۱۳۸۹ مهر ۲۷, سه‌شنبه

تحلیلی کوتاه بر سخنرانی خامنــه ای در قــم : گــام ِ معلـق ِ لَـک لَـک

سخنرانی ولی امر مسلمین جهان در قم تمام شد . - بگذرید که من مانده ام اول مسلمان باشم و بعد ولی امرم را انتخاب کنم ، یا نه اول باید ولی امرم را انتخاب کنم تا بتوانم مسلمان باشم . -... سخنرانی آقای خامنه ای در قم ، به « بهانه ی دیر رسیدن » با عجله و تیتر وار تمام شد والبته این دیر رسیدن هم بهانه ی خوبی است تا آدم وقتی « نمی تواند » کاری را به خوبی انجام دهد خودش را توجیه کند. سخنرانی آقای خامنه ای در حالی درقم تمام شد که « لکنت ها ی زبانی » و « تپق های کلامی » او بیشتر از همیشه بود ، بخصوص آنجا که می خواست مواردی را تیتر وار بگوید و اظهار کند که این موارد نه یک« نکته » بلکه « اوامری هستند که لازم است بخشنامه ای شوند » . آقا علیرغم آن که می خواست همه را به اطاعت امر فرا بخواند و خود را قوی تر و مسلط تر از همیشه نشان دهد ، اما نه تنها نتوانست از عهده ی این کار برآید بلکه مشخص بود که او با همه ی قوای نظامی و انتظامی خود نتوانسته است بر اضطراب و هراسی که بر ذهن او حاکم است ، چیره شود و چهره ی بزک کرده ی او هم حتی نتوانست این چیرگی را پنهان کند .هم چنین معلوم بود ، از غیبت و یا عدم حضور چهره هایی از علما و مراجع در مراسم سخنرانی خود عصبانی است . در یک کلام ، چهره ی امروز خامنه ای حامل عصبانیت و اضطرابی بود که سعی می کرد خود را با لباس تهدید بپوشاند . خامنه ای درقم ، خواص و مشخصا هاشمی رفسنجانی را به همراهی و اطاعت از قوه ی مجریه فراخواند و گفت که دیگر عذری را نمی پذیرد . اوهمه را به وحدت از نوع خودش فراخواند و تهدید کرد که دیگران و خواص فقط به اظهار نظر در این باره نپردازند و عملاً مطیع او باشند . اگرچه معلوم نیست خامنه ای در قم ، تا چه موفق به جلب نظر و تطمیع و تهدید علما و مراجع می شود تا ولایت خود را گسترش دهد و مشروعیت برباد رفته را باز پس بگیرد اما آنچه مسلم است نبرد خامنه ای با هاشمی رفسنجانی با همین اظهارات وارد فاز نهایی خود شده و خامنه ای می رود که آخرین سامورایی را هم به هاراکیری فرابخواند .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر