۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه

:: کوه و صدا: تا صبح چیزی نمانده است، اگر سبزها سحرخیز باشند

محمد رهبر - رسیدیم به لحظه های کابوسِ سید علی خامنه ای. شش سال پیش، پیکر تراشِ پیر از گل و لای مردابِ ولایت، غلامی ساخت تا حلقه بر گوش، آداب فرمانبرداری به دیگران بیاموزد. روسای جمهور پیشین، هیچ گاه بابِ میل رهبری نبودند. چه آن وقت که هاشمی رفسنجانی کار خود می کرد و فخر می فروخت و با نگاه به" آقا" می فهماند که آن جلسه خبرگان را فراموش نکند که حجت الاسلام را به کیمیاگری، یک شبه آیت الله کرد و چه خاتمی که هر روزش رنج بود و بیست میلیون رای پشتِ سر داشت که آقا می توانست مطمئن باشد در آن هیچ دخلی ندارد. "آقا"، احمدی نژاد را انتخاب کرد و نفسی راحت کشید. این حلاوتِ خوردن از دسترنج، پیکرتراشِ پیر را به قمار کشاند و آنچه از تتمه آبرو و حفظ ظاهر برای نظام مانده بود به پای این هیکلِ ناساز ریخت و شعبده بزرگ نمود و 25 میلیون رای برایش ساخت و آن سرکوب و ندا کُشی کرد که به جنایت نامبردارش ساخت. ...حال رهبر بد است. پیکر تراشِ پیر درعزاداری فاطمیه برای خود گریه می کرد، حاج منصور و صدیقی را اجازت داده بود تا بر دست ساخته اش بتازنند و از مهر ولایت بگویند و ابراز بندگی کنند که بسیار نیازمند است و به این فکر فرو می رفت که حالا باید دستاورد سالهای رهبری را نابود کند و احمدی نژادِ مغرور به رای نداشته را که سازنده فراموش کرده و این همه هشدار به گوش نمی گیرد...تیشه ها به دست خدام بتخانه داده شد که بشکنند. "طائب" که فرمانده نامدار سرکوب است، گفت که فقط رهبراست که می ماند و شکستن را ازدور بریهای احمدی نژاد آغاز خواهند کرد. "احمد خاتمی" جارچی بتخانه گفت که همه آن رایها که به حساب احمدی نژاد ریخته شده از آنِ رهبری است. اما اشتباه هولناک را "صدیقی" پاسبانِ شبهای بتخانه کرد، به نماز جمعه رفت و احمدی نژاد را تحقیر کرد و کار به ناموس کشاند، درست همان کاری که محمود در شب حماسه مناظره با میر حسین موسوی کرد و با گفتن و نگفتن، ذهن میر را بر هم می ریخت و غیرتش جوشان می کرد. صدیقی بااین گفته که حکم حکومتی می تواند به همسرِ احمدی نژاد هم برسد، محمود را با خاک یکسان می کرد، تحقیری مغول وار که همه حیثیت یک مرد را نشانه می رود و تیر زهر آگینش از مقام و اعتقاد می گذرد و غرور را منهدم می کند. احمدی نژاد از همان دست گرفت که داده بود و کردار بدش در کوهستان دنیا کمانه کرد...آخرین سنگر نشینان، با شکستن احمدی نژاد ممکن است از خواب مصنوعی بیدار شوند و این سوال را بپرسند که پس علم غیب ولایت و اتصالش به امام غایب کجا رفته بود و این خطای عظیم از کجا آمد. یا بپرسند که مگر ما حامیانِ ولایت انسان نیستیم و مگر برده ایم که بتوان چون محمود هر کار با ما کرد و در این صورت محمود احمدی نژاد، نماد طغیان بردگانِ بدنه نظام خواهد شد. احمدی نژاد در لحظه های غریب تاریخ به سر می برد از آن نغز بازی ها که می تواند ظالمی را در مقابل ستمگری بزرگتر، مظلوم جلوه دهد و محبوبیتی لحظه ای بسازد، البته که این سیاهی سبز نخواهد شد اما می تواند این شب را از درون بشکند. تا صبح چیزی نمانده است، اگر سبزها سحرخیز باشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر