۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

در قزوین لُو رفت دستگیری 8 مامور انتظامی باتهام تشکیل باند تجاوز به دختران

8 مامور نیروی انتظامی قزوین به اتهام تجاوز به دهها دختر دستگیر شدند. این ماموران که در کلانتری های ۱۱، ۱۲ و ۱۳ قزوین شاغل بوده اند، در طرح امنیت اخلاقی و مبارزه با مظاهر بدحجابی و فساد یک باند تشکیل داده بودند و دختران را به بهانه بدحجاب سوار کرده و به پارکینگی بنام پارکینگ شرکت نفت (منطقه ی متروکه حد فاصل قزوین و شهرک صنعتی البرز در جاده ی قدیم ) برده و آنها را با تهدید تسلیم خود می کردند. در یک مورد، یکی از فرماندهان آنها بصورت اتفاقی به پارکینگ مذکور رفته و یکی از ماموران را با لباس نظامی در وضعیت نامناسب می بیند. با دستگیری این مامور هفت نفر دیگر لو می روند. در بررسی های اولیه مشخص شده است که تا به حال ۱۸ دختر به دام این باند افتاده بودند. درجریان تجسس بیشتر، ۱۰۰ شماره تلفن از دختران در محل کار این مامور پیدا می شود. رئیس این باند، سرانجام ماموری بنام سردارباقر افشار را بعنوان مقام ارشد باند معرفی می کند و ماموران در خانه وی، ۲هزار بطری مشروب کشف می کنند.
پیک نت 8 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

تاجزاده: در انتخابات نمایشی و غیر آزاد شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم



سه شنبه, ۶ دی, ۱۳۹۰

چکیده :“برای: ۱- مقابله با حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی،۲- جلوگیری از استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی،۳- افشای مجلس بله قربان گویی که هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد، در انتخابات نمایشی و غیرآزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم”...


سید مصطفی تاجزاده در پیامی از زندان اوین بار دیگر با تاکید بر مواضع پیشین خود در خصوص تحریم انتخابات پیش رو، اعلام کرده است در انتخابات نمایشی و غیرآزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کند و رأی نمی دهد.
به گزارش تحول سبز، این عضو ارشد جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در قرنطینه زندان اوین نگهداری می شود در پیامی که در صفحه رسمی وی در فیس بوک منتشر شده است با برشمردن برخی از موارد اعتراض خود به انتخابات پیش رو آورده است: “برای: ۱- مقابله با حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی،۲- جلوگیری از استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی،۳- افشای مجلس بله قربان گویی که هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد، در انتخابات نمایشی و غیرآزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم”
تاج زاده پیش از این هم بارها در مقالات و مصاحبه های خود بر اجماع اصلاحطلبان بر عدم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی تاکید کرده بود.
متن کامل پیام این زندانی سیاسی در خصوص انتخابات پیش رو در پی می آید:
اینجانب سید مصطفی تاجزاده در اعتراض به :
۱- عدم رسیدگی به شکایات ما از کودتاچیان انتخابات ۸۸
۲- انتصاب مجدد آقای جنتی و دیگر متخلفان انتخابات پیشین
۳- تداوم دخالت های غیرقانونی نیروهای نظامی و امنیتی در انتخابات آتی و تلاش برای مهندسی آن
۴- حبس خانگی غیرقانونی دو نامزد انتخابات گذشته (آقایان موسوی و کروبی)
۵- انحلال غیرقانونی احزاب اصلاح طلب جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
۶- توقیف و تعطیلی اکثر قریب به اتفاق مطبوعات منتقد حاکمیت تک صدایی
۷- تداوم حاکمیت نظامی و استمرار فضای پلیسی و امنیتی
۸- صدور احکام فرمایشی و فله ای قضایی علیه مخالفان انتخاباتی گذشته
۹- تقلیل جایگاه رهبری نظام به رهبری یک جناح (اقتدارگرا)
۱۰- بی توجهی به پیشنهادهای دلسوزانه و حداقلی خاتمی
و برای:
۱- مقابله با حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی
۲- جلوگیری از استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی
۳- افشای مجلس بله قربان گویی که هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد.
در انتخابات نمایشی و غیر آزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم.

۱۳۹۰ دی ۴, یکشنبه

همه با هم اختلاس کرده اند دست قرارگاه خاتم الانبیاء در دست بانک صادرات بود

سلام- درباره اختلاس در بانک صادرات که علنیقی جهرمی مدیرعاملش بود و دادستان گفت مجرم است اما کسی خبر بازداشتش را تا حالا نشنیده، برایتان بنویسم تا ببینید چطور دست همه شان در دست همدیگر است.
پروژه بید بلند خوزستان تقریبا از 2 سال پیش از طرف قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه به بانک صادرات منتقل شد. الان 6 ماه است که این پروژه به بهانه واقعی یا دروغین "بی پولی" خوابیده و معطل نیم میلیون یورو اروپائی است. این همان پروژه ایست که حدود 2 سال و نیم پیش شرکت آلمانی طرف قرارداد، آن را فسخ کرد و دولت احمدی نژاد ادعا کرد که ما از دست آنها گرفتیم که بدست ایرانی انجام شود.
یک نمونه دیگر را برایتان از پروژه های تعطیل شده خوزستان بنویسم:
یکی از شرکت های فولاد سازی که زیر مجموعه فولاد خوزستان بنام "فولاد پایا" از سه ماه پیش ورشکست شده و حقوق کارکنان و کارگرانش را ندارد و یا ادعا می کند که ندارد تا بدهد.
این شرکت که در و پنجره می سازد ابتدا با عده ای از کارکنان معمولی فولاد خوزستان تاسیس شد. سپس تغییر نام داد و شد شرکت فنی مهندسی - صنعتی . 2 کارگاه داشت در اهواز و اصفهان. حالا هم کارگاه اهواز زمین خورده و هم کارگاه اصفهان. حقوق ها را از 4 ماه پیش تا حالا نتوانسته اند بدهند و حالا همه نگران اند که یکشبه بساطشان را جمع کنند و بروند.
پیک نت 4 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

سال 57 مردم گوشت به تن گوینده این جمله می گذاشتند؟ در استبداد فوائدی هست که در آزادی آن فوائد نیست!



حجت‌الاسلام "علیرضا پناهیان" از همدم های باند احمدی نژاد است که حالا از بیم پایان کار او، کفه ترازوی خود را به سمت "مصباح یزدی" سنگین تر کرده است.
چند پرونده فساد مالی و اخلاقی دارد که چون فعلا در زیر عبای مصباح یزدی است، در مصونیت به سر می برد. از مرتبطین با امام زمان است و در وقاحت هنگام سخنرانی و مناظره های حکومتی کم از شریعتمداری کیهان ندارد.
پناهیان هفتم محرم در دانشگاه هنر، سخنرانی کرده است. از هر نظر هنرمندانه، بویژه که با انواع بند بازی های قرآنی ثابت کرده که اصلا آزادی بیان و آزادی و بقیه این حرف ها در قرآن نیست و هرکس از این حرف ها بزند ضد قرآن است!
بخوانید:
«چرا در قرآن کریم، صریحا از کلمه «آزادی» سخنی به میان نیامده است؟ قرار است با مفهوم آزادی بیان و تحقق آن در جامعه به چه نتایجی برسیم؟ چه فوائدی برای آزادی بیان وجود دارد؟ آیا نمی‌توان با مفهومی غیر از آزادی بیان به آن فوائد دست پیدا کرد؟ حتی به گونه‌ای که آن فواید، بهتر بیشتر و عمیق‌تر شود و از آسیب‌های کمتری هم برخوردار باشد؟ چرا خداوند به جای تصریح به «آزادی بیان»، صاحبان حرف حق را به شجاعت و نترسیدن توصیه کرده؟ »
ایشان پس از همه سفسطه ای که کرده و ما چند جمله آن را آوردیم، خواسته بگوید، در استبداد فوائدی هست که در آزادی نیست.
واقعا اگر ، پناهیان که حالا در پناه مصباح و حکومت و سپاه و بیت رهبری در دانشگاه هنر بالای منبر رفته، در سال57 مقابل دانشگاه تهران بالای چارپایه می رفت و همین چند جمله از دهانش بیرون می آمد، مردم با او چه میکردند؟
عمامه که هیچ، مردم گوشت به تنش می گذاشتند؟ عکس پناهیان
پیک نت 30 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

چند خط از نامه نوری زاد شیوع طاعون فساد در میان سرنشینان کشتی نظام

آخرین نامه نوری زاد که خطاب به دخترش نوشته شده، شاه بیتی دارد که در زیر می خوانید. و وعده ای دارد که به هشدار می ماند. وعده شرح مفصل آنچه که به آنها اشاره کرده است، تا پاسخی باشد به پخش فیلمی که بازجوهای سپاه در زندان با موبایل از او گرفته اند و با عکس های خانوادگی او جفت و جور کرده اند تا مشق شب به روح سعید امامی و حسین شریعتمداری پس بدهند. با این خام خیالی که دوران گفتگو با سعیدی سیرجانی و تزریق آمپول هوا به او گذشته!
نوری زاد در همین نامه اشاره به دیدارش با آیت الله وحیدخراسانی می کند که از مراجع اعلم کنونی مستقر در قم است و رئیس قوه قضائیه دامادش. او فاش می کند که شنودهای سپاه در بیوت مراجع از جمله وحید خراسانی نصب شده است. نوری زاد می نویسد که آیت الله وحید خراسانی در مقابل دیگران به او گفته که خروج او علیه ظلم حاکم بر کشور هم بی فایده است و اگر نتیجه ای داشت چنین می کرد.
اما آن فاجعه ای که نوری زاد وعده شرح مفصل آن را داده است:
«من اگر قرار بود به افشاگری بپردازم و به یک چنین رفتار ذلیلانه ای دست ببرم، سخن بسیار داشتم. چه سخنانی؟ از همنشینان بی نشان و فراوانِ جمعی از سرداران وپاسداران، از ضعیفگان چند به چند آیت الله ها، از زنان انگلیسی حجت الاسلام ها، از بزم های منقلی نام آوران، از سه تار نوازی بزرگانی که خود درخفا برای معشوقگان خود می نوازند و برای مردم، نه حرام بودن سه تارنوازی را، که حتی حرام بودنِ نشان دادنِ آن را در صدا وسیمای طنز خود تجویز می کنند. اما تو، نازنینم، پدرت را خوب می شناسی. او برخلاف دزدان سپاه، همان روستایی بی نشانی است که اصل و نسبش مشخص است. و از همان اصل و نسب اصولی را فرا گرفته که یکی از محکمات آن، روی گرداندن از حریم خصوصی دیگران و احترام به آن است.
اگر نامه شانزدهم من منتشر شود رهبر را با اعتنا به هزار هزار آسیب ریز و درشتی که حیثیتِ سرزمین فلک زده ی ما را خراشیده، به محکمه ی مجازی خویش فرا بخوانم و قضاوت آن محکمه را به خود مردم وابگذارم؟»
این سپاه می خواهند جنگ اتمی بکند و به فتح اسرائیل برود و آقای خامنه ای به اتکاء به همین سپاه وعده فتح جهان اسلام را میدهد و وضع حاکم بر کشور؛که امثال وحید خراسانی نیز امیدی به تغییر آن ندارند را الگوی قیام ضد استبدادی نسل جوان کشورهای عربی!
پیک نت 27 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه

کلاهکخود اتمی” ایران یا عربستان سعودی کدامیک زود تر به سر میگذارند؟

“کلاهکخود اتمی”
ایران یا عربستان سعودی
کدامیک زود تر به سر میگذارند؟

منبع اصلی “رایانووستی” ترجمه از آلمانی- رضا نافعی


شاهزاده “تورکی الفیصل” در کنفرانس امنیت منطقه خلیج فارس تلویحا اشاره کرد که عربستان سعودی خواستار تولید بمب اتمی است. این خبر را ” واشنگتن پست به نقل از آسوشیتدپرس منتشر کرده است.
شاهزاده تورکی تاکید کرد که “نه ما ونه جامعه جهانی هیچ کدام نمی توانیم اسرائیل و ایران را بر آن داریم که از دست یافتن به سلاح های کشتار انبوه چشم بپوشند. از این رو ما به ملت خود مدیونیم که به تمام امکانات بیندیشیم، از جمله به داشتن چنین سلاح هائی”.
البته کارشناسان اتفاق نظر دارند که ریاض باید در راه بدست آوردن بمب اتمی نه تنها در انتظار برخورد با مشکلات سیاسی بلکه در انتظار مواجه شدن با مشکلات لجیستیک و فنی نیز باشد.
پیام سفیر

در عرصه سیاست جهانی ، شاهزاده تورکی از کسانی است که باید به سخنانش با دقت گوش داد. او رمز و راز های حساس ابر قدرت عرب را بسیار خوب می شناسد .
تورکی مدتی سفیر عربستان سعودی در انگلستان و آمریکا بود . بعدا از این سمت استعفا داد. ولی آنچه بیشتر توجه را جلب می کند مسئولیت پیشین او بود که بخاطر همان مسئولیت جای خود را بعنوان یکی از با نفوذ ترین سیاستمداران خاور میانه تثبیت کرد. او بیش از بیست سال در رأس سازمان اطلاعات عربستان سعودی، یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان اسلام قرار داشت و فقط چند روز قبل از واقعه 11 سپتامبر2001 و انفجار برج های دوقلو در آمریکا از این سمت کناره گرفت . همزمانی این دو امر وقتی چشمگیرتر می شود که می بینم درست همین شاهزاده تورکی یکی از پایه گذاران و حامیان اسلام سیاسی، از جمله القاعده، در عرصه بین المللی بود. دلائل مستقیمی برای ارتباط او با واقعه 11 سپتامبر وجود نداشت ولی نشانه های وجود ارتباط میان سازمان اطلاعات و افراط گرایان اسلامی آنقدر زیاد بود که نادیده گرفتن آنها ممکن نبود. این هم قابل ذکر است که ماموران اعزامی عربستان به شمال قفقاز پس از استعفای تورکی فعالیت های خود را قطع کردند.
همه این ها به این معنی است که شاهزاده تورکی آدم مهمی است و بهتر است سخنان او جـدی گرفته شوند. بویژه از این جهت که این اولین بارهم نبود که او اشاره به نقشه های ریاض برای دست یافتن به سلاحهای اتمی خودساخته کرده است.
شاهزاده آخرین بار در گردهمائی تابستانی نمایندگان ناتو، به این موضوع اشاره کرد و گفت “وضعیتی که در آن ایران سلاح اتمی داشته باشد و ما نداشته باشیم برای ما پذیرفتنی نیست اگر ایران سلاحهای اتمی تولید کند ما هم خواهیم کرد.”
این را می توان به نوعی کمک خواهی تعبیر کرد. ریاض احساس می کند که محفوظ نیست و می خواهد توجه آمریکا را به این نکته جلب کند. آنچه اهمیت ویژه دارد این است که طرح کننده این موضوع ، یعنی احتمال آغاز برنامه اتمی عربستان، کسی چون شاهزاد تورکی الفیصل است که مسئول روابط و تماسهای خانواده سلطنتی عربستان با غرب است.
شیر بر تپه طلا

سخنان تورکی دو جنبه دارد : سیاسی و نظامی. برخلاف وجه سیاسی آن که روشن است، از منظر نظامی پرسش هائی مطرح می گردند.
عربستان سعودی راکت های بالستیک دارد که برای سلاحهای اتمی مناسب هستند. ریاض در سال 1987 بین 36 تا 60 راکت از نوع DF-3A با بردی بیش از 3 هزار کیلومتر از چین خریداری کرد که می تواند تا دو تن مواد منفجره حمل کند.
ولی ریاض قادر نیست با تکیه بر توان فنی خود سلاح های هسته ای تولید کند. کارشناسان یاد آور می شوند که صنایع نظامی عربستان چندان کار آمد نیست ولی بدلیل فروش نفت روی گنج نشسته است.
آنچه را که عربستان خود نتواند بسازد می خرد. آنچه چشمگیر است این است که توسعه نیروی نظامی عربستان بدلیل نداشتن سرباز و کارشناس با شکست روبروشده است : ریاض نمی خواهد باز سربازان خارجی مزدور استخدام کند ولی خود مردم عربستان هم نمی خواهند اسلحه بدست گیرند.
شاهزاده تورکی از سالها پیش تاکید می کند که پیشرفت عربستان رابطه مستقیم به پیشرفت آموزش در آن کشور دارد. اگر پروژه سلاح اتمی واقعا مطرح گردد آنوقت عربستان باید در عرصه پژوهش دست به سرمایه گذاری سنگین بزند.
در غیر این صورت عربستان هم سرنوشتی چون عراق و سوریه خو اهد داشت که با کمک خارج تاسیسات پرخرج ولی بی پایه داخلی ایجاد کردند و با یک حمله هوائی اسرائیل برنامه اتمی آنها هم بپایان رسیدhttp://de.rian.ru/opinion/20111209/261765031.html

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

گزارش یک آدم ربایی/ آفتاب کماکان می درخشد و ما 300 روزیست که زیر سایه ابر های سیاه آرام گرفته ایم! «میر حسین» آزاد است..

برای سیصدمین روز آزادیت می نویسم میرحسین!/ زندانی آن خاصِ سرشناسیست که برای حفظ منافعش مهر سکوت بر لبانش زده است! / چه ساده اندیشند آنان که می پندارند چند لکه ابر می تواند آفتاب را به حصر بکشد، چه ساده اندیشند آنان که به زیر سایه ای فرو رفته اند و خود را آزاد می دانند! حصر آفتاب بی معنیست، روح آزادی خواه تو را به حصر کشیده اند و تو در جواب این گستاخی، خود را به خواب زده ای! خوابی که مصنوعیست و از آن بیدار نخواهی شد مگر این که خود اراده کنی. گاهی فکر می کنیم که باید چشم ها را بست و از واقعیات فرار کرد، به مانند آن کسی که در زندان است و بر روی دیوار برای خود تصویری زیبا را رسم می کن و به آن دل می بندد اما به راستی که واقعیت چیز دیگریست! میر حسین و شیخ پیر ما هر دو آزادند، آزادی وصف ناپذیر، آن ها به رسم جوانمردی و شرافت در میدان نبرد استوار ایستاده اند برای آرمان هایشان، برای دل هایی که به آن ها بسته شده، آن دو آزادند و حال و روزشان از من و ما بسیار خوش تر است، اما در عجبم آنانی که روزگاری خود را همراهان آنها می نامیدند حال چگونه توانسته اند چنین خفت خواری را به جان بخرند و جوابشان به نقض آشکار انسانیت تنها نگاهی پوچ و زبانی از کار افتاده باشد! مردم عادی و بدنه ی این جنبش کمترین تقصیر را در فریاد این سکوت دهشتناک به عهده دارند اما سوال اینجاست که تا به کی عده می خواهند آزادی و انسانیت را فدای امیال خود کنند، تا کی محافظه کاری؟ حصر گریبان آن مرجع را گرفته که دم از حق و حقیقت و عدالت میزند، اما در لشکر یزیدیان پرچم می چرخاند، سایه ی نکبت بار بی آبرویی بر سر آن آقای خاصی افتاده که حرف های زیبایی می زد، اما حالا که وقت عمل است ترس را برگزیده و در خیال خود می پندارد که آن کنج خانه ی سرد بهتر از زندان هاست، به راستی که بزرگان سبز ما در همین حصر دل هارا به دست گرفتند. آزاد آن زندانیست که اعتصاب غذا می کند و نامه برای دوستانش می فرستد و گرفتار من و تو دانشجو هستیم که حتی به خود زحمت نمی دهیم برای روزی که به ناممان نامگذاری شده حرکتی کنیم. آن ها آزادند و ما در حصریم، در حصر ترس، در حصر نیاز های فردی، در حصر عافیت طلبی، در حصر یک جنایتکاری به بزگی یک حکومت! اما می دانم که در اعماق وجودت خودت هم می دانی که آزادی زیباست و دلت برایش پر می کشد،اما به آزادی رسیدن هزینه دارد، آزادی خواهی شجاعت می خواهد ، شجاعتی هم چون کروبی عزیز، آزادی حق طلبی و ایستادگی می خواهد، ایستادگی از جنس میرحسین. نمی خواهم آن ها را برای خود بت کنی، نمی خواهم قبله ای واهی برایت بسازم، اما به راستی مرد تر از آن دو در اطرافت می یابی؟ دوران طلایی امام 300 روز پیش از بین رفت، اسلامیت و جمهوریت این نظام زمانی از بین رفت که شیخ ما شجاعانه آن را برای همه بازگو کرد، پایه ی این نظام زمانی سست شد که آن ها گفتند فراعنه زمانی از خواب غفلت بر می خیزند که دیگر دیر شده است. آن ها می دانستند با این حرف ها آزادی در حیاط زندان را از دست می دهند و به انفرادی رانده می شوند، اما این را هم می دانستند که حرکتی را شروع کرده اند که تنها تاریخ می تواند از عظمت آن سخن به میان بیاورد. ای ایرانی، ای روحانی، ای فرد سیاسی که شجاعتت را پنهان کردی، دیوار های این زندان آنقدر بلند است که دیگر پنجره ای هم نمی توان برای آن متصور بود، پس به جای در خواب ماندن بیا بیدار شو و آن ها را از انفرادی رها کن، بدان که آزادی آن دو می تواند دیوار های این زندان را برچیند، کمی به خود بیا، کمی به یاران بیاندیش، به فرزندان و نوادگانت بیاندیش که درباره تو چه خواهند گفت. آنها آزادند، تو خود را از بند به رهان.. 90/09/21 k1

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

آغاز دومین هفته مقابله با کودتای انتخاباتی در روسیه

چهارم دسامبر2011، انتخابات سراسری مجلس دومای روسیه برگزار شد. طبق نتیجه رسمی که کمیسیون انتخابات یک روز بعد از رای گیری اعلام کرد، حزب پوتین "روسیه واحد " با بدست آوردن حدود 50 درصد در مقام اول و حزب کمونیست با حدود 20 درصد در مکان دوم قرار گرفتند. دو حزب دیگر نیز از 12 تا 7 در صد توانستند رای لازمه را برای ورود به مجلس دوما به دست آورند. به این ترتیب حزب پوتین در مقایسه با سال 2007 ، 15 در صد رای خود را از دست داد و حزب کمونیست تقریبا دو برابر 5 سال پیش رای آورد .
بنا به گزارش و اذعان خبرنگاران و ناظران خارجی و احزابی که کارت نظارتی از مقامات دولتی برای حضور در مراکز رای گیری گرفته بودند، انتخابات اخیر دقیقا هدایت شده و یکی از پر تقلب ترین و ناسالم ترین انتخابات روسیه بوده است. حتی تلویزیون بی بی سی فیلم هایی را که بطور مخفیانه گرفته شده بود نمایش داد که در بعضی از مراکز رای گیری، افراد در حال پر کردن دسته دسته از ورقه های رای گیری و انداختن به صندوق ها بودند.
یک روز بعد از رای گیری برای مجلس دوما، حزب کمونیست روسیه طی اطلاعیه ای از مردم این کشور خواست تا به عنوان اعتراض به تقلب و نادیده گرفتن رای آن ها، بصورت متوالی عصر ها در میادین شهرها و مناطق میتینگ داده و کودتای حزب پوتین را با دلایل و سند برای مردم افشا کنند. بیشترین موارد تقلب در شهرهای مسکو و سن پترزبورک و نیژنی گراد بوده است. در این شهر ها نیرو های امنیتی و پلیس از ورود ناظران بی طرف و نمایندگان احزاب جلوگیری می کردند. طبق آماری که حزب کمونیست روسیه منتشر کرده است، حزب پوتین نخست وزیر روسیه بنام "روسیه واحد" نه 50 در صد، بلکه 40 در صد رای آورده و حزب کمونیست 25 در صد آرا را بدست آورده اند. بقیه رای ها نیز بین احزاب دیگر تقسیم شده است. بدین ترتیب صحبت از 13 میلیون رای است که حزب پوتین به نفع خود مصادره کرده است.
چهره دیگری که حکومت روسیه در این انتخابات از خود نشان داد، پلیسی و امنیتی کردن فضای کشور بود. شواهد همگی حکایت از آن دارند که دولت برای دست بردن به نفع خود در انتخابات از پیش برنامه ریزی کرده و بهمین دلیل به نحو بی سابقه ای نیروهای امنیتی و پلیس را برای جلو گیری از اعتراض مردم به میدان آورده بود. در شهرهای مسکو و سن پترس بورگ، مردم باید از دالان های پلیس برای رسیدن به صندوق های رای عبور می کردند.
بعد از اعلام نتایج انتخابات خصوصا در این دو کلان شهر، پلیس و نیروهای امنیتی صد ها نفر را بازداشت و زندانی کردند .
در یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های اعتراضی، حزب پوتین جهت مقابله با معترضین عده ای از جوانان عضو این حزب را به مصاف آن ها فرستاده بود که بعد ازمدتی این جوانان نیز با معترضین هم صدا شدند.
به گزارش خبرگزاری ها روز گذشته ( شنبه 10 دسامبر) تنها در مسکو پایتخت این روسیه دهها هزار تن از مردم معترض به نتیجه انتخابات به خیابان آمدند و در سن پیترزبورگ نیز هزاران معترض به کودتای انتخاباتی علیرغم سرمایه 15 درجه زیر صفر دیروز به خیابان آمدند.
در این اعتراضات، مردم خواهان اعلام انحلال انتخابات و برگزاری انتخاباتی دیگر شدند و علیه پوتین و حزب روسیه واحد شعار دادند. تنها در شهر مسکو 50 هزار پلیس برای مقابله با مردم به خیابان ها آورده شده بودند. ارقامی که خبرگزاری ها از شمار مردمی که در مسکو به خیابان آمدند اراده داده اند، بین 50 تا 70 هزار بوده است.
(شاید مضحک ترین بخش شباهت دو کودتای 22 خرداد در ایران و 4 دسامبر در روسیه آن باشد که پوتین در جمع مقامات دولتی که با آنها جلسه کرده بود اعلام کرد: این فتنه زیر سر قدرت های خارجی است که با پول این اعتراض ها را درست کردند و وزیر خارجه امریکا "هیلاری کلینتون" است که غیر مستقیم مردم را به شورش علیه نتیجه انتخابات تحریک کرد! استدلالی که علی خامنه ای با متهم کردن جنبش سبز به انگلستان و بی بی سی بدان متوسل شد. یکی از دو عکس حرکت مردم به سمت میدان انقلاب در مسکو را نشان میدهد و عکس دوم تابلوی دست نوشته شده مردم را که روی آن به روسی نوشته شده "رای من دزدیده شده")
پیک نت 20 آذر

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

:: خواهر فاطمه رهنما: مادرم درانتظار دیدن دخترش از غصه دق کرد و مرد


مراسم هفت مادر فاطمه رهنما بدون حضور او برگزار گردید و پیگیری های خانواده رهنما برای گرفتن مرخصی بخاطر ممانعت های وزارت اطلاعات بی پاسخ ماند. فاطمه رهنما زندانی ۵۰ ساله، مدت دو سال و نیم در زندان اهواز در تبعید بسر می برد و تا کنون علی رغم بیماری جسمانی و روحی نتوانسته از حق مرخصی برخوردار گردد. فاطمه رهنما در مرداد ماه سال ۸۸ بازداشت و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام ارتباط با مجاهدین به ده سال زندان در تبعید محکوم شد. این در حالی است که وی پس از بازداشت به مدت دو ماه در انفرادی و تحت شرایط بسیار دشوار قرار داشته و تحت آن شرایط و با فشارهای بازجو مجبور به اعتراف دروغین شد. اما بعد از خارج شدن از سلول انفرادی و در دادگاه تمامی اتهامات خود و ارتباط با مجاهدین خلق را رد کرد. در طی این مدت مادر این زندانی سیاسی از رنج و زندانی بودن فاطمه بیمار شد و در حالیکه در آخرین لحظات عمرش در انتظار آمدن و دیدن او چشم به در داشت، از دنیا رفت. متن گفتگوی “جرس” با ناهید رهنما خواهر فاطمه رهنما در پی می آید: خانم رهنما ضمن عرض تسلیت، لطفا در ابتدا بفرمایید آیا پیش از فوت مادرتان فاطمه توانست او را ببیند؟ مادرمان ده روز پیش در حالیکه چشم انتظار دیدن فاطمه بود از غصه از دنیا رفت. همانطور که قبلا هم به شما گفته بودم مادرم حدود شش ماه در بستر بیماری بودند اما در این مدت هر چه تلاش کردیم تا خواهرم به مرخصی بیاید بی نتیجه بود. مادر من بیماری اش به خاطر مشکلات و زندانی بودن خواهرم بود و چشمش به در خشک شد و از غصه دق کرد. در مراسم تشیع مادرتان چطور؟ فاطمه توانست به مرخصی بیاید؟ ما به آقای دادستان اعلام وضعیت کردیم و ایشان هم به وزارت اطلاعات اعلام کردند اما با مرخصی خواهرم مخالفت شد. همان روزی هم که مادرم فوت کرد از طریق وکیل اقدام کردیم تا خواهرم بتواند به مراسم تشیع مادرم بیاید و به دادستان گفتیم که مادرم فوت کرده اما متاسفانه مراسم هفت مادرم هم گذشت اما با مرخصی وی مخالفت کردند. خود مددکاران زندان می گویند زندانی که یکی از نزدیکانش فوت می کند حداقل سه روز مرخصی شامل حالش می شود اما می بینیم که به راحتی حقوق زندانیان سیاسی نادیده گرفته می شود و خواهر من که به اتهام واهی و به ناحق در زندان است از حقوق اولیه خود نیز “محروم” است. پاسخ دادستان به شما چه بود و آیا علت مخالفتشان را بیان کردند؟ دادستان می گویند پرونده هایی از این دست از دست من خارج است و زیر نظر مستقیم وزارت اطلاعات می باشد. حتی از زندان سپیدار هم خواستند تا ما یک گواهی فوت برای آنها فکس کنیم اما متاسفانه مسئولین آنجا هم تابع مقرارت تهران هستند و اختیاری ندارند و مقام اصلی که تصمیم گیرنده است همان وزارت اطلاعات است. وزارت اطلاعات در خصوص این مخالفت ها پاسخی به شما می دهند؟ آنها هیچ پاسخی نمی دهند. همیشه همینگونه بوده است و واقعا مایه تاسف است. یکی از کارشناسان وزارت اطلاعات به من گفت که آن قسمت از وزارت اطلاعات که پرونده خواهر شما را دارد زیر نظر قوه قضاییه است و باید به قوه قضاییه مراجعه کنید اما هر بار که به هر قسمت از نهاد قضایی کشور که مراجعه می کنیم به سدی به نام وزارت اطلاعات برخورد می کنیم. خود فاطمه نسبت به این شرایط اعتراض کرده است؟

۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

کلاهبرداری رسمی جیب مشتریهای ماشین سایپا را روز روشن می زنند!


برای خرید ماشین پراید 8875000 پول به حساب شرکت واریز باید کرد. طبق قرارداد شرکت سایپا در صورت تاخیر در تحویل به موقع (تحویل بعد از 30 روز) بایستی جریمه ای بر مبنای سود 30 درصدی به سپرده مشتریان پرداخت شود. برای نمونه ماشین را بعد از 50 روز میدهند. برای 20 روز تاخیر در تحویل بایستی حدود 140 هزار تومانجریمه دیرکرد بدهند اما وقتی فاکتور خرید ماشین را خریدار می گیرد جریمه دیرکرد فقط 81 هزار تومان محاسبه شده است. شرکت برای واریز این رقم نیز یک ماه به خودش وقت میدهد. روزهای پنجشنبه و جمعه هم سودی بابت پول مشتریان پرداخت نمی شود. سایر تعطیلاترسمی غیر از پنجشنبه و جمعه هم مشمول این قانون من درآوردی شرکتسایپاست.
اگر شرکت از مشتریانش طلب کار باشد روزهای پنجشنبه و جمعه و سایر تعطیلات را حساب کرده و جریمه می کند.
شرکت سایپا که در دومین برنامه میان مدت خود فقط در پنج ساله 86 تا 90 قرار بوده 650000 خودرو بفروشد. حالا حساب کنید، مدیران سایپا از این محل چقدر از جیب مردم برداشت کرده اند.
پیک نت 12 آذر

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

در یک جلسه غیر علنی مجلس در جریان جنگ دریائی قرار گرفت!




روزگذشته، در ادامه آماده سازی نهادهای حکومتی برای حمله به ایران و همزمان با سان و نمایش بسیج که فرمانده کل قوا در آن شرکت کرد، در جلسه غيرعلني مجلس نیز دریادار "سیاری" فرمانده نیروی دریائی ارتش حضور یافته و یک گزارش جنگی- دریائی ارائه داد. در باره این گزارش هیچ خبری تاکنون منتشر نشده است.
پیک نت 7 آذر

۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه

حتی انتشار این خبرها نیز ممنوع شده سیل و توفان در بهبهان دهها قربانی و مفقود گرفت!


با سلام خدمت شما- یکشنبه 29/8/90 هفته گذشته در بهبهان از توابع استان خوزستان کسانی که در حد فاصل بهبهان- امیرحاضر حضور داشتند از دور متوجه می شوند که در فاصله نه چندان دور طوفان شدیدی در حال شکل گیری است.
رانندگانی که در حال تردد در این مسیر بودند از ترس گرفتاری در طوفان ماشین خود را متوقف کرده و منتظر می شوند تا هوا بهتر شود. اما متاسفانه وسط سیل حاصل از این طوفان گیر می افتند. هر چند باران و طوفان در فاصله دورتری بوده اما به دلیل مسطح بودن زمین سیل خیلی زود به این منطقه می رسد وصدها نفری که کنار جاده ها منتظر توقف باران بودند متوجه خطر نمی شوند و در سیل غافلگیر می شوند و متاسفانه شماری از آنها کشته می شوند. تا آنجایی که من اطلاع دارم تا حالا آمار کشته ها حدود شصت نفر می باشد و تعداد مفقودی ها بعد از حدود یک هفته از این هم بیشتر است. (البته آمار دقیق نیست). اما رسانه های حکومتی در خبری ساده آمار کشته ها را پنج نفر اعلام کردند و خیلی ساده از کنار این فاجعه گذشتند.
پیک نت 5 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

علیه ابتدائی ترین حقوق کارگران وقتی قانون اساسی را تغییر میدهند قانون کار را چنین بی پروا تغییر ندهند؟

قادری، نماینده کارگران در شورای عالی اشتغال گفت، وزیر دیدگاه‌های جامعه کارگری را در تدوین پیش‌نویس اصلاح قانون کار نپذیرفت.
قادری در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری ایلنا با بیان اینکه بخش زیادی از جامعه کارگری کشور حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار را نیز دریافت نمی‌کند، افزود در صورت اصلاح قانون کار، کارگران با خطر اخراج بیش از گذشته مواجه خواهند شد.
وی با انتقاد از عدم اجرای قانون کار فعلی اعلام کرد که ۹۰ درصد قانون کار در واحدهای کوچک و زیرپله‌ای اجرا نمی‌شود. اصلاح قانون کار در صورتی مورد موافقت نمانیدگان کارگری واقع می‌شود که نظرات جامعه کارگری کشور را تضمین کند.
پیک نت 3 آذر

۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

تغییر سیاست نظامی گام نخست تحولات در کشوراست

بالا گرفتن خطر حمله نظامی به ایران و همزمان با آن، انفجار در پایگاه نظامی "ملارد" که منجر به کشته شدن شماری از فرماندهان و کارشناسان موشکی سپاه شد و همچنین انتشار اخبار مربوط به گزارش تازه آژانس بین المللی انرژی اتمی و خطر طرح قطعنامه دیگری علیه ایران در سازمان ملل، بار دیگر موج نامه نگاری، مصاحبه های رادیوئی و تلویزیونی و تفسیرهای کمتر سیاسی و بیشتر احساساتی را بدنبال آورد.
نگاه ما به این رویدادها نه در چارچوب حادثه، بلکه در محدوده تحلیل پایه ای از مرحله گذاری است که ایران طی می کند و همچنین آن سیاست های پایه ایست که حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی برآن استوار است.
بنابراین، ما با دو نوع تفسیر رویدادها در جمهوری اسلامی به شکل خاص و وضع جهان به شکل عام روبرو هستیم. یک تفسیر همان است که در نامه نگاری ها و مصاحبه های چند هفته اخیر منعکس است. یعنی تفسیر خبر و رویداد. اما تفسیر دیگری نیز وجود دارد که کارپایه آن حوادث و رویدادها نیست، بلکه حوادث و رویدادها در بطن آن جای می گیرند. بنابر این نگاه و این تحلیل، حوادثی که به آنها اشاره شد ادامه یک پدیده بزرگتر هستند و نه خود به تنهائی یک پدیده.
با آنکه بارها اشاره کرده ایم و نوشته ایم؛ جا دارد یکبار دیگر نیز در اینجا تکرار کنیم که آنچه که در نزدیک به 7 سال اخیر در جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم محصول سیاستی است که تمام ارگان های جمهوری اسلامی را در بر گرفته و سایه آن روی سر هر حادثه ایست که در کشور روی داده است. از جمله کودتای ننگین 22 خرداد که ضربه آن به سابقه ای که در ذهن توده های مردم از سپاه وجود داشت، از دهها انفجار "ملارد" بیشتر بود. آن کودتا سیلی بود که با خود اعتبار سپاه و رهبر جمهوری اسلامی را در وسیع ترین ابعاد در بطن جامعه ایران با خود برد و جبران آن به شهامت و جسارتی نیازمند است که تاریخ نشان داده در کمتر رهبری وجود دارد! برعکس، آنها از بیم موقعیت، به راه رفته ادامه میدهند. مسیری که شاه از بعد از کودتای 28 مرداد رفت.
آن سیاستی که ما آن را کارپایه 7 سال گذشته حاکمیت جمهوری اسلامی میدانیم، سیاست نظامی نامگذاری کرده ایم و از همان نخستین روز بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوق رای انتخابات سال 1384 آن را در سرمقاله راه توده اعلام داشتیم. بموجب همین سیاست، فرماندهان سپاه بر اقتصاد کشور مسلط شدند، فعالیت اتمی نظامی و سپاهی شد، سپاه عامل کودتای 22 خرداد شد، زندان های سیاسی در اختیار سپاه قرار گرفت، بزرگترین سهم بودجه علنی و محرمانه کشور به سپاه تعلق گرفت، تولید جنگ افزار پول نفت را بلعید، در درآمد ناشی از قاچاق مواد مخدر سپاه سهیم شد، نظامی ها برای روحانیون تعیین تکلیف کردند، فرماندهان سپاه با لباس و بی لباس وارد مجلس و دولت شدند و حتی قوه قضائیه را دراختیار گرفتند (استقرار سرتیپ جانشین وقت فرمانده کل سپاه "ذوالقدر" بعنوان معاون کنونی قوه قضائیه)
بنابراین، بسیار طبیعی است که حوادثی از نوع حوادث یاد شده در بالا نیز هم به سپاه مربوط می شود و هم از دل سیاست نظامی حاکم بیرون می آید. نفوذ شبکه های جاسوسی جهانی در ارگان های نظامی و سپاهی محصول همین سیاست نظامی است، همچنان که انفجار در ملارد و ترور کارشناسان اتمی محصول همین سیاست است. و یا اختلاس و چپاول پول نفت و لوله کشی پول نفت به داخل سپاه برای خریدهای نظامی و تولیدات نظامی و اتمی میوه سیاست نظامی است. تورم و بحران مالی، فرمایشی کردن مجلس و بردن عده ای عامل ترور و جنایت بعنوان نماینده به مجلس، تشدید قطعنامه ها و خطر حمله به ایران نیز بخشی از نتایج همین سیاست است. همچنان که سرکوب مردم و بستن فضای سیاسی محصول آنست.
این حرف امروز ما نیست. درحالیکه شماره 341 راه توده را در برابر دارید، برای نمونه سر مقاله شماره 171 راه توده را می‌توانید از اینجا بخوانید.راه توده

۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

آخرین تلاش ها برای بیدار کردن خامنه ای از خواب!

بدنبال انتشار سخنرانی چند روز پیش سردار صفارهرندی وزیر ارشاد اسبق کابینه احمدی نژاد و مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه که در آن مدعی شده بود عبدالله نوری به محمد خاتمی توصیه کرده به هر ترتیب شده (حتی با نشستن پشت در بیت رهبری) با خامنه ای دیدار کند، روز گذشته دفتر عبدالله نوری طی اطلاعیه ای اعلام کرد:
در ماه ها و هفته های اخیر و آخرین بار، روز شنبه 21 آبان ماه 1390،(اشاره به سخنرانی صفارهرندی) خبرها و مطالبی با عناوینی چون «تمایل و تحرک عبدالله نوری برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو» و یا «رایزنی عبدالله نوری با فعالان و چهره های اصلاح‌طلب درباره چگونگی بازگشت به نظام و عذرخواهی از رهبری» منتشر شد.
انتشار این گونه اخبار و مطالب کذب به رویه جاری برخی گروه ها، چهره‌ها و رسانه‌ها شده است. انتشار این گونه مطالب نقل قول ‌هایی نادرست و آمیخته با دروغ و تحریف است و در ادامه خط شایعه پراکنی و اختلاف افکنی در صف جریان اصلاح طلبی .
این قبیل شایعه پراکنی ها، اظهار نظرها و گاه جعل سخنرانی و مصاحبه ساخته و پرداخته‌ ی جریان‌ های سیاسی مختلفی است که اندک مشروعیت خود را در میان مردم رو به زوال می بینند.
اطلاعیه دفتر عبدالله نوری که در آن از جمله "نقل قول هائی نادرست" شده، در حالی انتشار یافته که در محافل مطبوعاتی ایران گفته می شود عبدالله نوری و محمد خاتمی مانند دیگر چهره های شناخته شده ای که از حاکمیت فاصله گرفته اند، بشدت نگران رخدادهای نظامی از خارج و رویدادهای خونین در داخل کشورند و به همین دلیل بر روی شکافتن محاصره خامنه ای و دیدار با وی و بیان نظرات، نگرانی ها و دیدگاه های خود توافق نظر دارند. آنچه که صفارهرندی بصورت تحریک آمیز و تحریف گونه مطرح کرده، در واقع حدس و گمان و یا اطلاع از این تلاش جدید امثال خاتمی و نوری برای بیدار کردن خامنه ای از خواب غفلت و هوشیار ساختن او نسبت به اطرافیان نظامی و غیر نظامی اش و نجات کشور و نظام از دره بحرانی است که چهار نعل به سمت آن می رود.
پیک نت 23 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

:: ممانعت پلیس از برگزاری نماز عید قربان اهل سنت

گزارش‌ها حاکی است که برگزاری نماز عید قربان اهل سنت در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران، همانند سال‌های گذشته با ممانعت ماموران امنیتی همراه شد. اما با وجود محدودیت‌های ایجاد شده، در بسیاری از شهرها اهالی سنت روز دوشنبه ۱۶ آبان ماه نماز عید قربان را در فضایی همراه با ترس و هراس برگزار کردند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت ایران، سنی‌آنلاین، از یک شب پیش از فرا رسیدن عید قربان، پلیس امنیتی با مراجعه به برخی از ائمه جماعات نمازخانه‌ها، با هشدار به آنان، خواسته بود تا به اصرار از آنها تعهد بگیرد تا نماز عید قربان را برگزار نکنند، اما با این وجود آنها نماز را در برخی از نمازخانه‌ها برگزار کردند. در همین حال بسیاری از شاهدان عینی اعلام کرده‌اند که در شهرهایی که اهل سنت موفق به برگزاری نماز عید قربان در روز دوشنبه ۱۶ آبان ماه شده‌اند نیز ماموران امنیتی و پلیس با حضور در محل اقدام به تهیه فیلم و عکس از نمازگزاران کرده است. یک هفته پیش از عید قربان، ۱۴ نماینده فراکسیون نمایندگان اهل سنت مجلس، در نامه‌ای خطاب به محمود احمدی‌نژاد، از او خواستند ضمن دادن پاسخ به نامه قبلی آنها در خصوص ممانعت از برگزاری نماز عید فطر، در زمینه برگزاری نماز عید قربان اهل سنت تهران، دستورات لازم را به کارگزاران استانی صادر کند، اما رئیس جمهوری ایران این بار نیز نامه آنها را بی‌پاسخ گذاشت. پیشتر در شهریور ماه نیز در پی اعلام ممنوعیت برگزاری نماز عید فطر از سوی پلیس امنیت تهران، شماری از نمایندگان اهل سنت مجلس، در نامه‌ دیگری به آقای احمدی‌نژاد، خواستار فراهم شدن محلی برای برگزاری نماز تراویح و عید فطر در غرب تهران شدند. این نمایندگان از او خواسته بودند که دستور لازم را در این مورد به استاندار و مسئولان ابلاغ کند، اما رئیس جمهوری این نامه را نیز بی‌پاسخ گذاشته بود. در همین حال مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان نیز در خطبه‌های نماز عید قربان از تشدید فشارها بر اهل سنت به شدت انتقاد کرد. او با اشاره به محدودیت‌هایی که در برگزاری نماز عید قربان برای اهل سنت وجود دارد، از اینکه اهل سنت در شهر‌های بزرگ همچون اصفهان و تهران اجازه برگزاری نماز عید قربان را ندارند، ابراز تاسف کرد. امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت که ما معمولا مشکلات خود را از تریبون عمومی اعلام نمی‌کنیم اما وقتی مورد بی‌مهری قرار می‌گیریم به ناچار زبان به گلایه می‌گشاییم.

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

همسایه ها را خبر کنید، تا آبرو داری کنند!

این ابلاغیه ایست که برای استقبال از احمدی نژاد در بندرعباس صادر شده و برای پالایشگاه این بندر فرستاده اند و از آنجا هم برای تمام واحدها فرستاده شده است. همه را فرستاده اند دنبال نیرو جمع کردن برای کسی که رهبر می گوید با 25 میلیون رای و بدون هیچ تقلب و کودتائی برنده انتخابات شده و کسی هم حق اعتراض ندارد. برای هزار نفر معطل مانده اند و ابلاغیه صادر می کنند، آنوقت ادعای 25 میلیونی دارند

(به ستون مرور اخبار کودتای 22 خرداد در ستون سمت چپ بالای صفحه مراجعه کنید)

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

حمله اتمی از خارج حمله احمدی نژاد از داخل

رویدادهای سیاسی 7 سال گذشته ایران، که کودتای 22 خرداد نیز بر تارک آن می‌درخشد، سرانجام به آن نقطه‌ای رسیده، که اکثریت بزرگی از فعالان سیاسی و مردم ایران در این سالها یا نمی‌توانستند و یا نمی‌خواستند آن را باور کنند. در واقع سنگ بنای آنچه امروز بعنوان خطر حمله اتمی به ایران مطرح است، با انتخابات سال 1384 و روی کار آوردن احمدی نژاد و تشکیل کابینه سپاهی گذاشته شد. او را برای تقلید از حرف‌ها و گویش‌های قذافی و تاثیر گذاری روی مردم عرب منطقه و تبدیل آنها به سنگر و خاکریز اول جمهوری اسلامی اتمی بر سر کار آوردند و چند سالی دراین کار موفق نیز بودند. اما این سنگر هم بدلیل چندین شماره بزرگ بودن لباس ریاست جمهوری بر ایران 70 میلیونی با سابقه دو انقلاب مشروطه و بهمن 57 برای فردی مانند احمدی نژاد و هم بدلیل قیام مردم کشورهای عرب علیه حکومت‌های استبدادی در یکسال گذشته، فرو ریخت. اگر نمی‌ترسیدند از پر شدن سبد افتخارات میرحسین موسوی بخاطر پیش بینی آنچه در مناطره‌ها و سخنرانی‌های انتخاباتی گفته بود و یک کودتای خونین نیز روی دستشان نبود، تا کنون احمدی نژاد را بدلیل فروریختن خاکریزی که به آن اشاره شد، بارها کنار گذاشته بودند. و اکنون، خطر حمله نظامی به ایران و پرهیز از آشفتگی بیشتر دستگاه حکومتی و دولتی در آستانه چنین فاجعه‌ای که او خود از بوجود آوردندگان آنست باعث شد تا آن چند نماینده مجلسی را که بر استیضاح احمدی نژاد تحت عنوان "سئوال از رئیس جمهور" پافشاری می‌کردند، ساکت و قانع کرده و فتیله را پائین بکشند. گرچه، این آتش بس نیز موقت خواهد بود، حتی اگر حمله نظامی به ایران آغاز شود. نه تنها آتش بس پایدار نخواهد بود، بلکه این حمله زمینه را برای تسویه حساب‌های حکومتی می‌تواند مساعدتر نیز بکند، چنان که از هم اکنون، احمدی نژاد که می‌داند چه موقعیت ضعیفی در حاکمیت دارد، با آگاهی از شرایط جنگی و ناتوانی علی خامنه‌ای و بیت رهبری برای کنار گذاشتن او، شمشیر را کم کم از جلد آن بیرون می‌کشد، پیش از آن که فرصت کنند علیه او سرنیزه را بر سر تفنگ‌ها بزنند. اشارات مستقیم او به قرار داشتن بیت رهبری در راس تیم اختلاس 3 میلیارد دلاری که رهبر فرمود کشش ندهید، مقدمه چنین خنجر بیرون کشیدن پیش از سر نیزه بر سر تفنگ‌ها زدن است. آنچه درباره علینقی جهرمی (که پس از انتقال از شیراز به تهران و قرار گرفتن در کنار احمد جنتی در شورای نگهبان شد "سید محمد") دراین شماره پیک نت می‌خوانید معنای دیگری جز این ندارد. جهرمی پیشکار اقتصادی احمد جنتی بود و حالا احمدی نژاد فاش ساخته که عضو ارشد بیت رهبری است، درعین حال که هم رئیس بانک صادرات بوده و هم رئیس اختلاس کنندگان!
پیک نت 17 آبان

۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

ویرانه ای که احمدی نژاد از خود باقی گذاشته و دست بردار هم نیست! دکتر رحیمی بروجردی

برای نشان دادن خساراتی که دولت نهم بر کشور وارد کرده،‌ کتابی را نوشته‏ام تحت عنوان: "کشورداری همین‏جوری"؛ ولی ناشران گفتند که ارشاد، مجوز چاپ آن‏را نخواهد داد و فعلاً‌ این کتاب معطل مانده است؛ اما به تازگی مقاله ‏ای کوتاه از یکی از دانشجویان عزیزتر از جانم بدستم رسید که دیدم، بسیاری از مطالب آن کتاب را خلاصه کرده و ضمن اضافه کردن مطالب جدیدی بر آن، سند جامعی از خیانت دولت نهم برای نسل امروز و آینده تهیه کرده که در ادامه،‌ با تغییرات اندکی در آن، به اطلاع می‏رسانم:
1- خسارت دولت نهم بر اقتصاد ایران، برابر 75 درصد خسارت‏های مادی 8 سال جنگ بوده . در جنگ 8 ساله؛ سالانه بطور متوسط 125 میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شد، اما عملکرد احمدی نژاد باعث شد سالانه 188 میلیارد دلار خسارت به کشور وارد شود.
2- آقای احمدی نژاد اما طی تنها چهارسال، 340 هزار میلیارد تومان از درآمدهای نفتی را بر باد داده است. (بانک مرکزی - وزارت نفت - روزنامه سرمایه 17/12/87 و 06/03/88) شایان ذکر است که در طول تاریخ 4000 ساله ایران، هیچ‏گاه چنین ثروتی برای این کشور بوجود نیامده بود!
3- براثر عملکرد آقای احمدی نژاد در کشور ثروتمند ایران بیش از 80 درصد مردم، زیر خط فقر زندگی می کنند؟ ارزش حقوق 700 هزار تومانی امروز مانند حقوق 200 هزار تومانی سال 84 است.
4- دولت احمدی نژاد، گاز را از کشور ترکمنستان 350 دلار در هر هزار متر مکعب می‏خرد و به ترکیه 200 دلار می‏فروشد؟ (روزنامه سرمایه 14/10/87 ) و 44 درصد درآمدهای نفت، گاز و پتروشیمی کشور پس از انقلاب، طی دوره 4 ساله احمدی نژاد بدست آمده است؟( وزارت نفت - بانک مرکزی - روزنامه سرمایه 17/02 و 06/03/88)
5- ساخت پالایشگاه‏های نفت در دولت نهم، سالانه 5/1 درصد پیشرفت داشته و با این حساب 67 سال طول می‏کشد تا ساخته شوند.(روزنامه سرمایه 14/02/88) مهندس میرحسین موسوی در زمان جنگ از محل صرفه جویی برنج یارانه‏ای، پالایشگاه آبادان را طی 98 روز به بهره‏برداری رساند. (سایت کلمه)
6- امارات و قطر از میدان‏های گازی مشترک، سالانه بیش از 12 هزار میلیارد تومان گاز بیشتر برداشت می‏کنند و عدم سرمایه‏گذاری ایران در دولت نهم منجر به این شده که همسایگان شمالی و جنوبی، منابع و ثروت مردم ایران را به یغما ببرند. اهمیت این موضوع کمتر از واگذاری خاک ایران به بیگانگان نیست.( وزارت نفت - روزنامه سرمایه 21/02 و 10/02/88)
7- لایحه چندهمسری را دولت آقای احمدی نژاد به مجلس برد تا بصورت قانون درآید.(سایت مجلس) طبق آمار بانک جهانی، فساد در دستگاه‏های دولتی ایران طی چهارسال دولت نهم، 65 رتبه اضافه شده و به 141 در بین 194 کشور دنیا رسیده است.( بانک جهانی و صندوق بین‏المللی پول - روزنامه سرمایه 06/02/88)
8- اعتبار گذرنامه ایرانی در بین 194 کشور جهان به رتبه 193 رسیده و فقط یک کشور وضع بدتری نسبت به ما دارد ( صندوق بین المللی پول - روزنامه سرمایه 06/02/88)
9- عملکرد آقای احمدی نژاد در بانک‏های کشور، آن‏ها را به پرتگاه ورشکستگی کشانده (دنیای اقتصاد 03/12/87 و روزنامه سرمایه 06/02/88)
10- عملکرد تنش زای سیاست خارجی احمدی نژاد باعث شده:‌
الف: کالاهای وارداتی 42 هزارمیلیارد تومان گران‏تر خریداری شوند؛‌
ب- تحریم‏های بین‏المللی امکان تکمیل طرح های نفت و گاز و پتروشیمی و سایر صنایع را غیرممکن می‏سازد؛‌
پ- باج‏های فراوانی در نفت و گاز و انرژی اتمی و حتی در زمینه حقوق ایران در دریای خزر به روسیه داده شود؛‌
ت- امکان انتخاب ایران برای عقد قرارداد با شرکت‏های معتبر و مهم نفت و گاز دنیا از دست برود و به جای آن شرکت‏های دست چندم چینی و روسی و حتی ویتنامی و اندونزیایی با تکنولوژی عقب افتاده جایگزین آنها شوند؛
ث- طرح‏ها و کارخانه‏های جدید ایجاد نشده و مسیر رشد و توسعه کشور بسته شوند و سرانجام، صدها فرصت ثروت و درآمد و میلیون‏ها شغل از دست بروند؟ (بانک مرکزی - بانک جهانی - روزنامه سرمایه 02/03/88)
11- سیاست خارجی احمدی نژاد با کشورهایی مثل جزایر قمر در ارتباط است که دولت آنها حتی پول بلیط هواپیما را ندارد و با خرج ایران به کشور ما می‏آیند؟ و احمدی نژاد در سفر به کنیا (کشور آفریقایی) پیشنهاد داده که ایران حاضر است نفت را با 30 درصد تخفیف بفروشد.(اکونومیست شماره‏های مربوط به اسفند 87)
12- بسیاری از کارخانه‏هایی را که احمدی نژاد در دو سال اول ریاست جمهوری افتتاح کرد، بین 63 تا 95 درصد آنها در زمان خاتمی ساخته شده بودند. ( روزنامه سرمایه 29/02/88 ) حتی تعدادی از پروژه‏ها و طرح‏ها و کارخانه‏ها در زمان خاتمی به بهره‏برداری رسیده و آن زمان افتتاح شده بودند، اما وزرای احمدی نژاد دوباره آنها را افتتاح کردند.( روزنامه سرمایه 29/02/88)
13- پروژه ماهواره ایرانی امید در دولت‏های قبلی شروع شده و عمده کار آن را دولت خاتمی انجام داده بود.
14- در دولت خاتمی راه آهن بافق - مشهد به طول 1000 کیلومتر سه ساله ساخته شد، اما در دولت احمدی نژاد سالانه کمتر از 50 کیلومتر راه آهن ساخته شده است. (اعتماد10/02/88)
15- دولت احمدی نژاد شروع حفاری و ساخت تونل البرز (در راه آهن اصفهان – شیراز) را با نشان دادن تونل دیگری، به عنوان اتمام و بهره‏برداری به ملت گزارش داد . ( اعتماد 10/02/88)‌
16- هزاران میلیارد تومان از درآمدهای نفتی به خزانه واریز نشده و مشخص نیست کجا خرج شده‏اند ( روزنامه سرمایه 01/02/88 و دیوان محاسبات)
17- برای صادرات میوه ایران، شرکت هواپیمایی عوارض سنگینی می‏گیرد، اما برای واردات میوه، عوارض پایین می‏بندد؛ که درنتیجه، ورود میوه‏های خارجی سبب ورشکستگی باغداران و کشاورزان ایرانی شده است. ( روزنامه سرمایه 14/02 و 29/01/88)
18- در دولت خاتمی، ایران به خودکفایی گندم رسید اما با سیاست‏های دولت احمدی نژاد، ایران در سال 1387 با 5 میلیون تن واردات، به یکی از بزرگترین واردکنندگان گندم جهان تبدیل شد.(روزنامه سرمایه 14/02 و 29/01/88)
19- ایران از نظر تورم و گرانی پنجمین کشور دنیاست. ( بانک جهانی - روزنامه سرمایه17/02/88)
20- در دولت احمدی نژاد علی‏رغم اینکه درآمدهای سالانه، 4برابر درآمد سالانه خاتمی بود، بودجه تحقیقات علمی 5/4 برابر کاهش یافت.
21- بر اساس گزارش رسمی دیوان محاسبات کشور،‌ در بودجه سال 1386، 54درصد تخلف توسط دولت احمدی نژاد صورت گرفته و رقم تخلفات در آن سال، به 66 هزار میلیارد تومان میرسد. (گزارش دیوان محاسبات مجلس - روزنامه سرمایه 24/01/88)
22- در دولت احمدی نژاد بیش از 2000 میلیارد تومان شکر وارد کشور شد و این مقدار شکر برای 10 سال مصرف ایران کفایت می‏کرد؛ که این امر سبب تعطیلی کارخانجات شکر و بیکاری صدها هزار نفر کشاورز چغندر کار و کارگران کارخانجات شد و دولت احمدی نژاد از پرداخت فقط 45 میلیارد تومان یارانه به چغندر کاران که ده‏هاهزار خانواده زحمتکش و فقیر را دربرمی‏گیرد، خودداری کرد. (روزنامه سرمایه 05/02/88)
23- رشد سرمایه گذاری صنعتی از 86 درصد مثبت در سال 1383 به 16 درصد منفی در سال 1387 رسید، یعنی 102 درصد کاهش یافته است. ( روزنامه سرمایه 17/02/88)
(این مقاله در سال 1388 نوشته شده است)
پیک نت 11 آبان

بازنشسته ها در بهشت زهرا نوبت بگیرند؟

سلام آقا- شما را قسم میدهم به قلب شکسته زینب و دست بریده ابوالفضل که درباره قطع حقوق بازنشستگان بنویسید. الان دو ماه است حقوق مرحوم شوهر من را نمی دهند. هر بار که می روم بانک می گویند به حساب ریخته نشده. من چه کنم؟ خیلی های دیگر هم حقوق بازنشستگی شان را نمی دهند. یکباره بگویند بروید بازنشستگان و آنها که باحقوق بخور و نمیر بازنشستگی تا حالا زنده بوده اند بروند بهشت زهرا نوبت بگیرند.

پیک نت- سرکار خانم. اولا که چرا آقا؟ و نه خانم؟ خانم ها هم در پیک نت کار می کنند. اگر قسم نمی دادید هم درد دل شما را مثل نامه ها و پیام های دیگری که از ایران می رسد منتشر می کردیم. ما به خواست شما لبیک گفتیم، اما فکر می کنید آنها که باید به درد شما برسند هم به شما و امثال شما لبیک می گویند؟

اینها که رئیسشان با رای مردم رئیس شد رفتارشان با مردم این است، وای به دوره بعد که رئیس جمهورش با رای مردم هم انتخاب نمی شود!

۱۳۹۰ آبان ۱۰, سه‌شنبه

:: رای مجلس بی لیاقت به اختلاس .وزیر اقتصاد توسط مجلس استیضاح شد ولی بر کنار نشد.

وزیر اقتصاد توسط مجلس استیضاح و لی بر کنار نشد. رای مجلس بی لیاقت به اختلاس امروز روز مرگ مجلس بی لیاقت بود خامنه ای نگران و هراسناک پشت پنجرۀ رادیو مجلس! بود ولی دستور عدم برکناری وزیر را پیشاپیش داده بود .چون از دروغ جمهور دلقک بی چاک و دهن میترسد. از پرونده های به سرقت رفته وزارت اطلاعات میترسد امروز سه شنبه دهم آبان ماه سال 1390 می توانست یکی از روزهای تاریخی در سرنوشت ایرانیان و در شمارش معکوس شروع شده برای رهایی از این کابوس سی و سه ساله باشد. زیرا استیضاح وزیر اقتصاد احمدی نژاد در ارتباط با پروندۀ دزدی 3000 میلیارد تومانی بود. و این موضوعی متفاوت با همۀ استیضاح ها و رأی دادن ها و ندادن های مرسوم بود. زیرا این استیضاح اولین اقدام مجلس هشتم است که در مخالفت با خواست آیت الله خامنه ای شکل گرفته با هر جان کندنی هم. آنچه که مسلم است این است که خامنه ای همۀ تمهیدات و تهدیدات لازم را انجام داده بود تا جلسۀ استیضاح وزیر اقتصاد؛ ناخواسته تبدیل به محاکمۀ غیر مستقیم او و مدیریت مخربش نشود. اما - و این اما مهم است - معدود نمایندگان هنوز دارای شخصیت انسانی هم کم له نشده و تحقیر ندیده اند بخاطر احمدی نژاد نوچۀ آقا در این سه سال گذشته. لذا خامنه ای قطعاً خیالی آسوده داشت از شورش احتمالی بردگان. لذا رادیوی بشدت تنظیم شده اش روی صدای صاف مجلس را با آشفتگی و هراسان گوش داد .- آیا اسمی هم به کنایه یا اشاره از او خواهد رفت. - احمدی نژاد آمد و لی با حمله به رهبری مسیر استیضاح را عوض نکرد. چه چیز قابل گفتنی خواهد داشت در مقابل این دزدی میلیاردها دلاری در زیر مجموعه ای که همه هم آگاه بوده اند به دزدی اتفاق افتاده و نه تنها جلو نگرفته اند که بدتر آن را تسهیل هم کرده اند. - احمدی نژاد به جلسۀ استیضاح آمد ولی نمایندگان را تا سر حد جنون عصبانی نکرد نماینده ای به سیم آخر نزد در بازگفتن بخش دیگری از ویرانی ها و جنایت ها و خیانت های بنام نامی ولایت فقیه! - امروز روز بس مهمی بود. اینکه احمدی نژاد بتواند تا آخر مأموریت اش در تابستان 92 مجدداً کمر راست کند و به مردی از "جنس پررو"ی پیش از این تبدیل شود. امروز روز مرگ مجلس بی لیاقت بود

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

ج. اسلامی را ابتدا باد می کنند و بعد سوزن زده و می ترکانند

بعد سوزن زده و می ترکانند

زود دویچه سایتونگ- گزینش و ترجمه رضا نافعی

(توماس ئه ریکسThomas E. Ricks، 56 ساله، خبرنگار روزنامه ” وال استریت ژورنال ” بود و کارشناس نظامی ” واشنگتن پست “. او که برنده جائزه ادبی ” پولیتزر” نیز هست، امروز هم به نوشتن اشتغال دارد. او مقاله ای نوشته که به ظاهرا در تائید افتادن باد در پرچم جمهوری اسلامی در افغانستان و بویژه درعراق است. اما، وقتی پوسته مقاله او را کنار زده و به مغز گردو می رسیم، واقعیت دیگری جلوه می کند. این که خطر اصلی جمهوری اسلامی است و تا تکلیف آن روشن نشود، نه در عراق و نه درافغانستان و نه در دیگر کشورهای منطقه ثباتی بدست نخواهد آمد. این که جمهوری اسلامی اهل مذاکره نیست و این که خروج امریکا از عراق و افغانستان به نفع جمهوری اسلامی است مگر تکلیف آن روشن شود! این نوع تفسیرها و بازیهای سیاسی پیش از حمله ارتش صدام حسین به ایران و در آستانه ورود نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به داخل خاک عراق و آغاز جنگ فرسایشی نیز منتشر می شد. با این مقدمه کوتاه، شاید خواندن مقاله منتشره در زود دویچه سایتونگ قابل درک تر باشد.)

معمولا وقتی جنگی به پایان می رسد یک برنده دارد و یک بازنده: یونانی ها به این صورت “ترویا” را ویران کردند. حال که به پایان لشگرکشی آمریکا به عراق نزدیک می شویم، می توانیم این پرسش را مطرح کنیم که برنده کیست وبازنده کیست و نتیجه این بُرد و باخت برای آینده این کشور چه خواهد بود؟

Leon Panetta ، وزیر دفاع آمریکا فکر می کند که عراقی ها بنوعی برنده شده اند: ” در آخر کار، ما با قربانی های فراوان یک دموکراسی نسبی ایجاد کردیم”….

آمریکا 4474 سرباز از دست داد( شمارش هنوز به پایان نرسیده است) ـ هزاران نفر بیش از این تعداد مجروح و معلول شده اند و مردم آمریکا چند بیلیون از دست دادند. اقتصاد ما ویران گشت ولی خود بهرۀ چندانی نصیبش نشد. خون برای نفت؟ آن هم فقط به این معنی که از هر هشت سرباز کشته شده در جنگ یکی قربانی دفاع از تانکر های حامل نفت بوده است. دیرزمانی طول خواهد کشید تا تولید نفت عراق به سطح قبل از جنگ برسد. اگر بهای نفت بدلیلی سقوط کند، اقتصاد عراق ویران خواهد شد.

صرفنظر از آنچه که وزیر جنگ آمریکا در بارۀ عراق بر زبان راند این کشور راه خود را خواهد رفت، یعنی دوفاکتو با ایران هم پیمان خواهد شد و میل ندارد به تحقق رؤیاهای ژئوپلتیک آمریکا کمک کند. البته آمریکا اندکی هم اسلحه به عراق خواهد فروخت. ولی آنچه در پایان لشگر کشی جورج بوش در سال 2003 به عراق برجای مانده یک حکومت نیمه پلیسی است که جای یک حکومت دیکتاتوری را گرفته است. و هنوز هم معلوم نیست که آیا آمریکا اجازه خواهد داشت پس از ماه دسامبر نیروئی در عراق نگاه دارد یا نه.

ولی آیا پس از آن که ارتش آمریکا 8 سال در آنجا پای بر زمین کوبید، عراق برنده است؟ قطعا نه. جامعه غیرنظامی عراق له شد. هشت سال جنگ داخلی 100 هزار کشته روی دست عراق گذاشت. آن کشور امروز وطن یک گروه کوچک ولی بسیار فعال القاعده است. آمریکا می رود بی آنکه میان کردها و اعراب عراق توازنی برقرار کرده باشد، این دیگ هنوز جوشان است.

آمریکا حتی مرزهای پایداری برای مناطق کرد نشین و دوست نیز بوجود نیاورد ـ با این نتیجه که امروز ایران ” کردستان را از راست زیر رگبار گرفته و هواپیماهای جنگی ترکیه از چپ آنرا بمباران می کنند. ترکیه عضو ناتو است ـ و مثل آنست که فردا آلمان، لهستان را بمباران کند.

سنی ها و شیعیان عراق بر خصومت خود پای می فشارند. رو یا روئی مذهبی بیش از حد است و آمریکا نمی تواند تغییری در آن بوجود آورد. آمریکا از همان ماههای گذشته مسئله را به خود عراقی ها واگذار کرد که خود بر سر و کول هم بکوبند.

فرقی هم نمی کند که از این پس 3 هزار یا 10 هزار سرباز آمریکائی در عراق بمانند، یا اصلا حتی یک نفر هم نماند، ــ مزیت آنها بر آن تعداد بسیار بیشتری که اینک آنجا را ترک می کنند چیست؟ از دست اینها چه برخواهد آمد که از دست آن تعداد بیشتر بر نیامد؟ حملات انتحاری و قتل های با نقشه مدت هاست که بخشی از زندگی روزمره درعراق است و این از سوء قصد های پرسر وصدا، که رسانه های جهانی منعکس می کنند، بمراتب بدتر است. نه . عراق واقعا پیروز نشده است.

پس برنده کیست؟ مثلا ایران. در حالی که آمریکا بزرگترین دشمنان ایران، صدام در عراق و طالبان در افغانستان را سرکوب می کرد، ایران تماشاگر صبور و آرام بود. و به این صورت بدون آنکه خود گامی را بردارد، مرزهایش در شرق و غرب امن تر شد. بنظر می رسد که ایران در سال 2003 حرکات آشتی جویانه ای به آمریکا نشان داد و برای ایجاد نوعی روابط بهتر کوشید. ولی دستگاه هیستریک بوش آن را با تندی رد کرد و ایرانی ها می دیدند که آمریکا چگونه روز بروز بیشتر در آن دو جنگ غرق می شود.

هرقدر این دوجنگ طولانی ترمی شد میل افکار عمومی آمریکا به یک جنگ دیگر کمتر میشد. از این رو نقشه هائی که تل آویو و واشنگتن برای وارد آوردن ضرباتی بر برنامه اتمی ایران طرح کرده بودند بسرعت از حرارت افتادند. وقتی کسی چون “دیک چی نی”، معاون بوش نتوانست آمریکائی ها را به این جنگ بکشاند، که می تواند این کار را بکند؟

ایرانی ها بتندی آموختند که عراق نیز چون لبنان منطقه ای مناسب برای جنگ به نیابت از سوی آنهاست. در اواخر دوران کار من، که گشت زدن در عراق بود، ما از خودروهای ضد مین استفاده می کردیم، که از هرسلاحی که آنروزها همه جا پخش بود به آن ضرباتی وارد آمده بود. باستثنای بمب های کنار خیابانی که ساخت ایران بود، معروف به EFPs . این ها از کنار جاده یا خیابان مس گداخته پرتاب می کردند و این تنها سلاحی بود که ما واقعا از آن وحشت داشتیم. در تمام خشونت هائی که پس از سال 2003 در عراق روی داد ایران هم نقش داشت.

وقتی که سرانجام صدام اعدام شد، ایران فقط یک دشمن را از دست نداد. بلکه یک هم پیمان هم پیدا کرد که همین عراق نوین است. پس از آن که آمریکا در انتخابات 2010 شکست خورد و نتوانست دولتی در عراق برپا کند، ایران برای یافتن یک راه حل کمک کرد ، که نخست وزیر فعلی عراق، مالکی و مقتدا صدر، نیز بخشی از آن هستند . مالکی وزیر دارائی و وزیر کشور هم هست ولی فکر نکنید که او دیکتاتوراست.

نخست وزیر که شیعه است، از روزهای خوشی یاد می کند که در زمان حکومت صدام در تهران می گذرانید. و صدر که پس از سال 2003 بعنوان طلبه در قم بسر می برد، همان کسی است که آمریکا نام او را درفهرست کسانی قرارداده بود که باید “دستگیر یا کشته ” شوند. این هر دو امروز متحدان نزدیک ایران هستند و عراق را به مواضع سیاسی ایران نزدیک می کنند. هیچ یک از این عوامل به ایجاد یک عراق باثبات کمک نمی کند، بلکه عکس آن درست است.

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

مرور کودتای 22 خرداد در ستون سمت چپ بالای صفحه پیاده شدگان جدید کشتی نظام خامنه ای

این عکس را محمدعلی ابطحی از سالگرد درگذشت آیت الله توسلی رئیس دفتر آیت الله خمینی گرفته است. آیت الله توسلی عضو مجمع مصلحت نظام بود که پس از آغاز موج توهین و حمله به اعضای خانواده آیت الله خمینی و بویژه حجت الاسلام حسن خمینی نوه آیت الله خمینی در جلسه مجمع مصلحت زبان به اعتراض گشود و از شدت عصبانیت همانجا سکته کرد و درگذشت. حمله به خانواده آیت الله خمینی، آتش تهیه برای انتخابات 22 خرداد بود. می خواستند سید حسن خمینی و دیگر اعضای خانواده آیت الله خمینی را از صحنه انتخابات و موضع گیری به سود خاتمی و یا موسوی عقب بزنند. این تلاش به نتیجه نرسید، گرچه آیت الله توسلی قربانی آن شد. آیت الله توسلی بعد از سید احمد خمینی، مطلع ترین فرد از رویدادهای بیت آیت الله خمینی بود. آنها که دراین عکس روی زمین نشسته اند را آقای خامنه ای از کشتی پیاده کرده است. البته عده ای را هم مانند آیت الله توسلی و سید احمد خمینی بدرقه ابدی کرده است

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

: خواهر ابراهيمی زندانی گمنام جنبش سبز: پدرم با ديدن وضع محمد بيمار شد و جان باخت


جرس: خواهر سید محمد ابراهیمی با اشاره به بستری شدن برادرش در آسایشگاه روانی امین آباد می گوید: پدرم او را در آسایشگاه با وضعیت بسیار بدی دیده بود که بعد از دو هفته پدرم از غصه فوت کرد. وقتی از دیدن برادرم آمده بود تا قبل از مرگش فقط گریه می کرد و می گفت بروید ببینید با محمد چه کرده اند؟ با او چه کردند که به این حال و روز افتاده؟ دکترها گفتند از غصه و فشار زیاد فوت کرده است. الان چهار ماه است که از فوت پدرم می گذرد و وضعیت مادرم هم خوب نیست. این فعال سیاسی دربند که به اتهام ارتباط و کمک به مادران عزادار بیش از یازده ماه را تحت شرایط بسیار دشوار در زندان گذرانده است، همچنان در وضعیت بلاتکلیف بسر می برد. در حالیکه این حامی مادران عزادار هفت ماه اول بازداشتش را در بدترین شرایط در سلول انفرادی گذرانده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، دو ماه پیش باردیگر جهت بازجویی به سلول انفرادی منتقل گردید. سید محمد ابراهیمی در ۲۲ آذر سال گذشته در محل کار خود بازداشت شد و از آنجا ماموران اطلاعات او را به منزلش بردند و بعد از بازرسی منزل بهمراه یکسری وسایل شخصی، او را با خود بردند. وی هفت ماه را در سلول‌ انفرادی و تحت شکنجه جسمی گذراند و از آنجا به آسایشگاه روانی امین آباد منتقل گردید. لازم بذکر است، مادران عزادار مادرانی هستند که طی سالهای گذشته وحوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ عزیزان خود رااز دست داده اند و یا هنوز فرزندانشان جزء مفقودین بوده یا درزندانها در حبس بسر می برند. آنها خواسته ای جز آزادی کلیه زندانیان عقیدتی و مجازات آمران وعاملان کشتار وشکنجه فرزندان شان، دردادگاههای علنی را ندارند. به همین مناسبت "جرس" با مهدیه ابراهیمی، خواهر سید محمد ابراهیمی در خصوص برگزاری دادگاه و آخرین وضعیت برادرش به گفتگو پرداخته که متن آن در پی می آید: خانم ابراهیمی لطفا در خصوص نتیجه دادگاه برادرتان صحبت بفرمایید؟ یکشنبه گذشته دادگاهش بود که دوباره بدون هیچ رای و حکمی به تاریخی دیگر موکول شد و وضعیت پرونده همانطور بلاتکلیف ماند. تاریخ بعدی تشکیل دادگاه چه زمانی است و این چندمین بار است که دادگاه وی بدون نتیجه به روزی دیگر موکول می گردد؟ سوم آبان ماه تاریخ برگزاری دادگاه بعدیش را اعلام کردند. این هفتمین، هشتمین دادگاهی است که برای او برگزار می شود اما بدون هیچ نتیجه ای دوباره به جلسه بعدی موکول می شود. نمی دانم چرا اینقدر می خواهند او را در بلاتکلیفی نگه دارند و ما را اذیت می کنند. الان چه مدت است که در زندان بلاتکلیف است و بعنوان یک زندانی به حقوق اولیه اش دسترسی دارد؟ الان یازده ماه است که در زندان است و همچنان در بلاتکلیفی به سر می برد. خیلی از این وضعیت ناراحت است. حتی تا چندین مدت اجازه نمی دادند برای برادرم لباس ببریم تا اینکه هفته پیش موفق شدم برایش لباس ببرم و به او تحویل بدهند. یک بار فرزند هشت ساله برادرم را بردم تا پدرش را ببیند اما آقای مظفر مسئول آنجا اجازه نداد و این پدر و پسر یازده ماه است که همدیگر را ندیده اند. در کدام بند است و آیا می توانید او را ملاقات کنید؟ بند ۳۵۰ زندان اوین است و دوشنبه ها به ملاقاتش می روم که ملاقات ها به شکل کابینی است. هرچه هم برای ملاقات حضوری درخواست دادم هیچ پاسخ مثبتی نمی دهند و می گویند تا پرونده به دادگاه نیاید ملاقات حضوری داده نمی شود. حتی مادرم اینقدر بی تاب برادرم است که چندبار این مسافت را آمد تا برادرم را حضوری ببرند اما قبول نکردند. شما ساکن شهرستان هستید؟ ما اراک زندگی می کنیم مادرم این همه مسافت را نمی تواند هر دوشنبه بیاید و من خودم هر دوشنبه فقط برای بیست دقیقه دیدن او از پشت کابین می آیم. هنوز هم نمی دانیم چه مدت باید در این وضعیت باشد. بالاخره به ما بگویند چند سال باید در زندان باشد؟ علت اینکه دو ماه پیش دوباره او را به انفرادی منتقل کردند چه هست؟ اصلا نمی دانیم. نحوه دستگیری ایشان به چه صورت بوده است؟ ماموران امنیتی به محل کارش مراجعه می کنند و او را با خود به منزلش می برند و آنجا را تفتیش می کنند و به همراه یکسری وسایل شخصی او را نیز با خود می برند. به چه اتهامی؟ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و رابطه و کمک به مادران عزادار که هفت ماه او را در انفرادی می گذارند و آنجا کتکش می زدند... گویا یکبار هم او را به آسایشگاه روانی منتقل می کنند علت آن را می دانید؟ بله، او را به آسایشگاه روانی امین آباد منتقل کردند. پدرم بعد از شنیدن این خبر به ملاقاتش رفت و او را در آسایشگاه با وضعیت بسیار بدی دیده بود که بعد از دو هفته پدرم از غصه فوت کرد. وقتی از دیدن برادرم آمده بود تا قبل از مرگش فقط گریه می کرد و می گفت بروید ببینید با محمد چه کرده اند؟ با او چه کردند که به این حال و روز افتاده؟ اینقدر روی اعصابشان فشار آمده بود که وقتی شب پدرم را به بیمارستان بردیم فردا صبحش فوت کرد و دکترها گفتند از غصه و فشار زیاد فوت کرده است. الان چهار ماه است که از فوت پدرم می گذرد و وضعیت مادرم هم خوب نیست. برادرتان توانست در مراسم خاکسپاری پدرتان شرکت کند؟ نخیر، هرچه هم تلاش و پیگیری کردیم که یک مرخصی یکروزه بدهند تا برادرم در مراسم تشییع پدرم شرکت کند اجازه ندادند و الان هم خانواده ما شرایط خوبی ندارد. مادرم بویژه بعد از فوت پدرم خیلی ناراحت است و برای وضعیت برادرم ناراحت است او وابستگی زیادی به محمد داشت و خیلی در تهران منزل برادرم می ماند و الان این شرایط را نمی تواند تحمل کند. تا چه مدت بعد از دستگیری برادرتان از وضعیتش بی اطلاع بودید؟ بعد از دستگیری برادرم ما تا هفت ماه هیچ اطلاعی از وضعیت او نداشتیم و بعد از هفت ماه ما فهمیدیم که چه بلایی سرش آوردند و خودش تعریف می کرد که در انفرادی بوده و کتکش می زدند. در زندان اینقدر به سرش زدند که الان حافظه اش ضعیف شده و نمی تواند تمرکز کند در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید؟ من فقط درخواستم این است که برادرم و ما را از این وضعیت بلاتکلیف در آورند. اگر حکمی می خواهند بدهند چرا اینقدر دادگاه تشکیل می شود و رای صادر نمی کنند ؟ چرا تاریخ برگزاری دادگاه بعد را دیر به دیر اعلام می کنند؟ به طوریکه دو ماه، دو ماه یک دادگاه برایش تشکیل می دهند و بعد از دادگاه هم دوباره در همان وضعیت بلاتکلیف است. با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

تصویر حسن شمشادی مامور امنیتی جمهوری اسلامی، تحت پوشش خبرنگار صدا و سیما در سوریه

به گزارش کلمه، تعدادی از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات در گقت و گو با کلمه تایید کرده اند که فردی بنام «حسن شمشادی» که این روزها به عنوان خبرنگار واحد مرکزی خبر در شهر

دمشق معرفی شده و حضور فعال دارد، وظیفه تهیه و ضبط اعترافات اجباری متهمان سیاسی را در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۱۳۸۸ برعهده داشته است. زندانیان از بند

رسته همچنین گفته اند: “شمشادی حتی در انجام بازجویی و وادار کردن زندانیان سیاسی به انجام اعترافات، در بند ۲۰۹ متعلق به وزارت اطلاعات و بند دو الف وابسته به سپاه پاسداران، با بازجویان

همکاری فعالی داشته و در دادگاه نمایشی متهمان حوادث عاشورای ۸۸ تهران نیز به عنوان همکار نیروهای امنیتی ایران حضور داشته است.” بر اساس این گزارش،حضور فعال مامور مذکور

دستگاه امنیتی – اطلاعاتی جمهوری اسلامی در سوریه، و تهیه گزارش های جهت دار از جنبش آزادی خواهانه مردم سوریه، فرضیه همکاری

با ۱۶۰ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست

چراغ سبز خامنه ای به حذف ریاست جمهوری از قانون اساسی


دو هفته پس از آنکه شورای نگهبان جمهوری اسلامی تغییر نظام سیاسی ایران از ریاستی به پارلمانی را خارج از عهده مجلس شورای اسلامی دانست، آیت الله خامنه ای طی سخنانی در کرمانشاه از

تعیین نخست وزیر به عنوان رئیس قوه مجریه استقبال کرد. رهبر جمهوری اسلامی در سخنان امروز خود در کرمانشاه با تمجید از نظام سیاسی فعلی در جمهوری اسلامی که نظامی ریاستی است و

رئیس‌جمهور با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می‌شود گفته است «اگر روزی در آینده احتمالا دور، احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ اشکالی در تغییر

ساز و کار فعلی وجود ندارد.» طرح تغییر رئیس جمهور به نخست وزیر برای نخستین بار در سی امین روز شهریور ماه گذشته توسط "حمیدرضا کاتوزیان"نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی

مطرح شد. این نماینده مجلس شورای اسلامی در گفتگو با رسانه ها گفته بود: «اخیرا نظریه‌ای بین صاحب نظران سیاسی مطرح شده است، مبنی بر اینکه کشور ما با توجه به اینکه از نعمت ولایت

فقیه و رهبر معظم انقلاب برخوردار است نیازی به وجود رییس جمهور در کشور نیست

۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران جنبش اعتراضی زخمی کهنه در عمق جامعه!



  بحران‌های پیاپی سیاسی و اجتماعی در جامعه و عیان شدن مفاسد رخنه کرده در حساس‌ترین مراجع و ارکان نظام، حتی خیال برگزاری انتخاباتی آزاد و با مشارکت حداکثری مردم و فعالان سیاسی کشور را با تردید مواجه کرده است. در شرایطی که هنوز آثار تازیانه بی‌انصافی بر پیکره بخش بزرگی از جامعه و نخبگان که منتقد بودند، نه به اصل نظام که از درون نظام و در جهت تعالی آن، باقی است. در شرایطی که برخی اعضای شورای نگهبان و دیگر نهادهای حکومتی علنا و بی‌پروا جهت گیری سیاسی خود را ابراز می‌کنند و حتی در گروه های انتخاباتی شرکت می کنند و فرزندان انقلاب و معتمدین مردم را از هم اکنون با رد صلاحیت‌های شخصی از نمایندگی ملت باز می‌دارند. در شرایطی که نهادهای نظامی و شبه نظامی برای کرسی های مجلس نقشه می کشند و وظایف نظارتی و اجرایی برای خود تعریف می کنند. در شرایطی که تمامی روزنه‌های مشارکت فعالانه سیاسی بر طیف گسترده‌ای از مردم و فعالان سیاسی بسته است و همچنان فضای امنیتی و رعب آور کشور را رها نکرده است، مسئله انتخابات و تشکیل مجلسی مستقل و مردمی خیالی خام است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، که پرچمدار "دانشجویان خط امام" شناخته می شود، بیانیه مشروحی بمناسبت آغاز سال تحصیلی منتشر کرده است. این بیانیه به یک گزارش درباره مجموعه شرایط داخلی و بین المللی جمهوری اسلامی شبیه است و ما از مجموع آن چند نکته ای را استخراج کرده ایم که می خوانید:

ابهامات جدی – درباره نتایج انتخابات 22 خرداد 1388-  تا سال‌ها در ذهن مردم همچنان مطرح خواهد بود و آتش زیر خاکستری در دامان نظام باقی خواهد گذارد که باید برای خاموش نمودن آن فکری جدی کرد. چرا که برخوردهای خشن و غیرمسئولانه با معترضان، تشکیک به نتیجۀ انتخابات را چنان تقویت کرد که در مواردی این برخوردها خود دلیلی بر عدم سلامت انتخابات محسوب می‌شد.
اما وقایع پس از انتخابات که اوج آن را در ماه های پس از خرداد ۸۸ شاهد بودیم، در طول دو سال گذشته کم و بیش تدوام داشته و سیاست زندانی کردن منتقدان و امنیتی کردن فضای کشور برای هراس افکنی در میان منتقدان تاکنون متوقف نشده است.
بحران حادث شده پس از انتخابات ریاست جمهوری که از نظر جامعه‌شناختی ابعاد متعددی داشت، به شهادت بسیاری از فرزندان نظام و ناظران آگاه و عادل با هزینه‌کرد آبرویی سنگین از نظام از سطح خیابان ها خارج شد. در حالی که نارضایتی ها باقی ماند و خونهایی نیز بیگناه بر زمین ریخته شد.
 فرجام بازداشت‌های فله‌ای و زندانی کردن فعالان سیاسی و منتقدان تا امروز چه بوده است؟ زنجیره حوادث تاسف بار این دو سال که با برخوردهای خیابانی و حمله به خوابگاه ها و محیط های دانشگاهی و مجتمع های مسکونی و بازداشتگاه کهریزک و توهین های مکرر به بیوت مراجع و بیت امام (ره) آغاز شده بود به حصر غیرقانونی و ناعادلانه نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات و همسرانشان منجر شد و روزنه های امید را برای باز شدن فضای جامعه و بازگشت آرامش و عقلانیت از بین برد.
ما بازداشت های مکرر فعالان سیاسی و دانشجویی و برخوردهای امنیتی با منتقدان را محکوم می‌نماید و خواستار آزادی زندانیان دربند، به‌ویژه اساتید و دانشجویان و پایان حبس ها و حصر ها و بازگشت جامعه به وضعیت عادی می‌باشد.
آیا داعیه داران اصولگرایی که در انتخابات بزرگ سال ۸۸ زیر علم «دولت کریمه» گرد آمده بودند از سوابق و اندیشه ها و خط مشی دولت و اطرافیان شخص رییس جمهور بی اطلاع بودند؟ آیا پرونده های اقتصادی و سوابق تحصیلی عناصر رایحه خوش خدمت بر آنان مکتوم بود؟ سوالی که امروز ملت شریف ایران از خود می پرسند این است که هزینه های هنگفتی که از سمت جریان اصولگرا به پای این دولت ریخته شد با کدام آینده نگری و با چه انگیزه ای انجام شد؟ امروز این پرسش در ضمیر روشن ایرانیان هر روز پررنگ تر می شود که به راستی هزینه کردن از سرمایه هایی همچون بسیج و سپاه پاسداران که این ملت با خون هزاران شهید و ایثارگر به بار آورده است؛ در پای جریانی که سبقه و گذشته آن بر همگان روشن بود با چه هدفی انجام گرفته است؟
در این سال‌ها که واژه «تولید» بیش از هر مفهوم و واژۀ دیگری در این مرز و بوم، از رابطه اقتصادی یک‌طرفه ما با چین صدمه دیده است و تا آن جا گرفتار آمده‌ایم که از پرچم ایران و چادر مشکی زنان ایرانی تا محصولات کشاورزی و کفش و لباس و صنعت را همه از چین وارد می‌کنیم، چه امیدی به استقلال می‌توان داشت؟

امروز که شاهد تحولات سریع اما ریشه‌دار منطقه در کشورهای عربی هستیم سیاست‌های شتاب‌زده، نابخردانه و نادرست در عرصه سیاست خارجی موجب شده تا چنان در جامعه بین المللی و کشورهای منطقه منزوی شویم که بهار عربی برای کشورمان به خزان سیاست خارجی ایران بدل گردد.  نقش محوری و میانجی‌گری که روزی در انحصار کشورمان بود امروز با کج‌اندیشی و بدفهمی اوضاع منطقه به دست کشورهایی چون ترکیه، قطر و کشورهای غربی افتاده است.
سیاست خارجی ایران که به تصریح قانون اساسی باید به حفظ تام و تمام منافع ملی و دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان بیانجامد با برخورد دوگانه در برابر کشورهای مختلف و دخالت‌های نسنجیده در کار کشورهای منطقه – از جمله در سوریه-  نه منافع ملی را آنگونه که باید تأمین کرده است و نه در جهت خواستِ مردمیِ مسلمانان گام برداشته و چهره دیپلماسی ایران را به چهره مذبذب و غیر اخلاقی که مشخص نیست ره به کجا می‌برد تبدیل کرده است.
در شرایطی که بحران‌های پیاپی سیاسی و اجتماعی در جامعه و عیان شدن مفاسد رخنه کرده در حساس‌ترین مراجع و ارکان نظام، حتی خیال برگزاری انتخاباتی آزاد و با مشارکت حداکثری مردم و فعالان سیاسی کشور را با تردید مواجه کرده است. در شرایطی که هنوز آثار تازیانه بی‌انصافی بر پیکره بخش بزرگی از جامعه و نخبگان که منتقد بودند، نه به اصل نظام که از درون نظام و در جهت تعالی آن، باقی است. در شرایطی که برخی اعضای شورای نگهبان و دیگر نهادهای حکومتی علنا و بی‌پروا جهت گیری سیاسی خود را ابراز می‌کنند و حتی در گروه های انتخاباتی شرکت می کنند و فرزندان انقلاب و معتمدین مردم را از هم اکنون با رد صلاحیت‌های شخصی از نمایندگی ملت باز می‌دارند. در شرایطی که نهادهای نظامی و شبه نظامی بر خلاف صریح فرموده امام خمینی (ره) برای کرسی های مجلس نقشه می کشند و وظایف نظارتی و اجرایی برای خود تعریف می کنند. در شرایطی که تمامی روزنه‌های مشارکت فعالانه سیاسی بر طیف گسترده‌ای از مردم و فعالان سیاسی بسته است و همچنان فضای امنیتی و رعب آور کشور را رها نکرده است، مسئله انتخابات و تشکیل مجلسی مستقل و مردمی خیالی خام است.
 پیک نت ـ 20 مهر 1390