دهه فجر، یعنی ده روز آخر حکومت شاه که در 22 بهمن به سرنگونی نظام سلطنتی در ایران انجامید، امسال برای حکومت تبدیل به دهه زجر شده است. بویژه از وحشت مراسم دهمین روز. یعنی از راهپیمائی 22 بهمن. تبلیغات درباره این دهه، امسال بسیار کمرنگ شده و عمدتا به اظهار نظر و برنامه های نظامی و سپاهی خلاصه شده است. در سیما سخنرانی می کنند و فیلم های مونتاژ شده ای را هم نشان میدهند و از تولیدات نظامی هم سخن می گویند، اما نه بیش از این. می خواستند نقطه مرکزی تبلیغات این دهه را روی جنبش انقلابی و قیام مردم درکشورهای عرب منطقه متمرکز کنند و آن را دستآوردی برای جمهوری اسلامی تبلیغ کنند؛ اما این امکان روز به روز محدود تر می شود. بویژه که رسانه های امریکا و اروپا نیز مانند جمهوری اسلامی سعی میکنند جنبش انقلابی مردم را نه جنبشی برای کار و نان و آزادی، بلکه جنبشی برای احکام اسلامی معرفی کنند. مدل این اسلام نیز همان است که بصورت کودتائی در جمهوری اسلامی برقرار است!
جنبش انقلابی منطقه، چنان عرصه را بر جمهوری اسلامی تنگ کرده و کودتاچی ها چنان از جرقه و حریقی دیگر در خیابان های تهران و شهرهای ایران وحشت دارند، که حتی ممکن است قید برپائی یک تظاهرات محدود و مهندسی شده با محوریت بسیج و لباس شخصی ها و انتقال مردم حاشیه شهرهای اطراف تهران را نیز بزنند. زیرا بیم دارند که یکباره از درون همین جمع هم جرقه ای زده شود و یا همین تظاهرات مهندسی شده نیز بهانه ای شود برای به خیابان آمدن مردم و از هم گسیختن شیرازه های حکومتی!
بسیار محتمل است که بیانیه میرحسین موسوی در تهران و پیشنهادی که مشاور ارشد وی "امیرارجمندی" برای روز 22 بهمن داده، با توجه به همین بحث ها و شرایط باشد. امیرارجمندی اکنون چند ماهی است که در خارج از کشور مستقر شده و عملا سخنگوی خارج از کشور جنبش سبز است.
پیشنهاد امیرارجمندی عنوان اول شماره امروز پیک نت شده است.
۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه
۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه
آقای خامنهای را سال 76 زیر بغل زدند و بردند!
دوشنبه/11/بهمن
آن طرح کودتائی که پس از سرکوب خونین مردم معترض به کودتای 22 خرداد، سردار مشفق درمشهد درباره آن برای بسیجیها سخنرانی کرد و سند شکایت رسمی چهره های سرشناس زندانی کودتای 22 خرداد، علیه کودتاگران شد، کارپایه ای بود که در اردیبهشت 76 در نشریات غیر رسمی وابسته به حزب پادگانی که در موسسه کیهان منتشر می شد، انتشار یافت، اما در آن زمان، آنگونه که ضرورت داشت به اهمیت افشاء و مقابله با آن پی برده نشد. اقای خامنهای را با همان طرحهای سال 1376 زیر بغل زدند و بردند به گرداب متعفن سرکوب خونین مردم و حاکمیت ارتجاع مذهبی و تبدیل سپاه پاسداران، به منفور ترین نیروی نظامی در کشور.
ادامه تصمیم ما برای مرور راه توده های گذشته، بر اساس زمان و تاریخ رویدادهای ایران، چند هفته ای با تاخیر روبرو شد که دلیل آن گرفتاری شخصی، توام با بیماری تهیه کننده این مرور و از طرف دیگر سفر تقریبا طولانی همکار راه توده برای تایپ آن بود. در این هفته، هر دو مشکل حل شد. یعنی هم همکار ما بهبود خود را بازیافت و هم مسئول تایپ این مطالب از سفر بازگشت. بنابراین، از این شماره مرور راه توده های گذشته را ادامه میدهیم.
آن طرح کودتائی که پس از سرکوب خونین مردم معترض به کودتای 22 خرداد، سردار مشفق درمشهد درباره آن برای بسیجیها سخنرانی کرد و سند شکایت رسمی چهره های سرشناس زندانی کودتای 22 خرداد، علیه کودتاگران شد، کارپایه ای بود که در اردیبهشت 76 در نشریات غیر رسمی وابسته به حزب پادگانی که در موسسه کیهان منتشر می شد، انتشار یافت، اما در آن زمان، آنگونه که ضرورت داشت به اهمیت افشاء و مقابله با آن پی برده نشد. اقای خامنهای را با همان طرحهای سال 1376 زیر بغل زدند و بردند به گرداب متعفن سرکوب خونین مردم و حاکمیت ارتجاع مذهبی و تبدیل سپاه پاسداران، به منفور ترین نیروی نظامی در کشور.
ادامه تصمیم ما برای مرور راه توده های گذشته، بر اساس زمان و تاریخ رویدادهای ایران، چند هفته ای با تاخیر روبرو شد که دلیل آن گرفتاری شخصی، توام با بیماری تهیه کننده این مرور و از طرف دیگر سفر تقریبا طولانی همکار راه توده برای تایپ آن بود. در این هفته، هر دو مشکل حل شد. یعنی هم همکار ما بهبود خود را بازیافت و هم مسئول تایپ این مطالب از سفر بازگشت. بنابراین، از این شماره مرور راه توده های گذشته را ادامه میدهیم.
۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه
علیه جنبش مردم عرب پاسکاری اسلامی ج. اسلامی، امریکا و اروپا
مقامات دولتی و رسانه های تصویری و صوتی اروپا و امریکا یکصدا زمزمه ای را در باره تحولات مصر و حتی تونس شروع کرده اند که هدف از آن جز حفظ حکومت های استبدادی نوکر صندوق بین المللی پول در این کشورها نیست. همه آنها، پیش و بیش از آنکه به ماهیت اقتصادی این جنبش بپردازند، به گوشزد کردن خطر اسلام گرائی در این کشورها مشغول شده اند و یک خط در میان نیز لولوی جمهوری اسلامی و تروریسم اسلامی را برجسته می کنند.
روی دیگر این بازی در جمهوری اسلامی جریان یافته است. یعنی رسانه های مطیع ستاد کودتای 22 خرداد نیز؛ در حالیکه پخش اخبار واقعی و تصاویر این جنبش ممنوع شده، برای گمراه کردن مردم مشابه همان ادعاها و زمزمه های رسانه های امریکائی و اروپائی را شروع کرده و مدعی می شوند که فریاد مردم در مصر و تونس و اردن و مراکش و الجزایر برای اسلام خواهی است. درحالیکه در تمام این کشورها، آنچه که سوخت این حریق رو به گسترش است، واکنش مردم در برابر حاصل برنامه حذف یارانه ها و گرانی و بیکاری است که دولت های استبدادی حاکم نیز حافظ و مجری آن هستند. یعنی همان ماهیتی که دولت کودتائی در جمهوری اسلامی دارد.
حاصل آنچه که جمهوری اسلامی می کند و می گوید، تقویت کننده همان هدفی است که اروپا و امریکا دارند و نتیجه آن مقابله با خیزش مردم عرب علیه دولت های مستبد و مجری صندوق بین المللی پول!
روی دیگر این بازی در جمهوری اسلامی جریان یافته است. یعنی رسانه های مطیع ستاد کودتای 22 خرداد نیز؛ در حالیکه پخش اخبار واقعی و تصاویر این جنبش ممنوع شده، برای گمراه کردن مردم مشابه همان ادعاها و زمزمه های رسانه های امریکائی و اروپائی را شروع کرده و مدعی می شوند که فریاد مردم در مصر و تونس و اردن و مراکش و الجزایر برای اسلام خواهی است. درحالیکه در تمام این کشورها، آنچه که سوخت این حریق رو به گسترش است، واکنش مردم در برابر حاصل برنامه حذف یارانه ها و گرانی و بیکاری است که دولت های استبدادی حاکم نیز حافظ و مجری آن هستند. یعنی همان ماهیتی که دولت کودتائی در جمهوری اسلامی دارد.
حاصل آنچه که جمهوری اسلامی می کند و می گوید، تقویت کننده همان هدفی است که اروپا و امریکا دارند و نتیجه آن مقابله با خیزش مردم عرب علیه دولت های مستبد و مجری صندوق بین المللی پول!
۱۳۸۹ بهمن ۶, چهارشنبه
فرمانده سپاه زیر گوش احمدی نژاد نزده! انتشار ماهنامه "خبر سپاه" برای پخش اخبار تحریف شده
بخش سیاسی سپاه پاسداران، با هدف هدایت خبری و فکری بدنه سپاه و جلوگیری از تکرار شرکت این بدنه در انتخابات و رای به افرادی غیر از آنهائی که فرماندهان و نمایندگان رهبر تعیین می کنند، از این پس یک ماهنامه خبر با عنوان "سپاه خبر" منتشر می کند. در واقع "سپاه سانسور خبر" منتشر می کند. مغزشوئی بدنه سپاه و تلاش برای بازداشتن بدنه سپاه از مراجعه به سایت های خبری و پیگیری اخبار و تحولات کشور مرکزی ترین هدف انتشار این ماهنامه است.
اولین شماره "سپاه خبر" مزین است به عکس و مصاحبه فرمانده کل سپاه پاسداران "عزیز جعفری". در همین شماره "خبرسپاه" خواندنی ترین عنوان و مطلب تکذیب درگیری فرمانده سپاه و احمدی نژاد در جلسه شورای امنیت ملی است. پیشتر فاش شده بود که درجریان این درگیری که مبنای آن اعتراض احمدی نژاد به توقیف یکی از نشریات وابسته به دولت بوده، فرمانده سپاه با احمدی نژاد یقه به یقه شده و پس از گفتن این جمله که مملکت را بهم ریخته ای و حالا طلبکار هم هستی، زیر گوش او زده است.
سایت سپاه نیوز، که خبر انتشار ماهنامه "خبرسپاه" را منتشر کرده، بخشی از سرمقاله شماره جدید این ماهنامه را که فارسی آن نیازمند ترجمه به فارسی است، نوشته است:
«لزوم اطلاع یابی و انعکاس مطلوب فراگیر، ایجاب می کند که مدیریت اخبار و رسانه ها و بکارگیری شیوه های نوین و مدیریت شده انعکاس اخبار به عمل آید؛ هر چند در این رهگذر اقدامات شایان توجهی – که موجب رضایتمندی فرماندهی محترم کل سپاه و نماینده محترم ولی فقیه در سپاه را فراهم آورده است- صورت پذیرفته است…»
صاحب امتیاز " سپاه خبر" نمایندگی ولی فقیه در سپاه است و تیتر اول این شماره به سخنان سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه اختصاص یافته که وی در این گفتگو اعلام کرده "در برابر تمام تهدیدها آماده ایم."
تکذیب درگیری فرمانده سپاه و رئیس جمهور، شاه بیت شماره اول ماهنامه "خبرسپاه" است!
اولین شماره "سپاه خبر" مزین است به عکس و مصاحبه فرمانده کل سپاه پاسداران "عزیز جعفری". در همین شماره "خبرسپاه" خواندنی ترین عنوان و مطلب تکذیب درگیری فرمانده سپاه و احمدی نژاد در جلسه شورای امنیت ملی است. پیشتر فاش شده بود که درجریان این درگیری که مبنای آن اعتراض احمدی نژاد به توقیف یکی از نشریات وابسته به دولت بوده، فرمانده سپاه با احمدی نژاد یقه به یقه شده و پس از گفتن این جمله که مملکت را بهم ریخته ای و حالا طلبکار هم هستی، زیر گوش او زده است.
سایت سپاه نیوز، که خبر انتشار ماهنامه "خبرسپاه" را منتشر کرده، بخشی از سرمقاله شماره جدید این ماهنامه را که فارسی آن نیازمند ترجمه به فارسی است، نوشته است:
«لزوم اطلاع یابی و انعکاس مطلوب فراگیر، ایجاب می کند که مدیریت اخبار و رسانه ها و بکارگیری شیوه های نوین و مدیریت شده انعکاس اخبار به عمل آید؛ هر چند در این رهگذر اقدامات شایان توجهی – که موجب رضایتمندی فرماندهی محترم کل سپاه و نماینده محترم ولی فقیه در سپاه را فراهم آورده است- صورت پذیرفته است…»
صاحب امتیاز " سپاه خبر" نمایندگی ولی فقیه در سپاه است و تیتر اول این شماره به سخنان سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه اختصاص یافته که وی در این گفتگو اعلام کرده "در برابر تمام تهدیدها آماده ایم."
تکذیب درگیری فرمانده سپاه و رئیس جمهور، شاه بیت شماره اول ماهنامه "خبرسپاه" است!
۱۳۸۹ بهمن ۵, سهشنبه
مردم خاورمیانه بیخود علیه حذف یارانه ها انقلاب کرده اند فرمانده نیروی انتظامی مذاکرات اتمی ترکیه را شنود کرد!
احمدي نژاد: امروز همهي ملتها ايران را متعلق به خود ميدانند و پيشرفت ملت ايران موجب دلگرمي آنهاست./ایسنا
احمد خاتمي، عضو مجلس خبرگان: قانون هدفمندي يارانهها توسط مردم و براي رفاه حال آنها به اجرا در آمد و استقبال ملي را نيز به همراه داشت./فارس
صطفي محمدنجار، وزير كشور: در حال حاضر ایران قدرت نخست منطقه است و بدون حضور ايران هيچ تصميمي در منطقه گرفته نميشود./فارس
آيت الله نوري همداني: مردم سال گذشته كه سال پالايش كشور بود فتنهگران را از صحنه حذف كردند./فارس
اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي: در مذاکرات استامبول، غربي ها به دنبال باج خواهي از ايران بودند./ایسنا
=================================================
هشدار صدراعظم آلمان
تحریم های بیشتر علیه ایران در راه است
بدنبال شکست مذاکرات اتمی در ترکیه، صدراعظم آلمان "مرکل" به ایران نسبت به تحریمهای بیشتری هشدار داد. مرکل در دیدار با دیپلماتهای آلمانی گفت: «مسئله رفع شبهاتی که در مورد برنامه اتمی ایران وجود دارد برعهده ایران است و تهران باید کاری کند که گفتگوها در جهتی مثبت سوق داده شود.
در پی مذاکرات بدون نتیجه گروه ۱+۵ با ایران در استانبول، انگلستان و فرانسه، جمهوری اسلامی را مسئول شکست این گفتگوها اعلام کردهاند
احمد خاتمي، عضو مجلس خبرگان: قانون هدفمندي يارانهها توسط مردم و براي رفاه حال آنها به اجرا در آمد و استقبال ملي را نيز به همراه داشت./فارس
صطفي محمدنجار، وزير كشور: در حال حاضر ایران قدرت نخست منطقه است و بدون حضور ايران هيچ تصميمي در منطقه گرفته نميشود./فارس
آيت الله نوري همداني: مردم سال گذشته كه سال پالايش كشور بود فتنهگران را از صحنه حذف كردند./فارس
اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي: در مذاکرات استامبول، غربي ها به دنبال باج خواهي از ايران بودند./ایسنا
=================================================
هشدار صدراعظم آلمان
تحریم های بیشتر علیه ایران در راه است
بدنبال شکست مذاکرات اتمی در ترکیه، صدراعظم آلمان "مرکل" به ایران نسبت به تحریمهای بیشتری هشدار داد. مرکل در دیدار با دیپلماتهای آلمانی گفت: «مسئله رفع شبهاتی که در مورد برنامه اتمی ایران وجود دارد برعهده ایران است و تهران باید کاری کند که گفتگوها در جهتی مثبت سوق داده شود.
در پی مذاکرات بدون نتیجه گروه ۱+۵ با ایران در استانبول، انگلستان و فرانسه، جمهوری اسلامی را مسئول شکست این گفتگوها اعلام کردهاند
۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه
آیتالله دستغیب: هیچکس در آخرت به داد ظالمان نخواهد رسید / آنها ظلم میکنند تا حکومتشان دوام یابد
ظالم گمان می کند که اگر ظلم نکند، حکومتی نخواهد داشت
جمعه, ۱ بهمن, ۱۳۸۹
چکیده :شخص ظالم، ظلم را وسیلهای برای دوام حکومت و ریاست خود میبیند و به همین جهت از آن دست برنمی دارد. گمان میکند اگر ظلم نکند حکومتی نخواهد داشت و اگر حکومت نداشته باشد مفلوک و بدبخت خواهد بود. این نیز بخاطر تاریکی قلب است. بخاطر آن است که قلبش از ابتدا به دنیا متمایل شد؛ یعنی فکر کرد پول و ریاست است که او را خوشبخت میکند و نشاطش میدهد. نخواست بفهمد که ذکر و یاد خدا انسان را نشیط میکند، نه هواداران و چاکران بسیار و نه ثروت...
آیت الله سید علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز، در سخنرانی هفتگی خود در مسجد قبا برگزار شد، با اشاره به تفسیر آیات هجدهم و نوزدهم سوره غافر، گفت: وقتی شخص ظالمی دیگران را مورد ظلم و ستم قرار میدهد، ترس و وحشتی از او در دل آنها میافتد که تا نامش را بر زبان میآورند یا صدایش را میشنوند، از شدت ترس به خود میلرزند، گاه براثر تهدیدهای او نفسهایشان در سینه حبس میشود و جانشان به گلو میرسد. عین همین در قیامت برای همان ظالم به وجود میآید.
به گزارش کلمه، ایشان در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به خصوصیات شخص ظالم و علت پافشاری او بر ظلم کردن، تاکید کرد: او ظلم را وسیلهای برای دوام حکومت و ریاست خود میبیند و به همین جهت از آن دست برنمی دارد. گمان میکند اگر ظلم نکند حکومتی نخواهد داشت و اگر حکومت نداشته باشد مفلوک و بدبخت خواهد بود. این نیز بخاطر تاریکی قلب است. بخاطر آن است که قلبش از ابتدا به دنیا متمایل شد؛ یعنی فکر کرد پول و ریاست است که او را خوشبخت میکند و نشاطش میدهد. نخواست بفهمد که ذکر و یاد خدا انسان را نشیط میکند، نه هواداران و چاکران بسیار و نه ثروت هنگفت.
متن کامل سخنرانی این مرجع تقلید در یازدهمین جلسهی تفسیر سورهی غافر، که در وبسایت حدیث سرو منعکس شده، به شرح زیر است:
وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ اْلآزِفَةِ إذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمینَ ما لِلظّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ«۱۸»یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ«۱۹»
و آنها را از روز نزدیک (قیامت) بترسان آنگاه که جانها به گلو میرسد و اندوه خود را فرو میخوردند. برای ستمکاران نه دوستی وجود دارد و نه شفیعی که شفاعتیش پذیرفته شود.خدا خیانت چشمها و آنچه را در سینهها نهان داشتهاند میداند.
وَ أَنْذِرْهُمْ؛ همچنانکه قبلاً اشاره شد «انذار» به معنای ترساندن و توجه دادن مردم به قیامت است.
یَوْمَ اْلآزِفَةِ؛ «ازفه» یعنی نزدیک. در آیات مختلف قرآن از نزدیکی قیامت سخن گفته شده؛ «اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ: قیامت نزدیک شد و ماه شکافت». (قمر/۱) «ساعة» هم به معنای قیامت کبری است و هم به معنای قیامت صغری؛ یعنی عالم برزخ؛ «مَنْ ماتَ فَقَد قامَت قیامَتُهُ: هر کس بمیرد قیامتش برپا میشود».
یکی از مأموریتهای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و همه انبیای الهی و دعوتکنندگان به حق، توجه دادن مردم به روز بزرگ قیامت است. روزی که جانها از هول و هراس و وحشت به گلو میرسد. چنان ترسی بر انسان مستولی میشود که نفسش به شماره میافتد و احساس میکند قلبش به حلقش رسیده؛ إذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمینَ.
ما لِلظّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ؛ «حمیم» لغتاً به معنای آب داغ است؛ «فَنُزُلٌ مِنْ حَمیمٍ: (اهلجهنم) با آبی سوزان پذیرایی میگردند». (واقعه/۹۳) حمّام نیز بخاطر وجود آب داغ در آن، حمّام نامیده میشود. غیر از این، به دوستان خوب و رفیقان دلسوز که محبتی گرم نسبت به هم دارند نیز حمیم میگویند و همین معنا در اینجا مراد است؛ یعنی ستمکاران در قیامت هیچ یار مهربانی ندارند.
وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ؛ «شفیع» به معنای جفت است؛ یعنی کسی که همراه و همقدم انسان است و در سختیها کمکش میکند. ائمه اطهارعلیهم السلام را بدان جهت شفیع میگویند که همراه انسانند و او را دستگیر و یاری میکنند. ستمگران با وجود فریادهای استغاثهای که میزنند و به دنبال یار و یاوری میگردند، هیچ شفیع با نفوذی پیدا نمیکنند که همراهشان شود و شفاعتشان کند.
عکس العمل ظلم
وقتی شخص ظالمی دیگران را مورد ظلم و ستم قرار میدهد، ترس و وحشتی از او در دل آنها میافتد که تا نامش را بر زبان میآورند یا صدایش را میشنوند، از شدت ترس به خود میلرزند گاه براثر تهدیدهای او نفسهایشان در سینه حبس میشود و جانشان به گلو میرسد. عین همین در قیامت برای همان ظالم به وجود میآید با این تفاوت که وحشت مظلوم در دنیا سرانجام و پایانی داشته اما وحشت و هراس ظالم را در آخرت هیچ پایانی نیست.
همچنین برای ستمکاران، حمیم (دوست مهربانی) نیست. چرا که دوستی از محبت قلب است و محبت از ناحیه پروردگار ایجاد میشود و خداوند هرگز هیچ ظالمی را محبوب نمیسازد.بطور کلی محبت و دوستی بر سه نوع است؛ نوع اول، محبتی که از روی غریزه و حس عاطفی است؛ مانند محبت پدر و مادر نسبت به فرزند و بالعکس. این نوع محبت، موهبت پروردگار و نشانهای از رحمت او است.
نوع دوم، محبتی که منشأ آن صفات خوب و اخلاق پسندیده است؛ به عنوان مثال صفاتی چون صدق، ایثار، اخلاص، وفای به عهد، امانتداری و غیره، که منشأ آن فطرت است و اگر حتی یکی از آنها در نزد کسی باشد دیگران، مخصوصاً افراد مؤمن و پاک، او را بخاطر آن صفت دوست میدارند.
نوع سوم دوستی، نه بر حسب غریزه و فطرت بلکه به مقتضای منفعت است؛ یعنی برخی مردم بخاطر مال و منصب و شهرت برخی دیگر، مجذوب آنها میشوند و اظهار ارادت و محبت میکنند یا آنکه شخص ظالمی را بخاطر مصون ماندن از آزار و اذیت او توقیر و تکریم میکنند. مسلماً این نوع دوستی نمیتواند ریشهدار و محکم باشد و اصولاً محبت نامیده نمیشود.
بنابراین میان ظالم و مظلوم هرگز دوستی و محبتی برقرار نمیشود، حتی کسانی هم که از ظالم تبعیت میکنند و اطراف اویند، یا بخاطر ترس است یا طمع لذا شخص ظالم هیچگاه دوست واقعی و یار شفیقی ندارد نه در دنیا و نه در آخرت.
در عالم برزخ و قیامت نیز هیچکس شافع ظالم نخواهد شد چرا که اولاً باید عملی داشته باشد تا شفیعی را جذب خود کند، در حالی که ندارد. ثانیاً باید به نحوی با کسی که صاحب منصب و دارای قدرت شفاعت است ارتباط داشته باشد و او در دنیا همه راههای ارتباط خود با مقربین درگاه پروردگار را قطع کرد و به سبب ظلم و ستم و تجاوز، افراد مؤمن را از خود راند.
انسان ستمگر در دنیا راه خود را از اولیای خدا جدا کرده و قطعاً در آخرت آنها با او همراه نخواهند شد. هر چه مظلومان در دنیا فریاد استغاثه بر میآوردند و کسی را به یاری میطلبیدند، او نه خود یاریشان میکرد، نه اجازه میداد کسی به یاریشان بشتابد و نه شفاعت کسی را درباره آنها میپذیرفت. به همین جهت هر چه در آخرت فریاد کند و استغاثه بخواهد هیچکس به یاریش نمیشتابد و هیچ شفاعتی دربارهاش پذیرفته نمیشود.
تأثیر مهمی که شخص ظالم در دنیا از ظلم خود میبیند این است که هر گاه به وجدان و فطرت خویش باز میگردد بر اثر زشتی اعمالش، معذّب و ناراحت میشود به حدی که گاه عیشش بر هم میخورد و شادیش زائل میشود. به همین جهت همواره خود را به خوشگذرانی و لغویات مشغول میدارد و اگر کسی بخواهد او را نصیحتی کند و اندرزی دهد، بر او خشم میگیرد و غضبناک میشود و حتی اگر بتواند صدایش را در گلو خفه میکند.
اما چرا انسان ظالم با آنکه میفهمد هر روز سقوط و نزولش بیشتر میشود، حاضر نیست دست از ظلم بردارد و رفتار خویش را اصلاح کند؟
علت این اصرار دو چیز است: اول آنکه بطور کلی تبعیت از هوای نفس، بر گردن انسان غل میاندازد و او را در منجلاب گناه حبس میکند و هر روز پایین و پایینترش میکشد به نحوی که دیگر راه فراری برای شخص گنهکار باقی نمیماند. البته نه بدان معنا که مجبور به انجام گناهان بیشتر گردد یا درِ رحمت پروردگار به رویش بسته شود بلکه او خود از رحمت خداوند ناامید میشود و گمان میکند دیگر راه بازگشتی ندارد لذا میگوید: آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب. این قاعده کلی در مورد همه گناهان صادق است، چه ظلم، چه شهوترانی، چه حرامخواری، چه خیانت و…
علت دیگر اصرار بر ظلم، تسلّی ظالم بر خویش است. او ظلم را وسیلهای برای دوام حکومت و ریاست خود میبیند و به همین جهت از آن دست برنمی دارد. گمان میکند اگر ظلم نکند حکومتی نخواهد داشت و اگر حکومت نداشته باشد مفلوک و بدبخت خواهد بود. این نیز بخاطر تاریکی قلب است. بخاطر آن است که قلبش از ابتدا به دنیا متمایل شد؛ یعنی فکر کرد پول و ریاست است که او را خوشبخت میکند و نشاطش میدهد. نخواست بفهمد که ذکر و یاد خدا انسان را نشیط میکند، نه هواداران و چاکران بسیار و نه ثروت هنگفت.
در داستان مبارزه موسیعلیه السلام و ساحران میبینیم که با وجود وعدههای وسوسهانگیز فرعون، بخاطر وجود کورسوی نور صدق در فطرت ساحران، پس از آنکه حق را در نزد موسی یافتند، ناگهان همه بندها را پاره کردند و به موسی ایمان آوردند. بلافاصله بعد از این انقلاب درونی چنان نشاط و وارستگی در خود احساس کردند که با وجود تهدیدات سخت فرعون مبنی بر قطع دست و پا و آویختن به دار، دست از ایمان خود برنداشتند و مرگ سخت در راه خدا را بر تقرب به فرعون ترجیح داند. این بخاطر آن است که شخص مؤمن فرح و شادی نعمتهای معنوی را احساس میکند و حقانیت خود را ملتفت میشود لذا از حقی که میفهمد دست برنمیدارد.
در مقابل کسی که حق را نمیپذیرد و با او به دشمنی برمی خیزد، تا آخر عمر بر همین روال باقی میماند و حتی پس از مرگ، در عالم برزخ و قیامت نیز همین وضع را دارد لذا در روایت است که چون پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از کنار جهنم میگذرند، دشمنان ایشان همچون ابولهب، نسیم خنکی احساس میکنند. میپرسند این نسیم از چیست؟ پاسخ میشنوند: از وجود مقدس رسول خداست که اکنون از کنار جهنم عبور فرمود. آنها فریاد برمی آورند که در جهنم را ببندید تا نسیم پیامبرصلی الله علیه وآله را هم نشنویم.
یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ؛ نگاههای مردم، شاید در ظاهر همه شبیه به هم و یکسان باشند اما در واقع هر کدام آنها از روی منظور خاصی هستند و معنای متفاوتی دارند؛ یک نگاه، نگاه شهوت است. یک نگاه، نگاه محبت، یک نگاه، نگاه غضب و خشم و… این تفاوت را جز افراد زیرک متوجه نمیشوند. اما گاه شخص بیننده، در نگاه خود نیز فریبکاری میکند و مقصود واقعی خود را از نظر میپوشاند لکن خدای تعالی آن مقصود و منظورها را نیز میداند و از نیّات قلبی افراد آگاه است. این علم و آگاهی نه تنها به نگاه بلکه به همه افعال و نیّات انسانها تسرّی دارد و هیچ فعل و نیّتی از او مخفی نیست.
جمعه, ۱ بهمن, ۱۳۸۹
چکیده :شخص ظالم، ظلم را وسیلهای برای دوام حکومت و ریاست خود میبیند و به همین جهت از آن دست برنمی دارد. گمان میکند اگر ظلم نکند حکومتی نخواهد داشت و اگر حکومت نداشته باشد مفلوک و بدبخت خواهد بود. این نیز بخاطر تاریکی قلب است. بخاطر آن است که قلبش از ابتدا به دنیا متمایل شد؛ یعنی فکر کرد پول و ریاست است که او را خوشبخت میکند و نشاطش میدهد. نخواست بفهمد که ذکر و یاد خدا انسان را نشیط میکند، نه هواداران و چاکران بسیار و نه ثروت...
آیت الله سید علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز، در سخنرانی هفتگی خود در مسجد قبا برگزار شد، با اشاره به تفسیر آیات هجدهم و نوزدهم سوره غافر، گفت: وقتی شخص ظالمی دیگران را مورد ظلم و ستم قرار میدهد، ترس و وحشتی از او در دل آنها میافتد که تا نامش را بر زبان میآورند یا صدایش را میشنوند، از شدت ترس به خود میلرزند، گاه براثر تهدیدهای او نفسهایشان در سینه حبس میشود و جانشان به گلو میرسد. عین همین در قیامت برای همان ظالم به وجود میآید.
به گزارش کلمه، ایشان در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به خصوصیات شخص ظالم و علت پافشاری او بر ظلم کردن، تاکید کرد: او ظلم را وسیلهای برای دوام حکومت و ریاست خود میبیند و به همین جهت از آن دست برنمی دارد. گمان میکند اگر ظلم نکند حکومتی نخواهد داشت و اگر حکومت نداشته باشد مفلوک و بدبخت خواهد بود. این نیز بخاطر تاریکی قلب است. بخاطر آن است که قلبش از ابتدا به دنیا متمایل شد؛ یعنی فکر کرد پول و ریاست است که او را خوشبخت میکند و نشاطش میدهد. نخواست بفهمد که ذکر و یاد خدا انسان را نشیط میکند، نه هواداران و چاکران بسیار و نه ثروت هنگفت.
متن کامل سخنرانی این مرجع تقلید در یازدهمین جلسهی تفسیر سورهی غافر، که در وبسایت حدیث سرو منعکس شده، به شرح زیر است:
وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ اْلآزِفَةِ إذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمینَ ما لِلظّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ«۱۸»یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ«۱۹»
و آنها را از روز نزدیک (قیامت) بترسان آنگاه که جانها به گلو میرسد و اندوه خود را فرو میخوردند. برای ستمکاران نه دوستی وجود دارد و نه شفیعی که شفاعتیش پذیرفته شود.خدا خیانت چشمها و آنچه را در سینهها نهان داشتهاند میداند.
وَ أَنْذِرْهُمْ؛ همچنانکه قبلاً اشاره شد «انذار» به معنای ترساندن و توجه دادن مردم به قیامت است.
یَوْمَ اْلآزِفَةِ؛ «ازفه» یعنی نزدیک. در آیات مختلف قرآن از نزدیکی قیامت سخن گفته شده؛ «اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ: قیامت نزدیک شد و ماه شکافت». (قمر/۱) «ساعة» هم به معنای قیامت کبری است و هم به معنای قیامت صغری؛ یعنی عالم برزخ؛ «مَنْ ماتَ فَقَد قامَت قیامَتُهُ: هر کس بمیرد قیامتش برپا میشود».
یکی از مأموریتهای پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و همه انبیای الهی و دعوتکنندگان به حق، توجه دادن مردم به روز بزرگ قیامت است. روزی که جانها از هول و هراس و وحشت به گلو میرسد. چنان ترسی بر انسان مستولی میشود که نفسش به شماره میافتد و احساس میکند قلبش به حلقش رسیده؛ إذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمینَ.
ما لِلظّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ؛ «حمیم» لغتاً به معنای آب داغ است؛ «فَنُزُلٌ مِنْ حَمیمٍ: (اهلجهنم) با آبی سوزان پذیرایی میگردند». (واقعه/۹۳) حمّام نیز بخاطر وجود آب داغ در آن، حمّام نامیده میشود. غیر از این، به دوستان خوب و رفیقان دلسوز که محبتی گرم نسبت به هم دارند نیز حمیم میگویند و همین معنا در اینجا مراد است؛ یعنی ستمکاران در قیامت هیچ یار مهربانی ندارند.
وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ؛ «شفیع» به معنای جفت است؛ یعنی کسی که همراه و همقدم انسان است و در سختیها کمکش میکند. ائمه اطهارعلیهم السلام را بدان جهت شفیع میگویند که همراه انسانند و او را دستگیر و یاری میکنند. ستمگران با وجود فریادهای استغاثهای که میزنند و به دنبال یار و یاوری میگردند، هیچ شفیع با نفوذی پیدا نمیکنند که همراهشان شود و شفاعتشان کند.
عکس العمل ظلم
وقتی شخص ظالمی دیگران را مورد ظلم و ستم قرار میدهد، ترس و وحشتی از او در دل آنها میافتد که تا نامش را بر زبان میآورند یا صدایش را میشنوند، از شدت ترس به خود میلرزند گاه براثر تهدیدهای او نفسهایشان در سینه حبس میشود و جانشان به گلو میرسد. عین همین در قیامت برای همان ظالم به وجود میآید با این تفاوت که وحشت مظلوم در دنیا سرانجام و پایانی داشته اما وحشت و هراس ظالم را در آخرت هیچ پایانی نیست.
همچنین برای ستمکاران، حمیم (دوست مهربانی) نیست. چرا که دوستی از محبت قلب است و محبت از ناحیه پروردگار ایجاد میشود و خداوند هرگز هیچ ظالمی را محبوب نمیسازد.بطور کلی محبت و دوستی بر سه نوع است؛ نوع اول، محبتی که از روی غریزه و حس عاطفی است؛ مانند محبت پدر و مادر نسبت به فرزند و بالعکس. این نوع محبت، موهبت پروردگار و نشانهای از رحمت او است.
نوع دوم، محبتی که منشأ آن صفات خوب و اخلاق پسندیده است؛ به عنوان مثال صفاتی چون صدق، ایثار، اخلاص، وفای به عهد، امانتداری و غیره، که منشأ آن فطرت است و اگر حتی یکی از آنها در نزد کسی باشد دیگران، مخصوصاً افراد مؤمن و پاک، او را بخاطر آن صفت دوست میدارند.
نوع سوم دوستی، نه بر حسب غریزه و فطرت بلکه به مقتضای منفعت است؛ یعنی برخی مردم بخاطر مال و منصب و شهرت برخی دیگر، مجذوب آنها میشوند و اظهار ارادت و محبت میکنند یا آنکه شخص ظالمی را بخاطر مصون ماندن از آزار و اذیت او توقیر و تکریم میکنند. مسلماً این نوع دوستی نمیتواند ریشهدار و محکم باشد و اصولاً محبت نامیده نمیشود.
بنابراین میان ظالم و مظلوم هرگز دوستی و محبتی برقرار نمیشود، حتی کسانی هم که از ظالم تبعیت میکنند و اطراف اویند، یا بخاطر ترس است یا طمع لذا شخص ظالم هیچگاه دوست واقعی و یار شفیقی ندارد نه در دنیا و نه در آخرت.
در عالم برزخ و قیامت نیز هیچکس شافع ظالم نخواهد شد چرا که اولاً باید عملی داشته باشد تا شفیعی را جذب خود کند، در حالی که ندارد. ثانیاً باید به نحوی با کسی که صاحب منصب و دارای قدرت شفاعت است ارتباط داشته باشد و او در دنیا همه راههای ارتباط خود با مقربین درگاه پروردگار را قطع کرد و به سبب ظلم و ستم و تجاوز، افراد مؤمن را از خود راند.
انسان ستمگر در دنیا راه خود را از اولیای خدا جدا کرده و قطعاً در آخرت آنها با او همراه نخواهند شد. هر چه مظلومان در دنیا فریاد استغاثه بر میآوردند و کسی را به یاری میطلبیدند، او نه خود یاریشان میکرد، نه اجازه میداد کسی به یاریشان بشتابد و نه شفاعت کسی را درباره آنها میپذیرفت. به همین جهت هر چه در آخرت فریاد کند و استغاثه بخواهد هیچکس به یاریش نمیشتابد و هیچ شفاعتی دربارهاش پذیرفته نمیشود.
تأثیر مهمی که شخص ظالم در دنیا از ظلم خود میبیند این است که هر گاه به وجدان و فطرت خویش باز میگردد بر اثر زشتی اعمالش، معذّب و ناراحت میشود به حدی که گاه عیشش بر هم میخورد و شادیش زائل میشود. به همین جهت همواره خود را به خوشگذرانی و لغویات مشغول میدارد و اگر کسی بخواهد او را نصیحتی کند و اندرزی دهد، بر او خشم میگیرد و غضبناک میشود و حتی اگر بتواند صدایش را در گلو خفه میکند.
اما چرا انسان ظالم با آنکه میفهمد هر روز سقوط و نزولش بیشتر میشود، حاضر نیست دست از ظلم بردارد و رفتار خویش را اصلاح کند؟
علت این اصرار دو چیز است: اول آنکه بطور کلی تبعیت از هوای نفس، بر گردن انسان غل میاندازد و او را در منجلاب گناه حبس میکند و هر روز پایین و پایینترش میکشد به نحوی که دیگر راه فراری برای شخص گنهکار باقی نمیماند. البته نه بدان معنا که مجبور به انجام گناهان بیشتر گردد یا درِ رحمت پروردگار به رویش بسته شود بلکه او خود از رحمت خداوند ناامید میشود و گمان میکند دیگر راه بازگشتی ندارد لذا میگوید: آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب. این قاعده کلی در مورد همه گناهان صادق است، چه ظلم، چه شهوترانی، چه حرامخواری، چه خیانت و…
علت دیگر اصرار بر ظلم، تسلّی ظالم بر خویش است. او ظلم را وسیلهای برای دوام حکومت و ریاست خود میبیند و به همین جهت از آن دست برنمی دارد. گمان میکند اگر ظلم نکند حکومتی نخواهد داشت و اگر حکومت نداشته باشد مفلوک و بدبخت خواهد بود. این نیز بخاطر تاریکی قلب است. بخاطر آن است که قلبش از ابتدا به دنیا متمایل شد؛ یعنی فکر کرد پول و ریاست است که او را خوشبخت میکند و نشاطش میدهد. نخواست بفهمد که ذکر و یاد خدا انسان را نشیط میکند، نه هواداران و چاکران بسیار و نه ثروت هنگفت.
در داستان مبارزه موسیعلیه السلام و ساحران میبینیم که با وجود وعدههای وسوسهانگیز فرعون، بخاطر وجود کورسوی نور صدق در فطرت ساحران، پس از آنکه حق را در نزد موسی یافتند، ناگهان همه بندها را پاره کردند و به موسی ایمان آوردند. بلافاصله بعد از این انقلاب درونی چنان نشاط و وارستگی در خود احساس کردند که با وجود تهدیدات سخت فرعون مبنی بر قطع دست و پا و آویختن به دار، دست از ایمان خود برنداشتند و مرگ سخت در راه خدا را بر تقرب به فرعون ترجیح داند. این بخاطر آن است که شخص مؤمن فرح و شادی نعمتهای معنوی را احساس میکند و حقانیت خود را ملتفت میشود لذا از حقی که میفهمد دست برنمیدارد.
در مقابل کسی که حق را نمیپذیرد و با او به دشمنی برمی خیزد، تا آخر عمر بر همین روال باقی میماند و حتی پس از مرگ، در عالم برزخ و قیامت نیز همین وضع را دارد لذا در روایت است که چون پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله از کنار جهنم میگذرند، دشمنان ایشان همچون ابولهب، نسیم خنکی احساس میکنند. میپرسند این نسیم از چیست؟ پاسخ میشنوند: از وجود مقدس رسول خداست که اکنون از کنار جهنم عبور فرمود. آنها فریاد برمی آورند که در جهنم را ببندید تا نسیم پیامبرصلی الله علیه وآله را هم نشنویم.
یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ؛ نگاههای مردم، شاید در ظاهر همه شبیه به هم و یکسان باشند اما در واقع هر کدام آنها از روی منظور خاصی هستند و معنای متفاوتی دارند؛ یک نگاه، نگاه شهوت است. یک نگاه، نگاه محبت، یک نگاه، نگاه غضب و خشم و… این تفاوت را جز افراد زیرک متوجه نمیشوند. اما گاه شخص بیننده، در نگاه خود نیز فریبکاری میکند و مقصود واقعی خود را از نظر میپوشاند لکن خدای تعالی آن مقصود و منظورها را نیز میداند و از نیّات قلبی افراد آگاه است. این علم و آگاهی نه تنها به نگاه بلکه به همه افعال و نیّات انسانها تسرّی دارد و هیچ فعل و نیّتی از او مخفی نیست.
۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه
تغییر موضع ناگهانی احمدی نژاد در قبال همتای دیکتاتور خود در تونس
تغییر موضع ناگهانی دولت احمدی نژاد در قبال رئیس جمهور مخلوع تونس، تعجب بسیاری از ناظران را برانگیخت. رئیس دولتی که تا چند روز قبل روابط بسیار صمیمانه ای با بن علی داشت، به طوری که پس از پیروزی در انتخابات کودتاگونه، یکی از اولین تبریک ها را از همتای دیکتاتور خود در تونس دریافت کرد، اکنون در سخنرانی هایش بن علی را یک دیکتاتور وابسته به بیگانه می خواند و فراموش کرده که یک سال و نیم قبل، از همین دیکتاتور وابسته، “صمیمانه ترین تبریکات را به خاطر پیروزی مجدد در انتخابات” دریافت کرده است. سایت آینده به این چرخش در موضع گیری واکنش نشان داد و در گزارشی نوشت: همزمان با پیروزی انقلاب مردم تونس علیه حکومت دیکتاتوری زین العابدین بن علی، رئیس جمهور فراری تونس، دولت دهم نیز همنوا با مردم تونس به تخطئه رئیس جمهور ۲۳ ساله تونس و تجلیل از مردم انقلابی این کشور پرداخت. با وجود آن که هم در دولت نهم و دهم از زین العابدین بن علی برای حضور در ایران دعوت شده، احمدی نژاد امروز در جمع مردم یزد، بن علی را دیکتاتوری وابسته خواند و گفت: ملت تونس با شعارهای اسلامی، نگاه یگانه پرستی، عدالت خواهی و انسانی دربرابر یک دیکتاتوری وابسته قیام کرده و به دنبال عزت، سرفرازی، کرامت و انسانیت و در یک کلام به دنبال برقراری مناسبات و احکام اسلام ناب محمدی (ص) هستند. این اظهارات در حالی مطرح شد که سیدمحمد حسینی، وزیر ارشاد که اسفند سال گذشته برای شرکت در مراسم اختتامیه “قیروان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۰۹″ عازم تونس شده بود، در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار روابط عمومی و اموربین الملل ارشاد گفت: در دیدار با “زین العابدین بن علی” رییس جمهوری تونس، سلام آقای محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران به ایشان ابلاغ شد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به استقبال گرم رییس جمهوری تونس از پیام محمود احمدی نژاد، از علاقمندی مسوولان و مردم تونس برای سفر رییس جمهوری اسلامی ایران به این کشور، خبر داد. وی گفت: ایران نیز متقابلا از رییس جمهوری تونس برای سفر به جمهوری اسلامی ایران دعوت کرد. این البته دومین دعوت رسمی دولت دکتر احمدی نژاد از بن علی بود، چرا که پیش از آن هم در دولت نهم منوچهر متکی از دعوت از نامبرده برای سفر به ایران خبر داده بود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از ایرنا، متکی روابط دو کشور را دوستانه و رو به رشد اعلام کرد و افزود: مراودات سیاسی بین جمهوری اسلامی ایران و تونس جریان دارد. متکی با اشاره به دعوت به عمل آمده از رئیس جمهوری تونس برای سفر به ایران، انجام این سفر را زمینه ساز فرصت های جدید برای توسعه همکاری های فیما بین اعلام کرد.
۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه
تظاهرات صدها کُرد و ایرانی در سليمانیه علیه اعدام حسین خضری+گزارش تصویری
تشکل های مدنی و فعالان کرد و ایرانی ساکن کردستان عراق با حضور در خیابان مرکزی شهر سلمانیه و راهپیمایی اعدام خضری و موج جدید اعدام ها در كرىستان و ایران را محکوم کردند.به گزارش روانیوز این تجمع با حضور صدها شهروند کرد ایرانی و عراقی ساعت 2 بعداز ظهر روز پنجشنبه 30 دی ماه از محل پارک عمومی شهر سلمانیه آغاز و تا میدان مرکزی این شهر ادامه داشت.این تظاهرات به درخواست کمپین «نه به اعدام» و «فدراسیون زندانیان سیاسی کردستان» انجام شد و در آن شماری از شخصیت های سیاسی و فرهنگی کرد، نهادها و تشکل های سیاسی و مدنی کردستان عراق حضور داشتند.در مراسم پایانی این تجمع برگزار کنندگان در حرکتی نمادین اقدام به سوزاندن طناب دار کرده و خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی و مدنی و محکوم شدگان به اعدام شدند.یاسر گلی، دبیر سابق اتحادیه دانشجویان کرد وعضو کنونی فدراسیون زندانیان سیاسی کردستان، در مورد این تجمع به خبرنگار روانيوز گفت: "اين تظاهرات در راستای محکومیت اعدام حسین خضری فعال سياسي کرد و موج جدید اعدام ها در ایران و به ویژه کردستان صورت گرفت. ما در بیانیه پایانی هیئت برگزار کننده، علیرغم محکوم کردن جمهوری اسلامی به عنوان عامل اصلی اجرای احکام اعدام، خواستار اصلاح فرهنگ مرگ خواهی در جامعه ایران و کردستان و رفع هر گونه تبعیض حزبی، سیاسی و حقوق بشری علیه محکوم شدگان به اعدام شدیم." به گفته آقای گلی: "افکار عمومی در راستای محکومیت احکام اعدام باید از هرگونه اولویت بندی خودداری کنند و تمام تلاش خود را برای برچیدن بساط هر گونه اعدام تلاش کنند."بنا به اعلام گروه ها و نهاد های حقوق بشری در حال حاضر دست کم 15 زندانی کرد دیگر، به نامهای زینب جلالیان، شیرکو معارفی، رستم ارکیا، مصطفی سلیمی، انور رستمی، رشید آخکندی، سید سامی حسینی، سید جمال محمدی، حسن طالعی، ایرج محمدی، محمد امین عبداللهی، و قادر محمد زاده، زانیار مرادی، لقمان مرادی و حبیب الله لطیفی در خطر اعدام قرار دارند.
۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه
اگر نمی خواهید عفونت روده و کبد بگیرید عسل وارداتی از چین را از صبحانه خود حذف کنید!
مدیرعامل اتحادیه زنبورداران ایران "رئیسی سرحدی" در یک مصاحبه خبری از واردات عسل چینی به کشور فغان برآورد. او گفت که وارد کنندگان عسل چینی، مثل زنبور پشت دست زنبوداران ایران را می زنند!
در ایران بیش از 48 هزار تن عسل در سال تولید میشود، که بیش از مصرف سالانه مردم است و حتی می توان مقداری از آن را صادر کرد، اما مسئولان اجازه واردات عسل از چین را داده اند و عسلی که وارد شده بسیار بیکیفیت است.
ما عسل چینی را به آزمایشگاهها داده ایم و بموجب نتیجه ای که به ما داده اند اینست که آب استفاده شده برای تولید این عسل از پسمانده کارخانجات صنایع نساجی کشور چین است که موجب عفونتهای رودهای و کبدی می شود.
آنقدر این عسل را وارد کرده اند که برای فروش توزیع آن را داده اند به دست فروش ها و دوره گردها در شهرهای مختلف. ما به مردم توصیه می کنیم که این عسل را مصرف نکنند و در مراکز خرید نیز اگر آن را دیدند نخرند.
عسل چینی را از مرزهای دریایی کشور به مقدار بسیار زیاد وارد کرده اند. عسل طبیعی تولید شده در ایران بیش از 80 هزار ریال قیمت دارد در حالیکه عسل چینی وارد شده به ایران در بازار قیمتی معادل یک دلار دارد.
در ایران بیش از 48 هزار تن عسل در سال تولید میشود، که بیش از مصرف سالانه مردم است و حتی می توان مقداری از آن را صادر کرد، اما مسئولان اجازه واردات عسل از چین را داده اند و عسلی که وارد شده بسیار بیکیفیت است.
ما عسل چینی را به آزمایشگاهها داده ایم و بموجب نتیجه ای که به ما داده اند اینست که آب استفاده شده برای تولید این عسل از پسمانده کارخانجات صنایع نساجی کشور چین است که موجب عفونتهای رودهای و کبدی می شود.
آنقدر این عسل را وارد کرده اند که برای فروش توزیع آن را داده اند به دست فروش ها و دوره گردها در شهرهای مختلف. ما به مردم توصیه می کنیم که این عسل را مصرف نکنند و در مراکز خرید نیز اگر آن را دیدند نخرند.
عسل چینی را از مرزهای دریایی کشور به مقدار بسیار زیاد وارد کرده اند. عسل طبیعی تولید شده در ایران بیش از 80 هزار ریال قیمت دارد در حالیکه عسل چینی وارد شده به ایران در بازار قیمتی معادل یک دلار دارد.
۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه
باید تدبیری برای رفع بداخلاقیهای سیاسی، بدزبانیها، بهتانها، تهمتها و دروغزنیها اندیشید
چکیده :تدوین و انتشار منشور اصولگرایی شرط لازم و نه کافی است. نباید اختلافات را کتمان کرد و باید ساز و کاری برای وحدت تدارک دید که مبتنی بر عقل جمعی باشد. باید تدبیری برای رفع بداخلاقیهای سیاسی، بدزبانیها، بهتانها، تهمتها و دروغزنیها اندیشید، چرا که اینها مبادی مسموم و ویرانگر...
یک فعال سیاسی اصولگرا تدوین و انتشار منشور اصولگرایی را شرط لازم و نه کافی میداند و با بیان اینکه نباید اختلافات را کتمان کرد و باید ساز و کاری برای وحدت تدارک دید که مبتنی بر عقل جمعی باشد، تاکید میکند که «باید تدبیری برای رفع بداخلاقیهای سیاسی، بدزبانیها، بهتانها، تهمتها و دروغزنیها اندیشید، چرا که اینها مبادی مسموم و ویرانگر است.»
ابوالقاسم رئوفیان دبیر کل حزب اسلامی ایران زمین در خصوص منشور اصولگرایان به فرارو گفت: «به اعتقاد بنده اختلافاتِ منجر به انشقاق اصولگرایان در یک پروسه زمانی اتفاق افتاد و درست کردن هر چیزی دشوارتر از ویران کردن آن است. وقتی جبهه دچار آسیب شد و ترکشهایی به این پیکره خورد که نیازمند مداوا و تدبیر برای ایجاد پیوستگی گردید، قطعا کار دشواری در پیش است. هم طبیب حاذقی میطلبد؛ هم اطبا باید دقیقاً محلهای آسیب را شناسایی کنند و ساز و کار برطرف کردن اختلافات را پیشبینی کنند».
این فعال اصولگرا در ادامه گفت: «مشخصا بیانیه نخست جامعتین و منشور اصولگرایی که دیروز ابلاغ شد، بر اساس اصولی است که رهبر انقلاب پیش از این هم بر آن تاکید داشتند و منبعث از منویات حضرت امام(ره) بوده است. اما خوب بودن و لازم بودن این اسناد به معنای کافی بودن آن نیست، مسلماً باید ساز و کاری تدارک دیده شود که هرچه بیشتر امکان تقریب طیفهای اصولگرا در این جبهه عظیم فراهم بیاید».
وی افزود: «باید وجود اشتراک و افتراق کاملاً شناسایی شود، در جهت تقویت وجوه اشتراک و رفع وجوه افتراق نیز کاملاً تلاش گردد که همه اینها نیازمند برنامه است. ما هم انتظار نداریم وقتی این جبهه در زمانی طولانی به چند جریان تقسیم شده است، به سادگی این مسئله رفع شود. ولی هنوز ما با این اختلاف روبروییم و باید تدبیری برای رفع بداخلاقیهای سیاسی، بدزبانیها، بهتانها، تهمتها و دروغزنیها اندیشید، چرا که اینها مبادی مسموم و ویرانگر است».
رئوفیان با بیان این که پیشگیری نکردیم ولی اینک باید درمان کنیم، اظهار داشت: «گمان نکنیم همین که منشوری تدوین و منتشر شود، همه چیز درست میشود، این برخورد شعاری است. من متاسفم که بعضی دوستان با این گونه مسائل شعارگونه برخورد میکنند. شعار باید با شعور در هم تنیده باشد. بعضیها گفتند اصلاً اختلاف نبوده! چرا دارند حقایق را کتمان میکنند؟ بر هیچ کسی پوشیده نیست که بین طیفهای اصولگرایی و در این جبهه اختلافاتی وجود دارد و باید در صدد درمان آن برآمد».
این فعال سیاسی با تقدیر از اقدام بهجا و مناسب جامعتین گفت: «منشوری که روز گذشته منتشر شد بسیار امیدوارکننده است، اما این تنها شرط لازم وحدت است و شرط کافی آن نیست. باید پشت قضایا را دید و با افرادی که هنوز نگاههایی افراطیگرایانه دارند و به خیال خدمت بزرگترین ضربهها را میزنند، باید برخورد شود. اگر این افراد اصلاحناپذیر نباشند باید طرد شوند».
دبیر کل حزب اسلامی ایران زمین درباره ساز و کار مناسب ایجاد وحدت در میان اصولگرایان گفت: «ساز و کار وحدت باید مبتنی بر عقل جمعی باشد. اگر در این ساز و کار به طیفها توجه شود، اما به افراد توجهی صورت نگیرد، اگر به چهرهها توجه گردد و از نیروی جوان در جریان اصولگرایی غفلت کنیم، اگر فکر کنیم هنوز جریان اصولگرا واحد است، و بعضی جریانهای ایجادشده را ببینیم و بعضی را نبینیم؛ باعث میشود که به راه حل مطلوبی نرسیم».
وی با تاکید بر این که باید اختلافات به رسمیت شناخته شود، گفت: «تا حدی از اختلاف رحمت است. خداوند به عدد خلایقش سلایقی آفرید که با هم متفاوتند، مهم این است که سلایق متعارض و متقابل نباشند. به همین خاطر در تعریف ساز و کار وحدت باید به تمامی مولفهها توجه گردد و کمترین غفلت از یک مرحله و مولفه موجب میشود وحدت کامل ایجاد نگردد و آن وقت شیر وحدت، بییال و دم و اشکم میشود».
رئوفیان در پاسخ به این سوال که آیا تشکیل نشدن یک مرجع عالی تشکیلاتی دستمایه اختلافات آتی اصولگرایان بر اساس تفاسیر متعارض از منشور نخواهد شد، اظهار داشت: «اگر این مرجع عالی تمامی طیفهای اصولگرا را نمایندگی کند؛ میتوان به آن امید داشت؛ اما اگر باز در تعیین این مرجع به برخی بیتوجهی شده و با قضیه گزینشی برخورد گردد، نمیتوان به ایجاد وحدت میان تمامی طیفهای اصولگرا امید بست. به اعتقاد من باید با قضیه بسیار بسیط و باز برخورد کرد تا بتوان نام انسجام را بر آن اطلاق کرد».
یک فعال سیاسی اصولگرا تدوین و انتشار منشور اصولگرایی را شرط لازم و نه کافی میداند و با بیان اینکه نباید اختلافات را کتمان کرد و باید ساز و کاری برای وحدت تدارک دید که مبتنی بر عقل جمعی باشد، تاکید میکند که «باید تدبیری برای رفع بداخلاقیهای سیاسی، بدزبانیها، بهتانها، تهمتها و دروغزنیها اندیشید، چرا که اینها مبادی مسموم و ویرانگر است.»
ابوالقاسم رئوفیان دبیر کل حزب اسلامی ایران زمین در خصوص منشور اصولگرایان به فرارو گفت: «به اعتقاد بنده اختلافاتِ منجر به انشقاق اصولگرایان در یک پروسه زمانی اتفاق افتاد و درست کردن هر چیزی دشوارتر از ویران کردن آن است. وقتی جبهه دچار آسیب شد و ترکشهایی به این پیکره خورد که نیازمند مداوا و تدبیر برای ایجاد پیوستگی گردید، قطعا کار دشواری در پیش است. هم طبیب حاذقی میطلبد؛ هم اطبا باید دقیقاً محلهای آسیب را شناسایی کنند و ساز و کار برطرف کردن اختلافات را پیشبینی کنند».
این فعال اصولگرا در ادامه گفت: «مشخصا بیانیه نخست جامعتین و منشور اصولگرایی که دیروز ابلاغ شد، بر اساس اصولی است که رهبر انقلاب پیش از این هم بر آن تاکید داشتند و منبعث از منویات حضرت امام(ره) بوده است. اما خوب بودن و لازم بودن این اسناد به معنای کافی بودن آن نیست، مسلماً باید ساز و کاری تدارک دیده شود که هرچه بیشتر امکان تقریب طیفهای اصولگرا در این جبهه عظیم فراهم بیاید».
وی افزود: «باید وجود اشتراک و افتراق کاملاً شناسایی شود، در جهت تقویت وجوه اشتراک و رفع وجوه افتراق نیز کاملاً تلاش گردد که همه اینها نیازمند برنامه است. ما هم انتظار نداریم وقتی این جبهه در زمانی طولانی به چند جریان تقسیم شده است، به سادگی این مسئله رفع شود. ولی هنوز ما با این اختلاف روبروییم و باید تدبیری برای رفع بداخلاقیهای سیاسی، بدزبانیها، بهتانها، تهمتها و دروغزنیها اندیشید، چرا که اینها مبادی مسموم و ویرانگر است».
رئوفیان با بیان این که پیشگیری نکردیم ولی اینک باید درمان کنیم، اظهار داشت: «گمان نکنیم همین که منشوری تدوین و منتشر شود، همه چیز درست میشود، این برخورد شعاری است. من متاسفم که بعضی دوستان با این گونه مسائل شعارگونه برخورد میکنند. شعار باید با شعور در هم تنیده باشد. بعضیها گفتند اصلاً اختلاف نبوده! چرا دارند حقایق را کتمان میکنند؟ بر هیچ کسی پوشیده نیست که بین طیفهای اصولگرایی و در این جبهه اختلافاتی وجود دارد و باید در صدد درمان آن برآمد».
این فعال سیاسی با تقدیر از اقدام بهجا و مناسب جامعتین گفت: «منشوری که روز گذشته منتشر شد بسیار امیدوارکننده است، اما این تنها شرط لازم وحدت است و شرط کافی آن نیست. باید پشت قضایا را دید و با افرادی که هنوز نگاههایی افراطیگرایانه دارند و به خیال خدمت بزرگترین ضربهها را میزنند، باید برخورد شود. اگر این افراد اصلاحناپذیر نباشند باید طرد شوند».
دبیر کل حزب اسلامی ایران زمین درباره ساز و کار مناسب ایجاد وحدت در میان اصولگرایان گفت: «ساز و کار وحدت باید مبتنی بر عقل جمعی باشد. اگر در این ساز و کار به طیفها توجه شود، اما به افراد توجهی صورت نگیرد، اگر به چهرهها توجه گردد و از نیروی جوان در جریان اصولگرایی غفلت کنیم، اگر فکر کنیم هنوز جریان اصولگرا واحد است، و بعضی جریانهای ایجادشده را ببینیم و بعضی را نبینیم؛ باعث میشود که به راه حل مطلوبی نرسیم».
وی با تاکید بر این که باید اختلافات به رسمیت شناخته شود، گفت: «تا حدی از اختلاف رحمت است. خداوند به عدد خلایقش سلایقی آفرید که با هم متفاوتند، مهم این است که سلایق متعارض و متقابل نباشند. به همین خاطر در تعریف ساز و کار وحدت باید به تمامی مولفهها توجه گردد و کمترین غفلت از یک مرحله و مولفه موجب میشود وحدت کامل ایجاد نگردد و آن وقت شیر وحدت، بییال و دم و اشکم میشود».
رئوفیان در پاسخ به این سوال که آیا تشکیل نشدن یک مرجع عالی تشکیلاتی دستمایه اختلافات آتی اصولگرایان بر اساس تفاسیر متعارض از منشور نخواهد شد، اظهار داشت: «اگر این مرجع عالی تمامی طیفهای اصولگرا را نمایندگی کند؛ میتوان به آن امید داشت؛ اما اگر باز در تعیین این مرجع به برخی بیتوجهی شده و با قضیه گزینشی برخورد گردد، نمیتوان به ایجاد وحدت میان تمامی طیفهای اصولگرا امید بست. به اعتقاد من باید با قضیه بسیار بسیط و باز برخورد کرد تا بتوان نام انسجام را بر آن اطلاق کرد».
۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه
بنی صدر: در تونس نیز مانند ایران, لباس شخصی ها و گارد ویژه با همان شیوه سرکوب می کردند!
آیا فکر می کنید وضعیت مردم ایران با مردم تونس مشابه هست که در گفتگوی دیشب گفتید مردم ایران بایستی از تونسی ها یاد بگیرند؟..............سوال شما را یک خبرنگار عرب از تونس در شماره امروز مجله نوول آبزرواتور جواب می دهد، او می گوید ما(تونسی ها) روش کار را از ایرانیها آموختیم پس بنابرین در روش یک مشابهت قطعی وجود دارد، البته منظور خبرنگار از این مشابهت در روش ارتباط خودجوش و سازمان دادن جنبش است. اما شباهتهای دیگری هم هست:.............تصویرهایی که از دو قدمی اروپا در تونس، جنایتهای رژیم بن علی را نشان می داد، معلوم بود که همان لباس شخصی ها، همان گارد ویژه با همان لباس و همان شیوه سرکوب جنایتکارانه عمل کردند وتا زمانیکه این آقای بن علی برود حدود 70 نفر را هم کشتند، شکنجه، زندان و ....هم جای خود دارد، پس از آن جهت هم شباهتی وجود دارد و نشان می دهد که آن ددمنشی خاص یک رژیم معظمی نیست، هر رژیمی که، بنا را بر این می گذارد که به زور یک ملتی را از حق خود محروم کند، بضرورت ددمنش می شود و یک ملتی نمی باید، تسلیم ددمنشی یک رژیم بشود، برای اینکه اینرا باید ضعف رژیم تلقی کند و استوارتر بایستد چون زودتر رژیم از پا در می آید..........
۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه
انقلاب تونس ؛ قیامی مدیون موبایل و اینترنت
يکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۶
انقلاب تونس از آغاز تا پیروزی تنها یک ماه طول کشید. این انقلاب در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ آغاز و در روز جمعه ۱۴ ماه جاری (ژانویه ۲۰۱۱) با فرار رئیس جمهور زین العابدین بن علی به پیروزی رسید.
تونس در ۲۳ سالی که از حکومت بن علی می گذشت هیچ گاه شاهد چنین حوادثی نبود. تونس به باثبات ترین کشور آفریقایی معروف بود اما به یکباره با موجی از اعتراضات مردمی – خیابانی بی سابقه ای روبه رو شد و یکی از مقتدرترین رهبران جهان را به زیر کشید. تونس قبل از این نه با چنین اعتراضاتی رو به رو بود و نه کسی انتظار بروز این حوادث را از مردم تونس داشت.
انقلاب ۱۰۰% مردمیاعتراضات مردمی در تونس
به گزارش عصرایران،انقلاب تونس را به طور خالص می توان، "مردمی" نامید. هیچ کشور، حزب یا مجموعه سیاسی - فکری رهبری آن را برعهده نداشت . مردم حاضر در اعتراضات به طور عمده به حزب یا ایدوئولوژی خاصی گرایش نداشتند بلکه افرادی از طیف های اجتماعی و سیاسی مختلف بودند، بدون اینکه حتی نماد، پرچم و عکس شخص یا گروهی را در دست داشته باشند ؛ آنها تنها پرچم تونس و پلاکاردهای دست نوشته با خود داشتند و این موضوع در تمامی اعتراضات در همه شهرها به چشم می خورد.
مطالبه این انقلاب در روزهای نخست آن، حل مشکل بیکاری و وضعیت معیشتی بود. این درخواست با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. سطح مطالبات بالاتر رفت و بخش های دیگر را نیز شامل شد و در نهایت، مطالبه مردم، چیزی کمتر از کناره گیری رئیس جمهور نشد.
این در حالی است که تونس نسبت به شرایط و پتانسیل های خود به عنوان کشوری کوچک که از منابع زیرزمینی گسترده ای بهره مند نیست نسبت به دیگر کشورهای شمال آفریقا یا عربی، شرایط بسیار بهتری داشت. ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه به رشد اقتصادی تونس، لقب معجزه اقتصادی داده بود اما این معجزه نامتوازن بود و سراسر کشور را در بر نمی گرفت.
به دلیل قلع وقمع شدید دولت بن علی، افراد و احزاب مخالف در تونس و خارج از آن بسیار ضعیف اند و از قاعده مردمی هم برخوردار نیستند. این احزاب قادر به کشیدن مردم به خیابان ها و رهبری انقلاب یا موج اعتراض نیستند و در انتخابات های گذشته نیز از معرفی فردی قوی که او را یارای رقابت با بن علی باشد بازماندند.
حتی بسیاری از این افراد و احزاب پس از نطق پشیمانی بن علی در روز پنجشنبه گذشته، از آن استقبال کرده و برای مشارکت در کابینه ائتلافی، اعلام آمادگی کردند بی خبر از آنکه مردم به چیزی کمتر از کناره گیری شخص بن علی راضی نیستند.
آغاز انقلاب
حادثه ای به ظاهر ساده و کوچک که ممکن است روزانه دهها مرتبه در کشورهای مختلف روی دهد زمینه ساز جرقه انقلاب یک ماهه بود: توقیف چرخ سبزی فروشی جوان تحصیلکرده توسط یک پلیس زن و ضرب و شتم وی در یکی از شهرهای کوچک و دور از پایتخت.
همین عامل کافی بود تا این جوان در اعتراض به بیکاری، دست به خودسوزی بزند و این حادثه، مردم را به خیابان ها بکشاند و مشت آهنین پلیس برای مقابله با آنها در دو روز نخست پس از خودسوزی، دو کشته بگیرد.
این اتفاق زمینه را برای اوج گرفتن اعتراضات خیابانی و گسترش آنها به شهرهای دیگر فراهم کرد تا در نهایت در کمتر از یک ماه، موج اعتراضات، رئیس جمهور را وادار به فرار کند.
شاید اگر آن جوان سبزی فروش، تحصیلکرده نبود یا آن پلیس، زن نبود یا اگر آن پلیس زن به صورت جوان تحصیلکرده سبزی فروش سیلی نمی زد و آب دهان به سمت او پرتاب نمی کرد یا اگر پس از خودسوزی، مقامات به میان مردم می آمدند یا بلافاصله وزیر کشور عزل می شد (نه این که این اقدام در روزهای آخر انجام شود ) یا اگر در هنگام نخستین اعتراضات مردم پس از خودسوزی، آنها اجازه می یافتند بدون ممانعت و مقابله خشن و خونین پلیس به اعتراض خود بپردازند قطعا سطح مطالبات به کناره گیری رئیس جمهور نمی رسید. البته این نکته مهم است که نارضایتی ۲۳ ساله مردم از حکومت به یکباره و با جرقه خودسوزی، در یک ماه اعتراض خیابانی سرزیر کرد.
آتش زدن عکس زین العابدین بن علی رئیس جمهور تونس در اعتراضات مردمی عقب نشینی های دیرهنگام
رئیس جمهور تونس البته بعد از گسترش اعتراضات، سعی کرد امتیازهایی را به معترضان بدهد اما این امتیازات همگی دیرهنگام و بی فایده بودند. اولین امتیازی که او باید می داد حق راهپیمایی مسالمت آمیز به معترضان در روز نخست بعد از خودسوزی بود که برعکس به سرکوب شدید و خونین معترضین پرداخت. غافل از اینکه گوشی های موبایل، صحنه های خودسوزی و سرکوب خونین معترضان را به سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای کشاندند تا علاوه بر مردم سایر شهرهای تونس، مردم جهان را از این اتفاقات مطلع کنند.
رئیس جمهور تونس در طول اعتراضات یک ماهه، وزیر امور جوانان، استاندار سیدی بوزید (محل حادثه خودسوزی)، وزیر امور سرمایه گذاری، وزیر کشور، مشاور سیاسی، سخنگوی رئیس جمهور و در نهایت کابینه و پارلمان را منحل کرد اما هیچ یک از این اقدامات در زمان مناسب خود صورت نگرفت یا کافی نبود.
از موبایل های دوربین دار تا اینترنت و شبکه الجزیره
یکی دیگر از موضوعات مهم درباره با انقلاب تونس، پوشش خبری آن بود. در ابتدای شکل گیری آن در یک ماه پیش، در بین کشورهای عربی تنها شبکه الجزیره این موضوع را پوشش داد و دیگر کشورهای عربی، اسلامی و غربی به دلیل رابطه خوب با دولت تونس، از پوشش حوادث اولیه این کشور خودداری می کردند.
البته یکی از مشکلات در پوشش رسانه ای حوادث تونس این بود که دولت، خبرنگاران را از رفتن به شهر یا شهرهای محل اعتراض و تهیه گزارش و فیلم و عکس منع می کرد لذا آنچه از این شهرها بیرون می رفت صرفا گفته های منابع غیررسمی و فیلم هایی غیرحرفه ای و از لحاظ فنی، نامناسب بود که به وسیله گوشی های موبایل ضبط شده و به سایت های اینترنتی از جمله یوتیوپ و فیس بوک و البته سایت های خبری محلی و مخالف دولت تونس راه یافته بودند.
تشخیص صحت اظهارات منابع آگاه و این فیلم ها کاری بود که تنها از پس شبکه الجزیره بر آمد. این روند تا جایی ادامه یافت که خبرنگار الجزیره از تونس اخراج و دفتر آن تعطیل شد. با این حال، الجزیره به عنوان پیشرو رسانه ها، همچنان پای کار ماند و انقلاب تونسی ها را روی شبکه زنده نگه داشت و با در اختیار داشتن خبرنگاران زبده و آگاه به شرایط تونس همچنان به پوشش این حوادث پرداخت. همین پوشش رسانه ای کم کم دیگر رسانه ها به ویژه رسانه های عربی و فرانسوی را به صورت محدود اما روبه رشد وارد این ماجرا کرد تا آنها نیز به انتشار فیلم های موبایلی اعتراضات خیابانی مردم در شهرهای مختلف تونس بپردازند.
این پوشش رسانه ای علاوه بر آگاه کردن مخاطبان رسانه ها در کشورهای مختلف، مردم شهرهای تونس را از حجم اتفاقاتی که در کشورشان رخ می داد آگاه می کرد تا تبلیغات دولتی که معترضان را گروهی کوچک، تروریست و اغتشاشگر می دانست باور نکنند.
همچنین نه تنها شبکه های دولتی تونس به پوشش این اتفاقات نمی پرداختند بلکه همانطور که گفته شد دیگر شبکه های تلویزیونی همسایه و حتی فرانسوی هم از چنین کاری خودداری می کردند و مقامات کشورهای اروپایی و آمریکایی هم درباره نقص فاحش حقوق بشر و سرکوب معترضان در تونس، واکنش مناسبی از خود نشان ندادند. همین موضوع بارها با انتقاد گسترده فعالان حقوق بشر روبه رو شد.
نکته جالب توجه اینجاست که تا روز آخر انقلاب، تقریباً همه فیلم های منتشره در اینترنت و شبکه های ماهواره ای، فیلم هایی بودند که با موبایل ضبط شده بودند. با این حال رسانه های ماهواره ای و اینترنتی که هر دو از کنتزل دولت تونس خارج بودند روز به روز بر حجم مطالب درباره اعتراضات مردمی اضافه می کردند .
این روند، چرخه ای رو به شتاب را ایجاد کرد: یعنی اعتراضاتی انجام می شد، این اعتراضات در رسانه ها بازتاب می یافت و همین اطلاع رسانی بر حجم اعتراضات می افزود و کار را به آنجا رساند که حتی شبکه هایی مانند العربیه یا "فرانس ۲۴" که به جد از دولت تونس حمایت می کردند در روزهای آخر گوی سبقت را در پوشش تحولات این کشور از دیگران ربودند.
موبایل، اینترنت و ماهواره نقش محوری را در اطلاع رسانی از این حادثه برای بخش های مختلف مردم تونس و پیوستن آنها به موج اعتراضات خیابانی ایفا کردند.
همچنین مردم در تونس به دو زبان عربی و فرانسه سخن می گویند گرچه زبان رسمی عربی است. همین عامل باعث دسترسی و بهره مندی حداکثری این مردم از رسانه های ماهواره ای و اینترنتی شد.
البته دولت تونس نیز از همان ابتدا در اینترنت سایت های خبری و شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک را فیلتر کرد ولی قطعا در دوره کنونی با وجود فناوری های گسترده این فیلترینگ بهره ای نداشت. اشتباه نخواهد بود اگر بگوییم مهمترین عامل در کمک به معترضان تونسی برای پیروزی آنها اینترنت بود.
انقلابی بدون رهبر
انقلاب تونس یکی از نمودهای موفق شبکه ای شدن انسان هاست. بخش های مهمی از مردم تشکیل دهنده اعتراضات یا لیدرهای آنها از طریق اینترنت اطلاع رسانی و تبادل نظر می کردند و اصولا سازماندهی اعتراضات در اینترنت صورت می گرفت.
انقلاب تونس هیچ رهبری نداشت ، هیچ حزب یا گروهی آن را هدایت نمی کرد و این ، خود مردم بودند که از طریق رسانه های نوین و در رأس آنها اینترنت به سازماندهی و مدیریت جریان اعتراضات اقدام می کردند.
پیش از این در نقاط مختلف جهان هماهنگی و تعامل مردم در سایت های اینترنتی باعث اتفاقات زیادی شده بود. به عنوان مثال می توان به انتخابات گذشته ریاست جمهوری در آمریکا اشاره کرد. در این انتخابات یکی از شبکه های تلویزیونی محلی در اقدامی علیه مک کین نامزد جمهوری خواهان، پخش فیلمی منفی متشکل از چند قسمت را از زندگی خصوصی وی آغاز کرد.
هواداران مک کین در سایت های اینترنتی تعاملی، با طرح این موضوع برای مقابله با آن به رایزنی و تبادل نظر پرداختند و در نهایت تصمیم گرفتند آگهی دهندگان به این شبکه تلویزیونی را تحریم کنند.
آنها این موضوع را در نامه هایی به شبکه تلویزیونی مورد نظر و شرکت های آگهی دهنده به شبکه، اعلام کردند. همین عامل باعث اعمال فشار آگهی دهندگان بر شبکه تلویزیونی شد و در نهایت این شبکه نیز ضمن عذرخواهی از مک کین و هوادارانش، از پخش قسمت های دیگر این فیلم خودداری کرد.
جراحی بدون عوارض
در اعتراضات تونس رئیس جمهور کنار رفت و به همراه جمعی از نزدیکانش قدرت و کشور را ترک کردند. همین تغییر، تغییرات بنیادینی در تونس ایجاد کرد یعنی منجر به آزادی رسانه ها، مشارکت سیاسی و خلع ید جمعی از مفسدان اقتصادی از منابع و ثروت های عمومی شد و نگاه دولت را به سمت کاهش بیکاری و رسیدگی به وضعیت اقتصادی بخش مهمی از مردم جلب کردند.
با این حال این تغییرات بنیادین با حداقل تغییرات در ساختار حکومتی انجام شد. تنها شخص رئیس جمهور و نزدیکان وی از چرخه حکومت کنار گذاشته شدند ولی نخست وزیر وسایر وزرا و مقامات همان رئیس جمهور همچنان در حال فعالیت هستند و طبقه تکنوکرات های موجود در قدرت به بهانه دفاع یا حمایت از بن علی از قدرت خلع نشدند. ساختار اداری یا حکومتی تغییر داده نشد.
این به آن معنی است که حداکثر تغییر نرم افزاری با حداقل تغییر سخت افزاری روی داد. در این شیوه ارتش، پلیس و سازمان امنیتی در جای خود مانده اند. دادگاه ها، نهادهای مالی و پولی، شرکت ها و سازمان های مختلف هر یک با کارمندان و مدیران خود باقی مانده اند ولی تغییر رویه داده اند. در این صورت سرمایه های پولی و انسانی تونس نیز آسیب ندید و کشور از غارت همه جانبه و هرج ومرج گسترده به مانند آنچه در عراق پس از سقوط صدام شاهد بودیم رهایی یافت.
منبع افکارنیوز
انقلاب تونس از آغاز تا پیروزی تنها یک ماه طول کشید. این انقلاب در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ آغاز و در روز جمعه ۱۴ ماه جاری (ژانویه ۲۰۱۱) با فرار رئیس جمهور زین العابدین بن علی به پیروزی رسید.
تونس در ۲۳ سالی که از حکومت بن علی می گذشت هیچ گاه شاهد چنین حوادثی نبود. تونس به باثبات ترین کشور آفریقایی معروف بود اما به یکباره با موجی از اعتراضات مردمی – خیابانی بی سابقه ای روبه رو شد و یکی از مقتدرترین رهبران جهان را به زیر کشید. تونس قبل از این نه با چنین اعتراضاتی رو به رو بود و نه کسی انتظار بروز این حوادث را از مردم تونس داشت.
انقلاب ۱۰۰% مردمیاعتراضات مردمی در تونس
به گزارش عصرایران،انقلاب تونس را به طور خالص می توان، "مردمی" نامید. هیچ کشور، حزب یا مجموعه سیاسی - فکری رهبری آن را برعهده نداشت . مردم حاضر در اعتراضات به طور عمده به حزب یا ایدوئولوژی خاصی گرایش نداشتند بلکه افرادی از طیف های اجتماعی و سیاسی مختلف بودند، بدون اینکه حتی نماد، پرچم و عکس شخص یا گروهی را در دست داشته باشند ؛ آنها تنها پرچم تونس و پلاکاردهای دست نوشته با خود داشتند و این موضوع در تمامی اعتراضات در همه شهرها به چشم می خورد.
مطالبه این انقلاب در روزهای نخست آن، حل مشکل بیکاری و وضعیت معیشتی بود. این درخواست با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. سطح مطالبات بالاتر رفت و بخش های دیگر را نیز شامل شد و در نهایت، مطالبه مردم، چیزی کمتر از کناره گیری رئیس جمهور نشد.
این در حالی است که تونس نسبت به شرایط و پتانسیل های خود به عنوان کشوری کوچک که از منابع زیرزمینی گسترده ای بهره مند نیست نسبت به دیگر کشورهای شمال آفریقا یا عربی، شرایط بسیار بهتری داشت. ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه به رشد اقتصادی تونس، لقب معجزه اقتصادی داده بود اما این معجزه نامتوازن بود و سراسر کشور را در بر نمی گرفت.
به دلیل قلع وقمع شدید دولت بن علی، افراد و احزاب مخالف در تونس و خارج از آن بسیار ضعیف اند و از قاعده مردمی هم برخوردار نیستند. این احزاب قادر به کشیدن مردم به خیابان ها و رهبری انقلاب یا موج اعتراض نیستند و در انتخابات های گذشته نیز از معرفی فردی قوی که او را یارای رقابت با بن علی باشد بازماندند.
حتی بسیاری از این افراد و احزاب پس از نطق پشیمانی بن علی در روز پنجشنبه گذشته، از آن استقبال کرده و برای مشارکت در کابینه ائتلافی، اعلام آمادگی کردند بی خبر از آنکه مردم به چیزی کمتر از کناره گیری شخص بن علی راضی نیستند.
آغاز انقلاب
حادثه ای به ظاهر ساده و کوچک که ممکن است روزانه دهها مرتبه در کشورهای مختلف روی دهد زمینه ساز جرقه انقلاب یک ماهه بود: توقیف چرخ سبزی فروشی جوان تحصیلکرده توسط یک پلیس زن و ضرب و شتم وی در یکی از شهرهای کوچک و دور از پایتخت.
همین عامل کافی بود تا این جوان در اعتراض به بیکاری، دست به خودسوزی بزند و این حادثه، مردم را به خیابان ها بکشاند و مشت آهنین پلیس برای مقابله با آنها در دو روز نخست پس از خودسوزی، دو کشته بگیرد.
این اتفاق زمینه را برای اوج گرفتن اعتراضات خیابانی و گسترش آنها به شهرهای دیگر فراهم کرد تا در نهایت در کمتر از یک ماه، موج اعتراضات، رئیس جمهور را وادار به فرار کند.
شاید اگر آن جوان سبزی فروش، تحصیلکرده نبود یا آن پلیس، زن نبود یا اگر آن پلیس زن به صورت جوان تحصیلکرده سبزی فروش سیلی نمی زد و آب دهان به سمت او پرتاب نمی کرد یا اگر پس از خودسوزی، مقامات به میان مردم می آمدند یا بلافاصله وزیر کشور عزل می شد (نه این که این اقدام در روزهای آخر انجام شود ) یا اگر در هنگام نخستین اعتراضات مردم پس از خودسوزی، آنها اجازه می یافتند بدون ممانعت و مقابله خشن و خونین پلیس به اعتراض خود بپردازند قطعا سطح مطالبات به کناره گیری رئیس جمهور نمی رسید. البته این نکته مهم است که نارضایتی ۲۳ ساله مردم از حکومت به یکباره و با جرقه خودسوزی، در یک ماه اعتراض خیابانی سرزیر کرد.
آتش زدن عکس زین العابدین بن علی رئیس جمهور تونس در اعتراضات مردمی عقب نشینی های دیرهنگام
رئیس جمهور تونس البته بعد از گسترش اعتراضات، سعی کرد امتیازهایی را به معترضان بدهد اما این امتیازات همگی دیرهنگام و بی فایده بودند. اولین امتیازی که او باید می داد حق راهپیمایی مسالمت آمیز به معترضان در روز نخست بعد از خودسوزی بود که برعکس به سرکوب شدید و خونین معترضین پرداخت. غافل از اینکه گوشی های موبایل، صحنه های خودسوزی و سرکوب خونین معترضان را به سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای کشاندند تا علاوه بر مردم سایر شهرهای تونس، مردم جهان را از این اتفاقات مطلع کنند.
رئیس جمهور تونس در طول اعتراضات یک ماهه، وزیر امور جوانان، استاندار سیدی بوزید (محل حادثه خودسوزی)، وزیر امور سرمایه گذاری، وزیر کشور، مشاور سیاسی، سخنگوی رئیس جمهور و در نهایت کابینه و پارلمان را منحل کرد اما هیچ یک از این اقدامات در زمان مناسب خود صورت نگرفت یا کافی نبود.
از موبایل های دوربین دار تا اینترنت و شبکه الجزیره
یکی دیگر از موضوعات مهم درباره با انقلاب تونس، پوشش خبری آن بود. در ابتدای شکل گیری آن در یک ماه پیش، در بین کشورهای عربی تنها شبکه الجزیره این موضوع را پوشش داد و دیگر کشورهای عربی، اسلامی و غربی به دلیل رابطه خوب با دولت تونس، از پوشش حوادث اولیه این کشور خودداری می کردند.
البته یکی از مشکلات در پوشش رسانه ای حوادث تونس این بود که دولت، خبرنگاران را از رفتن به شهر یا شهرهای محل اعتراض و تهیه گزارش و فیلم و عکس منع می کرد لذا آنچه از این شهرها بیرون می رفت صرفا گفته های منابع غیررسمی و فیلم هایی غیرحرفه ای و از لحاظ فنی، نامناسب بود که به وسیله گوشی های موبایل ضبط شده و به سایت های اینترنتی از جمله یوتیوپ و فیس بوک و البته سایت های خبری محلی و مخالف دولت تونس راه یافته بودند.
تشخیص صحت اظهارات منابع آگاه و این فیلم ها کاری بود که تنها از پس شبکه الجزیره بر آمد. این روند تا جایی ادامه یافت که خبرنگار الجزیره از تونس اخراج و دفتر آن تعطیل شد. با این حال، الجزیره به عنوان پیشرو رسانه ها، همچنان پای کار ماند و انقلاب تونسی ها را روی شبکه زنده نگه داشت و با در اختیار داشتن خبرنگاران زبده و آگاه به شرایط تونس همچنان به پوشش این حوادث پرداخت. همین پوشش رسانه ای کم کم دیگر رسانه ها به ویژه رسانه های عربی و فرانسوی را به صورت محدود اما روبه رشد وارد این ماجرا کرد تا آنها نیز به انتشار فیلم های موبایلی اعتراضات خیابانی مردم در شهرهای مختلف تونس بپردازند.
این پوشش رسانه ای علاوه بر آگاه کردن مخاطبان رسانه ها در کشورهای مختلف، مردم شهرهای تونس را از حجم اتفاقاتی که در کشورشان رخ می داد آگاه می کرد تا تبلیغات دولتی که معترضان را گروهی کوچک، تروریست و اغتشاشگر می دانست باور نکنند.
همچنین نه تنها شبکه های دولتی تونس به پوشش این اتفاقات نمی پرداختند بلکه همانطور که گفته شد دیگر شبکه های تلویزیونی همسایه و حتی فرانسوی هم از چنین کاری خودداری می کردند و مقامات کشورهای اروپایی و آمریکایی هم درباره نقص فاحش حقوق بشر و سرکوب معترضان در تونس، واکنش مناسبی از خود نشان ندادند. همین موضوع بارها با انتقاد گسترده فعالان حقوق بشر روبه رو شد.
نکته جالب توجه اینجاست که تا روز آخر انقلاب، تقریباً همه فیلم های منتشره در اینترنت و شبکه های ماهواره ای، فیلم هایی بودند که با موبایل ضبط شده بودند. با این حال رسانه های ماهواره ای و اینترنتی که هر دو از کنتزل دولت تونس خارج بودند روز به روز بر حجم مطالب درباره اعتراضات مردمی اضافه می کردند .
این روند، چرخه ای رو به شتاب را ایجاد کرد: یعنی اعتراضاتی انجام می شد، این اعتراضات در رسانه ها بازتاب می یافت و همین اطلاع رسانی بر حجم اعتراضات می افزود و کار را به آنجا رساند که حتی شبکه هایی مانند العربیه یا "فرانس ۲۴" که به جد از دولت تونس حمایت می کردند در روزهای آخر گوی سبقت را در پوشش تحولات این کشور از دیگران ربودند.
موبایل، اینترنت و ماهواره نقش محوری را در اطلاع رسانی از این حادثه برای بخش های مختلف مردم تونس و پیوستن آنها به موج اعتراضات خیابانی ایفا کردند.
همچنین مردم در تونس به دو زبان عربی و فرانسه سخن می گویند گرچه زبان رسمی عربی است. همین عامل باعث دسترسی و بهره مندی حداکثری این مردم از رسانه های ماهواره ای و اینترنتی شد.
البته دولت تونس نیز از همان ابتدا در اینترنت سایت های خبری و شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک را فیلتر کرد ولی قطعا در دوره کنونی با وجود فناوری های گسترده این فیلترینگ بهره ای نداشت. اشتباه نخواهد بود اگر بگوییم مهمترین عامل در کمک به معترضان تونسی برای پیروزی آنها اینترنت بود.
انقلابی بدون رهبر
انقلاب تونس یکی از نمودهای موفق شبکه ای شدن انسان هاست. بخش های مهمی از مردم تشکیل دهنده اعتراضات یا لیدرهای آنها از طریق اینترنت اطلاع رسانی و تبادل نظر می کردند و اصولا سازماندهی اعتراضات در اینترنت صورت می گرفت.
انقلاب تونس هیچ رهبری نداشت ، هیچ حزب یا گروهی آن را هدایت نمی کرد و این ، خود مردم بودند که از طریق رسانه های نوین و در رأس آنها اینترنت به سازماندهی و مدیریت جریان اعتراضات اقدام می کردند.
پیش از این در نقاط مختلف جهان هماهنگی و تعامل مردم در سایت های اینترنتی باعث اتفاقات زیادی شده بود. به عنوان مثال می توان به انتخابات گذشته ریاست جمهوری در آمریکا اشاره کرد. در این انتخابات یکی از شبکه های تلویزیونی محلی در اقدامی علیه مک کین نامزد جمهوری خواهان، پخش فیلمی منفی متشکل از چند قسمت را از زندگی خصوصی وی آغاز کرد.
هواداران مک کین در سایت های اینترنتی تعاملی، با طرح این موضوع برای مقابله با آن به رایزنی و تبادل نظر پرداختند و در نهایت تصمیم گرفتند آگهی دهندگان به این شبکه تلویزیونی را تحریم کنند.
آنها این موضوع را در نامه هایی به شبکه تلویزیونی مورد نظر و شرکت های آگهی دهنده به شبکه، اعلام کردند. همین عامل باعث اعمال فشار آگهی دهندگان بر شبکه تلویزیونی شد و در نهایت این شبکه نیز ضمن عذرخواهی از مک کین و هوادارانش، از پخش قسمت های دیگر این فیلم خودداری کرد.
جراحی بدون عوارض
در اعتراضات تونس رئیس جمهور کنار رفت و به همراه جمعی از نزدیکانش قدرت و کشور را ترک کردند. همین تغییر، تغییرات بنیادینی در تونس ایجاد کرد یعنی منجر به آزادی رسانه ها، مشارکت سیاسی و خلع ید جمعی از مفسدان اقتصادی از منابع و ثروت های عمومی شد و نگاه دولت را به سمت کاهش بیکاری و رسیدگی به وضعیت اقتصادی بخش مهمی از مردم جلب کردند.
با این حال این تغییرات بنیادین با حداقل تغییرات در ساختار حکومتی انجام شد. تنها شخص رئیس جمهور و نزدیکان وی از چرخه حکومت کنار گذاشته شدند ولی نخست وزیر وسایر وزرا و مقامات همان رئیس جمهور همچنان در حال فعالیت هستند و طبقه تکنوکرات های موجود در قدرت به بهانه دفاع یا حمایت از بن علی از قدرت خلع نشدند. ساختار اداری یا حکومتی تغییر داده نشد.
این به آن معنی است که حداکثر تغییر نرم افزاری با حداقل تغییر سخت افزاری روی داد. در این شیوه ارتش، پلیس و سازمان امنیتی در جای خود مانده اند. دادگاه ها، نهادهای مالی و پولی، شرکت ها و سازمان های مختلف هر یک با کارمندان و مدیران خود باقی مانده اند ولی تغییر رویه داده اند. در این صورت سرمایه های پولی و انسانی تونس نیز آسیب ندید و کشور از غارت همه جانبه و هرج ومرج گسترده به مانند آنچه در عراق پس از سقوط صدام شاهد بودیم رهایی یافت.
منبع افکارنیوز
۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه
نامه مهدی محمودیان به سران جنبش سبز
به هیچ قیمتی از مواضع به حق و اصولی خود دست برندارید
جرس: مهدی محمودیان در نامه ای با حمایت از رهبران جنبش سبز، خاتمی، موسوی و کروبی از تحرکات علیه آنان انتقاد کرده و خطاب به آنان نوشته است" از اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم خداجوی ایران پاسداری کرده اید کماکان ادامه داده و به هیچ قیمتی از مواضع به حق و اصولی خود دست برندارید .
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:
با سلام خدمت آقایان سید محمد خاتمی،میرحسین موسوی و مهدی کروبی
روزها و ماه ها از جفایی که در خرداد 88 بر مردم،قانون اساسی و جمهوریت نظام ما رفته است میگذرد و اینک یاران و فرزندان معنوی این ملت توسط کسانی آماج تهمت وابستگی به ضد انقلاب و صهیونیزم و آمریکا و هم سو بودن با آنها قرار میگیرند که پیش از انقلاب و در اوج مبارزات نه تنها در کنار ملت نبودند بلکه به زعم خود دامنشان را از ننگ سیاسی بودن پاک نگه میداشتند یعنی همان به اصطلاح ولایتی ها که خون به دل ملت و امام کردند.
در جریانات بعد از انتخابات صدها نفر از فرزندان این مرز و بوم کشته یا زخمی شدند و به دلایلی که میدانیم و میدانید عده ای تظاهرات اعتراضی و آرام مردم را به خشونت کشیدند و در این میان کسانی هم که با انقلاب و اسلام میانه ای نداشتند هیزم کش معرکه شدند تا جریان اصلاح طلبانه مردم را دچار انحراف و بد نامی کنند.جالبترین نکته در این بین همصدایی هر دو جریان خشونت طلب و ضدمردمی داخلی و خارج نشین بر هتاکی و تخطئه و تکفیر شما فرزندان راستین انقلاب است که هر روز در رسانه هایشان فزونی میگیرد.در این جریانات هزاران نفر در زندانهای قلنونی و غیر قانونی و بازداشتگاههای پیدا و نهان از کهریزک و اوین و رجایی شهر تا زندانها و بازداشتگاههای سایر شهرستانها مورد انواع آزار و اذیت از شکنجه های روحی و روانی تا ضرب و شتم و هتاکی های بیشمار قرار گرفتند.همه اینها هزینه ی درخواست پاسداشت حقوق ملت و پای فشاری بر سر آن است.
همه این دردها،فشارها و شکنجه ها را به همراه میلیونها ایرانی که به خیابانها آمده بودند تحمل کردیم تا در ایران و نظام جمهوری اسلامی انتخابات آزاد با اعمال قدرت و هدایت نهادهای آشکار و پنهان به انتصابات تبدیل نگردد و جمهوری اسلامی به معنای واقعی با جمع بین جمهوریت و اسلامیت آن پاس داشته شود.این روزها ملت شاهدند که مخالفین جمهوریت و اسلامیت در واکنش به حقارتها و شکست هایشان در برابر اراده ملت آزادیخواه ایران از طریق تریبونهای رسمی و غیر رسمی که غصب کرده اند چگونه پایگاهی برای هتاکی به فرزندان راستین ملت و انقلاب و آرمانهای آزادیخواهانه ی آنها ایجاد کرده اند.این روزها به جای شنیدن تمامی سخنان برحق اصلاح طلبان در خصوص برگزاری انتخابات قانونی و آزادی احزاب و تشکل های سیاسی و اجتماعی به راحتی به فرزاندان این ملت به خصوص شما سه عزیز تهمت و افترا میزنند و برخلاف تمام موازین عقلی،شرعی و قانونی در رسانه های عمومی که از طریق بیت المال اداره میشود مردم آزادیخواه ایران و در راس آنها شما فرزندان معنوی ملت،انقلاب و امام را مورد آماج شدیدترین تهمتها و هتاکی ها قرار میدهند تا شما عزیزان را به سکوت و تسلیم در برابر ظلم و جدایی از ملت وادار سازند.
عزیزان گرامی من به عنوان یک ایرانی مسلمان که چندی است در دستان ناقضین جمهوریت و اسلامیت نظام اسیرم از شما تقاضا دارم به حرمت خون شهدای انقلاب از آغاز تا امروز و به حرمت گریه ها و دلتنگی های مادران، پدران،همسران و فرزندان شهدا و اسرای جنبش سبز و به حرمت شکنجه دیدگان کهریزک،209بند و 2-الف و سایر زندانها و بازداشتگاههای پیدا و پنهان دیگر همانطور که تاکنون از اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم خداجوی ایران پاسداری کرده اید کماکان ادامه داده و به هیچ قیمیتی از مواضع به حق و اصولی خود دست برندارید و مبادا هیچگونه فشاری از هر سو سبب گردد تا دستیابی به خواسته های فرعی همچون آزادی ما اسرای دربند شما را از تاکید و پافشاری برخواسته های اصلی باز دارد زیرا در چنین حالتی حتی در صورت دستیابی به این خواسته تان تمامی زحمات ما و سایر کسانی که در این مدت متحمل انواع هزینه ها شده اند از بین خواهد رفت.عزیزان همانطور که ما از گذشتگان خود پرسیدیم که برای تحقق آزادی،عدالت و مردم سالاری دینی چه کرده اند فرزندان ما نیز چنین پرسشهایی را از ما خواهند پرسید پس کاری کنید که هم شما و هم ما بتوانیم در برابر پرسش آیندگان و وجدان بیدار بشری پاسخگو و سرفراز باشیم.
نصرمن الله و فتح قریب
مهدی محمودیان- دیماه هشتاد و نه- زندان رجایی شهر کرج
جرس: مهدی محمودیان در نامه ای با حمایت از رهبران جنبش سبز، خاتمی، موسوی و کروبی از تحرکات علیه آنان انتقاد کرده و خطاب به آنان نوشته است" از اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم خداجوی ایران پاسداری کرده اید کماکان ادامه داده و به هیچ قیمتی از مواضع به حق و اصولی خود دست برندارید .
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:
با سلام خدمت آقایان سید محمد خاتمی،میرحسین موسوی و مهدی کروبی
روزها و ماه ها از جفایی که در خرداد 88 بر مردم،قانون اساسی و جمهوریت نظام ما رفته است میگذرد و اینک یاران و فرزندان معنوی این ملت توسط کسانی آماج تهمت وابستگی به ضد انقلاب و صهیونیزم و آمریکا و هم سو بودن با آنها قرار میگیرند که پیش از انقلاب و در اوج مبارزات نه تنها در کنار ملت نبودند بلکه به زعم خود دامنشان را از ننگ سیاسی بودن پاک نگه میداشتند یعنی همان به اصطلاح ولایتی ها که خون به دل ملت و امام کردند.
در جریانات بعد از انتخابات صدها نفر از فرزندان این مرز و بوم کشته یا زخمی شدند و به دلایلی که میدانیم و میدانید عده ای تظاهرات اعتراضی و آرام مردم را به خشونت کشیدند و در این میان کسانی هم که با انقلاب و اسلام میانه ای نداشتند هیزم کش معرکه شدند تا جریان اصلاح طلبانه مردم را دچار انحراف و بد نامی کنند.جالبترین نکته در این بین همصدایی هر دو جریان خشونت طلب و ضدمردمی داخلی و خارج نشین بر هتاکی و تخطئه و تکفیر شما فرزندان راستین انقلاب است که هر روز در رسانه هایشان فزونی میگیرد.در این جریانات هزاران نفر در زندانهای قلنونی و غیر قانونی و بازداشتگاههای پیدا و نهان از کهریزک و اوین و رجایی شهر تا زندانها و بازداشتگاههای سایر شهرستانها مورد انواع آزار و اذیت از شکنجه های روحی و روانی تا ضرب و شتم و هتاکی های بیشمار قرار گرفتند.همه اینها هزینه ی درخواست پاسداشت حقوق ملت و پای فشاری بر سر آن است.
همه این دردها،فشارها و شکنجه ها را به همراه میلیونها ایرانی که به خیابانها آمده بودند تحمل کردیم تا در ایران و نظام جمهوری اسلامی انتخابات آزاد با اعمال قدرت و هدایت نهادهای آشکار و پنهان به انتصابات تبدیل نگردد و جمهوری اسلامی به معنای واقعی با جمع بین جمهوریت و اسلامیت آن پاس داشته شود.این روزها ملت شاهدند که مخالفین جمهوریت و اسلامیت در واکنش به حقارتها و شکست هایشان در برابر اراده ملت آزادیخواه ایران از طریق تریبونهای رسمی و غیر رسمی که غصب کرده اند چگونه پایگاهی برای هتاکی به فرزندان راستین ملت و انقلاب و آرمانهای آزادیخواهانه ی آنها ایجاد کرده اند.این روزها به جای شنیدن تمامی سخنان برحق اصلاح طلبان در خصوص برگزاری انتخابات قانونی و آزادی احزاب و تشکل های سیاسی و اجتماعی به راحتی به فرزاندان این ملت به خصوص شما سه عزیز تهمت و افترا میزنند و برخلاف تمام موازین عقلی،شرعی و قانونی در رسانه های عمومی که از طریق بیت المال اداره میشود مردم آزادیخواه ایران و در راس آنها شما فرزندان معنوی ملت،انقلاب و امام را مورد آماج شدیدترین تهمتها و هتاکی ها قرار میدهند تا شما عزیزان را به سکوت و تسلیم در برابر ظلم و جدایی از ملت وادار سازند.
عزیزان گرامی من به عنوان یک ایرانی مسلمان که چندی است در دستان ناقضین جمهوریت و اسلامیت نظام اسیرم از شما تقاضا دارم به حرمت خون شهدای انقلاب از آغاز تا امروز و به حرمت گریه ها و دلتنگی های مادران، پدران،همسران و فرزندان شهدا و اسرای جنبش سبز و به حرمت شکنجه دیدگان کهریزک،209بند و 2-الف و سایر زندانها و بازداشتگاههای پیدا و پنهان دیگر همانطور که تاکنون از اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم خداجوی ایران پاسداری کرده اید کماکان ادامه داده و به هیچ قیمیتی از مواضع به حق و اصولی خود دست برندارید و مبادا هیچگونه فشاری از هر سو سبب گردد تا دستیابی به خواسته های فرعی همچون آزادی ما اسرای دربند شما را از تاکید و پافشاری برخواسته های اصلی باز دارد زیرا در چنین حالتی حتی در صورت دستیابی به این خواسته تان تمامی زحمات ما و سایر کسانی که در این مدت متحمل انواع هزینه ها شده اند از بین خواهد رفت.عزیزان همانطور که ما از گذشتگان خود پرسیدیم که برای تحقق آزادی،عدالت و مردم سالاری دینی چه کرده اند فرزندان ما نیز چنین پرسشهایی را از ما خواهند پرسید پس کاری کنید که هم شما و هم ما بتوانیم در برابر پرسش آیندگان و وجدان بیدار بشری پاسخگو و سرفراز باشیم.
نصرمن الله و فتح قریب
مهدی محمودیان- دیماه هشتاد و نه- زندان رجایی شهر کرج
۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه
نازنین خسروانی در ملاقات با خانواده اش در اوین : سلول آنقدر سرد است که شبها انگار روی یخ خوابیده ایم !
چکیده : به گفته اعظم افشاریان مادر نازنین خسروانی با اینکه دمای هوا در این چند روز به شدت کاهش یافته است اما همچنان مسوولان بند 209 وزارت اطلاعات از دادن لباسهای گرم به نازنین خودداری کرده اند .مادر نازنین افزود :«نازنین به ما گفت هوای سلول انقدر سرد است که انگار شبها روی یخ خوابیده ایم .نمی دانم چرا مسوولان زندان حاضر نیستند لباسهای گرم را به دخترم برساننند .»////////////////////// خانواده نازنین خسروانی ، روزنامه نگار زندانی امروز پنج شنبه با او در زندان اوین دیدار کردند . اعظم افشاریان، مادر نازنین خسروانی در گفتگو با کلمه در این باره گفت :«نازنین در این ملاقات با اینکه از وضعیت روحی مناسبی برخوردار بود . اما از سرمای هوا در بند ۲۰۹ به شدت گلایه داشته است » به گفته اعظم افشاریان مادر نازنین خسروانی با اینکه دمای هوا در این چند روز به شدت کاهش یافته است اما همچنان مسوولان بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات از دادن لباسهای گرم به نازنین خودداری کرده اند . مادر نازنین افزود :«نازنین به ما گفت هوای سلول انقدر سرد است که انگار شبها روی یخ خوابیده ایم .نمی دانم چرا مسوولان زندان حاضر نیستند لباسهای گرم را به دخترم برساننند .» در سلولهای بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات تختی وجود ندارد و زندانی ها مجبورند بر زمین سرد بخوابند . این در حالی است که در این بند به زندانانیان لباس گرم یا پتوی اضافه هم نمی دهند . مادر نازنین ادامه داد :«:نازنین در این دیدار درباره اینکه چرا می خواستند بدون اینکه وکیلش یا ما بدانیم برایش دادگاه تشکیل دهند متعجب بود .» این روزنامه نگار روز چهارشنبه برای برگزاری دادگاهش به دادگاه انقلاب برده شده بود که به طور اتفاقی وکیلش را در دادگاه می بیند و وکیل ضمن صحبت با قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب و همکاری وی برگزاری دادگاه را به زمان دیگری موکول می کند . به گفته مادر نازنین خسروانی زمان برگزاری دادگاه هنوز مشخص نیست اما به عقیده خانم غیرت ، وکیل نازنین به زودی برگزار می شود
۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه
موسوی:اینهاروی گوبلزرادر جعل و دروغگوئی سفیدکرده اندوتهمت و دروغ را جزئی از دیانت متحجرانه وتوام باخرافات خود قرارده اند
اقتدارگرایان در ده روز نخست دی ماه، با لحنی عصبی و تهاجمی تر از قبل به تخریب شخصیت های جنبش سبز پرداختند. آنها در این روزها با موجی از شعار و توهین در قالب سخنرانی، مصاحبه، یادداشت و … علیه هواداران جنبش سبز و همچنین میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی به میدان آمدند. تا جایی که صدا و سیما در بخشهای مختلف خبری خود شعار مرگ بر خاتمی، موسوی و کروبی را به وضوح پخش کرد. هواداران دولت حتی خود را به جای خدا و ائمه معصوم نیز نشاندند و عنوان کردند که موسوی و خاتمی و کروبی توسط خدا هم بخشوده نخواهند شد. آنها در مقام داوری تا جایی پیش رفتند که مدعی شدند میرحسین موسوی، نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس، روز قیامت و اسلام را باور ندارد. میرحسین موسوی اما در برابر این همه توهین و ناسزا فقط سکوت کرد. بسیاری از هواداران جنبش سبز در این مدت پرسیده اند که چرا موسوی در برابر این تهاجم وسیع موضعی نگرفته است؟خبرنگار کلمه به همین مناسبت در گفت و گویی کوتاه پرسش هایی را در این مورد با وی مطرح کرده است. موسوی در پاسخ به سوالات کلمه، راه و روش تبلیغاتی اقتدارگرایان را متعلق به دوران قدیم دانسته و گفته است «آنها از شگردهایی استفاده می کنند که در رژیم های توتالیتر، شبیه شوروی دوران استالین و یا رومانی زمان چائوشسکو، استفاده می شد.» وی ضمن بی اثر خواندن این تبلیغات گفته است «این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است.» موسوی در این مصاحبه یک بار دیگر بر مطالبات بیانیه هفدهم خود تاکید کرده و خطاب به اقتدارگرایان اعلام کرده است: «شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد… اگرنه سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد.» متن مصاحبه خبرنگار کلمه را با میرحسین موسوی می خوانید: در هفته های اخیر، اقتدارگرایان هجمه تبلیغاتی بی سابقه ای را علیه شما و جنبش سبز انجام دادند، اما شما در برابر این هجوم سکوت کردید و موضعی نگرفتید. دلیل این سکوت چیست؟ انتظار خیلی از طرفداران جنبش سبز این بود که شما در برابر این همه تهاجم چیزی بگویید. بنده قصد پاسخ داشتم اما انتشار نامه برادر عزیزم آقای کروبی مرا منصرف کرد. نگاه ایشان دلیل بسیاری از این بداخلاقی ها را روشن می کند. دلیل دوم سکوتم آن بود که تبلیغاتی از این قبیل متعلق به دوران قدیم است و از شگردهایی استفاده می کند که در رژیم های توتالیتر شبیه شوروی دوران استالین و یا رومانی زمان چائوشسکو استفاده می شد. کسانی که این تبلیغات را سازمان دادند نه جامعه خودمان را می شناسند و نه درکی از فضای متحول بین المللی دارند. آنها در فضای قبل از گسترش تکنولوژی ارتباطات زندگی می کنند. ارزیابی شما از ده روز تهاجم که علیه شما و دیگر شخصیت های جنبش سبز صورت گرفت، چیست؟ چقدر تبلیغات اقتدارگرایان را اثربخش می دانید؟ به دلایلی که در پاسخ به سوال قبلی گفتم این تبلیغات نه تنها کم اثر بود بلکه بدلیل محتویات غیرمنصفانه خود اثر عکس داشت. این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است. تعجب آور هم نبود ما همه پیشنمازی را می شناسیم که گفت امریکا از طریق عربستان یک میلیارد دلار به ما کمک کرده و قول پنجاه میلیارد دیگر را بعد از پیروزی داده است و هنوز این آقا علیرغم این بهتان و دروغ، موقعیت رسمی خود را حفظ کرده است. به همین دلیل، اثرات این تبلیغات خارج از عرف توام با فحاشی های سخیف و تهدید، بیشتر از آنکه به جنبش رو به گسترش سبز لطمه بزند، حقانیت و سرزندگی جنبش سبز را نشان داد. اینها نمی توانند درک کنند وقتی کسی که به خاطر یک کبک یک انسان محترم را به قتل رسانده ادعا کند شخص عالمی مثل آقای خاتمی قرآن را نمی فهمد و یا در سایتهای خود، دادستان انقلابی و مورد اعتماد امام را جاسوس شوروی و قرآن پژوه مبارزی چون خانم رهنورد را با تهمت های مضحک، همکار خانواده مطرود رژیم پهلوی، و بنده و ایشان را به نقل از یک نویسنده درگذشته، که از ترس مردم به اروپا گریخت و در آنجا فوت کرد، فراماسون می نامند، مردم چگونه با این ادعاها روبرو می شوند. اینها روی گوبلز را در جعل و دروغگوئی سفید کرده اند و تهمت و دروغ را جزئی از دیانت متحجرانه و توام با خرافات خود قرار داده اند. البته یک نکته ظریف دیگر نیز وجود دارد که دستپخت این چنین شور از آب در می آید و آن اعتقاد ریشه ای بخشی از حاکمیت به خس و خاشاک و بزغاله و گوساله بودن میلیونها نفر از مردم این کشور است. یکی از دلایل دلیری اینان برای گفتن دروغهای بزرگ همین نگاه به ملت است. آنها هنوز باور به شعور ملت ندارند و متاسفانه در خلوت خود حتی از تصور حقوق شهروندی برای همه مردم و کرامت ذاتی برای همه انسانها وحشت می کنند. در مهدیه تهران و برخی تریبون های دیگر خطاب به شما و آقای کروبی و دیگر شخصیت های جنبش سبز گفتند که شماها عددی نیستید. شما چه نظری درباره چنین اظهار نظری دارید؟ اتفاقا این سخن کاملا درست است. نه بنده و نه کروبی نگفته ایم عددی هستیم. در احوالات شیخ ابوسعید ابوالخیر آمده است عالمی که با شیخ احساس رقابتی داشته کسی را پیش او می فرستد که من مثل یک فیل هستم و شما مثل یک پشه و شیخ جواب می دهد که به او بگوئید «ما هیچ نیستیم و آن پشه هم تو هستی». البته ما در مرتبه شیخ نیستیم ولی با تاسی به او می گوییم ماها عددی نیستیم. ولی این دلیل نمی شود که شما حقوق مردم را ضایع کنید و میثاق ملی را تا این اندازه خوار کنید. شما شبیه این مضمون را در بیانیه هفده، که پس از وقایع عاشورای تهران صادر کردید، نیز یادآور شده اید. آیا همچنان بر همان خواست ها تاکید می کنید؟ بله. بنده در اطلاعیه ۱۷ گفتم شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد. اگرنه سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد. این نوع تبلیغات دروغ و ناشیانه که همزمان با ادامه سرکوب و دستگیریها انجام می گیرد جز آنکه مردم را روز به روز بیشتر از اصلاح در چهارچوب قانون اساسی مایوس سازد فایده ای نخواهد داشت. دبیر کل موتلفه گفته است که شما یعد از انتخابات، در ملاقات با هیئتی با شمارش بخشی از آرا موافقت کردید و بعدا با ملاقاتهائی که با اعضای مشارکت و مجاهدین انقلاب داشته اید آنها شما را از این توافق قبلی منصرف کرده اند. آیا درست است؟ متاسفانه دبیر کل جدید موتلفه پختگی لازم را ندارد. درمورد این ادعا بنده آن را تکذیب می کنم. در آن جلسه، آخرین حرفی که زدم «قبول حکمیت» بود و اگر شرکت کنندگان در آن جلسه به حافظه خود رجوع کنند، بنده حتی چند نام را به طور مثال برای چنین هیئت حقیقت یابی مطرح کردم. بدترین بخش ادعای ایشان تهمتی است که به دو گروه سیاسی معتبر کشور زده اند، در حالی که اعضای اصلی آنها در بند هستند. البته علاوه بر ایشان برای چندمین بار یکی از وزرای زمان دفاع مقدس با استناد به یک نشریه غربی به صورت ترجیع بند نقل قولی از بنده می کند که با توجه به خدمات ایشان به بهداشت کشور تا کنون صبر کردم که چیزی نگویم. بنده تعجب می کنم ایشان که ادعای مسلمانی دارد، علیرغم این همه مدرک و سند و سخنرانی و اطلاعیه های بنده و بحثی که یک بار با ایشان کردم به قول یک نشریه آمریکائی تکیه می کند و از آن فراتر می رود و برخلاف گفته ها و کردار قدیم خود در مورد گذشته سیاسی اینجانب به قضاوت می نشیند. مگر انکه بگوئیم در آن موقع تظاهر می....
۱۳۸۹ دی ۲۱, سهشنبه
ریزش در سپاه شدت گرفت. نامه سردار سپاه به خامنهای
حضور ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی خامنه ای با صلوات بر محمد و آل محمد (ص) و ...... متاسفانه شاهد اقداماتی شدند كه ظهور فرقه ای جدید در میان حامیان نظام و انقلاب اسلامی را جلوه گر ساخته است، فرقه ای كه: - طراحی و سناریو سازی برای هتك حرمت و از صحنه خارج كردن مسلمانان را مباح می دانند. - دروغگویی و كتمان حقیقت را مجاز می شمرند و در این عمل قاضی و حاكم شرع و ولی امر مسلمین برایشان فرقی نمی كند. - حمله به بی پناهان را برای إعمال اصل رعب، مباح می دانند و در این راه بچه، پیر، زن محجبه، روحانی و ... برایشان فرقی نمی كند. - بازرسی از منازل، دستگیری، نگهداری بی گناهان را بدون نظر قاضی، در راستای تفهیم هزینه ها به دوست و دشمن جایز می شمرند. - حمله به بیت علما و مراجع را برای خاموش كردن نقدها و بستن راه های رسیدگی به جرم شان مجاز می شمرند. - هر كس حتی قدیمی ترین یاران نظام و انقلاب اگر فقط كلمه ای بر خلاف میلشان به زبان آورد؛ به لشكر یزید وارد شده و در صف دشمنان تكفیر می گردد. - هیچ نظارتی را برخورد نمی پذیرند و برای پاسخگو نبودن در برابر اعمالشان با لباس شخصی و مردمی به سوی مردم شلیك می كنند و آنقدر مقید عمل می كنند كه حتی گلوله ای اسراف نشود....... در راستای پاسداری از حریم و حرمت ولایت فقیه برخی بسترهای امنیت ملی را حضورتان مرور می نمایم: ۱- اصل نظام ولایت فقیه از اصول نظام مقدس ج.ا.ا. است و چون در قانون لایتغیر است به عنوان اصل در كنار سایر اصول نظام طرح گردیده است. ۲- شخص ولی فقیه بدلیل وجود مكانیزم جابجایی و تغییر جز اصول نظام نبوده و اركان حقوقی و افراد حقیقی كشور باید این آمادگی را داشه باشند كه در مقابل تغییر قانونی ولی فقیه مقاومت و كارشكنی نكنند. ۳- هیچ ارگان و فردی حق ندارد آنقدر به شخص ولی فقیه قداست و ربانیت بخشد كه بررسی عملكرد و احتمالا إعمال قانون، برای كشور غیر ممكن یا پرهزینه گردد. ۴- هر گونه دفاع از شما دفاع از فردی قانونی است كه با وظایف مشخص برای حفظ و پایداری اصول نظام (آرمانها، منافع و اهداف نظام) مقدس ج.ا.ا. تحت نظارت خبرگان منتخب ملت در حال انجام وظیفه است. ۵- برخورد با غالیان، سنت معصومین علیهم السلام و جانشینان خلف ایشان، علمای بزرگوار شیعه بوده و خواهد بود و پیشگیری از شكل گیری فرق غالیه برای آنها كه چیزی جز زحمت برای مریدانشان نداشته، لازم شمرده شده، چه رسد به آنهایی كه در قدرت باشند و از منافع دنیا سرمست در رفاه و امنیت خواهند بود.....ولی امر معظم انقلاب اسلامی..... - برای یك سرباز مقدور نیست دوبار اینگونه سخن بگوید. - برای یك سرباز مقدور نیست دوبار برای دسترسی به فرمانده خود اقدام كند. - برای یك سرباز مقدور نیست بدون پشتیبانی فرمانده اش بیش از این در مقابل این سیر انحطاط مقاومت كند. ....خاك پای پاسداران انقلاب اسلامی سید محمد ابوترابی منبع جرس
۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه
هشدار هاشمی رفسنجانی به علی خامنه ای فتح خاکریز شما را گذاشته اند برای پایان کار
هاشمی رفسنجانی، به مناسبت 19 دیماه، روز قیام مردم شهر قم برای محکوم ساختن مقاله توهین آمیزی که با امضای "رشیدی مطلق" طبق دستور دربار شاهنشاهی علیه آیت الله خمینی در روزنامه های وقت منتشر شده بود، پیام معنا داری منتشر کرد. قیام مردم قم در 19 دیماه، سرآغاز یک سلسله تظاهرات و مراسم چهلم کشته شدگان تظاهرات در شهرهای مختلف شد، تا سرانجام به سقوط رژیم استبدادی شاه انجامید. در آن مقاله توهین آمیز و سراسر آمیخته به دروغ، آیت الله خمینی، از شجره یک هندی معرفی شده بود و...
هاشمی رفسنجانی این سالگرد را مبنای پیامی قرار داده که روی اصلی سخن و بویژه خط پایانی آن، هشداری است به علی خامنه ای تا بداند قدم در کدام مرداب گذاشته است. حجم توهین و دروغ مقاله رشیدی مطلق، هرگز به پای مطالب توهین آمیز و سراسر دروغ و تزویری که در سالهای اخیر- بویژه از فردای کودتای 22 خرداد- در مطبوعات حکومتی و صدا و سیما، علیه روحانی و غیر روحانی پخش و از سکوی نماز جمعه ها تکرار می شود نمی رسد!
شاه بیت پیام هاشمی رفسنجانی که کامل آن را در همین شماره پیک نت می خوانید، چنین است:
« 30 سال پس از انقلاب، مارهای افسرده، که سر در خاك انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقیهای سیاسی و اختلافات سلیقهای، پوستاندازی كرده و سر برآوردهاند و خاكریز به خاكریز جلو میآیند و شاهدیم كه پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند. تأسفآور است كه این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلقها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیدهاند و رندانه با چراغی كه دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد میدانند، مزورانه پشت خاكریزی پناه گرفتهاند كه مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود.
هاشمی رفسنجانی در پیام خود نوشت:
توهین و تهمت به كسانی كه جایگاهی در قلوب مردم یك سرزمین یا پیروان یك آیین الهی دارند، شیوه همیشگی كسانی است كه پایههای قدرت خویش را بر تارهای عنكبوتی بنا نهادهاند و شگفتا در تاریخ بسیار دیدیم و شنیدیم كه حاكمان ناحق بسیاری، برای بقای خویش به این شیوه نخنما تمسك جستند و هربار نیز آفتاب حقیقت از پس ابر توهین و تهمت بردمید و اساس شبپرستان را درنوردید، اما اذناب جور به این میراث اجدادی خویش پایبندند.
فراز و فرود تاریخ و تهمت و توهین طاغوتیان در حق حقگویان را در 1400 سال گذشته میدانید و به رسم ایجاز، به تاریخ معاصر ایران، به عنوان ام القرای جهان اسلام میپردازم كه سلطنتی به شیوه اشراف مكه و مدینه در اندیشه شوم حكومت موروثی به شیوه دیكتاتوری و استبدادی داشت.
مردی از قبیله اهل بیت(علیهمالسلام) علم مبارزه ضدطاغوت را هرچند گروهی در آن مقطع پرچم ضلال میدانستند، برافراشت و در طول 17 سال با زبرالحدیدهایی كه داشت، مردم را به میدان آورد.
اگر در نقطه آغاز مبارزه، رژیم پهلوی با كشتار بیرحمانه در 15 خرداد 42 و تبعید امام و حبس مبارزان، تسمه از گرده مردم كشید و به قول خویش زهر چشم گرفت، اما آن آتش، زیر خاكستر نهان بود و هر ازچند گاهی انفاس قدسیه امام(ره) در بیانیهها و روشنگریهای مبارزان در سخنرانیها، بر آن میدمید و در گذر زمان به سال 1356 رسیدیم.
رژیم پهلوی براساس اطلاعات میدانی ساواك كه بعضاً تا عمق خانوادهها نیز نفوذ داشت، مانند سران مشرك قریش، پی به عجز خویش در مقابله با اقبال روزافزون مردم به امام و نهضت روحانیت برد و در همان سال، دو سیاست را برای ترور فیزیكی و شخصیتی امام پی گرفت.
برای ترور فیزیكی نور چشم امام، حاج آقا مصطفی خمینی را در آبان ماه 1356 نشانه گرفتند تا امام را از ادامه مبارزه مأیوس كنند. اما وقتی استواری امام را در تداوم مبارزه و صلابت مردم در حمایت از امام دیدند، در دی ماه همان سال سیاست ترور شخصیتی امام را در دستور كار خویش قرار دادند و مقالهای سراسر توهین و تهمت به امام را در روزنامه اطلاعات منتشر كردند كه به اعتراف دوست و دشمن، اتفاقات پس از آن، سقوط رژیم پهلوی را در سراشیبی تسریع نهاد.
مردم همه شهرهای ایران، به خصوص مردم شهر قم كه امام را با همه سوابق میشناختند، چون آتشفشانی به خروش آمدند و اگرچه در 19دی در خیابانهای قم در خون خویش غلتیدند، اماگدازههای خشم و نفرت خویش را بر كاخ پوشالی و سست بنیاد پهلوی ریختند.
همراهی پیر و جوان و زن و مرد قم با طلبهها، فضلا، علمای بیدار و مراجع بزرگوار برای دفاع از حقانیت وجود یك سید جلیلالقدر از سلاله پاكان ثابت كرد كه تقدیر الهی در قرار دادن مضجع شریف حضرت معصومه(س) در قم و بعدها تأسیس حوزه علمیه در این خطه از جغرافیای وسیع ایران بیحكمت نبوده است.
مردم قم در 19 دی 1356 با خون خویش درختی را آبیاری كردهاند كه سالها پیش خون مردم تهران و كفنپوشان ورامین و خود قم در پای نهال آن ریخته شده بود. درختی كه شاگردان امام در طول 15 سال تبعید رهبر خویش با تحمل مرارتهای شكنجه و زندان نگذاشتند شاخههای انحرافی بر آن رشد نماید، درختی كه یك سال پس از قیام خونین مردم قم با عنوان «جمهوری اسلامی» ثمر داد. درختی كه در سالهای پس از پیروزی، تثبیت و تداوم خویش با حضور مردم و اهدای خون جوانان در دفاع مقدس، سایه گستر شده است.
اینك 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و بقایای فكری دینزدایی و روحانیتستیزی كه در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاك انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقیهای سیاسی و اختلافات سلیقهای، پوستاندازی كرده و سر برآوردهاند و خاكریز به خاكریز جلو میآیند و شاهدیم كه پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند.
تأسفآور است كه این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلقها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیدهاند، رندانه با چراغی كه دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد میدانند، مزوّرانه پشت خاكریزی پناه گرفتهاند كه مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود.
هاشمی رفسنجانی این سالگرد را مبنای پیامی قرار داده که روی اصلی سخن و بویژه خط پایانی آن، هشداری است به علی خامنه ای تا بداند قدم در کدام مرداب گذاشته است. حجم توهین و دروغ مقاله رشیدی مطلق، هرگز به پای مطالب توهین آمیز و سراسر دروغ و تزویری که در سالهای اخیر- بویژه از فردای کودتای 22 خرداد- در مطبوعات حکومتی و صدا و سیما، علیه روحانی و غیر روحانی پخش و از سکوی نماز جمعه ها تکرار می شود نمی رسد!
شاه بیت پیام هاشمی رفسنجانی که کامل آن را در همین شماره پیک نت می خوانید، چنین است:
« 30 سال پس از انقلاب، مارهای افسرده، که سر در خاك انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقیهای سیاسی و اختلافات سلیقهای، پوستاندازی كرده و سر برآوردهاند و خاكریز به خاكریز جلو میآیند و شاهدیم كه پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند. تأسفآور است كه این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلقها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیدهاند و رندانه با چراغی كه دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد میدانند، مزورانه پشت خاكریزی پناه گرفتهاند كه مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود.
هاشمی رفسنجانی در پیام خود نوشت:
توهین و تهمت به كسانی كه جایگاهی در قلوب مردم یك سرزمین یا پیروان یك آیین الهی دارند، شیوه همیشگی كسانی است كه پایههای قدرت خویش را بر تارهای عنكبوتی بنا نهادهاند و شگفتا در تاریخ بسیار دیدیم و شنیدیم كه حاكمان ناحق بسیاری، برای بقای خویش به این شیوه نخنما تمسك جستند و هربار نیز آفتاب حقیقت از پس ابر توهین و تهمت بردمید و اساس شبپرستان را درنوردید، اما اذناب جور به این میراث اجدادی خویش پایبندند.
فراز و فرود تاریخ و تهمت و توهین طاغوتیان در حق حقگویان را در 1400 سال گذشته میدانید و به رسم ایجاز، به تاریخ معاصر ایران، به عنوان ام القرای جهان اسلام میپردازم كه سلطنتی به شیوه اشراف مكه و مدینه در اندیشه شوم حكومت موروثی به شیوه دیكتاتوری و استبدادی داشت.
مردی از قبیله اهل بیت(علیهمالسلام) علم مبارزه ضدطاغوت را هرچند گروهی در آن مقطع پرچم ضلال میدانستند، برافراشت و در طول 17 سال با زبرالحدیدهایی كه داشت، مردم را به میدان آورد.
اگر در نقطه آغاز مبارزه، رژیم پهلوی با كشتار بیرحمانه در 15 خرداد 42 و تبعید امام و حبس مبارزان، تسمه از گرده مردم كشید و به قول خویش زهر چشم گرفت، اما آن آتش، زیر خاكستر نهان بود و هر ازچند گاهی انفاس قدسیه امام(ره) در بیانیهها و روشنگریهای مبارزان در سخنرانیها، بر آن میدمید و در گذر زمان به سال 1356 رسیدیم.
رژیم پهلوی براساس اطلاعات میدانی ساواك كه بعضاً تا عمق خانوادهها نیز نفوذ داشت، مانند سران مشرك قریش، پی به عجز خویش در مقابله با اقبال روزافزون مردم به امام و نهضت روحانیت برد و در همان سال، دو سیاست را برای ترور فیزیكی و شخصیتی امام پی گرفت.
برای ترور فیزیكی نور چشم امام، حاج آقا مصطفی خمینی را در آبان ماه 1356 نشانه گرفتند تا امام را از ادامه مبارزه مأیوس كنند. اما وقتی استواری امام را در تداوم مبارزه و صلابت مردم در حمایت از امام دیدند، در دی ماه همان سال سیاست ترور شخصیتی امام را در دستور كار خویش قرار دادند و مقالهای سراسر توهین و تهمت به امام را در روزنامه اطلاعات منتشر كردند كه به اعتراف دوست و دشمن، اتفاقات پس از آن، سقوط رژیم پهلوی را در سراشیبی تسریع نهاد.
مردم همه شهرهای ایران، به خصوص مردم شهر قم كه امام را با همه سوابق میشناختند، چون آتشفشانی به خروش آمدند و اگرچه در 19دی در خیابانهای قم در خون خویش غلتیدند، اماگدازههای خشم و نفرت خویش را بر كاخ پوشالی و سست بنیاد پهلوی ریختند.
همراهی پیر و جوان و زن و مرد قم با طلبهها، فضلا، علمای بیدار و مراجع بزرگوار برای دفاع از حقانیت وجود یك سید جلیلالقدر از سلاله پاكان ثابت كرد كه تقدیر الهی در قرار دادن مضجع شریف حضرت معصومه(س) در قم و بعدها تأسیس حوزه علمیه در این خطه از جغرافیای وسیع ایران بیحكمت نبوده است.
مردم قم در 19 دی 1356 با خون خویش درختی را آبیاری كردهاند كه سالها پیش خون مردم تهران و كفنپوشان ورامین و خود قم در پای نهال آن ریخته شده بود. درختی كه شاگردان امام در طول 15 سال تبعید رهبر خویش با تحمل مرارتهای شكنجه و زندان نگذاشتند شاخههای انحرافی بر آن رشد نماید، درختی كه یك سال پس از قیام خونین مردم قم با عنوان «جمهوری اسلامی» ثمر داد. درختی كه در سالهای پس از پیروزی، تثبیت و تداوم خویش با حضور مردم و اهدای خون جوانان در دفاع مقدس، سایه گستر شده است.
اینك 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و بقایای فكری دینزدایی و روحانیتستیزی كه در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاك انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقیهای سیاسی و اختلافات سلیقهای، پوستاندازی كرده و سر برآوردهاند و خاكریز به خاكریز جلو میآیند و شاهدیم كه پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند.
تأسفآور است كه این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلقها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیدهاند، رندانه با چراغی كه دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد میدانند، مزوّرانه پشت خاكریزی پناه گرفتهاند كه مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود.
۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه
دروغ با سرعت نور!
احمدينژاد: پول يارانهها پول امام زمان است و بركت دارد./ایرنا
عليرضا افشار، معاون وزير كشور: مردم در فتنه 88 ثابت كردند پشتيبان نظام هستند./ایرنا
محمدتقي رهبر، رئيس فراكسيون روحانيون مجلس: شروط مضحك خاتمي تلاش بيهوده براي زنده كردن يك جريان
مرده سياسي است./فارس
وزير صنايع و معادن:قانون هدفمندسازي يارانهها، نشاندهنده ثبات اقتصادي و سياسي جمهوري اسلامي است./ایسنا
آيتالله نوري همداني: تنها حكومت اسلامي بعد از امير المؤمنين (ع) همين نظام اسلامي است كه در رأس آن ولي فقيه قرار دارد./فارس
محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج:انقلاب اسلامي و ارزشهاي آن با سرعت نور حركت ميكنند و اين به دليل داشتن مكتب اسلام است./فارس
ابراهیم فیاض، استاد دانشگاه امام صادق: محرک جنسی عامل حوادث پس از انتخابات بود!/آفتاب
عليرضا افشار، معاون وزير كشور: مردم در فتنه 88 ثابت كردند پشتيبان نظام هستند./ایرنا
محمدتقي رهبر، رئيس فراكسيون روحانيون مجلس: شروط مضحك خاتمي تلاش بيهوده براي زنده كردن يك جريان
مرده سياسي است./فارس
وزير صنايع و معادن:قانون هدفمندسازي يارانهها، نشاندهنده ثبات اقتصادي و سياسي جمهوري اسلامي است./ایسنا
آيتالله نوري همداني: تنها حكومت اسلامي بعد از امير المؤمنين (ع) همين نظام اسلامي است كه در رأس آن ولي فقيه قرار دارد./فارس
محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج:انقلاب اسلامي و ارزشهاي آن با سرعت نور حركت ميكنند و اين به دليل داشتن مكتب اسلام است./فارس
ابراهیم فیاض، استاد دانشگاه امام صادق: محرک جنسی عامل حوادث پس از انتخابات بود!/آفتاب
۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه
زهرا بهرامی شهروند ایرانی _ هلندی به اعدام محکوم شد
زهرا بهرامی شهروند ایرانی-هلندی و یکی از زنان دستگیر شده روز عاشورا از طرف شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است. حکم اعدام زهرا بهرامی بعد از یک سال بازداشت موقت برای وی صادر شده است. وی از ششم دی ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و مدت ها در بند ۲۰۹ زندان اوین و در سلول های انفرادی به سر برده بود. به گزارش رهانا و به نقل از «فعالین حقوق بشر و دموکراسی» این حکم به وی کیل وی، خام ژینوس شریف راضی ابلاغ شده است. این حکم از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران صادر شده است. بر پایه این گزارش قاضی صلواتی وکیل بهرامی را نسبت به «اطلاعرسانی و مصاحبه با رسانهها» تهدید کرده و از او خواسته است که این حکم را به اطلاع خانوادهاش نرساند و تنها بگوید «حکمی برای زهرا بهرامی صادر شده است.» اتهام زهرا بهرامی که بابت آن به اعدام محکوم شده است«حمل و فروش موادر مخدر» است که به سبب آن در تاریخ ۱۶ آذر ماه مورد محکامه قرار گرفته بود. پیشتر برخی گزارشها از این اتهام «واهی» و نسبت دادن آن به یک شهروند معترض در تظاهراتهای خیابانی روز عاشورای سال گذشته «هشدار» داده بودند. زهرا بهرامی در جلسه دادگاه این اتهام را «رد کرده» و اعتراف به آن به خاطر «شکنجهها جسمی و روحی» خود در بند ۲۰۹ زندان اوین اعلام کرده بود. همچنین قرار است به اتهامات «سیاسی» این زندانی تا دو ماه دیگر رسیدگی شود. اتهام خانم بهرامی «محاربه» اعلام شده که یکی از احکام صادر شده برای آن میتواند صدور حکم اعدام دیگری باشد که قاضی صلواتی نیز این مساله را بازگو کرده است.
۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه
قیمت گازوئیل به نرخ پیش از حذف یارانه ها بازگشت عقب نشینی حکومت در برابر کامیونداران اعتصابی جنوب
سلام خدمت شما- درادامه ممنوعیت انتشار اخبار اعتصاب ها، مخصوصا اعتصاب های مرتبط با هدفمند کردن یارانه ها، همانطور که در خبری که قبلا فرستاده بودم و روز دوشنبه منتشر کردید،
باطلاع می رسانم که بزرگترین اعتصاب کشنده ها(تریلر) در بندرعباس جریان داشت. براثر این اعتصاب پایانه های رجائی و باهنر بندرعباس فلج شده است. این اعتصاب در اعتراض به حذف یارانه گازوئیل آغاز شد.
در بوشهرهم اعتصاب راننده ها 10 روزی طول کشید اما وسعت آن باندازه اعتصاب بندرعباس نبود. بالاخره استانداری بوشهر راسا تصمیم گرفت سهمیه گازوئیل با نرخ دولتی را افزایش دهد. نرخ حمل یک کانتینر 40 فوت از بوشهر به تهران امروز(سه شنبه- دیروز) 1700 شد که قبل از اجرای طرح هدفمند یک میلیون تومان بود. یعنی 700 هزار تومان افزایش یافته است.
هم در بندرعباس و هم در بوشهر با افزایش سهمیه گازوئیل و افزایش کرایه حمل و وعده هایی در باره بازپرداخت وام کامیون ها توانستند با اعتصابیون به توافق موقت برسند. من روی موقت بودن توافق تاکید می کنم، چون اطمینان دارم دولت به هیچ معیار و عهد و پیمانی پایبند نیست و منتظر فرصت برای تلافی امنیتی است. از طرف دیگر گرانی دیگر خدمات و مایحتاج از طریق دیگری دوباره روی کامیونداران فشار خواهد آورد.
موفق باشید
همزمان با دریافت این پیام خبری، خبرگزاری های داخلی کشور، بی آنکه اشاره به اعتصاب بندرعباس بکنند، تنها اعلام داشتند که دولت نرخ گازوئیل آزاد را باردیگر از 350 تومان به 150 تومان بازگرداند.
خبرگزاری مهر در این باره و به نقل از وزیر بازرگانی اعلام کرد: سهمیه بندی ناوگان حمل و نقل بین شهری، شامل اتوبوس، مینی بوس و کامیون در دو هفته اول اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها باعث بروز برخی اختلالات در حمل بار و مسافر شد. به همین دلیل تصمیم گرفته شد در سهمیه بندی تجدید نظر شود، زیرا با مشکلات حمل و نقل عمومی کشور روبرو شده بودیم. ادامه سهمیه بندی و نرخ 350 تومان می توانست باعث بالا رفتن کرایه حمل و در نتیجه قیمت تمام شده کالاها شود.
فعلا سهمیه های در نظر گرفته شده تا آخر دیماه با قیمت 150 تومان به علاوه یک ریال در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد. قرار است در بهمن ماه، تصمیمات جدیدی اتخاذ شود.
باطلاع می رسانم که بزرگترین اعتصاب کشنده ها(تریلر) در بندرعباس جریان داشت. براثر این اعتصاب پایانه های رجائی و باهنر بندرعباس فلج شده است. این اعتصاب در اعتراض به حذف یارانه گازوئیل آغاز شد.
در بوشهرهم اعتصاب راننده ها 10 روزی طول کشید اما وسعت آن باندازه اعتصاب بندرعباس نبود. بالاخره استانداری بوشهر راسا تصمیم گرفت سهمیه گازوئیل با نرخ دولتی را افزایش دهد. نرخ حمل یک کانتینر 40 فوت از بوشهر به تهران امروز(سه شنبه- دیروز) 1700 شد که قبل از اجرای طرح هدفمند یک میلیون تومان بود. یعنی 700 هزار تومان افزایش یافته است.
هم در بندرعباس و هم در بوشهر با افزایش سهمیه گازوئیل و افزایش کرایه حمل و وعده هایی در باره بازپرداخت وام کامیون ها توانستند با اعتصابیون به توافق موقت برسند. من روی موقت بودن توافق تاکید می کنم، چون اطمینان دارم دولت به هیچ معیار و عهد و پیمانی پایبند نیست و منتظر فرصت برای تلافی امنیتی است. از طرف دیگر گرانی دیگر خدمات و مایحتاج از طریق دیگری دوباره روی کامیونداران فشار خواهد آورد.
موفق باشید
همزمان با دریافت این پیام خبری، خبرگزاری های داخلی کشور، بی آنکه اشاره به اعتصاب بندرعباس بکنند، تنها اعلام داشتند که دولت نرخ گازوئیل آزاد را باردیگر از 350 تومان به 150 تومان بازگرداند.
خبرگزاری مهر در این باره و به نقل از وزیر بازرگانی اعلام کرد: سهمیه بندی ناوگان حمل و نقل بین شهری، شامل اتوبوس، مینی بوس و کامیون در دو هفته اول اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها باعث بروز برخی اختلالات در حمل بار و مسافر شد. به همین دلیل تصمیم گرفته شد در سهمیه بندی تجدید نظر شود، زیرا با مشکلات حمل و نقل عمومی کشور روبرو شده بودیم. ادامه سهمیه بندی و نرخ 350 تومان می توانست باعث بالا رفتن کرایه حمل و در نتیجه قیمت تمام شده کالاها شود.
فعلا سهمیه های در نظر گرفته شده تا آخر دیماه با قیمت 150 تومان به علاوه یک ریال در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد. قرار است در بهمن ماه، تصمیمات جدیدی اتخاذ شود.
۱۳۸۹ دی ۱۴, سهشنبه
غلامحسین اژه ائی گفت:محاكمه، آمادگي نميخواهد و اگر هم آماده نباشد در صورت فراهم بودن اقتضائات محاكمه خواهد شد
غلامحسين محسنياژهاي، سخنگوی قوه قضاییه ایران، در خصوص نامه مهدی کروبی مبنی بر اعلام آمادگی برای حضور در دادگاه و محاکمه وی گفت: «محاكمه، آمادگي نميخواهد و اگر هم آماده نباشد در صورت فراهم بودن اقتضائات محاكمه خواهد شد». وی همچنین رسیدگی به پرونده «سران فتنه» و محاکمه آنها را ملزم به «اقتضائاتي» دانست که :« هر وقت زمينههاي آن فراهم شد، صورت خواهد گرفت.»
محسنياژهاي در نشست خبری صبح امروز خود با تاکید بر این مساله که پرونده افرادي كه «متهم هستند به خصوص كساني كه به نظام ظلم بزرگي كردند و به دشمن اميد دادند» بايد مورد رسيدگي قرار گيرد در خصوص برخورد با «اتاق فكر سران فتنه» تصريح كرد: «جرمي كه واقع ميشود و يا اتهامي كه به كسي منتسب است گاه مشهود است و گاه غيرمشهود. اگر جرمي مشهود باشد، نيروي انتظامي ميتواند طبق وظيفه خود و حتي دستور قضايي اقدامات قانوني را صورت دهد و پس از دستگيري فرد او را در اختيار قوه قضاييه بگذارد. اما اگر جرم مشهود نبود، در صورتي كه گزارش ارايه شده باشد، دادستان اقدام به تعقيب ميكند و اگر نيازي بود براي انجام تحقيقات پرونده را به نيروي انتظامي يا دستگاههاي امنيتي ارجاع ميدهد. حال اگر مطلبي پنهاني بود و از هيچ طريقي به دادستان اعلام نشد، طبعا اين دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي هستند كه اگر گزارشي داشته باشند و در صورتي كه به مستندات قابل استنادي رسيده باشند، موضوع را به دستگاه قضايي اعلام ميكنند و پرونده مورد رسيدگي قرار ميگيرد.»
وی در پاسخ به سوال یک خبرنگار در خصوص محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران كه آيا قوه قضاييه وی را جزو «سران فتنه» ميداند يا خير؟اظهار كرد: «قوه قضاييه به اتهام افراد رسيدگي ميكند و با اين عناوين جلو نميرود. اين اتهامات بايد از طرف مراجع رسمي ذيصلاح و يا خود مدعيالعموم اعلام شود و دستگاه قضايي نيز بر اساس اتهامات قانوني بررسيها را صورت خواهد داد.»
سخنگوی قوه قضاییه در خصوص متهمان پرونده عاشورای سال ۸۸ نیز بر دستگیری، محاکمه و اجرای حکم عدهای از این متهمین تاکید کرد: عدهای از آنها در زندان به سر ميبرند و خيليها هم با اظهار پشيماني و ندامت احكامشان تعليق و آزاد شده است. البته تعدادي هم هستند كه پرونده آنها در حال رسيدگي قرار دارد. ۳ نفر از اين افراد هم با نظر پزشك و به علت شرايط جسمي خارج از ايران هستند و اين در حالي است كه حكمشان قطعي شده است.»
وی در خصوص حکم صادره در پرونده کاوه اشتهاردی، مدیر مسوول روزنامه ایران نیز خاطرنشان کرد: «حكم صادره در خصوص پرونده مدير مسئول روزنامه ايران حبس و شلاق تعليقي است ولي طوري عنوان شده كه گويا حكم قطعي است اما بايد توجه كرد كه اين رأي قابل تجديدنظرخواهي است.»
وي با بيان اينكه قاضي پرونده مستندات ارائه شده از سوي مدير مسئول روزنامه ايران را به دليل عدم اثبات در هيچ محكمهاي قابل قبول ندانسته است، گفت: بر فرض صحيح نبودن اين حكم هم ميتوان به آن اعتراض كرد تا دوباره رسيدگي شود.
۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه
ضرغامی: بسیج نتوانست بترکاند! مجبور شد باتوم به دست بگیرد
رییس سازمان صداوسیما با بیان اینکه ” آنتن امروز در خدمت آثار بسیجی است”، اظهار عقیده کرد “توقعم از بخش برنامههای بسیج خیلی زیاد است و علیرغم همه تلاشهایی که از ابتدا تا الان صورت گرفته آنطور که من توقع دارم خروجیهای تولید بسیج نتوانسته وقتی روی آنتن میرود به قول ما بترکاند.” سردار ضرغامی با اعتراف به اِعمال خشونت و ضرب و شتم مردم توسط بسیجیان در جریان حوادث بعد از انتخابات، همچنین گفت “بسیجیها در زمان فتنه با تمام هستی خود به صحنه آمدند و برای حفظ انقلاب تلاش کردند و حتی مجبور شدند باتوم و چوب به دست بگیرند و کوچه به کوچه مقابله کنند اما رسانههای خارجی با تبلیغات سنگین سعی دارند بسیج را ضدمردم نشان دهند. ” به گزارش فارس، سردار عزت الله ضرغامی، روز شنبه ١١ دی ماه ٨٩، در جریان مراسم تودیع و معارفه رئیس بسیج رسانه ملی که با حضور سردار نقدی فرمانده کل بسیج، سردار ظفرقندی، موسوی مقدم، مهدی فرجی، علیاصغر جعفری، مجید رجبی معمار و جمعی از مدیران صدا و سیما در سالن اصحاب الحسین صداوسیما برگزار شد، با مزاح اینکه “یومالله اول ژانویه را تبریک میگویم”، ادعا کرد “بزرگان انقلاب که از صحابه امام هستند لغزیدند و به گل فرو رفتند و هنوز هم نفهمیدند چه شد اما بسیجیها بصیرت داشتند و در دوره فتنه حتی یک بسیجی منحرف نشد و یک پایگاه در اختیار فتنهگران قرار نگرفت.” ضرغامی ادامه داد “بدون اغراق بهترین بچههای ما بچههای بسیجی در همه بخشها هستند و اگر کل سازمان صدا و سیما را بسیجی بگویم به عنوان مأموریتهای مکتبی در یک معنا عزیزانی هستند که هم رسماً بسیجی هستند و هم از لحاظ کمی استعداد قابل توجهی دارند که برای ما بسیار ارزشمندند. ” رئیس انتصابی رسانه ملی در ادامه سخنان خود اظهار عقیده کرد “بسیج در سازمان مولد است و خود بسیج قابلیـتهای تولید فراوانی دارد و من توقعم از این بخش خیلی زیاد است و علیرغم همه تلاشهایی که از ابتدا تا الان صورت گرفته آنطور که من توقع دارم خروجیهای تولید بسیج نتوانسته وقتی روی آنتن میرود به قول ما بترکاند و حتی برنامه ده دقیقهای روی آنتن برود و تا مدتها ورد زبان باشد. ” در حالیکه طی ماههای اخیر شبکه های مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی، هزینه و زمان زیادی را صرف برنامه های خاصِ حامیان حکومت و موارد مورد اشارۀ رئیس آن سازمان کرده اند، وی از محدودیتهایی موجود در پخش برنامهها گله کرد و مدعی شد “وقتی یک بسیجی در زمان فتنه شهید میشود نمیتوانیم آنطور که باید برایش بزرگداشت بگیریم. آن هم آنطور که دوست داریم و به خاطر پیچیدگیهایی که فتنه دارد نمی توانیم بزرگداشت بسیار بزرگی بگیریم بسیجیها در زمان فتنه با تمام هستی خود به صحنه آمدند و برای حفظ انقلاب تلاش کردند. حتی مجبور شدند باتوم و چوب به دست بگیرند و کوچه به کوچه مقابله کنند اما رسانههای خارجی با تبلیغات سنگین سعی دارند بسیج را ضدمردم نشان دهند. ”
۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه
مردم از سرکوب نمی ترسند و به پیشواز زندان رفتهاند
زهرا رهنورد در گفت و گو با تلویزیون رسا
چکیده : این حاکمیت بسیار سرکوبگر بوده است و یکی از خشنترین چهرههای حاکمیت در ایران را، ما در چهرهی حاکمیت فعلی میبینیم.مردم ما از سرکوب نمیترسند، نمونهاش این همه زندانی کردنها است که هیچکس از آن ابایی ندارد؛ حتی به پیشواز زندان رفتهاند.
دکتر زهرا رهنورد استاد دانشگاه با بیان این که “تجربه انقلاب اسلامی به ما نشان داد که تنها حضور در خیابان کافی نیست” اظهار داشت: جنبههای تئوری، جنبههای تشکیلاتی و جنبههای عقلانی باید به این حضورهای خیابانی افزوده شوند.
به گزارش جرس، رهنورد، در گفتوگو با رسا با بررسی جوانب جنبش دموکراسیخواه مردم ایران، درباره سرکوبهای صورتگرفته از سوی حکومت گفت: این حاکمیت بسیار سرکوبگر بوده است و یکی از خشنترین چهرههای حاکمیت در ایران را، ما در چهرهی حاکمیت فعلی میبینیم.
وی با اشاره به تعداد بالای زندانیان سیاسی تاکید کرد: مردم ما از سرکوب نمیترسند، نمونهاش این همه زندانی کردنها است که هیچکس از آن ابایی ندارد؛ حتی به پیشواز زندان رفتهاند.
رهنورد راههای عدم انفعال جنبش سبز را بیشمار خواند و “نترسیدن”، “هرگز سکوت نکردن”، “مبارزههای زیرزمینی” و حتی “به یکدیگر لبخند زدن” را از جمله این راهها دانست و گفت: ما همه با هم هستیم و با هر نماد و سمبلی میتوانیم این را به هم نشان دهیم و وحدتمان را حفظ کنیم.
وی تاکید کرد: هر کس باید راه خودش را پیدا کند، اما آنچه مهم است این که ما نباید ساکت بمانیم.
رهنورد همچنین اظهار داشت: من معتقدم که پیروزیهای زودرس خیلی زود هم از بین میرود. انقلاب اسلامی یکی از همانها بود که خیلی کار بزرگی بود. اما خیلی زودتر از آنچه انتظار میرفت نتیجه داد. ولی آن پیروزی فاقد زیرساختهای لازم بود و به همین دلیل خیلی زود و در همان هفت- هشت سال اول رو به انحطاط رفت و امروز بعد از سی سال به اینجا رسیدهایم.
چکیده : این حاکمیت بسیار سرکوبگر بوده است و یکی از خشنترین چهرههای حاکمیت در ایران را، ما در چهرهی حاکمیت فعلی میبینیم.مردم ما از سرکوب نمیترسند، نمونهاش این همه زندانی کردنها است که هیچکس از آن ابایی ندارد؛ حتی به پیشواز زندان رفتهاند.
دکتر زهرا رهنورد استاد دانشگاه با بیان این که “تجربه انقلاب اسلامی به ما نشان داد که تنها حضور در خیابان کافی نیست” اظهار داشت: جنبههای تئوری، جنبههای تشکیلاتی و جنبههای عقلانی باید به این حضورهای خیابانی افزوده شوند.
به گزارش جرس، رهنورد، در گفتوگو با رسا با بررسی جوانب جنبش دموکراسیخواه مردم ایران، درباره سرکوبهای صورتگرفته از سوی حکومت گفت: این حاکمیت بسیار سرکوبگر بوده است و یکی از خشنترین چهرههای حاکمیت در ایران را، ما در چهرهی حاکمیت فعلی میبینیم.
وی با اشاره به تعداد بالای زندانیان سیاسی تاکید کرد: مردم ما از سرکوب نمیترسند، نمونهاش این همه زندانی کردنها است که هیچکس از آن ابایی ندارد؛ حتی به پیشواز زندان رفتهاند.
رهنورد راههای عدم انفعال جنبش سبز را بیشمار خواند و “نترسیدن”، “هرگز سکوت نکردن”، “مبارزههای زیرزمینی” و حتی “به یکدیگر لبخند زدن” را از جمله این راهها دانست و گفت: ما همه با هم هستیم و با هر نماد و سمبلی میتوانیم این را به هم نشان دهیم و وحدتمان را حفظ کنیم.
وی تاکید کرد: هر کس باید راه خودش را پیدا کند، اما آنچه مهم است این که ما نباید ساکت بمانیم.
رهنورد همچنین اظهار داشت: من معتقدم که پیروزیهای زودرس خیلی زود هم از بین میرود. انقلاب اسلامی یکی از همانها بود که خیلی کار بزرگی بود. اما خیلی زودتر از آنچه انتظار میرفت نتیجه داد. ولی آن پیروزی فاقد زیرساختهای لازم بود و به همین دلیل خیلی زود و در همان هفت- هشت سال اول رو به انحطاط رفت و امروز بعد از سی سال به اینجا رسیدهایم.
اشتراک در:
پستها (Atom)



