۱۳۹۶ دی ۶, چهارشنبه

اعتراف بی اعتراف


سیاست روز در ستون طنز ننجون نوشته: اول اینکه اعترافاتی که در شماره قبل از قول "ننجون" منتشر شده تحت فشار بوده فلذا وجاهت قانونی ندارد. دوم هم اینکه کدام یک از مسئولان کشور قول دادند و سر قولشان ماندند که ما نفر دوم باشیم؟ مگر آن مسئول که قول داده بود بابک زنجانی را از پا آویزان کند و اموال ملت را از حلقومش بیرون بکشد و بعد خودش را هم اعدام کند به وعده‌اش عمل کرد؟مگر آقای فلانی نگفته بود اسناد و مدارک آقای فلانی موجود است و ظرف هفتاد و دوساعت افشا می‌کنم؟ خب چرا افشا نکرد؟ طنزنویس افزوده: مگر آن یکی مسئول که وعده داده بود تنبان تورم را همچین پایین بکشد که مردم از شدت سرخوشی به شکل شنگول مآبانه‌ای از دریافت یارانه انصراف بدهند و یک مبلغی هم توی جیب دولت بگذارند به قولش وفا کرده است؟ آقاجان! زور که نیست. اعتراف نمی‌کنم. خیلی کارها کرده ام اما دلیلی ندارد که اعتراف کنم. هر وقت برادر خاوری پول های ملت را برداشت و گذاشت سرجایش من هم… در پایان ستون ننجون روزنامه سیاست روز آمده: بنابراین می‌زنم زیر قولم و قسمت دوم اعترافاتم را منتشر نمی‌کنم اما اگر تا آخر همین هفته قیمت تخم‌مرغ به نرخ قبلی برنگردد حتما افشاگری خواهم کرد. حق نشر عکس اعتماد Image caption کارتون جمال رحمتی. اعتماد حتی پشت روسها هم جهان ما را می بیند مرتضی سیمیاری در گزارش اصلی جامعه فردا با نقل نظرات ابراز شده توسط وزارت خارجه در علت رای ندادن ایران به قطعنامه محکومت میانمار در کشتار مسلمانان نوشته: رأی ندادن و دلایل وزارت امور خارجه تنها توجیه و یک بام و دو هوای ایرانی‌ها را نشان می‌دهد، ایران همواره اعلام کرده است که از ابتدای وقوع فاجعه انسانی درکنار مسلمانان میانمار ایستاده است. به نوشته این روزنامه نگار: مشکلات مسلمانان روهینگیا هم اتفاق تازه‌ای نیست، ولی پس از آخرین دور حملات سازمان یافته در برمه، در ایران طیف‌های مختلف سیاسی از اصولگرا تا اصلاح‌طلب به‌شدت نسبت به این واقعه واکنش نشان دادند، در خیابان‌های شهر‌های مختلف نیز تظاهرات منظمی شکل گرفت؛ تهران می‌گفت غربی‌ها و کشورهای اسلامی سکوت کرده‌اند و تنها این ایران است که از مسلمانان میانمار دفاع می‌کند. اما در همان روزها ایران از عربستان انتقاد می‌کرد که کاری برای مسلمانان روهینگیایی انجام نمی‌دهد اما از آن سو تمایلی به محکوم کردن چین و روسیه به‌عنوان دو متحد استراتژیک دولت میانمار ندارد. جامعه فردا در نهایت با اشاره به سوابق کار و همین سیاست کجدار و مریز نوشته: تهران وسایل امدادی برای منطقه درگیر فرستاد، اما عملا پس از مدتی ابتکار عمل ماجرا را به صورت کامل از دست داد و این ترکیه بود که وزیر خارجه‌اش را به برمه فرستاد و همسر اردوغان نیز میان پناهندگان حاضر شد و عملا نقش رهبری ماجرا در اختیار ترک‌ها قرار گرفت. غیبت ملاحظه کارانه

۱۳۹۶ آبان ۹, سه‌شنبه

دگرباشان جنسی؛ از معصومه تا سیاوش داستان زندگی عجیب‌ترین فوتبالیست ایران


حفره بود که دفع ادرار را انجام می‌داد. آن موقع نمی‌دانستم «هرمافرودیت» هستم. به گزارش خبرگزاری هرانا، روزنامه شرق در گزارشی به شرح حال یک دگرباش جنسی پرداخته است که زندگی متفاوت و پردردی را تجربه کرده. مصاحبه شونده می‌گوید «اندام‌های جنسی زنانه نداشتم، چیزی داشتم که مبهم بود… سهم من از اندام جنسی تنها یک حفره بود که دفع ادرار را انجام می‌داد. آن موقع خبرگزاری هرانا – می‌گوید «اندام‌های جنسی زنانه نداشتم، چیزی داشتم که مبهم بود… سهم من از اندام جنسی تنها یک نمی‌دانستم «هرمافرودیت» هستم. در بلوار پیام نور ایلام، داخل خوابگاه بهزیستی هستیم. با اعتماد به نفس است و هیبتش سلامت به نظر می‌رسد. روی مبل خوابگاه نشسته و یک کلمه در میان شوخی می‌کند. متولد سال ١٣۶٧ است و لیسانس حسابداری دارد. اگر همه چیز خوب پیش برود، تا پایان امسال ازدواج می‌کند. قرار می‌شود ضبط را روشن کنیم و او حرف بزند. چشم‌هایش را می‌بندد و شروع می‌کند: «من از زمانی که متولد شدم تا همین چهار سال پیش اسمم معصومه بود. متولد ۶٧، زاده یکی از روستاهای کوچک توابع دهلران. از روستایی حرف می‌زنم که هنوز که هنوز است، از ابتدایی‌ترین امکانات محروم است، مثلا ما هنوز در روستایمان دندان‌پزشک نداریم… نمی‌دانم شاید داشتن دندان‌پزشک در یک روستا خنده‌دار باشد ‌اما آدم‌های زیادی را می‌شناسم که به‌خاطر همین نبودن دندان‌پزشک، حتی یک دندان هم ندارند… از همان اوایل می‌دانستم متفاوتم… یعنی عروسک دستم نمی‌گرفتم، دلم می‌خواست فوتبال بازی کنم، لباس‌های پسرانه بپوشم… همه اینها را به هیکل زمختم هم اضافه کن…». از او سؤال می‌کنیم که خانواده‌اش متوجه این تفاوت‌ها نمی‌شدند؟ او همان‌طور که با لیوان چایش بازی می‌کند، می‌گوید: «چرا… ولی می‌گفتند بزرگ می‌شوم و خوب می‌شود. مثلا رشدنکردن سینه‌هایم را هم به همین دلیل می‌دانستند که بزرگ‌تر می‌شوم و خوب می‌شوم… ولی ماجرا اینجاست که اگر همان موقع از من آزمایش می‌گرفتند، حالا شاید زندگی‌ام شکل دیگری بود… آن زمان فکر می‌کردند مشکلی جزئی است و ازدواج هم فامیلی بوده… هی با هم حرف می‌زدند و می‌گفتند بزرگ می‌شود و خوب می‌شود… اما من می‌دانستم یک جای کار ایراد دارد…». کتش را از تنش درمی‌آورد و می‌خندد و می‌گوید: «تا آخر دبیرستان و پیش‌دانشگاهی و مدرسه با دخترها بودم. ‌از همان کلاس دوم ابتدایی ورزش می‌کردم تا اینکه به دانشگاه آمدم. حالا دیگر وارد تیم فوتبال دختران استان شده بودم… خودم هم می‌دانستم که مشکل دارم. یعنی می‌دانستم آن چیزی که هستم، نیستم. همیشه دوست داشتم لباس پسرانه بپوشم، از همه بیشتر زور داشتم. می‌ترسیدم با دوستان صمیمی‌ام از دردم بگویم… وقتی دانشگاه آمدم و چشم و گوشم باز شد و فهمیدم جریانات از چه قرار است… همکلاسی‌های دانشگاه در خوابگاه دختران از من می‌پرسیدند چرا سینه نداری، چرا بدنت اینقدر مو دارد، ‌چرا صدایت اینقدر کلفت است و من می‌گفتم چیزی نیست… خوب می‌شود…». از او سؤال می‌کنیم که آیا مثل تمام دختران، دوران بلوغ مشخصی داشت؟ ‌اندام‌های جنسی دخترانه داشت یا نه، می‌گوید: «اندام‌های جنسی زنانه نداشتم، چیزی داشتم که مبهم بود… سهم من از اندام جنسی تنها یک حفره بود که دفع ادرار را انجام می‌داد. آن موقع نمی‌دانستم «هرمافرودیت» هستم. یادم می‌آید در خوابگاه می‌نشستم پای تلویزیون یک مرتبه متوجه می‌شدم که ١٠ نفر از پشت تماشایم می‌کنند. برایشان سؤال بود که من چرا سینه ندارم، موهای سرم کوتاه است، استخوان‌بندی مردانه دارم و وقتی می‌پرسیدند، می‌گفتم چیزی نیست، مشکل مادرزادی است و به مرور خوب می‌شود». چند سال بعد از بازی معصوم در تیم فوتبال ایلام، فدراسیون فوتبال بخش‌نامه‌ای صادر می‌کند که به موجب آن کسانی که مشکل جنسی دارند، حق نداشتند در تیم دختران بازی کنند. در تیم فوتبالشان کم این مشکل را نداشتند، حداقل ١٢ نفر از دختران مثل معصوم بودند. معصوم می‌گوید: «توی دهلران این ماجرا بیداد می‌کند، چیزهایی هست که نمی‌دانید، کاش می‌شد بیایید و ببینید…». ما سؤال می‌کنیم که از کجا فهمیدند تو مشکل داری؟ ‌می‌گوید: «کاملا معلوم بود، کسانی که سینه نداشتند، معلوم بود، قدرت بدنی بالایی داشتند و در مظان اتهام بودند. حداقل ١٠، ١٢ نفر بودیم که قدرت بدنی‌مان صد برابر یک دختر بود». می‌خندیم و جواب می‌دهیم البته که دخترا شیرن… او هم می‌گوید: اون که بله… بالاخره من بین دختران بودم و این را به‌خوبی می‌دانم… داشتم می‌گفتم… تقریبا ١٨ سالم بود که بخش‌نامه آمد باید تأییدیه جنسی بگیریم، رفتیم برای گرفتن تأییدیه جنسی و ما را در ایلام پیش پزشک معتمدی فرستادند. با آزمایش‌ها و سونوگرافی مشخص کردند که من دختر نیستم… من گفتم یعنی چه؟ ١٨ سال است نامم معصوم است، دانشگاه با کارت شناسایی دخترانه می‌روم… این چه حرفی است؟ ‌آنها گفتند: تو اندام تناسلی پسرانه داری که البته داخلی است و به‌خاطر ازدواج فامیلی که داشتید، دستگاه تناسلی‌ات باید به‌وسیله عمل جراحی بیرون بیاید. گفتند هیچ‌وقت سینه‌ات رشد نمی‌کند، عادت ماهانه نداری… مادر نمی‌شوی، یعنی اصلا رحم و تخمدانی وجود ندارد… آن زمان بود که آزمایش کاریو تایپ دادم. آزمایشی که مشخص می‌کند تو مذکر یا مؤنثی. مذکر xy است و مؤنث xx یعنی آدم‌هایی که جنسیتشان کامل است، کسانی که مشکل جنسی دارند، جوابشان xxy یا xxx است. اما پاسخ آزمایش کاریو تایپ من مشخص بود. من یک پسر کامل بودم…». دوباره کتش را روی پایش می‌گذارد، مرد جوان موهایش را بالای سرش می‌برد و می‌گوید: «به من گفتند دوست داری پسر باشی؟ و من گفتم باید فکر کنم. به ایلام که برگشتم، گفتند دیگر حق نداری در فوتبال زنان بازی کنی؛ مگر اینکه بروی عمل کنی و سینه و پروتز بگذاری و لیزر موهای صورت بکنی تا بتوانی در تیم دخترها بازی کنی. من قبول نکردم… با اینکه سنم کم بود اما صبر کردم؛ چون دیده بودم هم‌بازی‌هایم که عمل کردند و جنسیتشان را تغییر دادند، افسردگی حاد گرفتند و خودکشی کردند، می‌دانی؟‌ خیلی پشیمان شده بودند. برای من تصمیم‌گرفتن سخت بود. برای همین به خودم وقت دادم؛ گفتم نه خودم را اخته می‌کنم و نه عمل، به خودم فرصت دادم که فکر کنم. یکی، دو سال طول کشید که من فکر کنم. با چند دکتر صحبت کردم و گفتند بعد از در‌آوردن اندام‌های تناسلی‌ام می‌توانم پدر شوم، ازدواج کنم، وقتی این حرف‌ها را شنیدم و ماجرا برایم مسجل شد، تصمیمم را گرفتم که از قالب معصومه بیرون بیایم… می‌دانی؟‌ به خیلی چیزها فکر می‌کردم…؛ به اینکه از اولش به‌خاطر این تفاوت‌ها چقدر اذیت می‌شدم. من سرپرست خوابگاه بودم، چون زور داشتم. برایمان نگهبان نمی‌گرفتند و می‌گفتند این خودش مردی است و خوابگاه نیازی به نگهبان ندارد. یادم می‌آید یک‌بار یک پسر در خیابان متلک گفت، ضربه‌ای به او زدم که دماغش شکست، کلانتری که رفتیم به من می‌گفتند تو چه جانوری هستی؟‌ سخت بود دیگر؟ اینکه از دختر انتظار ظرافت داشته باشند و من به قول خودشان حیوان خشمگینی باشم…». از او می‌پرسیم چطور با خانواده‌اش ماجرا را مطرح کرد؟ ‌او می‌گوید: «مطرح کردم، اما فایده نداشت… قبولم نکردند. می‌گفتند می‌خواهی آبروی ما را ببری، روستا هزار نفر جمعیت بیشتر ندارد و همه می‌فهمند. بعد از ٢٠ سال دخترمان پسر بشود، جواب مردم را چه بدهیم… می‌دانی؟‌ من سه خواهر دیگر هم داشتم…». آنها هم مشکل تو را داشتند؟ این را من می‌پرسم و بعد از ٣٠ ثانیه سکوت می‌گوید: «درباره آنها حرف نمی‌زنم… خلاصه به‌زور آنها را از روستا به ایلام بردم… . آقای شهبازی، رئیس معاونت اورژانس اجتماعی بود و به آنها گفت این فرد یک پسر است و شما زمین و آسمان را هم به هم بدوزید، باز معصوم یک پسر است، ولی آنها قبول نکردند و گفتند حتی اگر پسر است با همان لباس دخترانه تا آخر عمر تحمل کند». بلند می‌شود و صورتش را به پس پنجره می‌چسباند و می‌گوید: «می‌دانی درد چیست؟ ‌اینکه هیچ شانه‌ای برای اینکه تعریف کنم وجود نداشت… من بندوبساطم را از روستا جمع کردم و به بهانه دانشگاه به ایلام برگشتم، درسم را ادامه دادم. در حین آن کارهایم را انجام می‌دادم. آزمایش‌ها را می‌دادم و راه را برای انجام عمل جراحی هموار می‌کردم. برای ادامه زندگی به خوابگاه رفتم، اما سخت بود… . بعد از یک مدت می‌دیدم شرایط زندگی در کنار دخترها را دیگر ندارم. تصمیم گرفتم و با بدبختی برای خودم یک جایی را اجاره کردم؛ یک زیرزمین گرفتم و شروع به زندگی انفرادی کردم و بعد هم درخواست کارت ملی و شناسنامه جدید دادم و بعد از ارجاع به پزشکی قانونی درخواستم پذیرفته شد و از آن روز اسمم شد سیاوش». سیاوش حالا مرد جوانی است، هرچند به قول خودش جزء زشت‌ترین دخترهای ایلام بوده، اما حالا می‌تواند جزء مردان زیبای این خطه باشد… . می‌گوید گواهی و مدارکش را که به این اسم تغییر می‌دهد، زندگی هم بهتر می‌شود… . او می‌گوید: «همان‌موقع‌ها رفتم کارت پایان خدمت بگیرم، آنجا به من گفتند که باید به سربازی بروی؛ یعنی گفتند بعد از عمل جراحی باید به خدمت بروی. من هم گفتم پس اصلا عمل نمی‌کنم و می‌خواهم همین‌طوری به زندگی‌ام ادامه بدهم. خلاصه بعد از دوندگی زیاد، کارت معافیت گرفتم. حالا دیگر وقت عمل اول بود…، اما پول کو؟‌ به هر دری زدم، ببین وقتی می‌گویم به هر دری زدم، دلم برای خودم می‌سوزد… در تعویض‌روغنی کار کردم، پادوی رستوران شدم…، اما فایده نداشت… . به بهزیستی رفتم و همه گفتند پول بلاعوض نمی‌توانیم بدهیم و برای همین ٩ میلیون وام گرفتم تا عمل اولم را انجام دادم. در عمل اول بیضه‌هایم را داخل کیسه‌هایش قرار دادند و آزاد کردند. ٢۴ ساله بودم که این عمل انجام شد. این عمل هزینه بالایی داشت، کسی نبود که حتی به او دردم را بگویم. به یک‌سری از اقوام می‌گفتم که کمکم کنند و می‌گفتند ما می‌توانیم، اما چون خانواده‌ات راضی نیستند کمک نمی‌کنیم. برای این وام یک خیر ضامنم شد و من قول دادم اقساط را به موقع پرداخت کنم…. هفت ماه که دوره نقاهت داشتم، ۴۴ کیلو شده بودم. خیلی لاغر شده بودم و کسی نبود که کمک کند. در این مدت هیچ‌کدام از قسط‌ها را ندادم و حساب ضامن را بستند… دوباره کسی نبود که کمک کند… فکر می‌کنی راهی جز فروش کلیه مانده بود»؟ سیاوش کلیه‌اش را با گروه خونی O مثبت به ١٣ میلیون تومان می‌فروشد و قسط‌هایش را می‌دهد. حالا بعد از این مصاحبه باید برای سونوگرافی از همان وضعیت کلیه نداشته به دکتر برود… . او با یکی از ورزشکاران ایلامی می‌خواهد ازدواج کند، اما برای این ازدواج راه دشواری در پیش دارد… . هزینه عمل نهایی او زیاد است و به‌تنهایی از پسش برنمی‌آید. ١٠ میلیون تومان می‌تواند زندگی‌اش را عوض کند… . به او می‌گویم زنت را دوست داری؟‌ او می‌خندد و بعد از خوردن چای ادامه می‌دهد: «آره… خیلی». می‌گوید از او خواستم چادر سرش کند… به نقل از زنش می‌گوید چطور ممکن است من از او بخواهم چادر سرش کند؟‌ او نمی‌داند همه اینها به‌خاطر کشیدن همین مصائب است…، برای اینکه من نگاه مردان ایلامی را به زنان غیرچادری دیده‌ام…، اینجا شهر کوچکی است، اینجا شهر تنهایی است…، دهلران از اینجا تنهاتر است…، مسائل و مشکلات در آنجا بیداد می‌کند، کاش می‌شد برایش کاری کرد…». فرصتی برای بیشتر حرف‌زدن باقی نمانده… اجازه عکس‌گرفتن هم نمی‌دهد. نزدیک راه خروج از او درباره خواهرهایش سؤال می‌کنم و سیاوش می‌گوید: «فراموششان کن… من هم همه را فراموش کرده‌ام…».

۱۳۹۶ مهر ۲۴, دوشنبه


🇮🇷تفکر سبز🇮🇷, [15.10.17 07:41] 🔴 نامه دختران میرحسین و رهنورد به مراجع عظام: شهادت می‌دهیم به ستمی که در حصر خانگی در جریان است 🔸دختران میرحسین و رهنورد در نامه‌ای به مراجع و علمای عظام حوزه‌های علمیه و مدارس دینی جهان اسلام با شرح مختصری از وضعیت حصر خانگی غیرقانونی و غیرانسانی پدر و مادر خود در زندان اختر، به عنوان تنها شاهدانی که هفته‌ای یک بار با محصوران ملاقات مشروط دارند، نوشته‌اند که شما را در جریان این ستم می‌گذاریم و جز به خداوند شکایت نخواهیم برد زیراکه او تنها مدافع مومنان است. 🔸به گزارش کلمه، پس از نزدیک به هفت سال حصر خانگی هنوز هیچ مقام رسمی و نهاد قانونی مسئولیت حصر را به عهده نگرفته‌ است و هرچند در طول چند سال اخیر دولت در لفافه بارها گفته است که حصر به دستور رهبری بوده است و کاری از دستش برنمی‌آید، طی چند ماه گذشته نزدیکان رهبری با اعلام برائت از این جریان توپ را به زمین دیگری انداخته‌اند. 🔸دختران نخست وزیر محصور دفاع مقدس در نامه خود به مراجع و علمای عظام با تاکید بر اینکه محصوران می‌دانسته‌اند بیان حرف حق همواره هزینه‌های سنگین داشته، هشدار داده‌اند که آنان این هزینه سنگین را با علم و آمادگی و با باور قلبی پرداخته‌اند و همچنان برعهد خود با خدا و مردم باقی هستند، اما این آگاهی نافی مسئولیت و تعهد سایرین نیست. 🔸این شاهدان عینی و بی‌بدیل هفت سال حصر خانگی میرحسین و رهنورد در نامه خود بخش کوچکی از اوضاع حاکم بر این حصر خانگی را نوشته‌اند، هرچند ناگفته‌های سال‌های حصر فراوان است. 🔹متن نامه دختران میرحسین و رهنورد را به گزارش کلمه، در ادامه بخوانید: مراجع و علمای عظام، حوزه‌های علمیه و مدارس دینی در جهان اسلام، سلام علیکم 🔺ما فرزندان زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، در حالی شما را مخاطب قرار می‌دهیم که تنها شاهدان ظلم بی‌بدیل به والدینمان در حصر خانگی از قریب به هفت سال قبل تا حال حاضر بوده‌ایم. در این مدت چنان حقوق انسانی از آنان سلب شده که حتی در موارد مشابه پیشین هم با همه غلط بودن این رویه، چنین نبود: ارتباطات بطور کامل قطع و انواع ممنوعیت‌ها که حق و شان انسانی آنها را نشانه رفت بی‌واهمه از حساب‌رسی این دنیا و آن دنیا بر این سه انسان مصلح و مومن روا شد. حقوق طبیعی آنان چون رسیدگی‌های پزشکی نیز تا جای ممکن با تاخیر بوده تا عواقب، آثار و آزار متعدد از خود به جای گذارد. 🔺اکنون نیز آنان در خانه‌های خود اسیرند. در خیابان پاستور با نصب موانع امنیتی و میله‌ها، خانه که محل سکنا است، تبدیل به زندان بی‌قانون و بی‌نظارتی شده و زندانبانان از لایه‌های مختلف با نیت‌ها و برنامه‌های مکتوم و مبهم در آن رفت و آمد دارند. بخش‌هایی از خانه در دست نامحرم زندانبانان است و نا‌امنی در آنجا حکمفرماست. کلیدهای خانه هم در دست همانان است. ما از هفته‌ای تا ملاقاتِ هفته دیگر از ایشان بطور کامل بی‌خبریم، در حالی‌که حتی امکان تماس تلفنی بصورت عادی و بدون درخواست وجود ندارد. بلکه باید در یک پروسه براساس پروتکلی نامشخص و افرادی نامشخص، درخواست دریافت و امکان آن بررسی گردد، نتیجه اینکه آنها در آن وضع بی‌سرانجام و معلق بطور غیرقانونی، غیراسلامی و غیرانسانی دچارند تا هرکس بنا به قدرت و کینه و منافع، حکمی صادر کند یا با اهدافی دور و نزدیک اتهام دروغی روا بدارد. 🔺اینکه بیان حرف حق همواره هزینه‌های سنگین داشته و اینکه محصوران این هزینه سنگین را با علم و آمادگی و با باور قلبی پرداخته‌اند و همچنان برعهد خود با خدا و مردم باقی هستند، نافی مسئولیت و تعهد سایرین نیست. 🔺اما مسئولین امر از پرداختن به این مهم و ظلم آشکار، عامدانه شانه خالی کرده‌اند. آنها به طرز عجیبی با وجود وسایلی که کسب خبر و اطلاعات را تسهیل کرده است با فراموشی اینکه عالم محضر خداست، یا راضی و ادامه‌دهنده ظلم هستند یا با انواع دلایل و بهانه‌های جمعی و شخصی بر آنچنان چشم می‌پوشند و سکوت می‌کنند گویا هرگز از آن با خبر نبوده‌اند یا تنها در خفا و نهان به پرسیدن احوال عزیزان ما بسنده می‌کنند. 🔺اکنون به جای آزادی، مرگِ تدریجی محصوران در حصر آرزو و برنامه‌ی عده‌ای و نیز راه حل آسانِ منتخب، برای عده‌ای دیگر شده تا به جای حل این مشکل غیرقابل انکار، به انتظار آن بنشینند و بعد هم با هزار ترفند از مسئولیت آن بگریزند. 🔺ما فرزندان مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد در همین محضر همیشه برپای الهی به عنوان شاهدان زندان بی‌دلیل خانگی والدینمان شما را در جریان این ستم می‌گذاریم و جز به خداوند شکایت نخواهیم برد زیراکه او تنها مدافع مومنان است؛ چرا که خود گفته است إِنَّ اللَّهَ یدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا کوکب، زهرا و نرگس موسوی خامنه @tafakore_sabz

۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه

کاسبان حصر دست به دامان نقل قول‌های جعلی؛ باز هم رسوایی امپراطوری دروغ سایت خبری-تحلیلی کلمهSeptember 03, 2017


پیشنهاد تاج‌زاده برای ایجاد آرامش در کشور: امثال جنتی و صداوسیما را ساکت کنید کلمه- گروه خبر: با اعتصاب غذای مهدی کروبی و شروع تلاش‌های دولت برای رفع حصر و تشکیل جلسه در شورای امنیت ملی، جریان تندرویی که با ادامه حصر می‌تواند سیاست‌های امنیتی خود را پیش برد شروع به اختلاف افکنی بین دولت و حامیان محصورین کرد. جریانی که کاسب حصر خوانده می‌شود تمام تلاش خود را می‌کند تا با فضا سازی رسانه‌ای مانع از رفع حصر شود. این جریان برای رسیدن به این مقصد اصلاح طلبان را مانع رفع حصر معرفی می‌کند و با انتشار اخبار دروغ به نقل از مصطفی تاجزاده؛ رضا خاتمی و دیگر چهره‌های اصلاح طلب سعی در فرافکنی دارد. این جریان می‌خواهد با انتشار اخبار دروغین، افکار عمومی را از دولت ناامید ساخته و از سوی دیگر اگر اتفاقی برای محصورین رخ داد اصلاح طلبان را مقصر تداوم حضور آنان در حصر معرفی کند. نانشان در تداوم حصر است مصطفی تاجزاده فعال سیاسی اصلاح طلب که این روزهای یکی از متهمین بازی جدید جریان اقتدارگرا درمقابله با رفع حصر است در باره این خبرسازی‌ها در کانال تلگرامی خود نوشت: با اعتصاب غذای آقای کروبی و درخواست وی برای تشکیل دادگاه، اقتدارگراها دیگر قادر به ادامه دادن حصر یا در حقیقت “حبس ابد با انواع محدودیت ها” نیستند و نمی‌توانند مانند قبل بگویند که چون در حق محصورین لطف کرده و آنها را اعدام نمی‌کنند، پس حصر باید ادامه یابد. شیخ اصلاحات بازی آنها را بهم زده است. وی در ادامه‌ی این مطلب با ارائه‌ی تحلیلی از این فضاسازی‌ها نوشت: اکنون آنها از یک سو نمی‌توانند دادگاه محصوران را تشکیل دهند، کما اینکه به شکایت ۷ زندانی ۸۸ از سردار مشفق و نیز شکایت ۱۶ ساله من از جنتی رسیدگی نمی‌کنند، چون می‌دانند با برگزاری هر دادگاهی در این زمینه چیزی برای ستاد مهندسی انتخابات باقی نمی‌ماند. از سوی دیگر نمی‌خواهند بگویند که دادگاه تشکیل نمی‌دهیم و تلاش می‌کنند که به رغم طرح مسئله در شورای عالی امنیت ملی مانع حل موضوع شوند. پس به زعم خود ترفند تازه‌ای زده‌اند و به دروغ می‌گویند که اصلاح‌طلبان تندرو مانند آقایان نوری و کرباسچی یا رضا خاتمی و تاجزاده مانع رفع حصر می‌شوند، چون نانشان در تداوم حصر است!؟ تاجزاده می‌نویسد: البته اینکه اقتدارگراها درحال حاضر می‌گویند که ما می‌خواهیم مساله حصر را حل کنیم اما اصلاح‌طلبان تندرو نمی‌گذارند، خود یک گام به پیش است. زیرا نشان می‌دهد که خود آنان نیز فهمیده و پذیرفت‌اند که حصر کاملا ناموجه و بی‌منطق شده است و با استدلال‌های پیشین نمی‌توانند از آن دفاع کنند. اما چون نمی‌خواهند به آن پایان دهند، می‌کوشند مسئولیت ادامه حصر را به عهده اصلاح‌طلبان بیندازند. پاسخ ما به حزب پادگانی و امپراتوری رسانه‌ایش آن است که اگر راست می‌گویید و واقعا خواهان حل مساله‌اید، امثال جنتی و صدا و سیما را ساکت کنید تا حصر در فضایی آرام و براساس راهبرد برد_برد پایان یابد. به این ترتیب هم مردم را خوشحال می‌کنید و هم نان اصلاح‌طلبان تندرو را آجر می‌نمایید. نقل قول‌های آشنا یکی از خبرهای منتشر شده در این باره مربوط به نقل قولی دروغین از حسام الدین آشنا است. یکی از کانال‌های مجهول الهویه از قول آشنا می‌نویسد که “درباره حصر تصمیمات خوبی گرفته شده‌بود به خصوص بعد از مریضی کروبی و اینکه سِنّش بالا بود توافق شد که به اسم نقاهت بعد از بیمارستان به منزل برود دوران نقاهت را بگذراند و برخی افراد بروند با وی ملاقات کنند و فضا به صورت خیلی ظریف و نرم درست شود و داستان حصر شل شود اما متأسفانه باز از همان افراطی‌ها ضربه خوردیم.” در ادامه این کانال به نقل از آشنا می‌نویسد:” از جمله تاج زاده که در جلساتشان نشستند و صحبت کردند ما باید نان حصر را بخوریم و با همین حصر می‌توانیم بدنه را نگه داریم و نباید بگذاریم این قضیه فراموش شود و شل شود و اینها می‌خواهند بمیرند و روغن ریخته را نظام نذر امامزاده کند.” آشنا تاکید کرده، مرتب تاجزاده تماس می‌گرفت تحریک می‌کرد و افرادی را به سمت بیمارستان شهید رجایی سرازیر می‌کرد. آشنا با تاکید بر این مطلب که قرار بود حصر کمرنگ شود افزوده که فعلاً این موضوع منتفی شده است. این خبر در تمامی کانال‌های وابسته به این جریان منتشر و مصطفی تاجزاده به عنوان عامل تداوم حصر معرفی شد. اما پس از آنکه حسام الدین آشنا این خبر را تکذیب کرد آنها به سراغ یک خبر دروغین دیگر رفتند و این بار از حسین کروبی پسر مهدی کروبی شیخ محصور نقل قول دروغین آوردند. نوبت به حسین کروبی رسید کانال منتشر کننده خبر با ذکر نقل قول‌هایی از حسین کروبی می‌نویسد که بنا بر این بوده که برای رفع حصر کروبی اقداماتی صورت بگیرد اما تاجزاده با اقداماتش مانع شد: “پسر کروبی با ناراحتی گفته بود که تاج زاده جایی اظهار داشته که “کروبی که می‌میرید. زنده که بود نفعی برای ما نداشت لااقل وقتی که فوت کرد باید استفاده‌ای به ما برساند.” اما خبرها منحصر به مصطفی تاجزاده نماند و این بار پای محمد رضا خاتمی را به میان کشیدند. روحانی مانع حصر است در خبرهای جدید رضا خاتمی قرار نبود که مانع رفع حصر شود بلکه از سمت او گفته شد که این روحانی است که نمی‌خواهد حصر برداشته شود. در گزارش جهان نیوز آمده است: روحانی نمی‌خواهد داستان حصر حل شود نه اینکه نمی‌تواند؛ نان روحانی در حصر است و کدهای متعددی داریم که اگر حصر برداشته شود، روحانی به حاشیه می‌رود چون خودش هم سرمایه اجتماعی زیادی ندارد، با داستان حصر بازی می‌کند. سایت خبری متعلق به علیرضا زاکانی در ادامه از قول رضا خاتمی می‌نویسد: ما باید تکلیف­مان را با خود روحانی مشخص کنیم. پیشنهاد من این است که یک تیم صریح و شفاف بروند و از طرف کل جامعه اصلاحات با آقای روحانی صحبت کنند و بعد هم به افکار عمومی اعلام کنیم روحانی قول داد یا نداد؛ بازه زمانی تعیین کرد یا تعیین نکرد.

۱۳۹۶ مرداد ۲۰, جمعه

وزیر پیشنهادی وزارت دادگستری . علیرضا آوایی (متولد ۱۳۳۵)


رئیس فعلی دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور ایران، رئیس کل پیشین دادگستری استان تهران و قاضی دیوان عالی کشور وزیر پیشنهادی حسن روحانی برای کابینه دور دوم ریاست جمهوری است که در صورت اخذ رای اعتماد جایگزین مصطفی پورمحمدی از چهره های وزارت اطلاعات و از افراد کمیته سه نفره است که حکم اعدام شماری از زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ را بررسی کرده است. بر اساس قوانین ایران وزیر پیشنهادی دادگستری به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه به رئیس جمهور معرفی می شود و بنابراین دور از انتظار نیست که به جهت‌گیری های درون قوه قضائیه نزدیک باشد. با این همه از آقای آوایی به عنوان فردی یاد می شود که نسبت به همکاران قبلی و بعدی اش، روابط بهتری با شهروندان و مراجعان داشته است. اتحادیه اروپا در سال ۱۳۹۰ علیرضا آوایی را همراه ۲۸ مقام دیگر به دلیل نقشی که به گفته اتحادیه اروپا "در نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان ایرانی" داشته در فهرست تحریم‌هایش قرار داده است. بر اساس این تحریم‌ها آقای آوایی از ورود به کشورهای این اتحادیه محروم است و دارایی‌های احتمالی اش در حوزه اتحادیه اروپا توقیف خواهد شد.

۱۳۹۶ تیر ۱۱, یکشنبه

عملیات لیلةالقدر، 'اقتدار موشکی با دقت کم'


در آخرین دقایق روز ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شش موشک بالستیک میان برد (به گفته منابع اسرائیلی از جمله روزنامه هاآرتص هفت موشک) از استان‌های کردستان و کرمانشاه به منطقه دیرالزور سوریه در فاصله ۶۵۰ کیلومتری شلیک کرد و مقر فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی "تروریست‌های تکفیری" را هدف قرار داد. این حمله موشکی، در قالب عملیاتی به نام "لیلةالقدر"، در پاسخ به حمله نیروهای داعش به یکی از ساختمان‌های مجلس شورای اسلامی و مقبره آیت‌الله خمینی صورت گرفت. سپاه مدعی است این حمله کاملا موفق بوده و ۵۰ نفر از نیروهای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) کشته شده‌اند. تنها ویدئو از صحنه برخورد دو موشک ذوالفقار به شهر میادین که یک فروند پهپاد شناسایی رزمی شاهد ۱۲۹ ضبط کرده، حاکی از برخورد موشک‌ها به یک زمین غیر مسکونی و همچنین یک تانکر سوخت در مقابل مرکز مخابرات شهر میادین است. ذوالفقار در لیلةالقدر ------------------------------------------------------------------------------------------- روز ۱۷ خرداد پنج مهاجم داعش به مقبره آیت‌الله خمینی در بهشت زهرا و یکی از ساختمان‌های مجلس شورای اسلامی حمله کردند که در جریان آن ۱۷نظامی و غیر نظامی در کنار پنج مهاجم کشته و ۵۲ نفر زخمی شدند. در واکنش به این حمله مقامات لشکری و کشوری ایران تصمیم‌ گرفتند با حمله نظامی به مواضع داعش در سوریه به آن پاسخ دهند. دو گزینه روی میز بود، استفاده از جنگنده بمب افکن‌های اف-۴ ئی فانتوم ۲ نیروی هوایی ارتش ایران یا استفاده از آنچه نیروی هوافضای سپاه "موشک بالستیک نقطه‌زن" می‌خواند. با توجه به حضور جنگنده‌های ائتلاف بین‌المللی بر فراز عراق و سوریه در جریان عملیات "عزم راسخ" (Inherent Resolve)، استفاده از جنگنده بمب‌افکن‌های فانتوم کاری پرخطر محسوب می‌شد بخصوص آنکه روز هفدهم خرداد (روز حمله مهاجمان به تهران) این جنگنده‌ها یک فروند پهپاد شاهد ۱۲۹ نیروی هوافضای سپاه را در سوریه منهدم کرده بودند. شاهد ۱۲۹، ستون فقرات نیروی پهپادی ایران چگونه توان رزمی نیروی هوایی ایران پس از انقلاب تضعیف شد؟ تاریخچه هما پس از انقلاب در نهایت موشک بالستیک -همانطور که فرماندهان سپاه انتظار داشتند- انتخاب شد. موشک‌ بالستیک عمدتا برای اهداف بزرگ و استراتژیک ارتش‌های منظم مثل پادگان‌های نظامی و پایگاه‌های هوایی استفاده می‌شود و موشک‌های بالستیک با سر جنگی بزرگ و دقت کم ممکن است تلفات غیر نظامی زیادی ایجاد کنند، بنابراین نیروی هوافضای سپاه، از جدیدترین نسل موشک نقطه زن فاتح ۱۱۰ با نام ذوالفقار استفاده کرد تا دقت بالای آن، تلفات جانبی و غیر نظامی را کاهش دهد. پس از این که دستور حمله موشکی به مواضع داعش در استان دیرالزور سوریه صادر شد، روز ۲۷ خرداد ۱۰ الی ۱۲ موشک ذوالفقار از پایگاه موشکی امام علی خرم‌آباد به سایت‌های پرتاب موشک در منطقه مرزی با عراق (حد فاصل مریوان و پنجوین) و همچنین پادگان پنج پله کرمانشاه منتقل شدند. موشک‌ها بعد از ظهر روز ۲۸ خرداد در محل پرتاب مستقر شدند و پرتاب سه فروند از آنها از کردستان و چهار فروند از کرمانشاه در آخرین دقایق روز ۲۸ خرداد صورت گرفت. اقتدار موشکی با "دقت کم" همانطور که پیشتر مطرح شد، موشکهای بالستیک معمولا برای اهداف راهبردی و بزرگ استفاده می‌شود اما در عملیات لیلةالقدر، نیروی هوافضای سپاه تلاش کرد از نقطه‌زن‌ترین موشک خود برای اهدافی کوچک استفاده کند. همواره ادعا می‌شد که دقت موشک ذوالفقار ده متر است، اما بر اساس فیلم‌های موجود از برخورد دو موشک در شهر المیادین، موشک‌ها در فاصله ۵۰ الی ۱۵۰ متری اهداف به زمین اصابت کردند. این دو هدف مرکز مخابرات داعش و مقر فرماندهی منطقه‌ای آن بود، در ساختمانی که پیشتر مدرسه‌ای بود به نام الرشاد. بر اساس اطلاعات کسب شده از رادارهای جست و جو مراقبت نیروی هوایی اسرائیل، آنطور که روزنامه اسرائیلی هاآرتص گزارش کرد، از هفت موشک ذوالفقار، سه فروند به دلایل احتمالا فنی در عراق سقوط کردند، دو فروند هم در فاصله چند ده کیلومتری اهدافشان در سوریه به زمین خوردند و گم شدند. پیشتر مسئولان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و نیروی هوافضای سپاه مدعی بودند که موشک ذوالفقار علاوه بر هدایت اینرسیایی، قابلیت هدایتی ماهواره‌ای هم دارد اما این حمله موشکی نشان داد این موشک‌ها فقط به هدایت اینرسیایی مجهز بودند و به همین دلیل دقت کمی داشتند. پس از عملیات، سرتیپ امیر علی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت موشک‌هایی که منابع اسرائیلی مدعی شدند در عراق سقوط کرده، ذوالفقار نبودند بلکه بخش انتهایی موشک‌های بالستیک بودند. این موشک بالستیک، موشک قیام، همان موشک‌هایی است که به احتمال زیاد در سوریه گم شدند و در چند ده کیلومتری اهدافشان فرود آمدند. دستاوردهای حمله موشکی برای سپاه پاسداران سپاه پاسداران با پرسنل و تجهیزات به مراتب کمتر از نیروهای سه گانه ارتش، با بودجه‌ای چند برابر ارتش یکی از قدرت‌های اقتصادی ایران است. بخش بزرگی از بودجه سپاه به نیروی هوافضای آن اختصاص پیدا می‌کند، نیرویی که تنها دارای ۷۰ فروند هواپیما شامل پنج فروند هواپیمای ترابری سنگین ایلیوشین ۷۶ و ده فروند هواپیمای ترابری سبک آنتونف ۷۴ است، پنج فروند از این ده فروند برای حمل بار و مسافر در شرکت هواپیمایی پویا استفاده می‌شود. با وجود بودجه‌ای عظیمی که صرف توسعه و ساخت دقیق‌ترین موشک بالستیک ایران شده است، عملیات لیلةالقدر مشخص کرد که دقت موشک ذوالفقار ۵۰ الی ۱۵۰ متر است. دقتی که هنوز آن را سلاحی موثر بر علیه اهداف بزرگ می‌کند اما برای اهداف کوچک، چنین دقتی کم است. اما نتیجه‌ای که مقامات ایران از این عملیات گرفتند این بود که بودجه بیشتری باید برای برنامه موشکی در نظر گرفته شود. روز هفتم تیر، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، کاظم جلالی اعلام کرد مجلس مبلغ ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای "گسترش فعالیت‌های موشکی" و ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای "مبارزه با تروریسم" به صورت یک طرح ۱۷ ماده‌ای پیش‌بینی کرده است. در مجموع، نیروی هوافضای سپاه با عملیات لیلةالقدر، به چهار هدف مهم رسید: آزمایش موشک‌های بالستیک قیام و ذوالفقار در شرایط نبرد واقعی، قدرت‌نمایی موشکی به عربستان سعودی و آمریکا، معرفی خود به عنوان نیرویی که "علیه تروریسم است نه حامی آن" و در نهایت دریافت بودجه‌ای کلان برای توسعه توان موشکی. بابک تقوایی نویسنده و پژوهشگر دفاعی 11تیر96 منبع bbc

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه


یادداشت سردبیر-عنوان اول پیک نت 25 خرداد آگاهی و عزم مردم را آقای خامنه ای دست کم گرفته 8 سال دولت احمدی نژاد مملکت و 800 میلیارد دلار پول نفت آن را به یغما داد و آقای خامنه ای او را ستود و گفت که دارد شعارهای انقلاب را زنده می کند! گفت که ایشان در مقایسه با هاشمی از نظر اقتصادی به نظرات من نزدیک تر است. در آن 8 سال کسی نشنید که ایشان در باره اقتصاد مقاومتی و یا فقر و بحران اقتصادی سخنی بگوید و این در حالی بود که قیمت ها از شب تا صبح در کشور بالا می رفت، کارتن خوابی و اعتیاد و تن فروشی بسرعت گسترش یافت و فساد و رشوه از بالاترین سطوح حاکمیت به سطح جامعه رسوخ می کرد. شهردار پایتخت (قالیباف) با پول سیاه قاچاق مواد مخدر هزینه تبلیغات انتخاباتی برای رئیس جمهور شدن را تامین کرد. (انتخابات 92 و اشاره روحانی به همین مسئله در مناظره انتخاباتی اخیر و این جمله که مردانگی کردم و این پرونده را فاش نکردم!) مملکت به شمال و جنوب در شهرها تقسیم شد. اقلیتی در رفاه و بالانشین و اکثریتی در تنگنای تهیه نان شب در جنوب شهرها. حاشیه شهرها پر شد از روستائیانی که یارانه گرفتند و به طرف حاشیه شهرها سرازیر شدند تا در باتلاق بحران عمومی کشور غرق شوند. در تمام آن سالها ایشان از بیم تائید حرف ها و هشدارهای میرحسین موسوی که مردم او را محبوب ترین و صالح ترین و پاکدست ترین فرد برای اداره کشور می دانند مهر سکوت از لب بر نداشت و نگفت «بایدها را دولت باید انجام بدهد!» (در پاسخ به سخنرانی اخیر روحانی در دیدار سران و مدیران و سپس افطار که گفت باید برای دردهای بی درمان مردم و مملکت چاره ای اندیشید- نقل به مضمون). مردم همه اینها را میدانند و می بینند که تمام نهادهای زیر نظر ایشان لبریز است از کارگزاران راستگرائی که در دروان آقای خمینی در حاشیه بودند و او می گفت که اگر اینها قدرت را بدست بگیرند همه چیز را به باد می دهند که گرفتند و دادند. مجلس خبرگان، مجمع مصلحت، امام جمعه ها، شورای انقلاب فرهنگی، حوزه های مذهبی - حکومتی، شورای نگهبان، قوه قضائیه، صدا و سیما و... بدلیل همین آگاهی عمومی است که هر کاندیدا و نامزدی که مهر بیت رهبری و حمایت ایشان را بر پیشانی داشته باشد اکثریت مردم او را طرد می کنند. دو نمونه آن جلیلی در انتخابات 92 و رئیسی در همین انتخابات اخیر. همه مردم ایران آن گروه های دستچین شده ای نیستند که مهندسی شده به دیدار ایشان می برند تا دو زانو روی زمین بنشینند و ایشان از روی صندلی برایشان سخنرانی یکطرفه بکند. رهبر آنست که در میان مردم بگردد، با آنها ارتباط مستقیم داشته باشد و به حرف ها و سئوالاتشان گوش بدهد و پاسخ بدهد. در 30 سال گذشته حتی یک نمونه وجود ندارد که ایشان در یک پرسش و پاسخ مستقیم با مردم شرکت کند و یا کسی او را دیده باشد که به میان مردم رفته باشد. نه تنها این، حتی در یک مصاحبه رسانه ای هم شرکت نکرده تا خبرنگاران از او سئوال کنند. درست همان شیوه ای که شاه داشت و تن به مصاحبه داخلی نداد، مگر یک مورد و نمونه و آن هم در سال 56 و با دو خبرنگار خودی که یکی از آنها امیرطاهری سردبیر تحمیلی کیهان در دوران نخست وزیر هویدا بود و نوچه هویدا و اردشیر زاهدی وزیر خارجه شاه و پسر سپهبد زاهدی عامل کودتای 28 مرداد! اینها تاریخ است. چه در گذشته روی داده باشد و چه آنچه امروز می گذرد و به حافظه تاریخی نیز تبدیل شده و می شود.

۱۳۹۶ خرداد ۹, سه‌شنبه

درخواست احمد منتظری از روحانی: به احترام رای مردم پورمحمدی در کابینه نباشد


Ahmad Montazeri احمد منتظری Ahmad Montazeri احمد منتظری اشتراک      چاپ مشاهده نظرات احمد منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری، از حسن روحانی رئیس جمهوری ایران خواست که مصطفی پورمحمدی، به «احترام رأی مردم»، در کابینه جدید او حضور نداشته باشد. آقای منتظری سه شنبه نهم خرداد در گفت و گو با سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران با اشاره به حضور مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت حسن روحانی در هیات قضایی چهار نفره اعدام‌های سال ۶۷، گفت رای مردم به آقای روحانی رای به تفکر مقابل این اقدامات بود. او گفت: «از آنجا که راه اصلاح طلبی و اعتدال باید ادامه پیدا کند آقای روحانی باید به وعده‌هایش عمل کند تا مردم امیدوار شوند. آقای پورمحمدی جزو آن هیات چهار نفره بوده و در فایل منتشر شده هم مشخص است. من امیدوارم که در کابینه آینده به احترام مردم شریف ایران معرفی نشود.» تابستان سال گذشته احمد منتظری فایل صوتی مربوط به دیدار آیت الله منتظری با هیات قضایی اعدام های سال ۶۷ را منتشر کرد که در آن آیت الله منتظری آن اعدامها را بزرگترین جنایت در جمهوری اسلامی دانست و گفت که تاریخ از عاملان آن به عنوان «بزرگترین جنایات کاران» یاد می کند. در آن جلسه اعضای هیات قضایی مربوطه، شامل مرتضی اشراقی (دادستان)، حسینعلی نیری (حاکم شرع)، ابراهیم رئیسی (معاون دادستان)، مصطفی پورمحمدی (نماینده اطلاعات در اوین) حضور داشتند. فرزند آقای منتظری پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت ماه نیز با اشاره به حضور آقای رئیسی در این هیات، کاندیداتوری آقای رئیسی را توهین به مردم ایران دانسته بود. حسن روحانی نیز در جریان تبلیغات انتخاباتی خود به طور غیرمستقیم به رقیب خود، ابراهیم رئیسی اشاره کرده و گفته بود مردم در انتخابات اعلام می‌کنند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را قبول ندارند. حال احمد منتظری با بیان این که پیام مردم در انتخابات برای آقای حسن روحانی روشن بود از او خواسته است به احترام رای مردم، پورمحمدی را برای حضور در کابینه دولت دوم خود انتخاب نکند. منبع VOA

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۳, شنبه

وحید صیادی نصیری؛ زندانی مضروب شده ای که تهدید به پرونده سازی می شود


وحید صیادی نصیری؛ زندانی مضروب شده ای که تهدید به پرونده سازی می شود خبرگزاری هرانا – وحید صیادی نصیری، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین پس از اینکه ساعت ۴ صبح روز ۱۷ اردیبهشت توسط یک زندانی اسلامگرای افراطی مضروب و سپس با دستور مسئولین به محل دیگری در زندان تبعید شد اکنون با تهدید مسئولین زندان روبه روست. مسئولین زندان او را که به وضعیت محیطی خود معترض است تهدید کرده اند که با طرح اتهاماتی تازه تحت تعقیب قرار خواهند. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وحید صیادی نصیری مورخ هفدهم اردی‌بهشت ماه توسط یک زندانی عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و پس از آن به اتاق دیگری در بند چهار زندان اوین منتقل شد که در آن نیز زندانیان غیر سیاسی سکنی دارند. یک منبع نزدیک به این زندانی سیاسی دراین‌باره به گزارشگر هرانا توضیح داد: “وقتی آقای نصیری به موضوع عدم اجرای اصل تفکیک جرایم در جلسه رسیدگی به موضوع مضروب شدنش معترض می‌شود، توسط مسئولین زندان تهدید به پرونده سازی می‌شود. در آن جلسه مسئولین زندان شامل چهارمحالی رئیس زندان، معاون وی آقای توسلی آقای میثم باقری رئیس اندرزگاه ۴ هم حضور داشته اند. این مسئولین برخورد نامناسبی با وحید داشتند و این موضوع نیز به بدتر شدن وضعیت روحی وحید منتهی میشود.” این منبع آگاه هم‌چنین تاکید کرد: “وحید یک ماه پیش نامه‌ای به مسئولین زندان نوشته بود که این زندانی غیرعادی از طریق آیات قران مرا تهدید جانی کرده است و تقاضا داده بود جای وی را عوض کنند اما اقدامی صورت نگرفت تا این‌که در هفدهم اردی‌بهشت ماه این شخص در ساعت ۴ صبح به وحید حمله کرده و او را مورد ضرب‌وشتم قرار داده است.” گفتنی است، مورخ ۲۴ آذرماه دادگاه تجدیدنظر وحید صیادی نصیری در شعبه ۵۴ به ریاست قاضی بابایی برگزار شده است. پیش از این، آقای صیادی از تاریخ ۲۵ مهرماه، در اعتراض به ۱۳ ماه بلاتکلیفی پرونده خود دست به اعتصاب غذا زده بود. این زندانی سیاسی با اتهامات «توهین به مقدسات، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام» در دادگاه بدوی به ۸ سال حبس محکوم شد. اما با گذشت ۱۳ ماه از تاریخ صدور حکم اولیه و اعتراض وی، جلسه دادگاه تجدید نظر برای وی برگزار نشده بود. نهایتا بعد از یک اعتصاب غذای طولانی مدت، وحید صیادی، درپی مشخص شدن زمان دادگاه تجدیدنظر، به اعتصاب غذای خود پایان داد. منبع هرانا.

۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

خاتمی؛ غافلگیری بزرگ


سال ۷۶، جناح چپ ابتدا از میرحسین موسوی، نخست‌وزیر دوران جنگ برای نامزدی دعوت کرد. اما او به رغم ابراز تمایل نسبی، با صدور یک بیانیه ناگهان از کاندیداتوری انصراف داد. بعد از این اتفاق، نیروهای چپ با تردید و به ناچار به سراغ محمد خاتمی رفتند که در میان اهالی فرهنگ و هنرمندان خوشنام بود. ثبت نام محمد خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی او با آرایی چشمگیر، به روند پیروزی پنج دوره‌ای نامزد مورد نظر حکومت پایان داد. هیچ‌کس حتی اعضای ستاد انتخاباتی وزیر ارشاد مستعفی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، گمان نمی‌کردند او در مقابل علی‌اکبر ناطق نوری، نامزد مورد تایید هسته مرکزی حاکمیت و راستگرایان در قدرت، شانسی داشته باشد.

۱۳۹۶ فروردین ۲۰, یکشنبه

اتهام فساد مالی یکی از محورهای حمله احمدی نژاد و هوادارانش به هاشمی رفسنجانی بود


هاشمی رفسنجانی می‌گفت که "رابطه من با سپاه خیلی صمیمی بود. چون من این سپاه را به وجود آورده بودم". فاطمه حقیقت‌جو به این اشاره می‌کند که در دوران جنگ فرماندهان سپاه تحت امر هاشمی رفسنجانی بودند و بنابراین ورود سپاه به اقتصاد بر مبنای "رابطه‌ای اعتمادآمیز بود." "اما سپاه بعد از اینکه وارد اقتصاد شد، می‌خواست سیاست را هم بگیرد. هاشمی رفسنجانی فکر نمی‌کرد که سپاه یک روزی اینقدر قدرتمند می‌شود که مملکت را ببلعد." ترکیب دو روند اجرای سیاست‌های اقتصاد بازار، همراه با تسلط سپاه و بنیادهای شبه‌خصوصی بر اقتصاد، به شرایطی منجر شده است که به گفته سعید رهنما "فساد بخش لایتجزای این سیستم است." او می‌گوید امروز در اقتصاد ایران "فساد در چند سطح عمل می‌کند. یکی در سطح مقامات بالا است که خودشان سواستفاده مالی می‌کنند. اما این فساد قطره قطره به پایین می‌رسد و امروز هر جنبه ‌ای از کار و خدمات که قرار است در ایران انجام بشود با نوعی از فساد و رشوه خواری سر و کار دارد." 'نیم نگاهی به بال نحیف آرای مردم' مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی پیوسته درباره فساد سیستمی هشدار می‌دهند. اما در سال‌های اخیر رسوایی‌های مالی دامن مقام‌های بیشتری را گرفته و نشانه‌ای نیست که قرار است این روند متوقف شود. از نظر احمد سلامتیان، "جمهوری اسلامی امروز موجودی است که از دل یک سری واقعیات داخلی ایران و منطقه در جهت حفظ موقعیت مسلط یک الیگارشی مرکب از روحانیون، نیروهای مسلح و دیگران شکل گرفته است." او می‌گوید که عملگرایی اکبر هاشمی رفسنجانی در خدمت تحکیم همین الیگارشی بود. آنچه اکبر هاشمی رفسنجانی را از همه مقام‌های عالی جمهوری اسلامی متمایز می‌کرد، توانایی او در برقراری توازن درونی میان اجزای این طبقه حاکم و "تشخیص مصلحت" بیرونی آن بود. به همین دلیل بود که او هم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای را تثبیت کرد، هم از سوی پیروان او شعار "مرگ بر ضد ولایت فقیه" شنید. هم دانسته یا نادانسته زمینه‌ساز قدرت گرفتن جنبش اصلاحات شد، و هم از جانب اصلاح‌طلبان "عالیجناب سرخپوش" لقب گرفت. در نظامی که به گفته احمد سلامتیان بر "یک بال نحیف اتکا به آرای عمومی و یک بال سنگین قدرت متمرکز و نیروهای مسلح" استوار است، اکبر هاشمی رفسنجانی کسی بود که علاوه بر رابطه قوی با بخش‌های مختلف قدرت متمرکز، به گفته فاطمه حقیقت‌جو "توانست به دلیل نگاهی که به مردم داشت از زمان عقب نیفتد و درکی بهتر از شرایط داشته باشد".

سدسازی‌های دوره هاشمی رفسنجانی از نظر کارشناسان زیست محیطی آثار اقلیمی منفی ماندگاری داشته


دولت هاشمی رفسنجانی با وام‌ خارجی، خصوصی‌سازی و افزایش نرخ ارز به دنبال تأمین هزینه‌های "سازندگی" بود. این روند هرچند که به رشد اقتصادی بالا منجر شد، با تورم نزدیک به ۵۰ درصدی در سال ۱۳۷۴ و شورش‌هایی در برخی شهرها همراه بود. سعید رهنما می‌گوید که سیاست‌های اقتصادی هاشمی رفسنجانی "در ایجاد یک طبقه سرمایه دار جدید متشکل از کادرهای سپاه و روحانیون و خانواده‌های آنها سهم بسیار مهمی ایفا کرد. تحت عنوان خصوصی سازی عملا بسیاری صنایع، معادن، کشت و صنعتها و بخش قابل توجهی از منابع و اموال دولتی، و اموال مصادره شده سرمایه داران بزرگ زمان شاه به اینها واگذار شد و یک طبقه سرمایه دار اسلامی جدید اضافه شد. " "مدیران و مقام‌ها و سرداران به هر حال صاحب سرمایه، زمین و مستغلات شدند و پاره‌ای از این افراد که می‌خواستند بروند بهشت، بهشت را به نوعی روی زمین پیدا کردند. این تحول طبقاتی حتی به شکلی در موضع گیری سیاسی آنها هم بی تاثیر نبوده و بخشی از آنها را میانه رو کرده است." رویاهای اقتصادی هاشمی رفسنجانی تا کجا به واقعیت پیوست؟ دو شاخصی که رکورد شکست؛ نگاهی به کارنامه اقتصادی دولت هاشمی اگرچه تورم بالا و نارضایتی‌ها باعث شد که دولت هاشمی رفسنجانی تا حدی از اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری عقب‌نشینی کند، اما تا دو دهه پس از آن برنامه‌های اقتصادی تدوین‌شده در دوران او به اولویت‌های اقتصادی مسلط تبدیل شدند. آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۸۴ مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره اصل ۴۴ قانون اساسی را ابلاغ کرد و به این ترتیب راه برای فعالیت‌ بخش خصوصی در زمینه‌های که قانون اساسی آنها را دولتی می‌دانست باز شد. در سال ۱۳۸۹ هم دولت محمود احمدی‌نژاد، این منتقد سرسخت اکبر هاشمی رفسنجانی، با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، قطع سوبسید مواد سوختی، خوراکی، برق و آب را آغاز کرد. سعید رهنما می‌گوید شعارهایی مثل "اقتصاد مقاومتی" نیز با این سیاست‌های کلان نئولیبرال تضادی ندارند و بیشتر محصول اجبارهای بیرونی هستند. یکی از تحولات مهم دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی آغاز فعالیت‌های اقتصادی گسترده سپاه بود. به گفته فاطمه حقیقت‌جو "سپاه تازه از جنگ آمده بود و نیروی بزرگی داشت. آقای هاشمی به این نتیجه رسید که از این نیروهایی که تازه برگشته‌اند در جهت توسعه کشور استفاده شود. پس توانمندی سپاه از امور نظامی-دفاعی به سمت سازندگی حرکت کرد و اختیارات زیادی در زمینه سدسازی و زیر ساخت‌های اقتصادی گرفت. اطلاعات تکمیلی درسایت BBC اخبارویژه نوشته است .

هاشمی رفسنجانی چگونه به ایران ۱۳۹۶ شکل می‌دهد؟


سعید حجاریان از سال ۱۳۷۲ به عنوان معاون سیاسی دفتر تحقیقات استراتژیک، زیر نظر ریاست جمهوری، منصوب شد و روی پروژه جامعه مدنی و توسعه سیاسی متمرکز شد. پروژه‌ای که شعارهای محمد خاتمی از آن برآمد. البته فاطمه حقیقت‌جو معتقد است که "مرکز تحقیقات استراتژیک با این بنیان که نیروهای امنیتی در آن هستند شکل گرفت، هیچ کدام از آنها این ایده را نداشتند که از آنجا پروژه اصلاحات در خواهد آمد". در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ و در حالی که نگرانی‌های زیادی از احتمال تقلب مطرح بود، اکبر هاشمی رفسنجانی گفت: "اگر تقلب شود، تاریخ آینده ایران، نمی‌بخشاید." فاطمه حقیقت‌جو می‌گوید: "مهمترین نقش آقای هاشمی رفسنجانی دفاع از نهاد انتخابات بود. هاشمی رفسنجانی همیشه خودش را در معرض انتخاب گذاشت و همیشه از نهاد انتخابات، ولو دست و پا شکسته، دفاع کرد." به این ترتیب اگرچه هاشمی رفسنجانی نقشی محوری در افزایش اختیارات قانونی رهبر، تثبیت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و به حاشیه راندن منتقدان سیاسی داشت، خود او هم در گشایش فضایی دموکراتیک، "ولو دست و پاشکسته"، نقشی کلیدی ایفا کرد. آیت‌الله علی خامنه‌ای در مذاکرات بازنگری قانون اساسی و در دفاع از تبدیل نظام پارلمانی به نظام ریاستی معتقد بود که "مساله تعارض رهبر و رئیس جمهور را اصلا نباید به عنوان یک مشکل مطرح کرد و نبایستى آن را جزو مفروضات آورد"، اما از انتخاب محمد خاتمی تاکنون رهبر و نهادهای وابسته به او پیوسته با روسای جمهور در تعارض بوده‌اند. احمد سلامتیان می‌گوید که تسهیل انتخاب محمد خاتمی و تداوم ریاست جمهوری او به رغم تنش میان اصلاح‌طلبان و رهبر جمهوری اسلامی، و حتی امکان تقابل محمود احمدی‌نژاد با آیت‌الله خامنه‌ای محصول سیاست‌ورزی اکبر هاشمی رفسنجانی، به خصوص به واسطه بازسازی جایگاه رئیس جمهور در دوران ریاست جمهوری خود او بود. سردار سازندگی ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی بیشتر با سیاست‌های اقتصادی و عمرانی او برای بازسازی ایران جنگ‌زده به یاد می‌آید. فاطمه حقیقت‌جو می‌گوید: "برای هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری مسئله اقتصادی اولویت داشت و او کمتر به مسائل فرهنگی و فضای باز سیاسی پرداخت." دولت اکبر هاشمی رفسنجانی به توصیه بانک جهانی دنبال اعمال سیاست‌‎های بازار بر اقتصاد ایران بود و مجموعه‌ای از "تعدیل‌های ساختاری" را انجام داد. اقدامات اقتصادی هاشمی رفسنجان چنان اثرگذار بودند که به گفته سعید رهنما "ساخت طبقاتی امروز ایران تا حد بسیار زیادی نتیجه سیاست‌هایی است که او از آغاز در پیش گرفت."

۱۳۹۶ فروردین ۱۴, دوشنبه

فرزند هاشمی رفسنجانی: دفتر مشاوران پدرم علیرغم پیگیری آقای شمخانی هنوز مهروموم است


یاسر هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است که دفتر مشاوران آقای هاشمی رفسنجانی که پس از درگذشت او مهر و موم شد، علیرغم تلاش دبیر شورای عالی امنیت ملی همچنان در همان وضعیت قرار دارد. آقای هاشمی به خبرگزاری آنا گفته است که درباره مرجعی که درخواست مهروموم دفتر مشاوران پدرش را داده حتی با دفتر آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران هم تماس گرفته اند، اما "آنها گفتند ما چنین دستوری ندادیم". دفاتر مشاوران رئیس مجمع تشخیص مصلحت در ساختمانی در شمال تهران قرار دارد که محل مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع است. این دفاتر سه روز پس از درگذشت آقای هاشمی رفسنجانی مهروموم شد، اما به گفته فرزند آقای هاشمی رفسنجانی هیچ مرجعی مسئولیت این اقدام را به عهده نمی گیرد. او از مهروموم دفاتر مشاوران آقای هاشمی رفسنجانی انتقاد کرده و گفته "از کارهای نسجیده وشتابزده ای" بود که پس از درگذشت پدرش اتفاق افتاد. + بیشتر بخوانید: دفتر مشاوران اکبر هاشمی رفسنجانی در مرکز تحقیقات مجمع مهروموم شد به گفته آقای هاشمی "هر وقت ما جویا شدیم که دلیل این مسأله چه بوده است، اعلام کردند از بالا دستور رسیده است. از بالا و حتی دفتر مقام معظم رهبری را نیز ما بررسی کردیم و آنها هم گفتند که ما چنین دستوری نداده‌ایم. در آخر هم نفهمیدیم که این بالا چه چیز و چه کسی است". "در یک مقطعی آقای شمخانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی پیگیر ماجرا بود و خود ایشان به من اعلام کرد که این کار بدون مجوز ما بوده و کتبا اعلام کرده‌ایم که پلمپ باز شود ولی تاکنون به نتیجه نرسیده است". یاسر هاشمی گفته است که "حتی دفتر آقای هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمپ نشد، دفتر دانشگاه آزاد پلمپ نشد، دفتر مشاوران در خود مجمع تشخیص (در ساختمان کاخ مرمر در جنوب تهران) پلمپ نشده است و در آن دفتر رفت‌وآمد وجود دارد و مشاوران جلسات خود را برگزار می‌کنند". ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک که دفتر مشاوران رئیس مجمع تشخیص مصلحت در آن مهروموم شده با علی اکبر ولایتی مشاور امور بین الملل آیت الله خامنه ای است.

۱۳۹۵ اسفند ۱۴, شنبه

رحمانی فضلی اعلام کرد: دستور کار اصلی وزارت کشور در انتخابات ۹۶


وزیر کشور گفت: برگزاری انتخاباتی رقابتی، قانونی، سالم و اخلاقی ، دستور کار اصلی وزارت کشور در انتخابات ۹۶ است. به گزارش پارسینه، عبدالرضا رحمانی فضلی در همایش سراسری مدیران رسانه ملی ، با اشاره به شرایط داخلی و تحولات منطقه ای و بین المللی تاکید کرد : افزایش قدرت ملی و تامین منافع ملی و تقویت همبستگی و انسجام ملی ، در گرو برگزاری انتخاباتی پرشکوه است.وزیر کشور افزود : اجرای کامل قانون انتخابات ، سلامت و امنیت انتخابات ، و زمینه سازی برای مشارکت هرچه گسترده تر مردم ، از وظایف اصلی وزارت کشور در انتخابات سال اینده است. رحمانی فضلی با اشاره به همکاری مستمر و تنگاتنگ وزارت کشور با شورای نگهبان خاطر نشان کرد : ما در بحث نظارت ، هیچ مشکلی با شورای نگهبان نداریم.وزیر کشور به تبلیغات دشمنان و بدخواهان نظام اسلامی برای القای یاس و نامیدی و سیاه نمایی در جامعه ، القای دوگانگی در میان مسئولان ، القای ناکارآمدی نظام و ایجاد احساس نارضایتی اشاره کرد و وظیفه رسانه ملی را برای مقابله با این تبلیغات سوء بسیار مهم خواند. رحمانی فضلی گفت : برغم گسترش رسانه های نوظهور در فضای مجازی و افزایش شبکه های معاند ماهواره ای ، مرجعیت صدا و سیما در جامعه همچنان بالا است و این مرجعیت افزایش نیز یافته است.وی ، حفظ و تقویت وحدت و انسجام ملی ، و ایجاد شور و نشاط و امید را زمینه ساز حضور پرشکوه تر مردم در انتخابات دانست و تاکید کرد: تنها ملاک وزارت کشور در انتخابات ، قانون است. وزیر کشور همچنین با اشاره به حضور یک میلیون و صد و پنجاه هزار نفر مجری انتخابات گفت : آموزش مجریان انتخابات از یکسال قبل آغاز شده و همچنان در استان های مختلف ادامه دارد.

۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

بخشی از حقآبه هورالعظیم صرف برنج‌کاری شدمرگ‌ومیر ماهی‌ها به دلیل کاهش آب ورودی


نگام، اجتماعی- مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان گفت: در شهریور ماه مقدار زیادی در اراضی دشت آزادگان برنج کاری شد. احمدرضا لاهیجان زاده در گفت‌وگو با ایلنا، در مورد وضعیت آلودگی هوا در خوزستان گفت: روز شنبه اعداد مربوط به غلظت آلاینده‌های هوا به ۲۵۰۰ میکرو گرم بر متر مکعب رسید، روز یکشنبه این عدد ۱۵۰۰ بود و از دیروز اعداد کاهش داشته و امروز به ۴۰۰ تا ۵۰۰ و در برخی نقاط ۶۰۰ بوده است. وی در ارتباط با تامین حقآبه هورالعظیم توضیح داد: توافقی که برای هورالعظیم شده بین ۱.۴ تا ۱.۶میلیارد متر مکعب آب است، سال گذشته به واسطه بارندگی‌های خوب در حوزه کرخه رهاسازی آب نسبتا مناسب بود، سال آبی ۹۴ -۹۵ حدود ۱.۱ میلیارد متر مکعب آب در کرخه رهاسازی شد که بخش زیادی از آن وارد هورالعظیم شد و به نسبت سال خوبی را گذاراندیم، حدود ۶۳ درصد از تالاب به زیر آب رفت که اتفاق خوبی بود. مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان افزود: امسال هم بنا داریم از آبانماه با یک برنامه‌ریزی رهاسازی مناسبی انجام بگیرد به طوری که نه تنها پوشش ۶۳درصدی تالاب را داشته باشیم بلکه این سطح افزایش نیز پیدا کند. لاهیجان‌زاده در مورد چالش‌های موجود برای تامین حقآبه هورالعظیم گفت: تنها چالشی که داشتیم این بود که در شهریور ماه مقدار زیادی در اراضی دشت آزادگان برنج کاری (شلتوک کاری) انجام شد و حجمی از آب که باید وارد تالاب می‌شد، صرف برنج‌کاری شد که بخش زیادی از آن از طریق پمپ‌های غیرمجاز نصب شده صورت گرفت. وی افزود: باید این مساله مدیریت شود که اگر قرار است آب را برای هورالعظیم اختصاص دهیم، باید مدیریت الگوی کشت و مدیریت برداشت غیرمجاز آب نیز هم زمان توسط وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی صورت بگیرد، به دلیل اتفاقات پیش آمده در شهریور ماه ما دچار مشکل شدیم و به خاطر برداشت بی‌رویه، آب ورودی به تالاب کاهش پیدا کرد و سبب شد که مرگ میر ماهی‌ها را برای چند روز داشته باشیم البته بلافاصله رهاسازی انجام شد و ۵۰ مترمکعب آب برثانیه نیز اضافه شد تا این مشکل تا حدی جبران شود. با دیگران به اشتراک بگذارید:

۱۳۹۵ اسفند ۸, یکشنبه

روز وکیل؛ مدافعانی که حق دفاع ندارند


هفتم اسفند، روز «وکیل مدافع» در حالی در ایران جشن گرفته می‌شود که بسیاری از وکلای فعال حقوق بشر یا در زندان هستند، یا حق وکالت ندارند. این روز به مناسبت تصویب «لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری» به ابتکار دکتر محمد مصدق، حقوقدان و نخست‌وزیر وقت در ۷ اسفند ۱۳۳۱«روز وکیل مدافع» نام گرفته است. عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر همچنان در حال سپری کردن حکم ۱۰ سال حبس خود است. و نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر ساکن تهران که مدت سه سال را هم به خاطر دفاع از موکلانش در زندان سپری کرده،‌ می‌گوید بسیاری از وکلایی که در حال حاضر در زندان نیستند و حکم ممنوعیت از وکالت هم ندارند، در عمل همچنان اجازه وکالت ندارند. «در بسیاری از موارد موکل تهدید می‌شود که اگر وکیلی که سابقه دفاع از متهمان سیاسی و عقیدتی را داشته انتخاب کند، وضعیتش بدتر خواهد شد و سفارش می‌شود که یا اصولا وکیلی را انتخاب نکند و یا وکیلی را که قوه قضاییه معرفی می‌کند، انتخاب کند. این مساله برای بسیاری از موکلین من و سایر همکارانم پیش آمده. علاوه بر آن به من اجازه ورود به دادگاه انقلاب را هم نمی‌دهند. بنابراین هر چند در حال حاضر حکم تعلیق پروانه‌ام رفع شده اما همچنان در بسیاری از پرونده‌ها عملا اجازه وکالت ندارم.» پروانه وکالت نسرین ستوده در مهر ماه سال ۹۳ توسط شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا ابتدا به مدت ۳ سال و در نهایت و در پی اعتراضات فراوان (از جمله تحصن‌های مداوم ستوده در مقابل کانون وکلا) به مدت ۹ ماه معلق شد. خانم ستوده می‌گوید این حکم تحت فشار دادستانی صادر شده و مستند حکم دادگاه انتظامی وکلا، حکم صادره از دادگاه انقلاب بوده است. این در حالی است که به گفته ستوده دادگاه انقلاب از ابتدا به اشتباه حکم به محرومیت وی از وکالت داده بود چرا که به موجب قانون هیچ مرجعی غیر از دادگاه انتظامی وکلا نمی‌تواند حکم به محرومیت یک وکیل بدهد «اما نه تنها کانون وکلا چشمش را بر این بی‌قانونی بست بلکه با صدور حکم تعلیق پروانه‌ام، یک مجازات مضاعف هم بر من تحمیل کرد.» این البته اولین بازی نیست که پروانه وکالت وکیلی صرفا به خاطر ایفای وظایف حرفه‌ای توسط کانون وکلا معلق می‌شود. در این مورد خانم ستوده می‌گوید «قبل از من هم پروانه چند تن از همکارانم توسط کانون وکلا معلق شده بود، از جمله محمد نجفی در اراک که پروانه‌اش به مدت سه سال تعلیق شد. همکار دیگری هم در ارومیه پروانه‌اش به همین ترتیب معلق شد. مورد دیگر نجما رحمانی بود که کانون وکلا پارسال بدون وجود حکم قانونی به مدت چند ماه از تمدید پروانه‌اش خودداری کرد. همچنین در برخی از موارد هم مانند خانم عبادی کانون به بهانه‌های واهی از تمدید پروانه‌ خودداری کرده است.» پروانه شیرین عبادی، وکیل و برنده جایزه صلح نویل ۲۰۰۳ از سال ۸۸ به بعد دیگر تمدید نشد. شیرین عبادی در مورد علت تمدید نشدن پروانه‌اش می ‌گوید «کانون وکلا با این بهانه که من در خارج از کشور هستم، از تمدید پروانه وکالتم خودداری کرد. این در حالی است که طبق قانون، تمدید پروانه ارتباطی به حضور فیزیکی در ایران ندارد.» عثمان مزین، حقوقدان ساکن تهران نیز تجربه مشابهی در این خصوص دارد: «پروانه وکالت یکی از موکلانم (آقای مسعود شمس‌نژاد که خود وکیل دادگستری است) به صرف این که برایش کیفرخواست صادر شده بود، توسط کانون وکلا به مدت حدود ۲ سال لغو شد و در این مدت ایشان از وکالت محروم شدند. هر چند طبق ماده ۸۷ «آئین‌نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلا دادگستری» اگر اتهام سنگینی (هم چون کلاه‌برداری و اختلاس) در کیفرخواست متوجه وکیل شود که مخالف‌ شأن وکیل باشد، کانون وکلا می‌تواند تا مشخص شدن حکم دادگاه، پروانه‌ وکیل را معلق کند اما اتهامی که در کیفرخواست به ایشان نسبت داده شده بود (فعالیت تبلیغی علیه نظام)، اتهام سنگینی نبود با این حال پروانه ایشان به مدت حدود دو سال توسط کانون وکلا معلق شد.» محمد سیف زاده، حقوقدان و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر که حدود یک سال پیش با سپری کردن دوران محکومیت ۵ ساله خود از زندان آزاد شد، می‌گوید «وقتی کانون مدافعان حقوق بشر تاسیس شد، من و دیگر همکاران شروع به دفاع از حقوق متهمین سیاسی و مطبوعاتی به طور مجانی کردیم. اول من را گرفتند، بعد آقای سلطانی را و بعد هم برای دیگر همکاران مشکلاتی را ایجاد کردند. وقتی دیدم هیچ صدایی از کانون وکلای دادگستری در حمایت از ما بلند نمی‌شود،‌ نامه‌ای به هیات مدیره کانون وکلا نوشتم و گفتم اکنون که شما قادر به دفاع از حقوق هم صنفی‌های خودتان نیستنید،‌ وکالت دیگر برای من افتخاری ندارد و و تقاضای بازنشستگی کردم.» اما کانون وکلا همیشه مورد انتقاد وکلا نبوده است. عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و رییس فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر که پیش از انقلاب در ایران به وکالت مشغول بوده، اصولا کانون وکلای پیش از انقلاب را با کانون وکلای بعد از انقلاب، قابل مقایسه نمی‌داند: «در رژیم گذشته کانون وکلا واقعا مستقل بود و توسط هیات مدیره‌ای که هر دو سال یک بار از طرف وکلا انتخاب می‌شد، اداره می‌شد. انتخابات صد در صد آزاد بود و دولت و ساواک هیچ گونه دخالتی در آن نداشتند. خیلی از مواقع وکلایی که از نظر سیاسی موافق حکومت نبودند، نه تنها کاندیدا که انتخاب هم می‌شدند.» آقای لاهیجی هم چنان در مورد مصونیت وکلای دادگستری در دوران قبل از انقلاب می‌گوید: «وکلا هرگز به مناسبت پرونده‌هایشان تحت تعقیب قرار نگرفتند و مصونیت حرفه‌ای داشتند. دولت هیچ گونه فشاری به کانون وارد نمی‌کرد که پروانه وکیلی را لغو کند، در حالی که پروانه وکالت ده‌ها وکیل دادگستری از جمله خودم بعد از انقلاب باطل شد.» کانون وکلای دادگستری با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷ بسته شد؛ بسیاری از اعضای هیات مدیره زندانی شدند و پروانه وکالت بسیاری نیز تحت عنوان «تصفیه» باطل شد. کانون وکلا پس از بازگشایی نیز تا مدت‌ها توسط سرپرست تعیین شده توسط قوه قضاییه اداره می‌شد. با روی کار آمدن دولت خاتمی برای اولین بار در سال ۷۶ اجازه برگزاری انتخابات کانون وکلا صادر شد اما چند ماه قبل از برگزاری انتخابات «قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری» به تصویب مجلس رسید که به موجب آن تأیید صلاحیت داوطلبان عضویت هیأت مدیره‌ کانون‌ها به دادگاه انتظامی قضات - که از نهادهای زیرمجموعه قوه قضائیه است- واگذار شد. شیرین عبادی که صلاحیتش چند بار از سوی دادگاه انتظامی قضات رد شده بود، معتقد است دادگاه انتظامی قضات هیچ گاه در تایید صلاحیت کاندیداهای هیات مدیره به طور منصفانه و بی‌طرف عمل نکرده و صلاحیت وکلایی را که سابقه دفاع از پرونده‌های حقوق بشری داشته‌اند، رد کرده است. هر چند در سال‌های اخیر وکلای زیادی به خاطر ایفای وظایف حرفه‌ای خود مجبور به تحمل زندان یا سایر محدودیت‌های وارده از سوی قوه قضائیه و نهادهای امنیتی (همچون احضارهای مکرر، بازجویی، ممنوع الخروجی، کارشکنی در قبول پرونده و ...) شده‌اند، اما به اعتقاد بسیاری از وکلا، وجود کانون وکلایی مستقل می‌توانست مرهمی برای روزهای سخت این وکلا باشد. نرگس توسلیان دکترای حقوق 1395اسفند07

۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه

پدرم پرونده‌اش نخوانده بایگانی می‌شود نامه مائده سلطانی به وزیر اطلاعات ❱ جمعه, ۶ام اسفند, ۱۳۹۵


نگام، حقوق بشر – مائده سلطانی، دختر عبد الفتاح سلطانی (وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر)، در نامه‌ای به وزیر اطلاعات از بیماری گوارشی پدرش در زندان اوین خبر داده و اعلام داشته که علیرغم واجد شرایط بودن این وکیل دادگستری، همچنان با مرخصی و آزادی مشروط وی مخالفت می‌شود. متن این نامه که از سوی وبسایت کلمه منتشر شده است، در پی می‌آید: آقای علوی! وزیر اطلاعات! شاید شما صدایمان را بشنوید ۶ سال از حبس پدرم عبدالفتاح سلطانی می‌گذرد. بدیهی ست کمترین حق زندانی درخواست اعاده دادرسی عادلانه است اما متأسفانه پرونده پدرم نخوانده بایگانی می‌شود!!! بیش از سه سال از اعمال ماده ۱۸ گذشته و ۴ قاضی نظر داده‌اند حکم اساساً به اعتبار امر مختومه باطل است ولی پرونده در حوزه ریاست قوه قضاییه قفل شده است. ۶ سال است مادرم بارها و بارها به مقامات نامه داده و درخواست رسیدگی به پرونده نموده ولی معلوم نیست این همه نامه کجا رفته است. پرونده پدرم با اعمال‌نفوذ کارمندان شما مغفول مانده و از اجرای قانون آزادی مشروط و مرخصی جلوگیری می‌شود! پس از ۶ سال فقط یک‌بار از حق مرخصی استفاده کرده و اینک به بیماری نوسان فشارخون، کم‌خونی و بیماری حاد گوارشی مبتلا شده‌اند! اینک از شما به‌عنوان وزیر اطلاعات که یقیناً نمی‌خواهید مسبب اتفاقات ناگوار زندانی باشید درخواست رسیدگی عاجل دارم! مائده دختر عبدالفتاح سلطانی. ۴ اسفند ۱۳۹۵ با دیگران به اشتراک بگذارید:

۱۳۹۵ بهمن ۲۸, پنجشنبه

مراسم اربعین آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) تا ساعاتی دیگر آغاز می شود


به گزارش جماران، مراسم چهلمین روز درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) امروز از ساعت 15 الی 17 در حرم مطهر امام خمینی برگزار می شود. حجت‌الاسلام والمسلمین مجید انصاری معاون حقوقی رییس‌جمهوری سخنران این مراسم خواهد بود.

۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه

با سلام بر امام حسین و یاد عطش او نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ❱ چهارشنبه, ۲۷ام بهمن, ۱۳۹۵


نگام ، حقوق بشر _ توقف روند درمانی دکتر مهدی خزعلی ، دومین پیام آیت الله صانعی ، حضور مجدد پزشکی قانونی به دستور دادستان و نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان از خبرهای روز جاری در رابطه با بازداشت و اعتصاب غذای دکتر مهدی خزعلی بوده است. ادامه روند فشار بر دکتر مهدی خزعلی طبق اخبار واصله نگهبانان و سرباز های زندان اوین مستقر در بیمارستان طالقانی از ورود پزشکان نزد دکتر مهدی خزعلی ممانعت به عمل می آورند. طبق گفته ی مسئولان بیمارستان ، نگهبانان زندان، دکتر اسد زاده ( فوق تخصص گوارش ) و دکتر نصر اللهی ( فوق تخصص و رئیس بخش کلیه) را که برای انجام امور پزشکیآمده بودند را راه ندادند. در ادامه روند دخالت نگهبانان در امور پزشکی و بیمارستان ، پزشکان در پرونده دکتر مهدی خزعلی قید کردند که از حضور ما بر بالین دکتر خزعلی ممانعت شد. این در حالی است که پزشکان متخصص دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی نامه ای خطاب به دکتر خزعلی اعلام کردند که وضعیت حیاتی شما به شدت در خطر است و هر لحظه احتمال سکته قلبی و مغزی و یا نارسایی کلیه ها وجود دارد. حضور پزشکی قانونی مرکز بر بالین دکتر مهدی خزعلی! در پی دو بار اعلام پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و بیمارستان طالقانی مبنی بر وخامت حال مهدی خزعلی دکتر جعفری از طرف پزشکی قانونی مرکز برای بررسی وضعیت وی در بیمارستان طالقانی حاضر شد و شرح حال او را بررسی و گزارش خود را ارسال کرد. این در حالی است که طی نامه محرمانه بیمارستان طالقانی ، گزارش پزشکان متخصص درباره وضعیت بحرانی دکتر مهدی خزعلی را تحویل دفتر دادستان تهران داده اند. توقف روند درمانی مهدی خزعلی! ظهر امروز با انجام آزمایش اکو گرافی مشخص شد عارضه قلبی وجود دارد و خزعلی نیاز به آنژیو گرافی دارد ، اما آنژیو گرافی در وضعیت اعتصاب غذا و دهیدراته ( کمبود آب ) بدن و عدم عملکرد خوب کلیه ها مقدور نیست. وی هم چنان از خوردن و آشامیدن امتناع کرده و اجازه تزریق سرم به پزشکان نمی دهد و تنها در صورت آزادی کامل به اعتصاب غذای خشک خود پایان و اجازه ادامه درمان را خواهد داد. دومین پیام آیت الله صانعی به دکتر مهدی خزعلی آیت الله صانعی ضمن آرزوی سلامتی و شفای عاجل برای دکتر مهدی خزعلی خطاب به وی گفت : خدا شما را برای اسلام و مسلمین نگه دارد که شما بنیان گذار یک اساس نوین در اسلام هستید ، موفق باشید. حضور مجدد پزشکی قانونی به دستور دادستان! ظهر امروز نماینده پزشکی قانونی به همراه مسئول پزشکی قانونی بیمارستان طالقانی دکتر مهدی خزعلی را مورد معاینه و ویزیت قرار دادند. در این ملاقات ضمن تاکید بر خطرات ناشی از اعتصاب غذا که تمام ارگان های حیاتی در خطر است از وی خواستند اجازه تزریق سرم بدهند. اما دکتر مهدی خزعلی ضمن مخالفت گفت: من اعتصاب غذا نکرده ام که سرم بگیرم ، من اعتصاب غذا کرده ام تا آزادی ام را بدست آورم. لازم به توضیح است که گزارش پزشکی قانونی از وضعیت وخیم و بحرانی وی برای دادستان ارسال گردیده است. نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان: در حالی که پزشکان اعلام کرده اند که هر لحظه احتمال دارد تمام ارگان های حساس بدن از کار بایستد متاسفانه امکان خطر و تهدید جدی سلامت دکتر خزعلی وجود دارد . بسم الله الرحمن الرحیم امروز لحظاتی عطش بر من غلبه کرد ، ناخواسته به ذهن خطور کرد که بگویم : (حسین جان (علیه السلام) من هم با لب تشنه به دیدارت خواهم آمد ! ) که گریه امانم نداد ، تشنگی من بر تخت بیمارستان و در میان عزیزانی که هر یک می آیند و اصرار دارند سرم بگیر کجا و تشنگی حسین علیه السلام کجا ، آن امام شهدا را نه تنها آب ندادند از هر سو تیر و نیزه و شمشیری جسمش را پاره پاره کرد و به تشنگی اش افزود . خانواده ی من در امن و امان و سیراب آب اند و آن بزرگوار عزیزان تشنه اش را در آن صحرای تفتیده در محاصره آتش دید و به دیدار جدش شتافت! حسین جان (علیه السلام)؛ مصائب ما در برابر تو هیچ است ، هیچ! السلام علیک یا اباعبدالله مهدی خزعلی با دیگران به اشتراک بگذارید:

۱۳۹۵ بهمن ۲۲, جمعه

هشدار عضو کمیسیون امنیت ملی ایران: ٣۶ پایگاه نظامی آمریکا در تیررس موشک‌های ماست - گفت‌وگو باحسن هاشمیان


حجت‌الاسلام "مجتبی ذوالنور"، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: ما ٣۶ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه را در تیررس موشک‌های خود ثبت کرده‌ایم. این سخنان در حالی ایراد می‌شود که روز پنجشنبه ٢ فوریه، وزارت دفاع آمریکا پس از سال‌ها ناوشکن عظیم "یو اس اس کُول" را راهی آب‌های ساحلی یمن کرد که به زودی به منطقه استحفاظی مورد نظر ارتش آمریکا خواهد رسید. ناوشکن "یو اس اس کُول" حامل پیشرفته‌ترین موشک‌های هدایت شونده است؛ این ناوشکن عظیم هنگامی راهی آب‌های منطقه حوزه دریای "عُمان" و دریای یمن شده است که چند روز پیش از آن در ٣٠ ژانویه، یک ناو جنگی عربستان سعودی مورد حمله سه قایق انتحاری شبه نظامیان حوثی مورد حمایت ایران قرار گرفت؛ دراین حمله انتحاری دو تن ازسرنشینان کشتی عربستان سعودی کشته شدند. ناو "یو اس اس کُول" که اکنون به قصد آب‌های ساحلی یمن در حرکت است، در سال 2000 میلادی در این منطقه در حالی که در "خلیج عدن" در حال سوختگیری بود، هدف حمله انتحاری قایق‌های تندرو قرار گرفت که ده‌ها نفر از خدمه این ناو جنگی کشته و زخمی شدند. درآن هنگام، سازمان "القاعده" مسئولیت حمله به "یو اس اس کُول" را برعهده گرفت. هفته گذشته در اولین روزهای ورود رئیس جمهوری جدید آمریکا به کاخ سفید، مواضع القاعده در یمن، هدف حملات هوایی نیروهای آمریکا قرار گرفت. آمریکا اعلام داشته است که اعزام ناوشکن "یو اس اس کُول" با حمله به کشتی جنگی عربستان بی‌ارتباط نیست. و در تهران حجت‌الاسلام "مجتبی ذوالنور" عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، امروز یکشنبه ۱۷ بهمن/ ۵ فوریه، طی سخنانی از فعالیت 36 پایگاه نظامی آمریکا در منطقه خبر داد و گفت: ناوگان پنجم ارتش آمریکا بخشی از بحرین را اشغال کرده و دورترین پایگاه نظامی "دشمن" در اقیانوس هند مستقر بوده، اما این نقاط - به گفته حجت‌الاسلام ذوالنور، توسط سامانه های موشکی ایران ثبت شده است و درصورتی که خطایی ار دشمن سربزند با خاک یکسان خواهد شد. این عضوکمیسیون امنیت ملی جمهوری اسلامی همچنین هشدارداد که «برای برخورد اولین موشک به تل اویو پایتخت اسرائیل، 7 دقیقه وقت لازم است». درباره احتمالات بروز برخورد نظامی در منطقه میان ایران و یکی ازکشورهای حوزه خلیج فارس، یا دخالت نظامی آمریکا در امور منطقه مثلاً در حمایت از دولت قانونی "عبدُو ربُو منصور" در یمن، به گفتگو با حسن هاشمیان، تحلیل‌گر امور خاورمیانه مقیم آمریکا، گوش کنید.

۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه

سنگ‌هایی که از چاه بیرون نمی‌آید!


سایت خبری-تحلیلی کلمهFebruary 8, 2017 کلمه-مرتضی طالقانی: «در مسیری که سنگلاخ است نباید دوید.» این را حسن روحانی می‌گوید درست در آذر ۱۳۸۵ که او دیگر مسئولیت پرونده هسته‌ای ایران را بر عهده ندارد و هوای رابطه ایران با آمریکا مانند هوای آن روزهای تهران به‌شدت سرد است. او ادامه می‌دهد: «اگر با دیپلماسی کارمان جلو نرود احتمال وقوع همه‌چیز وجود دارد.» درست در همان روزها محمود احمدی‌نژاد بازی دیگری را شروع کرده است. یک روز تصمیم می‌گیرد بودجه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تأمین کند و روز بعد برای رهبران جهان نامه می‌نویسد، نامه‌هایی البته یک طرفه و بدون پاسخ. احمدی‌نژاد مدتی بعد سیاست نامه‌نگاری را هم تعطیل می‌کند و در چهارم آذر ۱۳۸۷ می‌گوید: «آن‌قدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه دانشان پاره شود!» جمله‌ای که در محافل مختلف اجتماعی تنها نقل طنز می‌شود و ایران بازیگری منزوی درصحنه سیاست بین‌الملل لقب می‌گیرد. حتی رفقای روس هم‌رأی‌هایشان را به ضرر ایران در صندوق شورای امنیت سازمان ملل می‌ریزند و متحد استراتژیک برای چندین و چندمین بار پشت ایران را در محافل بین‌المللی خالی می‌کند. از کیک و انجیل تا نیشگون های سیاسی حالا همه می‌دانستند که بازهم سنگ بزرگی در چاه افتاده است و قطعنامه‌ها تنها یک کاغذ پاره بی‌ارزش نیست، چاه رابطه ایران با غرب و به‌ویژه آمریکا پر از سنگ‌های تنش‌زا شده است، روحانی اتاق شورای عالی امنیت ملی را تحویل داده و حالا در گوشه مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت کنار یار قدیمی هاشمی می‌نشیند و سرنوشت انقلابیون را تماشا می‌کند، او می‌بیند که از آغازین روز تسخیر سفارت آمریکا تا ماجرای کیک و انجیل مک فارلین تا رویای ایرانی‌ها برای ورود به بازی ریگان و کارتر بازی سخت و پرهزینه‌ای بوده و مسیر پر از سنگ و راه طولانی است، بسیاری سنگ‌ها در چاهی افتاده که دیگر امکان خروج آن از کشور گرفته‌شده است، قطعنامه‌ها دیگر به تعبیر علی لاریجانی «نیشگون کوچک نیست.» بلکه ایران مسیر عراق را در پیش‌گرفته و حالا در حال اجرای برنامه نفت در برابر غذا است. نیشگون‌ها، کاغذ پاره‌ها و بیانیه‌های بی‌اهمیت یک مهلت یک ماهه برای ایران بود تا کلیه برنامه‌های هسته‌ای‌اش را به تعلیق درآورد. وقتی روحانی به حرف آمد روابط آمریکا با انقلابیون ایران همواره پر تنش بوده است، حتی روزهایی که در ایران خاتمی با گفتگوی تمدن‌ها روی کار است بوش پسر ایرانیان را محور شرارت می‌خواند، هرچند قبل‌تر از آن در یک کمدی تراژیک خاتمی را از دست دادن عرفی دیپلماتیک با کلینتون منع کرده باشند! اما در زمستان ۹۱ آن‌قدر وضعیت وخیم است و سایه جنگ روی کشور افتاده که اتاق فکر مجمع تشخیص مصلحت دست‌به‌کار می‌شود و باز هم روحانی به حرف می‌آید. او که تا پیش‌ازاین متهم به اهمال‌کاری و برخوردهای غیرانقلابی در نشست سعدآباد بوده، می‌گوید «۱۲ سال است که کشور را در سخت‌ترین شرایط قرار داده‌اند حتی دوستان ما هم به این تحریم‌ها پیوسته‌اند و حالا وقت آن رسیده که از فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شویم!» به نظر می‌رسد نسیم عقل‌گرایی در حال وزیدن باشد، هرچند سنگ بنای عقلانیت در سیاست را میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ گذاشت و سیاست‌مداران را از ماجراجویی در سیاست بر حذر داشت. اما آن روزها بین به‌اصطلاح انقلابیون حرف‌های او خریدار زیادی نداشت، هرچند او پرتگاه‌ها را در خشت خام دیده بود. مذاکره بر خلاف شیوه چریک ها انقلابی‌ها در تهران تصمیم گرفتند به‌طور مستقیم با آمریکایی‌ها مذاکره کنند، دیپلماسی و عقلانیت قرار است جای روش‌های چریکی را بگیرد، اما همواره شرط‌های عجیب و متفاوت برای این دیالوگ وجود دارد، درست شبیه روزهای بحران تسخیر سفارت که یکی از نمایندگان وقت در مجلس پیشنهاد داده بود که تلویزیون و رادیوی آمریکا روزانه سه ساعت در اختیار انقلابی‌ها و جمهوری اسلامی باشد تا ایران بتواند بدون سانسور با مردم آمریکا حرف بزند. در روزهای اصلاحات کانال اروپا (انگلستان فرانسه و آلمان) پیک گفتگو بین ایران و آمریکا بود، البته قبل‌تر نیز سنت مذاکره ایران و آمریکا از سوی یک طرف سوم صورت می‌گرفت. در قضیه گروگان‌گیری صادق طباطبایی می‌نویسد «من با سفیر آلمان در تهران تماس گرفتم و از او خواستم با گشنر وزیر خارجه آلمان تماس بگیرد و پیغام ما را به آمریکایی‌ها برساند!» سنت مذاکره از طریق کشور ثانی حالا داشت رخت می‌بست و انقلابی‌ها می‌خواستند مستقیم با خود آمریکا مذاکره کنند تا اینکه روز ۲۹ تیر ۱۳۹۲ با تلاش‌ها و مذاکراتی نسبتاً طولانی از هتل کوبورگ وین دود سفید بلند شد و به تعبیر روحانی سایه جنگ از سر کشور رخت بربست. ازغرب زدگی آل احمد تا ورود ترامپ اما حتی با برجام هم قرار نبود دیوار بی‌اعتمادی بین ایران و آمریکا برداشته شود و هرروز سنگ‌های بیشتری به چاه رابطه انداخته می‌شد انگار این سنت ایران و آمریکایی‌هاست که به هم اعتمادی نداشته باشند، حتی محمدرضا پهلوی هم هیچ‌گاه به آمریکایی‌ها اعتماد نداشت و در کتاب معروفش می‌نویسد که کارتر باعث پایان سلطنت او بود و از آن‌سو آمریکایی‌ها ایران را متهم می‌کردند که هیچ‌گاه احترام متقابل برای طرفش قائل نیست. حالا حمید رسایی نماینده وقت تهران برجام را سند فروش عزت ایران می‌دانست و آن‌سو ترامپ نامزد جنجالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اوباما را متهم به مماشات می‌کرد. توپ‌خانه تندروهای هر دو طرف به‌شدت فعال بود جایی که سرمقاله یکی از روزنامه‌های کشور با استعاره از کتاب غرب‌زدگی آل احمد نوشت: «ظریف سرتاپا غربی است.» این ماجرای به‌شدت پیچیده و پرتنش با آمدن ترامپ به کاخ سفید روزهایی سخت‌تری نیز خواهد داشت، حالا کار به‌جایی رسیده که علی‌رضا زاکانی می‌نویسد: «در این روزهای پرتنش عقلانیت لازم است.» سنگ هایی که از چاه بیرون نمی آید به نظر می‌رسد هیچ‌گاه قرار نیست رفتار استانداردی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد و هرازگاهی کسی پیدا می‌شود که می‌آید و میز بازی را به هم می‌زند. دانشجویان خط امام، بوش پسر، احمدی‌نژاد یا ترامپ و بسیاری دیگر که نمی‌خواهند زیر بار رفتارهای عاقلانه بروند. از آن‌سو کسان دیگری هم در کنار این میز نشسته‌اند که بارها و بارها با شجاعت و سلام‌وصلوات خواسته‌اند سنگ‌های بحران‌زا را از این چاه خارج کنند. ولی با مانع بزرگ کسانی روبرو می‌شوند که بحران می‌آفرینند و مدتی نان آن را می‌خورند، حالا ۳۸ سال است عده‌ای پشت میز مذاکره می‌نشینند و بازی به هم می‌خورد و درنهایت مردم دو کشور در کوچه بن‌بست ایران و آمریکا گرفتارشده‌اند. تا باز سیاستمداران بعد از مدتی هر دو درمانده مجبور شوند پای میز مذاکره بنشینند و کاغذها را امضا کنند، الجزایر، مسقط یا وین هنوز مکان میز بعدی مذاکره معلوم نیست. حتی مشخص نیست غوغا سالاران حاکم بر کاخ سفید به مذاکره و معامله تن بدهند یا باید بازهم سال‌ها صبر کرد. این سرنوشت محتوم و تکراری و مصائب مذاکره است. البته جای شکرش باقی است که هنوز این مذاکرات یک سری عناصر تکراری هم دارد، بهزاد نبوی (بیانیه الجزایر) یا ظریف، روحانی، اوباماها و جان کری‌ها هنوز جای خالی برای خاطرات شیرین مذاکره باقی گذاشته‌اند.

۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

وزیر بهداشت می گوید هر نوع پارازیتی مضر است .


RadioFarda, [۳۱.۰۱.۱۷ ۱۸:۲۱] حسن قاضی زاده هاشمی به خبرگزاری ایسنا گفته است «هر نوع پارازیتی مضر است حتی آنچه به عنوان پارازیت موبایل شناخته می‌شود». آقای هاشمی افزوده است که «نسبت این ضرر جای بحث دارد». به گزارش خبرگزاری ایسنا وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز اذعان کرده که « در دوره‌ای حجم پارازیت‌ها زیاد شده بود» به گفته محمود واعظی، در پی تهیه متنی که به رییس جمهوری داده شد، اکنون میزان ارسال پارازیت کاهش قابل توجهی پیدا کرده است. او تاکید کرد که درصورت برخورد با پارازیت، «حتما بلافاصله اقدامات لازم صورت می‌گیرد». ارسال پارازیت بر روی ماهواره‌ها با هدف جلوگیری از دریافت برخی شبکه‌های خبری و غیرخبری از اوایل دهه ۸۰ آغاز و در سال ۸۸ به دنبال اعتراض‌های گسترده مردم به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به اوج خود رسید و همچنان ادامه دارد.