۱۳۹۶ دی ۶, چهارشنبه
اعتراف بی اعتراف
۱۳۹۶ آبان ۹, سهشنبه
دگرباشان جنسی؛ از معصومه تا سیاوش داستان زندگی عجیبترین فوتبالیست ایران

۱۳۹۶ مهر ۲۴, دوشنبه
۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه
کاسبان حصر دست به دامان نقل قولهای جعلی؛ باز هم رسوایی امپراطوری دروغ سایت خبری-تحلیلی کلمهSeptember 03, 2017
۱۳۹۶ مرداد ۲۰, جمعه
وزیر پیشنهادی وزارت دادگستری . علیرضا آوایی (متولد ۱۳۳۵)
رئیس فعلی دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور ایران، رئیس کل پیشین دادگستری استان تهران و قاضی دیوان عالی کشور وزیر پیشنهادی حسن روحانی برای کابینه دور دوم ریاست جمهوری است که در صورت اخذ رای اعتماد جایگزین مصطفی پورمحمدی از چهره های وزارت اطلاعات و از افراد کمیته سه نفره است که حکم اعدام شماری از زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ را بررسی کرده است.
بر اساس قوانین ایران وزیر پیشنهادی دادگستری به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه به رئیس جمهور معرفی می شود و بنابراین دور از انتظار نیست که به جهتگیری های درون قوه قضائیه نزدیک باشد. با این همه از آقای آوایی به عنوان فردی یاد می شود که نسبت به همکاران قبلی و بعدی اش، روابط بهتری با شهروندان و مراجعان داشته است.
اتحادیه اروپا در سال ۱۳۹۰ علیرضا آوایی را همراه ۲۸ مقام دیگر به دلیل نقشی که به گفته اتحادیه اروپا "در نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان ایرانی" داشته در فهرست تحریمهایش قرار داده است. بر اساس این تحریمها آقای آوایی از ورود به کشورهای این اتحادیه محروم است و داراییهای احتمالی اش در حوزه اتحادیه اروپا توقیف خواهد شد.
۱۳۹۶ تیر ۱۱, یکشنبه
عملیات لیلةالقدر، 'اقتدار موشکی با دقت کم'
در آخرین دقایق روز ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شش موشک بالستیک میان برد (به گفته منابع اسرائیلی از جمله روزنامه هاآرتص هفت موشک) از استانهای کردستان و کرمانشاه به منطقه دیرالزور سوریه در فاصله ۶۵۰ کیلومتری شلیک کرد و مقر فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی "تروریستهای تکفیری" را هدف قرار داد.
این حمله موشکی، در قالب عملیاتی به نام "لیلةالقدر"، در پاسخ به حمله نیروهای داعش به یکی از ساختمانهای مجلس شورای اسلامی و مقبره آیتالله خمینی صورت گرفت. سپاه مدعی است این حمله کاملا موفق بوده و ۵۰ نفر از نیروهای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) کشته شدهاند.
تنها ویدئو از صحنه برخورد دو موشک ذوالفقار به شهر میادین که یک فروند پهپاد شناسایی رزمی شاهد ۱۲۹ ضبط کرده، حاکی از برخورد موشکها به یک زمین غیر مسکونی و همچنین یک تانکر سوخت در مقابل مرکز مخابرات شهر میادین است.
ذوالفقار در لیلةالقدر
-------------------------------------------------------------------------------------------
روز ۱۷ خرداد پنج مهاجم داعش به مقبره آیتالله خمینی در بهشت زهرا و یکی از ساختمانهای مجلس شورای اسلامی حمله کردند که در جریان آن ۱۷نظامی و غیر نظامی در کنار پنج مهاجم کشته و ۵۲ نفر زخمی شدند. در واکنش به این حمله مقامات لشکری و کشوری ایران تصمیم گرفتند با حمله نظامی به مواضع داعش در سوریه به آن پاسخ دهند. دو گزینه روی میز بود، استفاده از جنگنده بمب افکنهای اف-۴ ئی فانتوم ۲ نیروی هوایی ارتش ایران یا استفاده از آنچه نیروی هوافضای سپاه "موشک بالستیک نقطهزن" میخواند.
با توجه به حضور جنگندههای ائتلاف بینالمللی بر فراز عراق و سوریه در جریان عملیات "عزم راسخ" (Inherent Resolve)، استفاده از جنگنده بمبافکنهای فانتوم کاری پرخطر محسوب میشد بخصوص آنکه روز هفدهم خرداد (روز حمله مهاجمان به تهران) این جنگندهها یک فروند پهپاد شاهد ۱۲۹ نیروی هوافضای سپاه را در سوریه منهدم کرده بودند.
شاهد ۱۲۹، ستون فقرات نیروی پهپادی ایران
چگونه توان رزمی نیروی هوایی ایران پس از انقلاب تضعیف شد؟
تاریخچه هما پس از انقلاب
در نهایت موشک بالستیک -همانطور که فرماندهان سپاه انتظار داشتند- انتخاب شد. موشک بالستیک عمدتا برای اهداف بزرگ و استراتژیک ارتشهای منظم مثل پادگانهای نظامی و پایگاههای هوایی استفاده میشود و موشکهای بالستیک با سر جنگی بزرگ و دقت کم ممکن است تلفات غیر نظامی زیادی ایجاد کنند، بنابراین نیروی هوافضای سپاه، از جدیدترین نسل موشک نقطه زن فاتح ۱۱۰ با نام ذوالفقار استفاده کرد تا دقت بالای آن، تلفات جانبی و غیر نظامی را کاهش دهد.
پس از این که دستور حمله موشکی به مواضع داعش در استان دیرالزور سوریه صادر شد، روز ۲۷ خرداد ۱۰ الی ۱۲ موشک ذوالفقار از پایگاه موشکی امام علی خرمآباد به سایتهای پرتاب موشک در منطقه مرزی با عراق (حد فاصل مریوان و پنجوین) و همچنین پادگان پنج پله کرمانشاه منتقل شدند. موشکها بعد از ظهر روز ۲۸ خرداد در محل پرتاب مستقر شدند و پرتاب سه فروند از آنها از کردستان و چهار فروند از کرمانشاه در آخرین دقایق روز ۲۸ خرداد صورت گرفت.
اقتدار موشکی با "دقت کم"
همانطور که پیشتر مطرح شد، موشکهای بالستیک معمولا برای اهداف راهبردی و بزرگ استفاده میشود اما در عملیات لیلةالقدر، نیروی هوافضای سپاه تلاش کرد از نقطهزنترین موشک خود برای اهدافی کوچک استفاده کند. همواره ادعا میشد که دقت موشک ذوالفقار ده متر است، اما بر اساس فیلمهای موجود از برخورد دو موشک در شهر المیادین، موشکها در فاصله ۵۰ الی ۱۵۰ متری اهداف به زمین اصابت کردند. این دو هدف مرکز مخابرات داعش و مقر فرماندهی منطقهای آن بود، در ساختمانی که پیشتر مدرسهای بود به نام الرشاد.
بر اساس اطلاعات کسب شده از رادارهای جست و جو مراقبت نیروی هوایی اسرائیل، آنطور که روزنامه اسرائیلی هاآرتص گزارش کرد، از هفت موشک ذوالفقار، سه فروند به دلایل احتمالا فنی در عراق سقوط کردند، دو فروند هم در فاصله چند ده کیلومتری اهدافشان در سوریه به زمین خوردند و گم شدند.
پیشتر مسئولان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و نیروی هوافضای سپاه مدعی بودند که موشک ذوالفقار علاوه بر هدایت اینرسیایی، قابلیت هدایتی ماهوارهای هم دارد اما این حمله موشکی نشان داد این موشکها فقط به هدایت اینرسیایی مجهز بودند و به همین دلیل دقت کمی داشتند.
پس از عملیات، سرتیپ امیر علی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت موشکهایی که منابع اسرائیلی مدعی شدند در عراق سقوط کرده، ذوالفقار نبودند بلکه بخش انتهایی موشکهای بالستیک بودند. این موشک بالستیک، موشک قیام، همان موشکهایی است که به احتمال زیاد در سوریه گم شدند و در چند ده کیلومتری اهدافشان فرود آمدند.
دستاوردهای حمله موشکی برای سپاه پاسداران
سپاه پاسداران با پرسنل و تجهیزات به مراتب کمتر از نیروهای سه گانه ارتش، با بودجهای چند برابر ارتش یکی از قدرتهای اقتصادی ایران است. بخش بزرگی از بودجه سپاه به نیروی هوافضای آن اختصاص پیدا میکند، نیرویی که تنها دارای ۷۰ فروند هواپیما شامل پنج فروند هواپیمای ترابری سنگین ایلیوشین ۷۶ و ده فروند هواپیمای ترابری سبک آنتونف ۷۴ است، پنج فروند از این ده فروند برای حمل بار و مسافر در شرکت هواپیمایی پویا استفاده میشود.
با وجود بودجهای عظیمی که صرف توسعه و ساخت دقیقترین موشک بالستیک ایران شده است، عملیات لیلةالقدر مشخص کرد که دقت موشک ذوالفقار ۵۰ الی ۱۵۰ متر است. دقتی که هنوز آن را سلاحی موثر بر علیه اهداف بزرگ میکند اما برای اهداف کوچک، چنین دقتی کم است.
اما نتیجهای که مقامات ایران از این عملیات گرفتند این بود که بودجه بیشتری باید برای برنامه موشکی در نظر گرفته شود. روز هفتم تیر، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، کاظم جلالی اعلام کرد مجلس مبلغ ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای "گسترش فعالیتهای موشکی" و ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای "مبارزه با تروریسم" به صورت یک طرح ۱۷ مادهای پیشبینی کرده است.
در مجموع، نیروی هوافضای سپاه با عملیات لیلةالقدر، به چهار هدف مهم رسید: آزمایش موشکهای بالستیک قیام و ذوالفقار در شرایط نبرد واقعی، قدرتنمایی موشکی به عربستان سعودی و آمریکا، معرفی خود به عنوان نیرویی که "علیه تروریسم است نه حامی آن" و در نهایت دریافت بودجهای کلان برای توسعه توان موشکی.
بابک تقوایی نویسنده و پژوهشگر دفاعی
11تیر96 منبع bbc
۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه
یادداشت سردبیر-عنوان اول پیک نت 25 خرداد
آگاهی و عزم مردم را
آقای خامنه ای دست کم گرفته
8 سال دولت احمدی نژاد مملکت و 800 میلیارد دلار پول نفت آن را به یغما داد و آقای خامنه ای او را ستود و گفت که دارد شعارهای انقلاب را زنده می کند! گفت که ایشان در مقایسه با هاشمی از نظر اقتصادی به نظرات من نزدیک تر است. در آن 8 سال کسی نشنید که ایشان در باره اقتصاد مقاومتی و یا فقر و بحران اقتصادی سخنی بگوید و این در حالی بود که قیمت ها از شب تا صبح در کشور بالا می رفت، کارتن خوابی و اعتیاد و تن فروشی بسرعت گسترش یافت و فساد و رشوه از بالاترین سطوح حاکمیت به سطح جامعه رسوخ می کرد. شهردار پایتخت (قالیباف) با پول سیاه قاچاق مواد مخدر هزینه تبلیغات انتخاباتی برای رئیس جمهور شدن را تامین کرد. (انتخابات 92 و اشاره روحانی به همین مسئله در مناظره انتخاباتی اخیر و این جمله که مردانگی کردم و این پرونده را فاش نکردم!) مملکت به شمال و جنوب در شهرها تقسیم شد. اقلیتی در رفاه و بالانشین و اکثریتی در تنگنای تهیه نان شب در جنوب شهرها. حاشیه شهرها پر شد از روستائیانی که یارانه گرفتند و به طرف حاشیه شهرها سرازیر شدند تا در باتلاق بحران عمومی کشور غرق شوند. در تمام آن سالها ایشان از بیم تائید حرف ها و هشدارهای میرحسین موسوی که مردم او را محبوب ترین و صالح ترین و پاکدست ترین فرد برای اداره کشور می دانند مهر سکوت از لب بر نداشت و نگفت «بایدها را دولت باید انجام بدهد!» (در پاسخ به سخنرانی اخیر روحانی در دیدار سران و مدیران و سپس افطار که گفت باید برای دردهای بی درمان مردم و مملکت چاره ای اندیشید- نقل به مضمون).
مردم همه اینها را میدانند و می بینند که تمام نهادهای زیر نظر ایشان لبریز است از کارگزاران راستگرائی که در دروان آقای خمینی در حاشیه بودند و او می گفت که اگر اینها قدرت را بدست بگیرند همه چیز را به باد می دهند که گرفتند و دادند. مجلس خبرگان، مجمع مصلحت، امام جمعه ها، شورای انقلاب فرهنگی، حوزه های مذهبی - حکومتی، شورای نگهبان، قوه قضائیه، صدا و سیما و...
بدلیل همین آگاهی عمومی است که هر کاندیدا و نامزدی که مهر بیت رهبری و حمایت ایشان را بر پیشانی داشته باشد اکثریت مردم او را طرد می کنند. دو نمونه آن جلیلی در انتخابات 92 و رئیسی در همین انتخابات اخیر. همه مردم ایران آن گروه های دستچین شده ای نیستند که مهندسی شده به دیدار ایشان می برند تا دو زانو روی زمین بنشینند و ایشان از روی صندلی برایشان سخنرانی یکطرفه بکند. رهبر آنست که در میان مردم بگردد، با آنها ارتباط مستقیم داشته باشد و به حرف ها و سئوالاتشان گوش بدهد و پاسخ بدهد. در 30 سال گذشته حتی یک نمونه وجود ندارد که ایشان در یک پرسش و پاسخ مستقیم با مردم شرکت کند و یا کسی او را دیده باشد که به میان مردم رفته باشد. نه تنها این، حتی در یک مصاحبه رسانه ای هم شرکت نکرده تا خبرنگاران از او سئوال کنند. درست همان شیوه ای که شاه داشت و تن به مصاحبه داخلی نداد، مگر یک مورد و نمونه و آن هم در سال 56 و با دو خبرنگار خودی که یکی از آنها امیرطاهری سردبیر تحمیلی کیهان در دوران نخست وزیر هویدا بود و نوچه هویدا و اردشیر زاهدی وزیر خارجه شاه و پسر سپهبد زاهدی عامل کودتای 28 مرداد!
اینها تاریخ است. چه در گذشته روی داده باشد و چه آنچه امروز می گذرد و به حافظه تاریخی نیز تبدیل شده و می شود.
۱۳۹۶ خرداد ۹, سهشنبه
درخواست احمد منتظری از روحانی: به احترام رای مردم پورمحمدی در کابینه نباشد
Ahmad Montazeri احمد منتظری
Ahmad Montazeri احمد منتظری
اشتراک
چاپ
مشاهده نظرات
احمد منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری، از حسن روحانی رئیس جمهوری ایران خواست که مصطفی پورمحمدی، به «احترام رأی مردم»، در کابینه جدید او حضور نداشته باشد.
آقای منتظری سه شنبه نهم خرداد در گفت و گو با سایت کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران با اشاره به حضور مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت حسن روحانی در هیات قضایی چهار نفره اعدامهای سال ۶۷، گفت رای مردم به آقای روحانی رای به تفکر مقابل این اقدامات بود.
او گفت: «از آنجا که راه اصلاح طلبی و اعتدال باید ادامه پیدا کند آقای روحانی باید به وعدههایش عمل کند تا مردم امیدوار شوند. آقای پورمحمدی جزو آن هیات چهار نفره بوده و در فایل منتشر شده هم مشخص است. من امیدوارم که در کابینه آینده به احترام مردم شریف ایران معرفی نشود.»
تابستان سال گذشته احمد منتظری فایل صوتی مربوط به دیدار آیت الله منتظری با هیات قضایی اعدام های سال ۶۷ را منتشر کرد که در آن آیت الله منتظری آن اعدامها را بزرگترین جنایت در جمهوری اسلامی دانست و گفت که تاریخ از عاملان آن به عنوان «بزرگترین جنایات کاران» یاد می کند.
در آن جلسه اعضای هیات قضایی مربوطه، شامل مرتضی اشراقی (دادستان)، حسینعلی نیری (حاکم شرع)، ابراهیم رئیسی (معاون دادستان)، مصطفی پورمحمدی (نماینده اطلاعات در اوین) حضور داشتند.
فرزند آقای منتظری پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت ماه نیز با اشاره به حضور آقای رئیسی در این هیات، کاندیداتوری آقای رئیسی را توهین به مردم ایران دانسته بود.
حسن روحانی نیز در جریان تبلیغات انتخاباتی خود به طور غیرمستقیم به رقیب خود، ابراهیم رئیسی اشاره کرده و گفته بود مردم در انتخابات اعلام میکنند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را قبول ندارند.
حال احمد منتظری با بیان این که پیام مردم در انتخابات برای آقای حسن روحانی روشن بود از او خواسته است به احترام رای مردم، پورمحمدی را برای حضور در کابینه دولت دوم خود انتخاب نکند.
منبع VOA
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۳, شنبه
وحید صیادی نصیری؛ زندانی مضروب شده ای که تهدید به پرونده سازی می شود
وحید صیادی نصیری؛ زندانی مضروب شده ای که تهدید به پرونده سازی می شود
خبرگزاری هرانا – وحید صیادی نصیری، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین پس از اینکه ساعت ۴ صبح روز ۱۷ اردیبهشت توسط یک زندانی اسلامگرای افراطی مضروب و سپس با دستور مسئولین به محل دیگری در زندان تبعید شد اکنون با تهدید مسئولین زندان روبه روست. مسئولین زندان او را که به وضعیت محیطی خود معترض است تهدید کرده اند که با طرح اتهاماتی تازه تحت تعقیب قرار خواهند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وحید صیادی نصیری مورخ هفدهم اردیبهشت ماه توسط یک زندانی عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و پس از آن به اتاق دیگری در بند چهار زندان اوین منتقل شد که در آن نیز زندانیان غیر سیاسی سکنی دارند.
یک منبع نزدیک به این زندانی سیاسی دراینباره به گزارشگر هرانا توضیح داد: “وقتی آقای نصیری به موضوع عدم اجرای اصل تفکیک جرایم در جلسه رسیدگی به موضوع مضروب شدنش معترض میشود، توسط مسئولین زندان تهدید به پرونده سازی میشود. در آن جلسه مسئولین زندان شامل چهارمحالی رئیس زندان، معاون وی آقای توسلی آقای میثم باقری رئیس اندرزگاه ۴ هم حضور داشته اند. این مسئولین برخورد نامناسبی با وحید داشتند و این موضوع نیز به بدتر شدن وضعیت روحی وحید منتهی میشود.”
این منبع آگاه همچنین تاکید کرد: “وحید یک ماه پیش نامهای به مسئولین زندان نوشته بود که این زندانی غیرعادی از طریق آیات قران مرا تهدید جانی کرده است و تقاضا داده بود جای وی را عوض کنند اما اقدامی صورت نگرفت تا اینکه در هفدهم اردیبهشت ماه این شخص در ساعت ۴ صبح به وحید حمله کرده و او را مورد ضربوشتم قرار داده است.”
گفتنی است، مورخ ۲۴ آذرماه دادگاه تجدیدنظر وحید صیادی نصیری در شعبه ۵۴ به ریاست قاضی بابایی برگزار شده است.
پیش از این، آقای صیادی از تاریخ ۲۵ مهرماه، در اعتراض به ۱۳ ماه بلاتکلیفی پرونده خود دست به اعتصاب غذا زده بود. این زندانی سیاسی با اتهامات «توهین به مقدسات، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام» در دادگاه بدوی به ۸ سال حبس محکوم شد. اما با گذشت ۱۳ ماه از تاریخ صدور حکم اولیه و اعتراض وی، جلسه دادگاه تجدید نظر برای وی برگزار نشده بود.
نهایتا بعد از یک اعتصاب غذای طولانی مدت، وحید صیادی، درپی مشخص شدن زمان دادگاه تجدیدنظر، به اعتصاب غذای خود پایان داد.
منبع هرانا.
۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سهشنبه
خاتمی؛ غافلگیری بزرگ
سال ۷۶، جناح چپ ابتدا از میرحسین موسوی، نخستوزیر دوران جنگ برای نامزدی دعوت کرد. اما او به رغم ابراز تمایل نسبی، با صدور یک بیانیه ناگهان از کاندیداتوری انصراف داد. بعد از این اتفاق، نیروهای چپ با تردید و به ناچار به سراغ محمد خاتمی رفتند که در میان اهالی فرهنگ و هنرمندان خوشنام بود.
ثبت نام محمد خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری و پیروزی او با آرایی چشمگیر، به روند پیروزی پنج دورهای نامزد مورد نظر حکومت پایان داد.
هیچکس حتی اعضای ستاد انتخاباتی وزیر ارشاد مستعفی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، گمان نمیکردند او در مقابل علیاکبر ناطق نوری، نامزد مورد تایید هسته مرکزی حاکمیت و راستگرایان در قدرت، شانسی داشته باشد.
۱۳۹۶ فروردین ۲۰, یکشنبه
اتهام فساد مالی یکی از محورهای حمله احمدی نژاد و هوادارانش به هاشمی رفسنجانی بود
هاشمی رفسنجانی میگفت که "رابطه من با سپاه خیلی صمیمی بود. چون من این سپاه را به وجود آورده بودم". فاطمه حقیقتجو به این اشاره میکند که در دوران جنگ فرماندهان سپاه تحت امر هاشمی رفسنجانی بودند و بنابراین ورود سپاه به اقتصاد بر مبنای "رابطهای اعتمادآمیز بود."
"اما سپاه بعد از اینکه وارد اقتصاد شد، میخواست سیاست را هم بگیرد. هاشمی رفسنجانی فکر نمیکرد که سپاه یک روزی اینقدر قدرتمند میشود که مملکت را ببلعد."
ترکیب دو روند اجرای سیاستهای اقتصاد بازار، همراه با تسلط سپاه و بنیادهای شبهخصوصی بر اقتصاد، به شرایطی منجر شده است که به گفته سعید رهنما "فساد بخش لایتجزای این سیستم است."
او میگوید امروز در اقتصاد ایران "فساد در چند سطح عمل میکند. یکی در سطح مقامات بالا است که خودشان سواستفاده مالی میکنند. اما این فساد قطره قطره به پایین میرسد و امروز هر جنبه ای از کار و خدمات که قرار است در ایران انجام بشود با نوعی از فساد و رشوه خواری سر و کار دارد."
'نیم نگاهی به بال نحیف آرای مردم'
مقامهای ارشد جمهوری اسلامی پیوسته درباره فساد سیستمی هشدار میدهند. اما در سالهای اخیر رسواییهای مالی دامن مقامهای بیشتری را گرفته و نشانهای نیست که قرار است این روند متوقف شود.
از نظر احمد سلامتیان، "جمهوری اسلامی امروز موجودی است که از دل یک سری واقعیات داخلی ایران و منطقه در جهت حفظ موقعیت مسلط یک الیگارشی مرکب از روحانیون، نیروهای مسلح و دیگران شکل گرفته است."
او میگوید که عملگرایی اکبر هاشمی رفسنجانی در خدمت تحکیم همین الیگارشی بود.
آنچه اکبر هاشمی رفسنجانی را از همه مقامهای عالی جمهوری اسلامی متمایز میکرد، توانایی او در برقراری توازن درونی میان اجزای این طبقه حاکم و "تشخیص مصلحت" بیرونی آن بود.
به همین دلیل بود که او هم رهبری آیتالله خامنهای را تثبیت کرد، هم از سوی پیروان او شعار "مرگ بر ضد ولایت فقیه" شنید. هم دانسته یا نادانسته زمینهساز قدرت گرفتن جنبش اصلاحات شد، و هم از جانب اصلاحطلبان "عالیجناب سرخپوش" لقب گرفت.
در نظامی که به گفته احمد سلامتیان بر "یک بال نحیف اتکا به آرای عمومی و یک بال سنگین قدرت متمرکز و نیروهای مسلح" استوار است، اکبر هاشمی رفسنجانی کسی بود که علاوه بر رابطه قوی با بخشهای مختلف قدرت متمرکز، به گفته فاطمه حقیقتجو "توانست به دلیل نگاهی که به مردم داشت از زمان عقب نیفتد و درکی بهتر از شرایط داشته باشد".
سدسازیهای دوره هاشمی رفسنجانی از نظر کارشناسان زیست محیطی آثار اقلیمی منفی ماندگاری داشته
دولت هاشمی رفسنجانی با وام خارجی، خصوصیسازی و افزایش نرخ ارز به دنبال تأمین هزینههای "سازندگی" بود. این روند هرچند که به رشد اقتصادی بالا منجر شد، با تورم نزدیک به ۵۰ درصدی در سال ۱۳۷۴ و شورشهایی در برخی شهرها همراه بود.
سعید رهنما میگوید که سیاستهای اقتصادی هاشمی رفسنجانی "در ایجاد یک طبقه سرمایه دار جدید متشکل از کادرهای سپاه و روحانیون و خانوادههای آنها سهم بسیار مهمی ایفا کرد. تحت عنوان خصوصی سازی عملا بسیاری صنایع، معادن، کشت و صنعتها و بخش قابل توجهی از منابع و اموال دولتی، و اموال مصادره شده سرمایه داران بزرگ زمان شاه به اینها واگذار شد و یک طبقه سرمایه دار اسلامی جدید اضافه شد. "
"مدیران و مقامها و سرداران به هر حال صاحب سرمایه، زمین و مستغلات شدند و پارهای از این افراد که میخواستند بروند بهشت، بهشت را به نوعی روی زمین پیدا کردند. این تحول طبقاتی حتی به شکلی در موضع گیری سیاسی آنها هم بی تاثیر نبوده و بخشی از آنها را میانه رو کرده است."
رویاهای اقتصادی هاشمی رفسنجانی تا کجا به واقعیت پیوست؟
دو شاخصی که رکورد شکست؛ نگاهی به کارنامه اقتصادی دولت هاشمی
اگرچه تورم بالا و نارضایتیها باعث شد که دولت هاشمی رفسنجانی تا حدی از اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری عقبنشینی کند، اما تا دو دهه پس از آن برنامههای اقتصادی تدوینشده در دوران او به اولویتهای اقتصادی مسلط تبدیل شدند.
آیتالله خامنهای در سال ۱۳۸۴ مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره اصل ۴۴ قانون اساسی را ابلاغ کرد و به این ترتیب راه برای فعالیت بخش خصوصی در زمینههای که قانون اساسی آنها را دولتی میدانست باز شد.
در سال ۱۳۸۹ هم دولت محمود احمدینژاد، این منتقد سرسخت اکبر هاشمی رفسنجانی، با اجرای قانون هدفمندی یارانهها، قطع سوبسید مواد سوختی، خوراکی، برق و آب را آغاز کرد.
سعید رهنما میگوید شعارهایی مثل "اقتصاد مقاومتی" نیز با این سیاستهای کلان نئولیبرال تضادی ندارند و بیشتر محصول اجبارهای بیرونی هستند.
یکی از تحولات مهم دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی آغاز فعالیتهای اقتصادی گسترده سپاه بود.
به گفته فاطمه حقیقتجو "سپاه تازه از جنگ آمده بود و نیروی بزرگی داشت. آقای هاشمی به این نتیجه رسید که از این نیروهایی که تازه برگشتهاند در جهت توسعه کشور استفاده شود. پس توانمندی سپاه از امور نظامی-دفاعی به سمت سازندگی حرکت کرد و اختیارات زیادی در زمینه سدسازی و زیر ساختهای اقتصادی گرفت.
اطلاعات تکمیلی درسایت BBC اخبارویژه نوشته است .
هاشمی رفسنجانی چگونه به ایران ۱۳۹۶ شکل میدهد؟

۱۳۹۶ فروردین ۱۴, دوشنبه
فرزند هاشمی رفسنجانی: دفتر مشاوران پدرم علیرغم پیگیری آقای شمخانی هنوز مهروموم است
یاسر هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است که دفتر مشاوران آقای هاشمی رفسنجانی که پس از درگذشت او مهر و موم شد، علیرغم تلاش دبیر شورای عالی امنیت ملی همچنان در همان وضعیت قرار دارد.
آقای هاشمی به خبرگزاری آنا گفته است که درباره مرجعی که درخواست مهروموم دفتر مشاوران پدرش را داده حتی با دفتر آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران هم تماس گرفته اند، اما "آنها گفتند ما چنین دستوری ندادیم".
دفاتر مشاوران رئیس مجمع تشخیص مصلحت در ساختمانی در شمال تهران قرار دارد که محل مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع است. این دفاتر سه روز پس از درگذشت آقای هاشمی رفسنجانی مهروموم شد، اما به گفته فرزند آقای هاشمی رفسنجانی هیچ مرجعی مسئولیت این اقدام را به عهده نمی گیرد.
او از مهروموم دفاتر مشاوران آقای هاشمی رفسنجانی انتقاد کرده و گفته "از کارهای نسجیده وشتابزده ای" بود که پس از درگذشت پدرش اتفاق افتاد.
+ بیشتر بخوانید: دفتر مشاوران اکبر هاشمی رفسنجانی در مرکز تحقیقات مجمع مهروموم شد
به گفته آقای هاشمی "هر وقت ما جویا شدیم که دلیل این مسأله چه بوده است، اعلام کردند از بالا دستور رسیده است. از بالا و حتی دفتر مقام معظم رهبری را نیز ما بررسی کردیم و آنها هم گفتند که ما چنین دستوری ندادهایم. در آخر هم نفهمیدیم که این بالا چه چیز و چه کسی است".
"در یک مقطعی آقای شمخانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی پیگیر ماجرا بود و خود ایشان به من اعلام کرد که این کار بدون مجوز ما بوده و کتبا اعلام کردهایم که پلمپ باز شود ولی تاکنون به نتیجه نرسیده است".
یاسر هاشمی گفته است که "حتی دفتر آقای هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمپ نشد، دفتر دانشگاه آزاد پلمپ نشد، دفتر مشاوران در خود مجمع تشخیص (در ساختمان کاخ مرمر در جنوب تهران) پلمپ نشده است و در آن دفتر رفتوآمد وجود دارد و مشاوران جلسات خود را برگزار میکنند".
ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک که دفتر مشاوران رئیس مجمع تشخیص مصلحت در آن مهروموم شده با علی اکبر ولایتی مشاور امور بین الملل آیت الله خامنه ای است.
۱۳۹۵ اسفند ۱۴, شنبه
رحمانی فضلی اعلام کرد: دستور کار اصلی وزارت کشور در انتخابات ۹۶

۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه
بخشی از حقآبه هورالعظیم صرف برنجکاری شدمرگومیر ماهیها به دلیل کاهش آب ورودی
نگام، اجتماعی- مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان گفت: در شهریور ماه مقدار زیادی در اراضی دشت آزادگان برنج کاری شد.
احمدرضا لاهیجان زاده در گفتوگو با ایلنا، در مورد وضعیت آلودگی هوا در خوزستان گفت: روز شنبه اعداد مربوط به غلظت آلایندههای هوا به ۲۵۰۰ میکرو گرم بر متر مکعب رسید، روز یکشنبه این عدد ۱۵۰۰ بود و از دیروز اعداد کاهش داشته و امروز به ۴۰۰ تا ۵۰۰ و در برخی نقاط ۶۰۰ بوده است.
وی در ارتباط با تامین حقآبه هورالعظیم توضیح داد: توافقی که برای هورالعظیم شده بین ۱.۴ تا ۱.۶میلیارد متر مکعب آب است، سال گذشته به واسطه بارندگیهای خوب در حوزه کرخه رهاسازی آب نسبتا مناسب بود، سال آبی ۹۴ -۹۵ حدود ۱.۱ میلیارد متر مکعب آب در کرخه رهاسازی شد که بخش زیادی از آن وارد هورالعظیم شد و به نسبت سال خوبی را گذاراندیم، حدود ۶۳ درصد از تالاب به زیر آب رفت که اتفاق خوبی بود.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان افزود: امسال هم بنا داریم از آبانماه با یک برنامهریزی رهاسازی مناسبی انجام بگیرد به طوری که نه تنها پوشش ۶۳درصدی تالاب را داشته باشیم بلکه این سطح افزایش نیز پیدا کند.
لاهیجانزاده در مورد چالشهای موجود برای تامین حقآبه هورالعظیم گفت: تنها چالشی که داشتیم این بود که در شهریور ماه مقدار زیادی در اراضی دشت آزادگان برنج کاری (شلتوک کاری) انجام شد و حجمی از آب که باید وارد تالاب میشد، صرف برنجکاری شد که بخش زیادی از آن از طریق پمپهای غیرمجاز نصب شده صورت گرفت.
وی افزود: باید این مساله مدیریت شود که اگر قرار است آب را برای هورالعظیم اختصاص دهیم، باید مدیریت الگوی کشت و مدیریت برداشت غیرمجاز آب نیز هم زمان توسط وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی صورت بگیرد، به دلیل اتفاقات پیش آمده در شهریور ماه ما دچار مشکل شدیم و به خاطر برداشت بیرویه، آب ورودی به تالاب کاهش پیدا کرد و سبب شد که مرگ میر ماهیها را برای چند روز داشته باشیم البته بلافاصله رهاسازی انجام شد و ۵۰ مترمکعب آب برثانیه نیز اضافه شد تا این مشکل تا حدی جبران شود.
با دیگران به اشتراک بگذارید:
۱۳۹۵ اسفند ۸, یکشنبه
روز وکیل؛ مدافعانی که حق دفاع ندارند
هفتم اسفند، روز «وکیل مدافع» در حالی در ایران جشن گرفته میشود که بسیاری از وکلای فعال حقوق بشر یا در زندان هستند، یا حق وکالت ندارند.
این روز به مناسبت تصویب «لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری» به ابتکار دکتر محمد مصدق، حقوقدان و نخستوزیر وقت در ۷ اسفند ۱۳۳۱«روز وکیل مدافع» نام گرفته است.
عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر همچنان در حال سپری کردن حکم ۱۰ سال حبس خود است. و نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر ساکن تهران که مدت سه سال را هم به خاطر دفاع از موکلانش در زندان سپری کرده، میگوید بسیاری از وکلایی که در حال حاضر در زندان نیستند و حکم ممنوعیت از وکالت هم ندارند، در عمل همچنان اجازه وکالت ندارند.
«در بسیاری از موارد موکل تهدید میشود که اگر وکیلی که سابقه دفاع از متهمان سیاسی و عقیدتی را داشته انتخاب کند، وضعیتش بدتر خواهد شد و سفارش میشود که یا اصولا وکیلی را انتخاب نکند و یا وکیلی را که قوه قضاییه معرفی میکند، انتخاب کند. این مساله برای بسیاری از موکلین من و سایر همکارانم پیش آمده. علاوه بر آن به من اجازه ورود به دادگاه انقلاب را هم نمیدهند. بنابراین هر چند در حال حاضر حکم تعلیق پروانهام رفع شده اما همچنان در بسیاری از پروندهها عملا اجازه وکالت ندارم.»
پروانه وکالت نسرین ستوده در مهر ماه سال ۹۳ توسط شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا ابتدا به مدت ۳ سال و در نهایت و در پی اعتراضات فراوان (از جمله تحصنهای مداوم ستوده در مقابل کانون وکلا) به مدت ۹ ماه معلق شد. خانم ستوده میگوید این حکم تحت فشار دادستانی صادر شده و مستند حکم دادگاه انتظامی وکلا، حکم صادره از دادگاه انقلاب بوده است.
این در حالی است که به گفته ستوده دادگاه انقلاب از ابتدا به اشتباه حکم به محرومیت وی از وکالت داده بود چرا که به موجب قانون هیچ مرجعی غیر از دادگاه انتظامی وکلا نمیتواند حکم به محرومیت یک وکیل بدهد «اما نه تنها کانون وکلا چشمش را بر این بیقانونی بست بلکه با صدور حکم تعلیق پروانهام، یک مجازات مضاعف هم بر من تحمیل کرد.»
این البته اولین بازی نیست که پروانه وکالت وکیلی صرفا به خاطر ایفای وظایف حرفهای توسط کانون وکلا معلق میشود. در این مورد خانم ستوده میگوید «قبل از من هم پروانه چند تن از همکارانم توسط کانون وکلا معلق شده بود، از جمله محمد نجفی در اراک که پروانهاش به مدت سه سال تعلیق شد. همکار دیگری هم در ارومیه پروانهاش به همین ترتیب معلق شد. مورد دیگر نجما رحمانی بود که کانون وکلا پارسال بدون وجود حکم قانونی به مدت چند ماه از تمدید پروانهاش خودداری کرد. همچنین در برخی از موارد هم مانند خانم عبادی کانون به بهانههای واهی از تمدید پروانه خودداری کرده است.»
پروانه شیرین عبادی، وکیل و برنده جایزه صلح نویل ۲۰۰۳ از سال ۸۸ به بعد دیگر تمدید نشد. شیرین عبادی در مورد علت تمدید نشدن پروانهاش می گوید «کانون وکلا با این بهانه که من در خارج از کشور هستم، از تمدید پروانه وکالتم خودداری کرد. این در حالی است که طبق قانون، تمدید پروانه ارتباطی به حضور فیزیکی در ایران ندارد.»
عثمان مزین، حقوقدان ساکن تهران نیز تجربه مشابهی در این خصوص دارد: «پروانه وکالت یکی از موکلانم (آقای مسعود شمسنژاد که خود وکیل دادگستری است) به صرف این که برایش کیفرخواست صادر شده بود، توسط کانون وکلا به مدت حدود ۲ سال لغو شد و در این مدت ایشان از وکالت محروم شدند.
هر چند طبق ماده ۸۷ «آئیننامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلا دادگستری» اگر اتهام سنگینی (هم چون کلاهبرداری و اختلاس) در کیفرخواست متوجه وکیل شود که مخالف شأن وکیل باشد، کانون وکلا میتواند تا مشخص شدن حکم دادگاه، پروانه وکیل را معلق کند اما اتهامی که در کیفرخواست به ایشان نسبت داده شده بود (فعالیت تبلیغی علیه نظام)، اتهام سنگینی نبود با این حال پروانه ایشان به مدت حدود دو سال توسط کانون وکلا معلق شد.»
محمد سیف زاده، حقوقدان و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر که حدود یک سال پیش با سپری کردن دوران محکومیت ۵ ساله خود از زندان آزاد شد، میگوید «وقتی کانون مدافعان حقوق بشر تاسیس شد، من و دیگر همکاران شروع به دفاع از حقوق متهمین سیاسی و مطبوعاتی به طور مجانی کردیم.
اول من را گرفتند، بعد آقای سلطانی را و بعد هم برای دیگر همکاران مشکلاتی را ایجاد کردند. وقتی دیدم هیچ صدایی از کانون وکلای دادگستری در حمایت از ما بلند نمیشود، نامهای به هیات مدیره کانون وکلا نوشتم و گفتم اکنون که شما قادر به دفاع از حقوق هم صنفیهای خودتان نیستنید، وکالت دیگر برای من افتخاری ندارد و و تقاضای بازنشستگی کردم.»
اما کانون وکلا همیشه مورد انتقاد وکلا نبوده است. عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و رییس فدراسیون بینالمللی جوامع حقوق بشر که پیش از انقلاب در ایران به وکالت مشغول بوده، اصولا کانون وکلای پیش از انقلاب را با کانون وکلای بعد از انقلاب، قابل مقایسه نمیداند: «در رژیم گذشته کانون وکلا واقعا مستقل بود و توسط هیات مدیرهای که هر دو سال یک بار از طرف وکلا انتخاب میشد، اداره میشد. انتخابات صد در صد آزاد بود و دولت و ساواک هیچ گونه دخالتی در آن نداشتند. خیلی از مواقع وکلایی که از نظر سیاسی موافق حکومت نبودند، نه تنها کاندیدا که انتخاب هم میشدند.»
آقای لاهیجی هم چنان در مورد مصونیت وکلای دادگستری در دوران قبل از انقلاب میگوید: «وکلا هرگز به مناسبت پروندههایشان تحت تعقیب قرار نگرفتند و مصونیت حرفهای داشتند. دولت هیچ گونه فشاری به کانون وارد نمیکرد که پروانه وکیلی را لغو کند، در حالی که پروانه وکالت دهها وکیل دادگستری از جمله خودم بعد از انقلاب باطل شد.»
کانون وکلای دادگستری با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷ بسته شد؛ بسیاری از اعضای هیات مدیره زندانی شدند و پروانه وکالت بسیاری نیز تحت عنوان «تصفیه» باطل شد. کانون وکلا پس از بازگشایی نیز تا مدتها توسط سرپرست تعیین شده توسط قوه قضاییه اداره میشد.
با روی کار آمدن دولت خاتمی برای اولین بار در سال ۷۶ اجازه برگزاری انتخابات کانون وکلا صادر شد اما چند ماه قبل از برگزاری انتخابات «قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری» به تصویب مجلس رسید که به موجب آن تأیید صلاحیت داوطلبان عضویت هیأت مدیره کانونها به دادگاه انتظامی قضات - که از نهادهای زیرمجموعه قوه قضائیه است- واگذار شد.
شیرین عبادی که صلاحیتش چند بار از سوی دادگاه انتظامی قضات رد شده بود، معتقد است دادگاه انتظامی قضات هیچ گاه در تایید صلاحیت کاندیداهای هیات مدیره به طور منصفانه و بیطرف عمل نکرده و صلاحیت وکلایی را که سابقه دفاع از پروندههای حقوق بشری داشتهاند، رد کرده است.
هر چند در سالهای اخیر وکلای زیادی به خاطر ایفای وظایف حرفهای خود مجبور به تحمل زندان یا سایر محدودیتهای وارده از سوی قوه قضائیه و نهادهای امنیتی (همچون احضارهای مکرر، بازجویی، ممنوع الخروجی، کارشکنی در قبول پرونده و ...) شدهاند، اما به اعتقاد بسیاری از وکلا، وجود کانون وکلایی مستقل میتوانست مرهمی برای روزهای سخت این وکلا باشد.
نرگس توسلیان
دکترای حقوق
1395اسفند07
۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه
پدرم پروندهاش نخوانده بایگانی میشود نامه مائده سلطانی به وزیر اطلاعات ❱ جمعه, ۶ام اسفند, ۱۳۹۵
نگام، حقوق بشر – مائده سلطانی، دختر عبد الفتاح سلطانی (وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر)، در نامهای به وزیر اطلاعات از بیماری گوارشی پدرش در زندان اوین خبر داده و اعلام داشته که علیرغم واجد شرایط بودن این وکیل دادگستری، همچنان با مرخصی و آزادی مشروط وی مخالفت میشود.
متن این نامه که از سوی وبسایت کلمه منتشر شده است، در پی میآید:
آقای علوی! وزیر اطلاعات! شاید شما صدایمان را بشنوید
۶ سال از حبس پدرم عبدالفتاح سلطانی میگذرد. بدیهی ست کمترین حق زندانی درخواست اعاده دادرسی عادلانه است اما متأسفانه پرونده پدرم نخوانده بایگانی میشود!!!
بیش از سه سال از اعمال ماده ۱۸ گذشته و ۴ قاضی نظر دادهاند حکم اساساً به اعتبار امر مختومه باطل است ولی پرونده در حوزه ریاست قوه قضاییه قفل شده است. ۶ سال است مادرم بارها و بارها به مقامات نامه داده و درخواست رسیدگی به پرونده نموده ولی معلوم نیست این همه نامه کجا رفته است. پرونده پدرم با اعمالنفوذ کارمندان شما مغفول مانده و از اجرای قانون آزادی مشروط و مرخصی جلوگیری میشود!
پس از ۶ سال فقط یکبار از حق مرخصی استفاده کرده و اینک به بیماری نوسان فشارخون، کمخونی و بیماری حاد گوارشی مبتلا شدهاند!
اینک از شما بهعنوان وزیر اطلاعات که یقیناً نمیخواهید مسبب اتفاقات ناگوار زندانی باشید درخواست رسیدگی عاجل دارم!
مائده دختر عبدالفتاح سلطانی.
۴ اسفند ۱۳۹۵
با دیگران به اشتراک بگذارید:
۱۳۹۵ بهمن ۲۸, پنجشنبه
مراسم اربعین آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) تا ساعاتی دیگر آغاز می شود
۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه
با سلام بر امام حسین و یاد عطش او نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ❱ چهارشنبه, ۲۷ام بهمن, ۱۳۹۵
نگام ، حقوق بشر _ توقف روند درمانی دکتر مهدی خزعلی ، دومین پیام آیت الله صانعی ، حضور مجدد پزشکی قانونی به دستور دادستان و نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان از خبرهای روز جاری در رابطه با بازداشت و اعتصاب غذای دکتر مهدی خزعلی بوده است.
ادامه روند فشار بر دکتر مهدی خزعلی
طبق اخبار واصله نگهبانان و سرباز های زندان اوین مستقر در بیمارستان طالقانی از ورود پزشکان نزد دکتر مهدی خزعلی ممانعت به عمل می آورند.
طبق گفته ی مسئولان بیمارستان ، نگهبانان زندان، دکتر اسد زاده ( فوق تخصص گوارش ) و دکتر نصر اللهی ( فوق تخصص و رئیس بخش کلیه) را که برای انجام امور پزشکیآمده بودند را راه ندادند.
در ادامه روند دخالت نگهبانان در امور پزشکی و بیمارستان ، پزشکان در پرونده دکتر مهدی خزعلی قید کردند که از حضور ما بر بالین دکتر خزعلی ممانعت شد.
این در حالی است که پزشکان متخصص دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی نامه ای خطاب به دکتر خزعلی اعلام کردند که وضعیت حیاتی شما به شدت در خطر است و هر لحظه احتمال سکته قلبی و مغزی و یا نارسایی کلیه ها وجود دارد.
حضور پزشکی قانونی مرکز بر بالین دکتر مهدی خزعلی!
در پی دو بار اعلام پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و بیمارستان طالقانی مبنی بر وخامت حال مهدی خزعلی دکتر جعفری از طرف پزشکی قانونی مرکز برای بررسی وضعیت وی در بیمارستان طالقانی حاضر شد و شرح حال او را بررسی و گزارش خود را ارسال کرد.
این در حالی است که طی نامه محرمانه بیمارستان طالقانی ، گزارش پزشکان متخصص درباره وضعیت بحرانی دکتر مهدی خزعلی را تحویل دفتر دادستان تهران داده اند.

توقف روند درمانی مهدی خزعلی!
ظهر امروز با انجام آزمایش اکو گرافی مشخص شد عارضه قلبی وجود دارد و خزعلی نیاز به آنژیو گرافی دارد ، اما آنژیو گرافی در وضعیت اعتصاب غذا و دهیدراته ( کمبود آب ) بدن و عدم عملکرد خوب کلیه ها مقدور نیست.
وی هم چنان از خوردن و آشامیدن امتناع کرده و اجازه تزریق سرم به پزشکان نمی دهد و تنها در صورت آزادی کامل به اعتصاب غذای خشک خود پایان و اجازه ادامه درمان را خواهد داد.
دومین پیام آیت الله صانعی به دکتر مهدی خزعلی
آیت الله صانعی ضمن آرزوی سلامتی و شفای عاجل برای دکتر مهدی خزعلی خطاب به وی گفت : خدا شما را برای اسلام و مسلمین نگه دارد که شما بنیان گذار یک اساس نوین در اسلام هستید ، موفق باشید.
حضور مجدد پزشکی قانونی به دستور دادستان!
ظهر امروز نماینده پزشکی قانونی به همراه مسئول پزشکی قانونی بیمارستان طالقانی دکتر مهدی خزعلی را مورد معاینه و ویزیت قرار دادند.
در این ملاقات ضمن تاکید بر خطرات ناشی از اعتصاب غذا که تمام ارگان های حیاتی در خطر است از وی خواستند اجازه تزریق سرم بدهند.
اما دکتر مهدی خزعلی ضمن مخالفت گفت: من اعتصاب غذا نکرده ام که سرم بگیرم ، من اعتصاب غذا کرده ام تا آزادی ام را بدست آورم.
لازم به توضیح است که گزارش پزشکی قانونی از وضعیت وخیم و بحرانی وی برای دادستان ارسال گردیده است.
نامه دکتر مهدی خزعلی از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان:
در حالی که پزشکان اعلام کرده اند که هر لحظه احتمال دارد تمام ارگان های حساس بدن از کار بایستد متاسفانه امکان خطر و تهدید جدی سلامت دکتر خزعلی وجود دارد .
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز لحظاتی عطش بر من غلبه کرد ، ناخواسته به ذهن خطور کرد که بگویم : (حسین جان (علیه السلام) من هم با لب تشنه به دیدارت خواهم آمد ! )
که گریه امانم نداد ، تشنگی من بر تخت بیمارستان و در میان عزیزانی که هر یک می آیند و اصرار دارند سرم بگیر کجا و تشنگی حسین علیه السلام کجا ، آن امام شهدا را نه تنها آب ندادند از هر سو تیر و نیزه و شمشیری جسمش را پاره پاره کرد و به تشنگی اش افزود .
خانواده ی من در امن و امان و سیراب آب اند و آن بزرگوار عزیزان تشنه اش را در آن صحرای تفتیده در محاصره آتش دید و به دیدار جدش شتافت!
حسین جان (علیه السلام)؛ مصائب ما در برابر تو هیچ است ، هیچ!
السلام علیک یا اباعبدالله
مهدی خزعلی
با دیگران به اشتراک بگذارید:
۱۳۹۵ بهمن ۲۲, جمعه
هشدار عضو کمیسیون امنیت ملی ایران: ٣۶ پایگاه نظامی آمریکا در تیررس موشکهای ماست - گفتوگو باحسن هاشمیان
حجتالاسلام "مجتبی ذوالنور"، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران میگوید: ما ٣۶ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه را در تیررس موشکهای خود ثبت کردهایم.
این سخنان در حالی ایراد میشود که روز پنجشنبه ٢ فوریه، وزارت دفاع آمریکا پس از سالها ناوشکن عظیم "یو اس اس کُول" را راهی آبهای ساحلی یمن کرد که به زودی به منطقه استحفاظی مورد نظر ارتش آمریکا خواهد رسید.
ناوشکن "یو اس اس کُول" حامل پیشرفتهترین موشکهای هدایت شونده است؛ این ناوشکن عظیم هنگامی راهی آبهای منطقه حوزه دریای "عُمان" و دریای یمن شده است که چند روز پیش از آن در ٣٠ ژانویه، یک ناو جنگی عربستان سعودی مورد حمله سه قایق انتحاری شبه نظامیان حوثی مورد حمایت ایران قرار گرفت؛ دراین حمله انتحاری دو تن ازسرنشینان کشتی عربستان سعودی کشته شدند.
ناو "یو اس اس کُول" که اکنون به قصد آبهای ساحلی یمن در حرکت است، در سال 2000 میلادی در این منطقه در حالی که در "خلیج عدن" در حال سوختگیری بود، هدف حمله انتحاری قایقهای تندرو قرار گرفت که دهها نفر از خدمه این ناو جنگی کشته و زخمی شدند. درآن هنگام، سازمان "القاعده" مسئولیت حمله به "یو اس اس کُول" را برعهده گرفت.
هفته گذشته در اولین روزهای ورود رئیس جمهوری جدید آمریکا به کاخ سفید، مواضع القاعده در یمن، هدف حملات هوایی نیروهای آمریکا قرار گرفت. آمریکا اعلام داشته است که اعزام ناوشکن "یو اس اس کُول" با حمله به کشتی جنگی عربستان بیارتباط نیست.
و در تهران حجتالاسلام "مجتبی ذوالنور" عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، امروز یکشنبه ۱۷ بهمن/ ۵ فوریه، طی سخنانی از فعالیت 36 پایگاه نظامی آمریکا در منطقه خبر داد و گفت: ناوگان پنجم ارتش آمریکا بخشی از بحرین را اشغال کرده و دورترین پایگاه نظامی "دشمن" در اقیانوس هند مستقر بوده، اما این نقاط - به گفته حجتالاسلام ذوالنور، توسط سامانه های موشکی ایران ثبت شده است و درصورتی که خطایی ار دشمن سربزند با خاک یکسان خواهد شد.
این عضوکمیسیون امنیت ملی جمهوری اسلامی همچنین هشدارداد که «برای برخورد اولین موشک به تل اویو پایتخت اسرائیل، 7 دقیقه وقت لازم است».
درباره احتمالات بروز برخورد نظامی در منطقه میان ایران و یکی ازکشورهای حوزه خلیج فارس، یا دخالت نظامی آمریکا در امور منطقه مثلاً در حمایت از دولت قانونی "عبدُو ربُو منصور" در یمن، به گفتگو با حسن هاشمیان، تحلیلگر امور خاورمیانه مقیم آمریکا، گوش کنید.
۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه
سنگهایی که از چاه بیرون نمیآید!
سایت خبری-تحلیلی کلمهFebruary 8, 2017
کلمه-مرتضی طالقانی:
«در مسیری که سنگلاخ است نباید دوید.» این را حسن روحانی میگوید درست در آذر ۱۳۸۵ که او دیگر مسئولیت پرونده هستهای ایران را بر عهده ندارد و هوای رابطه ایران با آمریکا مانند هوای آن روزهای تهران بهشدت سرد است. او ادامه میدهد: «اگر با دیپلماسی کارمان جلو نرود احتمال وقوع همهچیز وجود دارد.» درست در همان روزها محمود احمدینژاد بازی دیگری را شروع کرده است. یک روز تصمیم میگیرد بودجه آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تأمین کند و روز بعد برای رهبران جهان نامه مینویسد، نامههایی البته یک طرفه و بدون پاسخ. احمدینژاد مدتی بعد سیاست نامهنگاری را هم تعطیل میکند و در چهارم آذر ۱۳۸۷ میگوید: «آنقدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه دانشان پاره شود!» جملهای که در محافل مختلف اجتماعی تنها نقل طنز میشود و ایران بازیگری منزوی درصحنه سیاست بینالملل لقب میگیرد. حتی رفقای روس همرأیهایشان را به ضرر ایران در صندوق شورای امنیت سازمان ملل میریزند و متحد استراتژیک برای چندین و چندمین بار پشت ایران را در محافل بینالمللی خالی میکند.
از کیک و انجیل تا نیشگون های سیاسی
حالا همه میدانستند که بازهم سنگ بزرگی در چاه افتاده است و قطعنامهها تنها یک کاغذ پاره بیارزش نیست، چاه رابطه ایران با غرب و بهویژه آمریکا پر از سنگهای تنشزا شده است، روحانی اتاق شورای عالی امنیت ملی را تحویل داده و حالا در گوشه مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت کنار یار قدیمی هاشمی مینشیند و سرنوشت انقلابیون را تماشا میکند، او میبیند که از آغازین روز تسخیر سفارت آمریکا تا ماجرای کیک و انجیل مک فارلین تا رویای ایرانیها برای ورود به بازی ریگان و کارتر بازی سخت و پرهزینهای بوده و مسیر پر از سنگ و راه طولانی است، بسیاری سنگها در چاهی افتاده که دیگر امکان خروج آن از کشور گرفتهشده است، قطعنامهها دیگر به تعبیر علی لاریجانی «نیشگون کوچک نیست.» بلکه ایران مسیر عراق را در پیشگرفته و حالا در حال اجرای برنامه نفت در برابر غذا است. نیشگونها، کاغذ پارهها و بیانیههای بیاهمیت یک مهلت یک ماهه برای ایران بود تا کلیه برنامههای هستهایاش را به تعلیق درآورد.
وقتی روحانی به حرف آمد
روابط آمریکا با انقلابیون ایران همواره پر تنش بوده است، حتی روزهایی که در ایران خاتمی با گفتگوی تمدنها روی کار است بوش پسر ایرانیان را محور شرارت میخواند، هرچند قبلتر از آن در یک کمدی تراژیک خاتمی را از دست دادن عرفی دیپلماتیک با کلینتون منع کرده باشند!
اما در زمستان ۹۱ آنقدر وضعیت وخیم است و سایه جنگ روی کشور افتاده که اتاق فکر مجمع تشخیص مصلحت دستبهکار میشود و باز هم روحانی به حرف میآید. او که تا پیشازاین متهم به اهمالکاری و برخوردهای غیرانقلابی در نشست سعدآباد بوده، میگوید «۱۲ سال است که کشور را در سختترین شرایط قرار دادهاند حتی دوستان ما هم به این تحریمها پیوستهاند و حالا وقت آن رسیده که از فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شویم!» به نظر میرسد نسیم عقلگرایی در حال وزیدن باشد، هرچند سنگ بنای عقلانیت در سیاست را میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ گذاشت و سیاستمداران را از ماجراجویی در سیاست بر حذر داشت. اما آن روزها بین بهاصطلاح انقلابیون حرفهای او خریدار زیادی نداشت، هرچند او پرتگاهها را در خشت خام دیده بود.
مذاکره بر خلاف شیوه چریک ها
انقلابیها در تهران تصمیم گرفتند بهطور مستقیم با آمریکاییها مذاکره کنند، دیپلماسی و عقلانیت قرار است جای روشهای چریکی را بگیرد، اما همواره شرطهای عجیب و متفاوت برای این دیالوگ وجود دارد، درست شبیه روزهای بحران تسخیر سفارت که یکی از نمایندگان وقت در مجلس پیشنهاد داده بود که تلویزیون و رادیوی آمریکا روزانه سه ساعت در اختیار انقلابیها و جمهوری اسلامی باشد تا ایران بتواند بدون سانسور با مردم آمریکا حرف بزند.
در روزهای اصلاحات کانال اروپا (انگلستان فرانسه و آلمان) پیک گفتگو بین ایران و آمریکا بود، البته قبلتر نیز سنت مذاکره ایران و آمریکا از سوی یک طرف سوم صورت میگرفت. در قضیه گروگانگیری صادق طباطبایی مینویسد «من با سفیر آلمان در تهران تماس گرفتم و از او خواستم با گشنر وزیر خارجه آلمان تماس بگیرد و پیغام ما را به آمریکاییها برساند!»
سنت مذاکره از طریق کشور ثانی حالا داشت رخت میبست و انقلابیها میخواستند مستقیم با خود آمریکا مذاکره کنند تا اینکه روز ۲۹ تیر ۱۳۹۲ با تلاشها و مذاکراتی نسبتاً طولانی از هتل کوبورگ وین دود سفید بلند شد و به تعبیر روحانی سایه جنگ از سر کشور رخت بربست.
ازغرب زدگی آل احمد تا ورود ترامپ
اما حتی با برجام هم قرار نبود دیوار بیاعتمادی بین ایران و آمریکا برداشته شود و هرروز سنگهای بیشتری به چاه رابطه انداخته میشد انگار این سنت ایران و آمریکاییهاست که به هم اعتمادی نداشته باشند، حتی محمدرضا پهلوی هم هیچگاه به آمریکاییها اعتماد نداشت و در کتاب معروفش مینویسد که کارتر باعث پایان سلطنت او بود و از آنسو آمریکاییها ایران را متهم میکردند که هیچگاه احترام متقابل برای طرفش قائل نیست.
حالا حمید رسایی نماینده وقت تهران برجام را سند فروش عزت ایران میدانست و آنسو ترامپ نامزد جنجالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اوباما را متهم به مماشات میکرد. توپخانه تندروهای هر دو طرف بهشدت فعال بود جایی که سرمقاله یکی از روزنامههای کشور با استعاره از کتاب غربزدگی آل احمد نوشت: «ظریف سرتاپا غربی است.»
این ماجرای بهشدت پیچیده و پرتنش با آمدن ترامپ به کاخ سفید روزهایی سختتری نیز خواهد داشت، حالا کار بهجایی رسیده که علیرضا زاکانی مینویسد: «در این روزهای پرتنش عقلانیت لازم است.»
سنگ هایی که از چاه بیرون نمی آید
به نظر میرسد هیچگاه قرار نیست رفتار استانداردی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد و هرازگاهی کسی پیدا میشود که میآید و میز بازی را به هم میزند. دانشجویان خط امام، بوش پسر، احمدینژاد یا ترامپ و بسیاری دیگر که نمیخواهند زیر بار رفتارهای عاقلانه بروند. از آنسو کسان دیگری هم در کنار این میز نشستهاند که بارها و بارها با شجاعت و سلاموصلوات خواستهاند سنگهای بحرانزا را از این چاه خارج کنند. ولی با مانع بزرگ کسانی روبرو میشوند که بحران میآفرینند و مدتی نان آن را میخورند، حالا ۳۸ سال است عدهای پشت میز مذاکره مینشینند و بازی به هم میخورد و درنهایت مردم دو کشور در کوچه بنبست ایران و آمریکا گرفتارشدهاند. تا باز سیاستمداران بعد از مدتی هر دو درمانده مجبور شوند پای میز مذاکره بنشینند و کاغذها را امضا کنند، الجزایر، مسقط یا وین هنوز مکان میز بعدی مذاکره معلوم نیست. حتی مشخص نیست غوغا سالاران حاکم بر کاخ سفید به مذاکره و معامله تن بدهند یا باید بازهم سالها صبر کرد.
این سرنوشت محتوم و تکراری و مصائب مذاکره است. البته جای شکرش باقی است که هنوز این مذاکرات یک سری عناصر تکراری هم دارد، بهزاد نبوی (بیانیه الجزایر) یا ظریف، روحانی، اوباماها و جان کریها هنوز جای خالی برای خاطرات شیرین مذاکره باقی گذاشتهاند.
۱۳۹۵ بهمن ۱۳, چهارشنبه
۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سهشنبه
وزیر بهداشت می گوید هر نوع پارازیتی مضر است .
اشتراک در:
پستها (Atom)

