از سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران و شماری از واحدهای مسلح حزب الله لبنان از خاک سوریه به داخل لبنان. با آنکه خبر ورود سفیرتازه جمهوری اسلامی به دمشق رسما اعلام نشده، اما دور از ذهن نیست که یکی از ماموریت های سفیر تازه جمهوری اسلامی در سوریه، همین عقب نشینی سپاه از سوریه باشد. "شیبانی" سفیر تازه جمهوری اسلامی در سوریه، پیش از این معاون وزارت خارجه در امور خاورمیانه بوده و به همین دلیل، اعزام او بعنوان سفیر به سوریه، در حد اعزام بزرگترین مشاور جمهوری اسلامی برای بشار اسد تلقی شده است. عقب نشینی سپاه از سوریه، مغایر خبرهائی است که تا هفته گذشته در باره ایجاد یک پایگاه نظامی توسط سپاه در دمشق گزارش شده بود.
عقب نشینی نظامی از سوریه و بویژه "دمشق" شامل واحدهای نظامی و سیاسی "حماس" نیز می شود. سازمانی که واحدهای نظامی اش عمدتا وابسته به سپاه قدس اند و دوره های آموزشی را در پادگان های سپاه پاسداران دیده اند.
بخش مهمی از رهبری سیاسی حماس نیز در سوریه مستقر است که هنوز بدرستی معلوم نیست آنها نیز به داخل فلسطین عقب نشینی کرده اند یا هنوز در سوریه اند. در صورتی که حماس و حزب الله لبنان نتوانند در دولت واحد فلسطینی و همچنین در دولت لبنان حل شوند، این پیش بینی منطقی است که ایران باید خود را آماده بازگشت هزاران فلسطینی از لبنان و سوریه و فلسطین بطرف ایران کند.

۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

مادر حسین رونقی: گفتند اگر مصاحبه کنی دخترانت را هم می بریم/ من با این تهدیدها از حقوق پسرم نمی گذرم



» قابل توجه رییس قوه ی قضاییه



جمعه, ۲۸ مرداد, ۱۳۹۰
چکیده :مادر حسین رونقی از روزی که به ماموران التماس میکند اجازه دهند پسرش لباس هایش را در آن هوای سرد بپوشد و بعد ببرندش می گوید و از تهدیدهایی که "اگر مصاحبه کنی دیگر فرزندانت را نمی بینی" و از دادگاهی که بی قاضی و وکیل حکم صادر می شود. ...


کلمه-زهرا صدر:
قرار بود با پدر حسین رونقی صحبت کنم. مادرش عذر خواهی کرده بود که به خاطر روزه و فشار این روزها توان سخن گفتن ندارد. اما وسط مصاحبه، پدر نگران و زیر بار فشار، حالش بد شد و مادر با همان شرایط تلخ مصاحبه را ادامه داد.
برای یک خبرنگار کار ساده ای نیست در شرایطی که مادر از اشک های فروخورده اش زمان روحیه دادن به پسر می گوید، سکوت کرده و فقط ضبط کند. و گاه سکوت همراه ترین همدردی هاست.
مادر حسین رونقی از روزی که به ماموران التماس میکند اجازه دهند پسرش لباس هایش را در آن هوای سرد بپوشد و بعد ببرندش می گوید و از تهدیدهایی که “اگر مصاحبه کنی دیگر فرزندانت را نمی بینی” و از دادگاهی که بی قاضی و وکیل حکم صادر می شود.
زلیخا موسوی، ساکن ملکان، هر هفته سفر ۱۲ ساعته اش را به امید دیدار پسر می آید و ۲۰ دقیقه بعد دوباره راهی شهرش می شود و هر بار نگران از اینکه چه خبری در راه است.
خانم موسوی می گوید: بعد از دادگاه، حسین زنگ زد خیلی ناراحت بود، گفت من را تحت فشار گذاشتند و نگذاشتند حکم را بخوانم. گفت “من را زدند. به قاضی پیرعباسی گفتم او هم گفت خوب کاری کردند، خودم به آن ها گفتم شما را بزنند.”
مادر حسین رونقی وبلاگ نویس زندانی در بند ۳۵۰ اوین در حالی از ضرب و شتم پسرش به دلیل نامه ای که به دادستان نوشته بود میگوید که مسئولان دولتی و حکومتی معتقدند ایران نه زندانی سیاسی دارد و نه شکنجه و کتک در دوره ی بازداشت.
حسین رونقی ملکی، ۲۵ ساله، در ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان استان آذربایجان شرقی بازداشت و به گفته خانواده‌اش حدود ۳۰۰ روز در سلول‌های انفرادی بند دو الف زندان اوین به‌سر برد. این فعال حقوق بشر به ۱۵ سال زندان محکوم شد.
متن کامل مصاحبه ی کلمه را با پدر و سپس مادر حسین رونقی(بابک خرمدین) با هم می خوانیم:
آخرین خبری که از آقای رونقی دارید چیست؟
چند روز پیش به ما زنگ زدند و گفتند که ظاهرا حسین را به بیمارستان منتقل کرده اند، ما پیگیری کردیم اما جوابی نگرفتیم از زندان. از طریق بیمارستان طالقانی که پیگیر شدیم گفتند به صورت بیهوش به اورژانس آنجا برده بودند و بعد از چند ساعت که به هوش آمده بوده به زندان برش گردانده بودند.
آیا توضیح دادند که چرا بیهوش شده است؟
گویا بعد از نامه ای که حسین به دادستان نوشته بوده و از مشکلات و بیماری هایش گفته، آمدند و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا او بیهوش شده است. ما به مقامات نامه نوشتیم و تماس هم گرفتیم. ما پیگیری های قانونی را خواهیم کرد.
جوابی به نامه و تماس هایتان داده شده است؟
نه کسی جواب ما را نداد، تازه این ها برای پسر من پرونده سازی کرده اند. و گفتند اگر اطلاع رسانی کنی پسرت را نگه می داریم. من را هم تهدید کردند. حسین اتهامات آن ها را قبول ندارد و همه ی این فشار های برای این است که با آن ها همکاری کند.
تا به حال با دادستان هم ملاقات داشته اید؟
بله چند بار. مثلا سال گذشته روزنامه ی کیهان ادعاهای دروغینی درباره ی پسر من کرده بود که حسین میلیون ها دلار پول گرفته و من همان زمان به دادستانی رفتم و این ادعای واهی را به آن ها گفتم.
و جوابشان؟
اصلا خبر نداشتند حتی دادپرس پرونده که پرونده دستش بود از ادعاهای کیهان خبر نداشت و مطابق معمول هیچ جوابی به من ندادند. اما بعد از مدتی پسرم را بدون حضور قاضی و وکیل به دادگاه برده بودند و آقای ستارزاده مستقر شعبه ی ۲۶ را مجبور کرده بودند که حکم را امضا کند.
میدانید پرونده ی آقای رونقی کجاست؟
ظاهرا دست اطلاعات سپاه است.
در این زمان مادر حسین رونقی گوشی را گرفت و توضیح داد که حال پدرش بد شده و مساعد نیست برای ادامه ی مصاحبه. آن ها این روزها تحت فشار هستند و با عذر خواهی گفت که مصاحبه را وی ادامه میدهد.
در این دو سال عضو دیگری از خانواده هم به طور رسمی بازجویی یا احضار شده است؟
دو تا از پسرهایم را برده اند. اول پسر بزرگم را گرفتند. و میگفتند بگو برادرت کجاست؟ بعد هم آمدند حسین را از خانه بردند. بعد از دوسال هنوز موبایل و ساعت من دست آن هاست. به من گفتند حق نداری به کسی بگویی که بچه هایت را دستگیر کرده ایم. بازجو به من گفت اگر اطلاع رسانی کنی دیگر آن ها را نمیبینی. گفت بچه هایت را میکشیم، خاک بر سرشان شده است. من هم جواب دادم حق نداری این حرف ها را بزنی. من نمیترسم با این تهدیدها.
پسر بزرگتان را چقدر نگه داشتند؟
پسر بزرگم را در اوین خیلی کتک زدند و بعد از یک ماه با قرار وثیقه ۷۰ میلیون تومانی آزادش کردند. اما حسین ۱۳ ماه انفرادی بود.
با آن همه تهدید، برخورد نیروهای امنیتی بعد از اطلاع رسانی های شما چطور بود؟
روز دادگاه زنگ زدند به پدرش گفتند به همسرت بگو نیاید. اما من رفتم و آنها بیرونم کردند. قاضی خودش که آقای پیر عباس است، نبود. آقای ستاری را که مسئول دفتر او بود آوردند و انگشت حسین را زدند و بردندش. وقتی رفتم بالا گفت: خانم چرا نیامدید گفتم شما نگذاشتید من بیایم. گفت: به وکلیش زنگ زدیم او هم نیامد. به او گفتم دروغ می گویید، به وکیلش خبر ندادید وگرنه حتما می آمد.
با وکیلش تماس گرفتید؟
بله بیرون که آمدم با وکیلش حرف زدم. به او خبر نداده بودند. اما بعد از دادگاه، حسین دوباره زنگ زد خیلی ناراحت بود گفت من را تحت فشار گذاشتند و نگذاشتند حکم را بخوانم. صدای حسین را ضبط کردم. می توانم بگذارم تا صدایش را بشنوید گفت “من را زدند. به قاضی پیرعباسی گفتم او هم گفت خوب کاری کردند، خودم به آن ها گفتم شما را بزنند.” به خدا این ها خیلی بی رحمند.
پدر آقای رونقی از ماجرای چند روز پیش برایمان گفتند اما چون حالشان بد شد نتوانستند جزئیات را بگویند. برای مخاطبان ما دقیقتر می گویید که چطور خبر دار شدید که ایشان بیمارستان است؟
من هر وقت به ملاقات می روم و پسرم را می بینم خوشحالم. اما هفته ی قبل در راه بازگشت به من زنگ زدند که یکی از ماموران اطلاعات سپاه حسین را کتک زده. او هم بیهوش شده و بردندش بیمارستان. پریروز هم زنگ زدم گفتند خانم نگران نباش حالش خوب است و به زندان برگشته است حتی اجازه ندادند با او حرف بزنم. گفتم تو را به خدا بگذارید حسین زنگ بزند گفتند نمی شود.
فکر می کنید این فشارها به چه دلیل اعمال می شود؟
گویا از اطلاعات سپاه می گویند حسین عفو نامه بنویسد. حسین هم می گوید من کاری نکردم که عفو نامه بنویسم. در اصل مشکل اصلی با حسین به خاطر مطالب وبلاگش بوده است.
ایرادشان به مطالب وبلاگ ایشان چیست؟
حسین فعال حقوق بشر بود و یک وبلاگ داشت که به اسم بابک خرمدین هر روز در آن می نوشت. هنوز یادم نمی رود آن روز را که آمدند و بردندش. بچه خواب بود. حتی به او اجازه ندادند که لباس بپوشد. التماسشان کردم. پاهایشان را بوسیدم گفتم در این هوای سرد پسرم را اینطوری نبرید. اما کسی به حرف من توجهی نکرد.
سخنی با مسئولان دارید که از اینجا به آن ها بگویید؟
دادستان به من گفت پسرتان خیلی باهوش و عاقل است. من هم به او گفتم جای تاسف است که بچه های به قول خودتان باهوش و دانشجویان را انداختید در زندان و اوین را کرده اید دانشگاه.
ما هر هفته به دادستانی می رویم و نامه می دهیم و درخواست ملاقات حضوری و مرخصی می دهیم. تمام پزشکان تایید می کنند که حسین باید به مرخصی بیاید. دوبار عمل کرده. حتی به من گفتند هزینه های بیمارستان با خودتان است و من همه را پرداخت کردم پسرم است و جانش برایم مهم است.
در ایام بیمارستان هم خبر اعتصاب غذای ایشان آمد؟ چرا دست به این کار زدند؟
بار اول که عملش کردند سه تا مامور آنجا بودند که خیلی ما را اذیت کردند. حسین خیلی ناراحت بود دست و پایش را با زنجیر بسته بودند. او هم اعتصاب غذا کرد. من به او گفتم غصه نخور مادر همیشه این ظلم ها وجود داشته است. با امامان و بزرگان ما هم همین کارها را کردند. ما باید صبوری کنیم و تحمل داشته باشیم.
هر چند وقت یک بار به ملاقات می روید؟
من تقریبا هر هفته می روم تهران. البته روز اول ماه رمضان به حسین گفتم: به خاطر این ماه که روزه میگیرم نمی توانم هر هفته بیایم. توانش را ندارم. اما تا حالا ۲ بار در ماه رمضان هم رفتم. دلم نمی آید نروم.
بر اساس خبرها این هفته، مسئولان زندان، ملاقات کننده های کابینی را مورد آزار و اذیت قرار داده و گفتند با وسایلتان را نباید با خودتان بیاورید. شما که از شهرستان می روید می خواهید چه کار کنید؟
ما زود رفتیم و بقیه ی زندانی ها را ندیدم و در جریان درگیری های ان روز در سالن ملاقات قرار نگرفتیم ولی وقتی برگشت از ملاقات، گفتند دیگر وسیله تان را نمیتوانید بیاورید پدر حسین هم گفت ما نمی توانیم، از شهرستان می آییم و ۱۲ ساعت هم در راهیم. کیف و وسایلمان را کجا باید بگذاریم.
وضعیت روحی و جسمی آقای رونقی چطور است؟
مرتب داروی مسکن می خورد. خودشان می گویند و من برایش می خرم و می برم. اما درباره ی سلامتیش دروغ می گویند. من مادرم، می فهمم. ما مسلمانیم، من سیدم. مگر ما چه کرده ایم که با ما این رفتار را دارند؟ لااقل بگذارند پسرم به مرخصی بیاید. هنوز یک عمل جراحی دیگر مانده. اجازه دهند خودمان درمانش را پیگیری کنیم. اینجا هیچکس جوابگوی ما نیست.
شما زمان ملاقات چه برخوردی با او دارید؟ از او نخواسته اید عفو بنویسد و بیرون بیاید؟
بعد از سیزده ماه زنگ زد و گفت: مامان می دانی من کجا هستم؟ گفتم مادر نگران نباش، آنجا جای مردان بزرگ است. قوی باش و امیدت به خدا باشد. اشک هایم را نگه داشتم و به حسین دلداری دادم. گفت از برادرم بپرس من کجا هستم. یک جای تاریک توی یک زیرزمین. دلداریش دادم گفتم غصه نخور. خدای ما هم بزرگ است!
برای اینکه روحیه اش را نبازد گفتم، خیلی از زن ها و دخترها هم همانجا هستند درست توی شرایط تو، حتی بدتر از تو.
امیدوارم این مصاحبه برای شما دردسری ایجاد نکند.
آنها خیلی مرا اذیت می کنند. می گویند اگر مصاحبه هایت قطع نشوند، دخترانت را هم می بریم. خجالت آور است. من با این تهدید ها نمی ترسم. یک مادر نمی تواند از حقوق بچه اش بگذرد.
دعایتان سر سفره ی افطار و در این شب های مبارک قدر چیست؟
من هر روز برای آزادی و سلامت همه زندانیان سیاسی دعا می کنم.
شما دلتان شکسته است، برای ما هم دعا کنید.

۱۳۹۰ مرداد ۲۳, یکشنبه

نگاهی به فیلم اخراجی ها مرزهای میان اوباش و رزمندگان برداشته شد!




همزمان با دستگیری و آزادی پگاه آهنگرانی٬ بازیگر جوان سینمای ایران٬ مستند خوب وی درباره فیلم "اخراجی‌ها"ی مسعود ده نمکی نیز بار دیگر بر روی شبکه اینترنت پخش شد٬ مستندی که در واقع دلیل اصلی بازداشت وی بود. نگاهی به این مستند و شنیدن سخنان مدافعان و منتقدان "اخراجی‌ها" مغرض بودن اغلب مدافعان ده نمکی و کم دقتی بیشتر مخالفان وی را نشان می‌دهد. زمانی که بنام دفاع از فیلم اخراجی‌ها گفته می‌شود که گویا این فیلم واقعیت جنگ را نشان داده یا موجب آشتی مردم با سینما شده و یا بنام انتقاد ادعا می‌شود که اصولا مردم در همه جای جهان طرفدار سینمای مبتدل هستند و به همین دلیل گویا "اخراجی‌ها" فروشی هنگفت کرده است چه نتیجه‌‌ای جز کمبود صداقت و دقت در این یا آن سوی دفاع و نقد ده نمکی و فیلم وی می‌توان گرفت؟
ماهیت فیلم ده نمکی چیست؟ و راز فروش نسبی آن در کجاست؟ این دو مسئله جداگانه است که با هم بی‌ارتباط نیز نیستند. "اخراجی‌ها" از این نظر به فیلم "مارمولک" شبیه است.
واقعیت آن است که فرماندهان نظامی سابق جنگ با تبدیل شدن به دلال و کارچاق کن و قاچاقچی و چماق به دست به ریشخندی٬ به کاریکاتوری از تصویری که مردم از یک نظامی دارند تبدیل شده‌اند. به همان دلیل که مردم روحانیت را تنها در لباس "مارمولک" حاضرند بر پرده به سینما ببینند٬ درست به همان دلیل مردم جبهه و جنگ و نظامیان و سپاه و بسیج را تنها در چارچوب یک مسخره و طنز و لودگی و مضحکه حاضرند بر پرده سینما بپذیرند. راز استقبال و فروش فیلم اخراجی‌ها در اینجاست.
این ولی یک جنبه از ماجرای فیلم "اخراجی‌ها" و هنوز جنبه کم اهمیت آن است. "اخراجی‌ها" را باید در زمینه‌‌ای وسیع‌‌تر و گسترده‌‌تر همچون نماد گذار از یک دوران به دوران دیگر دید. قهرمانان "اخراجی‌ها" مشتی گنده لات و دزد و قاچاقچی و معتاد و قاتل و اوباش هستند که گویا با قرار گرفتن در فضای جنگ "تحول" پیدا می‌کنند. در حالیکه تحول اصلی در جایی دیگر صورت گرفته است که "اخراجی‌ها" قصد پنهان کردن آن را دارد. تحول واقعی نه در اوباش بلکه در حاکمیت صورت گرفته که به حاکمیت اوباش تغییر یافته است. "اخراجی‌ها" محصول این تحول دوم است. در تمام فیلم اخراجی‌ها رزمندگان واقعی جنگ بصورتی مضحک درآمده و در زیرپای اوباش "قهرمان" له شده اند٬ اوباشی از قماش "داش مجید" گرفته که با "ایول ایول" زندانیان مستقیم از زندان به جنگ می‌رود و در آنجا "قهرمانانه" کشته می‌شود تا گنده لات دیگری که مسئول بازداشتگاه اسرای ایرانی در عراق است که همراه با عده‌‌ای لات و لوت دیگر سرانجام به قهرمان تبدیل می‌شود.
مردم ما در استقبال از "اخراجی‌ها" و در قضاوت نسبت به آن دچار اشتباه شدند. مردم در تمسخر جنگ و نظامیان تمسخر حاکمیت نظامی را دیدند و به همین دلیل از این فیلم استقبال کردند ولی متوجه نشدند که این رزمندگان جنگ هستند که در این فیلم له می‌شوند و نه فرماندهان نظامی و این له شدن رزمندگان به بهای قهرمان شدن اوباش انجام می‌شود. آنان درک نکردند که قهرمانان حاکمیت دیگر شهدایی از نوع همت و باکری و کلاهدوز و خانواده‌های آنان که در کنار جنبش مردم قرار گرفته اند نیستند بلکه اوباشی هستند که همین خانواده‌ها را کتک می‌زنند٬ با چماق به مردم حمله می‌کنند٬ قهرمان تجاوز در زندان‌ها شده اند یا به امثال محمد خاتمی و مهدی کروبی و آیت‌الله دستغیب و بیات و دیگران حمله و توهین و فحاشی می‌کنند.
استقبال از اخراجی‌ها بدلیل آن نبود که توده مردم اصولا طرفدار فیلم‌های متبذل هستند. مردم "اخراجی‌ها" را هم نظیر مارمولک دیدند و در تناقض‌های پیچیده حکومت و جامعه در حال گذار ما متوجه تبدیل شدن اوباش به تکیه گاه حکومت و در نتیجه تفاوت ماهیت اخراجی‌ها با مارمولک نشدند. شخصیت اصلی مارمولک هم یک دزد و بنوعی اوباش است ولی با رفتن در لباس روحانیت و در تماس با مردم عادی نه به قهرمان بلکه به یک آدم عادی تبدیل می‌شود که با این حال باید به زندان باز گردد. این جنبه عادی و مردمی شخصیت اوست که سرانجام بر جنبه دزد و اوباشی وی غلبه می‌کند. در حالی که قهرمانان "اخراجی‌ها" اوباش و گنده لات‌ها هستند که همین جنبه گنده لاتی آنهاست که سرانجام از آنها نه یک آدم عادی که قهرمانانی بزرگتر از رزمندگان جنگ می‌سازد. در مارمولک مقایسه اوباش با روحانیت مطرح نیست در حالیکه سراپای اخراجی‌ها مقایسه اوباش با رزمندگان جنگ و سرانجام غلبه اولی بر دومی است. مارمولک مرز روحانیت و اوباش را بر هم نمی‌زند٬ در حالیکه اخراجی‌ها مرز اوباش را با رزمنده از میان بر می‌دارد و اینها یکی می‌شوند.
برخورد حاکمیت با این دو فیلم هم گویای همه تمایز انهاست. در حالیکه پخش مارمولک بلافاصه ممنوع شد٬ حاکمیت برای فیلم اخراجی‌ها همه گونه سرمایه گذاری کرد٬ از پخش بلیط مجانی و مجبور کردن سربازان به دیدن فیلم و حمایت‌های دولت و ارشاد و قرار دادن تلویزیون و سالن‌های حکومتی در اختیار آن و دیگر تبلیغات که البته همه به دقت پنهان می‌شد. در آمار فروش اخراجی‌ها این جنبه را هم باید در نظر داشت.
درآمدن اوباش به لباس انقلابیون و جنگ میان این دو از همان ابتدای انقلاب هم وجود داشت و اگر در دهه اول انقلاب اوباش توانستند در اینجا و آنجا و بویژه در زندان‌ها دست بالا را پیدا کنند در مجموع جامعه و حاکمیت شکست خوردند. "اخراجی‌ها" بیان سیر دو دهه بعدی انقلاب و نماد پیروزی نهایی اوباش بر انقلابیون در دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای است. "اخراجی‌ها" از این نظر نماد شکست موسوی‌ها و کروبی‌ها از احمدی‌نژادها٬ قربانی شدن امثال تاج‌زاده و نبوی و میردامادی بدست امثال حسینیان و کوچک زاده و رسایی‌٬ کنار گذاشته شدن امثال موسوی خوئینی‌ها بدست مصباح یزدی هاست.
"اخراجی‌ها" مرز انقلابی و اوباش را بر هم می‌زند زیرا مرز انقلابی و اوباش در حاکمیت به هم خورده است. شخصیت‌های "اخراجی‌ها" همان‌ها هستند که همزمان با ساخته شدن این فیلم تحت عنوان "ارازل و اوباش" جمع آوری شدند و آفتابه به گردن در خیابان‌ها چرخانده شدند. حاکمیت با "اخراجی‌ها" از این آفتابه به گردن‌ها و در واقع از خود یک قهرمان ساخت زیرا حکومت روزبروز بیشتر از انقلابیون تهی می‌شود و ماهیت و طرز رفتار و سخن گردانندگان آن روزبروز بیشتر به این جماعت ارازل و اوباش نزدیک و با آن یکی می‌شود. حاکمیت با "اخراجی‌ها" ضمنا جنبش سبز را پیش‌بینی می‌کند و با قهرمان ساختن از اوباش آماده مقابله با آن می‌شود. رازهای "اخراجی‌ها" را باید در این واقعیات جست.


راه توده 328 24 مرداد ماه 1390

۱۳۹۰ مرداد ۱۹, چهارشنبه

:: آقای باهنر! برو این دام بر مرغ دگر نِه: نمایندگان ملت قبلا انتخاب شده‌اند و مجلس را در زندان‌ها تشکیل داده‌اند.


باهنر نایب رییس مجلس شورای اسلامی، گفت: قطعاً اصلاح‌طلبانی که قانون اساسی را قبول داشته و معتقد به نظام جمهوری اسلامی ‌هستند، می‌توانند و باید هم در انتخابات شرکت کنند و اصلاً ما از این اصلاح‌طلبان خواهش می‌کنیم که در انتخابات شرکت کنند - به نقل از آفتاب نیوز *** آقای باهنر! برو این دام بر مرغ دگر نِه! نمایندگان ملت ایران همان‌هایی هستند که پس از انتخابات ۸۸ بدستور ارباب شما، هم شکنجه شدند و هم با احکامی شگفت‌انگیز از سوی دادگاه‌ها روبرو گشتند! آری آقای باهنر! نمایندگان واقعی مردم ایران «نسرین ستوده‌»ها، «عیسی سحرخیز»ها و «احمد‌زیدآبادی»ها هستند که به خاطر دفاع از حقوق ملت در زندان بسر می‌برند، نه آنهایی که پاچه‌خوار، کاسه‌لیس‌ و بله‌قربان گوی علی خامنه‌ای می‌باشند و نه تنها حقوق ملت برایشان اهمیت ندارد که در درجه نخست منافع رهبرشان و بدنبال آن عافیت‌طلبی خودشان در اولویت است! نمایندگان ملت، آنهایی نیستند که با اخم و تشر خامنه‌ای و ایادی او، مجبور شوند زیر جامه خود را عوض کنند و با دستورات و احکام غیر قانونی رهبرشان دم تکان ‌دهند! نمایندگان ملت، آنهایی هستند که از جان و مال‌شان مایه گذاشته‌اند در راه آزادی و سربلندی مردمان‌شان، و در این رهگذر هم خود و هم خانواده‌هایشان در عذابی بسر برند که رژیم جنایتکار برایشان رقم زده است. آقای باهنر! ما دراکثر مناطق کشور نماینده داریم و در حال حاضر زندان‌ها در سرتاسر کشور مجلس قانون‌گزاری ملت ماست و هرقانونی که به تصویب نمایندگان در بندمان رسد، از سوی ملت لازم الاجرا خواهد بود. به رهبرتان سلام برسانید و بگویید ما تا زمانی‌که احمد جنتی نامزدها را انتخاب کند و آزادی‌خواهان و فعالان سیاسی و رهبران جنبش ملت ایران، در بند دژخیمان اسیر باشند، در هیچ انتخاباتی شرکت نمی‌کنیم. به او یاد‌آوری کنید که وی یک معذرت‌خواهی بزرگ بابت بی‌بصیرتی خودش به ملت بدهکار است و تا بدهکاری‌اش تسویه نشود، مردم برای انتخاباتی که نتایج آن از پیش، تعیین شده باشد، پشیزی قائل نیستند و در آن شرکت نخواهند کرد!

۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

صف آرائی نظامی 5 کشور حاشیه دریای خزر

همسایگان اطراف دریای خزر، همگی تصمیم گرفته اند این دریا را که بزرگترین دریاچه جهان است به مرزهای آبی- نظامی تبدیل کنند. تاکنون جمهوری اسلامی و روسیه در نواز مرزی- دریائی خود در دریای خزر نیروی نظامی داشتند و اکنون ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان نیز پایگاه های دریائی خود را در این دریا علنی کرده اند. هیچکدام نمی گویند این صف آرائی نظامی با چه هدفی صورت گرفته است، اما از روز روشن تر است که رقابت بر سر نفت و گاز دریای خزر انگیزه پرقدرتی است که با پیش بینی خطر آغاز حمله به ایران و جنگی شدن خلیج فارس، اهمیت آن چند برابر خواهد شد. روسیه در حال حاضر ۱۴۸ کشتی و قایق نظامی در مرزهای خود در دریای خزر متمرکز کرده که قرار است بزودی 16 کشتی جنگی دیگر نیز به آن اضافه شود. از جمله دو کشتی جنگی موشک‌انداز و سه شناور.
جمهوری آذربایجان 10 شناور پیشرفته از ترکیه و دو شناور موشک‌انداز از آمریکا خریداری کرده و در دریای خزر مستقر ساخته است. آمریکائی ها در مرکز کنترل ستاد فرماندهی باکو در دریای خزر حضور دارند.
قزاقستان نیز در "آکتائو"، بندر دریایی خود، پایگاه هوایی تاسیس کرده و قایق‌های گشت‌زنی از کره جنوبی خریداری و در همین بندر مستقر ساخته است.
ترکمنستان نیز در سال ۲۰۱۰ بر تعداد قایق‌های گشت زنی پرسرعت در دریای خزر افزوده است.
در ایران نیز، نیروی دریائی ارتش جمهوری اسلامی 20 درصد از منطقه دریای خزر راتحت کنترل گرفته است.
آیا اختلاف بر سر حل مسئله حقوقی دریای خزر، سرانجام به یک رویاروئی نظامی خواهد انجامید؟
رادیو دویچه وله آلمان اخیرا گزارشی دراین مورد تهیه و پخش کرد که در آن به همین مسائل اشاره شده بود. از جمله این که قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان از آمریکا و ترکیه برای ارتقا‌ء قدرت نظامی خود در دریای خزر درخواست کمک کرده‌اند. گرایش کشورهای دریای خزر به مسابقه‌ تسلیحاتی احتمال بروز درگیری نظامی را در این دریا می‌افزاید.

۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

قیام خاورمیانه از دروازه های اسرائیل عبور کرد دهها هزار اسرائیلی در خیابان ها به حرکت در آمدند

علیرغم پرهیزی که خبرنگاران در انتشار اخبار داخلی اسرائیل دارند، خبر مربوط به اعتراض مردم این کشور به افزایش قیمت بنزین درشهر اسرائیل، در چند خط انتشار یافت. تظاهرات واعتراضاتی که اگر در هر کشور دیگر خاورمیانه بود، پوشش وسیع تصویری وخبری به آن داده شده بود.
این اعتراض ها در حدی بود که کابینه دولت اسرائیل تشکیل جلسه فوق العاده داد و طرح افزایش قیمت بنزین را متوقف کرد. به گزارش بی بی سی، اعتراضات و تظاهرات دهها هزار نفریعلیه افزایش هزینه زندگی از سوی مردم بیت المقدس، تل آویو و حیفا ادامه دارد و
تظاهرات چند روزهای گذشته، بزرگ ترین تظاهرات در اسرائیل طی دهه های اخیر بوده است.
بی بی سی اضافه می کند که مردم اسرائیل در اعتراض به قیمت مسکن در چند شهر، خیابان‌ها را مسدود کردند و با پلیس درگیر شدند.
بدین ترتیب و به اعتراف بزرگترین شبکه های خبری جهان، قیام مردم خاورمیانه علیه گرانی و استبداد و گرانی های ناشی از بحران اقتصادی و طرح های صندوق بین المللی پول که در اسرائیل با افزایش قیمت بنزین آشکار شد، از مرزهای اسرائیل نیز عبور کرده و مردم این کشور را نیز مانند مردم مصر، تونس، مراکش، سوریه، یمن، بحرین و... به خیابان ها کشاند.
بی بی سی می افزاید: زنان خانه دار، پزشکان، دانشجویان و دانش آموزان که در مجموع به طبقه متوسط شهرت یافته اند در این جنبش اعتراضی و خیابانی اسرائیل حضور دارند.
حضور دارند و حتی به همان شیوه که در میدان التحریر مصر مردم جمع شدند، در تل آویو نیز مردم طی شب های متوالی در میدان مرکز این شهر مستقر شدند.
خبرنگار بی بی سی به بی بی سی گفته است:«نتانیاهو از ابعاد گسترده این تظاهرات شگفت زده شده است.»
اشپیگل آنلاین نیز در باره اعتراضات و تظاهرات اسرائیل نوشت:
«نتانیاهو می کوشد با اعلام انجام اصلاحات "عظیم " جلوی بحران داخلی را بگیرد. اعتراضات اجتماعی در روزهای گذشته چنان وسعت گرفته که نتان یاهو قدرت خود را درخطر می دید. طبق نظرخواهی روزنامه هآرتس که روز سه شنبه منتشر شد، تنها 32 در صد اسرائیل ها با ادامه دولت او موافق اند و 54 درصد مخالف او. نتانیاهو این تغییر ناگهانی نظرات مردم را جدی می گیرد: روز دوشنبه سفر خود را به لهستان که از مدت ها پیش برنامه ریزی شده بود لغو کرد. او قصد داشت در این سفر حمایت دولت لهستان را از موضع سختی که در برابر خواست فلسطینی ها مبنی بر ایجاد دولت فلسطین اتخاذ کرده است، جلب کند. برای او آرام کردن بحران داخلی از این سفر مهم تر بود. دهها هزار اسرائیلی به مقاومت در برابر نابرابری اجتماعی و ترکتازی سرمایه داری در اسرائیل دست تظاهرات زده اند. 87 در صد از مردم از اعتراضی جوانان حمایت می کنند. خشم بسیاری از تظاهر کنندگان مستقیما متوجه نتان یاهوست . برنامه های اصلاحاتی که اعلام کرده نیز از این خشم نخواهد کاست. »

اخباری که پیشتر در پیک نت با پیش بینی همین رویداد منتشر شده بود را جمع کرده و با عنوان مستقل «آنچه پیک نت نوشت و آنچه در اسرائیل روی داد»، در همین شماره پیک نت می خوانید!