۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه

:: شصت سال سرکوب جنبش دانشجویی؛ تلاشی شکست خورده



برای جنبش دانشجویی ایران، گویا نه تغییر در حکومت‌ها و نه تغییر در دولت‌ها، تفاوت آن‌چنانی در برخوردها ایجاد نمی‌کند: دانشجویان به عنوان موتور محرکه‌ جریان دموکراسی‌خواه ایران، چه در حکومت پهلوی و چه در حکومت جمهوری‌ اسلامی، همواره با برخوردهای حاکمیت مواجه بوده‌اند. گرچه در دوره‌های مختلف، میزان این برخورد کم یا زیاد شده، اما همواره وجود داشته است. احتمالا می‌توان از فرستادن نخستین گروه جوانان ایرانی به اروپا برای تحصیل علوم جدید توسط رضا شاه، به عنوان نطفه آغازین این حرکت دانشجویی در ایران یاد کرد. در میان این گروه از دانشجویان افرادی چون مهدی بازرگان و یدالله سحابی نیز حضور داشتند که سال‌ها بعد، از موسسان انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه‌ها بودند. | حاکمیت جمهوری اسلامی از سوم تیر ماه سال هشتاد و چهار، با استفاده از تجربیات گذشته‌ی خود راه جدیدی را در پیش گرفته است. اگر پیش از این و در دهه‌های شصت و هفتاد، مخالفان در دانشگاه‌ها مشغول تجهیز تئوریک خود بودند و نیروهایی را پیرامون خود جمع می‌کردند، اکنون نه تنها امکان حضور در دانشگاه را ندارند، بلکه تقریبا استادی نیز برای تعلیم آن‌چه که به دنبال آن هستند، دردانشگاه‌ها باقی نمانده است: حکومت از سویی با شیوه‌های مختلف اجازه تحصیل در دانشگاه را از دانشجویان منتقد می‌گیرد و از سوی دیگر با بازنشسته کردن اساتیدی که دل‌بستگی به آن ندارند، امکان تربیت مخالفان جدید را کمتر می‌کند. تجربیات دوران حکومت محمدرضا پهلوی و همچنین جمهوری‌اسلامی در دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که تلاش برای به سکوت کشاندن دانشگاه، معمولا شکست خورده است. دانشجویان همواره از نخستین فرصت‌ها برای ابراز مخالفت خود استفاده کرده‌اند و به نوعی باعث شکسته شدن جو سکوت نیز شده‌اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر